سیدابوالقاسم بن سیدمصطفی کاشانی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



در سحرگاهی مبارک از سال ۱۲۶۴ ش. در تهران، سپیده‌ای نمایان گشت که او را «ابو القاسم» نامیدند. ایشان از علمای برجسته سیاستمدار، ضد استعمار و مجاهد ایران در قرن چهاردهم هجری بوده است.


معرفی اجمالی

[ویرایش]

پدرش، آیة الله حاج سید مصطفی کاشانی، از علما و مراجع بزرگ شیعه در عصر خویش بود که در سال ۱۲۸۰ ش. از ایران به نجف اشرف هجرت کرد و به تحقیق و تدریس پرداخت.
سید ابو القاسم که در این هنگام، جوانی شانزده ساله بود ـ همراه پدر عازم نجف اشرف گردید و در آن جا علاوه بر استفاده از حلقه درس پدر و دیگر اساتید، دوره سطح را به پایان برد و سپس در درس آیة الله میرزا محمد تقی شیرازی و آیة الله آخوند خراسانی شرکت جست.
او از همان آغاز جوانی به نکته سنجی و دقت نظر مشهور شده و در دانش سرآمد بود؛ بطوری که در ۲۵ سالگی به درجه اجتهاد دست یافت و بزرگانی مانند آیة الله شیخ الشریعه اصفهانی، آیة الله آقا ضیاء الدین عراقی و [[|آیة الله صدر]] در نوشته‌های خود، مقام علمی‌اش را با القابی نظیر «شکافنده دریای علم»، «کلید در گنجهای دقیق» و ... ستودند و آیة الله میرزا محمد تقی شیرازی، تقلید از وی را تأیید می‌نمود.
[۱] صادقی، محمد، نگاهی به تاریخ انقلاب ۱۹۲۰ عراق، ص۱۳۰.

او از جوانی دارای افکار آزادیخواهانه و ستم ستیز بود و از این رو در منطقه‌ای به وسعت جهان اسلام با استعمار و استبداد وارد مبارزه شد.
آیة الله کاشانی در نهضت مشروطه، مشاور شخصیتی چون آیة الله آخوند خراسانی (از رهبران اصلی نهضت) بود و او را در تصمیم گیری و تنظیم اعلامیه‌ها یاری می‌داد.
در جنگ جهانی اول ـ که نیروهای انگلیسی بعضی از شهرهای عراق از جمله «فاو» و «بصره» را اشغال کرده بودند، آیة الله کاشانی به دلیل جوان بودن و پر شورتر بودن، در صف اول نبرد علمای شیعه با متجاوزین قرار داشت، آنان با جنگ های چریکی و پی در پی، نیروهای دشمن را در منطقه «کوت العماره» زمین گیر کردند و سرانجام پس از هیجده ماه جنگ و مقاومت، به کمک دولت عثمانی، نیروهای انگلیسی را وادار به تسلیم نمودند.

دیدگاه آقابزرگ تهرانی

[ویرایش]

آقابزرگ تهرانی که از همدرسان او بوده در توصیف مراتب علمی و اخلاقی او در دوره جوانی می‌نویسد: «او از قدیمی‌ترین دوستان من بود که در درس استاد بزرگوارمان، آخوند خراسانی حاضر می‌شدیم. وی بسیاری از تقریرات آنها را در فقه و اصول در ابواب متفرقه به رشته تحریر آورده و از اوایل جوانیش به عمیقانه اندیشیدن دقت نظر و باریک بینی و بزرگ منشی و بلندی همت معروف بود و من از دوران جوانی، با او معاشرت داشتم و به چیزی که موجب نقص و عیب او باشد، در هر بابی از دانش و فضل، تقوا و پرهیزگاری، عفت، پاکدامنی، خوش اخلاقی و بزرگواری نفس برخورد نکردم».

