سیدمحمد حسینی بهشتی اصفهانی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



شهید "آیة الله دکتر حسینی بهشتی" در دوم آبان ماه ۱۳۰۷ هـ. ش در خانواده‌ای روحانی و متدینی در اصفهان دیده به جهان گشود. پدر بزرگ مادرش مرحوم "حاج میر محمد صادق مدرس خاتون آبادی" از مراجع و مجتهدین طراز اول عصر خویش به شمار می‌آمد. وی تحصیلاتش را در مکتب خانه و در سن چهار سالگی آغاز و به علت سرعت یادگیری به عنوان نوجوانی تیزهوش در بین خانواده و دیگران شناخته شد.
[۱] راست قامتان جاودانه تاریخ اسلام دفتر اول (او به تنهائی یک امت بود)، ص۶۹، واحد فرهنگی بنیاد شهید، ۱۳۶۱.



پدر و مادر

[ویرایش]

پدرش از روحانیون اصفهان و امام جماعت مسجد لومبان بود و به کارهای مذهبی مردم می پرداخت و برای تبلیغ و رسیدگی به مسائل شرعی، به روستاهای اطراف اصفهان می رفت و به فعالیت دینی، سخنرانی و بیان احکام مشغول بود و نماز جماعت اقامه می کرد و مشکلات آنان را برطرف می ساخت.
مادرش نیز زنی پاکدامن و پرهیزکار بود و در انجام احکام شرعی و آداب اسلامی دقت نظر داشت. این بانوی محترم دختر حضرت آیة الله حاج میر محمد صادق خاتون آبادی است. ایشان از مراجع بزرگوار و محققان صاحب نام بود.

آغاز تحصیل

[ویرایش]

کودکی چهار ساله بود اما با همسالان خود تفاوت داشت. اخلاق نیک او حکایت از آینده درخشانش می کرد. ایشان تحصیلات را در چهار سالگی در مکتب خانه ای آغاز نمود. خیلی سریع خواندن و نوشتن و روخوانی قرآن را فرا گرفت. تا اینکه بعدها به دبستان دولتی رفت و هنگامی که امتحان ورودی از او گرفتند گفتند باید به کلاس ششم برود ولی از نظر ما نمی تواند. بنابراین او را برای کلاس چهارم پذیرفتند. پس از آنکه تحصیلات دبستانی را به پایان رساند. در امتحان ششم ابتدایی شهر، نفر دوم شد. سپس به دبیرستان سعدی رفت و سال اول و دوم را در دبیرستان گذراند.
[۲] یادنامه شهید مظلومه، سید فرید قاسمی، ص ۱۷.


ورود به حوزه

[ویرایش]

در ۱۴ سالگی (۱۳۲۱ ش.) تحصیلات دبیرستان را نیمه تمام می گذارد و به یکباره مسیر زندگی اش عوض می شود و شوقی برای حضور در حوزه نور احساس می کند و به جرگه حوزویان در می آید تا با استفاده از فضای معنوی این پایگاه پاک، راه سعادت را در پیش گیرد و با مناجاتهای شبانه خویش در آن محیط روحانی، بتواند در هوای دوست پر و بالی بزند.
آقا سید محمد چهار سال در حوزه علمیه اصفهان به تحصیل علوم دینی پرداخت و در این مدت کوتاه با پشتکار فراوان و استعداد درخشانی که داشت دروسی را که باید در مدت هشت سال خوانده شوند، در مدت چهار سال به پایان رساند و در ۱۸ سالگی برای تکمیل تحصیلات عالی و به دست آوردن دانستنیهای تازه به شهر مقدس قم عزیمت کرد تا در جوار پربرکت حضرت فاطمه معصومه علیه السلام و در محضر استادان گرانقدر، فیض کسب کند.
در مدرسه حجتیه در حجره ای ساده سکنی گزید و به درس و بحث مشغول گشت و با دوستانی چون شهید مطهری (ره) و امام موسی صدر آشنا شد و در مدت شش ماه بقیه دروس سطح (مکاسب و کفایه) را به پایان رساند و در سال ۱۳۲۶ در درس خارج فقه و اصول شرکت کرد. در همین سال با همفکری دوستانی چون شهید مطهری برنامه ای به منظور تبلیغ مذهبی در روستاهای دور افتاده، تنظیم کردند.

