شاگردان امام سجاد

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حضرت علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)، ملقب به زین‌العابدین و سجاد، چهارمین امام شیعیان است. یکی از مناصب بسیار مهم انبیاء و جانشینان آنها ‌پس از مساله ابلاغ و تعلیم دستورات الهی به جامعه، تربیت انسان‌ها بر اساس معارف و ارزش‌های الهی است؛ امام سجاد (علیه‌السلام) هم با توجه به نظام جبار اموی حاکم بر جامعه و با وجود همه تضییقات، شاگردان متعدد و برجسته‌ای در زمینه‌های مختلف علوم اسلامی تربیت نموده‌اند؛ در این نوشتار به معرفی برخی از آن شاگردان خواهیم پرداخت.


مقدمه

[ویرایش]

یکی از مناصب بسیار مهم انبیاء و جانشینان آنها ‌پس از مساله ابلاغ و تعلیم دستورات الهی به جامعه، تربیت انسان‌ها بر اساس معارف و ارزش‌های الهی است. امام سجاد (علیه‌السلام) بر اساس آنچه در قسمت رهبری فکری جامعه توسط ایشان با شگردی ویژه و پایه‌گذاری نهضت فرهنگی اسلام تبیین گردید، علاوه بر ارائه مجموعه‌ای گسترده و جامع از معارف الهی اسلام، با همه تضییقات و مزاحمت‌هایی که از جانب نظام جبار اموی با آن مواجه بودند، شاگردان متعدد و برجسته‌ای در زمینه‌های مختلف علوم اسلامی تربیت نموده‌اند تا آنان علاوه بر اینکه خود نمونه‌های عینی معرفت، تربیت و تهذیب در مکتب اسلام و ولایت هستند، حاملان امین و صادق معارف اسلامی به سایر انسان‌ها و نسل‌های آینده نیز باشند.
دست‌پروردگان حضرت علی بن حسین (علیه‌السلام) که تعدادشان‌ اندک نیست، هر کدام ستارگان درخشان و پرفروغ آسمان علم و معرفت از یک سو و اخلاق و تهذیب از سوی دیگر می‌باشند که بررسی زندگی آنان و شناخت معلومات و مجاهدات آنان، انسان را به تحیر وا داشته و نسبت به معلم سرافراز آنان، مبهوت و شگفت‌زده می‌شود.
در شرایطی که بر اساس آنچه ابوعمر نهدی نقل می‌کند که خودم از حضرت علی بن حسین (علیه‌السلام) شنیدم که می‌فرمود: در تمام مکه و مدینه بیست مرد که ما را دوست بدارند وجود نداشت. و با وجود حجم انبوه فتنه‌های سیاسی و عقیدتی از ابتدای امامت حضرت سجاد (علیه‌السلام) از قبیل حمله فرمانده خونخوار یزید به نام مسلم بن عقبه به مدینه و انجام کارهایی که روح تاریخ را سیاه کرده و فتنه عبدالله بن زبیر و حاکیمت حاکمان پلید اموی بخصوص امارت بیست ساله حجاج بن یوسف ثقفی بر کوفه و خونخواری بی‌نظیر و آزارهای مستمر او بر محبین اهل بیت و کشتار گسترده تمام موالیان دودمان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و مسائل دیگر، و آنچه که منجر به وجوب عمل به اصل تقیه به شکل گسترده از طرف حضرت سجاد (علیه‌السلام) گردیده بود، آری در این شرایط حضرت امام زین‌العابدین (علیه‌السلام) نهضت فرهنگی عظیم شیعه را پایه‌گذاری می‌نماید و میراث علمی و اخلاقی پدرانش را حفظ نموده به بهترین نحو زمینه تداوم آن را فراهم می‌سازد.
هم باقیماندگان از شاگردان و صحابه حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) را تحت پوشش گرفته و به آنان رسیدگی می‌کند و از نابودی معرفت و آموزه‌های مذهبی و الهی آنان جلوگیری به عمل می‌آورد و هم شاگردان جوان دیگری را جذب نموده و به تعلیم و تربیت آنها مشغول می‌شود به گونه‌ای که بعضی آنچنان ارتقاء پیدا می‌کنند که به حد سلمان و لقمان واصل می‌شوند، مانند ابوحمزه ثمالی، و در پرتو این تلاش بزرگ، فقهاء و مفسران و‌ اندیشمندان برجسته دیگر به جامعه عرضه می‌شوند؛ نظیر قاسم بن محمد بن ابی‌بکر، سعید بن مسیب و ابان بن تغلب.
این همه دلیل تلاش خستگی‌ناپذیر این امام همام در انجام مسئولیت خطیر امامت می‌باشد که در دو بعد تعلیم و تربیت به منصه ظهور رسیده است. به هر حال این فراز از زندگی حضرت علی بن حسین یعنی تربیت شاگردان برجسته توسط ایشان از اهمیت زیادی برخوردار است و می‌طلبد پیرامون آن به تحقیق و بررسی نشست.
در این رابطه باید مسائلی از این قبیل مورد توجه قرار گیرد:
۱- تعداد شاگردان حضرت و برجستگان آنها.
۲- طبقه‌بندی اصحاب حضرت.
۳- سرگذشت‌هایی از بعضی از شاگردان حضرت‌.

