صفات حزب‌الله (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حزب در لغت به معنای دسته و گروهی است که دارای گرایشهای واحدی باشند. و حزب الله به معنای سربازان و یاوران خدا است.اصاف ویژه‌ای در قرآن کریم برای حزب الله بیان شده است.


ایمان به آخرت

[ویرایش]

ایمان به معاد بعنوان صفات حزب الله در سوره مجادله آمده است:
لا تجد قومـا یؤمنون بالله والیوم الاخر... اولـئک حزب الله... «قومی را نیابی که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند (و) کسانی را که با خدا و رسولش مخالفت کرده‌اند هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره آنان باشند دوست بدارند در دل اینهاست که (خدا) ایمان را نوشته و آنها را با روحی از جانب خود تایید کرده است و آنان را به بهشتهایی که از زیر (درختان) آن جویهایی روان است در می‌آورد همیشه در آنجا ماندگارند خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند اینانند حزب خدا آری حزب خداست که رستگارانند.»

← ایمان راستین به روز جزا


این آیه شریفه یافتن قومی با چنین صفتی را نفی نموده، می‌فرماید: چنین مؤمنینی نخواهی یافت و این کنایه است از اینکه ایمان راستین به خدا و روز جزا با چنین صفاتی نمی‌سازد آن کس که واقعا به خدا و رسول و روز جزا ایمان دارد، ممکن نیست با دشمنان خدا دوستی کند، هر چند که همه قسم سبب و انگیزه دوستی در آنان وجود داشته باشد، مثل اینکه پدرش یا پسرش یا برادرش باشد و یا قرابتی دیگر داشته باشد، برای اینکه این چنین دوستی با ایمان به خدا منافات دارد.
" اولئک کتب فی قلوبهم الایمان" کلمه" اولئک" اشاره به مردمی است که به خاطر ایمانی که به خدا و روز جزا دارند با دشمنان خدا هر چند پدر و یا پسر یا برادرشان باشد دوستی نمی‌کنند و" کتابت" به معنای اثبات غیر قابل زوال است و ضمیر در" کتب" به خدای تعالی برمی گردد. و این آیه تصریح و نص در این است که چنین کسانی مؤمنین حقیقی هستند.
در بیان قسمت اول و دوم می‌فرماید: "آنها کسانی هستند که خدا خط ایمان را بر صفحه قلوبشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آنان را تقویت فرموده است" (اولئک کتب فی قلوبهم الایمان و ایدهم بروح منه).
بدیهی است این امداد و لطف الهی هرگز با اصل آزادی اراده و اختیارانسان منافات ندارد، چرا که گامهای نخستین یعنی" ترک محبت دشمنان خدا " از سوی خود آنان برداشته شده، سپس امدادهای الهی به صورت" استقرار ایمان" که از آن تعبیر به" کتابت" و نوشتن شده به سراغ آنان می‌آید.
و در سومین مرحله می‌فرماید: "خداوند آنها را در باغهایی از بهشت داخل می‌کند که نهرها از زیر درختان و قصورش جاری است و جاودانه در آن می‌مانند" (و یدخلهم جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها).

ایمان به خدا

[ویرایش]

حزب الله ایمان مستمر و ثابت به خداوند، در دلهایشان دارند:
لا تجد قومـا یؤمنون بالله والیوم الاخر... اولـئک کتب فی قلوبهم الایمـن... اولـئک حزب الله... «قومی را نیابی که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند (و) کسانی را که با خدا و رسولش مخالفت کرده‌اند هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره آنان باشند دوست بدارند در دل اینهاست که (خدا) ایمان را نوشته و آنها را با روحی از جانب خود تایید کرده است و آنان را به بهشتهایی که از زیر (درختان) آن جویهایی روان است در می‌آورد همیشه در آنجا ماندگارند خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند اینانند حزب خدا آری حزب خداست که رستگارانند.»
ایمان راسخ حزب الله، مانع از دوستی با دشمنان خدا و رسول - صلی الله علیه وآله- است:
لا تجد قومـا یؤمنون بالله والیوم الاخر یوادون من حاد الله ورسوله... اولـئک کتب فی قلوبهم الایمـن... اولـئک حزب الله... «قومی را نیابی که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند (و) کسانی را که با خدا و رسولش مخالفت کرده‌اند هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره آنان باشند دوست بدارند در دل اینهاست که (خدا) ایمان را نوشته و آنها را با روحی از جانب خود تایید کرده است و آنان را به بهشتهایی که از زیر (درختان) آن جویهایی روان است در می‌آورد همیشه در آنجا ماندگارند خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند اینانند حزب خدا آری حزب خداست که رستگارانند.»