عطش دانش

[ویرایش]

هر چه که بیشتر می آموخت اندیشه او تشنه تر و عشق او به آموختن افزونتر می گشت. با اینکه در سال دوم دبیرستان تحصیلاتش را نیمه تمام گذاشته و به سوی حوزه شتافته بود، دوباره تصمیم گرفت که همزمان با درسهای حوزوی، فراگیری دروس ناتمام گذشته را نیز ادامه دهد. با کوشش فراوان و استعداد سرشار خویش آن دو مسیر علمی را با هم ادامه داد، به طور که در سال ۱۳۲۷ موفق به اخذ دیپلم ادبی گشت و در همان سال وارد دانشکده منقول و معقول (الهیات و معارف اسلامی کنونی) شد و در رشته فلسفه به تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۳۰ موفق به اخذ دانشنامه لیسانس در رشته فلسفه شد.
ایشان پس از اخذ لیسانس از تهران به قم مراجعت نمود و در درس خارج فقه و اصول شرکت جست و به موجب علاقه فراوانی که با مباحث فلسفی و عقلی داشت در درس اسفار و الهیات شفا علامه طباطبائی حضور یافت و از شاگردان همیشگی آن درس به شمار می آمد و در شبهای پنجشنبه و جمعه با شهید مطهری و دیگر دوستان جلسه گرم و پرشوری بر پا کردند که نتیجه آن به صورت کتاب ارزشمند «اصول فلسفه و روش رئالیسم» با پاورقیهای شهید مطهری تنظیم و منتشر گردید.
پس از پنج سال تحصیل و تدریس در شهر مقدس قم، در سال ۱۳۳۵ وارد دانشکده الهیات شد و تا سال ۳۸ در آن دانشکده مشغول تحصیل در دوره دکترا بود، ولی پس از اتمام تحصیل در آن دانشکده بخاطر فعالیتهای چشمگیر فرهنگی، تبلیغی و سیاسی که در داخل و خارج کشور به عهده داشت، نتوانست از رساله دکترای خویش را ارائه دهد و این امر به تأخیر افتاد. سرانجام در تاریخ ۱/۱۱/۱۳۵۳ رساله دکترای خود را تحت عنوان «مسائل ما بعد الطبیعه در قرآن» با راهنمایی استاد شهید مرتضی مطهری ارائه و از آن دفاع کرد و موفق به اخذ دکترا در رشته فلسفه شد.

تدوین کتب درسی

[ویرایش]

زمانی که سردمداران وابسته به غرب بر آن بودند که جامعه اسلامی ایران را به یک جامعه مادی غربی تبدیل کنند و با گذشت زمان، دین را به دست فراموشی سپارند. در چنین دورانی حساس دکتر بهشتی با همکاری دکتر باهنر در بخش برنامه ریزی کتابهای وزارت آموزش و پرورش به تهیه و تدوین کتاب دینی برای مدارس اقدام کرد و از این طریق نگذاشت گرد غربت بر روی این گوهر گرانبها بنشیند و نسل جوان را به فرهنگ غنی اسلام آشنا ساخت.
[۳] یادنامه شهید مظلومه، سید فرید قاسمی، ص ۴۵.


نوید صبح

[ویرایش]

