شعب ابی طالبذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



شعب از نظر لغوی به معنای شکاف میان کوه و جمع آن شعاب است. [۱] گاه شکاف میان دو کوه را نیز شعب می‌گویند. [۲] این شعب در آغاز، متعلق به "عبدالمطلب" بود. سپس آن را میان فرزندانش تقسیم کرد و سهم "عبدالله" را به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) داد. [۳] تولد خاتم انبیا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و نیز خانه خدیجه (سلام‌الله‌علیها) در همین دره بود و حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) تا هنگام هجرت در آن سکونت داشت. "عقیل" پس از هجرت به مدینه، آن را تصرف کرد. "محمد ابن یوسف ثقفی" ـ‌ برادر حجاج ‌ـ آن را از فرزندان عقیل خرید و ضمیمه منزل خود کرد. [۴]


منظور از شعب

[ویرایش]

منطقه کوهستانی پیرامون ‌مکه‌، سبب به وجود آمدن ‌شِعْب‌های‌بسیاری در مکه و اطراف آن شده است. شِعْب به محدوده قرار گرفته میان دو کوهِ نزدیک به هم گویند و ممکن است وسعت آن به اندازه‌های مختلف باشد.گفتنی است فاصله دو کوه، که مرز خروجی ‌شهر‌است، ‌ثنیّه‌ نامیده می‌شود.

شعب‌ فراوان در مکه

[ویرایش]

وجود شعب‌های زیاد در مکه، سبب پیدایش این ‌ضرب المثل‌شده است که: ‌اهل مکه‌ علم بشعابه؛ مردم مکه شعب‌های خود را بهتر از دیگران می‌شناسند.

ساکنین شعب ابی‌طالب

[ویرایش]

وقتی ‌قُصَیّ بن کلاب‌ بر مکه ‌حاکم‌ شد، هر ‌خاندانی‌از ‌قریش‌ را در جایی از مکه ‌سکونت‌داد. او وَجْه ‌کعبه‌ را، که شامل شعب ابی طالب به سمت ‌معلاه‌ مکه بود، برای خاندان خود و فرزندانش ‌عبد مناف‌ و ‌عبد الدار‌ برگزید.

اسامی دیگر شعب ابی‌طالب

[ویرایش]

شِعْب مزبور در اختیار خاندان ‌بنی هاشم‌ بوده و در دوره‌های مختلف به نام‌های متفاوتی چون شعب بنی هاشم، شعب ابی طالب، شعب ‌علی بن ابی طالب‌ و شعب ‌ابی یوسف‌ نامیده می‌شده است. چهره‌های برجسته این خاندان در این شعب به ‌دنیا‌ آمده و در آنجا ‌زندگی‌ کرده‌اند.

وقایع تاریخی شعب

[ویرایش]

این شعب، که محل ‌سکونت‌ بنی هاشم بود، همان محلی است که ‌رسول خدا‌ (صلی الله علیه وآله) همراه ‌خاندان‌ خود، به مدّت سه ‌سال‌ در ‌محاصره‌ سایر خاندان‌های قریش قرار گرفت و با ‌مشقت‌ و ‌رنج‌ آن دوران را سپری کرد.
‌ابوطالب‌ به عنوان بزرگ بنی هاشم، همراه فرزندانش ‌جعفر‌ و ‌علی‌(علیه السلام) مهم‌ترین نقش را در ‌دفاع‌ از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بر عهده داشت.
شعب یاد شده، محل ‌تولد‌ رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بوده و خانه ‌خدیجه‌ که محلّ ‌زندگی‌حضرت با وی بوده و ‌فاطمه زهرا‌ (علیها السلام) نیز در آن متولّد شده، همین‌جا بوده است.

