صورت فلکی جاثی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



جاثی نام کامل آن: جاثی عَلی رُکْبَتِه/ رکبتَیْه، یکی از صورتهای فلکی نیمکره شمالی آسمان، به معنای بر زانو نشسته بر «دو کُنده زانونشسته» می‌باشد.


معرفی اجمالی

[ویرایش]

این صورت فلکی، به شکل مردی تصور شده که بر زانو نشسته، با دو دستِ بازِ کشیده، که یک دست را به سوی ستارگان جنوب اکلیل شمالی بلند کرده و دست دیگرش به نزدیکی ستاره نَسرِ واقع (در صورت فلکیِ شِلْیاق) ‌می‌رسد و سرِ او پیش ستاره سرِ حَوّاست.
[۱] عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۷۷، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۲] عبدالرحمان بن عمر صوفی، ترجمه صورالکواکب عبدالرحمن صوفی، ج۱، ص۵۴، به قلم نصیرالدین طوسی، چاپ معزالدین مهدوی، تهران ۱۳۵۱ ش.

در طرح جاثی، سرمرد به سوی جنوب و پاهایش رو به شمال قرار ‌می‌گیرند.
[۳] عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۵، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۴] عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۶ ـ۸۷، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.


جاثی در اسطوره‌ها

[ویرایش]

بر اساس اسطوره های فنیقی، جاثی بر ملکارث، خدای دریاها، دلالت ‌می‌کرد
[۵] برنم، ج ۲، ص ۹۶۰.
در افسانه های کلدانی و بابلی، جاثی و تِنّین، با خدای خورشید (اژدوبار)، کشنده اژدهایی به نام تیامت، ارتباط دارند. تصویر اژدوبار بر استوانه های سنگیِ به جا مانده از ۳۰۰۰ تا ۳۵۰۰ ق م. ثبت شده است، در حالی که بر روی یک زانو نشسته و پای او بر سر اژدهایی قرار دارد. بعدها در اسطوره های یونانی، خدای خورشید به هرکول تغییر یافت که از مشهورترین خدایان اساطیری یونان باستان است
[۶] آلن، ص ۲۳۹.
[۷] برنم، ج ۲، ص ۹۶۰.


هرکلوس

[ویرایش]

هرکول پسر زئوس (خدای خدایان) و آلکمنه (از تبار برساوش) بود. وی مظهر قدرت به حساب ‌می‌آمد و مردان هنگام خطر به وی پناه ‌می‌بردند. ابداع بازیهای المپیک نیز به وی منسوب است
[۸] دایرة المعارف جدید اسطوره شناسی لاروس، ص ۱۶۹.
[۹] دایرة المعارف جدید اسطوره شناسی لاروس، ص ۱۷۶.
هرکول به مقام خدایی رسید و فناناپذیر بود اما چون لباس سمی‌ دیانی را پوشید، مسموم شد و از این‌رو رنج ‌می‌برد. وی برای پایان دادن به این رنج، مرگ را پذیرفت و زئوس او را به آسمان برد
[۱۰] برنم، ج ۲، ص ۹۶۲ـ۹۶۳.
امروزه در زبانهای اروپایی، صورت فلکی جاثی را هرکولس ‌می‌نامند.

جاثی در نجوم اسلامی

[ویرایش]

از یونان و روم باستان، سکه های گوناگونی با نقش هرکول به جا مانده است. بر روی سکه ای نقره ای که در ۴۳۰ ق م در شمال غربی آتن ضرب شده است، هرکول بر زانو نشسته و در حال کشیدن کمان بزرگی است. سکه ای رو‌می‌ (۱۸۰ ق م) هرکول را با گرزی بزرگ در دست و سپری از پوست شیر نشان ‌می‌دهد
[۱۱] برنم، ج ۲، ص ۹۶۱ـ۹۶۲.
احتمالاً چنین طرحهایی موجب شده‌اند که در نجوم دوره اسلامی، جاثی را با داسی در دست تصویر کنند.
[۱۲] عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۴ ـ ۸۵، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۱۳] شهمردان بن ابی الخیر، روضة المنجمین، ج۱، ص۴۳۸، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه ملک، با مقدمه و فهرستها و اصطلاحات.


قول ابوریحان بیرونی

[ویرایش]

منجمان یونان باستان، مانند اِئودوکسوس و اِبَرخُس و بطلمیوس، این صورت فلکی را با نامهای دیگری به معنای خم شده بر زانو ‌می‌شناختند، در حالی که آراتوس (شاعر یونانی، ۲۴۰ ق م) آن را «بر زانو نشسته» ‌می‌نامید. البته، منشأ این نامگذاری در یونان باستان مشخص نیست
[۱۴] آلن، ص ۲۳۹.

