طالوت‌

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



در میان بنی اسرائیل رهبری پدیدار شد که آنها را متحد ساخت و زیر یک پرچم گرد آورد.وی از سوی پیامبر زمانش (اشموئیل) بنا به وحی یا الهام، به فرماندهی و سروری قوم بنی اسرائیل منصوب شد، و او را نخستین پادشاه بنی اسرائیل می دانند. وی در تاریخ یهود به نام «شائول» معروف بوده و قرآن او را «طالوت» نامیده است.


مروری اجمالی بر معنای طالوت

[ویرایش]

"طالوت" اسم عجمی (غیر عربی) (عبری یا سریانی) و "عَلَم" است و در لغت به معنی مطلوب بوده و نام "شاؤل بن قیس" از نوادگان بنیامین فرزند حضرت یعقوب(ع) می باشد،
[۲] . مستر هاکس، قاموس کتاب مقدس،ص ۵۱۱.
وی اولین پادشاه بنی اسرائیل است که در بعضی علوم متبحر بوده و دارای جثه‌ای بزرگ، خوش هیکل، قوی، قهرمان و شجاع بوده است.
[۳] . شبستری،اعلام قرآن، ص ۵۳۱.

نام طالوت دو بار در قرآن آمده است، وی ابتدا شهرتی نداشت و در مصر با پدرش در یکی از دهکده‌ های ساحل رود خانه زندگی می‌ کرد. نقل است بنی اسرائیل بعد از در گذشت موسی (ع) مرتکب گناهان شده و از فرمان خدا، سر پیچی می ‌کردند، خداوند به همین جرم شخصی به نام جالوت را بر ایشان مسلط ساخت، وی بنی اسرائیل را آزار می ‌داد و آن‌ ها را از سرزمین شان بیرون می‌ کرد. احکام تورات را فرو می ‌گذاشت از مردم باج می‌ گرفت، سرانجام خداوند شمعون یا اشموئیل را بر بنی اسرائیل به پیامبری برگزید،
[۵] . دایره المعارف تشیع،ص ۴۵۲
بنی اسرائیل از او خواستند تا رهبر و امیری برای آنها انتخاب کند تا همگی تحت فرمان و هدایت او با دشمن نبرد کنند و عزت از دست رفتۀ خود را باز یابند.

یاد کرد قرآن از طالوت

[ویرایش]

