سعید بن مسیبذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ابومحمد سعید بن مسیب بن حزن بن ابی وهب یکی از فقهای معروف و از بزرگان تابعین در مدینه بود. [۱] [۲]


خاندان و تولد سعید

[ویرایش]

پدرش مسیب همراه جدش حزن از افراد بیعت رضوان بودند [۳] که بعد از بیعت به مدینه مهاجرت کردند. مسیب در یرموک در شام درگذشت. [۴] در مورد ولادتش اختلاف است، برخی می‌گویند دو سال قبل از فوت عمر به دنیا آمد. [۵] برخی هم معتقدند که وقتی دو یا چهار سال از خلافت عمر می‌گذشت به دنیا آمده است. [۶] [۷] [۸] بنابراین اقوال این که برخی وی را راوی عمر دانسته‌اند، درست نمی‌باشد. [۹]
مادرش ام‌سعید دختر حکیم بن امیه بن حارثة بن اوقص سلمی‌بود. محمد، سعید، الیاس، ‌ام عثمان، ‌ام عمرو، فاخته و مریم از جمله فرزندان سعید بودند. [۱۰]

جایگاه علمی

[ویرایش]

وی سرپرستی مدرسه دینی مدینه را به عهده داشت. [۱۱] مورخین اهل سنت وی را فقیه الفقها و عالم العلما نسبت داده‌اند. [۱۲] [۱۳] [۱۴] زیرا هر کس وارد مدینه می‌شد و سراغ فقیه‌ترین فرد را می‌گرفت، سعید بن مسیب را معرفی می‌کردند. [۱۵] [۱۶] در موردش گفته شده که گاهی برای شنیدن یک حدیث چند شبانه روز مسافرت می‌کرد. [۱۷] وی علاوه بر این‌که یکی از علمای معروف علم انساب محسوب می‌شد، [۱۸] عالم به تعبیر خواب نیز بود. [۱۹] [۲۰] پسرش محمد نیز چون پدر از نسابه‌های معروف زمانش بود. [۲۱] [۲۲] و به دلیل این‌که در نسب تعدادی از مخزومیین ایراد وارد کرده بود، از طرف ولید مؤاخذه و شلاق زده شد. [۲۳]

ویژگیهای شخصی

[ویرایش]

سعید از یک چشم نابینا بود. سهم وی از بیت المال در زمان امویان سی هزار دینار بود که آن را نپذیرفت. [۲۴] علاوه بر این وی عطایای مردم را نیز قبول نمی‌کرد و با چهارصد دینار سرمایه‌ای که داشت به تجارت روغن می‌پرداخت. [۲۵] [۲۶]

مقام اافتاء

[ویرایش]

وی در همه قضاوت‌ها و فتاوای خود به آن‌چه زید بن ثابت فتوا می‌داد، رفتار می‌کرد، حتی در مسائل پیچیده‌ای که مورد اختلاف اصحاب پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و فقهای دیگر بود، نظر زید بن ثابت را جویا می‌شد. [۲۷]
با این حال با وجود این‌که تعداد زیادی از صحابه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) هنوز زنده بودند و در امر فتوا بر کسانی چون سعید بن مسیب که از تابعین به حساب می‌آمد، ارجحیت داشتند، اما سعید با وجود آنان در مدینه فتوا می‌داد. [۲۸] [۲۹]

نقل روایت

[ویرایش]

او داماد ابوهریره [۳۰] [۳۱] و اکثر اوقات همراه و همنشین وی بود [۳۲] به همین جهت به کرات از ابوهریره روایت کرده است. [۳۳] [۳۴]
بنابراین روایت کسی که از فردی چون ابوهریره نقل می‌کند، جای بسی تردید دارد.
وی هم‌چنین از تعداد زیادی از صحابه و تابعین چون حضرت علی (علیه‌السّلام)، عثمان، زید بن ثابت، سعد بن ابی وقاص، عایشه،ابوموسی اشعری، جبیر بن مطعم، عبدالله بن زید مازنی،‌ام سلمه و تعدادی دیگر حدیث شنیده و روایت کرده است. [۳۵] [۳۶]
همچنین کسانی چون زهری، قتاده، عمربن دینار، یحیی بن سعید در زمره راویان وی محسوب می‌شوند. [۳۷]
سعید نقل می‌کند که پدربزرگم حزن به حضور پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آمد و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در مورد نامش پرسید که چرا حزن است و او گفت که پدر و مادرم مرا به این اسم نامگذاری کردند و به همین نام در بین مردم معروف شده‌ام. سعید می‌گوید: میان خاندان ما همواره این‌اندوه و گرفتگی مشهود است. [۳۸]