گستردگی اندیشه‌اش میان امروز و فردا پیوند می زد. این اندیشمند ژرف بین برای آینده ای روشن برنامه ریزی می کرد و چاره این مهم را در ایجاد تحول در حوزه می دید. بدین خاطر در سال ۱۳۳۹ به فکر سازماندهی درست و دقیق برای حوزه افتاد و با همفکری دوستانش به این نتیجه رسید که باید تحولی اساسی تواءم با نوعی برنامه ریزی اصولی انجام گیرد تا طلاب تحت یک برنامه منظم و مدون در آیند و در آینده برای جامعه مؤ ثر و مفید واقع شوند.
بدین منظور با همکاری شهید قدوسی (ره) و دعوت از اساتید بزرگواری چون حضرات آیات مشکینی، مصباح یزدی و جنتی اقدام به تشکیل مدرسه حقانی نمودند و آن را به مثابه پایگاه مهمی برای تربیت طلاب متعهد و انقلابی قرار دادند.
پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی نیز آن نهاد پاکی که دکتر بهشتی و شهید قدوسی نشاندند، به بار نشست و آثار مفید و مؤثری در این انقلاب عظیم داشت.

حرکت فرهنگی

[ویرایش]

در دوران زندگی شهید، فعالیت‌های فرهنگی مختلفی چه به صورت مقطعی و چه دراز مدت به چشم می‌خورد. از جمله فعالیت‌های مهم و بنیادین شهید، فکر سامان دادن و اصلاح حوزه علمیه قم در زمینه شیوه تدریس و برنامه‌های آموزشی آن بود که نتیجه آن تدریس یک برنامه ۱۷ ساله برای تربیت طلاب جوان بود که بعدا اساس کار مدرسه حقانی شد.
[۴] یاران امام به روایت اسناد ساواک، س ش، ص ص.

از دیگر حرکت‌های فرهنگی مهم، اقدام به تاسیس دیبرستانی به نام «دین و دانش» در قم بود که با همراهی جمعی دیگر و با مسؤولیت مستقیم خود شهید اداره می‌شد؛ که نخستین تجربه علمی، آموزشی و پرورشی در یک محیط مذهبی بود. ورود به فرهنگ و فعالیت در این محیط و تماس با فرهنگیان، پیوند میان دانشجو و طلبه، برگزاری کلاس زبان انگلیسی برای طلاب،
[۵] نگاهی به زندگی و گزیده افکار شهید مظلوم آیه الله بهشتی، ص۴۱.
تدوین کتاب‌های تعلیماتی دینی، عزیمت به آلمان و ایجاد مرکز اسلامی هامبورگ و ایجاد هسته اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان گروه فارسی زبان و... برخی از فعالیت‌های فرهنگی ایشان به شمار می‌آید؛ که البته در این مقاله مجال بازگوئی همه فعالیت‌های ایشان است.
[۶] یاران امام به روایت اسناد ساواک، ص ش.
[۷] روزنامه جمهوری اسلامی، شماره ۴۳۶۲، ص ۱۲.


سفر به آلمان

[ویرایش]

در سال ۱۳۴۴ برای انجام رسالت تبلیغی به آلمان سفر کرد تا امامت مسجد و تکمیل ساختمان مسجد و اداره امور مسلمانان فارسی زبان و رسیدگی به دانشجویان مسلمان مقیم آنجا را به عهده گیرد.
وی در مسجدی که آیة الله بروجردی برای مسلمانان ساخته بود، مشغول فعالیتهای مذهبی و فرهنگی شد و با تشکیل اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان فارسی زبان و «مرکز اسلامی هامبورگ» پایگاهی مهم برای جذب اندیشه ها و هدایت آنان به وجود آورد.
[۸] او به تنها یک ملت بود، واحد فرهنگی بنیاد شهید، دفتر اول، ص ۴۳.

البته فعالیتهای ایشان در مدت پنج سال اقامت در آنجا منحصر به موارد یاد شده نبود، بلکه ایشان با تمام گروهها ارتباط برقرار کرد و دامنه فعالیتهایش را در سطح اروپا گسترش داد.

