طهارت جسمی کودک

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کودکان با طهارت روحی که در آیات و روایات، فطرت توحیدی نامیده شده آفریده شده‌اند و از نخستین روزی که قدم به عالم هستی می‌گذارند، این نور الهی در وجود آنان شعله‌ور است.
طهارت جسمی کودک با قبول اسلام محقق می‌شود، اگر پدر و مادر طفل یا یکی از آنها مسلمان باشند، کودک نیز به تبعیّت از آنها پاک و حکم به مسلمان بودنش می‌شود، حتی اگر کودکی که دارای هویّت نیست و پدر و مادر شناخته شده ندارد (لقیط) در دارالاسلام یعنی ممالک و شهرهای مسلمان‌نشین پیدا شود، طبق نظریّه مشهور بین فقها، به تبعیّت از دارالاسلام، حکم به مسلمان بودنش می‌شود.


طهارت با پذیرش اسلام

[ویرایش]

بی‌تردید، اسلام سبب طهارت جسم و جان مسلمان می‌باشد
[۴] جمعی از نویسندگان، موسوعة احکام الاطفال وادلّتها، ج۴، ص۲۰۰.
و این طهارت گاهی مباشرتاً تحقّق می‌یابد، به این معنی که فرد بالغ عاقل یا کودک ممیّز عاقل، با قبول اسلام از کفر پاک می‌گردد و گاهی با تبعیّت، مانند آن‌که کودک به تبعیّت از پدر یا مادر و یا هر دو نفر، حکم به مسلمان بودنش می‌شود. البته تبعیّت دارای اقسامی است که در ادامه به شرح آن می‌پردازیم:

تبعیّت کودک از والدین مسلمان خود

[ویرایش]

این حکم مورد توافق فقها، بلکه اجماعی است که اگر پدر و مادر طفل یا یکی از آنها مسلمان باشند، کودک نیز به تبعیّت از آنها پاک و حکم به مسلمان بودنش می‌شود، اعمّ از این‌که هر دو در حین انعقاد نطفه کودک، مسلمان باشند و این اعتقاد تا زمان بلوغ وی ادامه داشته باشد، یا یکی از آنها این‌گونه باشد و نیز اعمّ از این‌که یکی از آنها یا هر دو بعد از آن‌که در برهه‌ای از زمان مسلمان بودند، مرتد و کافر گردند.
هم‌چنین اگر پدر و مادر طفل در حین انعقاد او کافر باشند و سپس هر دو، یا یکی از آنها مسلمان شوند، این حکم جاری است و در این حکم بین طفل ممیّز و غیرممیّز فرقی نیست. در تمام صورت‌هایی که ذکر شد، حکم به مسلمان بودن طفل و طهارت جسم و جان وی می‌گردد؛ این مساله مورد توافق فقیهان امامیّه است و کسی در آن تردید ننموده است.
[۸] طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی مع تعلیقات عدة من الفقهاء، ج۱، ص۲۷۴.


دلایل تبعیّت کودک از پدر و مادر

[ویرایش]

دلایل تبعیّت کودک از پدر و مادر در آیات و روایات و گفتار علما بیان شده است:

← آیه قرآن


الف: خداوند می‌فرماید: کسانی که ایمان آوردند و فرزندانشان به پیروی از آنها ایمان اختیار کردند را، در بهشت به آنها ملحق می‌کنیم، بی‌آن‌که از عمل آنها چیزی بکاهیم. «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّیَّتُهُمْ بِاِیمَانٍ اَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَمَا اَلَتْنَاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِّنْ شَیءٍ».
برخی از مفسّرین «ذرّیة» در این آیه را به‌معنی فرزند، اعمّ از صغیر و کبیر دانسته‌اند، در این صورت از آیه استفاده می‌شود، کودکان مسلمان در احکام اسلام مثل مساله مورد بحث، ملحق به پدر و مادر خویش می‌باشند.
برخی دیگر «ذرّیتهم» را «ذریّاتهم» قرائت کرده‌اند و گفته‌اند، معنی آیه چنین می‌شود: «ما کودکان را در ایمان، تابع پدر و مادر خود قرار دادیم».