بهره مندی از تایید خدا

[ویرایش]

سوره مجادله به تایید حزب الله با روح الهی، اشاره شده است:
لا تجد قومـا یؤمنون بالله والیوم الاخر... وایدهم بروح منه... اولـئک حزب الله... «قومی را نیابی که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند (و) کسانی را که با خدا و رسولش مخالفت کرده‌اند هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره آنان باشند دوست بدارند در دل اینهاست که (خدا) ایمان را نوشته و آنها را با روحی از جانب خود تایید کرده است و آنان را به بهشتهایی که از زیر (درختان) آن جویهایی روان است در می‌آورد همیشه در آنجا ماندگارند خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند اینانند حزب خدا آری حزب خداست که رستگارانند.»
(«بروح منه» در برخی روایات به ایمان و در برخی دیگر به فرشتگان تفسیر شده است.

← تایید مؤمنین به روحی از او


مراد از تایید مؤمنین به روحی از او و بیان اینکه مؤمنان علاوه بر حیات طبیعی از حیات طیبه برخوردارند:
" و ایدهم بروح منه"- کلمه" تایید" به معنای تقویت است. و ضمیر فاعل در جمله" ایدهم" به" الله" برمی گردد، و همچنین ضمیر در" منه". و کلمه" من" ابتدائیه است. و معنای جمله این است که: خدای تعالی این گونه انسانها را به روحی از خود تقویت نمود. و بعضی گفته‌اند: ضمیر به ایمان برمی گردد، و معنای جمله این است که: خدای تعالی آنان را به روحی از جنس ایمان تقویت کرد، و دلهایشان را با آن روح زنده ساخت. این معنا هم عیبی ندارد.
بعضی هم گفته‌اند: مراد از" روح"جبرئیل است. و بعضی گفته‌اند: قرآن است.
بعضی دیگر گفته‌اند حجت و برهان است. و همه این اقوال وجوهی ضعیف است که از جهت لفظ آیه شاهدی ندارد.
نکته‌ای که در اینجا هست این است که" روح" به طوری که از معنای آن به ذهن تبادر می‌کند عبارت است از مبدا حیات، که قدرت و شعور از آن ناشی می‌شود. بنا بر این، اگر عبارت" و ایدهم بروح منه" را بر ظاهرش باقی بگذاریم، این معنا را افاده می‌کند که در مؤمنین به غیر از روح بشریت که در مؤمن و کافر هست، روحی دیگر وجود دارد که از آن حیاتی دیگر ناشی می‌شود، و قدرتی و شعوری جدید می‌آورد، و به همین معنا است که آیه" ا و من کان میتا فاحییناه و جعلنا له نورا یمشی به فی الناس کمن مثله فی الظلمات لیس بخارج منها" (آیا کسی که مرده بود، و ما او را زنده کردیم، و برایش نوری قرار دادیم تا با آن در بین مردم زندگی کند، مثل کسی است که در ظلمتهایی قرار دارد که بیرون شدن از آن برایش ممکن نیست. به آن اشاره نموده. و نیز آیه شریفه زیر به آن اشاره نموده، می‌فرماید: " من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاة طیبة" (هر کس از مرد و زن عملی صالح کند در حالی که ایمان داشته باشد، او را به زندگی طیبی زنده می‌کنیم.
و حیات طیبی که در آیه است ملازم با اثر طیب است. اثر حیات- که قدرت و شعور است- در زندگی طیب، طیب خواهد بود، و وقتی قدرت و شعور طیب شد، آثاری که متفرع بر آن است یعنی اعمالی که از صاحب چنین حیاتی سر می‌زند، همه طیب و صالح خواهد بود، و این قدرت و شعور طیب، همان است که در آیه سوره انعام که چند سطر پیش گذشت از آن تعبیر به نور کرد، و همچنین آیه" یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله یؤتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نورا تمشون به".
و این حیات، زندگی خاصی است کریم که آثاری خاص و ملازم با سعادت ابدی انسان دارد. حیاتی است وراء حیاتی که مشترک بین مؤمن و کافر است، و آثارش هم مشترک بین هر دو طایفه است. پس این زندگی مبدئی خاص دارد، و آن روح ایمانی است که آیه شریفه آن را روحی سوای روح مشترک بین مؤمن و کافر می‌داند.
و بر این اساس دیگر اجباری نداریم وجهی را که در این باب ذکر کرده‌اند، بپذیریم و بگوییم: مراد از روح نورانیت قلب است- که همان نور علم باشد- که به وسیله آن آرامش و اطمینان حاصل می‌شود، و اگر این نور قلب را روح خوانده تسمیه‌ای است مجازی، از باب مجاز مرسل (اگر ارتباط بین حقیقت و مجاز،سببیت و یا مجاورت باشد آن مجاز را" مرسل" و اگر صرف شباهت باشد"استعاره" می‌نامند.) . چون همین آرامش قلبی است که مایه حیات طیب و ابدی است. و یا از باب استعاره است چون نور قلب همواره ملازم با وجوهی از علم است، که بر قلب آدمی افاضه می‌شود. و معروف است که می‌گویند: علم مایه حیات قلب، و جهل، مرگ قلب است. پس علم شبیه روحی است که به جسمی بی جان افاضه می‌شود، تا زنده گردد.
[۲۱] روح المعانی، ج۲۸، ص۳۶.
این بود آن وجهی که گفتیم در معنای روح ذکر کرده‌اند.