انقلاب ۱۹۲۰ عراق

[ویرایش]

او در این انقلاب نقشی یگانه داشت، آیة الله کاشانی به منظور آماده کردن مردم و سران عشایر برای مبارزه با سلطه استعمار، از نجف به کاظمین رفت و آن جا را برای شروع یک حرکت انقلاب برگزید.
با آغاز فعالیت‌های ضد استعماریش، علمای بزرگی چون آیة الله میرزا محمد تقی شیرازی و شیخ الشریعه اصفهانی با نوشتن نامه‌هایی به یاری وی برخاستند و به دنبال آن، عمده‌ای از سران عشایر نیز به تأیید حرکت او پرداختند.
پس از آن که راههای مسالمت آمیز برای استقلال عراق به نتیجه نرسید، آیة الله کاشانی عده‌ای از علمای حوزه، بزرگان عشایر و سران عرب را در پانزدهم شعبان ۱۳۳۸ ق. به منزل خود در کربلا فرا خواند. و مسأله قیام مسلحانه بر ضد استعمار انگلیس را به بحث گذاشت. در آن جلسه مخفیانه تصمیم بر آن شد که پنج نفر از شرکت کنندگان، مسأله را با آیة الله شیرازی در میان بگذارند و آنان نیز پس از صحبت با آن مرجع بزرگ، از او اجازه قیام مسلحانه گرفتند.
با شروع نبرد بین انقلابیون و نیروهای انگلیسی، آقای کاشانی از آیة الله شیرازی فتوای جهاد گرفت و به این ترتیب قیام در سرتاسر مناطق اشغالی فرا گیر شد و بعضی از شهرها و مناطق بدست مسلمانان آزاد گردید.
[۲] صادقی، محمد، نگاهی به تاریخ انقلاب ۱۹۲۰ عراق، ص۴۰ـ۸۹.

پس از شکست انقلاب عراق، او به تقاضای عده‌ای از مردم عراق و سران عشایر برای در امان ماندن از کینه استعمار انگلیس، عازم ایران گردید و بعد از چند روز توقف در شهر قم، در سی‌ام بهمن ۱۲۹۹ وارد تهران شد.

انتقام جوئی استعمار

[ویرایش]

با شروع جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط نیروهای متفقین، استعمار انگلیس که از مبارزات آیة الله کاشانی در عراق ضربات سختی خورده بود با شایع کردن همکاری او با آلمانیها، تصمیم به دستگیری‌اش گرفت تا بدون مزاحمت وی بتواند در انتخابات دوره چهارم دهم مجلس دخالت کند. به همین منظور در خرداد ۱۳۲۲ چند افسر انگلیسی برای دستگیری آن روحانی مجاهد به منزلش هجوم بردند. اما بر اثر هوشیاری و فداکاری یارانش ناکام ماندند آیة الله کاشانی به ناچار مخفی گردد.
کاشانی مدت یک سال، مخفیانه به مبارزه‌اش ادامه داد تا این که انگلیسیها در هنگام انتخابات مجلس از محل اقامتش در تهران (امامزاده قاسم شمیران) با خبر شده و او را دستگیر کردند. با وجود این که وی از سوی مردم تهران به عنوان نماینده انتخاب گردیده بود، به دستور فرستاد ارتش متفقین، از لیست اسامی نمایندگان حذف شده و به زندان روس ها در رشت فرستاده شد. او پس از چندی به زندان انگلیسیها در اراک و سپس به زندانی در کرمانشاه منتقل گردید.
سرانجام پس از تحمل یک سال و چهار ماه زندان در سخت‌ترین شرایط، در ۲۴ مرداد ۱۳۲۴ آزاد گشت و روز جمعه، سی و یکم شهریور، میان انبوه استقبال کنندگان وارد تهران شد.
[۳] مجله پیام انقلاب، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شمار ۸، ص۶۲.


