شهرتذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ــ شهرت به شيوع نقل روايت و يا استناد حکم به روایت يا فتوا يى گفته مي شود.

ــ شهرت، فراوانی راوایان یک حدیث، یا اشتهار یک فتوا یا رواج یک عمل است.


معنای لغوی و اصطلاحی

[ویرایش]

شهرت، در لغت به معنای شایع بودن، رواج داشتن و وضوح می‌آید و در اصطلاح علمای اصول، گاهی مراد از آن، فراوانی تعداد راویان یک حدیث است به اندازه‌ای که به حد تواتر نرسد، و گاهی مراد از آن، رواج و اشتهار یک فتوا میان فقها است، در صورتی که به حد اجماع نرسد.

محل بحث از شهرت

[ویرایش]

از شهرت در اصول فقه، مبحث حجت سخن رفته است.

اقسام شهرت

[ویرایش]

اين نوع شهرت سه گونه است:

← شهرت روايي


شهرت سه گونه است: فتوایی؛ روایی؛ عملی، که توضیح هر یک در جای خود آمده است. [۱] [۲] [۳] [۴] [۵] [۶] [۷] [۸] [۹] [۱۰] [۱۱] [۱۲] [۱۳] [۱۴] [۱۵] [۱۶] [۱۷] [۱۸] [۱۹] [۲۰] [۲۱] [۲۲] [۲۳]
۱. شهرت روایی يعنى نقل روايت توسط راویان متعدد و بسيار که تعدادشان به حد تواتر نرسيده است. به چنين روايتى حدیث مشهور گويند. مقابل آن، حدیث شاذ قرار دارد. [۲۴] [۲۵] [۲۶] [۲۷] [۲۸]
شهرت روايى از اسباب حصول اطمينان به صدور روایت از معصوم عليه السلام است. از‌اين‌رو، شهرت روايى جبران کننده ضعف سند ى روايت بوده، آن را در رديف روايت قوى و معتبر قرار مى‌دهد. [۲۹] [۳۰] ضمن آنکه از اسباب ترجيح روايت نيز شمرده مى‌شود. بنابراين، در جايى که مضمون دو روايت با يکديگر متعارض است، چنانچه يکى از آن دو، مشهور و ديگرى شاذ باشد، روايت مشهور مقدم مى‌شود. [۳۱] [۳۲] البته برخى،
شهرت روايى را از اسباب ترجيح نشمرده و گفته‌اند: با وجود روایت مشهور، روايت شاذِ مخالف آن از حجيت ساقط است. بنابر اين، تعارضى وجود ندارد تا يکى به سبب شهرت بر ديگرى ترجيح داده شود؛ زيرا قوام تعارض به حجّت بودن دو خبر، صرف نظر از اسباب ترجیح است. [۳۳]

← شهرت عملي


شهرت عملی؛ يعنى مشهور بودن عمل به روايتى نزد فقها و استناد آنان به آن در مقام فتوا. [۳۴] برخى، مطابقت فتواى مشهور با مفاد روايتى را از اقسام شهرت عملى بر شمرده‌اند؛ هرچند به حسب ظاهر مستند به آن روايت نباشد. [۳۵]

←← نسبت ميان شهرت عملي و روايي


نسبت ميان شهرت عملی و شهرت روايى عموم و خصوص من وجه است. بنابر اين، ممکن است روايتى به لحاظ نقل، مشهور باشد؛ ليکن مورد عمل مشهور فقها نباشد. چنان که عکس آن نيز ممکن است. گاهى نيز روايتى هم شهرت روايى دارد و هم شهرت عملى. [۳۶]
در شهرت عملى دو بحث وجود دارد: يکى ترجيح روايت به سبب شهرت عملى در مقام تعارض و ديگرى جبران ضعف روایت ضعیف به شهرت عملى، قطع نظر از تعارض. به تصريح برخى، دليلى بر ترجیح روایت به شهرت عملى وجود ندارد، مگر بنابر اين قول که آنچه موجب نزديک‌تر شدن يکى از دو روايت به واقع گردد، از اسباب ترجيح به شمار مى‌آيد. بنابر اين قول، شهرت عملى از اسباب ترجيح روايت خواهد بود [۳۷]
اما نسبت به بحث دوم، شهرت عملی، ضعف سندى روايت را جبران کرده، مصحح عمل به آن است؛ هرچند روايت بر حسب قواعد رجال ى در نهايت ضعف باشد؛ چنان که اعراض عملى مشهور فقها از روايتى موجب ضعف و سستى آن خواهد شد؛ هرچند آن روايت، مشهور و از نظر سند بسيار قوى و معتبر باشد؛ زيرا اعراض مشهور از آن- به رغم قوت سند- حاکى از وجود خللى در روايت است؛ چنان که در فرض اول، عمل مشهور- به رغم ضعف سند- بيانگر عدم خلل و قوّت آن است. [۳۸]
برخى، عمل مشهور به روايت ضعيف را جبران کننده ضعف سندى آن، و اعراض آنان از روايت صحيح و قوى را موجب سستى و خلل در آن ندانسته‌اند. [۳۹]
البته ترجيح روايت به شهرت عملى بنابر قول به آن و نيز جبران ضعف سند به عمل مشهور، مشروط به اين است که عمل به روايت، مشهور نزد قدماى اصحاب باشد که به عصر حضور معصوم عليه السّلام نزديک اند و شهرت ميان متأخران کفايت نمى‌کند. [۴۰] [۴۱]