مواضع سیاسی

[ویرایش]

هر چند وی از فقهای مشهور و بنام مدینه بود، اما به دلیل مخالفت با بنی امیه همیشه از طرف امرای زمانش مورد بی مهری و اهانت قرار می‌گرفت. چنان که در یوم الحره وقتی مسلم بن عقبه عامل یزید خواستار بیعت وی با یزید شد و با امتناع سعید مواجه شد، قصد کشتن او را داشت؛ اما اقوامش با بیان این مطلب که او فردی دیوانه است، وی را از مرگ نجات دادند. [۳۹] وی در ایام کشتار مدینه همیشه در مسجد بود و فقط شبها از آن‌جا خارج می‌شد. [۴۰]
عبدالملک بن مروان قبل از بیعت برای پسرانش، از دختر سعید بن مسیب برای پسرش ولید خواستگاری کرده بود، اما سعید به این درخواست خلیفه جواب منفی داد، عبدالملک نیز سعید را به دلیل این جسارت و مخالفت با درخواستش بازداشت و صد ضربه تازیانه زد. [۴۱]
قبل از آن نیز در زمانی که عبدالله بن زبیر بر حجاز فرمان می‌راند، عاملش در مدینه جابر بن اسود زهری بود، وی بر خلاف دستور شرع اسلام همسر پنجمی‌را قبل از این که عده همسر چهارمش تمام شود، به عقد ازدواج خود درآورده بود، به همین سبب از طرف سعید به وی تازیانه زده شد. همین امر سبب دشمنی جابر با وی شده و زمانی که سعید از بیعت با ابن زبیر خودداری کرد، این بار جابر وی را به دلیل تخلف از دستور و عدم بیعت با خلیفه زبیری دستگیر و شصت ضربه تازیانه زد. [۴۲] [۴۳] [۴۴] [۴۵] [۴۶] [۴۷]

سختی در دوران مروانیان

[ویرایش]

وقتی که سلطه زبیریان از مدینه برچیده شد، با مرگ عبدالعزیز بن مروان در سال ۸۴ که برادر و جانشین عبدالملک و عامل وی در مصر بود. عبدالملک بر آن شد تا از کلیه مسلمین برای پسرانش ولید و پس از او برای سلیمان بیعت بگیرد. بنابراین به تمام عمالش در شهرهای مختلف دستور داد تا برای آنان بیعت بگیرد. در این زمان عامل عبدالملک در مدینه هشام بن اسماعیل بود که مامور بیعت گرفتن از مردم مدینه شد. اما باز هم سعید بن مسیب از بیعت خودداری کرد. هشام در مقابل این موضع گیری سعید شدت عمل به خرج داد، چنان که سعید دستگیر و لباس خشنی بر او پوشانده شد و پس از آن که در شهر گردانده شد، ۶۰ ضربه تازیانه به او زد. سپس او را بر بالای تپه‌ای که معمولا افراد را در آن جا اعدام می‌کردند، منتقل نمود. اما به عللی وی را برگرداند و به زندان‌ انداخت. وقتی این خبر و طرز برخورد هشام با سعید بن مسیب به سمع عبدالمک رسید، هشام را به خاطر این کارش مورد ملامت قرار داد و اظهار داشت که یا باید به طریقی از او بیعت می‌گرفت و اگر بیعت نمی‌کرد، گردنش را می‌زد و یا این که او را رها می‌کرد. [۴۸] [۴۹] [۵۰] [۵۱]
اما در پاره‌ای از منابع آمده است که خود عبدالملک طی نامه‌ای به هشام بن اسماعیل که پسر عموی سعید هم بود، از او خواست سعید را مجبور به بیعت کند و اگر نپذیرفت، صد ضربه شلاق بزند و در حالی که موی سر و ریش او را تراشیده، با لباسی از موی بز در بازار، میان مردم بگرداند تا درس عبرتی برای دیگران شود، تا کسی پس از آن جرات مخالفت با بنی‌امیه را نکند. گفته شده وقتی نامه عبدالملک به هشام رسید، سعید را طلبیده و از او خواست تا برای پسران عبدالملک بیعت کند و وقتی با پاسخ منفی او مواجه شد وی را صد ضربه شلاق زده و موی سر و ریشش را تراشیده و در کوچه و بازار گرداند. [۵۲] [۵۳]