مخالفت با دولت قوام

[ویرایش]

در انتخابات دوره پانزدهم مجلس، نخست وزیر (قوام السلطنه) در صدد بود تا آن را به صورت فرمایشی برگزار کند. مجاهد نستوه که چندین ماه از آزادی‌اش نگذشته بود، برای افشا کردن ماهیت قوام بپا خاست و پس از سخنرانی در تهران، عازم مشهد شد و در شهرهای مسیرش، مردم را از وابسته بودن قوام به انگلیس و دخالت او در انتخابات آگاه می‌کرد. قوام از این اقدام به وحشت افتاد و او را در تیرماه ۱۳۲۵ در بین راه شاهرود ـ مشهد دستگیر کرده و به بهجت آباد قزوین تبعید نمود.
آیة الله کاشانی یک سال در تبعید بسر می‌برد تا این که بر اثر فشارهای سیاسی از سوی علما و مردم، در ۲۱ خرداد ۱۳۲۶ آزاد گردید و دوباره به تهران برگشت.
شاه ایران پس از قوام، عبدالحسین هژیر، یکی دیگر از نوکران استعمار، را به عنوان نخست وزیر به مجلس معرفی کرد.
کاشانی که از وابستگی هژیر اطلاع داشت، به مخالفت برخاست و در ۲۷ خرداد ۱۳۲۷ یعنی روزی که قرار بود، هژیر برای گرفتن رأی اعتماد به مجلس برود، مردم را به راهپیمایی در جلوی مجلس فرا خواند. مردم در آن روز تظاهرات پرشوری به راه انداختند به گونه‌ای عده‌ای در درگیری با مزدوران رژیم به شهادت رسیدند.

تبعید به لبنان

[ویرایش]

مخالفتهای آیة الله کاشانی سبب گشت تا در آستانه تشکیل مجلس مؤسسان برای تغییر قانون اساسی، او را از ایران دور گردانند. از این رو پس از واقعه ساختگی ترور ناموفق شاه بدست فخرایی در پانزدهم بهمن ۱۳۲۷، به دستور هژیر آیة الله کاشانی را به بهانه دست داشتن در ترور دستگیر و به لبنان تبعید کردند.
او در تبعیدگاه بیروت نیز از آن چه که در ایران می‌گذشت، غافل نبود و در اعلامیه‌هایش خطاب به ملت ایران و نمایندگان مجلس، آنان را به وظایفشان توجه می‌داد.
[۴] موسوی، سیدمحمد، زندگینامه آیة الله کاشانی، ص۱۴ـ۱۸.

سرانجام اعلامیه‌ها مؤثر افتاد و آیة الله کاشانی و تعدادی دیگر از افراد مبارز در انتخابات دوره شانزدهم رأی لازم را به دست آوردند. ولی رژیم برای جلوگیری از ورود نمایندگان واقعی ملت به مجلس، در تعداد آراء تقلب کرد.
مردم از این کار رژیم خشمگین گشتند و سید حسین امامی که از طرفداران کاشانی و شاهد تعویض آراء بود، به دستور فدائیان اسلام، هژیر (کارگردان تقلب در آراء) را ترور کرد و به هیأت ننگین او خاتمه داد.
از این رو پس از تشکیل مجلس شانزدهم، منصور الملک، نخست وزیر وقت ایران با فرستادن تلگراف، از آیة الله کاشانی عذر خواهی کرد و خواستار بازگشت وی به ایران شد و او در روز بیستم خرداد ۱۳۲۹ به وطنش برگشت.

مبارزه با رزم آرا

[ویرایش]

سپهبد رزم آرا به منظور تمدید و توسعه امتیاز نفت جنوب (قرار داد گس ـ گلشائیان) در پنجم تیر ۱۳۲۹ به مقام نخست وزیری رسید.
روحانی مجاهد که هدف روی کارآمدن رزم آرا را دریافته بود، با نخست وزیر به مخالفت برخاست و مردم و نمایندگان را از نقشه دشمن آگاه کرد.
به دنبال مخالفت وی با رزم آرا، بازار تهران به حال تعطیل در آمد و هزاران نفر در میدان بهارستان اجتماع کرده تا از ورود او به مجلس جلوگیری کنند.
آیة الله کاشانی برای جلوگیری از تصویب قرار داد نفت در مجلس، اعلامیه‌ای خطاب به ملت ایران، درباره ملی کردن صنعت نفت صادر کرد.
[۵] موسوی، سیدمحمد، زندگینامه آیة الله کاشانی، ص۲۷ـ۳۱.