← شهرت فتوايي


۳. شهرت فتوایی؛ يعنى مشهور بودن رأى و نظرى نزد فقها، بدون آنکه مستند به روايتى باشد؛ خواه در آن زمينه روايتى نباشد، يا باشد، ليکن مخالف فتواى مشهور باشد و يا موافق باشد، اما مشهور به آن استناد نکرده باشند و يا استناد بدان براى ما محرز نباشد؛ زيرا در فرض علم به اينکه مستند آنان روايت است، شهرت، عملى خواهد بود نه فتوايى.
برخى، مطابقت فتواى مشهور با روايت موجود را از مصاديق شهرت عملى بر شمرده‌اند، نه شهرت فتوايى؛ هر چند بر حسب ظاهر، آن روايت مستند فتواى مشهور نباشد؛ همان گونه که گذشت.

آيا شهرت فتوايي معتبر است

[ویرایش]

در اينکه شهرت فتوایی، معتبر و حجت است يا نه، اصوليان اختلاف نظر دارند. منشأ اختلاف اين است که آيا ظن حاصل از آن، از ظنون خاص و معتبر است يا نه. بسيارى از آنان ظن حاصل از شهرت فتوايى را معتبر و حجت ندانسته و ادله حجيت آن را مخدوش دانسته ‌اند. [۴۲] [۴۳] [۴۴]

جابر بودن شهرت فتوايي

[ویرایش]

آيا شهرت فتوايى جبران کننده ضعف سند روایت است؟ برخى، شهرت فتوايى ميان قدما را همچون شهرت عملى، جبران کننده ضعف سند روايت موافق با فتوا دانسته‌ اند. [۴۵]

برخى ديگر، شهرت فتوایی ميان قدما را تنها موجب سستى و ضعف روايت مخالف آن دانسته‌اند، نه جبران کننده ضعف روايت ضعيفِ موافق فتوا. البته اين اختلاف مبتنى بر اين فرض است که شهرت فتوايى با وجود روايتى موافق آن، از مصاديق شهرت عملى شمرده نشود. [۴۶]

مخالفت با مشهور

[ویرایش]

مخالفت با مشهور: هرچند مشهور فقها ظن حاصل از شهرت فتوايى را حجت نمى‌دانند، ليکن بسيارى از آنان در مقام عمل از مخالفت با مشهور خوددارى ورزيده و کوشيده‌اند تا مستندى براى نظر مشهور بيابند؛ هرچند دليل مخالف مشهور اقوى‌ باشد؛ بويژه در جايى که قول مشهور موافق احتیاط باشد. [۴۷]

پانویس

[ویرایش]
 