تعداد شاگردان

[ویرایش]

شاگردان و اصحاب حضرت امام زین‌العابدین (علیه‌السلام) به طبقه‌های مختلفی تقسیم می‌شوند که در قسمت طبقه‌بندی اصحاب حضرت به آن اشاره خواهد شد. ولی به صورت کلی نام و تعداد آنها در کتب رجال و حدیث ذکر شده است.
بعضی از علمای بزرگ مانند شیخ مفید فقط پنج نفر از شاگردان حضرت را نام برده‌اند. و در بعضی روایات نیز اصحاب آن حضرت چهار نفر بیان شده‌اند، مانند روایتی که از امام موسی بن جعفر (علیه‌السلام) نقل شده است که: هنگامی که قیامت برپا می‌گردد منادی پروردگار اصحاب پیامبر و ائمه هدی ‌(علیهم‌السّلام) را یکایک صدا می‌زند و با صدا زدن آنها، آنها می‌ایستند تا اینکه نوبت به حضرت سجاد (علیه‌السلام) می‌رسد آنگاه ندا می‌کند: کجایند حواریون علی بن حسین (علیه‌السلام)؟ پس در پاسخ ندای او جبیر بن مطعم، یحیی بن ام‌الطویل، ابوخالد کابلی و سعید بن مسیب می‌ایستند.
چه اینکه در روایتی دیگر از قول حضرت صادق (علیه‌السلام) سه نفر به عنوان برجسته‌ترین اصحاب حضرت سجاد(علیه‌السلام) معرفی شده‌اند که اینان بودند که بعد از امام حسین (علیه‌السلام) مرتد نشدند به نام‌های ابوخالد کابلی، یحیی بن ام‌طویل و جبیر بن مطعم، و بعد مردم ملحق شدند و زیاد شدند. ولی در روایتی دیگر با همین مضمون جناب جابر بن عبدالله انصاری هم اضافه شده است. و در روایتی دیگر از ابی‌یعفور از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده که به او فرمودند: علی بن حسین (علیه‌السلام) از بقیه دارای اصحاب کمتری بودند و اصحاب او ابوخالد کابلی و یحیی بن ام‌الطویل و سعید بن المسیب و عامر بن واثله و جابر بن عبدالله انصاری بودند که روز قیامت به عنوان شاهدان او قیام می‌کنند.
ولی شیخ طوسی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) در یکی از کتاب‌های رجالی خود تعداد اصحاب و شاگردان حضرت سجاد (علیه‌السلام) را بیش از یکصد و هفتاد نفر می‌داند.
[۹] طوسی، محمد بن حسن، رجال الطوسی، ص۸۱ - ۱۰۲.
روشن است که اقوال و روایات ذکر شده قبلی، ناظر به اصحاب خاص و ویژه حضرت سجاد (علیه‌السلام) می‌باشد، ولی شیخ طوسی تمام کسانی که از محضر حضرت استفاده برده را استقصاء نموده و نام برده است، گرچه از صحابه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) باشند. و یا حتی خود، امام باشند مانند حضرت باقر و صادق (علیهماالسلام)، طبیعی است تمام این افراد و شخصیت‌ها در یک سطح نمی‌باشند و میزان بهره‌مندی آنها از حضرت زین‌العابدین (علیه‌السلام) یکسان نبوده است. اما همه از خان گسترده معارف حضرت متنعم شده از بحار علوم و معنویات آن بزرگوار، بهره برده‌اند.
با توجه به چند روایتی که نقل شد در جمع‌بندی می‌توان اظهار داشت برجستگان و پیشتازان از اصحاب حضرت زین‌العابدین (علیه‌السلام) که در این احادیث و اقوال آمده عبارتند از:
۱- ابوخالد کابلی.
۲- یحیی بن ام‌الطویل.
۳- محمد بن جبیر بن مطعم.
۴- سعید بن مسیب مخزومی.
۵- جابر بن عبدالله انصاری.
۶- عامر بن واثله کنانی (اباالطفیل).
۷- سعید بن جبیر کوفی.
۸- جبیر بن مطعم.
ولی باید توجه داشت نظر به آنچه در ترجمه جبیر بن مطعم آمده است که ایشان در سال ۵۸ هجری وفات کرده است. نمی‌تواند از اصحاب حضرت سجاد (علیه‌السلام) باشد. و فضل بن شاذان فرموده است: کسی که حضرت سجاد (علیه‌السلام) را ادراک کرده است، محمد بن جبیر مطعم است. و البته این با آنچه در فضیلت و بزرگواری افرادی نظیر ابوحمزه ثمالی و ابان بن تغلب و دیگران نقل شده است، منافاتی ندارد چرا که این بزرگواران از شاگردان و اصحاب متقدم حضرت نمی‌باشند.