اما رزم آرا با گستاخی تمام و بی‌اعتنا به نظر علما و نمایندگان مجلس و مردم، هم چنان بر تصویب قرار داد الحاقی نفت جنوب پافشاری می‌کرد و با بی‌شرمی، در حضور نمایندگان ملت به لیاقت مردم ایران در اداره صنعت نفت، اهانت نمود.
سرانجام رزم آرا در شانزدهم اسفند ۱۳۳۹ با گلوله آتشین خلیل طهماسبی (از اعضای فدائیان اسلام) از پای در آمد و پرونده خیانتش بسته شد.
او در برداشتن آخرین گامها برای ملی کردن صنعت نفت، همزمان با دفن جنازه رزم آرا، دستور برپایی تظاهرات همگانی را صادر کرد.
وقتی این خبر به گوش نوکران استعمار رسید، آنان سر در گم شدند و کفیل نخست وزیری با عجله هیأت وزیران را به جلسه‌ای اضطراری فرا خواند. در این جلسه تصمیم گرفته شد تا با کاشانی مذاکره کنند و او را از این اقدام منصرف نمایند و یا تظاهرات را به تأخیر بیندازد. اما آن رهبر آگاه، فرصت را از دست نداد و گفت: من آرامش تظاهرات را تا آخرین دقیقه تضمین می‌کنم به شرط این که شما نظم ما را بر هم نزنید.
از این رو تظاهرات بزرگ صد هزار نفری در تهران با شعارهایی در حمایت از اسلام و مخالفت را دخالت انگلیس در امور ایران به راه افتاد.

ملی شدن صنعت نفت

[ویرایش]

پس از ترور رزم آرا هیچ کس جرأت مقاومت در برابر طرح ملی شدن صنعت نفت را نداشت. از این رو با تلاش تعداد کمی از نمایندگان مجلس، در ۲۴ اسفند ۱۳۳۹، طرح ملی شدن صنعت نفت در مجلس شورای ملی به تصویب رسید و در ۲۹ اسفند همان سال از تصویب مجلس سنا نیز گذشت و به این ترتیب در اثر تلاش و فداکاری مردم به رهبری آیة الله کاشانی یکی از آرزوهای ملت ستمدیده ایران، به ثمر نشست.
حسین علاء که پس از رزم آرا به نخست وزیری رسیده بود، بیش از دو ماه دوام نیاورد. بعد از استعفای علاء، دکتر مصدق در هفتم اردیبهشت ۱۳۳۰ به نخست وزیری رسید و آیة الله کاشانی در حمایت از او اعلام دشت که دست وی را در انتخاب وزیران باز خواهد گذاشت و هیچ گونه دخالتی در این باره نخواهد کرد.
او برای پشتیبانی از دولت دکتر مصدق در برابر کار شکنی‌ها و تهدیدهای انگلستان، مردم را به اجتماع در میدان بهارستان فرا خواند و طی پیامی که برای اجتماع کنندگان فرستاد، آنان را نسبت به کارشکنی‌های انگلیس در همدستی آمریکا با وی، آگاه کرد.
[۶] موسوی، سیدمحمد، زندگینامه آیة الله کاشانی، ص۴۴ـ۴۶.

هم چنین هنگامی که دولت مصدق برای تأمین کمبود بودجه دولت، اقدام به پخش اوراق قرضه کرد، آیة الله کاشانی مردم را به یاری دولت فرا خواند و خرید اوراق قرضه را بر همه افراد واجب نمود.
[۷] روحانیت و اسرار فاش نشده از نهضت ملی شدن صنعت نفت، گروهی از هواداران نهضت اسلامی ایران در اروپا، ص۱۵۴.

پس از تهدید دولت مصدق از سوی استعمار مبنی بر دخالت نظامی و گسیل داشتن چهار هزار چتر باز و حرکت ناوهای جنگی به طرف سواحل ایران، مجاهد نستوه با شجاعتی حسینی، از اعلام جهاد سخن به میان آورد و گفت: اگر انگلیسیها به خاک ایران تجاوز کنند، خوزستان را برای آنها به جهنم تبدیل می‌کند.
[۸] هیکل، محمد حسنین، ایران کوه آتشفشان، ترجمه سید محمد اصفیایی، ص۹۷ -۹۸، دفتر نشریه عادیات.