بهره مندی از رضایت خدا

[ویرایش]

بهره مندی حزب الله، از خشنودی خداوند در سوره مجادله آمده است:
لا تجد قومـا یؤمنون بالله و الیوم الاخر... رضی الله عنهم... اولـئک حزب الله... «قومی را نیابی که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند (و) کسانی را که با خدا و رسولش مخالفت کرده‌اند هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره آنان باشند دوست بدارند در دل اینهاست که (خدا) ایمان را نوشته و آنها را با روحی از جانب خود تایید کرده است و آنان را به بهشتهایی که از زیر (درختان) آن جویهایی روان است در می‌آورد همیشه در آنجا ماندگارند خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند اینانند حزب خدا آری حزب خداست که رستگارانند.»

پیراستگی از تعصب ناروا

[ویرایش]

خداوند متعال در سوره مجادله به پیراسته بودن حزب الله، از تعصب ناروای خویشاوندی اشاره می‌فرمایند:
لا تجد قومـا یؤمنون بالله و الیوم الاخر... و رسوله و لو کانوا ءاباءهم او ابناءهم او اخونهم او عشیرتهم... اولـئک حزب الله... «قومی را نیابی که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند (و) کسانی را که با خدا و رسولش مخالفت کرده‌اند هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره آنان باشند دوست بدارند در دل اینهاست که (خدا) ایمان را نوشته و آنها را با روحی از جانب خود تایید کرده است و آنان را به بهشتهایی که از زیر (درختان) آن جویهایی روان است در می‌آورد همیشه در آنجا ماندگارند خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند اینانند حزب خدا آری حزب خداست که رستگارانند.»