طبقه‌بندی اصحاب و شاگردان

[ویرایش]

اصحاب و شاگردان حضرت علی بن حسین (علیه‌السلام) را از زاویه‌های مختلفی می‌توان تقسیم و طبقه‌بندی نمود:
الف - اصحاب و شاگردانی که قبلا در حیات حضرت رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) یا امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و همچنین امام حسن (علیه‌السلام) و امام حسین (علیه‌السلام) را ادراک کرده بودند و بعضی از آنها جزء صحابی حضرت پیامبر محسوب می‌شدند و توفیق یافته بودند به محضر حضرت زین‌العابدین (علیه‌السلام) نیز شرفیاب شوند و از آن بزرگوار نیز بهره ببرند.
برخی از این افراد عبارتند از جابر بن عبدالله انصاری، عامر بن واثله کنانی، (از صحابه حضرت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم))، رشید هجری و سلیم بن قیس هلالی و صهیب ابوحکیم صیرفی و سالم بن ابی‌الجعد که از خواص اصحاب حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بوده‌اند.
ب - شاگردانی که محضر امامان قبل از حضرت سجاد (علیه‌السلام) را درک نکرده بودند و تنها با امامت و رهبری حضرت به معارف اسلامی راه یافته و بعضی از آنها موفق به شرفیابی محضر امامان بعد از حضرت نیز شده و از آنان نیز بهره‌های بسیار وافر برده‌اند. و حتی در ایام امامت آنان درخشیده‌اند.
بعضی از این گروه عبارتند از: ابوحمزه ثمالی، ابان بن تغلب، قاسم بن محمد بن ابی‌بکر، طاووس بن کیسان، ابوخالد کابلی.
۱ - کسانی که به جامعیت شهرت داشته‌اند مانند ابان تغلب که بنابر قول نجاشی و بعضی از علمای اهل سنت در همه فنون دانش از قرآن، فقه، حدیث، ادب و لغت بر دیگران برتر بوده است.
۲ - افرادی که به عنوان فقیه شهرت داشته‌اند مانند سعید بن مسیب، قاسم بن محمد بن ابی‌بکر، عبدالله بن شبر.
۳ - افرادی که به عنوان مفسر و صاحب تفسیر مشهور بوده‌اند، مانند ابوحمزه ثمالی، حسین بن علی بن حسین (فرزند حضرت سجاد (علیه‌السلام))
باید توجه داشت شهرت این افراد در یک رشته علمی به معنای بی‌بهره بودن از سایر رشته‌ها نیست، مثلا جناب ابوحمزه ثمالی در معارف و حدیث نیز از حضرت سجاد(علیه‌السلام) بهره‌ها برده است.
ولی همه کسانی که در مکتب امام چهارم تربیت شده‌اند در زمینه فقه و احکام استفاده‌های سرشار برده‌اند و خود حضرت به عنوان برجسته‌ترین فقیه عصر خود شهرت عام داشته‌اند.

