سیدجمال‌الدین اسدآبادی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



سیدجمال‌الدّین اسدآبادی، مشهور به سیدجمال‌الدین افغانی، وی از نوادگان امام سجاد (علیه‌السّلام) است. عالم روشنفکری که برای تقریب مذاهب اسلامی و وحدت اسلامی کوشید و با همین هدف، سفرهایی به مناطق مختلف جهان اسلام داشت. سیدجمال‌الدین، اولین متفکر مدرن و فعال اجتماعی بود که نسبت به بیماری‌های اجتماعی جوامع مسلمان و ضعف‌های موجود در آن هشدار داد، و در مقابل قدرت‌های غربی اسلام‌گرائی را تبلیغ نمود. تأثیر او بر کشورهای اسلامی، مخصوصاً افغانستان، ایران و مصر شایان توجه است.


زندگی‌نامه

[ویرایش]

سیدجمال‌الدین اسدآبادی به سال ۱۲۵۴ ه.ق ( ۱۸۳۸م)، دراسدآباد همدان ایران، چشم به جهان گشود. ابتدا در محل تولد خود به یادگیری زبان عربی و مقدمات علوم دینی پرداخت و سپس راهی عراق شد تا در نجف نزد شیخ مرتضی انصاری تحصیلات خود را ادامه دهد. ایشان به مدت چهار سال در نزد شیخ انصاری (ره) به ادامه تحصیل پرداخت.

تولد و تبار

[ویرایش]

در شهر اسد آباد همدان در محله با سابقه «امامزاده احمد» مردمانی نجیب از سادات حسینی زندگی می‌گذرانند و پاکمردی از تبار پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) راهبری آنان را بر عهده دارد. سید صفدر، عالمی پرهیزگار و دانشمندی پارساست که ساکنان کوچه سیدان، سالاری آن بزرگوار را پذیرفته و دل به فرمانش سپرده‌اند.
[۱] اقتباس از: لطف‌الله جمالی، شرح حال و آثار ‌سید‌جمال‌الدین اسد آبادی.

وی از نوادگان امام سجاد (علیه‌السّلام) است و خاندانش از سال ۶۷۳ ق در محله «سیدان» اسدآباد همدان جای گرفته‌اند. اغلب آنان از اهل علم و مقتدای مردم و قاضی دیار خود بودند و از میانشان خوشنویسان معروفی چون «میرزکی» (برادر سید صفدر) برخاسته‌اند. این دودمان در میان مردم اسد آباد به طایفه شیخ الاسلامی معروف بوده و هستند. مردم اسدآباد برای سید صفدر و نیاکان وی احترام خاصی قائل بودند بخصوص اینکه سلسله کرامات و سجایای برجسته‌ای داشته‌اند.
[۲] اقتباس از: لطف‌الله جمالی، شرح حال و آثار ‌سید‌جمال‌الدین اسد آبادی.

سید صفدر و همسرش (سکینه بیگم) از یک ریشه و اصل بودند. نیای بزرگوار آن دو، «میر اصیل‌الدین» فرزند «میرزین‌الدین حسینی» دو پسر به نام‌های «میر رضی‌الدین» و «میر شرف‌الدین» داشت که سکینه بیگم دختر میر شرف‌الدین بود. او زنی باسواد و آشنا به قرآن بود که همچون شوی خویش از تربیت خانوادگی و نجابت ذاتی برخوردار گشته، پیوسته در رونق کانون گرم زندگی می‌کوشید.
آری، ‌سیدجمال‌الدین در ماه شعبان ۱۲۵۴ ق. (آبان ۱۲۱۷ ش) در چنین فضای پاک معنوی پا به عرصه وجود نهاد.
[۳] صفات‌الله جمالی، اسناد و مدارک درباره ‌سید‌جمال‌الدین.


پرورش مروارید

[ویرایش]

نبوغ ذاتی، هوش سرشار و فراست قوی سیدجمال وی را از همان دوران کودکی در پی تجزیه و تحلیل محتوای داستان‌ها به آفاقی دیگر سوق می‌داد از همان ایام کودکی به فکر چاره و علاج دردها و رنج‌ها می‌پرداخت. سیدجمال‌الدین با اینکه کودک بود بازی‌هایش بزرگمنشانه می‌نمود و در رفتار، گفتار و کردارش آثار بزرگی و کمال هویدا بود. «حیرت افزاتر اینکه بازی‌های بچه گانه‌اش اکثر، تهیه سفر روم و مصر و هند و افغان و فرنگستان بوده، زاد راحله خود را بر اسب‌های چوبی می‌بسته، خود و یکی دو نفر از اطفال را منتخب می‌کرده... با پدر و مادر و همشیره‌های خود وداع می‌کرده است که باید به هند و مصر و روم و افغان و... بروم. ایشان به زبان کودکانه با او همساز می‌شدند و او هم نویدهایی چند از مسافرت خود به پدر و مادرش شرح می‌داد.»
[۴] صفات‌الله جمالی، اسناد و مدارک درباره ‌سید‌جمال‌الدین، ص۲۰۵- ۲۰۶.


تحصیلات

[ویرایش]

سید از پنج سالگی در نزد پدر و مادر آموزش قرآن را آغاز کرد و مقدمات عربی را طی سال‌های اول تحصیل به‌خوبی فرا گرفت.
در همین ایام به موجب اختلافات موجود میان قبایل آن دیار و همچنین تنگ‌نظری بعضی و نیز در پی وسعت بخشیدن به دانسته‌های خود، زادگاه خویش را ترک می‌گوید و در سال ۱۲۶۴ ق. به همراه پدرش «سید صفدر» وارد شهر قزوین می‌شود و چهار سال در آنجا ماندگار می‌گردد.
[۵] صفات‌الله جمالی، اسناد و مدارک درباره ‌سید‌جمال‌الدین اسد آبادی.
وی با پشتکار و جدیت در حوزه علمیه این شهر به درس و بحث پرداخت و علوم و فنون مختلف را با اشتیاق یاد گرفت و در ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول سرآمد همدرسان خود شد. با بهره‌جویی از سرعت انتقال و توان استنتاج خارق‌العاده با خواندن یک کتاب در رشته‌ای از علوم، سایر کتب همان رشته را خود می‌خواند یا به دیگران درس می‌داد. او احساس خستگی در تحصیل را با تفکر در آفاق و انفس می‌گذراند و بیهوده اوقاتش را از دست نمی‌داد. روزی پدر برای سرکشی به فرزند به قزوین می‌رود. در آن موقع شمال ایران در چنگال «وبا» گرفتار آمده سید صفدر می‌گوید: دیدم پسرم مشغول مشاهده قلب و اعضا و جوارح مردگانی است که به مرض وبا درگذشته‌اند. به او گفتم: مردم همه از وبا می‌گریزند، تو چگونه خود را به مردگان مشغول می‌داری؟ جواب داد: می‌خواهم بدانم که این مرض در اعضا و جوارح انسان چه تاثیر دارد.
[۶] صدر واثقی، ‌سید‌جمال‌الدین پایه‌گذار نهضت‌های اسلامی، ص۲۴.
!

