سماءذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



جوّ اطراف زمین ، کرات غیر از آن، فضای گسترده، گنبد کبود و عالم ملکوت را آسمان (سماء) گویند.


بررسی واژه سماء

[ویرایش]


← ریشه سماء


برابر عربی آسمان ، «سماء» است. ریشه سماء را سُمُوّ، سُمْی و سَمْو به معنای علوّ گفته‌اند.  [۱] [۲] 
مصطفوی، سماء را معرّب شِمَیا در آرامی ، سریانی و عبری می‌داند.  [۳]

← مذکر یا مؤنث بودن سماء


به گفته ابن اثیر   [۴] و راغب ،  [۵] سماء مؤنث است و گاهی مذکّر به کار می‌رود؛ امّا جوهری  [۶] آن را هم مؤنث و هم مذکّر می‌داند.
در قرآن ، افعال و ضمایرِ سماء، جز در آیه «السَّماءُ مُنفَطِرٌبه» [۷] مؤنث آمده. ابن ‌منظور ، سماء در مقابل ارض را مؤنث، و‌ سماء به معنای سقف را مذکّر دانسته است.

← جمع سماء


جمع سماء را اَسمیه، سماوات ، سُمِیّ و سماء گفته‌اند.  [۸] به نظر راغب  [۹] و مصطفوی،  [۱۰] سماء برای جمع و مفرد هر دو به کار می‌رود؛ چنان‌که در آیه ۲۹ بقره : ۲ [۱۱] (ثُمَّ استوی إلی السَّماء فَسَوّهُنَّ سَبعَ سَموت) برای آن، ضمیر جمع «هُنَّ» به کار رفته است؛ البتّه برخی آن را مفرد دانسته و گفته‌اند: ضمیر هُنّ در این آیه به مناسبت «سَبعَ سَماوات» جمع آمده  [۱۲] و جهت آن‌که سماء، به صورت مذکّر و مؤنث، جمع و مفرد به کار می‌رود، اسم جنس بودن آن است.  [۱۳]

← معنای سماء


سماء به معنای چیزی بالای چیز دیگر و محیط بر آن است  [۱۴] و این معنا، در همه مواردِ به کار رفته، جاری است؛ از این رو به باران  [۱۵]، گیاه (زیرا از باران که سماء است می‌روید یا چون از زمین بلندتر است)،  [۱۶] سقف خانه و پشت اسب نیز سماء می‌گویند.  [۱۷]

مقصود از سماء

[ویرایش]


← موارد کاربر سماء در قرآن


کلمه سماء در قرآن، ۱۲۰ بار مفرد، ۱۹۰ بار جمع  [۱۸] و ۱۰۰ مرتبه تنها آمده و غیر از آن، با ارض به کار رفته که ۱۷۳ بار بر ارض مقدّم و ۷ مرتبه مؤخّر و بر موارد ذیل اطلاق شده است:
۱. اجرام و فضای بالا: «اللّه الذی رفع السّموت بِغَیرِ عَمَد تَرَوْنَها...»،  [۱۹] «جَعَل فی‌السَّماءِ بُروجًا.»  [۲۰] این مورد، بیش‌‌ترین کاربرد را دارد.
۲. قشر متراکم اطراف زمین ( جوّ ) : «و‌جَعَلنا السَّماءَ سَقفًا مَحفُوظًا.»  [۲۱] [۲۲]
۳. سقف و آسمانه خانه : «فَلیَمدُد بِسبب إلی السَّماءِ.»  [۲۳] [۲۴]
۴. عالم ملکوت و مقام قرب الهی: «ءأمِنتُم مَن فِی السَّماءِ أن یَخسِفَ بِکم‌الأَرضَ.»  [۲۵]
 ۵. گنبد کبود که انسان بالای سر خود مشاهده می‌کند: «وَ السَّحابِ المُسَخّر بَینَ السَّماءِ و الأرضِ.»  [۲۶] [۲۷] برخی معتقدند: سماء به معنای باران «یُرْسِلِ السَّماءَ علیکُم مِدرارًا»  [۲۸] [۲۹] [۳۰] و ابر «و‌نزّلنا مِنَ السَّماءِ ماءً مبرکًا»  [۳۱] [۳۲] نیز به کار رفته است.