ابوریحان بیرونی
[۱۵] ابوریحان بیرونی، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم، ج۱، ص۹۳، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
جاثی را هفتمین صورت فلکی نیمکره شمالی آسمان دانسته و نوشته که صورت او همچون نام اوست. در نجوم دوره اسلامی، عبارت جاثی علی رکبته (بر زانو نشسته)، ترجمه توصیفهای یونانیان از شکل این صورت فلکی است. همچنین مسلمانان نام «راقص» را از رومیها گرفته‌اند
[۱۶] روم، ذیل "Hercules".
[۱۷] آلن، ص ۲۴۳.
این نامگذاری به دلیل تصوری بوده که از وضع ایستادن جاثی داشتند.

راس الجاثی

[ویرایش]

منوچهری
[۱۸] احمدبن قوص منوچهری، دیوان، ج۱، ص۵۶، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ۱۳۷۴ ش.
از جاثی با نام هرقل (معرّب واژه یونانی هرکول) یاد کرده و آن را شمشیر به کمر وصف نموده است. نام عربی «جاثی» بعدها به صورت Elhathi به زبانهای اروپایی راه یافت و درخشان ‌ترین ستاره این صورت فلکی، یعنی «رأس الجاثی» Ras Elhathi/ Alhethi نامیده شد که امروزه به صورت Rasalgethi به کار ‌می‌رود
[۱۹] آلن، ص ۲۴۳.
[۲۰] کونیچ و اسمارت، ص ۳۹.
در چهارمین ویرایش زیج آلفونسی (تألیف گروهی از منجمان در ۶۷۰/ ۱۲۷۲)، نام Rasaben نیز به صورت فلکی جاثی و رأس الجاثی اطلاق شده است. این نامگذاری به سبب نزدیکی جاثی به ستاره «رأس الثعبان» در صورت فلکی تنّین بوده است
[۲۱] آلن، ص ۲۴۳.


وصف جاثی از زبان صوفی

[ویرایش]

عبدالرحمان صوفی، منجم مشهور دوره اسلا‌می‌ (متوفی ۳۷۶)،
[۲۲] عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۷۷ـ ۸۳، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۲۳] عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۶ ـ ۸۷، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
به پیروی از بطلمیوس
[۲۴] بطلمیوس، ص ۳۴۸ـ ۳۴۹.
[۲۵] بطلمیوس، ص ۲۸.
ستاره طرح اصلی جاثی را وصف کرده است.
همچنین بطلمیوس
[۲۶] بطلمیوس، ص ۳۸۹.
و صوفی
[۲۷] عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۱، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
ستاره نهم عَوّاء را که در عصای عوّاء (عصاء الصَنّاج/ عصاء ذات الکلاب) قرار گرفته است، میان جاثی و عوّاء مشترک ‌می‌دانند.
[۲۸] شهمردان بن ابی الخیر، روضة المنجمین، ج۱، ص۴۳۸، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه ملک، با مقدمه و فهرستها و اصطلاحات.
صوفی
[۲۹] عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۷۸، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
در توصیف شکل صورت فلکی جاثی در مواردی از بطلمیوس انتقاد یا گاهی طرح وی را کامل کرده است، مثلاً در توصیف ستارگان دست راست جاثی، به تک ستاره ای که بطلمیوس خارج از طرح صورت قرار داده (جاثی) اشاره کرده و عقیده دارد که باید این ستاره در مچ دست قرار گیرد و همچنین ستاره ای که در یک ذراع (تقریباً ْ۲) جنوب آن (جاثی) قرار گرفته (احتمالاً ۲۹ ـ جاثی) و بطلمیوس به آن اشاره ای نکرده است، باید بر سر دست باشد. در موردی دیگر، ستاره ای از قدر ششم (۹۰ ـ جاثی) را در زیر زانوی چپ وصف کرده و نوشته: «چنانکه گویی بر عضله ساق است». این ستاره را نیز بطلمیوس ذکر نکرده است
[۳۰] بطلمیوس، ص ۸۳.
[۳۱] مور، ذیل "Hercules".
با وجود این، صوفی در طرح ستارگان جاثی دست نبرده و عیناً بر اساس نظر بطلمیوس آن‌ها را ترسیم کرده است (شکل ۱).