ورود به عرصه سیاست

[ویرایش]

زندگی سیاسی و اجتماعی وی با فرا خواندن جهان اسلام به خیزش علمی و ادبی و همبستگی و پایداری در برابر استعمار غرب آغاز شد. در این راستا، سیدجمال با سفرهای پی در پی به کشورهای اسلامی و اروپایی، برقراری و پایدار کردن پیوند جهانی اسلام و طرح رویکردهای نو در زمینه‌های اجتماعی و دینی را پی گرفت. وی در این راه، فعالیت گسترده و گوناگونی را مانند انتشار روزنامه، برگزاری نشست‌های علمی، نوشتن مقالات و انجام سخنرانی‌های ادبی و سیاسی، از خود به جای نهاد.

بیدارگری در مقابل استعمار

[ویرایش]

روح و روان مردم و همچنین اوضاع سیاسی اجتماعی ایران دوقرن پیش یعنی زمان ظهور سیدجمال، آمیخته به واژه‌هایی نظیر سکوت و گوشه‌نشینی، ترس و خودباختگی، قشری‌نگری و رضایت به وضع موجود بود و کشور، شاهد گسترش هرچه بیشتر فقر و بی‌سوادی و مسائل ناشی از آن یعنی عقب‌افتادگی و فساد مالی و مهم‌تر از همه خودکامگی حکام و وابستگی سیاسی و اقتصادی به دول خارجی بود.
در اینجا بود که آزاداندیشی از میان همین مردم سربرآورد و با شناختی که از نقاط ضعف و قوت جامعه و فرهنگ ایرانی داشت با ایمان به قدرت اسلام و فرهنگ اسلامی حاکمان و نخبگان را بیدار باش داد و با تمام قوا به مبارزه با پایه‌های عقب ماندگی و فقر و ناتوانی پرداخت. اندیشه‌های وی آنقدر روشن، پرتوان و نو بود که توانست در جای جای سرزمین‌های اسلامی، چراغی را برافروزد و جمعیتی را به گرد خود جمع آورد.
از رهگذر پذیرش اندیشه‌های او بود که جنبش‌های اصلاحات درونی و عصیان‌ها در برابر استعمار نو پا سربرآورد و تاریخ اندیشه‌ورزی در ملل شرق را به عرصه‌های جدیدی وارد نمود. امروزه اگر ریشه‌های آزادی‌خواهی و توجه به اسلام در کشورهایی مانند ترکیه، پاکستان، هندوستان، مصر و ایران دیده می شود بی‌گمان رگه‌هایی از اندیشه‌های او ورهروان وی دارد.

تاریخچه سفرهای سیدجمال

[ویرایش]

زندگی سیدجمال آمیخته به سفرها و اخراج‌های سیاسی متعددی است که البته این بی‌مهری‌ها نتوانست در اراده پولادین این رادمرد اصلاح‌گر، خللی وارد کند.
← سفر به عراق.
سید پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی به قزوین و تهران رفت و سپس از آنجا عازم عراق شد. ایشان پس از ۴ سال ماندن در عراق و شاگردی نزد شیخ مرتضی انصاری و آخوند ملا حسینقلی همدانی به درجه اجتهاد رسید.
← سفر به هند
در ادامه از عراق به ایران آمد و از راه بوشهر راهی هند شد یعنی جایی که فرصت آشنایی با علوم جدید و فرهنگ اروپایی را پیدا کرد.
← سفر به افغانستان
پس از هند به مکه رفت و سپس از راه عراق و ایران وارد افغانستان شد و در طول پنج سال ماندن در آنجا به سمت وزارت رسید.
← سفر به استانبول
پس از افغانستان به بمبئی و قاهره و سپس به استانبول رفت. در آنجا توانست با پیشروان نهضت اصلاح طلبی (تنظیمات) آشنا گردد.
← سفر به قاهره
سیدجمال پس از اخراج از استانبول که به تحریک روحانیون قشری علیه او، صورت گرفت، به قاهره‌ای رفت که تقریبا می‌توان گفت در اینجا بود که یکی از پرثمرترین دوره‌های زندگی خویش را گذراند. چرا که ایشان در اینجا با هشت سال تدریس در الازهر، توانست افکار خود را با چکش تدریس و نقد و پرورش شاگردانی قوی و آبدیده کند.
← سفر به اروپا
پس از اخراج شدن از مصر، به دلیل مخالفت انگلیس با حضور وی، به هند رفت و سپس به انگلستان و فرانسه سفر نمود.
پس از بازگشت از اروپا، با سفر به ایران و انجام چند دیدار با ناصرالدین شاه، عازم روسیه شد.
← بازگشت به ایران
او پس از بازگشت به ایران، به دستور ناصرالدین شاه، به بصره تبعید گردید و مدتی بعد از آنجا به انگلستان رفت.

← ورود به تهران


سیدجمال‌الدین در سال ۱۲۶۶ ق. در معیت پدر وارد تهران شد. در این هنگام امیر کبیر در سمت صدارت عظمی همچنان قدرت را در دست داشت. سید جوان در آغاز ورود به این شهر، پس از استراحتی کوتاه، اقدام به شناسایی پایتخت و اوضاع و احوال حکومتی آن می‌کند و آنگاه سراغ بزرگ‌ترین مجتهد وقت (آقا سیدمحمدصادق طباطبایی همدانی) را می‌گیرد و در پای درسش می‌نشیند، تا ضمن افزودن به معلومات خود، محیط درس و دایره نفوذ حکم آن سرور را از نزدیک ببیند. او بی‌درنگ مباحثه علمی را با استاد آغاز می‌کند به‌طوری که آقا سیدمحمدصادق را خیلی زود شیفته خود می‌گرداند و استاد نیز وقتی از فضل و کمال سید آگاه می‌شود برای اولین بار عمامه بر سر شاگردش می‌گذارد.
[۷] لطف‌الله جمالی، شرح حال و آثار ‌سید‌جمال‌الدین اسد آبادی، ص۲۹- ۳۰.