← روایات


در خبر معروف و مشهوری، پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرموده است: هر کودک بر فطرت توحید و خداشناسی متولّد می‌شود و پدر و مادر او را به آیین یهودیّت و یا نصرانیّت سوق می‌دهند؛ همین مضمون به طریق صحیح، از امام صادق (علیه‌السّلام) نیز روایت شده است.
بعضی از فقها از جمله شیخ طوسی به این حدیث برای تبعیّت کودک از پدر یا مادر مسلمان خود، استناد نموده و گفته‌اند: اگر مادری که از شوهر مُشرک خود حامله شده، مسلمان شود یا از او فرزند غیربالغ داشته باشد، به تبعیّت از مادر، حکم به اسلام کودک و نیز جنینی که آن زن در رحم دارد، می‌شود.

در خبر دیگری، راوی می‌گوید: از امام صادق (علیه‌السّلام) سؤال نمودم، مردی در بین کفّار، اسلام را می‌پذیرد، سپس مسلمانان بر شهر آنها مسلّط شده، آنها را اسیر می‌نمایند؟
حضرت فرمود: مسلمان شدن آن شخص، برای آزادی خود و فرزندان صغیرش کافی است (در این حکم فرزندان از او تبعیّت می‌نمایند) و آن فرزندان را نمی‌توان به اسارت گرفت. «اِسْلاٰمُهُ اِسْلاٰمٌ لِنَفْسِهِ وَلِوُلْدِهِ الصِّغٰارِ وَهُمْ اَحْرٰارٌ». برخی از فقیهان از جمله صاحب جواهر به این روایت استدلال نموده‌اند. روایات دیگری نیز در این زمینه وجود دارد.

← دیدگاه علما


بسیاری از فقها این مساله را اجماعی دانسته‌اند و برخی آن را از ضروریّات فقه امامیّه برشمره‌اند.
البته برخی از فقها، مانند علاّمه حلّی، صاحب جواهر ، آیت‌الله حکیم و دیگران معتقدند: در بعضی حالات حکم به طهارت و مسلمان بودن کودک به تبعیّت از جدّ یا جدّه‌اش می‌شود، بنابراین اگر هر دو یا یکی از جدّ یا جدّه او مسلمان شوند، اعمّ از این‌که جدّ و جدّه پدری باشند یا مادری، کودک نیز به تبعیّت از آنها مسلمان می‌باشد، مشروط به این‌که پدر طفل در قید حیات نباشد؛ زیرا در این صورت بر جدّ، اطلاق پدر کودک صحیح است.

تبعیّت کودک از دارالاسلام

[ویرایش]

اگر کودکی که دارای هویّت نیست و پدر و مادر شناخته شده ندارد (لقیط) در دارالاسلام (مقصود از دارالاسلام، شهرهایی است که در اسلام بنا شده و کفّار و مشرکین در آن نبوده‌اند یا شهرهایی که در ابتدا برای کفّار بوده و مسلمانان بر آن مسلّط شده باشند و کافران در این‌گونه بلاد، تحت حمایت مسلمانان می‌باشند و به آنها جزیه پرداخت می‌کنند. ) یعنی ممالک و شهرهای مسلمان‌نشین پیدا شود، طبق نظریّه مشهور بین فقها، به تبعیّت از دارالاسلام، حکم به مسلمان بودنش می‌شود. برخی در این‌باره ادّعای عدم خلاف نموده‌اند.
برای اثبات این نظریّه، به برخی از روایات که در مباحث گذشته ذکر شد، مانند روایت معروف «مٰا مِنْ مَوْلُودٍ یُولَدُ الّا عَلَی الْفِطْرَةِ فَاَبَوٰاهُ اللَّذٰانِ یُهَوِّدٰانِهِ وَیُنَصِّرٰانِهِ وَیُمَجِّسٰانِهِ» استدلال شده است.
هم‌چنین به روایاتی که دلالت دارند صدقه و وقف بر لقیط جایز است، می‌توان استدلال کرد، زیرا وقف مؤمن بر کافر، باطل و غیر جائز است. هم‌چنین به روایاتی که می‌گوید، قذف لقیط موجب حدّ است، می‌توان استناد جست، زیرا برای اجرای حدّ، شرط است کسی که مورد قذف قرار می‌گیرد، مسلمان باشد.
[۴۳] جمعی از نویسندگان، موسوعة احکام الاطفال و ادلتّها، ج۴، ص۲۲۰-۲۲۱.

