زید بن علی بن حسین (علیه‌السلام)ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



زید بن علی فرزند امام سجّاد (علیه‌السّلام) و مادر ایشان کنیزی بود. زید از سادات بنی هاشم و از بزرگان آن‌ها در فضل و فهم برشمرده شده [۱] و به علم و زهد و ورع و شجاعت و دینداری و کرامت ستوده شده است. [۲]


معرفی اجمالی

[ویرایش]

در تاریخ، سال ولادت زید به طور روشن و صریح تعیین نشده است؛ به طوری‌ که در منابع مختلف از سال‌های ۷۵، [۳] ۷۶، [۴] ۸۰ [۵] و... به عنوان سال تولد آن جناب یاد شده است؛ اما آنچه که به واقع نزدیک‌تر می‌نمایاند و حدیث بلند امام سجّاد (علیه‌السّلام) [۶] [۷] نیز بر آن صحه می‌گذارد، این است که ایشان در سال ۶۶- ۶۷ هجری در مدینه به دنیا آمده‌اند. پدر بزرگوارشان امام سجّاد (علیه‌السّلام) و مادر ایشان کنیزی بود، شایسته و با نجابت به نام «حوراء» [۸] که مختار بن ابی‌عبیده ثقفی او را به سی هزار درهم خریده بود و به امام (علیه‌السّلام) هدیه داده بود. [۹] [۱۰] البته از این بانو در برخی از منابع با اسامی جیداء [۱۱] [۱۲] و غزاله [۱۳] نیز یاد شده است.
زید از سادات بنی‌هاشم و از بزرگان آن‌ها در فضل و فهم برشمرده شده [۱۴] و به علم و زهد و ورع و شجاعت و دینداری و کرامت ستوده شده است [۱۵] شیخ مفید نیز در الارشاد از او به عنوان مردی عابد، پارسا، فقیه، بخشنده و دلیر یاد کرده است که جهت امر به معروف و نهی از منکر و به انتقام خون امام حسین (علیه‌السّلام) قیام کرد. [۱۶] ایشان مکنی (معروف به کنیه) به اباالحسین [۱۷] [۱۸] [۱۹] [۲۰] و ملقب به شهید، [۲۱] حلیف القرآن [۲۲] [۲۳] [۲۴] و زید الازیاد بود. [۲۵] که کنایه از مقام والا و عظمت شخصیت بی‌نظیر او نسبت به هم نام‌های اوست.

مشخصات ظاهری

[ویرایش]

«او مردی بلند قامت و زیبا و دارای چهره‌ای سفید و سیمایی جذاب بود، چشمانش درشت و ابروانش به هم نزدیک بود و ریشی انبوه داشت؛ سینه‌اش پهن، چهارشانه و میان باریک بود، پیشانی‌ای وسیع و بینی‌ای کشیده داشت؛ موی سر و محاسنش سیاه، ولی در گونه‌هایش تعدادی موی سپید بود. پیکرش درشت و ورزیده بود.» [۲۶] [۲۷] [۲۸]
زید مورد علاقه و احترام خاص ائمه معصومین (علیه‌السّلام) بود. ابوالفرج اصفهانی از عبدالله بن جریر نقل کرده که: «امام صادق (علیه‌السّلام) را دیدم که برای عمویش زید رکاب زین اسب را می‌گرفت تا سوار شود و بعد از سوار شدن لباس او را روی زین مرتب می‌کرد.» [۲۹]
سرانجام زید در پی قیامی خونین، در صفر سال ۱۲۱ یا ۱۲۲ هجری علیه حاکم جائر اموی ـ هشام بن عبدالملک ـ در کوفه به شهادت رسید.
یحیی، عیسی، حسین و محمد فرزندان او هستند. [۳۰] [۳۱]

مقام معنوی زید

[ویرایش]

او روزها و شب‌ها برای ابراز بندگی و عبودیت بر درگاه خداوند سر به خاک می‌سایید؛ به طوری‌ که به او دائم‌الصلاة می‌گفتند؛ به قدری سر به سجده می‌نهاد که اثری خفیف بر پیشانی مبارکش آشکار بود. [۳۲] [۳۳] از هشیم بن هشام نقل شده که «از خالد بن صفوان پرسیدم: کجا زید را دیدار کرده‌ای؟ گفت: در رُصافَه؛ گفتم: چگونه مردی بود؟ گفت: آن طور که می‌پنداشتم؛ از ترس خدا آن قدر می‌گریست که اشکش با آب بینی‌اش آمیخته می‌شد.» [۳۴]

شخصیت علمی زید

[ویرایش]