موقعیت کنونی

[ویرایش]

در حال حاضر، تنها بخشی از محلّه شعب ابی‌طالب باقی مانده که نام آن ‌سوق‌اللیل‌و بر فراز ‌کوه‌ است. ‌محله سوق‌اللیل‌ شامل خانه‌هایی است که در روی کوه، مقابل ‌مسعی‌ ساخته‌اند. خانه‌ها و ‌اماکن تاریخی‌ موجود در ‌شعب‌، در توسعه‌های مختلف ‌مسجد‌، جزو مسجد شده است. گفتنی است که بخشی از شعب در این سوی مسعی، یعنی در فاصله مسجد تا مسعی بوده که اکنون جزو مسجد شده است.
طبعا خانه ‌[[|ام هانی|امّ هانی‌]]، ‌دختر ابوطالب‌ که در توسعه مسجد در زمان ‌مهدی عباسی‌ جزو مسجد شد، در محدوده شعب قرار داشته است.
در این صورت، باید شعب ابی‌طالب را محله‌ای بزرگ تصور کرد که اطراف آن را به طور عمده ‌کوه خندمه‌، ‌کوه ابوقبیس‌ و ‌مسجد الحرام‌ در محاصره داشته است.

موقعیت جغرافیایی شعب ابی‌طالب

[ویرایش]

این شعب در شرق کعبه معظمه و میان کوه ابوقبیس و شعب ابن‌عامر قرار دارد [۵] و فاصله آن تا کعبه حدود دویست تا سیصد متر است.
عرب دامنه‌ها و وادیه‌های کوچک میان کوه را اصطلاحاً "شعب" می‌نامد. [۶] شهر مکه به دلیل داشتن تپه‌های فراوان، شعب‌های متعددی نیز در دامنه‌های تپه‌ها دارا بوده و هر شعب به نام طایفه ساکن آن نام‌گذاری شده است. شعب ابی‌طالب یکی از آنان است که در آغاز "شعب ابی‌یوسف" [۷] [۸] و پس از بعثت، شعب ابی‌طالب نام گرفت و بعدها به شعب بنی‌هاشم و اکنون به شعب امام علی (علیه‌السّلام) شهرت یافته است. [۹]
این شعب، به لحاظ نزدیکی به ‌کعبه‌، بهترین نقطه مکه بوده و در اصل حد فاصل کوه ‌ابوقبیس‌ و ‌کوه خَنْدمه‌است.
محل شعب شامل فضای وسیعی است که اکنون سنگ‌فرش شده و محل خواندن ‌نماز‌ و ‌استراحت‌ حجاج‌ در ایام ‌حج‌ است.
زمانی که ‌زایر‌ از ‌مسجدالحرام‌ خارج می‌شود و از ‌باب‌العباس‌، ‌باب علی‌ یا ‌باب‌السلام‌ بیرون می‌آید و از ‌مسعی‌ هم عبور می‌کند، به فضای بازی می‌رسد که در پایین ‌کوه ابوقبیس‌ سنگ‌فرش شده است.
ادامه این مسیر تا محل دستشویی‌ها در دست چپ و بعد از اندکی به سمت خیابان، بخش مهمی از شعب ابی‌طالب است.

علل محاصره شعب

[ویرایش]

ناکامی قریش در بازگرداندن مهاجران حبشه به مکه و خطر ایجاد پایگاهی خارج از قدرت سیاسی قریش در آنجا و نیز نفوذ رو به گسترش مسلمان در میان جوانان قریش، آنان را به اتخاذ راه حلی جدید کشاند و آن‌ اندیشه قتل پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بود. [۱۰] مشرکان از ابوطالب خواستند تا دو برابر دیه قتل آن حضرت را دریافت کند تا فردی غیر قریشی، محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را به قتل برساند. [۱۱]
ابوطالب ـ‌ عموی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ‌ـ با شهامت و قاطعیت به این اقدام آنها اعتراض کرد و اشعاری مبنی بر حمایت از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) سرود. [۱۲] قریش به ناچار راهی دیگر در پیش گرفتند و آن، تحریم اقتصادی ‌ـ‌ اجتماعی را بر قریش تحمیل کردند تا دست از حمایت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بردارند و او را به قریش واگذارند. ابو‌طالب پس از مشورت با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) تصمیم گرفت، برای سهولت در مراقبت از جان ایشان و حفظ تعصبات و همبستگی عشیره‌ای، [۱۳] بنی‌هاشم و بنی‌مطلب را در شعب ابی‌طالب گرد آورد. [۱۴] از سوی دیگر چون قتل پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بدون جلب رضایت حامیان او به معنای جاری‌ ساختن خون در مکه بود، [۱۵] مشرکان به ناچار پس از اجتماع در دارالندوه ـ ‌محل شورای قریش ‌ـ تصمیم گرفتند، بنی‌هاشم و بنی‌مطلب را در محاصره کامل اقتصادی‌ ـ ‌اجتماعی قرار دهند تا شاید بدین‌وسیله آنان را به تسلیم پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به قریش مجبور کنند؛ [۱۶] زیرا مکیان، قدرت سیاسی متمرکزی نداشتند و هر عشیره به طور جداگانه، زعامت سیاسی‌ ـ ‌اقتصادی ‌ـ ‌اجتماعی خویش را در اختیار داشت؛ بنابراین قطع روابط اقتصادی‌ ـ‌ اجتماعی، نهایت اعمال قدرت آنان برای تحت فشار قرار دادن بنی‌هاشم بود. در جریان محاصره شعب، همه بنی‌هاشم و بنی‌مطلب به جز ابوجهل، [۱۷] ابولهب و ابوسفیان بن حارث [۱۸] حضور داشتند.