در نتیجه انگلیس موقعیت را برای دخالت نظامی مناسب ندید و با همکاری آمریکا به محاصره اقتصادی ایران دست زد.

توجه به جهان اسلام

[ویرایش]

آیة الله کاشانی هیچ گاه از مسائل جهان اسلام غافل نبود؛ از این رو در سال ۱۳۲۶ ش. که تأسیس دولت غاصب اسرائیل اعلام گردید، اعلامیه‌ای خطاب به مسلمانان جهان صادر کرد و در آن، ضمن بر شمردن اهداف تشکیل سازمان ملل و شعارهای دروغین آن، به موضع گیری ظالمانه سازمان ملل درباره اندونزی، مصر و فلسطین اشاره کرد و رأی این سازمان در تقسیم سرزمین فلسطین بین صهیونیست های مهاجر و مردم عرب و مسلمان آن را زیر سؤال برد. او مسلمانان را نسبت به فسادی که دولت غاصب اسرائیل در آینده ایجاد خواهد کرد، هشدار داد و از آنان خواست تا تمام کوشش خود را برای ریشه کن کردن این غده سرطانی به کار گیرند.
[۹] ایران اسلامی در برابر صهیونیسم، سید جلال الدین مدنی، ص ۱۸ - ۱۹.

او مردم ایران را به تظاهرات بر ضد اسرائیل غاصب دعوت کرد که در روز بیستم دیماه ۱۳۲۶، بیش از سی‌هزار نفر در تهران به این دعوت لبیک گفتند.
وی در سی‌ام اردیبهشت ۱۳۲۷ بار دیگر مردم را به تظاهرات بر ضد اسرائیل فراخواند و خود در اجتماع پرشور تظاهر کنندگان سخنرانی نمود و وضع نابسامان مسلمانان را نتیجه دخالت استعمارگران در امور آنها و از بین رفتن روح اتحاد و دوری از احکام اسلام دانست.
[۱۰] مدنی، سید جلال الدین، ایران اسلامی در برابر صهیونیسم، ص۲۰ـ۲۳.

آیة الله کاشانی مسلمانان مصر را نیز در مبارزات استقلال طلبانه آنان، مورد حمایت قرار و در بحران کانال سوئز، پیام تأییدی خطاب به جمال عبدالناصر (رئیس جمهور مصر) فرستاد و در مسجد ارک تهران مراسمی برای گرامی داشت یاد شهدای مصر و ارج نهادن به فداکاریهایشان برپا کرد.
او در جریان مبارزه مردم مسلمان تونس برای رهایی از سلطه استعمار فرانسه، بیانیه‌ای صادر کرد و تنفر شدید خود را نسبت به برقراری جو ترور و وحشت توسط فرانسه در خاک تونس، بیان داشت.و وی در این باره از آقای مصدق خواست تا به نماینده ایران در سازمان ملل دستور دهد که تلاش کند قضیه تونس در دستور کار شورای امنیت قرار گیرد و هر چه زودتر به تونس استقلال کامل داده شود.
[۱۱] مجموعه‌ای از مکتوبات، سخنرانیها و پیامهای آیة الله کاشانی، م.دهنوی، ج۲، ص۱۲۳.

آیة الله کاشانی در سال ۱۳۳۱ ش. پس از بازگشت از مراسم حج، نامه‌ای به تمام کشورهای اسلامی فرستاد و از آنها خواست برای شرکت در کنگره اسلامی و تبادل نظر درباره اتحاد جهان اسلام، نمایندگانی به ایران بفرستند.
[۱۲] ایران اسلامی در برابر صهیونیسم، ص۷۰ـ۷۳.

این فکر با استقبال شایانی در میان کشورهای اسلامی روبرو گشت و نظرهای موافق پی در پی به ایران می‌رسید؛ اما استعمارگران که از اندیشه اتحاد جهان اسلام وحشت داشتند، به کمک جیره خواران داخلی خود تصمیم گرفتند، شخصیت آیة الله کاشانی را ترور نمایند. از این رو زمزمه‌های مخالفت با تشکیل کنگره، از حلقومهای مختلف بلند شد و از تحقق این فکر جلوگیری کردند.