← وجه اشتراک کاربردهای سماء


روشن است که همه این موارد، در معنای علوّ (مکانی یا رتبی) مشترکند.  [۳۳] [۳۴] 

← انواع آسمان


آسمان، گاهی مادّی و گاهی معنوی ( ملکوت ) است؛ امّا به دلیل قطعی نبودن یکی از آن دو در هر آیه، ما نیز چون بیش‌تر مفسّران در مقام انتخاب نیستیم؛ بلکه به مباحث مطلق آسمان می‌پردازیم.

← انحاء کاربرد سماء در قرآن


در قرآن‌ کریم گویا هرگاه آسمان‌ها و زمین و موجودات میان آن دو مقصود بوده، چنین آمده: «السَّمـوتِ و الأرضِ و ما بَینَهما»  [۳۵] و اگر مجموع آسمان‌ها و زمین از حیث خودشان، نه موجودات در آن‌ها منظور بوده، این‌گونه آمده است: «إنَّ فی خَلقِ السَّمـوتِ و الأرضِ و اختِلـفِ الَّیلِ وَ النَّهارِ لاَیـت لاِولِی الأَلبـبِ»  [۳۶] و اگر ذوی العقول در آن دو منظور بوده، با اسم موصول «مَن» همراه شده: «و‌ لَهُ أسلَمَ مَن فی‌ السَّمـوتِ و الأرضِ»  [۳۷] و هر گاه مطلق آسمان در برابر زمین اراده شده، هردو به صورت مفرد آمده‌اند: «فَوَ ربِّ‌ السَّماءِ و الأرضِ.»  [۳۸]  [۳۹] افزون بر «سماء» واژه‌های «سَبعاً شِداداً»، [۴۰] «سَبعَ طَرائقَ»  [۴۱] که مقصود از آن، آسمان‌های هفت‌گانه است  [۴۲] [۴۳] و «السَّقفِ المَرفوعِ»  [۴۴] به معنای آسمانند.

← جای‌گاه سماء در فرهنگ اسلامی


در قرآن، روایات و فرهنگ اسلامی ، آسمان دارای جای‌گاه بلند و پراهمّیّتی است و در روایات و اشعار ، اشیا و امور ارزش‌مند به آن تشبیه شده است.
نظام‌ شگفت‌انگیز آسمان که هر جزء آن آیتی از آیات الهی‌ است، با گذشت میلیون‌ها سال‌ بدون کم‌‌ترین انحراف و دگرگونی‌ ادامه دارد و با پیشرفت علم، هر روز پرده از این نظام شگفت‌آور کنار رفته، اسرار آن آشکار می‌شود و خداوند در آیاتی چند به آسمان سوگند یاد می‌کند  [۴۵] که این سوگند به سبب شرف و نورانیّت آن است.  [۴۶]

← آسمان معنوی


آسمان معنوی جای‌گاه و معبد فرشتگان ، محل صدور احکام و اوامر الهی و الواح و مقدّرات است و نامه‌های اعمال به آن‌جا می‌رود.  [۴۷]

حیات در آسمان‌ها

[ویرایش]

در وجود موجودات جان‌دار و عاقل دیگر، جز فرشتگان در آسمان‌ها اختلاف است. گروهی با ادلّه عقلی ، روایی و قرآنی، اصرار بر اثبات وجود حیات در آسمان‌ها دارند.