تماثیل

[ویرایش]

به نوشته صوفی،
[۳۲] عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۱ ـ۸۲، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
اعراب قدیم مجموعه ای از نُه ستاره دو دستِ جاثی و ستاره های هفتم و نهم شلیاق را ــ که همگی در یک ردیف قرار داشتند ــ نَسَق شا‌می‌ و ستارگان حوالی نسق را تماثیل ‌می‌نامیدند. البته خوارز‌می‌ در مفاتیح العلوم،
[۳۳] احمد خوارزمی، مفاتیح العلوم، ج۱، ص۲۳۶، چاپ ابراهیم ابیاری، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
تماثیل را نام دیگری برای کل ستارگان جاثی دانسته است.

نسق

[ویرایش]

ظاهراً اعراب قدیم بخشهایی از صورتهای فلکی جاثی، حوا و حیّه را روضه (بهشت) ‌می‌نامیدند که نسق شا‌می‌ در مرز شمالی آن قرار ‌می‌گرفت
[۳۴] آلن، ص ۲۴۳.
در بعضی روایتها، ستاره نوزدهم در پای چپ جاثی را، به تنهایی نَسَق نامیده‌اند.
[۳۵] عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۲، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
به نوشته صوفی
[۳۶] عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۲، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
عامه مردم ستاره ای را که در قوزک پای چپ جاثی قرار دارد، به همراه ستارگان سوم، چهارم و پنجم از مجموعه عوایذ در تنّین، به صورت صلیبی افتاده (صلیب الواقع) تصور کرده‌اند.

ضباع

[ویرایش]

صوفی آن را شبیه شکل صلیب صورت فلکی دلفین ‌می‌داند. اعراب ستاره یازدهم در پهلوی راست جاثی را به همراه ستاره های بیست وسوم تا بیست وهشتم، از ران تا (ساق) پای راست جاثی، را ضِباع (کفتارها) ‌می‌نامیدند.
[۳۷] عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۲، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
به نوشته صوفی
[۳۸] عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۲، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
مجموعه ای از ستارگان عوّاء را نیز ضباع نامیده‌اند.

اوصاف جاثی از زبان بطلمیوس

[ویرایش]

بطلمیوس
[۳۹] بطلمیوس، ص۳۸۹.
قدرهای ۲۸ ستاره جاثی را چنین وصف کرده است: شش تا از قدر سوم، هفده تا از قدر چهارم، دو تا از قدر پنجم و شش تا از قدر ششم. اما صوفی
[۴۰] عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۶ ـ ۸۷، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
بر اساس رصدهای خود، ستارگان جاثی را پنج تا از قدر سوم، پانزده تا از قدر چهارم، پنج تا از قدر پنجم و سه تا از قدر ششم آورده است. ستاره اول جاثی ــ که آن را رأس الجاثی یا کلب الراعی (سگ نگهبان) نیز نامیده‌اند ــ مهم ‌ترین و مشهورترین ستاره این صورت بوده که آن را بر صفحه اسطرلاب رسم ‌می‌کرده‌اند.
[۴۱] عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۷۷، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۴۲] عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۲، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۴۳] مؤیدالدین عرضی دمشقی، تاریخ علم الفلک العربی (کتاب الهیئة)، ج۱، ص۳۸۴، چاپ جورج صلیبا، بیروت ۱۹۹۰.


قول ابوریحان

[ویرایش]

صوفی
[۴۴] عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۷۸، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۴۵] عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۳، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
در توصیف بخشهای گوناگون جاثی، به وجود ستارگانی از قدر پنجم و ششم اشاره کرده است، که به نوشته وی، بطلمیوس و رصدکنندگان پیشین به آن توجه نکرده بودند. ابوریحان بیرونی،
[۴۶] ابوریحان بیرونی، کتاب القانون المسعودی، ج۳، ص۱۰۲۸ـ ۱۰۳۰، حیدرآباد دکن ۱۳۷۳ـ ۱۳۷۵/ ۱۹۵۴ـ۱۹۵۶.
قدر ستارگانِ جاثی را بر اساس نظر بطلمیوس و صوفی، در فهرستی مقایسه کرده است.