مهندسی انقلاب

[ویرایش]

پس از آنکه انقلاب اسلامی گذرگاهها و فراز و نشیبهای مهمی را پشت سر نهاد و خون هزاران شهید و جانباز به ثمر نشست و انقلاب اسلامی در آستانه پیروزی قرار گرفت، حضرت امام خمینی (ره) آن روزها در پاریس پایه های حکومتی اسلامی را طرح ریزی می نمودند و بدین منظور شورای انقلاب را تشکیل دادند تا بتوانند قوانین کشور را بر طبق موازین اسلام و قرآن تنظیم نمایند. یکی از نخستین اعضای این شورا که از طرف حضرت امام (ره) انتخاب شد، دکتر بهشتی بود.
آیة الله بهشتی پس از مدتی به عنوان دبیر شورا انتخاب شد. این شورا در آن برهه حساس و سرنوشت ساز وظیفه مهمی را بر دوش داشت و منشاء خدمات فراوانی به اسلام و انقلاب گشت، بویژه اینکه در آن دوران - به خاطر آشفته بودن اوضاع و نبودن قوه مقننه - این شورا نقش قانونگذاری داشت و دو وظیفه مهم را انجام می داد: یکی تصویب قوانین مورد نیاز کشور و دیگری اجرای آن قوانین مورد نیاز کشور و دیگری اجرای آن قوانین که این نیز از سوی اعضای شورا یا افرادی که شورا انتخاب می کرد، انجام می شد.
مدتی نیز دکتر بهشتی از طرف شورای انقلاب به دادگستری رفت تا به بازسازی این تشکیلات قضایی بپردازد و قضات انقلابی و متعهد را به کار گیرد حضور ایشان در این مورد نیز چون گذشته مؤ ثر افتاد.

تأسیس حزب جمهوری

[ویرایش]

در آن روزهای حساس و سرنوشت ساز انقلاب، در برابر آن همه حزب سیاسی منحرف، وجود یک تشکل اسلامی پیرو راه امام برای پاسداری از ارزشها ضروری بود. در آن زمان دکتر بهشتی که همواره معتقد به نظم و برنامه ریزی و تشکیلات بود، با صلاحدید حضرت امام خمینی (ره) در فروردین سال ۱۳۵۸ حزب جمهوری اسلامی را با همفکری و همکاری مقام معظم رهبری حضرت آیة الله خامنه ای و دیگر دوستان تأسیس کرد تا پایگاهی برای سازماندهی نیروهای مسلمان و متعهد و معتقد به ولایت فقیه باشد. آیة الله بهشتی تا هنگام شهادت به عنوان دبیرکل حزب جمهوری اسلامی انجام وظیفه می نمود.
[۹] روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۸ تیر ۱۳۶۳.


تدوین قانون اساسی

[ویرایش]

پس از آنکه مجلس خبرگان توسط نمایندگان منتخب مردم، تشکیل شد دکتر بهشتی نایب رئیس مجلس خبرگان بود و بیشتر جلسات مجلس خبرگان به ریاست ایشان برگزار می شد. این مدیر دلسوز نظام، به رغم مشغله کاری فراوان، با تلاش و کوشش فوق العاده و با همفکری و همکاری یاران دلسوز امام و انقلاب، قانون اساسی جمهوری اسلامی را تدوین کردند؛ که به تأیید امام و تصویب امت رسید. قانون اساسی در واقع خونبهای انقلاب اسلامی بود.
یکی دیگر از اقدامات ایشان، روشن کردن جایگاه ولایت فقیه در این نظام مقدس بود. گرچه بعضی از لیبرال ها و ملی گرایان همچون بنی صدر خائن با آن مخالفت می کردند ولی آیة الله بهشتی با دلایل و براهین مستند به مخالفان جواب می داد. و سرانجام اصل ولایت فقیه در مجلس تصویب شد.

در سنگر عدالت

[ویرایش]

پس از استقرار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی (ره) مسؤولیت دیوان عالی کشور (بالاترین مقام قضایی کشور) را در اسفند ماه ۱۳۵۸ به دست باکفایت آیة الله بهشتی سپرد تا برای این تشکیلات حیاتی که نقش مهم و تعیین کننده ای در جامعه دارد، زمینه اجرای قوانین اسلام با درک و درایت والای ایشان فراهم گردد و عدل و قسط در جامعه رواج یابد. ایشان نیز در طول مدت عهده داری این مسؤولیت خطیر و شریف منشاء خیر و خدمت گشت و امور قضایی کشور را سروسامان داد و آن را انسجام بخشید و با به کارگیری قضاوت عادل و عالم، نظام قضایی را دگرگون ساخت. آن همه تلاش بی وقفه او در این قوه فراموش نشدنی است و براستی که او مظهر عدالت علوی بود.

