سکینه بنت الحسین

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



سکینه دختر امام حسین (علیه‌السلام)، مادرش رباب دختر امرء القیس است. مادر و دختر در واقعه کربلا حضور داشتند. حضرت سکینه (سلام‌الله‌علیها) از کسانی است که در کربلا حاضر بوده و در زمره اسیران کربلا می‌باشد.


معرفی حضرت سکینه

[ویرایش]

او، دختر با كمال و با فضيلت امام حسین (علیه‌السلام) و رباب فرزند امرى‌ء القيس است.
[۲] نورالابصار، ص ۳۰۹.
نامش را، أميمه، أمينه، آمنه، امامه و اميّه گفته‌اند.
[۶] رياحين الشريعه، ج ۳، ص ۴۸.
[۷] امین، محسن، اعیان‌ الشیعه، ج ۳، ص ۴۹۱.     مؤلف اين كتاب مى‌گويد ممكن است اميمه تصغير« امامه» باشد.
امّا به «سكينه» لقبى كه مادرش، رباب به او داده مشهور مى‌باشد. سال ولادت سكينه به درستى روشن نيست. ولى چون در زمان حيات پدرش بالغه و بانويى رشيده بوده مى‌توان گفت در روز عاشورا ده يا چهارده ساله و تولدش سال ۴۷ يا ۵۱ قمرى بوده است.
[۱۲] عمادزاده، حضرت زينب كبرى سلام‌الله‌علیها، ص ۳۰۸، ۳۲۲.


خصوصیات اخلاقی حضرت سکینه

[ویرایش]

او، عفيفه، بخشنده ، شاعر ، فصيح و بليغ، آشنا در نزد اهل ادب، با فراست، با وقار و خوش ذوق بود.
[۱۴] معالى السبطين، ج ۲، ص ۲۱۵.
[۱۵] عمادزاده، تاريخ زندگانى امام حسين علیه‌السلام، عماد زاده، ج ۲، ص ۲۲۸.
[۱۶] محلاتی، تاريخ زندگانى امام حسين علیه‌السلام، ص ۵۶۰.
امام حسين (علیه‌السلام) درباره‌اش مى‌فرمايد:«امّا سكينة فغالب عليها الاستغراق مع اللَّه.» «اما سكينه غالباً و با تمام وجود محو جمال ازلى خدای متعال است.»
به جهت اين مقام والا است كه امام حسين (علیه‌السلام) در روز عاشورا، وى را «يا خيرة النسوان»، اى بهترين زنان، خطاب فرمود:

ازدواج حضرت سکینه

[ویرایش]

درباره‌ى ازدواج حضرت سكينه با همسران متعدّد گزارشهاى مختلفى نقل شده، ولى آنچه صحيح به نظر مى‌رسد آن است كه وى، تنها به عقد عبدالله‌ بن حسن (علیه‌السلام) در آمد و او نيز قبل از زفاف در کربلا به فيض شهادت نايل آمد.
[۲۳] نورالابصار، ص ۳۱۰.


حضرت سكينه با كاروان حسينى

[ویرایش]

از سكينه دخت گرامى سیّدالشهدا (علیه‌السلام) گزارش هايى درباره شب عاشورا ، هنگام شهادت علی‌اکبر (علیه‌السلام) ، وداع پدر و آمدن ذوالجناح و قتلگاه بيان شده است.
[۲۴] رياحين الشريعه، ج ۳، ص ۲۷۰.
از جمله اينكه آن بانوى محترمه مى‌فرمايد: هنگام بيرون رفتن ما از مدینه به سوى مکه ، هيچ كس، ترس و خوفش، از ما اهل بیت بيشتر نبود.
[۲۵] طریحی، المنتخب، ص ۴۱۱.