← دیدگاه تفسیر المیزان


هرگز دوستی با دشمنان خدا و رسول صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم با داشتن ایمان قابل جمع نیست :
" لا تجد قوما یؤمنون بالله و الیوم الآخر یوادون من حاد الله و رسوله و لو کانوا آباءهم او ابناءهم او اخوانهم او عشیرتهم... "
در این آیه شریفه یافتن قومی با چنین صفتی را نفی نموده، می‌فرماید: چنین مؤمنینی نخواهی یافت. و این کنایه است از اینکه ایمان راستین به خدا و روز جزا با چنین صفاتی نمی‌سازد آن کس که واقعا به خدا و رسول و روز جزا ایمان دارد، ممکن نیست با دشمنان خدا دوستی کند، هر چند که همه قسم سبب و انگیزه دوستی در آنان وجود داشته باشد، مثل اینکه پدرش یا پسرش یا برادرش باشد، و یا قرابتی دیگر داشته باشد، برای اینکه این چنین دوستی با ایمان به خدا منافات دارد.
پس روشن گردید که جمله" و لو کانوا آباءهم... " به مطلق اسباب مودت اشاره دارد. و اگر تنها مودت ناشی از قرابت را ذکر کرد، به خاطر آن است که مودت خویشاوندی قوی ترین محبت، و هم با ثبات‌ترین آن است و زوالش از دل به آسانی صورت نمی‌گیرد.
" اولئک کتب فی قلوبهم الایمان"- کلمه" اولئک" اشاره به مردمی است که به خاطر ایمانی که به خدا و روز جزا دارند با دشمنان خدا هر چند پدر و یا پسر یا برادرشان باشد دوستی نمی‌کنند. و" کتابت" به معنای اثبات غیر قابل زوال است. و ضمیر در" کتب" به خدای تعالی برمی گردد. و این آیه تصریح و نص در این است که چنین کسانی مؤمنین حقیقی هستند.

دوستی با خدا

[ویرایش]

ولایت و دوستی با خداوند، از ویژگیهای حزب الله است:
ومن یتول الله... فان حزب الله هم الغــلبون. «و هر کس خدا و پیامبر او و کسانی را که ایمان آورده‌اند ولی خود بداند (پیروز است چرا که) حزب خدا همان پیروزمندانند.»

دوستی با پیامبر

[ویرایش]

در آیه ۵۶سورهمائدهولایت و دوستی با پیامبر -صلی الله علیه و آله وسلم - از ویژگیهای حزب الله معرفی شده است:
و من یتول الله و رسوله... فان حزب الله هم الغــلبون. «و هر کس خدا و پیامبر او و کسانی را که ایمان آورده‌اند ولی خود بداند (پیروز است چرا که) حزب خدا همان پیروزمندانند.»

← دیدگاه تفسیر نمونه


در این آیه قرینه دیگری بر معنی ولایت که در آیه پیش اشاره شد یعنی" سرپرستی و رهبری و تصرف" دیده می‌شود، زیرا تعبیر به" حزب الله" و" غلبه آن" مربوط به حکومت اسلامی است، نه یک دوستی ساده و عادی و این خود می‌رساند که ولایت در آیه به معنی سرپرستی و حکومت و زمامداری اسلام و مسلمین است، زیرا در معنی حزب یک نوع تشکل و هم بستگی و اجتماع برای تامین اهداف مشترک افتاده است.
باید توجه داشت که مراد از الذین آمنوا در این آیه، همه افراد با ایمان نیستند بلکه کسی است که در آیه قبل با اوصاف معینی به او اشاره شد.
آیا منظور از پیروزی" حزب الله" که در این آیه به آن اشاره شده، تنها پیروزی معنوی است یا هر گونه پیروزی مادی و معنوی را شامل می‌شود؟
شک نیست که اطلاق آیه دلیل بر پیروزی مطلق آنها در تمام جبهه‌ها است و براستی اگر جمعیتی جزء حزب الله باشند یعنی ایمان محکم و تقوا و عمل صالح و اتحاد و همبستگی کامل و آگاهی و آمادگی کافی داشته باشند بدون تردید در تمام زمینه‌ها پیروز خواهند بود، و اگر می‌بینیم مسلمانان امروز به چنان پیروزی دست نیافته‌اند، دلیل آن روشن است، زیرا شرایط عضویت در حزب الله که در بالا اشاره شد در بسیاری از آنها دیده نمی‌شود، و به همین دلیل قدرتها و نیروهایی را که برای عقب نشاندن دشمن و حل مشکلات اجتماعی باید مصرف کنند غالبا برای تضعیف یکدیگر بکار می‌برند.