در اوج مظلومیت

[ویرایش]

در طول تاریخ، هماره اندیشه های بزرگ در عصر خویش ناشناخته مانده اند. چون همگام با عصر خویش به پیش نرفته و پا را فراتر از عصر و اندیشه گذاشته اند. در این برهه شخصیت استثنایی آیة الله دکتر بهشتی نیز این چنین بود. این فرزانه بلندنگر تا هنگامی که در قید حیات بود، همچنان غریب و ناشناخته ماند.
این در حالی رخ می داد که نمرودیان زمان - آمریکا و منافقین - او را خوب شناختند و بخوبی می دانستند که او یکی از ارکان این نظام مقدس اسلامی است و نقش مهم و تعیین کننده ای دارد و باید از ایشان شروع کرد آنها وجود او را نیز مانعی در راه رسیدن به اهداف شومشان می دیدند و برای نیل به مقاصدشان اقدام به ترور شخصیتش نمودند و او را ابراهیم گونه در آتش سوزان تهمتها افکندند و می خواستند با این شیوه این سد محکم را از مسیرشان بردارند و راهشان را هموار سازند تا به اهداف تاریکشان نایل آیند.
البته طراح اصلی این برنامه استعمار بود و منافقین مجریان طرح بودند و استعمار نیز هدفش آن بود که مشروطه ای دیگر تکرار گردد. منافقین برای انجام این هدف استعمار ی، شخصیت دکتر بهشتی را نشانه گرفتند و با تهمتهایی چون انحصار طلب، سرمایه دار و ... سعی در خدشه دار کردن شخصیت ایشان داشتند و با این کارشان می خواستند او را از صحنه انقلاب خارج سازند. گرچه در واقع هدف ترور شخصیت دکتر بهشتی نبود، بلکه اینان زمینه را برای کنار زدن روحانیت فراهم می کردند.
[۱۱] روزنامه جمهوری اسلامی، ۵ تیر ۱۳۶۳؛ ۷ تیر ۱۳۶۹؛ ۱ تیر ۱۳۷۲.

این دل پاک و روح بلند هرگز در دفاع از خویشتن، شمشیر بیان از نیام برنکشید؛ اگر چه گذشت زمان از حقایق پرده برداشت و واقعیتها را روشن کرد.

ویژگی های اخلاقی

[ویرایش]

در این بخش به برخی از خصوصیات اخلاقی شهید بهشتی اشاره می‌شود:

← نماز اول وقت


یکی از ویژگیهای بارز آیة الله بهشتی، توجه فراوان به نماز بود هیچ گاه چیزی نمی توانست ایشان را از نماز اول وقت باز دارد. هنگام نماز، کارها را رها می ساخت و به سوی تکلم با خدا می شتافت و اگر چنانچه جلسه ای بود و موقع نماز فرامی رسید یادآوری می کرد که موقع نماز است، برای عبادت خدا خودمان را آماده کنیم.

← فروتنی


شهید باهنر درباره تواضع و فروتنی او چنین گفته است:
«خصلتهای ایشان ممتاز بود. ایشان در عین آن متانت و ابهتی که داشت - به لحاظ آن مقام و شخصیت - در عین حال، حالت تواضع و برخورد بسیار مؤ دبانه ای پر از احساس و عاطفه همراه با روان شناسی اصیل ژرف اسلامی داشتند. جلسات ایشان معمولا همراه با صفا و نشاط بود و صداقت کاملی در قضاوتها و اظهار نظرهایشان به چشم می خورد، اعتماد می آورد و اطمینان می بخشید.»
[۱۲] مجله مرزداران، سال دوم، ش ۲۲.


