صلب

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



صلب یعنی به صلیب کشیدن


معنای لغوی صلب

[ویرایش]

صَلَب در لغت یعنی دار زدن.
[۱] فرهنگ جدید عربی- فارسی.
صلیب هم گفته می‏شود.

معنای اصطلاحی صلب

[ویرایش]
در اصطلاح یک نوع معروف از دار زدن است که در آن فرد را به شاخه یا تنه درختی آویزان می‏کنند و دست و پایش را به آن میخکوب کرده، او را به همین حال رها می‏کنند تا بمیرد.
[۲] ینابیع الفقهیه، کتاب الجهاد، ص۳۰۵.
(او را به چوبی به شکل صلیب‏دار می‏زنند.)
خداوند متعال در باره حضرت مسیح (علیه السلام) می‏فرماید:
«... وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ...» «او را نکشتند و (حتی) او را به دار نکشیدند، بلکه امر بر آنها مشتبه شد.»

مجازات صلب

[ویرایش]

صلب از مجازاتهایی است که در باره محارب و راهزن اعمال می‏شود.
[۴] ینابیع الفقهیه، کتاب الجهاد، ص۱۴۴( فقه القرآن).


پانویس

[ویرایش]
 
۱. فرهنگ جدید عربی- فارسی.
۲. ینابیع الفقهیه، کتاب الجهاد، ص۳۰۵.
۳. نساء/سوره۴، آیه۱۵۷.    
۴. ینابیع الفقهیه، کتاب الجهاد، ص۱۴۴( فقه القرآن).


منبع

[ویرایش]
جمعی از نویسندگان، پژوهشکده تحقیقات اسلامی، اصطلاحات نظامی در فقه اسلامی، ص۸۳.


رده‌های این صفحه : حدود | فقه




جعبه‌ابزار