دوستی با مؤمنان

[ویرایش]

ولایت و دوستی با مؤمنان، از ویژگیهای حزب الله است:
ومن یتول الله... و الذین ءامنوا فان حزب الله هم الغــلبون. «و هر کس خدا و پیامبر او و کسانی را که ایمان آورده‌اند ولی خود بداند (پیروز است چرا که) حزب خدا همان پیروزمندانند.»

← دیدگاه تفسیر المیزان


تولی به معنای گرفتن ولی است و" الذین آمنوا" افاده عهد می‌کند و در آن اشاره است به مؤمنین معهود، یعنی همان مؤمنین که در" انما ولیکم"ذکر شد و جمله" فان حزب الله هم الغالبون" در جای جزای شرط قرار گرفته و لیکن در حقیقت جزا، نیست و جزا در تقدیر است و این جمله از باب بکار بردن کبرای قیاس در جای نتیجه در اینجا ذکر شده است تا علت حکم را برساند، و تقدیر آیه چنین بوده: " و من یتول فهو الغالب لانه من حزب الله و حزب الله هم الغالبون- هر که خدا و رسول را ولی خود بگیرد غالب و پیروز است چون که از حزب خداست و حزب خداوند همیشه غالب است".

رضایت از خدا

[ویرایش]

رضایت و خشنودی از خداوند، از ویژگیهای حزب الله است:
لا تجد قومـا یؤمنون بالله و الیوم الاخر... رضی الله عنهم و رضوا عنه اولـئک حزب الله...... «قومی را نیابی که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند (و) کسانی را که با خدا و رسولش مخالفت کرده‌اند هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره آنان باشند دوست بدارند در دل اینهاست که (خدا) ایمان را نوشته و آنها را با روحی از جانب خود تایید کرده است و آنان را به بهشتهایی که از زیر (درختان) آن جویهایی روان است در می‌آورد همیشه در آنجا ماندگارند خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند اینانند حزب خدا آری حزب خداست که رستگارانند.»

← رحمت خدا نتیجه ایمان خالص


این جمله استینافی و ابتدایی است، می‌خواهد جمله قبلی را تعلیل نموده، بفرماید: به این علت خدا ایشان را به چنان بهشتی که گفته شد در می‌آورد که از ایشان راضی بوده است، و رضایت خدا عبارت است از رحمت او که مخصوص افرادی است که در ایمانشان به خدا خالص باشند. ایشان هم از خدا راضیند، برای اینکه با رسیدن به آن زندگی طیب و آن بهشت، شادمان و خرسند می‌گردند.

رهایی از استیلای شیطان

[ویرایش]

از مقابله در آیه ۱۹ و ۲۲سوره مجادله رهیده بودن حزب الله، از هر نوع سلطه شیطان استفاده می‌شود:
استحوذ علیهم الشیطـن فانسـهم ذکر الله اولـئک حزب الشیطـن الا ان حزب الشیطـن هم الخـسرون• لا تجد قومـا یؤمنون بالله والیوم الاخر... اولـئک حزب الله الا ان حزب الله هم المفلحون... «شیطان بر آنان چیره شده و خدا را از یادشان برده است آنان حزب شیطانند آگاه باش که حزب شیطان همان زیانکارانند؛ ... قومی را نیابی که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند (و) کسانی را که با خدا و رسولش مخالفت کرده‌اند هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره آنان باشند دوست بدارند در دل اینهاست که (خدا) ایمان را نوشته و آنها را با روحی از جانب خود تایید کرده است و آنان را به بهشتهایی که از زیر (درختان) آن جویهایی روان است در می‌آورد همیشه در آنجا ماندگارند خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند اینانند حزب خدا آری حزب خداست که رستگارانند.»
(برداشت یاد شده از مقابله در آیه استفاده شده است.)