← حق پذیری


از صفات نیک آن عالم ژرف اندیش پذیرفتن حق بود، حتی اگر به ضرر او تمام می شد. همین که می فهمید سخنی حق است، آن را می پذیرفت. و این بیانگر صفای روح آن اسوه اخلاق است.
[۱۳] مجله مرزداران، سال دوم، ش ۲۲، ص ۱۴.


← نظم


از دیگر خصوصیات اخلاقی ایشان تواضع و نظم ایشان بود؛ به عنوان نمونه حتی هیچگاه جلوتر از خواهر بزرگتر خود حرکت نمی‌کرد
[۱۴] تولائی، مجید، صد دقیقه تا بهشت، ص۶۶، تهران، بنیاد نشر آثار و اندیشه‌های شهید آیه الله دکتر بهشتی، ۱۳۸۶، انتشارات مستند.
و آنقدر مقید به نظم بود که در ایام تعطیل که وقت مخصوص جهت رسیدگی به امور خانواده بود، درخواست دیدار مسئولین کشور و یا میهمانان خارجی با ایشان را رد می‌کرد و یا اینکه دقت خاصی جهت فکر کردن اختصاص داده بودند.
[۱۵] تولائی، مجید، صد دقیقه تا بهشت، ص۱۰۰.
زندگی او سراسر نظم بود و موفقیت چشمگیرش بیشتر در گرو نظم بوده و بدین وسیله این مسیر را با موفقیت پیموده است. همسر ایشان در این باره می گوید «دکتر بسیار منظم بودند، هر چند ایشان یک مرد سیاسی بودند و در جلسات زیاد شرکت می‌کردند، چیزی که من از وی به یاد دارم این است که امکان نداشت دیرتر از موقع مقرر در جلسه‌ای حاضر شود و به هر وسیله‌ای که بود در ساعت مقرر خودشان را به محل مورد نظر می رساندند. وی می گفت «ما تا نظم در کارهایمان نداشته باشیم، نمی‌توانیم کارهای مملکت را پیش ببریم.»
[۱۶] مجله مرزداران، سال دوم، ش ۲۲، ص ۱۳.


← بردباری


از دیگر صفات پسندیده آن گوهر گرانبها، صبر در مقابل ناملایمات بود. هر گاه با مشکلی مواجه می شد عصبانی نمی گردید، بلکه با صبر و متانت آن را حل می کرد. همسر ایشان می گوید:
«من خصوصیتی را که از ایشان در مدت ۲۹ سال زندگی دیدم، ملایمت و صبر بود.ایشان به قدری صبر و ملایمت و متانت به خرج می داد که انسان را خجالت زده می کرد. در سرتاسر زندگی این مرد مبارز و با تقوا حتی یک مورد عصبانیت بی مورد به یادندارم.»
[۱۷] مجله مرزداران، سال دوم، ش ۲۲، ص ۱۳.


← در خانه


در کارهای خانه به همسرشان کمک می کرد و به درس بچه ها رسیدگی جدی می نمود. از وضع درسی و مشکلاتشان می پرسید و به آنها کمک می کرد. به دلیل نظارت ایشان در منزل اسراف و استفاده بی حد و حصر کمتر مشاهده می شد، برای ساخته شدن بچه ها به آنها پول به عنوان قرض الحسنه می داد تا از حقوق ماهیانه آنها، که معادل ده برابر سنشان بود، کم کند. در تربیت بچه ها، نه آنها را بی بند و بار و لوس بار می آورد و نه خشن و بسیار جدی. شوق به نماز و روزه و دیگر واجبات را در بچه ها به طور اختیاری ایجاد می کردند.
[۱۸] مجله مرزداران، سال دوم، ش ۲۲، ص ۱۵.


← استفاده نکردن از بیت‌المال


خصوصیت قابل توجهی که از شهید دیده می‌شود، توجه ایشان به نحوه درآمد و تامین مخارج زندگی بود. ایشان هرگز از بیت المال برای گذراندن زندگی استفاده نکرد؛ بلکه از راه تدریس، ارتزاق می‌نمود. حساسیت ایشان در این مساله به اندازه‌ای بود که در دوران اشتغال، تدریس در دبیرستان، دبیر تعلیمات دینی نمی‌شد؛ زیرا معتقد بود که بر عهده گرفتن آموزش تعلیمات دینی، خود به خود از وظایف روحانی است و به جای آن دروس دیگر از جمله زبان انگلیسی تدریس می‌نمود.
[۱۹] یاران امام به روایت اسناد ساواک صذ، صر.