← نکته مهم


نکته بسیار مهم دیگر اینکه نباید تصور نمود هر فردی که اسم او در لیست راویان یا شاگردان حضرت زین‌العابدین (علیه‌السلام) آمده لزوما فرد صالح و بدون گرایش‌های انحرافی بوده است. چه بسا افرادی که به برکت بهره‌مندی از نور معارف حضرت از کژی نجات یافتند و یا افرادی که به خاطر بی‌لیاقتی و ضعف نفس نتوانستند با وجود هم نزدیکی به این سرچشمه فروزان کمال و نور، بهره کافی برده و کژی‌های خود را اصلاح کنند، نمونه این گروه محمد بن مسلم بن شهاب زهری است که با همه دستگیری‌های حضرت سجاد (علیه‌السلام) باز سر بر آستان امویان سایید و نقش یک آخوند درباری را بازی نمود و سرانجام هم بدون ولاء کامل اهل بیت از دنیا رفت.

شاگردان برجسته

[ویرایش]

تاریخ به نقل فرازهای برجسته زندگی حواریون و اصحاب با وفای ائمه دین (علیهم‌صلوات‌الله) نورانی و مزین است. در میان اصحاب حضرت سجاد (علیه‌السلام) نیز بزرگانی بوده‌اند که حقیقتا در صفحات تاریخ با خاطرات خود نور افشانی می‌کنند. در این میان می‌توان از شخصیت‌هایی مانند سعید بن جبیر، ابوحمزه ثمالی، ابان بن تغلب، یحیی بن ام‌طویل به عنوان نمونه یاد کرد.
و در این میانه گزارشی از یکی دیگر از افراد مورد اعتماد حضرت سجاد (علیه‌السلام) به نام ابااسحاق عمرو بن عبدالله سبیعی نیز وجود دارد که آن نیز قابل توجه است.

← سعید بن جبیر


سعید بن جبیر از شیعیان خالص و با صلابت و اهل یقین نسبت به حضرت سجاد (علیه‌السلام) بوده است که صلابت او در مسیر صحیح، منجر به شهادت او به دست پلید حجاج بن یوسف ثقفی گردید.
ابن‌شهر آشوب (رحمة‌الله‌علیه) می‌گوید: او از تابعین (کسانی که اصحاب رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را درک کرده‌اند) می‌باشد که در مکه سکونت داشته و به نام جهبذ العلماء (جهبذ: تمیز دهنده و دانا) نامیده شده و تمام قرآن را در دو رکعت نماز خود تلاوت می‌نموده است و چنین گفته شده که در روی زمین هیچ‌کس یافت نمی‌شد مگر اینکه به علم او نیازمند بود.
کشی نیز از قول فضل بن شاذان آورده است که او یکی از پنج نفری است که در ولایت و اعتقاد به حضرت سجاد (علیه‌السلام) از پیشتازان بوده‌اند.
از حضرت امام صادق (علیه‌السلام) روایت شده است که فرمودند: سعید بن جبیر به امامت علی بن حسین (علیه‌السلام) معتقد بود و آن حضرت از او تعریف و تمجید می‌فرمودند و چیزی جز اعتقاد صحیح او به ولایت سبب قتل او به دست حجاج نیست و او مستقیم بود و ذکر شده است.

←← نحوه شهادت


مسعودی جریان شهادت وی را چنین نقل کرده است: حجاج به او گفت: می‌خواهی تو را چگونه بکشم؟ او گفت: هرطور می‌خواهی بکش، ولی هر شکلی را انتخاب کنی من به همان نحو از تو در قیامت انتقام خواهم کشید. بعد حجاج دستور داد او را بیرون ببرند و بکشند. در همین حال سعید خنده‌ای کرد! وقتی حجاج از علتش پرسید، گفت: به جرات احمقانه تو و حلم و بردباری خدا می‌خندم. جلادان حجاج او را به رو به زمین افکنده و می‌خواستند سر از بدنش جدا کنند که او شروع به اقرار به وحدانیت خداوند و نبوت پیامبر و کفر حجاج کرده و به خداوند عرضه داشت: خدایا پس از من حجاج را به هیچ‌کس مسلط نکن و به او فرصت نده تا پس از من کسی را بکشد!! دعای این عالم عارف از شیعیان حضرت زین‌العابدین (علیه‌السلام) بسرعت مستجاب شد. حجاج بیش از پانزده روز زنده نماند و به بیماری خوره مبتلا شد در حالی که تحت فشار شدید روانی بود و مرتب می‌گفت: سعید بن جبیر با من چکار دارد؟!!هر وقت می‌خواهم بخوابم گلوی مرا فشار می‌دهد. آری در این حال مرد.
[۱۶] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۳، ص۱۶۴.


