صفه‌نشینان

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



طبیعتاً فرودستان مهاجر از مکه ، چون بلال‌ بن ‌رباح ، خباب ‌بن ‌الارت ، صهیب ‌بن ‌سنان ، ابن مسعود ، مقداد و عمار یاسر جزو نخستین ساکنان صفه بوده‌اند.
[۱] المستدرک، ج‌۳، ص‌۲۰.



دیگر صفّه‌نشینان

[ویرایش]

با بازگشت ابوذر به مدینه در سال سوم یا پنجم و خریداری و آزاد شدن سلمان در سال پنجم این دو به دیگر صفّه‌نشینان پیوستند.

حضور دراز مدت

[ویرایش]

سکوت یا ابهام منابع اسلامی درباره محل سکونت یا زمان ازدواج و شمار فرزندان این دسته از ساکنان صفّه، حضور دراز مدت برخی از آن‌ها را در صفّه در زمان حیات‌ پیامبر تقویت می‌کند.

امتناع از تعبیر مهاجر

[ویرایش]

به مرور زمان که حکومت پیامبر استحکام و دین اسلام گسترش بیشتری می‌یافت مهاجران بیشتری به مدینه پناه‌ می‌آوردند؛ امّا پیامبر از تعبیر مهاجر برای کسانی که پس از فتح مکه ( سال هشتم هجری) به مدینه آمدند امتناع ورزید.

افراد مورد توجه اهل‌سنت

[ویرایش]

پیوستن ابوهریره ، واثلة ‌بن ‌اسقع و برخی دیگر از صفّه‌نشینان مورد توجه اهل‌سنت به صفّه به همین مقطع متأخر تعلق دارد.

ملازمت با پیامبر

[ویرایش]

صحابه‌نگاران، بسیاری از انصار را نیز به صفّه منتسب کرده‌اند. در جمع‌بندی برخی گزارشها می‌توان نتیجه گرفت که بسیاری از جوانان انصاری، به سبب دوری بسیاری از محلّه‌های یثرب با مسجد نبوی و برای ملازمت با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، از صفّه به عنوان محلی برای عبادت ، آموزش ، استراحت یا خدمت به آن حضرت بهره برده‌اند.

تفاوت اهل صفّه با اصحاب صفّه

[ویرایش]

وجود تعابیر متفاوتی چون «اهل صفّه» و «اصحاب صفّه» هم به این تمایز کمک می‌کند. «اهل» معمولا به ساکنان گفته می‌شود،
[۶] ترتیب العین، ۶۲، «اهل».
درحالی‌که «اصحاب» به معنای معاشران است. بعدها در منابع تاریخی و روایی کمتر به تفاوت این دو واژه توجه شده است، در نتیجه به مهاجران صفّه‌نشین «اهل صفّه» گفته می‌شد و انصاریانی که به رغم برخورداری از دارایی و خانه و کاشانه به صفّه می‌رفتند اصحاب صفّه نام داشتند.

معروف‌ترین انصاریان صفّه

[ویرایش]

از معروف‌ترین انصاریان صفّه می‌توان به جابر ‌بن ‌عبدالله انصاری ، ابوسعید خدری و حنظله غسیل‌الملائکه اشاره کرد.

أوفاض

[ویرایش]

برخی به اشتباه ، عمده ساکنان صفّه را مهاجران قریشی دانسته‌اند،
[۸] مبهمات القرآن، ص‌۲۶۸.
درحالی‌که بررسی نام و نسب آنان نشان می‌دهد که غالباً از مهاجران غیرقرشی بوده‌اند. نومسلمانان قبایل صحرانشین منطقه ، بر اثر تهدیدهای موجود، موقعیت، دارایی و خانه‌های خود را رها کرده بودند، تا در سایه امنیتی که در مدینه برای مسلمانان فراهم آمده بود، در کنار دیگر مسلمانان، همنشین پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) باشند و ازاین‌رو بدانان « أوفاض » گفته‌اند.
[۱۰] السنن الکبری، ج‌۱۴، ص‌۲۶۳.
[۱۱] مسند احمد، ج‌۷، ص‌۵۳۷.


← معنا


زیرا اوفاض به معنای جمعی است که متشکل از اعضای قبایل گوناگون باشند.
[۱۲] غریب الحدیث، ج‌۱، ص‌۸۱.


← ثبت اطلاعات پراکنده


اعضایی از بنی غفار ،
[۱۳] ابن اثیر، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابه، ج‌۳، ص‌۹۷‌-۹۸.
بنی سلیم ،
[۱۴] المستدرک، ج‌۱، ص‌۱۷۵.
جُهینه،
[۱۵] المستدرک، ج‌۳، ص‌۲۰.
اسلم و دیگر قبایل منطقه در میان اهل صفّه حضور داشتند. در مجموع، منابع در ضبط نام ساکنان صفّه، اطلاعات پراکنده و ناچیزی را ثبت کرده‌اند. به دلایلی در منابع اهل سنت بر صفّه‌ایهای متأخر به ویژه ابوهریره، بیشتر تأکید شده است و از نخستین ساکنان صفّه کمتر یاد می‌شود.