خصوصیت بارز شهید بهشتی

[ویرایش]

از خصوصیات بارز شهید عمل به وظیفه و استقامت در مسیر خدمت بود. جمله معروف ایشان که «ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت»، بیانگر عینی مطلب است. ایشان در این مسیر در مقابل همه اتهامات و اهانت‌ها سکوت اختیار کرد و فقط به انجام وظیفه مشغول بود و همین سر مظلومیت "شهید بهشتی" بود. "بنی صدر" و طرفداران او با آن همه انتشار شایعات بر علیه ایشان و تخریب شخصیتی او، نتوانستند در عزم او خللی وارد کنند و به راستی مصداق آیه شریفه «کانهم بنیان مرصوص»بود.
او دفاع از خود را با استناد به آیه کریمه «ان الله یدافع عن الذین آمنوا» به خداوند واگذاشته بود و حتی در جواب کسی که از او خواست تا از "امام امت" تائیدیه‌ای به نفع خود بگیرد، گفت: «قرار نیست در مشکلات از امام هزینه کنیم، ما سپر بلای اوئیم نه او سپر بلای ما»
[۲۲] تولائی، مجید، صد دقیقه تا بهشت، ص۹۲.
و خداوند متعال هم، چنان آبروئی به این شهید مظلوم (اشاره به لقب مظلوم که توسط حضرت امام رحمة‌الله‌علیه به ایشان داده شد.) داد که همگان بعد از فاجعه هولناک هفت تیر ۱۳۶۰ هـ. ش که منجر به شهادت ایشان و ۷۲ تن از مخلص‌ترین یاران امام و انقلاب شد، در حسرت از دست دادن این عبای عزت (اشاره به رؤیای امام امت که در خواب دیده بودند عبایشان سوخته است. بعد از آن به شهید بهشتی سفارشی کردند که مواظب جان خود باش چرا که شما عبای من هستید.)
[۲۳] تولائی، مجید، صد دقیقه تا بهشت، ص۹.
و اقتدار امام به سر می‌بردند.
[۲۴] امام خمینی، صحیفه نور، ج۱۵، ص۱، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رحمة‌الله‌علیه ، ۱۳۷۸، چاپ اول.


آثار

[ویرایش]

ایشان در عرصه قلم نیز برجستگی داشت و به رغم فعالیتهای گسترده و مسئولیتهای فراوانی که عهده دار بود، در زمینه نویسندگی نیز موفقیت خوبی داشته است. آثار قلمی ایشان از دو جهت حایز اهمیت است:
۱. با توجه به اهمیت موضوع به رشته تحریر در آمده است ؛ همچون «نماز چیست؟» از آنجا که نماز ستون دین است و قوام ایمان بر این پایه استوار است و پذیرفتن اعمال، به این مهم بستگی دارد و بالاخره نردبانی برای رسیدن به بام بلند بندگی است.
۲. با توجه به ضرورت موضوع نگارش یافته است. ایشان با توجه به شرایط زمان و مکان و بر اساس نیاز جامعه - و نه در یقین - در زمینه معینی به تحقیق و تألیف پرداخته و به منظور تفنن چنین کاری انجام نداده است. مثلا درباره مسأله بانکداری اسلامی، که یک بحث مهم و مورد نیاز جامعه ماست و کمتر بدان توجه شده است کتابی در این زمینه می نگارد و از نظر اسلام به بررسی مسأله می پردازد. آثار چاپ شده ایشان عبارتند از:
۱. خدا از دیدگاه قرآن
۲. نماز چیست؟
۳. شناخت
۴. شناخت دین
۵. نقش دین در زندگی انسان
۶. کدام مسلک؟
۷. روحانیت در اسلام و در میان مسلمین
۸. مبارزه پیروز
۹. بانکداری و قوانین مالی در اسلام
۱۰. مالکیت
برخی دیگر از آثار ایشان هنوز چاپ نشده است و شورای احیای آثار آن بزرگوار در تلاش است که در آینده آن آثار را که اکنون به صورت نوار سخنرانی موجود است، منتشر سازد.