تاریخ مرگ

[ویرایش]

وفات وی به اختلاف سال‌های ۹۲، ۹۱، ۸۹ و ۱۰۵ گفته شده است. [۵۴]
اما قول مشهور این است که وی در سال ۹۴ در زمان حکومت ولید که سنة الفقها گفته می‌شود و اکثر فقهای مشهور مدینه در این سال از دنیا رفتند، فوت نموده است، در حالی که ۷۵ سال از عمرش می‌گذشت. [۵۵] [۵۶] [۵۷] [۵۸] [۵۹]
اما ابن سعد در موضعی دیگر از کتابش سن وی را در هنگام مرگ ۸۴ سال می‌داند. [۶۰]


پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ج۳، ص۶۲، تحقیق عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق، چاپ اول.    
۲. مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱، ص۲۳، تحقبق محمد عبدالحمبد النمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیه.    
۳. ابن خلدون، مقدمه تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۳۲۶.    
۴. ابن اثیر، اسد الغابه، ج۴، ص۴۰۱، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ق.    
۵. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۹۰، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکاب العلمیه، ۱۴۱۰ق، چاپ اول.    
۶. ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۹، ص۹۹، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.    
۷. ذهبی، شمس الدین، تاریخ الاسلام، ج۶، ص۳۷۱، تحقیق عمرعبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۱۳ق، چاپ دوم.    
۸. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۹۰، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکاب العلمیه، ۱۴۱۰ق، چاپ اول.    
۹. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۹۰، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکاب العلمیه، ۱۴۱۰ق، چاپ اول.    
۱۰. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۸۹، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکاب العلمیه، ۱۴۱۰ق، چاپ اول.    
۱۱. ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ج۱، ص۵۵، تحقیق عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق، چاپ اول.    
۱۲. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۸۹، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکاب العلمیه، ۱۴۱۰ق، چاپ اول.    
۱۳. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۹۱، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکاب العلمیه، ۱۴۱۰ق، چاپ اول.    
۱۴. ابن جوزی، المنتظم، ج۶، ص۳۲۱، تحقیق محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ق، چاپ اول.    
۱۵. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۰، ص۲۴۰، تحقیق سهیل ذکارو ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق، چاپ اول.    
۱۶. ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۹، ص۱۰۰، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.    
۱۷. ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۹، ص۱۰۰، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.    
۱۸. ابن حزم، جمهره الانساب العرب، ص۵، تحقیق لجنه من العلما، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۳ق، چاپ اول.    
۱۹. ابن قتیبه، االمعارف، ص۴۳۷، تحقیق ثروت عکاشه، القاهره، الهیئة المصریه العامه للکتاب، ۱۹۹۲م، چاپ دوم.    
۲۰. ذهبی، شمس الدین، تاریخ الاسلام، ج۶، ص۳۷۵، تحقیق عمرعبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۱۳ق، چاپ دوم.    
۲۱. ابن حزم، جمهره الانساب العرب، ص۵، تحقیق لجنه من العلما، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۳ق، چاپ اول.    
۲۲. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۰، ص۲۴۱، تحقیق سهیل ذکارو ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق، چاپ اول.    
۲۳. ابن قتیبه، االمعارف، ص۴۳۸، تحقیق ثروت عکاشه، القاهره، الهیئة المصریه العامه للکتاب، ۱۹۹۲م، چاپ دوم.    
۲۴. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۹۷، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکاب العلمیه، ۱۴۱۰ق، چاپ اول.    
۲۵. ذهبی، شمس الدین، تاریخ الاسلام، ج۶، ص۳۷۳، تحقیق عمرعبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۱۳ق، چاپ دوم.    
۲۶. ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۹، ص۱۰۰، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.    
۲۷. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۷۵، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکاب العلمیه، ۱۴۱۰ق، چاپ اول.    
۲۸. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۰، ص۲۹۳، تحقیق سهیل ذکارو ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق، چاپ اول.    
۲۹. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۷۵، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکاب العلمیه، ۱۴۱۰ق، چاپ اول.    
