شکوه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



شِکوه که بمعنی شکایت و تظلم استعمال میشود از مصدرهای ساختگی است و در عربی به جای آن شکایت و شکوی بر وزن فتوی گویند.


معنای شکوه

[ویرایش]

«شکوه» یعنی اظهار اندوه و توصیف گرفتاری نمودن.

اقسام شکوه

[ویرایش]

شکوه بر دو قسم است:

← شکوه مذموم


«آن است که شخص، از خداوند حکیم شکوه نماید مثلاً بگوید:خدایا مرا به بلایی گرفتار نمودی که کسی به آن گرفتار نشده است و یا به من چیزی اصابت نموده است که هیچ‌کس را مانند آن اصابت نکرده است.
[۳] الاصول من الکافی، کلینی، محمئ بن یعقوب، ج ۳، ص ۱۱۶.     «إِنَّمَا الشَّکْوَی أَنْ یَقُولَ قَدِ ابْتُلِیتُ بِمَا لَمْ‌ یُبْتَلَ‌ بِهِ‌ أَحَدٌ وَ یَقُولَ لَقَدْ أَصَابَنِی مَا لَمْ یُصِبْ أَحَداً»

این نوع شکوه، جایز نیست، بلکه مورد نهی و مذمت قرار گرفته است؛ زیرا گاهی از اوقات خداوند متعال برای امتحان بندگانش آنان را به بلا و مصیبت‌هایی گرفتار می‌کند و در مقابل از آنان انتظار صبر و بردباری دارد.
[۴] سوره بقره/۲، آیه۱۵۵.     «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‌ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرین»

امام سجاد (علیه السلام) می‌فرماید:«شکوه نمودن از خداوند متعال، از گناهانی است که موجب محروم شدن انسان از روزی می‌شود.

← شکوه مباح


«آن است که شخص، نزد خداوند متعال و به درگاه او، اظهار غم و اندوه از مشکلات و گرفتاری‌های خود نماید؛ چنان‌که حضرت یعقوب در فراغ فرزندش حضرت یوسف نزد خداوند از غم و اندوه وارده شکایت کرد و عرضه داشت:«إِنَّما أَشْکُوا بَثِّی‌ وَ حُزْنِی‌ إِلَی‌ اللَّهِ‌ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ».
[۶] سوره یوسف/۱۲، آیه۸۶.     «گفت:«من غم و اندوهم را تنها به خدا می‌گویم (و شکایت نزد او می‌ برم)! و از خدا چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌ دانید»
این‌گونه شکوه نمودن اشکالی ندارد.
همچنین از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است:« حضرت علی بن الحسین (علیهماالسلام) مدت بیست یا چهل سال بر پدرشان گریستند و طعام و غذائی نبود که در مقابل حضرت بگذارند مگر آن‌که حضرتش بیاد امام حسین (علیه السلام) گریه می‌کردند تا جایی که خادم حضرت، محضر مبارکش عرض نمود:فدایت شوم ای پسر رسول خدا می‌ترسم که شما هلاک شوید. حضرت فرمودند:«تنها درد دل و غم خود را با خدا گویم و از لطف و کرم بی‌اندازه او چیزی دانم که شما نمی‌دانید.» سپس فرمودند:«هیچ‌گاه محل کشته شدن فرزندان فاطمه (علیهاالسلام) را به یاد نمی‌آورم، مگر آن‌که حزن و غصه حلقوم من را می‌فشارد».
البته در روایات، وارد شده است که نزد مؤمن شکوه نمودن همانند آن است که شکوه نزد خداوند برده باشی و اشکالی ندارد، اما شکوه نمودن نزد غیر مؤمن و کافر، در حکم شکوه نمودن از خداوند است و جایز نیست.
گفتنی است، اگرچه شکوه نمودن نزد برادران مؤمن مباح است و در حکم شکوه نزد خدا بردن است، ولی سخنی از امام باقر(علیه السلام) روایت شده که ایشان با بیانی کلی، زبان به شکوه گشودن را در منافات با صبر جمیل ارزیابی می‌فرماید.
[۹] الاصول من الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ج۲، ص ۹۳.     «قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع یَرْحَمُکَ اللَّهُ مَا الصَّبْرُ الْجَمِیلُ قَالَ ذَلِکَ صَبْرٌ لَیْسَ فِیهِ شَکْوَی إِلَی النَّاسِ»
پس بهتر است انسان تا می‌تواند بر بلا و مصیبت‌ها صبر کند.

نتیجه

[ویرایش]

شکوه نمودن نزد خدا یا برادران مؤمن مباح بوده، ناشکری محسوب نمی‌گردد، ولی شکوه از خداوند متعال و یا نزد کافر و غیر مؤمن، مذموم بوده و موجب محرومیت از رزق و روزی می‌گردد.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، حسین بن محمد، ص ۴۶۳.    
۲. قاموس قرآن، قرشی، سید علی اکبر، ج ۴، ص ۶۵     .
۳. الاصول من الکافی، کلینی، محمئ بن یعقوب، ج ۳، ص ۱۱۶.     «إِنَّمَا الشَّکْوَی أَنْ یَقُولَ قَدِ ابْتُلِیتُ بِمَا لَمْ‌ یُبْتَلَ‌ بِهِ‌ أَحَدٌ وَ یَقُولَ لَقَدْ أَصَابَنِی مَا لَمْ یُصِبْ أَحَداً»
۴. سوره بقره/۲، آیه۱۵۵.     «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‌ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرین»
۵. بحار الأنوار،‌مجلسی، محمد باقر، ج ۷۰، ص ۳۷۵.    
۶. سوره یوسف/۱۲، آیه۸۶.     «گفت:«من غم و اندوهم را تنها به خدا می‌گویم (و شکایت نزد او می‌ برم)! و از خدا چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌ دانید»
۷. ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ص ۱۱۵.    
۸. وسائل الشیعة، حر عاملی، محمد بن حسن،ج ۲، ص ۴۱۱.    
۹. الاصول من الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ج۲، ص ۹۳.     «قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع یَرْحَمُکَ اللَّهُ مَا الصَّبْرُ الْجَمِیلُ قَالَ ذَلِکَ صَبْرٌ لَیْسَ فِیهِ شَکْوَی إِلَی النَّاسِ»


منبع

[ویرایش]
پایگاه اسلام کوئست    






جعبه ابزار