مفاد عهدنامه

[ویرایش]

مفاد عهدنامه بدین‌قرار بود:
۱.هیچ‌کس حق داد و ستد با بنی‌هاشم و بنی‌مطلب را ندارد.
۲.هیچ‌کس حق زن دادن یا زن گرفتن از بنی‌هاشم را ندارد.
۳.پیمان‌نامه فقط در صورتی ملغی خواهد شد که محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را برای کشتن به آنان تسلیم کنند. [۱۹] پس از آنکه "منصور بن عکرمة بن عامر" عهدنامه را نوشت، هشتاد نفر از بزرگان قریش بر آن مهر تایید زدند و آن را در کعبه آویختند. [۲۰]
ابوطالب شب‌ها در شعب، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را در بستر خویش، علی (علیه‌السّلام) [۲۱] و گاه کسانی از بنی‌هاشم می‌خوابانید؛ [۲۲] زیرا قریش مصمم به قتل پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بود. [۲۳] [۲۴]

مدت اقامت در شعب

[ویرایش]

مدت اقامت در شعب، سه سال و شرایط حاکم بر آن بسیار سخت و طاقت‌فرسا بود؛ آن‌چنان‌ که صدای ضجه کودکان از بیرون آن شنیده می‌شد؛ [۲۵] زیرا هر نوع طعامی را حتی اگر از ناحیه مسافران غریبه در بازارهای مکه عرضه می‌شد، به سرعت با قیمت بیشتر می‌خریدند تا مانع رسیدن آن به بنی‌هاشم شوند. [۲۶]
آنان تنها در ماه‌های حرام (موسم حج) می‌توانستند از شعب خارج شوند [۲۷] و تنها تعداد محدودی همچون: "هاشم بن عمرو"، [۲۸] "ابوالعاص بن ربیع، داماد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) "‌ [۲۹] "حکیم بن حزام، برادر‌زاده خدیجه" [۳۰] و گاه علی‌ (علیه‌السّلام) [۳۱] شبانگاه مقداری گندم و خرما بر شتر بار می‌کردند و زمانی که شتر، نزدیک شعب می‌رسید، آن را رها می‌کردند و به درون شعب می‌فرستادند.
"ابوجهل"، "عاص بن وائل"، "نضر بن حارث" و "عقبة بن ابی‌معیط" نگهبانان شعب بودند تا مبادا کسی برای بنی‌هاشم آذوقه بفرستد. گاه میان اینان و افرادی از بنی‌هاشم که قصد داشتند آذوقه به شعب وارد کنند، نزاع در می‌گرفت و افرادی مانند: "ابوالبختری‌" ـ‌ از هم‌پیمانان قریش علیه بنی‌هاشم ‌ـ بر فرزندان بنی‌هاشم رحم می‌کرد و به نزاع خاتمه می‌داد. [۳۲] یک بار هنگام حمل بار به شعب، نگهبانان، آن‌چنان حکیم بن حزام را مضروب ساختند که تا سه روز بین مرگ و زندگی بود. [۳۳] در طول مدت اقامت در شعب تمام دارایی و اموال خدیجه و ابوطالب مصرف شد [۳۴] و محاصره‌شدگان به سختی روزگار می‌گذراندند و به احتمال قوی شرایط سخت آنجا، باعث مرگ آن دو نفر شد که چندی پس از خروج از شعب رخ داد. [۳۵]
برخی از امضاکنندگان معاهده تحریم، از شرایط سخت بنی‌هاشم در شعب ناخشنود بودند؛ اما دلایل مهم‌تری، آنان را از نقض آن بازمی‌داشت.

