شهادت (حقوق جزا)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



شهادت از مباحث مطرح در حقوق جزا بوده و به معنای انتقال حقیقت امری از ناحیه فردی واجد شرایط که آن را دیده و شنیده به قاضی محکمه، علیه یکی از اصحاب دعوی و به نفع دیگری با ادای سوگند و التزام به راستگویی است. این مقاله به بررسی سابقه تاریخی شهادت، حق بون شهادت یا تکلیف، حکمت مشروعیت شهادت، شهادت کر و لال، شهادت نابینا، کیفیت شهادت، رجوع از شهادت و شهادت کذب می‌پردازد.


تعریف

[ویرایش]

شهادت در لغت به معنای حضور و معاینه و اطلاع آمده است.
[۱] ترمینولوژی حقوق، محمد جعفر لنگرودی، ص۳۹۷.
و در اصطلاح عبارت است از انتقال حقیقت امری از ناحیه فردی واجد شرایط که آن را دیده و شنیده به قاضی محکمه، علیه یکی از اصحاب دعوی و به نفع دیگری با ادای سوگند و التزام به راستگویی.
[۲] مدنی، سیدجلال‌الدین، آیین دادرسی کیفری ۱ و ۲، ص۳۵۵.


سابقه تاریخی

[ویرایش]

تاریخ حقوق، نمایان‌گر آن است که شهادت در گذشته دور با اهمیت بسیاری تلقی می‌شد و شاید اولین طریقه اثبات دعوی بوده چنانچه در مذهب یهود هیچ عقد و قراردادی بدون حضور شاهد معتبر نبوده و جهت اثبات هر دعوی شاهد می‌جستند در حقوق رم، تعدد شاهد و عینی بودن آن برای اثبات امور لازم بوده است. در ایران باستان حتی شهادت برادر و زن بدون توجه به درجه قرابت قابل استماع بوده و کمیّت و کیفیت شهود نسبت به دعاوی، وضع متفاوتی داشت در سیستم دادرسی تفتیشی از شهادت به عنوان معتبرترین دلیل اثباتی استفاده می‌شد و شهادت شاهد و احراز پاکدامنی وی مبنای صدور حکم قرار می‌گرفت.
[۳] موسوی، سیدعباس، شکنجه در سیاست جنایی ایران، ص۱۱۹.


حق یا تکلیف بودن

[ویرایش]

یکی از سؤالاتی‌که دربارۀ شهادت به ذهن خطور می‌کند این است که آیا شهادت حق است یا تکلیف و ثمرۀ آن در این است که در صورت حق بودن شهادت، شاهد می‌تواند از ادای شهادت خودداری کند و در مقابل، دادگاه نمی‌تواند او را الزام به ادای شهادت نماید؛ زیرا افراد در اعمال حق خود مخیّر هستند اما اگر تکلیف باشد شاهد تابع نظر دادگاه خواهد بود و هرگاه دادگاه بخواهد می‌تواند برای ادای شهادت، جلب و احضار نماید و شاهد هم مکلف به ادای شهادت خواهد بود.
فقهای شیعه شهادت را تکلیف می‌دانند و ادای شهادت را واجب و اجماع علما بر این است که ادای شهادت واجب کفایی است و برخی هم آن را واجب عینی می‌دانند.
[۴] آیت‌الله خوئی، ابوالقاسم، مبانی تکملة المنهاج، ج۱، ص۱۳۹.
فقهاء دلایلی را از کتاب و روایات برای تکلیف بودن شهادت می‌آورند. در قرآن آیات زیادی بر وجوب شهادت دلالت دارد: «وَلاَ تَکْتُمُواْ الشَّهَادَةَ وَمَن یَکْتُمْهَا فَاِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ.» و آیات دیگری مانند:
روایات زیادی هم بر وجوب شهادت دلالت دارند، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: کسی که شهادت را کتمان کند و یا طوری شهادت دهد تا به‌وسیله آن خون مسلمانی ریخته شود و یا مال مسلمانی را به دست آورد در قیامت با روی سیاهی محشور خواهد شد و بر صورتش زخمی نمایان خواهد بود که خلایق او را با اسم و نَصَب خواهند شناخت.
[۹] حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، ج۱۸، کتاب شهادات باب ۲، ج۲.

از نظر قانون، در قوانین جمهوری اسلامی ایران هرگاه صحبت از شهادت و بیّنه است بر احضار یا جلب شاهد نیز تاکید شده است به عنوان نمونه: مواد ۲۲۴ و ۲۲۵ قانون آیین دادرسی کیفری، شاهد از نظر قانونی مکلف است در دادگاه حضور یابد ولی طبق اصل ۳۸ قانون اساسی کشور، اجبار به شهادت مجاز نیست.
[۱۰] ادله اثبات دعاوی کیفری، گروه پژوهشی حقوق دانشگاه رضوی، ص۱۷۹.
[۱۱] صانعی، فخرالدین، کتاب شهادت زن در اسلام، ص۳۸-۴۵.
[۱۲] قانون آیین دادرسی کیفری، مواد ۲۲۴ و ۲۲۵ .