عدم دوستی با دشمنان خدا

[ویرایش]

عدم دوستی با دشمنان خدا و پیامبر -صلی الله علیه وآله-، از ویژگیهای حزب الله است :
لا تجد قومـا یؤمنون بالله و الیوم الاخر یوادون من حاد الله و رسوله... اولـئک حزب الله... «قومی را نیابی که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند (و) کسانی را که با خدا و رسولش مخالفت کرده‌اند هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره آنان باشند دوست بدارند در دل اینهاست که (خدا) ایمان را نوشته و آنها را با روحی از جانب خود تایید کرده است و آنان را به بهشتهایی که از زیر (درختان) آن جویهایی روان است در می‌آورد همیشه در آنجا ماندگارند خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند اینانند حزب خدا آری حزب خداست که رستگارانند.»
از دیگر ویژگی حزب الله دوست نبودن حزب الله با پدران، فرزندان، برادران و خویشاوندان کافر و دشمن خدا و رسول -صلی الله علیه وآله- است:
لا تجد قومـا یؤمنون بالله و الیوم الاخر یوادون من حاد الله و رسوله و لو کانوا ءاباءهم او ابناءهم او اخونهم او عشیرتهم... اولـئک حزب الله... قومی را نیابی که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند (و) کسانی را که با خدا و رسولش مخالفت کرده‌اند هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره آنان باشند دوست بدارند در دل اینهاست که (خدا) ایمان را نوشته و آنها را با روحی از جانب خود تایید کرده است و آنان را به بهشتهایی که از زیر (درختان) آن جویهایی روان است در می‌آورد همیشه در آنجا ماندگارند خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند اینانند حزب خدا آری حزب خداست که رستگارانند.»

قبول ولایت خدا

[ویرایش]

پذیرفتن ولایت و سرپرستی خدا، نشانه حزب الله است:
انما ولیکم الله... • و من یتول الله... فان حزب الله هم الغــلبون. «ولی شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده‌اند همان کسانی که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند؛ و هر کس خدا و پیامبر او و کسانی را که ایمان آورده‌اند ولی خود بداند (پیروز است چرا که) حزب خدا همان پیروزمندانند.»

قبول ولایت علی

[ویرایش]

پذیرش ولایت و امامتامام علی -علیه السلام-، از نشانه‌های حزب الله است:
انما ولیکم الله... و الذین ءامنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة وهم رکعون• ومن یتول الله... والذین ءامنوا فان حزب الله هم الغــلبون. «ولی شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده‌اند همان کسانی که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند؛ و هر کس خدا و پیامبر او و کسانی را که ایمان آورده‌اند ولی خود بداند (پیروز است چرا که) حزب خدا همان پیروزمندانند.»
(طبق روایات متعدد از شیعه و سنی، مقصود از «والذین آمنوا» امیرمؤمنان علی -علیه السلام - است که در حال رکوع، انگشتر خود را به نیازمند صدقه داد.
[۴۴] جامع البیان، ج۴، جزء۶، ص۶۲۸ - ۶۲۹.
[۴۵] مجمع البیان، ج۳-۴، ص۳۲۴- ۳۲۶.
[۴۶] روح المعانی، ج۴، جزء ۶، ص۲۲۵ - ۲۴۴.