نبوغ علمی و فضل و کمالِ سید به‌سرعت فضای شهر تهران را فرا می‌گیرد و بیشتر علما، فیض حضورش را غنیمت شمرده، به خدمتش می‌رسند. آنان سپس چند روزی هم به دعوت حاج میرزا محمود طباطبایی، در منزل وی پذیرایی می‌شوند و همچنان علما و طلاب به دیدارشان می‌شتابند.
[۸] لطف‌الله جمالی، شرح حال و آثار ‌سید‌جمال‌الدین اسد آبادی، ص۳۱.
[۹] صدر واثقی، ‌سیدجمال‌الدین پایه‌گذار نهضت‌های اسلامی، ص۲۵.


← هجرت به نجف


سید صفدر در مدت اقامت خود در تهران، به اسرار پیچیده‌ای که در روح و روان فرزند دلبندش نهفته بود، بیش از پیش پی برد. او جوان خود را در برخورد با عالمان بزرگ و مجتهدان بلند پایه، همانند دانشمندی زبردست و مطلع از رموز علوم یافت که زبانی گویا و سخنی نافذ داشت. بر این اساس مصمم شد وی را به مرکز حوزه علوم و معارف اسلامی (نجف اشرف) ببرد و به دریای پرتلاطم علم شیخ انصاری (استاد بزرگوار خود او) وصل سازد.
سید در سال ۱۲۶۶ ق همراه پدر به قصد نجف اشرف از تهران حرکت می‌کند و بعد از سه ماه توقف در بروجرد و مباحثه علمی با عالمان آن شهر، به عتبات عالیات مشرف شده، به خدمت شیخ مرتضی انصاری (طاب ثراه) می‌رسد. وی چهار سال در خدمت آن عالم فرزانه مشغول تحصیل علوم اسلامی می‌شود و در علوم تفسیری، حدیث، فقه، اصول، کلام، منطق، فلسفه، ریاضی، طب، تشریح، هیئت و نجوم به تحقیق می‌پردازد و در تمام این مدت مخارج سیدجمال‌الدین را شیخ انصاری به عهده می‌گیرد و در نهایت درجات علمی او را تصدیق و به فتوا دادن در امور شرعی اجازه‌اش می‌فرماید. این در حالی بود که آوازه فراست و نبوغ سیدجمال، عالمان نجف، کربلا و سامرّا را به حیرت وا داشته بود، تا این‌که مورد حسد و کینه برخی نااهلان قرار گرفت و به توصیه استاد بزرگش، در سال ۱۲۷۰ ق روانه شهر بمبئی در هندوستان شد.
[۱۰] لطف‌الله جمالی، شرح حال و آثار ‌سید‌جمال‌الدین اسد آبادی، ص۳۱ - ۳۲.


← سید در هند و افغان


وی در ۱۶ سالگی به همراهی یکی از علمای مورد وثوق، از راه آبی (بوشهر - بمبئی) وارد شهر بمبئی شد ولی از آن جایی که بمبئی بیشتر یک بندر تجاری بود تا یک شهر علمی، نتوانست به روح پر خروش سید آرامش لازم دهد، از این‌رو پس از مدتی به طرف ایالات مرکزی هند حرکت کرد و خود را به مرزهای شرقی هند (کلکته) رسانید. وی در مدت دو سال اقامت در آنجا و ضمن ملاقات با عالمان و روشنفکران و مشاهده زندگی مردم به‌خوبی دریافت که هندوستان یکسره در اختیار دولت انگلیس است و کشور بریتانیا گرچه به‌اندازه یک ایالت هندوستان نیست و جمعیتش در مقایسه با جمعیت هندوستان ناچیز به شمار می‌رود توانسته است به آسانی این کشور پهناور را زیر سلطه در آورد و تمامی منابع ملی و محصولات با ارزش و حتی جان و مال و ناموس آن‌ها را به غارت ببرد.
از این زمان بود که فعالیت‌های سیاسی و اصلاحی ‌سید‌جمال‌الدین آغاز شد. او در ضمن شناسایی استعدادهای دشمنِ استعمارگر و بررسی جنبه‌های قوت و رمز موفقیتشان، به تجزیه و تحلیل علل و منشا ضعف و انحطاط مسلمین برآمد و در پی یافتن راه‌حل‌های اساسی، شب و روز تلاش کرد. در این موقع افغانستان به‌تازگی از ایران جدا شده و به پشتیبانی انگلیسی‌ها بر ضد حکومت ایران شوریده و به حکومت نیمه مستقلی رسیده بود. بنابراین سید تصمیم گرفت به افغانستان برود و مردم آن کشور را بیدار کند و آنان را از حیله بریتانیا آگاه سازد.
او در سال ۳ - ۱۲۷۲ ق (۱۲۳۴ ش) به قصد مکه و زیارت خانه خدا از هندوستان خارج شد. سپس تا اواخر ۱۲۷۵ ق. از مکه مسیر مدینه، اردن، دمشق، حمص، حلب، موصل، بغداد و نجف را طی کرد و اوضاع تمامی شهرهای مهم اسلامی را بررسی نمود و در نهایت خود را به وطن اصلی (اسدآباد همدان) رساند. امّا با اوضاع نابسامانی که در تهران با آن‌ها روبرو شد نتوانست در ایران توقف کند و از همین‌رو از راه خراسان عازم «هرات و کابل» گردید. سید بعد از ورود به افغانستان، حدود پنج یا شش سال در آن کشور اقامت کرد و فعالیت‌های اصلاحی چشمگیری را به انجام رساند و رهبران سیاسی و مردم افغانستان را از نقشه‌های پشت پرده استعمار پیر، انگلیس آگاه ساخت که نمونه‌ای از آن‌ها چنین است.
۱. تالیف و نشر کتاب «تتمه البیان فی تاریخ الافغان»
۲. انتشار روزنامه «شمس النهار»
۳. اصلاح اموری از قبیل تشکیل کابینه وزراء، تنظیم سپاه، ایجاد مکتب‌های لشکری و کشوری برای جوانان، توجه دادن مردم به زبان ملی، تاسیس بیمارستان، مرکز دامپزشکی، پست‌خانه و کارونسراها.
با گسترش دامنه فعالیت‌های فرهنگی - سیاسی سید، چون دشمن خود را در آستانه نابودی دید با دسیسه‌های وسیع عرصه را بر وی تنگ کرد. از این‌رو سید به ناچار عازم هندوستان شد ولی به محض ورود دانست که دشمن پیشدستی کرده و در کمین او نشسته است. با این حال او شجاعانه وارد میدان نبرد شد و با سخنرانی‌های آتشین به روشنگری مردم هندوستان پرداخت و این چنین آنان را بر ضد استعمار پیر تشویق کرد: «هرگاه شما صدها میلیون پشه شوید و زمزمه در گوش بریتانیا نمایید... و هرگاه شما صدها میلیون از هند با هم باشید یا خداوند شما را مسخ کرده و لاک پشت شوید و در جزیره بریتانیا فرو رَوید، آزاد مردانی در هند خواهید شد.»
[۱۱] خاطرات ‌سید‌جمال‌الدین.