← صحبت امام حسین علیه‌السلام با سکینه از قتلگاه


نيز نقل شده است كه چون امام حسين (علیه‌السلام)، هفتاد و دو تن از ياران و خاندانش را كشته و بر روى زمين افتاده ديد متوجه خيمه‌گاه شد و به سكينه و ساير زنان سلام داد. سكينه فرياد زد: پدر جان! آيا تن به مرگ داده‌اى؟ امام (علیه‌السلام) فرمود: چگونه تن به مرگ ندهد كسى كه يار و ياورى ندارد. سكينه گفت: ما را به حرم جدّمان بازگردان. امام (علیه‌السلام) فرمود: اگر مرغ سنگ خوار را به حال خود مى‌گذاردند مى‌خوابيد. امام حسين (علیه‌السلام) به زنها گفت: سكينه‌ى من امروز یتیم خواهد شد؛ به او توجّه و التفات كنيد، زيرا دل يتيمان نازک مى‌باشد.
[۲۷] روضة الشهدا، ص ۴۲۴.
در اين وقت سكينه فرياد كنان به سوى آن حضرت آمد و امام (علیه‌السلام) او را در آغوش گرفت و فرمود: «اى سكينه! بدان كه گريه‌ى تو پس از مرگ من طولانى خواهد شد.»

← ملاقات حضرت سکینه با جسد پدر


چون دشمن ، زنان را از ميان كشتگان عبور داد، حضرت سكينه خود را بر روى جسد پدر انداخت و آن را در آغوش گرفت. در اثر گریه ، بى‌هوش شد. در آن حالت شنيد كه پدرش مى‌فرمايد: « شیعیان من! هر زمان كه آب گوارايى نوشيديد، مرا به ياد آوريد. يا حكايت غريب يا شهيدى را شنيديد بر من بگرييد.»
سكينه جسد پدر را رها نمى‌كرد و كسى نمى‌توانست او را از پدرش جدا كند. تا اينكه گروهى از اعراب، وى را با زور از بدن پدر جدا كردند.

حضرت سكينه در اسارت

[ویرایش]

دوره‌ى جديد ولى طاقت فرساى زندگى بانو سكينه (علیهاالسلام)، يعنى دوران اسارت از روز يازدهم محرّم آغاز شد.
[۳۸] نفس المهموم، ص ۱۵۱.
او همراه ساير اسيران و سرهاى شهيدان در حالى كه بر شتر برهنه سوار و ريسمان اسارت به گردنش بود، از كربلا به کوفه و شام به اسارت برده شد.
[۴۰] موسوی مقرم، عبدالرزاق، السيّده سكينه علیهاالسلام ابنة الإمام الشهيد أبي عبدالله الحسين عليه‌السلام، ص ۶۳.
[۴۱] علی دخیل، علی محمد، سكينه دختر امام حسين علیه‌السلام، ص ۱۸.


جاماندن حضرت سکینه از کاروان اسرا

[ویرایش]

حضرت سكينه در توقّفگاه « قصر بنی مقاتل » كه سپاه عمر بن سعد مشغول استراحت و تهيّه‌ى آب بودند، تنها به سوى درختى رفت و اندكى خوابيد. در اين هنگام، دشمن زبون، كاروان اسيران را حركت داده و سكينه در بيابان جا ماند. درخواستِ هم محملِ او، فاطمه بنت الحسین (علیه‌السلام) از ساربان مبنى بر توقّف كاروان بى‌نتيجه ماند و قافله‌ى اسيران حركت كرد. ولى پس از طىّ مقدارى از مسير و با اصرارِ فاطمه، ساربان، شتر را نگه داشت و سكينه به كاروان ملحق شد.
[۴۲] الدمعة الساكبة، ج ۵، ص ۷۵- ۷۶.

اين اتّفاق به نحو ديگرى نيز ذكر شده است.
[۴۳] معالى السبطين، ج ۲، ص ۱۳۶- ۱۳۷..