← ابوحمزه ثمالی‌


ابوحمزه ثمالی که نام مبارکش قرین دعای ابوحمزه ثمالی بوده و برای همه شیعیان آشنا می‌باشد، یکی از ثابت قدمان و از اصحاب خاص حضرت سجاد (علیه‌السلام) می‌باشد.
جمیع بزرگان علماء رجال او را مورد اعتماد و ثقه دانسته‌اند.
نجاشی نقل می‌کند که: او از اخیار اصحاب و افراد مورد اعتماد و معتمدین آنها در روایت و حدیث می‌باشد.
و از امام صادق (علیه‌السلام) روایت شده است که فرمود: ابوحمزه در زمان خودش مانند سلمان در زمان خودش بود.
عامه نیز از او روایت می‌کنند و در سال ۱۵۰ وفات کرد و صاحب کتاب تفسیر القرآن بود. و رسالة الحقوق حضرت سجاد (علیه‌السلام) نیز از طریق او روایت شده است.
شیخ صدوق نیز فرموده است: ابوحمزه، ثابت بن دینار ثمالی، ثقه و عدل بود و چهار نفر از امامان شیعه را ملاقات کرده بود، علی بن حسین، محمد بن علی، جعفر بن محمد و موسی بن جعفر (علیهم‌السلام).
فضل بن شاذان نیز گفته است که از فرد ثقه‌ای شنیده که امام رضا (علیه‌السلام) فرموده‌اند: ابوحمزه ثمالی در زمان خودش مانند لقمان (سلمان) در زمان خودش بوده است.
کشی نیز از ابوبصیر نقل می‌کند که من وارد به حضرت صادق (علیه‌السلام) شدم. حضرت فرمود: ابوحمزه ثمالی چه می‌کند؟ گفتم: در حالی او را ترک کردم که مریض بود. فرمود: هرگاه برگشتی سلام مرا به او برسان. و او را متوجه کن که در فلان ماه و فلان روز خواهد مرد. ابوبصیر می‌گوید: عرض کردم: سوگند به خداوند شما در مورد او انس و محبت داشتید و او شیعه شما بود. حضرت فرمود: راست می‌گویی آنچه که نزد ماست، خیر برای اوست. عرض کردم: آیا شیعیان ما با شما هستند؟ فرمود: البته ولی به شرط اینکه از خداوند بترسند و پیامبر او را مراقبت داشته و از گناهان بپرهیزند. هرگاه شیعه‌ای چنان کند با ما در همان درجه‌های ما خواهد بود. ابوبصیر می‌گوید: ما همان سال برگشتیم و چیزی طول نکشید که ابوحمزه وفات نمود.
به هر حال ابوحمزه ثمالی شخصیتی برجسته و ممتاز دارد و بر اساس روایتی حضرت صادق (علیه‌السلام) به او فرمودند: من هرگاه تو را می‌بینم احساس آرامش می‌کنم.
[۲۳] ر. ک: ترابی، احمد، امام سجاد (علیه‌السلام) جمال نیایشگران، ص۲۱۷.

ابوحمزه با حضرت سجاد (علیه‌السلام) انس خاصی داشته و دعای شریف آن حضرت که طولانی‌ترین دعای سحر ماه مبارک رمضان است، از طریق او روایت شده است و به همین علت به نام او نام‌گذاری شده است.