دولت انگلیس بیش از این نتوانست تماشاگر این صحنه‌ها باشد و در حالی که خود در ابتدای ورود ‌سید‌جمال‌الدین، مدت اقامت او را دو ماه تعیین کرده بود، هنوز یک ماه نشده دستور اخراج وی از هند را صادر کرد. این بود که سید تصمیم گرفت هندوستان را به سوی کشور مصر ترک گوید.

← حضور در مصر


او در سال ۱۲۸۵ ق. از راه دریا وارد مصر شد و در مدرسه جامع الازهر با علمای بزرگ آن کشور ملاقات کرد و در اقامتگاه خود برای جوانان عرب کرسی درس برپا نمود و با سخنرانی‌های پرشور آنان را مجذوب خویش ساخت. ولی این سفر چهل روز دوام نیاورد زیرا حکم اخراج وی از سوی «خدیو مصر» صادر شد و سید به ناچار روانه اسلامبول شد. وقتی ترکان عثمانی خبر آمدن سید را شنیدند بسیار خوشحال شدند و دو شخصیت علمی و سیاسی امپراتور عثمانی «عالی پاشا» صدر اعظم و «فؤاد پاشا» به پیشواز سید شتافتند و او را در دربار مورد تکریم و مشاور خویش قرار دادند. ولی چندی نگذشت که در اثر کج‌اندیشی و ترسِ درباریان و حسادت «شیخ الاسلام»، سلطان عثمانی دستور داد تا سید مدتی را به خارج از اسلامبول سفر کند. از این‌رو، وی در سال ۱۲۸۷ ق. به بهانه سفر سیاحتی و مشاهده آثار باستانی بار دیگر وارد کشور مصر شد. در این سفر، پس از دیداری که میان سید و ریاض پاشا (رئیس دولت مصر) انجام پذیرفت، ریاض پاشا سخت شیفته کمالات روحی و معنوی سیّد شد و از او خواست تا در مصر اقامت گزیند. ‌سید‌جمال‌الدین از این فرصت طلایی استفاده جست و نخست در منزل جلسه درس و بحث برای جوانان دانشگاهی و طلاب پرشور تشکیل داد و سپس آن را به دانشگاه الازهر انتقال داد و شاگردان بسیاری را مشتاق خویش ساخت. او علاوه بر اساتید و دانشمندان بزرگ مصر با روشنفکران و مردم ارتباط بر قرار می‌کرد. حتی در قهوه خانه‌های مصر حاضر می‌شد و افکار و‌ اندیشه‌های خود را برای مردم بیان می‌داشت، به‌طوری که در طول چند سال اقامت در آن کشور توانست تحولات بزرگی را از نظر فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در اذهان مردم ایجاد کند. او با نوشتن مقالات گوناگون در روزنامه‌های کثیرالانتشار مانند، مصر والتجاره (که با پیشنهاد وی از سوی ادیب اسحق راه‌اندازی شده بودند)، ادبیات مصر را از ریشه دگرگون ساخت و ضمن رشد و آگاهی دادن به مردم، توطئه‌های پشت پرده دشمنان را برایشان معرفی کرد تا اینکه ریاض پاشا این دو روزنامه را توقیف کرد ولی سید همچنان به راه خود ادامه داد و مبارزه سختی را بر ضد دولت‌های خارجی و استبداد داخلی آغاز کرد و در نهایت شب ۱۷ رمضان ۱۲۹۶ هـ توقیف و به «سوئز» فرستاده شد تا وی را از آنجا به کشور ایران گسیل کنند.
[۱۲] محمد محیط طباطبایی، نقش ‌سید‌جمال‌الدین در بیداری مشرق زمین، ص۶۱.

دارایی سید در مصر، منحصر به یک کتابخانه بود که هنگام توقیفش، کتاب‌های آن‌را «رچرس» مستشار انگلیس مالیه مصر، به تصرف خود درآورد ولی بعدها ناگزیر شد آن‌ها را در چند صندوق نهاده به دنبال صاحبش به بندر بوشهر بفرستد.
[۱۳] محمد محیط طباطبایی، نقش ‌سید‌جمال‌الدین در بیداری مشرق زمین، ص۶۲.


← طلوع دیگر در هند


سرانجام سید با شاگردش «ابو تراب عارف افندی» یکسره با کشتی وارد جدّه شد. مدتی در آنجا ماند. سپس به مکه عزیمت کرد و با شخصیت‌های مهم اسلامی تماس بر قرار ساخت. آنگاه به سوی کشور هند روانه گشت
[۱۴] صدر واثقی، سیدجمال‌الدین حسینی پایه‌گذار نهضت‌های اسلامی، ص۹۲.
و این بار علاوه بر مبارزه با استعمار غرب در هند، جبهه دیگری نیز بر ضد افکار روشنفکری در آن کشور بنا نهاد و با‌ اندیشه‌های تجدد خواهی «سیداحمد خان هندی» که طرفدار همکاری و سازش با انگلیس‌ها بود، به ستیز جانانه برخاست و رهبری هر دو جبهه را بخوبی اداره نمود.
‌سید‌جمال‌الدین در پی این اقدام به «حیدر آباد دکن» تبعید شد و شرکت در مجامع عمومی از وی سلب گردید. ولی او از پای ننشست و کتاب معروف خود را در رد طبیعیون و افکار متجددانه آنان تالیف کرد. او این کتاب را به زبان فارسی نوشت و سپس به زبان اردو و نیز به وسیله شیخ محمد عبدو و عارف ابو تراب به عربی ترجمه شد.
[۱۶] غلامرضا سعیدی، مفخر شرق، س ۶۲.
علاوه یک جمعیت سرّی به نام «عُروة» را در حیدر آباد تشکیل داد.
[۱۷] صدر واثقی، سیدجمال‌الدین حسینی پایه‌گذار نهضت‌های اسلامی، ص۹۳.
و جوانان شجاع و بزرگی را در آن تربیت نمود که بعدها شخصیّت‌هایی چون: محمد اقبال، شوکت علی و محمد علی جناح از شاگردان و تربیت یافتگان این جمعیت به شمار می‌آمدند. امّا همه این تلاش‌ها در نهایت سبب شد تا سید برای چندمین بار از هند اخراج گردد.
[۱۸] محمد محیط طباطبایی، نقش ‌سید‌جمال‌الدین در بیداری مشرق زمین، ص۷۲- ۷۳.
[۱۹] حمید عنایت، سیری در‌ اندیشه سیاسی غرب، ص۹۸.