حضرت سكينه در مجلس يزيد

[ویرایش]

امام محمد باقر (علیه‌السلام) مى‌فرمايد: چون ذرّيه و اهل بيت امام حسين (علیه‌السلام) را در روز و با وضعى خاصّ به مجلس يزيد بردند، مردم جفاكار شام گفتند: اسيرانى نيكوتر از اينان نديده‌ايم. حضرت سكينه كه ريسمان به كتفش بسته بودند فرمود: ما اسيران خاندان پيامبريم.
[۴۷] نفس المهموم، ص ۳۹۶.
[۴۸] طریحی، المنتخب، ص ۴۷۳.

گردانندگان مجلس يزيد، سكينه را جايى نشانده بودند كه سر بريده پدر را نبيند. ولى وقتى تلاش كرد تا آن را ببيند يزيد با چوب خيزران بر لب و دندان مبارک پدرش مى‌زد. صداى گريه‌اش بلند شد. به طورى كه زن‌هاى يزيد و دختران معاويه به گريه افتادند. سرانجام او و خواهرش، فاطمه، بى‌تاب گشته و به عمّه‌ى خود زینب پناه بردند و گفتند: «يا عمّتاه انّ يزيداً ينكث ثنايا ابينا بقضيبه.»
[۵۰] معالى السبطين، ج ۲، ص ۱۵۶.
[۵۱] كبريت احمر، ص ۲۵۳.
[۵۳] موسوی مقرم، عبدالرزاق، السيّده سكينه علیهاالسلام ابنة الإمام الشهيد أبي عبدالله الحسين عليه‌السلام، ص ۶۴ با اندكى تفاوت و اختصار.
«عمّه جان! يزيد با چوب دستى خود دندان‌هاى پيشين پدرمان را مى‌زند.»

جسارت مرد شامى به حضرت سكينه

[ویرایش]

مردى از قبيله‌ى لَخْم به يزيد گفت: اى امير! اين کنیز را به من ببخش تا خدمتكارم باشد.
[۵۴] شبيه اين موضوع درباره‌ى فاطمه بنت الحسين علیه‌السلام نيز ذكر گرديده است.
سكينه خود را به عمّه‌اش ام کلثوم چسبانيد و عرض كرد: عمّه جان! او مى‌خواهد دختران پيامبران، خدمتكارِ فرزندان بى‌پدر شوند. ام كلثوم او را نفرین كرد و دعايش مستجاب شد.
[۵۵] طریحی، المنتخب، ص ۴۷۲.


خواب حضرت سكينه در شام

[ویرایش]

دختر بزرگوار امام حسین (علیه‌السلام) پس از چهار روز اقامت در دمشق خوابى ديد كه بخشى از آن چنين است:
«ديدم زنى در هُودَجى نشسته و دستان خود را روى سرگذاشته است. پرسيدم: اين زن كيست؟ گفتند: او فاطمه ، دختر محّمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و مادر پدر تو است. گفتم: به خدا سوگند نزد او مى‌روم و ستم‌هاى وارد شده به ما را به او مى‌گويم. سپس با شتاب به سوى او رفتم تا به او رسيدم و برابرش ايستادم و مى‌گريستم و مى‌گفتم: مادر جان! به خدا سوگند حقّ ما را انكار كردند و جمع ما را پراكنده و حريم ما را هتک كردند. مادر جان! به خدا پدرمان، حسين (علیه‌السلام) را كشتند. فرمود: سكينه جانم! ديگر نگو. زيرا بند دلم را پاره كردى و جگرم را شكافتى. اين پيراهن پدرت حسين (علیه‌السلام) است كه از من دور نمى‌شود تا با اين پيراهن خدا را ملاقات كنم.»

اقدامات حضرت سكينه در طول اسارت و پس از آن

[ویرایش]


← پاى‌بندى به حجاب و عفاف


وقتى سهل‌ بن سعد، اسيران را شناخت كه از دودمان پيامبرند جلو رفت و از يكى از آنان پرسيد: تو كيستى؟ گفت: سكينه، دختر امام حسين (علیه‌السلام). پرسيد: آيا كار و حاجتى دارى؟ من، سهل، صحابى جدّت رسول خدايم. سكينه فرمود: به نيزه دارى كه اين سر مقدس را مى‌برد بگو از ما جلوتر حركت كند تا مردم به نگاه كردن آن مشغول شوند و به حرم رسول الله چشم ندوزند. سهل به سرعت رفت و چهارصد درهم به نيزه‌دار داد. او هم سر مطهّر را از زنان دور كرد.
[۵۹] خوارزمی، مقتل الحسين علیه‌السلام، ج ۲، ص ۶۱.