← آیات دال بر وجود حیات


از دو آیه می‌توان وجود « دابّه » در آسمان‌ها را استفاده کرد: «وَ لِلّهِ یَسجُد ما فِی السَّمـوتِ وَ ما فی‌الأرضِ مِن دابّة و الملـئکةُ = تمام آن‌چه در آسمان‌ها و زمین از جنبندگان وجود دارد و هم‌چنین فرشتگان، برای خدا سجده می‌کنند»،  [۴۸] «وَ مِن ءایـتهِ خَلقُ السَّمـوتِ و الأرضِ وَ ما بَثَّ فِیهِما مِن دابّة = و از آیات او است، آفرینش آسمان‌ها و زمین و آن‌چه از جنبندگان در آن‌ها منتشر کرده».  [۴۹] 

← اقوال درباره آیات


برخی بر آنند که در آیه نخستین، چون فرشتگان از دابّه جدا شده‌اند، نمی‌توان دابّه را به فرشته تفسیر کرد؛ افزون بر این‌که اطلاق دابّه بر فرشته مصطلح نیست.  [۵۰] [۵۱] 
از سوی دیگر بعید است که از این کرات و اجرام آسمانی و کهکشان‌های عظیم، فقط زمین محل زندگی باشد.  [۵۲] [۵۳] 
گروهی دیگر، به وجود موجودات زنده، جز فرشتگان در آسمان‌ها عقیده ندارند و در تفسیر آیات مذکور گفته‌اند: در آیه ۴۹ نحل : ۱۶  [۵۴] «دابّه» مربوط به زمین، و‌ فرشته مربوط به آسمان است و در آیه ۲۹ شوری : ۴۲  [۵۵] دابّه به آسمان و زمین نسبت داده شده؛ ولی ویژه زمین است؛ چنان‌که خروج لؤلؤ و مرجان از آب شور است؛ امّا در آیه «یَخرُجُ مِنهُما اللُّؤلُؤُ وَ المَرجانُ»  [۵۶] به آب شور و شیرین هر دو نسبت داده شده است.  [۵۷]

عدم نفوذ در آسمان و گذر از آن

[ویرایش]


← نظریه افلاک


بر اساس هیأت قدیم ، افلاکی وجود دارند که دارای صفات اجسام عنصری از جمله خرق و التیام نیستند؛  [۵۸] ازاین‌رو نفوذ به آسمان‌ها غیرممکن است.
کیهان‌شناسان کنونی‌ به‌طور کلّی نظریّه افلاک را باطل می‌دانند.  [۵۹] 

← آیه دال بر عدم امکان نفوذ


در آیه ۳۳ الرحمن : ۵۵  [۶۰] به خروج از آسمان‌ها اشاره شده است: «یَـمَعشَر الجِنِّ وَ الإِنسِ إن استَطَعتُم أن تَنفُذُوا مِن أقطارِ السَّموتِ وَ الأرضِ فانفُذُوا لاتَنْفُذُونَ إلاّ بِسُلطـن = ای گروه جن و انس! اگر می‌توانید از مرزهای آسمان‌ها و زمین بگذرید، بگذرید؛ ولی هرگز نمی‌توانید، مگر با نیرویی (فوق‌العاده)».  [۶۱]

← اقوال در آیه


از سیاق آیات به دست می‌آید که این خطاب، به روز قیامت مربوط بوده، خطابی تعجیزی است؛ یعنی انسان‌ها نمی‌توانند با نفوذ از نواحی آسمان‌ها و زمین، از ملک الهی خارج شده، از مؤاخذه بگریزند؛ زیرا این نفوذ، به نوعی سلطه و قدرت نیاز دارد که انسان‌ها فاقد آن هستند.  [۶۲] [۶۳] 
در تفسیر این آیه نظریّات دیگری نیز ارائه شده است؛ مانند این‌که آیه، هم ناظر به رستاخیز و هم ناظر به دنیا است و یا این‌که آیه به مسافرت‌های فضایی بشر اشاره دارد که شرط آن داشتن سلطه علمی و صنعتی است یا این‌که منظور از نفوذ، نفوذ فکری و علمی در اقطار آسمان‌ها است که با قدرت استدلال امکان دارد.  [۶۴] 
برخی نیز مقصود از خروج از آسمان‌ها و زمین را فرار از مرگ دانسته‌اند که برای آدمیان و جنّیان امکان‌پذیر نیست.  [۶۵] 