نخست وزیری چهار روزه

[ویرایش]

دکتر مصدق در ۲۵/ ۴/۱۳۳۱ نسبت به در اختیار گرفتن وزارت جنگ (که به دست شاه بود) با شاه اختلاف پیدا کرد و به دنبال آن بدون این که مجلس یا کسی دیگر را در جریان قرار دهد، استعفاء داد.
شاه نیز با اشاره انگلیس، احمد قوام را به عنوان نخست وزیر معرفی کرد. قوام برای کنترل اوضاع، به فریب و تهدید مردم دست زد تا استعمار را در برگرداندن منافع از دست رفته‌اش یاری دهد.
در فضایی که کسی جرأت اعتراض نداشت و همه مهر خاموشی بر لب زده بودند، آیة الله کاشانی خروشی دیگر آغاز کرد و با نادیده گرفتن یاوه‌های قوام، یک بار دیگر ملت ایران را برای به نمایش گذاردن قدرت خویش به قیام دعوت و ضمن اعلامیه‌ای اظهار داشت:
« ... احمد قوام باید بداند که در سرزمینی که مردم رنجدیده آن پس از سالها رنج و تعب، شانه از زیر بار دیکتاتوری بیرون کشیده‌اند، نباید رسماً اختناق افکار عقاید را اعلام و مردم را به اعدام جمعی تهدید نماید. من صریحاً می‌گویم که بر عموم برادران مسلمان لازم است در این راه جهاد اکبر، کمر همت بر بسته و برای آخرین مرتبه به صاحبان سیاست استعمار ثابت کنند که تلاش آنها در بدست آوردن قدرت و سیطره گذشته محال است ...»
[۱۳] آیت، سیدحسن، چهره حقیقی مصدق السلطنه، ص۲۱۱ - ۲۱۲، دفتر انتشارات اسلامی.

به دنبال انتشار این اعلامیه، مردم برای مبارزه به صحنه آمدند و تلاش شاه و قوام برای به سازش کشاندن کاشانی مؤثر نیفتاد، از این رو قوام در شب ۲۹ تیر ماه ۱۳۳۱ حکم دستگیری آن مجاهد نستوه را صادر کرد.
فردای آن شب که مأموران امنیتی برای دستگیری او رفتند، بسیار دیر بود. زیرا مردم منزل رهبر خویش را تا محدوده صد متری هم چون نگینی در میان گرفته بودند.
در این هنگام، آیة الله کاشانی در مصاحبه با خبرنگاران داخلی و خارجی آخرین ضربه را بر پیکر نیمه جان دولت قوام نواخت و اعلام داشت که: روی کار آمدن قوام، زیر نظر انگلیسی ها بود و ما تا آخرین قطره خون ایستادگی خواهیم کرد و اگر قوام تا ۴۸ ساعت دیگر، استعفا ندهد، خود کفن می‌پوشم و پیشاپیش صفوف مردم مسلمان حرکت او را سرنگون خواهم کرد.
[۱۴] مکی، حسین، زندگینامه آیة الله کاشانی، ص ۶۱ـ۶۶.
[۱۵] وقایع سی تیر ۱۳۳۱، ص۱۹۳، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

پس از این مصاحبه، مردم با هجوم یکپارچه و جانفشانی بسیار، در کمتر از بیست ساعت دولت قوام را ساقط کردند و نخست وزیری‌اش چهار روز بیشتر طول نکشید.
به این ترتیب دکتر مصدق بعد از پنج روز خانه نشینی و انزوا، دوباره به نخست وزیری رسید.
منزوی کردن آیة الله کاشانی
در این هنگام استعمار انگلیس برای ضربه زدن به جبهه انقلابیون، نقشه ترور شخصیت کاشانی را اجرا کرد و از رو تبلیغات وسیعی علیه او به راه انداخت و دشمنان آگاه و دوستان نادان دست به دست هم داده تا به آرزوی نامیمونِ استعمار جامه عمل بپوشانند و ضمن ایجاد شکاف بین مصدق، خانه آیة الله کاشانی را با مواد آتش زا، چوب و سنگ مورد حمله قرار دادند.
[۱۶] ایران اسلامی در برابر صهیونیسم، ص۸۱ -۸۲.