افزون بر این، سیره قطعی، وجود دارد بر این‌که امامیّه، لقیطِ دارالاسلام را مسلمان می‌داند و احکام اسلام در مورد او به اجرا در می‌آورد.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الروضة البهیة، ج۱، ص۲۲.    
۲. حسینی عاملی، سیدجواد، مفتاح الکرامة، ج۱۲، ص۳۹.    
۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۵۲.    
۴. جمعی از نویسندگان، موسوعة احکام الاطفال وادلّتها، ج۴، ص۲۰۰.
۵. طوسی، محمد بن حسن، المبسوط، ج۳، ص۳۴۲.    
۶. حلی، یحیی بن سعید، الجامع للشرائع، ص۳۵۷.    
۷. شهید اول، محمد بن جمال‌الدین، الدروس الشرعیّة، ج۲، ص۳۴۵.    
۸. طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی مع تعلیقات عدة من الفقهاء، ج۱، ص۲۷۴.
۹. طور/سوره۵۲، آیه۲۱.    
۱۰. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۹، ص۲۷۴-۲۷۵.    
۱۱. بیضاوی، عبدالله بن عمر، انوار التنزیل، ج۵، ص۲۴۷.    
۱۲. ابن ابی‌جمهور، محمد بن علی، عوالی اللئالی، ج۱، ص۳۵، ح۱۸.    
۱۳. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۲۵، باب ۴۸ من ابواب جهاد العدوّ، ح۳.    
۱۴. طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ج۳، ص۵۹۱، مساله ۱۹.    
۱۵. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۱۶-۱۱۷، باب ۴۳ من ابواب جهاد العدّو، ح۱.    
۱۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۵-۳۶.    
۱۷. شیخ صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۵۲-۱۵۳، ح۳۵۵۶.    
۱۸. شیخ صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۴۹۱، ح۴۷۳۹.    
۱۹. طوسی، محمد بن حسن، المبسوط، ج۳، ص۳۴۲.    
۲۰. طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، ج۳، ص۵۹۱، مساله ۱۹.    
۲۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۱۳۴-۱۳۵.    
۲۲. حسینی عاملی، سیدجواد، مفتاح الکرامة، ج۱۷، ص۵۷۵-۵۷۶.    
۲۳. امام خمینی، سیدروح‌الله، کتاب الطهارة، ج۳، ص۴۲۲.    
۲۴. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۸، ص۱۰۹.    
۲۵. علامه حلی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام، ج۲، ص۲۰۳.    
۲۶. علامه حلی، حسن بن یوسف، تحریر الاحکام الشرعیّة، ج۴، ص۴۵۱.    
۲۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۸، ص۱۸۳.    
۲۸. حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروة الوثقی، ج۲، ص۱۲۶.    
۲۹. فخرالمحققین، محمد بن حسن، ایضاح الفوائد، ج۲، ص۱۴۰.    
۳۰. سبزواری، سیدعبدالاعلی، مهذّب الاحکام، ج۲، ص۱۱۵.    
۳۱. طوسی، محمد بن حسن، المبسوط، ج۳، ص۳۴۳.    
۳۲. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۱۷، ص۳۴۹.    
۳۳. محقق حلی، جعفر بن حسن، شرائع الاسلام، ج۴، ص۸۰۱.    
۳۴. علامه حلی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام، ج۲، ص۲۰۳.    
۳۵. شهید اول، محمد بن جمال‌الدین، الدروس الشرعیّة، ج۳، ص۷۷.    
۳۶. شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، مسالک الافهام، ج۱۲، ص۴۷۶.    
۳۷. امام خمینی، سیدروح‌الله، تحریر الوسیلة، ج۲، ص۲۵۳.    
۳۸. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۸، ص۱۸۴.    
۳۹. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۲۵، باب ۴۸ من ابواب جهاد العدّو، ح۳.    
۴۰. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۲۵، ص۴۶۷، باب ۲۲ من کتاب اللقطة، ح۲.    
۴۱. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۲۸، ص۱۸۹، باب ۸ من ابواب حدّ القذف، ح۲.    
۴۲. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۲۸، ص۱۹۰، باب ۸ من ابواب حدّ القذف، ح۵.    
۴۳. جمعی از نویسندگان، موسوعة احکام الاطفال و ادلتّها، ج۴، ص۲۲۰-۲۲۱.
۴۴. حسینی عاملی، سیدجواد، مفتاح الکرامة‌، ج۱۷، ص۵۸۸.    
۴۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۸، ص۱۸۷.    


منبع

[ویرایش]

انصاری، قدرت‌الله، احکام و حقوق کودکان در اسلام، ج۲، ص۱۰۳-۱۰۶، برگرفته از بخش «فصل یازدهم اعتقادات کودک»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۸/۱۲/۱۹.    


رده‌های این صفحه : احکام طهارت | فقه کودک | مباحث فقهی




جعبه ابزار