محدوده جاثی

[ویرایش]

جاثی با صورتهای عقاب، عوّاء، اکلیل شمالی، تنّین، شلیاق، حوّا، سَهْم، حیّه و روباهک هم مرز است. محدوده شرقی ـ غربی این صورت فلکی از بُعد ۱۵ ساعت و ۴۷ دقیقه تا ۱۸ ساعت و ۵۶ دقیقه و محدوده شمالی ـ جنوبی آن از مِیل ْ۵۱ + تا ْ۴ + است (شکل ۲). جاثی، ۸۵ ستاره درخشان تر از قدر ۵.۵ دارد و ۱۲۲۵.۱۵ درجه مربع (یعنی ۲.۹۷۰%) از آسمان را ‌می‌پوشاند
[۴۷] بکیچ، ص ۲۱۴.


راس الجاثی

[ویرایش]

ستاره رأس الجاثی (جاثی) ستاره ای متغیر است که درخشندگی آن بین قدر ۳.۱ تا ۳.۹ در دوره ای نود روزه تغییر ‌می‌کند
[۴۸] برنم، ج ۲، ص ۹۵۶.
به تغییر درخشندگی این ستاره در دوره باستان و دوره اسلا‌می‌ توجه نشده است. اگرچه رأس الجاثی، به لحاظ موقعیت، در طرح جاثی اهمیت داشته است، اما امروزه ستارگان و جاثی به ترتیب با قدرهای ۲.۷۸ و ۲.۸۱ درخشان ‌ترین ستارگان جاثی به لحاظ ظاهری هستند
[۴۹] برنم، ج ۲، ص ۹۶۶.
[۵۰] برنم، ج ۲، ص ۹۶۸.
خوشه کروی ۱۳ M، مهم ‌ترین جرم غیرستاره ای در جاثی است. این خوشه در ۱۳ مسیر ظاهری ستاره جاثی به جاثی قرار دارد و بیش از صد هزار ستاره را شامل ‌می‌شود. ۱۳ M در آسمان تاریک با چشم غیرمسلح به صورت توده ابری کم نور دیده ‌می‌شود. اما در مآخذ نجوم باستان و دوره اسلا‌می‌ به آن اشاره ای نشده است. نخستین بار ادموند هالی، منجم انگلیسی، در ۱۱۲۶/ ۱۷۱۴ این خوشه ستاره ای را کشف کرد و آن را سحابی پنداشت
[۵۱] بکیچ، ص ۲۱۴.
[۵۲] آلن، ص ۲۴۲.
در نجوم جدید مشخص شده است که خورشید و منظومه شمسی، در حرکت فضایی خود در کهکشان ما، به سوی نقطه ای در صورت فلکی جاثی (حدود ْ۳ جنوب ستاره جاثی) در حال حرکت‌اند
[۵۳] بکیچ، ص ۲۱۴.
میتون، ذیل "apex"