مزایای تحصن در شعب

[ویرایش]

۱- از بروز شکاف میان بنی‌هاشم در حمایت از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بر اثر فشارهای اقتصادی، اجتماعی و عاطفی مشرکان مکه بر مشرکان بنی‌هاشم جلوگیری شد. [۳۶]
۲- حفاظت مستمر از جان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) که در جریان زندگی عادی در مکه میسر نبود. [۳۷]
۳- حفظ تعصبات و همبستگی عشیره‌ای؛ زیرا تجمع همه بنی‌هاشم در شعب، عواطف خاندان‌های وابسته به بنی‌هاشم را علیه اشراف قریش تحریک می‌کرد و مانع تن‌دادن آنان به سیاست‌های خشونت‌بار علیه بنی‌هاشم می‌شد.
۴- حضور بنی‌هاشم در کنار پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) سبب نفوذ و آشنایی بیشتر آنان با محتوای اسلام می‌شد. [۳۸]
۵- فشارهای مالی، تشنگی و گرسنگی فرزندان و زنان بنی‌هاشم باعث بروز شکاف بیشتر میان مکیان در اتخاذ سیاست‌های خشونت‌آمیز علیه بنی‌هاشم و دست‌برداشتن از این‌گونه اقدام‌ها می‌شد. [۳۹]

زمان و مدت تحصن

[ویرایش]

شروع محاصره از اوایل محرم سال هفتم هجری بنا بر قول مشهور به مدت سه سال ذکر شده است. [۴۰] [۴۱]

دلایل انقضای پیمان‌نامه قریش

[ویرایش]

۱- اکثر مورخان همچون: یعقوبی [۴۲] و ابن‌سعد، [۴۳] [۴۴] خورده‌شدن صحیفه به وسیله موریانه را دلیل نقض محاصره می‌دانند، حال آنکه قریش پس از آگاهی از صدق گفتار پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نه تنها ایمان نیاوردند؛ بلکه او را ساحر خواندند و بر دشمنی راسخ‌تر شدند؛ زیرا بسیاری از امضاکنندگان معاهده در جنگ بدر حضور داشتند و جزء کشته‌شدگان بودند و این قطعی‌ترین دلیل بر نادیده‌گرفتن این معجزه و وجود علل مهم‌تری است. [۴۵]
۲- سه سال رنج و گرسنگی بنی‌هاشم، احساسات مکیان و سرزنش آنان را بر ضد اقدامات قریش برانگیخت؛ از این‌رو بر آن شدند که با نقض معاهده به این وضعیت خاتمه دهند.
۳- حضور مسلمانان و مشرکان بنی‌هاشم در کنار یکدیگر در شعب و آشنایی آنان با محتوای دعوت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، صداقت و حقانیت گفتار و کردار او، پایه‌های اولیه اسلام و اولین هسته‌های مقاومت در برابر مشرکان را تشکیل داد. به همین دلیل، اشراف زیرک مکه برای پایان‌دادن به محاصره، با توسل به زور و تهدید در مقابل جناح ابوجهل بسیار کوشیدند؛ زیرا آنان از آثار سوء حضور آنان در شعب آگاه بودند. [۴۶] این جناح با حضور "هشام بن عمر"، "ربیعة بن حارث"، "زهیر بن ابی‌امیه"، "مطعم بن عدی"، "ابوالبختری"، "عاص بن هشام" و "زمعة بن اسود بن مطلب" شبانگاه به طور پنهانی به گفتگو و ارزیابی نتایج معاهده پرداختند و مصمم به نقض آن و تحمیل خواسته‌هایشان بر جناح مخالف شدند. [۴۷] آنان با بهره‌گیری از زمینه‌های مطلوب ذهنی مردم عادی مکه ـ که در میان آنان خویشاوندان بنی‌هاشم بسیار بودند ـ مسلحانه به سوی شعب رفتند و بنی‌هاشم را به ترک آنجا فرا خواندند. جناح ابوجهل نیز که قدرت کمتری داشت، به نقض معاهده گردن نهاد. [۴۸] تاریخ نقض معاهده را پانزدهم رجب سال دهم بعثت ذکر کرده‌اند. [۴۹]