اشموئیل با آنکه می‌ دانست قوم او پیمان شکن هستند و از جهاد سر باز خواهند زد به فرمان خدا، طالوت را به فرماند هی آنان انتخاب کرد:
« وَقالَ لَهُم نَبیهُمْ اِنّ الله قَدْ بَعَثَ لَکمْ طالوتَ مَلِکاً ». «و پیامبر شان به آنها گفت خداوند طالوت را برای زمامداری شما مبعوث و انتخاب کرده است »
بنی اسرائیل که سابقۀ در خشانی در طول تاریخ زندگی ‌شان نداشتند باز دست به بهانه جویی زدند و برای فرمانده و رئیس لشکر امتیازاتی از نظر نسب و ثروت لازم می ‌دانستند که در طالوت هیچ کدام یافت نمی ‌شد.
نه از خاندان لاوی پسر یعقوب بود که سابقۀ نبوت داشتند و نه از خاندان یوسف و یهودا بود که سابقۀ حکومت داشتند، بلکه از خاندان بنیامین، مردی گمنام و تهی دست بود، بنابر این بنی اسرائیل اعتراض کردند که ما از او سزاوار تریم.
اشموئیل در پاسخ آنها گفت: «قالَ اِنَّ الله اصطَفاهُ عَلَیکم وَزادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلمِ وَالجِسمِ».
«گفت خدا او را بر شما بر گزیده و او را در علم و (قدرت) جسم وسعت بخشیده است ».
و در ادامه می‌ گوید:
« اِنَّ ءایةَ مُلکهِ اَنْ یأتیکمُ التّابوتُ فیه سَکینَةٌ مِنْ رَبِکمْ ».
«نشانۀ حکومت او این است که صندوق عهد به سوی شما خواهد آمد (همان صندوقی که) در آن آرامش از پروردگار و...قرار دارد »
(منظور از تابوت یا صندوق عهد، همان صندوقی است که حضرت موسی (ع) در آن به رود نیل سپرده شد این صندوق در جنگها باعث قوت و آرامش بنی اسرائیل بود ولی مدتی بود که آن را از دست داده بودند). به هر حال بنی اسرائیل با آمدن صندوق عهد، فرمانروایی طالوت را (ظاهراً) پذیر فتند، طالوت فرماند هی سپاه را بر عهده گرفت و به جانب دشمن رفتند، اما برای امتحان سپاه خود و برای اینکه بفهمد چقدر از او اطاعت می‌ کنند به ایشان گفت:
«اِنَّ اللهَ مُبْتَلیکمْ بِنَهرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنهُ فَلَیسَ مِنّی وَمَنْ لَمْ یطْعَمهُ فَاِنّهُ مِنّی اِلّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرفَةً بِیدهِ»
خداوند شما را به وسیله یک نهر آب آزمایش می ‌کندآنها که به (هنگام تشنگی)از آن بنوشند از من نیستند و آنها که جز یک پیمانه با دست خود بیشتر از آن نخورند از من هستند.
اما قوم پیمان شکن بنی اسرائیل به محض رسیدن به آب تا رفع تشنگی از آن خوردند، به جز عدۀ قلیلی از ایشان که به عهد خویش وفا کردند، بنابر این طالوت اکثریت را رها کرد و با بقیه به سوی جالوت شتافت، در ادامه باز هم از آن تعداد کم، گروهی از کم بودن نفرات سپاه خود اظهار ناراحتی کردند ولی گروهی که ایمانشان قوی ‌تر بود گفتند:«کمْ مِنْ فِئةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَتْ فئةً کثیرَةً بِاذنِ اللهِ ».«چه بسیار گروه های کوچک که به فرمان خدا بر گروه های عظیم پیروز شدند».
به هنگامى که آنها (لشکر طالوت و بنى اسرائیل ) در برابر جالوت و سپاهیان او قرار گرفتند گفتند: پروردگارا! صبر و استقامت را بر ما فرو ریز و گام هاى ما را استوار بدار، و ما را بر جمعیت کافران پیروز گردان است.
به یقین خداوند چنین بند گانى را تنها نخواهد گذاشت هر چند عدد آنها کم و عدد دشمن زیاد باشد، لذا در آیه بعد مى فرماید: آنها به فرمان خدا سپاه دشمن را شکست دادند و به هزیمت وا داشتند.
جمع کثیری از مفسران عدد یاران طالوت را در پیکار با جالوت با تعداد مهاجران و انصار با عدد یاران پیامبر(ص) در جنگ بدر و با شمار اصحاب امام زمان (عج) برابر دانسته و ۳۱۳ نفر بر شمرده ‌اند.
[۱۸] دایره المعارف تشیع،ص۲۵۳


ماجرای پادشاهی طالوت

[ویرایش]

طالوت مردی بلند قامت و تنومند و خوش اندام بود اعصابی محکم و نیرومند داشت از نظر قوای روحی نیز بسیار زیرک، دانشمند و با تدبیر بود بعضی علت انتخاب نام طالوت را برای وی همان طول قامت او می دانند ولی با این همه شهرتی نداشت و با پدرش در یکی از دهکده ها در ساحل رودخانه ای می زیست و چهار پایان پدر را به چرا می برد و کشاورزی می کرد. روزی بعضی از چهار پایان در بیابان گم شدند طالوت به اتفاق یکی از دوستان خود به جستجوی آنها در اطراف رودخانه به گردش در آمد این وضع تا چند روز ادامه یافت تا اینکه به نزدیک شهر"صوف" رسیدند. دوست وی گفت ما اکنون به سرزمین" صوف" شهر اشموئیل پیامبر رسیده ایم بیا نزد وی رویم شاید در پرتو وحی و فروغ رأی به گم شده خویش راه یابیم، هنگامی که وارد شهر شدند با اشموئیل برخورد کردند همین که چشمان اشموئیل و طالوت به یکدیگر افتاد میان دلهای آنان آشنایی بر قرار شد. اشموئیل از همان لحظه طالوت را شناخت و دانست که این جوان همان است که از طرف خداوند برای فرماند هی جمعیت تعیین شده هنگامی که طالوت سرگذشت خود را برای اشموئیل شرح داد گفت اما چهار پایان هم اکنون در راه دهکده رو به باغستان پدرت روانه هستند از ناحیه آنها نگران مباش ولی من تو را برای کاری بسیار بزرگتر از آن دعوت می کنم خداوند تو را مأمور نجات بنی اسرائیل ساخته است. طالوت نخست از این پیشنهاد تعجب کرد و سپس با خوش وقتی آن را پذیرفت اشموئیل به قوم خود گفت خداوند طالوت را به فرماندهی شما برگزیده لازم است همگی از وی پیروی نمائید و خود را برای جهاد با دشمن آماده سازید.
بنی اسرائیل که برای فرمانده و رئیس لشکر امتیازاتی از نظر نسب و ثروت لازم می دانستند و هیچکدام را در طالوت نمی دیدند لذا به عنوان اعتراض گفتند او چگونه می تواند بر ما حکومت کند ما از او سزاوار تریم؟! اشموئیل که آنان را سخت در اشتباه می دید گفت خداوند او را بر شما امیر قرار داده و شایستگی فرماند هی و رهبری به نیروی جسمی و قدرت روحی است که هر دو به اندازه کافی در طالوت هست و از این نظر بر شما بر تری دارد ولی آنها نشانه ای که دلیل بر این انتخاب از ناحیه خدا باشد مطالبه کردند.
«و قال لهم نبیهم إن آیة ملکه أن یأتیکم التابوت فیه سکینة من ربکم و بقیة مما ترک آل موسی و آل هارون تحمله الملائکة إن فی ذلک لآیة لکم إن کنتم مؤمنین».
اشموئیل گفت نشانه آن این است که تابوت (صندوق عهد) که از یادگارهای مهم انبیاء بنی اسرائیل است و مایه دلگرمی و اطمینان شما در جنگها بوده در حالی که جمعی از فرشتگان آن را حمل می نمایند به سوی شما باز می گردد و چیزی نگذشت که صندوق عهد بر آنها ظاهر شد آنها با دیدن این نشانه فرماند هی طالوت را پذیر فتند.