۱. دروس فی علم الاصول، صدر، محمد باقر، ج۲، ص۱۵۰.    
۲. بحوث فی علم الاصول، صدر، محمد باقر، ج۴، ص (۳۲۲-۳۲۱).    
۳. مجمع الفرائد فی الاصول، فریدة الاسلام کاشانی، علی، ص۲۲۰.    
۴. منابع اجتهاد (از دیدگاه مذاهب اسلامی)، جناتی، محمد ابراهیم، ص۱۱۵.
۵. مبادی فقه و اصول، فیض، علیرضا، ص۲۱۲.
۶. تحریر المعالم، مشکینی، علی، ص۱۵۵.
۷. تحریرات فی الاصول، خمینی، مصطفی، ج۳، ص۳۸۲ تا ۳۸۴.    
۸. تحریرات فی الاصول، خمینی، مصطفی، ج۳، ص۲۲۲.
۹. مصباح الاصول، خویی، ابوالقاسم، ج۲، ص۱۴۱.    
۱۰. فرهنگ تشریحی اصطلاحات اصول، ولایی، عیسی، ص۲۲۵.
۱۱. فوائد الاصول، نائینی، محمد حسین، ج۳، ص۱۵۳.    
۱۲. کفایة الاصول، آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، ص۲۹۲.    
۱۳. کفایة الاصول، آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، ص۳۳۶.
۱۴. علم اصول الفقه فی ثوبه الجدید، مغنیه، محمدجواد، ص (۲۳۱-۲۳۰).
۱۵. المحکم فی اصول الفقه، حکیم، محمد سعید، ج۳، ص۱۹۹.    
۱۶. شرح اصول فقه، محمدی، علی، ج۳، ص۳۱۳.
۱۷. اصول الفقه، مظفر، محمد رضا، ج۲، ص۱۵۱.    
۱۸. المحصول فی علم الاصول، سبحانی تبریزی، جعفر، ج۳، ص۱۰۶.
۱۹. مفاتیح الاصول، مجاهد، محمد بن علی، ص۴۹۹.    
۲۰. انوار الاصول، مکارم شیرازی، ناصر، ج۲، ص۴۱۷.    
۲۱. انوار الاصول، مکارم شیرازی، ناصر، ج۲، ص۴۲۱.    
۲۲. انوار الاصول، مکارم شیرازی، ناصر، ج۳، ص۵۸۵.    
۲۳. تهذیب الاصول، سبزواری، عبدالاعلی، ج۱، ص۱۷۹.
۲۴. أصول الفقه، مظفر، محمد رضا، ج۲، ص ۱۴۵.    
۲۵. أصول الفقه، ج۲، ص۲۲۱.    
۲۶. دروس فی علم الأصول، صدر، محمدباقر، ج۳، ص ۱۳۳.    
۲۷. دروس فى علم الأصول، صدر، محمدباقر، ج۳، ص ۱۳۳.
۲۸. مصباح الاصول، خویی، ابوالقاسم، ج۲، ص۱۴۱.    
۲۹. أجود التقریرات، خویی، ابوالقاسم، ج۲، ص۱۵۹ و ۱۶۰.    
۳۰. أجود التقريرات، خویی، ابوالقاسم، ج ۳، ص ۲۷۶- ۲۷۷.
۳۱. نهایة الأفکار، عراقی، آقاضیاء الدین، ج۲، ص۹۹.    
۳۲. أصول الفقه، مظفر، محمد رضا، ج۲، ص ۱۴۵.    
۳۳. مصباح الاصول، خویی، ابوالقاسم، ج۲، ص۱۴۱ و ۱۴۲.    
۳۴. نهایة الأفکار، عراقی، آقاضیاء الدین، ج۲، ص۹۹.    
۳۵. تحریرات فی الأصول، ج۶، ص ۳۸۸.    
۳۶. نهایة الأفکار، عراقی، آقاضیاء الدین، ج۴، ص۲۰۵.    
۳۷. أصول الفقه، مظفر، محمد رضا، ج۲، ص ۲۲۱.    
۳۸. نهایة الأفکار، عراقی، آقاضیاء الدین، ج۲، ص۹۹.    
۳۹. مصباح الاصول، خویی، ابوالقاسم، ج۲، ص۱۴۳.    
۴۰. نهایة الأفکار، عراقی، آقاضیاء الدین، ج۲، ص۹۹ و ۱۰۰.    
۴۱. أصول الفقه، مظفر، محمد رضا، ج۲، ص۲۲۱.    
۴۲. فرائد الأصول، ج۱، ص ۲۳۱- ۲۳۶.    
۴۳. کفایة الاصول، آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، ص۲۹۲.    
۴۴. نهایة الأفکار، عراقی، آقاضیاء الدین، ج۲، ص۹۹ و ۱۰۰.    
۴۵. منتهی الأصول، روحانی، محمدحسین، ج۲، ص۹۱.    
۴۶. نهایة الأفکار، عراقی، آقاضیاء الدین، ج۲، ص۱۰۰ و ۱۰۱.    
۴۷. أصول الفقه، مظفر، محمد رضا، ج۲، ص ۱۴۹.    


منبع

[ویرایش]

فرهنگ‌نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۵۲۸، برگرفته از مقاله «شهرت».    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج‌۴، ص۷۵۹-۷۶۳.    


رده‌های این صفحه : اصول فقه | مباحث حجت | شهرت | اقسام شهرت




جعبه‌ابزار