با این حال، وقتی این روحانی دلسوز نسبت به دولت مصدق احساس خطر کرد در روز ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ نامه‌ای به مصدق نوشت و او را از وقوع یک کودتا به دست زاهدی آگاه کرد.
[۱۷] چهره حقیقی مصدق السلطنه، ص۲۱۹.

ولی با تأسف در اثر بی‌توجهی، سهل انگاری و همکاری مصدق با عوامل کودتا
[۱۸] چهره حقیقی مصدق السلطنه، ص۲۲۰.
، در روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سرلشکر زاهدی به کمک آمریکا کودتا کرد و مصدق بدون هیچ گونه مقاومت شایسته‌ای کشور را به دشمن سپرد و نتایج سالها تلاش و فداکاری ملت بر باد رفت.

خروشی دیگر

[ویرایش]

زاهدی پس از به قدرت رسیدن، امینی را به منظور امضای قرار دادی با کنسرسیوم نفتی متشکل از کمپانیهای نفتی انگلیس، آمریکا، هلند و فرانسه تعیین نمود.
در این هنگام آیة الله با فریادی حسینی، سکوت مرگبار حاکم بر جامعه را شکست و با صدور اعلامیه‌ای، مردم را از خیانتهای زاهدی و هجوم دوباره استعمارگران به کشور، آگاه کرد
[۱۹] روحانیت و اسرار فاش نشده از نهضت ملی شدن صنعت نفت، ‌ص۴۶ـ۴۹.
درباره رابطه با انگلستان اعلام کرد: روزی که دولت تجدید رابطه را اعلام بکند، روز عزای ملی است و مردم باید نوار سیاه به سینه خود نصب کنند.
[۲۰] روحانیت و اسرار فاش نشده از نهضت ملی شدن صنعت نفت، ص۴۰ - ۴۱.

او در جریان انتخابات دوره هیجدهم مجلس، شبنامه‌ای علیه انتخابات نمایشی و فرمایشی زاهدی پخش کرد و با فرستادن نامه‌ای به دبیر کل وقت سازمان ملل وضع اسفبار ایران، جو ترور و وحشت و نیز برگزاری انتخابات در محیطی ناسالم و بسیاری مسائل دیگر را بیان کرد تا همگان را از اوضاع ایران آگاه سازد.
[۲۱] روحانیت و اسرار فاش نشده از نهضت ملی شدن صنعت نفت، ص۴۱.
[۲۲] روحانیت و اسرار فاش نشده از نهضت ملی شدن صنعت نفت، ص۱۹۴ـ۱۹۷.


وفات

[ویرایش]