در گزارش ديگرى آمده است: يزيد دستور داد اسيران آل محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را وارد مجلس كردند. نام تک تک آنها را پرسيد ... و خطاب به حضرت سكينه (علیهاالسلام) گفت: اين زن كيست؟ گفتند: سكينه دختر حسين (علیه‌السلام). يزيد گفت: تو سكينه هستى؟ سكينه گريه كرد و به قدرى ناراحت شد كه نزديک بود جان بسپارد. يزيد گفت: چرا گريه مى‌كنى؟ فرمود: چگونه گريه نكند كسى كه پوشش ندارد تا صورتش را از نگاه تو و اهل مجلس بپوشاند؟ يزيد گفت: اى سكينه! پدرت حقّ مرا منكر شد و قطع رحم با من كرد و در رياست و رهبرى با من ستيز نمود. سكينه گريست و فرمود: اى يزيد از كشتن پدرم خوشحال مباش. او مطيع خدا و رسولش بود، و دعوت حق را لبّيک گفت، و به سعادت نايل گرديد. ولى روزى خواهد آمد كه تو را بازخواست مى‌كنند. خود را آماده پاسخ‌گويى كن. ولى از كجا تو بتوانى پاسخ بدهى؟ يزيد گفت: اى سكينه ساكت باش! پدرت بر من حقّى نداشت.
[۶۱] معالى السبطين، ج ۲، ص ۱۶۳.


← اعتراض به يزيد و دفاع از اهل بيت


چون اسیران کربلا را با دستان بسته مقابل يزيد قرار دادند، سكينه، او را تهديد كرد و با شجاعت تمام به او گفت: اى يزيد! دختران رسول خدا را به اسارت مى‌گيرى. «واللَّه ما رَأيْتُ أقسى قلباً مِنْ يزيدٍ ولا رأيتُ كافراً ولا مشركاً شراً منه ولا اجفى منه.»
[۶۴] معالى السبطين، ج ۲، ص ۱۵۸.
به خدا سوگند! هرگز كسى را سخت دل‌تر و كافرتر و جفا كارتر از يزيد نديدم.

← عزادارى و زيارت قبر پدر


خاندان رسالت پس از بازگشت از شام سه روز در كربلا عزاداری كردند. وقتى امام سجّاد (علیه‌السلام) فرمود: شترها و محمل‌ها را آماده كنيد، سكينه گريه كنان، بانوان را به وداع با قبر شريف پدر طلبيد. بانوان در اطراف قبر حلقه زدند. سكينه، قبر پدر را در آغوش گرفت و گريه‌ى سختى كرد و چنين مرثيه خواند:
الا يا كربلاء نُودِّعُكَ جسماً ••• بلا كفنٍ ولا غسلٍ دَفينا
الا يا كربلاء نُودِّعُكَ روحاً ••• لأحمد و الوصى مع الأمينا
[۶۵] الدمعة الساكبة، ج ۵، ص ۱۶۳.
[۶۶] تحقيقى درباره اوّل اربعين حضرت سيّدالشهدا علیه‌السلام، ص ۲۹۷.

هان اى کربلا ! با تو در مورد پيكرى وداع مى‌كنيم كه بدون غسل و کفن در اين مكان دفن شد. هان اى كربلا! ما همراه امين خود امام سجاد (علیه‌السلام) با تو در مورد حسين كه روح پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و روح وصيّش بود وداع مى‌كنيم.
شبيه اين‌ ماجرا درباره‌ى رقیه (علیهاالسلام) نيز ذكر شده است.
[۶۷] اسرار الشهاده، ج ۳، ص ۷۱۵.