← دیدگاه تفسیر نمونه


همچنین شک نیست که کلمه"ولی " در آیه به معنی دوست و یا ناصر و یاور نیست زیرا ولایت به معنی دوستی و یاری کردن مخصوص کسانی نیست که نماز می‌خوانند، و در حال رکوعزکات می‌دهند، بلکه یک حکم عمومی است که همه مسلمانان را در بر می‌گیرد، همه مسلمین باید یکدیگر را دوست بدارند و یاری کنند حتی آنهایی که زکات بر آنها واجب نیست، و اصولا چیزی ندارند که زکات بدهند، تا چه رسد به اینکه بخواهند در حال رکوع زکاتی بپردازند، آنها هم باید دوست و یار و یاور یکدیگر باشند.
از اینجا روشن می‌شود که منظور از" ولی" در آیه فوق ولایت به معنی سرپرستی و تصرف و رهبری مادی و معنوی است، بخصوص اینکه این ولایت در ردیف ولایت پیامبر - صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم - و ولایت خدا قرار گرفته و هر سه با یک جمله ادا شده است.
و به این ترتیب، آیه از آیاتی است که به عنوان یک نص قرآنی دلالت بر ولایت و امامتعلی -علیه السلام - می‌کند.

← شهادت احادیث و مفسران و مورخان


همانطور که اشاره کردیم در بسیاری از کتب اسلامی و منابع اهل تسنن، روایات متعددی دائر بر اینکه آیه فوق در شان علی - علیه‌السّلام - نازل شده نقل گردیده که در بعضی از آنها اشاره به مساله بخشیدن انگشتر در حال رکوع نیز شده و در بعضی نشده، و تنها به نزول آیه در باره علی ع قناعت گردیده است.
این روایت را"ابن عباس " و"عمار یاسر " و"عبدالله بن سلام " و"سلمة بن کهیل " و"انس بن مالک " و"عتبة بن حکیم " و"عبدالله ابی " و"عبدالله بن غالب " و"جابر بن عبدالله انصاری " و"ابو ذر غفاری " نقل کرده‌اند.
[۴۷] احقاق الحق، ج۲، ص۳۹۹ -۴۱۰.

و علاوه بر ده نفر که در بالا ذکر شده از خود علی -علیه السلام - نیز این روایت در کتب اهل تسنن نقل شده است.
[۴۸] المراجعات، ص۱۵۵.


قبول ولایت پیامبر

[ویرایش]

پذیرش ولایت و زعامتپیامبراکرم - صلی الله علیه وآله-، از نشانه‌های حزب الله است:
انما ولیکم الله و رسوله... • و من یتول الله و رسوله... فان حزب الله هم الغــلبون. «ولی شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده‌اند همان کسانی که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوعزکات می‌دهند؛ و هر کس خدا و پیامبر او و کسانی را که ایمان آورده‌اند ولی خود بداند (پیروز است چرا که) حزب خدا همان پیروزمندانند.»

یاد خدا

[ویرایش]

در آیات ۱۹ و۲۲سوره مجادله به یاد خدا بودن، از اوصاف حزب الله معرفی شده است:
استحوذ علیهم الشیطـن فانسـهم ذکر الله اولـئک حزب الشیطـن الا ان حزب الشیطـن هم الخـسرون• لا تجد قومـا یؤمنون بالله والیوم الاخر... اولـئک حزب الله الا ان حزب الله هم المفلحون. «شیطان بر آنان چیره شده و خدا را از یادشان برده است آنان حزب شیطانند آگاه باش که حزب شیطان همان زیانکارانند؛ قومی را نیابی که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند (و) کسانی را که با خدا و رسولش مخالفت کرده‌اند هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره آنان باشند دوست بدارند در دل اینهاست که (خدا) ایمان را نوشته و آنها را با روحی از جانب خود تایید کرده است و آنان را به بهشتهایی که از زیر (درختان) آن جویهایی روان است در می‌آورد همیشه در آنجا ماندگارند خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند اینانند حزب خدا آری حزب خداست که رستگارانند.»