در سال ۱۳۳۴ ش. شاه برای این که در پیوستن به پیمان «سنتو» مشکلی از جانبِ کاشانی نداشته باشد، ترتیبی داد تا در دیماه او را به بهانه شرکت در ترور رزم آرا دستگیر و روانه زندان کنند.
آن گاه وی را پس از شکنجه‌های بسیار به پای میز محاکمه کشیدند و تا آستانه اعدام پیش بردند. ولی به موجب اعتراض یکپارچه روحانیت، به ویژه آیة الله بروجردی، به ناچار از اعدامش دست کشیده و پس از مدتی آزادش کردند.
سرانجام روحانی مجاهد با دلی پر خون از شکست نهضت و برقراری دوباره حکومت فساد، در ۲۳ اسفند ۱۳۴۰ چشم از جهان فرو بست و پیکرش در میان انبوه مشتاقان تا حرم حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) تشییع گردید و بین مزار آن حضرت و امامزاده حمزه به خاک سپرده شد.
[۲۳] آیت‌الله کاشانی رایت استقلال (اغلب صفحات).
[۲۴] اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، ص۲۱۵-۲۱۶.
[۲۵] تاریخ و فرهنگ معاصر، س۲، ش۶-۷، (اغلب صفحات).
[۲۶] دانشنامه جهان اسلام، ج۶، ص۶۴۶.
[۲۷] روحانیت و نهضت ملی شدن صنعت، ص۵-۳۹.
[۲۸] زندگینامه سیاسی امام خمینی از آغاز تا تبعید، ص۱۴۰.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. صادقی، محمد، نگاهی به تاریخ انقلاب ۱۹۲۰ عراق، ص۱۳۰.
۲. صادقی، محمد، نگاهی به تاریخ انقلاب ۱۹۲۰ عراق، ص۴۰ـ۸۹.
۳. مجله پیام انقلاب، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شمار ۸، ص۶۲.
۴. موسوی، سیدمحمد، زندگینامه آیة الله کاشانی، ص۱۴ـ۱۸.
۵. موسوی، سیدمحمد، زندگینامه آیة الله کاشانی، ص۲۷ـ۳۱.
۶. موسوی، سیدمحمد، زندگینامه آیة الله کاشانی، ص۴۴ـ۴۶.
۷. روحانیت و اسرار فاش نشده از نهضت ملی شدن صنعت نفت، گروهی از هواداران نهضت اسلامی ایران در اروپا، ص۱۵۴.
۸. هیکل، محمد حسنین، ایران کوه آتشفشان، ترجمه سید محمد اصفیایی، ص۹۷ -۹۸، دفتر نشریه عادیات.
۹. ایران اسلامی در برابر صهیونیسم، سید جلال الدین مدنی، ص ۱۸ - ۱۹.
۱۰. مدنی، سید جلال الدین، ایران اسلامی در برابر صهیونیسم، ص۲۰ـ۲۳.
۱۱. مجموعه‌ای از مکتوبات، سخنرانیها و پیامهای آیة الله کاشانی، م.دهنوی، ج۲، ص۱۲۳.
۱۲. ایران اسلامی در برابر صهیونیسم، ص۷۰ـ۷۳.
۱۳. آیت، سیدحسن، چهره حقیقی مصدق السلطنه، ص۲۱۱ - ۲۱۲، دفتر انتشارات اسلامی.
۱۴. مکی، حسین، زندگینامه آیة الله کاشانی، ص ۶۱ـ۶۶.
۱۵. وقایع سی تیر ۱۳۳۱، ص۱۹۳، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
۱۶. ایران اسلامی در برابر صهیونیسم، ص۸۱ -۸۲.
۱۷. چهره حقیقی مصدق السلطنه، ص۲۱۹.
۱۸. چهره حقیقی مصدق السلطنه، ص۲۲۰.
۱۹. روحانیت و اسرار فاش نشده از نهضت ملی شدن صنعت نفت، ‌ص۴۶ـ۴۹.
۲۰. روحانیت و اسرار فاش نشده از نهضت ملی شدن صنعت نفت، ص۴۰ - ۴۱.
۲۱. روحانیت و اسرار فاش نشده از نهضت ملی شدن صنعت نفت، ص۴۱.
۲۲. روحانیت و اسرار فاش نشده از نهضت ملی شدن صنعت نفت، ص۱۹۴ـ۱۹۷.
۲۳. آیت‌الله کاشانی رایت استقلال (اغلب صفحات).
۲۴. اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، ص۲۱۵-۲۱۶.
۲۵. تاریخ و فرهنگ معاصر، س۲، ش۶-۷، (اغلب صفحات).
۲۶. دانشنامه جهان اسلام، ج۶، ص۶۴۶.
۲۷. روحانیت و نهضت ملی شدن صنعت، ص۵-۳۹.
۲۸. زندگینامه سیاسی امام خمینی از آغاز تا تبعید، ص۱۴۰.


منبع

[ویرایش]
سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «سید ابوالقاسم کاشانی»، تاریخ بازیابی، ۱۳۹۴/۱۲/۲۶.    
دانشنامه های انقلاب اسلامی و تاریخ اسلام، فرهنگنامه علمای مجاهد، برگرفته از مقاله «سید ابوالقاسم کاشانی».    






جعبه ابزار