آمار

[ویرایش]

با توجه به ‌کاربردهای متعدد صفّه نمی‌توان آمار ثابتی برای ساکنان آن در نظر گرفت. ساکنان صفّه به تناوب و به ناچار در آن‌جا بودند و همان‌گونه که روند مهاجرت بر آمارشان می‌افزود، اموری چون مرگ و میر، شرکت در جنگها، شهادت ، مسافرت ، اشتغال به ‌کار و ازدواج از شمار آنان می‌کاست.
[۱۷] فتح الباری، ج‌۱۱، ص‌۲۴۵.
آمار نقل شده در متون روایی عمدتاً در زمانهای متفاوتی ارائه شده است؛ آماری چون ۲۰،
[۱۸] معجم الکبیر، ج‌۲۲، ص‌۹۰.
[۱۹] کنز العمال، ج‌۱۲، ص‌۳۸۰.
،۳۰
[۲۱] عیون الاثر، ج‌۲، ص‌۴۰۳.
،۵۰
[۲۲] مجمع الزوائد، ج‌۸، ص‌۳۰۷.
بیش از ۷۰،
[۲۳] صحیح‌البخاری، ج‌۱، ص‌۱۳۰.
[۲۴] السنن الکبری، ج۲، ص‌۲۴۱.
۸۰
[۲۵] صحیح البخاری، ج‌۴، ص‌۲۰۶‌-۲۰۷.
و‌....

تألیفات درباره ساکنان صفّه

[ویرایش]

در ‌دوره‌های بعد تألیفاتی درباره ساکنان صفّه نوشته شد. زبیدی نام ۹۲ تن از آن‌ها را در کتابچه‌ای به نام تحفة اهل الزلفة فی‌التوسل باهل‌الصّفه جمع کرد.
[۲۶] الاعلام، ج‌۸، ص‌۹۷.
ابونعیم نیز به ۹۰ و اندی از آنان اشاره کرده است.
[۲۷] حلیة الاولیا، ج‌۱، ص‌۴۲۵.
[۲۸] حلیة الاولیا، ج‌۲، ص‌۴۳.
منابع متأخرتر برآیند اصحاب صفه را بدون آن‌که از آن‌ها نام ببرند ۴۰۰‌ تن دانسته‌اند.
[۳۰] عوارف العارف، ص‌۲۵.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. المستدرک، ج‌۳، ص‌۲۰.
۲. نمری، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۵۲.    
۳. بغدادی، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج‌۴، ص۱۷۰.    
۴. بغدادی، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج‌۱، ص‌۱۹۷.    
۵. ابن فارس، مقاییس اللغه، ج۱، ص۱۵۰.    
۶. ترتیب العین، ۶۲، «اهل».
۷. زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف، ج‌۱، ص‌۳۱۸.    
۸. مبهمات القرآن، ص‌۲۶۸.
۹. بغدادی، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج‌۱، ص‌۱۹۶.    
۱۰. السنن الکبری، ج‌۱۴، ص‌۲۶۳.
۱۱. مسند احمد، ج‌۷، ص‌۵۳۷.
۱۲. غریب الحدیث، ج‌۱، ص‌۸۱.
۱۳. ابن اثیر، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابه، ج‌۳، ص‌۹۷‌-۹۸.
۱۴. المستدرک، ج‌۱، ص‌۱۷۵.
۱۵. المستدرک، ج‌۳، ص‌۲۰.
۱۶. بغدادی، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج‌۴، ص‌۲۲۳.    
۱۷. فتح الباری، ج‌۱۱، ص‌۲۴۵.
۱۸. معجم الکبیر، ج‌۲۲، ص‌۹۰.
۱۹. کنز العمال، ج‌۱۲، ص‌۳۸۰.
۲۰. بغدادی، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص‌۱۹۶.    
۲۱. عیون الاثر، ج‌۲، ص‌۴۰۳.
۲۲. مجمع الزوائد، ج‌۸، ص‌۳۰۷.
۲۳. صحیح‌البخاری، ج‌۱، ص‌۱۳۰.
۲۴. السنن الکبری، ج۲، ص‌۲۴۱.
۲۵. صحیح البخاری، ج‌۴، ص‌۲۰۶‌-۲۰۷.
۲۶. الاعلام، ج‌۸، ص‌۹۷.
۲۷. حلیة الاولیا، ج‌۱، ص‌۴۲۵.
۲۸. حلیة الاولیا، ج‌۲، ص‌۴۳.
۲۹. زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف، ج‌۱، ص‌۳۱۸.    
۳۰. عوارف العارف، ص‌۲۵.
۳۱. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۲، ص‌۲۰۲.    


منبع

[ویرایش]
دائرة‌المعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله «اَصحاب صُفَّه».    






جعبه ابزار