حضرت سكينه در مدينه

[ویرایش]

چون سكينه به مدینه بازگشت در منزل پدر مظلومش، خانه‌اى كه امام سجاد (علیه‌السلام) هميشه در آن مى‌گريست و شب و روز نمى‌شناخت اقامت گزيد و فريادش لحظه‌اى قطع نگرديد. او با زنان بنی هاشم لباس سياه پوشيد و مجلس عزا به پا كرد. غذايشان نيز توسط جوانمردان آل عبدالمطلب و امام سجّاد (علیه‌السلام) تهيّه مى‌شد.

اشعار حضرت سکینه در رثای پدر

[ویرایش]

از حضرت سكينه در رثاء پدر شهيدش اشعارى نقل شده كه ترجمه‌ى بخشى از آن چنين است:
۱- اى ملامت كننده! او (سكينه) را سرزنش مكن! زيرا اندوهى برّنده بروى وارد شده است. پس، از ديده‌اش اشك‌هاى ريزان همچون باران روان مى‌باشد.
۲- تير حادثه، به هنگام صبحِ، سرزمين كربلا، حسين (علیه‌السلام) را نشانه مى‌گيرد و از حرقه‌ى او به خطا نمى‌رود.
۳- به دست كسى كه بدترين همه‌ى بندگان خدا و از نسل زناکاران و از سپاه بيرون آمدگان از دین و از تبهكاران است تیرباران مى‌شود.
۴- اى امّت تبهكار و بدكار! بياييد. فردا چه حجّتى خواهيد آورد؟ در حالى كه بيشتر شما او را با شمشير ضربه زده است.

وفات حضرت سکینه

[ویرایش]