← ابان بن تغلب‌


ابان بن تغلب شخصیتی جامع و طراز اول از شیعیان حضرت سجاد (علیه‌السلام) می‌باشد که به اتفاق علماء بزرگ رجال شیعه و سنی مورد وثاقت بوده و همه به اخبار او اعتماد داشته‌اند.
نجاشی می‌گوید او در اصحاب ما عظیم‌المنزله است. حضرت علی بن حسین، امام باقر و امام صادق (علیه‌السلام) را ملاقات کرده و از آنها روایت نقل می‌کند و نزد آنها دارای منزلت و قدمت بوده است. حضرت باقر (علیه‌السلام) به او فرمودند: در مسجد مدینه بنشین و برای مردم فتوی بده چرا که من دوست دارم در بین شیعیان خود مثل تو را ببینم. و هنگامی که خبر ارتحالش به امام صادق (علیه‌السلام) رسید حضرت فرمود: سوگند به خدا مرگ ابان قلبم را به درد آورد!!!
او از برجستگان و سرآمدان قاریان بود، همچنین فقیه و لغوی بود. ابان که خدای او را رحمت کند، در همه فنون از علوم، مقدم بود: در قرآن، در فقه و حدیث، در ادب و لغت و نحو. او دارای کتبی است، مانند: تفسیر غریب القرآن و کتاب الفضائل.
برای ابان قرائت منحصر بفردی است که نزد قراء مشهور است.
از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده که فرمود: ابان بن تغلب از من سی هزار حدیث روایت کرده است، پس آنها را از او روایت کنید.
او در زمان حیات حضرت صادق (علیه‌السلام) در سال ۱۴۱ وفات نمود.
شیخ طوسی در مورد او نیز فرموده است: او ثقه است، جلیل‌القدر و در بین اصحاب ما دارای منزلت عظیمی می‌باشد. او حضرت سجاد و باقر و صادق (علیه‌السلام) را ملاقات نموده و از آنها روایت نقل می‌کند و نزد آن امامان دارای بهره و قدمت بوده است.
مرحوم شیخ سپس همان احادیث حضرت باقر و صادق (علیهماالسلام) در مورد او را نقل می‌کند و می‌نویسد: او دارای اصل (که کتب اصلی حدیث شیعه است) می‌باشد. کشی نیز بعد از مدح و تمجید او از مسلم بن ابی‌حبه نقل می‌کند که گفت من نزد حضرت امام صادق و در خدمت ایشان بودم، چون خواستم از ایشان جدا شوم با حضرت وداع کرده و عرض کردم: دوست دارم چیزی به من هدیه نمائید تا زاد من باشد. حضرت فرمود: به خدمت ابان بن تغلب برو، چرا که او از من احادیث بیشماری شنیده است. پس آنچه او از من روایت کرد تو نیز از من روایت کن.
از مجموع آنچه گذشت به دست می‌آید ابان بن تغلب از درخشان‌ترین چهره‌های علمی و فقهی شیعه است که در اوج وثاقت و امانت بوده و مقام علمی و امانت او از طرف ائمه هدی (علیهم‌السّلام) مورد امضاء قرار گرفته است. و حضرات معصومین (علیهم‌السلام) او را در انتقال معارف دین شایسته می‌دانسته‌اند. و تعداد زیادی از علمای اهل سنت، با اقرار به امامی بودن او، روایت او را مورد اعتماد دانسته و از او روایت می‌کنند، مانند: نسائی، حاکم، ابن‌سعد، ذهبی و...