مبارزه طالوت و جالوت

[ویرایش]

سرانجام دو سپاه یهود و فلسطینی ها در برابر هم صف آرایی کردند. جالوت سردار سپاه فلسطین که سرداری مدبر و پهلوانی دلاور بود مانند شیر غران به میدان آمد و رجز خواند و مبارز و مرد میدان طلبید اما از پهلوانان سپاه یهود کسی جرأت نکرد به میدان برود. هر چه طالوت تشویق می کرد تا کسی به میدان رود جواب مثبتی را نمی شنید. مردی در بیت لحم می زیست، بقول عده ای پیامبر بود. سه پسر داشت هر سه شجاع و دلاور هر سه را به یاری طالوت فرستاده بود. پسر چهارم او به نام داود پیام آور بین پدر و برادران شده بود. هر روز به میدان جنگ می آمد و سر شب خبر وقایع جنگ را به پدر می رساند. در یکی از روزها که جالوت به میدان جنگ آمده بود و مرد میدان می طلبید، داود به طالوت پیشنهاد داد که حاضر است به میدان جنگ برای مبارزه با جالوت برود و اطمینان دارد که حتما پیروز هم میشود. طالوت تصور کرد که این پسر نوجوان و خام است و شاید بدست جالوت کشته شود. داود دوباره پیشنهاد خود را تکرار کرد و گفت من در کوهستان ها چوپان بوده ام یکبار گردن گرگی را گرفتم و از پایش در آوردم و بار دیگر خرس بزرگی را با فلاخن کشتم اطمینان دارم که جالوت را خواهم کشت. طالوت وقتی که متوجه شد که نوجوان خیلی مصمم است اجازه رفتن به میدان جالوت را به او داد. داود وقتی شنید که طالوت وعده داده است، هر کس جالوت را از پای در آورد دختر زیبا روی خود را به ازدواج او در خواهد آورد، بیشتر مصمم و جدی تر شد.

قتل جالوت توسط داود

[ویرایش]

داوود از ابزار رزم بجز چوب دستی چوپانی و فلاخن و چند تا سنگ فلاخن چیزی را با خود بر نداشت و به همان سادگی به میدان جالوت، یگانه پهلوان زمان رفت. جالوت وقتی مرد میدان خود را دید قهقهه خندید و شروع به مسخره کردن او کرد. اما داود سنگی را در فلاخن خود گذاشت و دو بار آن را به دور سر خود چرخاند و رهایش کرد. و دقیق به سر جالوت خورد و خون فوران کرد. جالوت به تیر و کمان دست برد ولی داود، فوری سنگ فلاخن دوم را رها کرد و آن هم به سرش اصابت کرد. جالوت دیگر نتوانست دوام بیاورد یک دور به دور خود چرخید و بر زمین افتاد. ولوله و هلهله سپاهیان طالوت بلند گردید و سپاهیان جالوت این وضع را دیدند بجای اینکه حمله کنند تا انتقامی بگیرند عقب نشینی کردند.
طالوت، داود نوجوان را بعنوان سردار سپاه خود منصوب نمود و دختر خود را به عقد ازدواج او درآورد.

