شارب

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



‌موی پشت لب بالا که به لب زیرین برسد را در اصطلاح شارب می‌گویند. از احکام آن در بابهای طهارت، صلات، حج و حجر سخن گفته‌اند.


تعریف شارب

[ویرایش]

آن مقدار از موی سبیل که لبها را پوشانده شارب گویند.
برخی شارب را به خود سبیل نیز معنا کرده‌اند.
[۱] القاموس المحیط، واژه «شرب».

لیکن برخی لغویان آن را نادرست دانسته‌اند.
بسیاری از آنان تنهاهمان معنای ذکر شده در شناسه را ذکر کرده‌اند.

احکام شارب

[ویرایش]


← مستحبات و مکروهات در شارب


بلند گذاردن شارب و نچیدن آن مکروه و چیدن آن، بویژه در روز جمعه تا بالای خط لب رویین مستحب است.
چنان که مستحب است پس از چیدن شارب این دعا را بخواند: «بِسمِ اللَّهِ و باللَّهِ وَ عَلی‌ سُنّةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».
خوش بو و معطر کردن شارب (سبیل) مستحب است.
چیدن شارب قبل از احرام مستحب است.

← حرمت چیدن شارب در حال احرام


لیکن چیدن شارب در حال احرام حرام است.
و از دیدگاه بعضی، موجب کفاره نیز می‌باشد و کفّاره آن یک گوسفند است.
حاجی‌ای که پس از اتمام اعمال منی‌ (رمی جمره، قربانی، حلق یا تقصیر) برای طواف زیارت (طواف حج‌) به مکه باز می‌گردد، مستحب است پیش از طواف غسل کند و ناخن و شارب خود را بچیند.
تقصیر در عمره یا حج با چیدن شارب (سبیل) نیز محقق می‌شود.
بنابر قول برخی، روییدن شارب (سبیل) از نشانه‌های بلوغ است.
[۱۵] تذکرة الفقهاء ج۱۴، ص۱۸۷.


← اختلاف نظر در چیدن شارب میت


در حرمت یا کراهت چیدن شارب (سبیل) میت اختلاف است.
[۱۷] مدارک العروة ج۶، ص۴۷۲-۴۸۲.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. القاموس المحیط، واژه «شرب».
۲. لسان العرب ج۱، ص۴۹۱.    
۳. وسائل الشیعة ج۲، ص۱۱۴-۱۱۵.    
۴. وسائل الشیعة ج۲، ص۱۴۱.    
۵. وسائل الشیعة ج۷، ص۳۵۵.    
۶. وسائل الشیعة ج۷، ص۳۶۲-۳۶۳.    
۷. وسائل الشیعة ج۲، ص۱۴۴.    
۸. جواهر الکلام ج۱۸، ص۱۷۵.    
۹. جواهر الکلام ج۱۸، ص۳۷۷.    
۱۰. الکافی فی الفقه، ص۲۰۴.    
۱۱. غنیة النزوع، ص۱۶۸.    
۱۲. جواهر الکلام ۲۰، ص۴۰۹-۴۱۰.    
۱۳. تذکرة الفقهاء ج۸، ص۳۵۱.    
۱۴. جواهر الکلام ۲۰، ص۴۵۲.    
۱۵. تذکرة الفقهاء ج۱۴، ص۱۸۷.
۱۶. الروضة البهیة ج۲، ص۱۴۵.    
۱۷. مدارک العروة ج۶، ص۴۷۲-۴۸۲.


منبع

[ویرایش]

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۴، ص۵۸۷-۵۸۸.    






جعبه‌ابزار