منبع برای مطالعه

[ویرایش]

‌مقاله‌ آقای ‌سید علی قاضی عسکر‌ در فصل‌نامه ‌میقات حج‌، ش۳، ص۱۴۰-۱۷۱.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. جوهری، اسماعیل بن حماد، صحاح، بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۳۹۹ق، چاپ دوم، ج۱، ص۱۵۶.    
۲. ابن‌ذکریا، ابوالحسین، معجم مقاییس اللغه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۴۰۴ق، ج۳، ص۱۹۲.
۳. حموی، یاقوت، معجم البلدان، بیروت، دارالکتاب العربیه، بی‌تا، ج۳، ص۳۴۷.    
۴. حموی، یاقوت، معجم البلدان، بیروت، دارالکتاب العربیه، بی‌تا، ج۳، ص۳۴۷.
۵. ارزقی، ابی‌الولید محمد بن عبدالله، اخبار مکه، قم، انتشارات الشریف الرضی، ۱۴۱۱ق، چاپ اول، ج۲، ص۱۶۵.
۶. ارزقی، محمد بن عبدالله، اخبار مکه، قم، انتشارات الشریف الرضی، ۱۴۱۱ق، چاپ اول، ج۲، ص۱۶۵.
۷. ارزقی، محمد بن عبدالله، اخبار مکه، قم، انتشارات الشریف الرضی، ۱۴۱۱ق، چاپ اول، ج۲، ص۲۳۳.
۸. ارزقی، محمد بن عبدالله، اخبار مکه، قم، انتشارات الشریف الرضی، ۱۴۱۱ق، چاپ اول، ج۲، ص۲۶۵.
۹. ارزقی، محمد بن عبدالله، اخبار مکه، قم، انتشارات الشریف الرضی، ۱۴۱۱ق، چاپ اول، ج۲، ص۲۳۲.
۱۰. حلبی شافعی، علی بن برهان الدین، السیرة الحلبیه، زینی دحلان، سید احمد، بیروت، المکتبة الاسلامیه، بی‌تا، ج۱، ص۳۳۶.
۱۱. یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۱ش، ج۶، ص۳۳۶.
۱۲. یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۳۱.    
۱۳. زرگری‌نژاد، غلامحسین، تاریخ صدر اسلام، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۷۸ش، چاپ اول، ص۲۸۱.
۱۴. سروی مازندرانی، ابن شهر‌آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، قم، المطبعه العلمیه، بی‌تا، ج۱، ص۶۳.
۱۵. زرگری‌نژاد، غلامحسین، تاریخ صدر اسلام، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۷۸ش، چاپ اول، ص۲۹۷.
۱۶. یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۳۱.    
۱۷. ابن‌هشام، عبدالملک، سیره ابن‌هشام، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دار احیاء و التراث العربی، ۱۹۸۵م، ج۱، ص۳۵۱.
۱۸. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، تحقیق دکتر مارسدن جونز، تهران، اسماعیلیان، بی‌تا، ج۲، ص۸۰۶.
۱۹. یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۳۱.    
۲۰. یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۱ش، ج۲، ۳۱.    
۲۱. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌ البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، دار احیاء الکتب العربیه، ۱۹۶۱م، ج۱۴، ص۶۴.
۲۲. بیهقی، ابی‌بکر احمد بن حسین، دلائل النبوة، ج۲، ص۳۱۲.    
۲۳. سروی مازندرانی، ابن شهر‌آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، قم، المطبعه العلمیه، بی‌تا، ج۱، ص۶۳.
۲۴. یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۳۳۶.
۲۵. ابن‌سعد، ابو‌عبدالله محمد، طبقات الکبری، بیروت، دار بیروت للطباعة و النشر، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۲۰۹.    
۲۶. ابن‌سعد، ابو‌عبدالله محمد، طبقات الکبری، بیروت، دار بیروت للطباعة و النشر، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۳۱۲.