← ستیز در قلب اروپا


او در سال ۱۳۰۰ ق. از هند خارج شد. نخست قصد کشور آمریکا را داشت ولی از این سفر منصرف گشت و در ماه جمادی‌الآخر یا رجب همین سال وارد لندن شد. مدتی به فعالیت و شرکت در محافل علمی مشغول بود که یکباره پایتخت انگلستان را به سوی کشور فرانسه ترک گفت و در شهر پاریس برای خود مسکن گزید.
[۲۰] صدر واثقی، سیدجمال‌الدین حسینی پایه‌گذار نهضت‌های اسلامی، ص۹۶.
در این حال او مرد جهانی شده بود. زیرا وی به تنهایی قدرتمندترین کشورهای موجود را به هراس و نگرانی وا داشته بود. مجامع سیاسی و علمی اروپا از تلاش‌های همه جانبه وی در مشرق زمین برای زدودن جهل و نادانی، مقالات و سخنرانی‌ها ارائه داده بودند. بنابراین همگان مایل بودند این مرد افسانه‌ای را از نزدیک ببینند. مردم فرانسه و سایر مردان دانشمند و آزادیخواه که از کشورهای دیگر در آنجا به سر می‌بردند بسان پروانه به دور شمع وجودش گرد آمدند.
از مهم‌ترین فعالیت‌های سید در قلب اروپا، می‌توان به شرح زیر نام برد:
۱. راه‌اندازی مجله معروف «عروة الوثقی» که با مقاله‌های پرشور و مستدل آن، دست پلید استعمار انگلیس را برای مردم، سیاستمداران روشنفکران غافل باز نمود و دشمنان جهان اسلام را به‌شدت به محاکمه کشید و سرانجام دولت فرانسه به فشار و اصرار انگلیس حکم به تعطیل این مجله داد.
[۲۱] لطف‌الله جمالی، شرح حال و آثار ‌سید‌جمال‌الدین، ص۳۷ و ۳۸.

۲. دیدار وی با «ارنست رنان» حکیم و مورخ مشهور فرانسوی. در این ملاقات بحث‌های فلسفی درباره «علم و اسلام و حقیقت قرآن» انجام پذیرفت که رنان به درستی فرهنگ اسلامی آگاه شد و از بسیاری از عقاید خود درباره اسلام و قرآن که بر خلاف تمدن و عمران می‌دانست دست برداشت.
[۲۲] زندگانی و فلسفه اجتماعی و سیاسی ‌سید‌جمال‌الدین، ص۳۸.

۳. گفتگوهای سید با رجال انگلیس که در صدد بودند تا با هیات تحریریه روزنامه «عروة الوثقی» تفاهم پیدا کنند و او نیز نماینده‌اش (شیخ محمد عبده) را در این خصوص به لندن فرستاد.
[۲۳] غلامرضا سعیدی، مفخر شرق، ص۸۶.
[۲۴] غلامرضا سعیدی، مفخر شرق، ص۷۶.
و همچنین دیدارهای وی با «چرچیل»، «سردروندولف» و «لرد سالیسبری» در مورد حل مساله سودان. در این دیدار رهبران سیاسی انگلستان پس از تعریف و تمجید از وی، پادشاهی کشور سودان را به سید پیشنهاد کردند. او بر آشفت و گفت: «این تکلیف بسی شگفت‌انگیز است و این کارها دلیل نادانی در امور سیاسی شماست. حضرت لرد اجازه دهید که از شما سؤالی نمایم. آیا سودان را مالک شده‌اید که می‌خواهید مرا پادشاه آن کنید؟! مصر از آن مصریان و سودان هم جزء جدا نشدنی آن است.»
[۲۵] زندگانی و فلسفه اجتماعی و سیاسی ‌سید‌جمال‌الدین، ص۴۰.
[۲۶] لطف‌الله جمالی، شرح حال و آثار ‌سید‌جمال‌الدین اسد آبادی، ص۳۸ - ۳۷.


← بازگشت به وطن


پس از سه ماه، مذاکرات سران انگلیس با ‌سید‌جمال‌الدین به شکست انجامید. وی با هدف ایجاد مرکز خلافت اسلامی در جزیرة العرب از پاریس به سوی قطیف رهسپار گشت. در این ایام سید توسط اعتمادالسلطنه و حاج سیاح محلاتی از طرف ناصرالدین شاه به تهران دعوت شده بود. تلگراف‌ها پی در پی رسید و محافل برای حضورش در تهران آماده گردید.
[۲۷] محمد محیط طباطبایی، نقش ‌سید‌جمال‌الدین در بیداری مشرق زمین، ص۲۲.
از این‌رو سید، از سفر به جزیرة العرب منصرف و به قصد تهران عازم شیراز شد و در روز ۲۳ ربیع الاول ۱۳۰۴ ق وارد پایتخت شد و در منزل حاج امین الضرب برای خود مسکن گزید،
[۲۸] ایرج افشار، مجموعه مقالات سواد و بیاض، ج۲، ص۲۲۶ - ۲۳۲.
ولی دیری نپایید که مورد ترس و وحشت و کینه شاه و اطرافیان قرار گرفت. شاه به‌طور محرمانه از حاجی امین الضرب خواست تا عذر مهمان خود را بخواهد! از طرفی سید نیز که بنا به درخواست سیاستمدار و روزنامه‌نگار روسی (کاتکوف) به مسکو دعوت شده بود، در نهم شعبان ۱۳۰۴ ق به آن کشور هجرت کرد. وی در آنجا دو سال اقامت گزید و با رجال سیاسی، نظامی و مذهبی روسیه دیدار و مذاکره نمود. یک روز تزار روسیه از وی خواست تا «شیخ الاسلامیِ» مسلمانان آن کشور را به عهده گیرد ولی سید در جواب گفت: من خود را مدافع منافع تمام مسلمانان جهان می‌دانم. علاوه سید از تیرگی میان دولت روس و انگلیس استفاده مناسب کرد و افشاگری‌های وسیعی را بر ضد دولت بریتانیا در نشریات روسیه انجام داد که تا آن روز نظیر نداشت.
در این هنگام ناصرالدین شاه که برای شرکت در جشن جمهوریت پاریس عازم اروپا بود راهش از طریقِ روسیه افتاد. وی در این کشور پهناور، سید را چون یاقوت درخشان یافت. سپس در اروپا نیز به هرجا قدم گذاشت، آثار و شهرت سید را در آنجا به روشنی مشاهده کرد. لذا از کار قبلی خود پشیمان شد و در دیداری که با سید در مونیخ داشت سعی کرد گذشته‌ها را جبران سازد. و او را برای آمدن به ایران و اصلاح وضع سیاسی و اقتصادی کشور تشویق نماید.
سید این تقاضا را به خاطر دفاع از وطن و مصلحت مردم پذیرفت. نخست در محرم ۱۳۰۷ ق. وارد مذاکره با رجال سیاسی روسیه شد و آن‌ها را راضی کرد تا از امتیازاتی که در آن زمان می‌خواستند از ایران بگیرند، دست بردارند. سپس در هفتم ربیع الثانی همان سال به ایران بازگشت تا کار اصلاحات را به‌طور جدی آغاز کند.
ولی در اثر توطئه‌های پشت پرده استعمار پیر (انگلستان)، زمینه بدبینی درباریان و شاه فراهم شد. هنوز شش ماه از حضور سید در تهران نگذشته بود که ناگهان نامه شاه در منزلِ حاجی امین الضرب به دست وی رسید. وقتی ‌سید‌جمال‌الدین از حکم اخراج خود آگاه گردید به عنوان اعتراض به شهر ری (حرم حضرت عبدالعظیم حسنی) عزیمت کرد و در آنجا اعلان تحصن نمود و با سخنرانی‌های پر شور، حرم را به دژی استوار مبدّل ساخت. چندی بعد فشار سفارت بریتانیا فزونی یافت و ناصرالدین شاه حکم توقیف و اخراج وی را صادر کرد. وقتی دستخط شاه به دست «مختارخان» حاکم شهر ری رسید، بی‌درنگ بیست نفر فرّاش فرستاد و سید را از بَست حرم حضرت عبدالعظیم بیرون آورده، در ۲۸ جمادی الاولی ۱۳۰۸ ق. روانه غرب کشور کرد.

فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی

[ویرایش]

هنر ‌سیدجمال در به راه اندازی موج‌های سیاسی اجتماعی است که عصر خود را تحت‌الشعاع خود قرار می داد. ایشان با راه اندازی روزنامه‌های گوناگون در کشورهای اسلامی.
[۲۹] عبدالرحیم ذاکر حسینی، مطبوعات سیاسی ایران در عصر مشروطه، دانشگاه تهران، ص ۴۱.
و ایراد سخنرانی‌های روشنگرانه گسترده در کشورهای اسلامی اقداماتی ابتکاری و نو در منطقه نظیر تاسیس انجمن اتحاد اسلامی در ترکیه که نخستین کوشش سازمان یافته در آن منطقه بود انجام می داد.
[۳۰] غلامحسین م زرگرنژاد، رضا رئیسی طوسی، اندیشه و مبارزات ‌سیدجمال، انتشارات حسینیه ارشاد،ص ۲۴.
استفاده از ابزارهای موجود به گونه‌ای در راهکارهای اصلاحی ‌سیدجمال به کار می رفت که از آنان و علم روز نه تنها به عنوان تهدید یاد نمی‌کرد که به عنوان فرصتی برای رساندن صدای اسلام به گوش جهانیان استفاده می کرد. به عنوان نمونه بهره‌برداری ایشان از رونامه به هدف روشنگری جهان اسلام و موجب گردید تا ایشان را برخی بنیان‌گذار روزنامه‌نگاری سیاسی در جهان اسلام بنامند.
[۳۱] محیط طباطبائی، محمد، نقش ‌سید‌جمال‌الدین اسدآبادی در بیداری مشرق زمین،دفتر نشر فرهنگ اسلامی،ص۷۷.

وی با افکار خود بر جنبش عظیم مشروطیت در ایران تاثیر فراوان گذاشت.
[۳۲] محیط طباطبائی، محمد، نقش ‌سید‌جمال‌الدین اسدآبادی در بیداری مشرق زمین، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص۲۲.

در مجموع اهمیت، تاثیر و موج به وجود آمده حاصل از مجموع فعالیت وی به گونه‌ای است که برخی او را سلسله جنبان نهضت‌های اصلاح‌طللبی در صد ساله اخیر می دانند.
درباره پیدایش روح عصیانگری و بیداری علیه استعمار، نقش ‌سیدجمال در جنبش‌های معاصر مصر به عنوان سر سلسله سایر جنبش‌های آزادی‌خواهی مسلمانان، بی‌منازعه بوده است.
[۳۳] هشام شرابی، روشنفکران عرب و غرب، ترجمه عبدالرحمن عالم، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ص‌۴۶.


مبانی اندیشه ‌سیدجمال

[ویرایش]

الگو بودن افراد، زمانی مفید و پرثمره می باشد که ناشی از تفکر و اندیشه باشد. لذا در این میان، پی بردن به مبانی اندیشه‌های ‌سیدجمال، می‌تواند برنامه‌ای عملی باشد برای همه افراد. با دقت در سخنرانی‌ها، نامه‌نگاری‌ها و نوشته‌های سیاسی و عقیدتی ‌سید‌جمال‌الدین اسد آبادی ، پایه‌های اندیشه سیاسی حرکت‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی‌اش را می‌توان در موارد ذیل بیان کرد:
۱) بازگشت به اسلام اصیل با عینک خردگرایی و پاک کردن اسلام از خرافات. همچنین در عین اعتقاد به عملی بودن برنامه‌های اسلام اصیل، در همین راستا در قالب‌های گوناگون فو ق‌الذکر، به مبارزه با رفتارهای ناشی از تقلید کورکورانه و سنت‌پرستی صرف، می‌پرداخت.
۲) عمل کردن در راستای هویت‌بخشی مسلمانان و به طرفداری از وحدت مسلمانان و مبارزه با ناسیونالیسم‌های محلی که موجب ضعف اسلام در برابر دشمن مشترک می‌گردید.
۳) با نگاهی مثبت به پیشرفت و پذیرش علم و فن جدید به ارائه تفاسیر عقلی از تعالیم اسلام و تفسیری نو و مثبت نسبت به ساختار حکومتی همت می‌گماشت. که در عین مبارزه با استعمار به عنوان نخستین گام در راه اصلاحات اجتماعی به مبارزه با استبداد فرمانروایان در کشورهای اسلامی می‌پرداخت که سرچشمه جدایی ملل اسلامی شده بودند.
[۳۴] جمشید بهنام، ایرانیان و اندیشه تجدد، نشر فروزان، ص ۹۳ - ۹۴.