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ابوریحان بیرونی، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
(۲) ابوریحان بیرونی، کتاب القانون المسعودی، حیدرآباد دکن ۱۳۷۳ـ ۱۳۷۵/ ۱۹۵۴ـ۱۹۵۶.
(۳) احمد خوارزمی، مفاتیح العلوم، چاپ ابراهیم ابیاری، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
(۴) شهمردان بن ابی الخیر، روضة المنجمین، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه ملک، با مقدمه و فهرستها و اصطلاحات.
(۵) نجو‌می‌از جلیل اخوان زنجانی، تهران ۱۳۶۸ ش.
(۶) عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
(۷) عبدالرحمان بن عمر صوفی، ترجمه صورالکواکب عبدالرحمن صوفی، به قلم نصیرالدین طوسی، چاپ معزالدین مهدوی، تهران ۱۳۵۱ ش.
(۹) مؤیدالدین عرضی دمشقی، تاریخ علم الفلک العربی (کتاب الهیئة)، چاپ جورج صلیبا، بیروت ۱۹۹۰.
(۱۰) احمدبن قوص منوچهری، دیوان، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ۱۳۷۴ ش.
(۱۱) Richard Hinckley Allen، Star names: Robert Burnham Jr، Burnham، s celestial handbook: an their lore and meaning، New York ۱۹۶۳.
(۱۲) Michael E Bakich، The Cambridge guide to the constellations، Cambridge ۱۹۹۵.
(۱۳) observer، s guide to the universe beyond the Solar System، New York ۱۹۷۸.
(۱۴) Paul Kunitzsch and Tim Smart، Short guide to modern star names and their derivations، Wiesbaden ۱۹۸۶.
(۱۵) Jacqueline Mitton، A concise dictionary of astronomy، Oxford ۱۹۹۱.
(۱۶) Patrick Moore، Guide to stars and planets، London ۱۹۹۳.
(۱۷) New Larousse encyclopedia of mythology، introduction by Robert Graves، London: Hamlyn، ۱۹۸۱.
(۱۸) Claudius Ptolemy، Ptolemy، s Almagest، translated and annotated by G J Toomer، London ۱۹۸۴.
(۱۹) Adrian Room، Dictionary of astronomical names، London ۱۹۸۸.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۷۷، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۲. عبدالرحمان بن عمر صوفی، ترجمه صورالکواکب عبدالرحمن صوفی، ج۱، ص۵۴، به قلم نصیرالدین طوسی، چاپ معزالدین مهدوی، تهران ۱۳۵۱ ش.
۳. عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۵، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۴. عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۶ ـ۸۷، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۵. برنم، ج ۲، ص ۹۶۰.
۶. آلن، ص ۲۳۹.
۷. برنم، ج ۲، ص ۹۶۰.
۸. دایرة المعارف جدید اسطوره شناسی لاروس، ص ۱۶۹.
۹. دایرة المعارف جدید اسطوره شناسی لاروس، ص ۱۷۶.
۱۰. برنم، ج ۲، ص ۹۶۲ـ۹۶۳.
۱۱. برنم، ج ۲، ص ۹۶۱ـ۹۶۲.
۱۲. عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۴ ـ ۸۵، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۱۳. شهمردان بن ابی الخیر، روضة المنجمین، ج۱، ص۴۳۸، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه ملک، با مقدمه و فهرستها و اصطلاحات.
۱۴. آلن، ص ۲۳۹.
۱۵. ابوریحان بیرونی، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم، ج۱، ص۹۳، چاپ جلال الدین همائی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۱۶. روم، ذیل "Hercules".
۱۷. آلن، ص ۲۴۳.
۱۸. احمدبن قوص منوچهری، دیوان، ج۱، ص۵۶، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ۱۳۷۴ ش.
۱۹. آلن، ص ۲۴۳.
۲۰. کونیچ و اسمارت، ص ۳۹.
۲۱. آلن، ص ۲۴۳.
۲۲. عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۷۷ـ ۸۳، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۲۳. عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۶ ـ ۸۷، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۲۴. بطلمیوس، ص ۳۴۸ـ ۳۴۹.
۲۵. بطلمیوس، ص ۲۸.
۲۶. بطلمیوس، ص ۳۸۹.
۲۷. عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۱، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۲۸. شهمردان بن ابی الخیر، روضة المنجمین، ج۱، ص۴۳۸، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه ملک، با مقدمه و فهرستها و اصطلاحات.
۲۹. عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۷۸، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۳۰. بطلمیوس، ص ۸۳.
۳۱. مور، ذیل "Hercules".
۳۲. عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۱ ـ۸۲، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۳۳. احمد خوارزمی، مفاتیح العلوم، ج۱، ص۲۳۶، چاپ ابراهیم ابیاری، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۳۴. آلن، ص ۲۴۳.
۳۵. عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۲، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۳۶. عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۲، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۳۷. عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۲، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۳۸. عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۲، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۳۹. بطلمیوس، ص۳۸۹.
۴۰. عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۶ ـ ۸۷، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۴۱. عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۷۷، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۴۲. عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۲، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۴۳. مؤیدالدین عرضی دمشقی، تاریخ علم الفلک العربی (کتاب الهیئة)، ج۱، ص۳۸۴، چاپ جورج صلیبا، بیروت ۱۹۹۰.
۴۴. عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۷۸، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۴۵. عبدالرحمان بن عمر صوفی، کتاب صورالکواکب، ج۱، ص۸۳، چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه، بودلیان، ش ۱۴۴ Marsh، فرانکفورت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۴۶. ابوریحان بیرونی، کتاب القانون المسعودی، ج۳، ص۱۰۲۸ـ ۱۰۳۰، حیدرآباد دکن ۱۳۷۳ـ ۱۳۷۵/ ۱۹۵۴ـ۱۹۵۶.
۴۷. بکیچ، ص ۲۱۴.
۴۸. برنم، ج ۲، ص ۹۵۶.
۴۹. برنم، ج ۲، ص ۹۶۶.
۵۰. برنم، ج ۲، ص ۹۶۸.
۵۱. بکیچ، ص ۲۱۴.
۵۲. آلن، ص ۲۴۲.
۵۳. بکیچ، ص ۲۱۴.


منبع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «صورت فلکی جاثی»، شماره ۴۳۰۵.    







جعبه ابزار