حسادت طالوت بر داود

[ویرایش]

محبوبیت داود در بین قوم یهود روز به روز افزون می شد و مردم روی او بیشتر حساب می کردند. این محبوبیت در بین مردم سبب شک و تردید و کینه توزی و خشم طالوت نسبت به او شد. مخصوصا داود توانسته بود بیشتر سرزمین های متعلق به یهود را از دست فلسطینیان بیرون آورد و یهودیان آواره را به سرزمین خود برگرداند.
طالوت تصمیم به کشتن داود گرفت. همسرش از این قضیه اطلاع یافت و داود را از تصمیم طالوت (پدرش) آگاه ساخت اما بعد ها طالوت از تصمیمات خود در مورد داود منصرف گر دید و از او معذرت خواست.
طبق اساطیر یهودی، داود به ‌خاطر جنگ‌آوری و اقتدارش مورد توجه شائول قرار می‌ گیرد و به در بار وی راه پیدا می‌کند و پس از مدتی داماد وی می‌شود، اما بعدها، شائول به خاطر ترس از اقتدار وی، تصمیم به قتل او می‌ گیرد ولی موفق نمی‌ شود و داود نزد شاه فلسطینیان پناهنده می‌شود. پس از آن ‌که اقوام بنی‌اسرائیلی از فلسطینی‌ ها شکست می‌ خورند و شائول به قتل می‌رسد، داود به حبرون می‌ رود و برای مدت ۷ سال شاه قبیله خودش(یهودا) می ‌شود. سپس با پسران شائول به جنگ می‌ پر دازد و با شکست آن ‌ها و تصرف اورشلیم در ۳۰ سالگی پادشاه کل بنی‌اسرائیل می ‌شود. داود، هفت سال و نيم بر قبيله يهودا و ۳۳ سال بر تمامي بني‌اسرائيل و جمعا ۴۰ سال سلطنت کرد.در دوران داود، دولتي واحد از قبايل دوازده ‌گانه بني ‌اسرائيل، در زير سلطه قبيله يهودا، تأسيس شد.
[۲۱] کتاب دوم سموئیل، ۵/ ۴-۵


سرانجام طالوت

[ویرایش]

قرآن به سرگذشت و سر انجام او اشاره نکرده است و در مورد سرانجام طالوت اختلافاتی وجود دارد، برخی گویند نخوت و غرور پیروزی او را از راه حق دور ساخت و (به سبب محبوبیتی که داوود در بنی اسرائیل داشت) نسبت به او حسادت کرد و در نبردی که با فلسطینی ها داشت کشته شد.
[۲۲] . خزائلی، اعلام قرآن،ص ۴۲۳

برخی گویند در اثر این حسادت به توبه و پشیمانی روی آورد و آوارۀ بیابانها شد.
محل دفن او را "اران"(اران نام تاریخی بخشی از منطقه جنوب قفقاز ما بین ساحل شمالی رود ارس و رود کورا شامل قره باغ علیا در جمهوری آذربایجان فعلی است.) می‌ دانند.
[۲۳] . دایره المعارف تشیع،ص ۲۵۳



پانویس

[ویرایش]
 
۱. راغب اصفهانی، مفردات،ج۱،ص۳۰۶    
۲. . مستر هاکس، قاموس کتاب مقدس،ص ۵۱۱.
۳. . شبستری،اعلام قرآن، ص ۵۳۱.
۴. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۲۳۱    
۵. . دایره المعارف تشیع،ص ۴۵۲
۶. بقره(۲)،آیه۲۴۶    
۷. تفسیر نمونه،ج۲،ص۲۳۰    
۸. سوره بقره(۲)،آیه۲۴۷    
۹. تفسیر المیزان،ج۲،ص ۲۸۶    
۱۰. تفسیر نمونه،ج۲،ص ۲۳۲    
۱۱. بقره(۲)،آیه۲۴۷    
۱۲. تفسیر نمونه،ج۲،ص ۲۳۷    
۱۳. سوره بقره(۲)،آیه۲۴۸    
۱۴. سوره بقره(۲)،آیه۲۴۹    
۱۵. سوره بقره(۲)،آیه۲۵۰    
۱۶. تفسیر نمونه،ج۲،ص(۲۴۵)    
۱۷. تفسیر نمونه،ج۲،ص۲۳۶    
۱۸. دایره المعارف تشیع،ص۲۵۳
۱۹. سوره بقره(۲)،آیه۲۴۸    
۲۰. تفسیر نمونه،ج۲،ص(۲۳۱-۲۳۷)    
۲۱. کتاب دوم سموئیل، ۵/ ۴-۵
۲۲. . خزائلی، اعلام قرآن،ص ۴۲۳
۲۳. . دایره المعارف تشیع،ص ۲۵۳


منبع

[ویرایش]
۱.دایره المعارف طهور    
۲.پژوهشکده باقر العلوم(ع)    






جعبه ابزار