← آیه تحدی با مشرکان


خداوند در جایی دیگر، مشرکان‌ را به تحدّی (مبارزه‌طلبی) فرا می‌خواند که اگر می‌توانند، با اسباب به آسمان‌ها بروند و در امور آن‌جا تصرّف و دخالت کنند و نگذارند بر پیامبر ، وحی نازل شود: «أم لَهُم مُلکُ السَّموتِ وَ الأرضِ و ما بَینَهُما فَلیَرتَقُوا فِی‌ الأسبـبِ».  [۶۶] 
« اسباب » در این‌جا به چیزهای نفوذناپذیر، مانند راه‌های آسمان  [۶۷] یا درهای آن، تفسیر شده است.  [۶۸] 

← منع شیاطین از نفوذ به آسمان‌ها


در آیه دیگر، از این مطلب که شیاطین می‌خواهند به آسمان‌ها نفوذ کرده، سخنان ملکوت اعلا را بشنوند، ولی شهاب‌ها آنان را تعقیب می‌کنند و از استراق سمع بازشان می‌دارند، سخن به میان آمده است: «إلاّ مَن خَطِفَ الخَطْفةَ فَأتبَعَه شِهابٌ ثاقِبٌ».  [۶۹] 
بیش‌تر مفسّران از جمله طبری ،  [۷۰]  آلوسی  [۷۱] و سیدقطب ،  [۷۲] آیات پیشین را بر ظاهرشان تفسیر کرده‌اند؛ ولی برخی احتمال داده‌اند که آسمان، شهاب و رجم جنّیان تمثیل‌هایی باشد که خداوند برای تشبیه معقول به محسوس آورده و مقصود از آسمان، ملکوت اعلا و مقصود از شهاب، نور ملکوت باشد که شیاطین را تعقیب می‌کند و آنان را از آن‌جا می‌راند.  [۷۳] 

← معراج پیامبر و عروج عیسی


در این‌جا آیات مربوط به معراج پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و عروج عیسی (علیه‌السلام) به آسمان‌ها نیز قابل توجّه است.

گریه آسمان

[ویرایش]

در آیه ۲۹ دخان : ۴۴  [۷۴] از گریه آسمان یاد شده است: «فَما بَکَت عَلیهِمُ السَّماءُ وَ الأرضُ... = و آسمان و زمین بر آنان زاری نکردند».
ابن ‌عبّاس می‌گوید: آسمان و زمین بر مرگ مؤمن می‌گریند؛ زیرا با مرگ او دری که روزی‌اش از آن نازل می‌شود و عمل نیکش از آن بالا می‌رود، بسته می‌شود.  [۷۵] 
به نظر حسن بصری ، منظور، گریه اهل آسمان است،  [۷۶] و به نظر بعضی از مفسّران، گریه آسمان، غیر حقیقی و کنایه از عظمت مصیبت و شدّت تأثر برای از دست رفتن چیزی است.  [۷۷] [۷۸] 
مردی از دشمنان خدا و پیامبر بر امام علی (علیه‌السلام) گذشت و حضرت، این آیه را تلاوت کرد: «فَما بَکَت عَلیهِمُ السَّماءُ و الأرضُ...»؛ سپس حسین (علیه‌السلام) بر حضرت گذشت. فرمود: آسمان و زمین بر حسین می‌گرید و فرمود آسمان و زمین فقط بر یحیی‌ بن‌ زکرّیا و حسین‌ بن علی گریست.  [۷۹]

فرجام آسمان

[ویرایش]


← اجل معین آسمان


خداوند، برای عالم هستی اجل معیّنی قرار داده که از آن فراتر نمی‌رود: «ما خَلَقنَا السَّموتِ وَ الأرضَ وَ ما بَینَهُما إلاّ بِالحَقِّ وَ أجَل مُسمّیً».  [۸۰] با فرا رسیدن اجل معیّن آسمان‌ها که روز قیامت است،  [۸۱] آسمان، چون طومار ، در هم پیچیده می‌شود: «یَومَ نـَطوِی السَّماءَ کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلکُتُبِ... ‌.»  [۸۲] 
اجل معیّنِ آسمان‌ها، در لوح محفوظ نوشته شده است و فرشتگان از آن آگاهند.  [۸۳] 