سرانجام، اين يادگار حادثه‌ى كربلا و بازمانده‌ى دوران تلخ اسارت در روز پنجشنبه، پنجم ربيع الاوّل سال ۱۱۷ ه. ق در مدينه ديده از جهان فروبست و به رحمت ايزدى پيوست.
[۷۱] طبری، ابن جریر، تاريخ طبرى، ج ۷، ص ۱۰۷.
[۷۴] نفس المهموم، ص ۴۸۱.
درباره‌ى روز، سال و مدفن سكينه (علیهاالسلام) اقوال ديگرى نيز وجود دارد كه از ذكر آنها خوددارى مى‌كنيم.
[۸۰] نورالابصار، ص ۳۱۰.
[۸۲] معالى السبطين، ج ۲، ص ۲۱۴ و ۲۱۵.
[۸۳] حضرت زينب كبرى علیهاالسلام، عماد زاده، ص ۳۵۷.
[۸۴] راهنماى حج و زيارتگاهها در جهان اسلام، ص ۱۲۰.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری باعلام الهدی، ص ۲۵۱.    
۲. نورالابصار، ص ۳۰۹.
۳. حنبلی، ابن عباد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ج ۲، ص ۸۲.    
۴. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، ج ۱۶، ص ۳۶۱.    
۵. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص ۵۹.    
۶. رياحين الشريعه، ج ۳، ص ۴۸.
۷. امین، محسن، اعیان‌ الشیعه، ج ۳، ص ۴۹۱.     مؤلف اين كتاب مى‌گويد ممكن است اميمه تصغير« امامه» باشد.
۸. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج ۲، ص ۳۹۷.    
۹. ابن حیون، نعمان بن محمد، شرح الاخبار فی فضائل الائمة الاطهار، ج ۳، ص ۱۸۱.    
۱۰. موسوی مقرم، عبدالرزاق، السیّده سکینه علیهاالسلام ابنة الإمام الشهید أبی عبدالله الحسین علیه‌السلام، ص ۱۳۹.    
۱۱. موسوی مقرم، عبدالرزاق، السیّده سکینه علیهاالسلام ابنة الإمام الشهید أبی عبدالله الحسین علیه‌السلام، ص ۱۴۰.    
۱۲. عمادزاده، حضرت زينب كبرى سلام‌الله‌علیها، ص ۳۰۸، ۳۲۲.
۱۳. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، ج ۱۶، ص ۳۶۳.    
۱۴. معالى السبطين، ج ۲، ص ۲۱۵.
۱۵. عمادزاده، تاريخ زندگانى امام حسين علیه‌السلام، عماد زاده، ج ۲، ص ۲۲۸.
۱۶. محلاتی، تاريخ زندگانى امام حسين علیه‌السلام، ص ۵۶۰.
۱۷. موسوی مقرم، عبدالرزاق، السیّده سکینه علیهاالسلام ابنة الإمام الشهید أبی عبدالله الحسین علیه‌السلام، ص ۴۳.    
۱۸. موسوی مقرم، عبدالرزاق، السیّده سکینه علیهاالسلام ابنة الإمام الشهید أبی عبدالله الحسین علیه‌السلام، ص ۱۴۳.    
۱۹. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، ج ۱۶، ص ۳۶۶.    
۲۰. حنبلی، ابن عباد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ج ۲، ص ۸۲.    
۲۱. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج ۲، ص ۳۹۴.    
۲۲. ابن حیون، نعمان بن محمد، شرح الاخبار فی فضائل الائمة الاطهار، ج ۳، ص ۱۸۰- ۱۸۱.    
۲۳. نورالابصار، ص ۳۱۰.
۲۴. رياحين الشريعه، ج ۳، ص ۲۷۰.
۲۵. طریحی، المنتخب، ص ۴۱۱.
۲۶. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۴۷.    
۲۷. روضة الشهدا، ص ۴۲۴.
۲۸. ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب علیهم‌السلام، ج ۳، ص ۲۵۷.    
۲۹. موسوی مقرم، عبدالرزاق، السیّده سکینه علیهاالسلام ابنة الإمام الشهید أبی عبدالله الحسین علیه‌السلام، ص ۱۴۳.    
۳۰. کفعمی عاملی، ابراهیم بن علی، مصباح جنة الأمان الواقیة و جنة الإیمان الباقیة‌، ص ۷۴۱.    
۳۱. ابن طاووس، علی بن موسی، الملهوف علی قتلی الطفوف، ص ۱۸۱.    
۳۲. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج ۴۵، ص ۵۹.    
۳۳. موسوی مقرم، عبدالرزاق، السیّده سکینه علیهاالسلام ابنة الإمام الشهید أبی عبدالله الحسین علیه‌السلام، ص ۱۴۳.    
۳۴. موسوی مقرم، عبدالرزاق، مقتل الحسین علیه‌السلام، ص ۳۰۷.    