حکمت مشروعیت شهادت

[ویرایش]

شهادت برای صیانت و حفاظت از حقوق به معنی‌الاعم چه حق‌الناس و حق‌الله باشد تشریع شده و از دو جزء تشکیل می‌شود و دو مرحله دارد:
۱: تحمل شهادت؛ ۲: اداء شهادت.

← تحمل شهادت


تحمل شهادت به معنی التزام است که شاهد ملتزم می‌شود آنچه را دیده و شنیده بیان نماید.

← اداء شهادت


اعلام شاهد حاکم را با شهادت دادنش به سبب آنچه که حاصل شده برای او علم به آنچه که مشاهده کرده آنرا.
[۱۳] ابوالوشِ، محمداسماعیل، الشهادات دلیل من ادلة الاثبات فی الفقه الاسلامی، ص۵۳-۸۳.


← مستند شهادت


ضابطه و قاعده در شهادت وجود علم است که از طریق دیدن و شنیدن یا هردوی آنها به دست می‌آید به استثنای مواردی که شهادت به استفاضه کافی است: بعضی از امور به‌وسیله شنیدن و شیاع بین مردم که در فقه به آن استفاضه گویند ثابت می‌شود.
[۱۴] ادله اثبات دعاوی کیفری، گروه پژوهش حقوق دانشگاه رضوی، ص۱۵۸.


← مستند علم در شهادت


در شهادت علم باید مستند به حسّ باشد ولی عده‌ای استناد به حس را در علم شرط نمی‌دانند و تاکید نموده‌اند اگر از راه‌هایی چون تواتر، خبر همراه با قراین دالّ بر صحت و شهرت، علم بدست آید کافی است.
امام خمینی (رحمة‌الله‌علیه) در این‌باره می‌فرمایند: ضابطه این است که باید شهادت با یقین و علم قطعی همراه با حد بنابراین در مواردی که دیدن در دیدنی‌ها و شنیدن در شنیدنی‌ها و غیره ممکن است از طریق دیگری غیر از حواس پنجگانه مانند تواتر و شهرت هم علم به‌دست آید بلی اگر از طریق غیرعادّی مثل رمل و جفر باشد اشکال دارد.
[۱۵] امام خمینی (رحمة‌الله‌علیه)، تحریر الوسیله، ج۲، ص۴۰۳.


شهادت کر و لال

[ویرایش]

مشهور علمای شیعه شهادت ناشنوا را می‌پذیرند و شهادت فرد کر و لال (اخرس) نیز به اتفاق آرای علماء مورد قبول است به‌شرط آنکه قاضی مفهوم اشارات او را درک کند.

شهادت نابینا

[ویرایش]

مشهور برآنند که شهادت فرد کور در اموری که نیاز به مشاهده ندارد، صحیح است اگر دو نفر عادل صاحب صدا را معرفی نمایند در این صورت نیز شهادت او صحیح است.

کیفیت شهادت

[ویرایش]

فقهای شیعه در نحوۀ ادای شهادت توسط شهود دو خصوصیت را لازم می‌دانند:
اول: مطابقت شهادت با دعوی، شهود باید درباره همان موضوعی که طرفین دعوی اختلاف دارند شهادت دهند به طوری‌که مفاد شهادت آنها اثبات موضوعی خاص باشد و شهود در زمان و مکان و اوصاف فعل مورد نظر هم اتفاق داشته باشند والاّ قبول نخواهد شد.
دوم: توافق شهادت شهود در معنا، اگر شهادت شهود از نظر لفظی با هم اختلاف داشته باشد ولی معنی و مفاد شهادت هر دو یکی باشد پذیرفته می‌شود والاّ فلا.
[۱۷] گروه پژوهش حقوق دانشگاه رضوی، ادله اثبات دعاوی کیفری، چاپ دوم ۱۳۸۵، نشر دانشگاه علوم رضوی، ص۱۷۱.


جنسیت

[ویرایش]

فقهای شیعه شهادت را به لحاظ جنسیت شاهد به سه دسته تقسیم نموده‌اند:
دسته اول: مواردی‌که فقط شهادت مردان قبول است مثل طلاق، حدود به‌جز زنا و رویت هلال.
دسته دوم: مواردی‌که شهادت مردان و زنان با همدیگر پذیرفته می‌شود مانند: شهادت سه مرد و زن در رجم و شهادت یک مرد و دو زن در دعاوی مربوطه اموال و دیون (امور مالی) و شهادت دو مرد و چهار زن در حدّ تازیانه در زنا.
دسته سوم: مواردی‌که شهادت زنان به تنهایی پذیرفته می‌شود مانند:
شهادت دو زن درباره عذرها و عیوب زنان مانند حیض، نفاس، تولد طفل زنده و شیر دادن به طفل (رضاع
شهادت یک زن: برای اثبات ربع وصیت و شهادت زن قابله بر تولد طفل.
[۱۸] گروه پژوهش حقوق دانشگاه رضوی، ادله اثبات دعاوی کیفری، چاپ دوم ۱۳۸۵، نشر دانشگاه علوم رضوی، ص۱۷۱.