← یحیی بن ام‌طویل‌


یحیی ابن ام‌الطویل که فرزند دایه حضرت سجاد (علیه‌السلام) می‌باشد، از شخصیت‌های برجسته‌ای است که به برکت ارتباط عاطفی و نزدیک با امام زین‌العابدین (علیه‌السلام) و استفاده از تربیت‌ها و معارف حضرت، از صلابت و استقامت کم‌نظیری در دفاع از حق و حقیقت و مبارزه با حاکمیت فرهنگ طاغوت برخوردار گردیده است. این بزرگوار در تمام نصوصی که از حواریون و اصحاب خاص حضرت سجاد (علیه‌السلام)یاد کرده است، وجود دارد و بزرگان علماء اهل رجال نیز از او به نیکی تمام یاد کرده‌اند.
کشی از حضرت امام باقر (علیه‌السلام) نقل می‌کند که فرمود: اما یحیی ابن ام‌الطویل او جوانمردی خود را اظهار کرد و هرگاه در طریق پیاده راه می‌رفت، بوی خوشی (خلوق) را بر سر می‌گذاشت و کندر (سقز) می‌جوید و دامن پیراهن خود را بلند می‌کرد. حجاج او را دستگیر نمود و به او گفت باید اباتراب (حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام)) را لعنت کنی و امر کرد تا دست و پای او را قطع کنند و سپس او را کشت.
باید توجه داشت این برخورد حجاج با این شیعه آزادمرد، از آن‌رو بود که در اوج حاکمیت نظام خبیث اموی، به صورت علنی و صریح با آموزه‌های پلید این حکومت و اساس باطل آن به مخالفت برمی‌خاست و بسیار رسا و گویا اعلام می‌کرد خط ما و شما دوتاست و ما به شما و معتقدات و عملکرد شما کافریم و شما را قبول نداریم.
شیخ مفید از امام صادق (علیه‌السلام) نقل می‌کند که حضرت فرمودند: یحیی بن ام‌الطویل وارد مسجد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌شد و می‌گفت: ما به شما کافر شدیم و بین ما و شما بغضاء و عداوت ظاهر شد.
و شیخ کلینی نیز از سلیمان بن عبیدالله نقل می‌کند که او می‌گوید: یحیی بن ام‌طویل را در کناسه (یکی از محله‌های) کوفه مشاهده کردم که ایستاده بود و با رساترین صدای خود، ندا داد که: ای معشر اولیاء خدا! ما از آنچه شما می‌شنوید بیزار هستیم. هر کس به علی دشنام دهد پس لعنت خدا بر او باد و ما از آل مروان و آنچه از غیر خدا می‌پرستند، بیزار هستیم. سپس صدایش را پائین آورده و ادامه داد: هر کس اولیاء خدا را دشنام دهد پس با آنها ننشینید و مجالست نکنید. و هر کس در راه و روش ما تردید دارد از او کمک نخواهید و باب مراوده با او را باز نکنید و هر کس از برادران شما که کارش به جایی برسد که مجبور شود به خاطر نیاز به شما رو بیندازد بدانید که به او خیانت کرده‌اید. و سپس این آیه را تلاوت کرد که: ما برای ستمگران آتشی آماده کرده‌ایم که سراپرده‌هایش آنان را دربر می‌گیرد و اگر فریادرسی جویند، به آبی چون مس گداخته که چهره‌ها را بریان می‌کند، یاری می‌شوند. وه! چه بد شرابی و چه زشت جایگاهی است.
آری، این عملکرد سرافرازانه و شجاعانه این حواری بزرگوار حضرت سجاد (علیه‌السلام) بود و سرانجام به مقام عظمای شهادت در راه خدا به دست یک کارگزار پلید خونخوار نظام اموی (حجاج بن یوسف) نائل آمد.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۴۳.    
۲. مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، ص۸.    
۳. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۴۴، ح۲۸، به نقل از الاختصاص.    
۴. مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، ص۶۱.    
۵. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۴۴، ح۲۹، به نقل از الاختصاص.    
۶. مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، ص۶۴.    
۷. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۴، ص۲۲۰.    
۸. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷، ص۲۸۴، ح۹، به نقل از کتاب حسین بن سعید.    
۹. طوسی، محمد بن حسن، رجال الطوسی، ص۸۱ - ۱۰۲.
۱۰. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۴۴، پاورقی.    
۱۱. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۹، ص۱۱۸.    
۱۲. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۹، ص۱۱۹.    
۱۳. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۹، ص۱۱۹.    
۱۴. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۳۶، ح۲۶، به نقل از روضة الواعظین.    
۱۵. فتال نیسابوریی، محمد بن حسن، روضة الواعظین،    
۱۶. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۳، ص۱۶۴.
۱۷. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۲۹۳.    
۱۸. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۲۹۳.    
۱۹. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۲۹۳.    
۲۰. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۲۹۴.    
۲۱. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۲۹۴.    
۲۲. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۲۹۴.    
۲۳. ر. ک: ترابی، احمد، امام سجاد (علیه‌السلام) جمال نیایشگران، ص۲۱۷.
۲۴. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۱۳۱.    
۲۵. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۱۳۱.    
۲۶. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۱۳۱.    
۲۷. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۱۳۳.    
۲۸. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۱۳۴.    
۲۹. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱، ص۱۳۵.    
۳۰. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۲۱، ص۳۷.    
۳۱. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۲۰، ص۳۵.    
۳۲. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۲، ص۳۷۹.    


منبع

[ویرایش]

بازنویسی توسط گروه پژوهشی ویکی فقه، تاریخ: ۱۳۹۸/۰۲/۱۸.






جعبه ابزار