← حوادث پایان عمر آسمان


بر اساس پاره‌ای از آیات، پایان عمر آسمان را حوادثی تشکیل می‌دهد که با انقراض عالم و از بین رفتن نظام موجود ملازم است؛ نظیر شکافته شدن و از هم گسستن‌ آسمان: «وَ انشَقَّتِ السَّماءُ فَهِی یَومَئِذ واهِیَةٌ»  [۸۴] و به حرکت درآمدن آن: «یَومَ تَمُوُر السَّماءُ مَورًا»  [۸۵] و برآمدن دودی نمایان از آن: «فَارتَقِب یَومَ تَأتِی السَّماءُ بِدُخان مُبِین.»  [۸۶] 
به فرموده پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) «دخان» دودی است که در آستانه قیامت، جهان را فرا می‌گیرد  [۸۷] و تبدیل آسمان‌ها به آسمان‌های دیگر: «یَومَ تُبَدَّلُ الأرضُ غَیرَ الأرضِ وَ السَّموتُ...».  [۸۸] 

← تبدیل آسمان‌ها


مفسّران درباره تبدیل و دگرگونی آسمان‌ها آرای گوناگونی دارند؛ مانند این‌که صورت آسمان‌ها تغییر می‌یابد؛ به‌گونه‌ای که خورشید و ماه و ستاره‌های آن از میان می‌روند.  [۸۹] آسمان‌ها به بهشت ، و‌ زمین به آتش تبدیل می‌شود  [۹۰] و... ‌. به گفته فخر رازی ، تبدیل و دگرگونی آسمان‌ها به دو گونه است:
۱. تبدیل ذات؛ ۲. تبدیل صفات.  [۹۱] 
منشأ اختلاف در تفسیرِ تبدیل، اختلاف روایاتی است که در تفسیر این آیه آمده و آیات مربوط به تبدیل زمین و آسمان ، گویای این معنا است که تبدیل، بزرگ‌تر از حدّ تصوّر است، و‌ آن‌چه در روایات آمده، تمثیل و برای نزدیک کردن به ذهن است.  [۹۲]

فهرست منابع

[ویرایش]