رجوع از شهادت

[ویرایش]

زمانی‌که شهود از شهادت خود برگردند اگر قبل از حکم کردن طبق شهادت شهود باشد، شهادت آنها ساقط می‌شود اما اگر طبق شهادت شهود، حکم صادر شود و آنها از شهادت خود برگردند حکم فسخ نمی‌شود و واجب است بر شهود ضمان آنچه که با شهادت آنها تلف شده است و رجوع از شهادت فقط در حضور قاضی و حاکم صحیح است.
[۱۹] مروارید، علی‌اصغر، الموسوعه فقهیه، القضاء و الشهادات، چاپ بیروت سال ۱۴۲۱ قمری، ج۴، ص۱۴.


شهادت کذب

[ویرایش]

یکی از اعمال نفرت‌انگیز است که گواهی دروغ در زمرۀ گناهان کبیره است و موجب زوال و ضعف عدالت است کسی‌که در هنگام واقعه ناظر بوده و در موقع اداء مطلب در محضر دادگاه واقعیت را عالماً و عاملاً قلب نماید و باعث صدور حکم به ناحق شود که در ماده ۶۵۰ ق. م. ا آمده: هر کس در دادگاه، نزد مقامات رسمی شهادت دروغ بدهد به سه ماه و یک روز تا دو سال حبس و یا به یک میلیون و پانصد هزار تا دوازده میلیون ریال جزای نقدی محکوم خواهد شد. این از نظر جنبه عمومی جرم بود و از نظر جنبه خصوصی نیز قابل مجازات می‌باشد.
[۲۰] مدنی، سیدجلال‌الدین، آیین دادرسی کیفری ۱ و ۲، چاپ دوم نشر پایدار، سال ۱۲۸۰، ص۳۶۷.
[۲۱] ق. م. ا، ماده ۶۵۰.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. ترمینولوژی حقوق، محمد جعفر لنگرودی، ص۳۹۷.
۲. مدنی، سیدجلال‌الدین، آیین دادرسی کیفری ۱ و ۲، ص۳۵۵.
۳. موسوی، سیدعباس، شکنجه در سیاست جنایی ایران، ص۱۱۹.
۴. آیت‌الله خوئی، ابوالقاسم، مبانی تکملة المنهاج، ج۱، ص۱۳۹.
۵. بقره/سوره۲، آیه۲۸۳.    
۶. طلاق/سوره۶۵، آیه۲.    
۷. نساء/سوره۴، آیه۱۳۵.    
۸. بقره/سوره۲، آیه۲۸۲.    
۹. حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، ج۱۸، کتاب شهادات باب ۲، ج۲.
۱۰. ادله اثبات دعاوی کیفری، گروه پژوهشی حقوق دانشگاه رضوی، ص۱۷۹.
۱۱. صانعی، فخرالدین، کتاب شهادت زن در اسلام، ص۳۸-۴۵.
۱۲. قانون آیین دادرسی کیفری، مواد ۲۲۴ و ۲۲۵ .
۱۳. ابوالوشِ، محمداسماعیل، الشهادات دلیل من ادلة الاثبات فی الفقه الاسلامی، ص۵۳-۸۳.
۱۴. ادله اثبات دعاوی کیفری، گروه پژوهش حقوق دانشگاه رضوی، ص۱۵۸.
۱۵. امام خمینی (رحمة‌الله‌علیه)، تحریر الوسیله، ج۲، ص۴۰۳.
۱۶. شهید اول، الدروس الشرعیه، ج۲، ص۱۳۴.    
۱۷. گروه پژوهش حقوق دانشگاه رضوی، ادله اثبات دعاوی کیفری، چاپ دوم ۱۳۸۵، نشر دانشگاه علوم رضوی، ص۱۷۱.
۱۸. گروه پژوهش حقوق دانشگاه رضوی، ادله اثبات دعاوی کیفری، چاپ دوم ۱۳۸۵، نشر دانشگاه علوم رضوی، ص۱۷۱.
۱۹. مروارید، علی‌اصغر، الموسوعه فقهیه، القضاء و الشهادات، چاپ بیروت سال ۱۴۲۱ قمری، ج۴، ص۱۴.
۲۰. مدنی، سیدجلال‌الدین، آیین دادرسی کیفری ۱ و ۲، چاپ دوم نشر پایدار، سال ۱۲۸۰، ص۳۶۷.
۲۱. ق. م. ا، ماده ۶۵۰.


منبع

[ویرایش]

سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «شهادت»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۹/۰۷/۰۳.    






جعبه ابزار