۳۵. ابن حیون، نعمان بن محمد، شرح الاخبار فی فضائل الائمة الاطهار، ج ۳، ص ۱۹۹.    
۳۶. بغدادی، محمد بن سعد، ترجمة الامام الحسین و مقتله علیه‌السلام، ص ۷۸.    
۳۷. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص ۷۹-۸۰.    
۳۸. نفس المهموم، ص ۱۵۱.
۳۹. امین، محسن، اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۴۹۲.    
۴۰. موسوی مقرم، عبدالرزاق، السيّده سكينه علیهاالسلام ابنة الإمام الشهيد أبي عبدالله الحسين عليه‌السلام، ص ۶۳.
۴۱. علی دخیل، علی محمد، سكينه دختر امام حسين علیه‌السلام، ص ۱۸.
۴۲. الدمعة الساكبة، ج ۵، ص ۷۵- ۷۶.
۴۳. معالى السبطين، ج ۲، ص ۱۳۶- ۱۳۷..
۴۴. صدوق، محمد بن علی، الامالی، ص ۲۳۰.    
۴۵. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۵۵.    
۴۶. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۴۵، ص۱۶۹.    
۴۷. نفس المهموم، ص ۳۹۶.
۴۸. طریحی، المنتخب، ص ۴۷۳.
۴۹. ذهبی، شمس الدین، تاریخ الاسلام، ج ۵، ص ۱۸-۱۹.    
۵۰. معالى السبطين، ج ۲، ص ۱۵۶.
۵۱. كبريت احمر، ص ۲۵۳.
۵۲. ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، ص ۷۹-۸۰.    
۵۳. موسوی مقرم، عبدالرزاق، السيّده سكينه علیهاالسلام ابنة الإمام الشهيد أبي عبدالله الحسين عليه‌السلام، ص ۶۴ با اندكى تفاوت و اختصار.
۵۴. شبيه اين موضوع درباره‌ى فاطمه بنت الحسين علیه‌السلام نيز ذكر گرديده است.
۵۵. طریحی، المنتخب، ص ۴۷۲.
۵۶. ابن طاووس، علی بن موسی، الملهوف علی قتلی الطفوف، ص ۲۲۰.    
۵۷. ابن نما، جعفر بن محمد، مثیرالاحزان، ص ۸۳-۸۴.    
۵۸. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج ۴۵، ص ۱۹۴.    
۵۹. خوارزمی، مقتل الحسين علیه‌السلام، ج ۲، ص ۶۱.
۶۰. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج ۴۵، ص ۱۲۸ با کمی تفاوت.    
۶۱. معالى السبطين، ج ۲، ص ۱۶۳.
۶۲. بغدادی، محمد بن سعد، ترجمة الامام الحسین و مقتله علیه‌السلام، ص ۸۳.    
۶۳. صدوق، محمد بن علی، الامالی، ص ۲۳۰.    
۶۴. معالى السبطين، ج ۲، ص ۱۵۸.
۶۵. الدمعة الساكبة، ج ۵، ص ۱۶۳.
۶۶. تحقيقى درباره اوّل اربعين حضرت سيّدالشهدا علیه‌السلام، ص ۲۹۷.
۶۷. اسرار الشهاده، ج ۳، ص ۷۱۵.
۶۸. موسوی مقرم، عبدالرزاق، السیّده سکینه علیهاالسلام ابنة الإمام الشهید أبی عبدالله الحسین علیه‌السلام، ص ۸۲.    
۶۹. برقی، احمد بن محمد، المحاسن، ج ۲، ص ۴۲۰.    
۷۰. زجاجی، عبدالرحمان بن اسحاق، امالی، ص ۱۶۸.    
۷۱. طبری، ابن جریر، تاريخ طبرى، ج ۷، ص ۱۰۷.
۷۲. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج ۲، ص ۳۹۶-۳۹۷.    
۷۳. ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج ۲، ص ۳۹۴    
۷۴. نفس المهموم، ص ۴۸۱.
۷۵. اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۴۹۲.    
۷۶. موسوی مقرم، عبدالرزاق، السیّده سکینه علیهاالسلام ابنة الإمام الشهید أبی عبدالله الحسین علیه‌السلام، ص ۱۴۰-۱۴۱.    
۷۷. حنبلی، ابن عباد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ج ۲، ص ۸۲.    
۷۸. ابن بطوطه، محمد بن عبدالله، رحله ابن بطوطه، ص۱۶۷.    
۷۹. ابن بطوطه، محمد بن عبدالله، رحله ابن بطوطه، ص۷۵.    
۸۰. نورالابصار، ص ۳۱۰.
۸۱. نووی، تهذیب الاسماء و اللغات، ج ۱، ص ۱۶۳.    
۸۲. معالى السبطين، ج ۲، ص ۲۱۴ و ۲۱۵.
۸۳. حضرت زينب كبرى علیهاالسلام، عماد زاده، ص ۳۵۷.
۸۴. راهنماى حج و زيارتگاهها در جهان اسلام، ص ۱۲۰.


منبع

[ویرایش]

اسیران و جانبازان کربلا، مظفری سعید، محمد، ص۱۶۲-۱۶۹.    






جعبه ابزار