الاشارات والتنبیهات؛ اقرب الموارد؛ بحارالانوار؛ بیّنات؛ پرتوی‌ازقرآن؛ پیدایش و مرگ خورشید؛ التبیان فی تفسیر القرآن؛ التحقیق فی‌کلمات القرآن الکریم؛ تشریح الافلاک؛ تفسیرالتحریر والتنویر؛ التفسیرالعلمی للآیات الکونیـّه؛ تفسیر القرآن الکریم، ملاصدرا؛ تفسیر القمی؛ التفسیرالکبیر؛ تفسیرالمراغی؛ تفسیر المنار؛ التفسیر المنیر؛ التمهید فی علوم القرآن؛ تفسیر نورالثقلین؛ تفسیر نمونه؛ التوحید، صدوق؛ جامع‌البیان عن تأویل آی القرآن؛ الجامع لأحکام القرآن، قرطبی؛ الجواهر فی تفسیرالقرآن؛ الحکمة‌المتعالیه؛ دانش عصر فضا؛ الدرّالمنثور فی‌التفسیر بالمأثور؛ روح‌المعانی فی تفسیرالقرآن‌العظیم؛ روض‌الجنان و روح‌الجنان؛ زمین و آسمان وستارگان ازنظر قرآن و علم؛ شرح‌توحید صدوق؛ شرح فصوص الحکم، قیصری؛ شرح منظومه سبزواری؛ الصحاح؛ الفرقان فی‌تفسیر القرآن؛ فی ضلال‌القرآن؛ قاموس قرآن؛ کتاب مقدّس؛ کشف‌الاسرار و عدة‌الابرار؛ الکشّاف؛ لسان‌العرب؛ مجمع‌البیان فی‌تفسیر القرآن؛ معانی‌القرآن؛ المعجم الاحصائی؛ معجم مقاییس‌اللغه؛ مفردات الفاظ القرآن؛ مقایسه‌ای میان تورات، انجیل، قرآنوعلم؛ من‌علم‌الفلک القرآنی؛ المیزان فی‌تفسیر القرآن؛ نثر طوبی؛ النهایه، ابن ‌اثیر؛ نهج‌البلاغه؛ وجوه قرآن؛ هیئت در مکتب اسلام؛ الهیئة فی الاسلام.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. الصحاح، ج ۶، ص ۲۳۸۱، «سما».    
۲. مقاییس، ج ۳، ص‌۹۸، «سمو».
۳. التحقیق، ج‌۵‌، ص‌۲۲۰، «سمو».
۴. النهایه، ج‌۲، ص‌۴۰۶، «سماء».
۵. مفردات، ص ۲۴۳، «سماء».    
۶. الصحاح، ج‌۶‌، ص‌۲۳۸۱، «سما».    
۷. مزّمل/سوره۷۳، آیه۱۸.    
۸. لسان‌العرب، ج‌۱۴، ص‌۳۹۸، «سما».    
۹. مفردات، ص‌۲۴۳، «سماء».    
۱۰. التحقیق، ج‌۵‌، ص‌۲۲۱، «سمو».
۱۱. بقره/سوره۲، آیه۲۹.    
۱۲. قاموس قرآن، ج‌۳، ص‌۳۳۲، «سماء».
۱۳. مفردات، ص‌۲۴۳، «سما».    
۱۴. التحقیق، ج‌۵‌، ص‌۲۲۰، «سمو».
۱۵. مقاییس، ج‌۳، ص‌۹۸، «سمو».
۱۶. مفردات، ص‌۲۴۳، «سما».    
۱۷. مقاییس، ج‌۳، ص‌۹۸، «سمو».
۱۸. المعجم الاحصائی، ج‌۲، ص‌۸۶۳‌ـ‌۸۶۷‌.
۱۹. رعد/سوره۱۳، آیه۲.    
۲۰. فرقان/سوره۲۵، آیه۶۱.    
۲۱. انبیاء/سوره۲۱، آیه۳۲.    
۲۲. تفسیر نمونه، ج‌۱۳، ص‌۳۹۸.    
۲۳. حج/سوره۲۲، آیه۱۵.    
۲۴. وجوه قرآن، ص‌۱۳۴، «سما».
۲۵. ملک/سوره۶۷، آیه۱۶.    
۲۶. بقره/سوره۲، آیه۱۶۴.    
۲۷. نثر طوبی، ج ۱، ص ۳۵۲.
۲۸. نوح/سوره۷۱، آیه۱۱.    
۲۹. مجمع البیان، ج‌۱۰، ص‌۱۳۱.    