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ترتیب العین، ج۳، ص۱۶۵، «حزب».    
۲. مجمع البیان، ج۹، ص۴۲۲.    
۳. مجادله/سوره۵۸، آیه۲۲.    
۴. مجادله/سوره۵۸، آیه۲۲.    
۵. ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج۱۹، ص۳۴۰.    
۶. مجادله/سوره۵۸، آیه۲۲.    
۷. مجادله/سوره۵۸، آیه۲۲.    
۸. تفسیر نمونه، آیت‌الله مکارم شیرازی، ج۲۳، ص۴۷۰.    
۹. مجادله/سوره۵۸، آیه۲۲.    
۱۰. مجادله/سوره۵۸، آیه۲۲.    
۱۱. مجادله/سوره۵۸، آیه۲۲.    
۱۲. تفسیر نورالثقلین، ج۵، ص۲۶۹، ح ۵۸.    
۱۳. تفسیر نورالثقلین، ج۵، ص۲۶۹، ح ۶۰ - ۶۱.    
۱۴. مجمع البیان، طبرسی، ج۹، ص۲۵۵.    
۱۵. مجمع البیان، طبرسی، ج۹، ص۲۵۵.    
۱۶. مجمع البیان، طبرسی، ج۹، ص۲۵۵.    
۱۷. مجمع البیان، طبرسی، ج۹، ص۲۵۵.    
۱۸. انعام/سوره۶، آیه۱۲۲.    
۱۹. نحل/سوره۱۶، آیه۹۷.    
۲۰. حدید/سوره۵۷، آیه۲۸.    
۲۱. روح المعانی، ج۲۸، ص۳۶.
۲۲. ترجمه تفسیر المیزان، محمد حسین طباطبائی، ج۱۹، ص۳۴۰.    
۲۳. مجادله/سوره۵۸، آیه۲۲.    
۲۴. مجادله/سوره۵۸، آیه۲۲.    
۲۵. ترجمه تفسیر المیزان، محمد حسین طباطبائی، ج۱۹، ص۳۴۰.    
۲۶. مائده/سوره۵، آیه۵۶.    
۲۷. ترجمه تفسیر المیزان، محمد حسین طباطبائی، ج۶، ص۱۷.    
۲۸. مائده/سوره۵، آیه۵۶.    
۲۹. تفسیر نمونه ناصر مکارم شیرازی، ج۴، ص۴۳۳.    
۳۰. مائده/سوره۵، آیه۵۶.    
۳۱. مائده/سوره۵، آیه۵۵.    
۳۲. ترجمه تفسیر المیزان، محمد حسین طباطبائی، ج۶، ص۱۷.    
۳۳. مجادله/سوره۵۸، آیه۲۲.    
۳۴. تفسیر نمونه ناصر مکارم شیرازی، ج۱۹، ص۴۴۲.    
۳۵. مجادله/سوره۵۸، آیه۱۹.    
۳۶. مجادله/سوره۵۸، آیه۲۲.    
۳۷. مجادله/سوره۵۸، آیه۲۲.    
۳۸. مجادله/سوره۵۸، آیه۲۲.    
۳۹. مائده/سوره۵، آیه۵۵.    
۴۰. مائده/سوره۵، آیه۵۶.    
۴۱. ترجمه تفسیر المیزان، محمد حسین طباطبائی، ج۶، ص۱۷.    
۴۲. مائده/سوره۵، آیه۵۵.    
۴۳. مائده/سوره۵، آیه۵۶.    
۴۴. جامع البیان، ج۴، جزء۶، ص۶۲۸ - ۶۲۹.
۴۵. مجمع البیان، ج۳-۴، ص۳۲۴- ۳۲۶.
۴۶. روح المعانی، ج۴، جزء ۶، ص۲۲۵ - ۲۴۴.
۴۷. احقاق الحق، ج۲، ص۳۹۹ -۴۱۰.
۴۸. المراجعات، ص۱۵۵.
۴۹. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج۴، ص۴۲۳.    
۵۰. مائده/سوره۵، آیه۵۵.    
۵۱. مائده/سوره۵، آیه۵۶.    
۵۲. مجادله/سوره۵۸، آیه۱۹.    
۵۳. مجادله/سوره۵۸، آیه۲۲.    


منبع

[ویرایش]

فرهنگ قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، برگرفته از مقاله «صفات حزب‌الله».    



جعبه ابزار