۴) پرهیز از تک‌نگری در دین و پذیرش تفسیر‌های جدید و نو از دین و گسترش دامنه اجتهاد در همه مسائل سیاسی و اجتماعی.
[۳۵] مقصود فراستخواه، سرآغاز نو اندیشی معاصر، تهران، شرکت سهامی انتشار، ص ۱۶۷- ۱۷۴.

۵) مبارزه با روحیه تسلیم به قضا، قدر و گوشه‌نشینی و رضایت به وضع موجود.
[۳۶] حمید عنایت، سیری در اندیشه سیاسی غرب، انتشارات امیرکبیر، ص۱۱۳.

سید با نگاهی خردورزانه و توسعه محورانه سعی در شناسایی نقاط ضعف فضای سیاسی حاکم بر جوامع اسلامی داشت که در این راستا با عواملی نظیر استعمار و استبداد بر خورد کرد که خود، سرمنشاء بسیاری از مشکلات نظیر فقر علمی و فرهنگی و جدایی جوامع مسلمان از اسلام اصیل و عدم خودباوری و رضایت به وضع موجود و... بود،در قالب‌های گوناگون مبارزه می‌کرد.

غروب آفتاب

[ویرایش]

وی در نیمه اول شعبان همان سال وارد بصره شد. از آنجا نامه‌ای بسیار مهم و سرنوشت ساز به آیت‌الله میرزای شیرازی نوشت. آنگاه از عراق به سوی لندن حرکت کرد و در آنجا با شدت بیشتری اوضاع ناهنجار دربار ایران را در روزنامه‌های اروپایی افشا نمود و خطر استبداد داخلی و استعمار خارجی را بر ملل مشرق زمین توضیح داد. همچنین نامه‌هایی به سران قبایل و علمای برجسته عالم اسلام، از جمله نامه‌ای به علمای بزرگ ایران تحت عنوان «حَمَلة القرآن» ارسال داشت و از خیانت‌ها و بی‌لیاقتی ناصرالدین شاه در اداره کشور پرده برداشت. او با ایجاد نشریه‌ای موسوم به «ضیاء الخافقین»، که اولین شماره آن در ماه رجب ۱۳۰۹ ق انتشار یافت، به فعالیت‌های افشاگرانه خود شعاع بیشتری بخشید تا اینکه دولت بریتانیا احساس خطر کرد و مانع از ادامه انتشار آن شد و خود سیّد را نیز به‌شدت در تنگنا قرار داد.
[۳۷] صدر واثقی، سیدجمال‌الدین حسینی پایه‌گذار نهضت‌های اسلامی، ص۲۳۱.

در این هنگام نامه «سلطان عبدالحمید» توسط «رستم پاشا» سفیر عثمانی در لندن مبنی بر دعوت ‌سید‌جمال‌الدین به «آستانه» به منظور اصلاحات سیاسی در کشور و حکومت عثمانی به دست وی رسید. از طرفی هم چون سید از مدت‌ها پیش به فکر ایجاد تقویت «جبهه متحد اسلامی» در مقابل استعمار غرب بریتانیا بود، به این دعوت پاسخ مساعد داد. او با آرمانی بزرگ در سال ۱۳۱۰ ق وارد مرکز خلافت اسلامی شد تا با تاسیس جبهه واحد اسلامی، عزت و شوکت از دست رفته مسلمانان جهان را به آنان بازگرداند. حدود چهار سال برای تحقیق این هدف مقدس سرمایه‌گذاری کرد و نامه‌های بسیاری به شخصیت‌های سیاسی، مذهبی و فرهنگی جهان اسلام نوشت و آن‌ها نیز استقبال خوبی از این حرکت انقلابی به عمل آوردند.
از این سوی، سلطان عبدالحمید هم به خیال اینکه فردا خلیفه مقتدر عالم اسلام خواهد شد با ‌سید‌جمال‌الدین همکاری می‌کرد. ولی هنگامی که احساس کرد تخت و تاج وی نیز باید فدای این آرمان بزرگ بشود به بهانه‌های گوناگون مخالفت و کارشکنی‌ها را شروع کرد. او راه چاره را در آن دید که باید کار سید را یکسره کند و با یک ترفند شیطانی (مسمومیت) آن دانشمند سلحشور را به شهادت برساند. سرانجام این نقشه شوم در مورد ‌سید‌جمال‌الدین عملی گردید و او در سال ۱۳۱۴ ق به دیدار محبوب خویش شتافت.
پیکر پاک سید با شور و احترام مردم در قبرستان «شیخ لرمزاری» در شهر بندری استانبول به خاک سپرده شد.
[۳۸] محسن عدوان، یادواره ‌سیدجمال الید اسدآبادی، ص ۵۳، تهران، انتشارات ‌سیدجمال، ۱۳۷۹ش.


شاگردان

[ویرایش]

از جمله مهم‌ترین آثار هر فرد شاگردانی است که در مکتب خانه خود می‌پروراند و به جامعه بشری تحویل می‌دهد. از این جهت ‌سیدجمال دارای پرونده‌ای بسیار روشن و پرافتخاری است چرا که در مکتب خانه ایشان مردان بزرگ و نامداری در پهنه جهان اسلام، به عنوان پرچم‌داران حرکت اصلاح‌طلبی به جهان بشریت تحویل داده شدند. ازجمله ی این شاگردان؛
۱) محمد عبده.
۲) عبدالرحمن کواکبی.
۳) سعد زغلول در مصر و بزرگان دیگری...، می‌باشند.

آثار علمی

[ویرایش]

سید همانطور که گفته شد زندگی پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشت و بیشتر عمر خود را در سفر به اقصی نقاط دنیا گذراند ولی علی‌رغم همه این مشغله‌های فکری و روحی و از خود آثاری علمی به جای گذاشت که می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد.
۱) تتمة البیان فی تاریخ الافغان.
۲) القضا و القدر.
۳) اسلام و علم.
۴) نیجریه یا ناتورالیسم.
۵) الوحدة الاسلامیه.
۶) الواردات فی سرالتجلیات.
۷) انتشار روزنامه عروة الوثقی در پاریس.
۸) انتشار روزنامه ضیاءالخافقین در لندن.
۹) همکاری با روزنامه‌های اختر، قانون، حبل‌المتین.
۱۰) تدریس فلسفه ابن سینا در الازهر مصر.
۱۱) سخنرانی در دانشگاه پاریس با نام «اسلام و علم» که پاسخی به ارنست رنان فیلسوف فرانسوی بود که مدعی ناسازگاری اسلام و اندیشه علمی شده بود.
۱۲) نوشتن مقاله نیچریه، در هند که پاسخ به تاویلات غیر اصولی سیداحمد خان هندی از مقولات دینی و قرآنی به شمار می‌آید.
۱۳) تدریس در افغانستان.