شهادت

[ویرایش]

او مثل همیشه با تبسمی بر لب، قبل از غروب به دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی آمد و در جلسه اعضای حزب جمهوری شرکت کرد. جلسه با قرائت قرآن که روحها را با ملکوت پیوند داد، آغاز شد و پس از تلاوت قرآن، سخنرانی قافله سالار شهدای هفت تیر شروع شد، که ناگهان دست نفاق - سازمان مجاهدین (منافقین) خلق - از آستین شب بدر آمد و در شبانگاه هفتم تیر، تیری روانه انقلاب اسلامی کرد که بر اثر آن آیة الله بهشتی (در ۵۳ سالگی) و بیش از هفتاد یار باوفایش به درجه شهادت نایل آمدند و با هجرتی خونین و پروازی سرخ در کنگره عرشیان جای گرفتند و خاکیان را در سوگ و افلاکیان را در سرور نشاندند.
آن زمینیان قدسی را پس از تشییع با شکوه و تجلیل فراوان، در بهشت زهرا به خاک سپردند.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. راست قامتان جاودانه تاریخ اسلام دفتر اول (او به تنهائی یک امت بود)، ص۶۹، واحد فرهنگی بنیاد شهید، ۱۳۶۱.
۲. یادنامه شهید مظلومه، سید فرید قاسمی، ص ۱۷.
۳. یادنامه شهید مظلومه، سید فرید قاسمی، ص ۴۵.
۴. یاران امام به روایت اسناد ساواک، س ش، ص ص.
۵. نگاهی به زندگی و گزیده افکار شهید مظلوم آیه الله بهشتی، ص۴۱.
۶. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ص ش.
۷. روزنامه جمهوری اسلامی، شماره ۴۳۶۲، ص ۱۲.
۸. او به تنها یک ملت بود، واحد فرهنگی بنیاد شهید، دفتر اول، ص ۴۳.
۹. روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۸ تیر ۱۳۶۳.
۱۰. امام خمینی، صحیفه نور، ج ۱۱، ص ۲۷۹.    
۱۱. روزنامه جمهوری اسلامی، ۵ تیر ۱۳۶۳؛ ۷ تیر ۱۳۶۹؛ ۱ تیر ۱۳۷۲.
۱۲. مجله مرزداران، سال دوم، ش ۲۲.
۱۳. مجله مرزداران، سال دوم، ش ۲۲، ص ۱۴.
۱۴. تولائی، مجید، صد دقیقه تا بهشت، ص۶۶، تهران، بنیاد نشر آثار و اندیشه‌های شهید آیه الله دکتر بهشتی، ۱۳۸۶، انتشارات مستند.
۱۵. تولائی، مجید، صد دقیقه تا بهشت، ص۱۰۰.
۱۶. مجله مرزداران، سال دوم، ش ۲۲، ص ۱۳.
۱۷. مجله مرزداران، سال دوم، ش ۲۲، ص ۱۳.
۱۸. مجله مرزداران، سال دوم، ش ۲۲، ص ۱۵.
۱۹. یاران امام به روایت اسناد ساواک صذ، صر.
۲۰. صف/سوره۶۱، آیه۴.    
۲۱. حج/سوره۲۲، آیه۳۸.    
۲۲. تولائی، مجید، صد دقیقه تا بهشت، ص۹۲.
۲۳. تولائی، مجید، صد دقیقه تا بهشت، ص۹.
۲۴. امام خمینی، صحیفه نور، ج۱۵، ص۱، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رحمة‌الله‌علیه ، ۱۳۷۸، چاپ اول.


منابع

[ویرایش]

سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «شهید آیت الله سید محمد حسینی بهشتی».    
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «شهید بهشتی».    






جعبه ابزار