زید از شاگردان ممتاز مکتب امام باقر (علیه‌السّلام) و امام صادق (علیه‌السّلام)، بعد از شاگردی در محضر پدر بزرگوارشان بوده، در علم و معرفت بدان پایه رسیده بود که امام صادق (علیه‌السّلام) درباره وی فرموده بود: «کان عارفاً و کان عالماً و کان صدوقاً.» [۳۵] شیخ صدوق نیز در کتاب عیون اخبار الرضا (علیه‌السّلام) به نقل از امام رضا (علیه‌السّلام) نوشته است: «فانّه کان من علماء آل محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) » [۳۶] او در مقامات علمی‌اش به جایی رسیده بود که گاه ائمه معصومین (علیهم‌السّلام) دانشمندان مبرزی چون ابوحمزه ثمالی و ابوخالد واسطی را برای استفاده علمی به محضر شریفش (علیه‌السّلام) ارجاع می‌دادند. از ابوحمزه ثمالی و ابوخالد واسطی نقل شده که گفته‌اند: «رساله‌ای را در رد مخالفان نوشته بودیم، پس از اتمام کار آن را به مدینه برده تا نظر امام باقر (علیه‌السّلام) را نسبت به آن جویا شویم تا اشکالات احتمالی آن را با تذکر حضرت (علیه‌السّلام) بر طرف نماییم، به مدینه آمدیم و خدمت امام (علیه‌السّلام) مشرف شدیم؛ امام (علیه‌السّلام) را از نوشتن چنین کتابی آگاه کردیم، امام (علیه‌السّلام) ضمن تشویق و ترغیب ما فرمود: آیا این کتاب را به زید ارائه داده‌اید، گفتیم نه فرمود: آن را در حضورش بخوانید و ببینید، نظر او چیست؟ بر طبق دستور امام (علیه‌السّلام) به حضور زید رفتیم و او را از جریان کتاب مطلع ساختیم. به ما فرمود: آن‌چه که نوشته‌اید، برایم بخوانید، ببینم چگونه است؟ ما کتابچه را تا به آخر خواندیم، گفت: بسیار خوب زحمت کشیدید و کوشش فراوان کرده‌اید؛ اما این نوشته مایه‌ی شکست شماست، آنگاه او یکی پس از دیگری مطالب ما را باز گفته یک به یک رد کرد. به خدا نمی‌دانیم، از چه تعجب کنیم از این‌که گویی کتاب را به یک‌باره از بر شد یا از رد مستدل او متعجب باشیم.آن‌گاه خود راه استدلال و شیوه بحث و بیان مطالب متناسب را به ما نشان داد و ما را در رد مخالفان به نحو احسن راهنمایی کرد. سپس دوباره نزد امام (علیه‌السّلام) برگشتیم و جریان واقعه و استدلال زید را برای حضرتش باز گفتیم. حضرت (علیه‌السّلام) ضمن سخنانی فرمودند: ان زیداً اعطی من العلم مثل ما علینا بسطهُ بزید؛ علم ما با تمام وسعت و احاطه‌اش به زید نیز افاضه شده است.» [۳۷]
محمد ابوزهره در کتابش الامام زید بیان داشته که عالمان سده‌های دوم و سوم هجری اعم از علمای شیعه و سنی و معتزله و مرجئه به پیشوایی او در دانش و فضیلت به اتفاق گواهی داده و قیامش علیه امویان را قیام علم و زهد و ورع شناخته اصحاب و یارانش را در شمار فقهاء و قاریان قرآن قلمداد کرده است. [۳۸] [۳۹] بنابراین بی‌سبب نیست که در آثار تالیف شده امامیه و زیدیه، احادیث و قصص بی‌شماری از او نقل شده و تصانیف و تالیفات متعددی به او نسبت داده شده است.

تألیفات زید

[ویرایش]

مرحوم دکتر کریمان ضمن بررسی و تحقیق در باب این مساله تالیفاتی را که به جناب زید نسبت داده شده است این‌گونه برشمرده است:
۱- اثبات الوصیه که به نظر برخی ممکن است همان کتاب تثبیت الامامه باشد.
۲- تثبیت الامامه
۳- تفسیر الغریب من القرآن
۴- کتاب الحقوق
۵- رد قدریّه از قرآن
۶- قرائته الخاصه
۷- قرائت امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام)
۸- مدح القلّه و ذم الکثره
۹- المسند یا المجموع الفقهی و المجموع الحدیثی
۱۰- مناسک الحج.

← مهمترین اثر


از میان این آثار مهم‌ترین اثری که به زید بن علی نسبت داده شده است، مجموع فقهی و حدیثی زید بن علی (علیه‌السّلام) است که توسط ابوخالد عمرو بن خالد واسطی زیدی، جمع‌آوری شده و توسط عبدالعزیز بن اسحاق بغدادی به رشته‌ی تحریر در آمده است. [۴۰] این کتاب اولین کتابی است که در موضوع فقه اسلامی تدوین شد. [۴۱]
آن بزرگوار افزون بر نقل احادیث و روایات و علم به قرآن و وجوه قرائات آن در فصاحت منطق، بلاغت، [۴۲] خطابت [۴۳] [۴۴] [۴۵] و شعر [۴۶] نیز از مهارت خاصی برخوردار بوده است.
ایشان از تابعان مدینه به حساب آمده ابن‌سعد احوالات وی را در طبقات در ردیف طبقه سوم از تابعین مدینه ذکر کرده است. [۴۷]