نتیجه‌گیری

[ویرایش]

آموزه‌ها و اندیشه‌های ایشان، توانست با تاثیرگذاری بر روح و جان راد مردانی از جهان اسلام، زنجیره‌ای از حلقه‌های متفرق را گرد آورد و هم صدا سازد، آن چنانکه خود او حلقه وصل این حلقه‌های متفرق گردید. امروز با نگاه به گذشته‌ای نزدیک به دو قرن در جای جای گستره جغرافیایی اسلام، می‌توان آثار پر افتخار این سلسه از فریاد گران اصلاح‌طلب را در جنبه‌های سیاسی، فرهنگی و دینی به روشنی دید.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. اقتباس از: لطف‌الله جمالی، شرح حال و آثار ‌سید‌جمال‌الدین اسد آبادی.
۲. اقتباس از: لطف‌الله جمالی، شرح حال و آثار ‌سید‌جمال‌الدین اسد آبادی.
۳. صفات‌الله جمالی، اسناد و مدارک درباره ‌سید‌جمال‌الدین.
۴. صفات‌الله جمالی، اسناد و مدارک درباره ‌سید‌جمال‌الدین، ص۲۰۵- ۲۰۶.
۵. صفات‌الله جمالی، اسناد و مدارک درباره ‌سید‌جمال‌الدین اسد آبادی.
۶. صدر واثقی، ‌سید‌جمال‌الدین پایه‌گذار نهضت‌های اسلامی، ص۲۴.
۷. لطف‌الله جمالی، شرح حال و آثار ‌سید‌جمال‌الدین اسد آبادی، ص۲۹- ۳۰.
۸. لطف‌الله جمالی، شرح حال و آثار ‌سید‌جمال‌الدین اسد آبادی، ص۳۱.
۹. صدر واثقی، ‌سیدجمال‌الدین پایه‌گذار نهضت‌های اسلامی، ص۲۵.
۱۰. لطف‌الله جمالی، شرح حال و آثار ‌سید‌جمال‌الدین اسد آبادی، ص۳۱ - ۳۲.
۱۱. خاطرات ‌سید‌جمال‌الدین.
۱۲. محمد محیط طباطبایی، نقش ‌سید‌جمال‌الدین در بیداری مشرق زمین، ص۶۱.
۱۳. محمد محیط طباطبایی، نقش ‌سید‌جمال‌الدین در بیداری مشرق زمین، ص۶۲.
۱۴. صدر واثقی، سیدجمال‌الدین حسینی پایه‌گذار نهضت‌های اسلامی، ص۹۲.
۱۵. مرتضی مطهری، نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر، ص۲۰.    
۱۶. غلامرضا سعیدی، مفخر شرق، س ۶۲.
۱۷. صدر واثقی، سیدجمال‌الدین حسینی پایه‌گذار نهضت‌های اسلامی، ص۹۳.
۱۸. محمد محیط طباطبایی، نقش ‌سید‌جمال‌الدین در بیداری مشرق زمین، ص۷۲- ۷۳.
۱۹. حمید عنایت، سیری در‌ اندیشه سیاسی غرب، ص۹۸.
۲۰. صدر واثقی، سیدجمال‌الدین حسینی پایه‌گذار نهضت‌های اسلامی، ص۹۶.
۲۱. لطف‌الله جمالی، شرح حال و آثار ‌سید‌جمال‌الدین، ص۳۷ و ۳۸.
۲۲. زندگانی و فلسفه اجتماعی و سیاسی ‌سید‌جمال‌الدین، ص۳۸.
۲۳. غلامرضا سعیدی، مفخر شرق، ص۸۶.
۲۴. غلامرضا سعیدی، مفخر شرق، ص۷۶.
۲۵. زندگانی و فلسفه اجتماعی و سیاسی ‌سید‌جمال‌الدین، ص۴۰.
۲۶. لطف‌الله جمالی، شرح حال و آثار ‌سید‌جمال‌الدین اسد آبادی، ص۳۸ - ۳۷.
۲۷. محمد محیط طباطبایی، نقش ‌سید‌جمال‌الدین در بیداری مشرق زمین، ص۲۲.
۲۸. ایرج افشار، مجموعه مقالات سواد و بیاض، ج۲، ص۲۲۶ - ۲۳۲.
۲۹. عبدالرحیم ذاکر حسینی، مطبوعات سیاسی ایران در عصر مشروطه، دانشگاه تهران، ص ۴۱.
۳۰. غلامحسین م زرگرنژاد، رضا رئیسی طوسی، اندیشه و مبارزات ‌سیدجمال، انتشارات حسینیه ارشاد،ص ۲۴.
۳۱. محیط طباطبائی، محمد، نقش ‌سید‌جمال‌الدین اسدآبادی در بیداری مشرق زمین،دفتر نشر فرهنگ اسلامی،ص۷۷.
۳۲. محیط طباطبائی، محمد، نقش ‌سید‌جمال‌الدین اسدآبادی در بیداری مشرق زمین، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص۲۲.
۳۳. هشام شرابی، روشنفکران عرب و غرب، ترجمه عبدالرحمن عالم، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ص‌۴۶.
۳۴. جمشید بهنام، ایرانیان و اندیشه تجدد، نشر فروزان، ص ۹۳ - ۹۴.
۳۵. مقصود فراستخواه، سرآغاز نو اندیشی معاصر، تهران، شرکت سهامی انتشار، ص ۱۶۷- ۱۷۴.
۳۶. حمید عنایت، سیری در اندیشه سیاسی غرب، انتشارات امیرکبیر، ص۱۱۳.
۳۷. صدر واثقی، سیدجمال‌الدین حسینی پایه‌گذار نهضت‌های اسلامی، ص۲۳۱.
۳۸. محسن عدوان، یادواره ‌سیدجمال الید اسدآبادی، ص ۵۳، تهران، انتشارات ‌سیدجمال، ۱۳۷۹ش.


منبع

[ویرایش]
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «رویکرد ایرانیان در مواجهه با اسلام و مسلمین»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۴/۱۱/۱۰.    
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «سیدجمال‌الدین اسدآبادی»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۶/۱۰/۱۹.    


رده‌های این صفحه : مقالات پژوهه




جعبه ابزار