۳۰. ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۹، ص۱۰۰، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.    
۳۱. مستوفی، حمدالله، تاریخ گزیده، ص۲۵۲، تحقیق عبدالحسین نوایی، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۴، چاپ سوم.
۳۲. ذهبی، شمس الدین، تاریخ الاسلام، ج۶، ص۳۷۳، تحقیق عمرعبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۱۳ق، چاپ دوم    
۳۳. مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱، ص۲۶، تحقیق محمد عبدالحمید النمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیه.    
۳۴. ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۱، ص۱۷۴، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.    
۳۵. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۹۰، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکاب العلمیه، ۱۴۱۰ق، چاپ اول.    
۳۶. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۹۱، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکاب العلمیه، ۱۴۱۰ق، چاپ اول.    
۳۷. ذهبی، شمس الدین، تاریخ الاسلام، ج۶، ص۳۷۱، تحقیق عمرعبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۱۳ق، چاپ دوم    
۳۸. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۸۹، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکاب العلمیه، ۱۴۱۰ق، چاپ اول.    
۳۹. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۰، ص۲۳۲، تحقیق سهیل ذکارو ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق، چاپ اول.    
۴۰. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۰۰، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکاب العلمیه، ۱۴۱۰ق، چاپ اول.    
۴۱. ابن جوزی، المنتظم، ج۶، ص۳۲۲، تحقیق محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ق، چاپ اول.    
۴۲. ابن قتیبه، االمعارف، ص۴۳۷، تحقیق ثروت عکاشه، القاهره، الهیئة المصریه العامه للکتاب، ۱۹۹۲م، چاپ دوم.    
۴۳. ابن جوزی، المنتظم، ج۶، ص۳۲۲، تحقیق محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ق، چاپ اول.    
۴۴. ابن جوزی، المنتظم، ج۶، ص۲۶۳، تحقیق محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ق، چاپ اول.    
۴۵. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۰، ص۴۰، تحقیق سهیل ذکارو ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق، چاپ اول.    
۴۶. ابن حزم، جمهره الانساب العرب، ص۱۳۱، تحقیق لجنه من العلما، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۳ق، چاپ اول.    
۴۷. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۹۲، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکاب العلمیه، ۱۴۱۰ق، چاپ اول.    
۴۸. یعقوبی، ابن واضح، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۸۰، بیروت، دارصادر، بی تا.    
۴۹. ابن عماد حنبلی، شذرات الذهب، ج۱، ص۳۴۸، تحقیق الارناووط، دمشق- بیروت، دار ابن کثیر، ۱۴۰۶ق، چاپ اول.    
۵۰. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۹۵، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکاب العلمیه، ۱۴۱۰ق، چاپ اول    
۵۱. ابن جوزی، المنتظم، ج۶، ص۲۶۲-۲۶۳، تحقیق محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ق، چاپ اول.    
۵۲. بلاذری، انساب الاشراف، ج۷، ص۲۵۶، تحقیق سهیل ذکارو ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق، چاپ اول.    
۵۳. دینوری، ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ج۲، ص۶۶.    
۵۴. ذهبی، شمس الدین، تاریخ الاسلام، ج۶، ص۳۷۵-۳۷۶، تحقیق عمرعبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۱۳ق، چاپ دوم    
۵۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۶، ص۴۹۱، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷ق، چاپ دوم.    
۵۶. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۰۹، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکاب العلمیه، ۱۴۱۰ق، چاپ اول.    
۵۷. بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۰، ص۲۳۷، تحقیق سهیل ذکارو ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق، چاپ اول.    
۵۸. مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱، ص۲۶، تحقیق محمد عبدالحمید النمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیه.    
۵۹. ابن عماد حنبلی، شذرات الذهب، ج۱، ص۳۷۰، تحقیق الارناووط، دمشق- بیروت، دار ابن کثیر، ۱۴۰۶ق، چاپ اول.    
۶۰. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۹۰، تحقیق محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکاب العلمیه، ۱۴۱۰ق، چاپ اول    


منبع

[ویرایش]
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «سعید بن مسیب» تاریخ بازیابی ۹۵/۰۳/۱۲    









جعبه‌ابزار