۳۰. وجوه قرآن، ص‌۱۳۴، «سماء».
۳۱. ق /سوره۵۰، آیه۹.    
۳۲. قرطبی، ج‌۱۷، ص‌۶‌.    
۳۳. التحقیق، ج‌۵‌، ص‌۲۲۰، «سمو».
۳۴. تفسیر نمونه، ج‌۱۱، ص‌۴۷.
۳۵. ص/سوره۳۸، آیه۶۶.    
۳۶. آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۹۰.    
۳۷. آل‌عمران/سوره۳، آیه۸۳.    
۳۸. التحقیق، ج‌۵‌، ص‌۲۲۰، «سمو».
۳۹. ذاریات/سوره۵۱، آیه۲۳.    
۴۰. نبأ/سوره۷۸، آیه۱۲.    
۴۱. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱۷.    
۴۲. قرطبی، ج‌۱۲، ص‌۷۵.
۴۳. قرطبی، ج‌۱۹، ص‌۱۱۲.
۴۴. طور/سوره۵۲، آیه۵.    
۴۵. ذاریات/سوره۵۱، آیه۷.    
۴۶. تفسیر ملاصدرا، ج‌۷، ص‌۱۰۰.
۴۷. المیزان، ج‌۱۲، ص‌۱۳۶.    
۴۸. نحل/سوره۱۶، آیه۴۹.    
۴۹. شوری/سوره۴۲، آیه۲۹.    
۵۰. روح‌المعانی، مج‌۱۴، ج‌۲۵، ص‌۶۱‌.
۵۱. المیزان، ج‌۱۸، ص‌۵۸‌.    
۵۲. الفرقان، ج‌۲۴، ص ۱۹۷.
۵۳. الفرقان ۲۵، ص‌۱۹۷.
۵۴. نحل/سوره۱۶، آیه۴۹.    
۵۵. شوری/سوره۴۲، آیه۲۹.    
۵۶. رحمن/سوره۵۵، آیه۲۲.    
۵۷. قرطبی، ج‌۱۷، ص‌۱۰۷.
۵۸. شرح منظومه، ص‌۲۶۸.
۵۹. روح‌المعانی، مج‌۵‌، ج‌۸‌، ص‌۱۷۶.
۶۰. الرحمن/سوره۵۵، آیه۳۳.    
۶۱. رحمن/سوره۵۵، آیه۳۳.    
۶۲. المیزان، ج‌۱۹، ص‌۱۰۶۱۰۷.    
۶۳. التفسیر الکبیر، ج‌۲۹، ص‌۱۱۳.    
۶۴. تفسیر نمونه، ج‌۲۳، ص‌۱۴۹.    
۶۵. مجمع البیان، ج‌۹، ص‌۳۴۱.    
۶۶. ص/سوره۳۸، آیه۱۰.    
۶۷. روح‌المعانی، مج‌۱۳، ج‌۲۳، ص‌۲۴۸.
۶۸. قرطبی، ج‌۱۵، ص‌۱۰۱.
۶۹. صافات/سوره۳۷، آیه۱۰.    
۷۰. جامع‌البیان، مج‌۱۲، ج‌۲۳، ص‌۵۰‌.
۷۱. روح‌المعانی، مج‌۱۳، ج‌۲۳، ص‌۱۰۶.
۷۲. فی ظلال، ج‌۵‌، ص‌۲۹۸۴.
۷۳. المیزان، ج‌۱۷، ص‌۱۲۵.    
۷۴. دخان/سوره۴۴، آیه۲۹.    
۷۵. جامع‌البیان، مج‌۱۳، ج‌۲۵، ص‌۱۶۱.
۷۶. الکشّاف، ج‌۴، ص‌۲۷۷.
۷۷. التفسیر الکبیر، ج‌۲۷، ص‌۲۴۶.    
۷۸. المیزان، ج‌۱۸، ص‌۱۴۱.    
۷۹. قمی، ج‌۲، ص‌۲۹۶.
۸۰. احقاف/سوره۴۶، آیه۳.    
۸۱. المیزان، ج‌۱۸، ص‌۱۸۶.    
۸۲. انبیاء/سوره۲۱، آیه۱۰۴.    
۸۳. التبیان، ج‌۹، ص‌۲۶۷.    
۸۴. حاقه/سوره۶۹، آیه۱۶.    
۸۵. طور/سوره۵۲، آیه۹.    
۸۶. دخان/سوره۴۴، آیه۱۰.    
۸۷. الدرّالمنثور، ج۷، ص‌۴۰۸.
۸۸. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۴۸.    
۸۹. مجمع‌البیان، ج‌۶‌، ص‌۹۵.    
۹۰. المیزان، ج‌۱۲، ص‌۸۸‌.    
۹۱. التفسیر الکبیر، ج‌۱۹، ص‌۱۴۶۱۴۷.    
۹۲. المیزان، ج‌۱۲، ص‌۸۸‌.    


منبع

[ویرایش]
دانشنامه موضوعی قرآن.    


رده‌های این صفحه : قرآن شناسی | واژگان قرآنی




جعبه‌ابزار