۲۷. سروی مازندرانی، ابن شهر‌آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، قم، المطبعه العلمیه، بی‌تا، ج۱، ص۶۵.
۲۸. ابن‌هشام، عبدالملک، سیره ابن‌هشام، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دار احیاء و التراث العربی، ۱۹۸۵م، ج۱، ص۳۷۵.
۲۹. ابن‌هشام، سیره ابن‌هشام، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دار احیاء و التراث العربی، ۱۹۸۵م، ج۱، ص۶۵.
۳۰. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق محمد حمیدالله، قاهره، دار المعارف، بی‌تا، چاپ سوم، ج۱، ص۲۳۵.    
۳۱. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌ البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، دار احیاء الکتب العربیه، ۱۹۶۱م، ج۱۳، ص۲۵۴.
۳۲. ابن‌هشام، عبدالملک، سیره ابن‌هشام، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دار احیاء و التراث العربی، ۱۹۸۵م، ج۱، ص۳۷۹.
۳۳. ابن‌هشام، سیره ابن‌هشام، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دار احیاء و التراث العربی، ۱۹۸۵م، ج۱، ص۳۷۹ به بعد.
۳۴. یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۲۵.
۳۵. گئورگیو، کنستان ویرژیل، محمد پیغمبری که باید از نو شناخت، ترجمه ذبیح الله منصوری، تهران، قیام، ۱۳۷۶ش، ص۱۳۲و۱۳۳.
۳۶. زرگری‌نژاد، غلامحسین، تاریخ صدر اسلام، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۷۸ش، چاپ اول، ص۲۸۱.
۳۷. بیهقی، ابی‌بکر احمد بن حسین، دلائل النبوه، ج۲، ص۳۱۲.    
۳۸. مزمل/سوره۷۳، آیه۱ ۵.    
۳۹. زرگری‌نژاد، غلامحسین، تاریخ صدر اسلام، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۷۸ش، چاپ اول، ص۲۸۲-۲۸۴ (اقتباس).
۴۰. ابن‌سعد، ابو‌عبدالله محمد، طبقات الکبری، بیروت، دار بیروت للطباعة و النشر، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۲۰۹.    
۴۱. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق محمد حمیدالله، قاهره، دار المعارف، بی‌تا، چاپ سوم، ج۱، ص۲۳۶.
۴۲. یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۳۸۹.
۴۳. ابن‌سعد، ابو‌عبدالله محمد، طبقات الکبری، بیروت، دار بیروت للطباعة و النشر، ۱۴۰۵ق، ص۲۱۰.    
۴۴. ابن‌سعد، ابو‌عبدالله محمد، طبقات الکبری، بیروت، دار بیروت للطباعة و النشر، ۱۴۰۵ق، ص۲۱۱.
۴۵. حلبی شافعی، علی بن برهان الدین، السیرة الحلبیه، زینی دحلان، سید احمد، بیروت، المکتبة الاسلامیه، بی‌تا، ج۱، ص۳۴۴.
۴۶. زرگری‌نژاد، غلامحسین، تاریخ صدر اسلام، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۷۸ش، چاپ اول، ص۲۸۴ (اقتباس).
۴۷. زرگری‌نژاد، غلامحسین، تاریخ صدر اسلام، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۷۸ش، چاپ اول، ص۲۸۶.
۴۸. زرگری‌نژاد، غلامحسین، تاریخ صدر اسلام، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۷۸ش، چاپ اول، ص۲۸۷.
۴۹. ابن‌سعد، ابو‌عبدالله محمد، طبقات الکبری، بیروت، دار بیروت للطباعة و النشر، ۱۴۰۵ق، ج۱، ‌ ص۲۱۰.    


منبع

[ویرایش]
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «شعب ابیطالب»، تاریخ بازیابی ۹۵/۶/۲۴.    
آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۱۵۰-۱۵۱، رسول جعفریان.    






جعبه‌ابزار