منزلت علمی زید از دیدگاه علما

[ویرایش]

ابوحنیفه نیز در وصفش گفته است: «زید را (در عظمت علمی‌اش) چون دودمانش دیدم؛ اما در عصر او کسی را داناتر و حاضر جواب‌تر و خوش بیان‌تر از او ندیدم؛ او در گفتگوهایش با قاطعیت سخن می‌گفت.» [۴۸] [۴۹] ابوطالب یکی از علمای زیدیه، در بیان مقام علمی زید گفته: «مقام و مرتبه زید آن قدر روشن است که اگر نام متکلمین را گویی، زید از آن‌هاست و اگر زهاد را بگویی، زید از آن دسته است و اگر شجاعان و دلیران را شماری، او نیرومندترین آن‌هاست و اگر اهل معرفت و حفظ و سیاست را بگویی، باز هم زید را شامل می‌شود.» [۵۰]
خالد بن صفوان درباره زید گفته: «مردی را در دنیا از قریشی و غیر عرب در عقل و برهان بالاتر از زید بن علی (علیه‌السّلام) نیافتم.» [۵۱]
تبحر بسیار در فصاحت منطق و استحکام سخن و سرعت در جواب و حسن مناظره و روشنی در بیان و ایجاز در ادای معانی از جمله اوصافی است که علامه‌ مقرّم، زید بن علی (علیه‌السّلام) را بدان ستوده است. [۵۲]

شخصیت روایی زید

[ویرایش]

زید بن علی (علیه‌السّلام) در سلسله سند حدود شصت و یک روایت واقع شده است [۵۳] که همه‌ی این روایات را از پدران پاکش (علیه‌السّلام) نقل می‌کند. [۵۴] او یکی از بارزترین چهره‌های روات احادیث در کتب اربعه شیعه می‌باشد. البته در منابع نام افراد دیگری نیز در سلسله سندهای روایات زید برده شده است؛ همانند: امام باقر (علیه‌السّلام)، ابان بن عثمان، [۵۵] [۵۶]عبدالرحمن بن حارث، [۵۷] عبیدالله بن رافع [۵۸] و دیگران.
حسین و عیسی پسران زید، [۵۹] زهری، [۶۰] [۶۱] صیرفی، [۶۲] [۶۳] محمد بن مسلم [۶۴] و دیگران نیز از جمله کسانی‌ به شمار آمده‌اند که از زید روایت نقل کرده‌اند.

مفسر قرآن

[ویرایش]

زید بن علی (علیه‌السّلام) علاوه بر نقل احادیث و روایات، در تشخیص معانی قرآن و طریقه قرائت آن، صاحب نظر بوده، در بحث‌ها و مناظرات خویش پیوسته به قرآن استشهاد کرده با الهام از آن، خصم را مغلوب می‌ساخت. (گفتگوهای او با هشام بن عبدالملک نیز مؤید این ادعاست) [۶۵] [۶۶] [۶۷] درباره او گفته‌اند که: «کانت له فیه قرائة خاصه.» [۶۸] [۶۹] [۷۰] [۷۱] [۷۲] [۷۳] [۷۴] [۷۵] [۷۶] [۷۷] در بیان مقام تفسیری زید گفته شده که مردی به نام ابی غسان نقل کرده که «زید بن علی (علیه‌السّلام) در سفری به شام در زمان حکومت هشام بن عبدالملک ۵ ماه به زندان افتاد در این مدت که من با او هم بند بودم، براستی که مردی را داناتر از او به کتاب خدا نیافتم. در این مدت من تفسیر سوره حمد و بقره را به صورت جالب و شیوا با بیانی رسا از او آموختم.» [۷۸] هم‌نشینی و مجالست بسیار زید با قرآن موجب شده بود که مردم مدینه او را با عنوان «حلیف القرآن» بشناسند. [۷۹] [۸۰] [۸۱]

زید و معتزله

[ویرایش]

در برخی منابع زید پیرو مسلک معتزلی معرفی شده است. آنان بر این اعتقادند که زید مدتی را نزد واصل بن عطا بنیانگذار فرقه معتزلی شاگردی کرده و از او اصول و فروع دین ‌آموخته است. [۸۲] [۸۳] این ادعا نخستین بار در کتاب الملل و النحل شهرستانی عنوان شده است. او می‌نویسد: «زید بن علی (علیه‌السّلام) بر این مذهب (معتزلی) بود، خواست اصول و فروع را فرا گیرد تا متجلّی به علم گردد. پس در اصول شاگردی واصل بن عطاء را اختیار کرد؛ با وجود آنکه اعتقاد واصل بر این بود که جد زید - علی بن ابی‌طالب (علیه‌السّلام) در جنگ‌هایی که میان او و اصحاب جمل و اصحاب شام گذشت، بر یقینی از صواب نبود.» [۸۴]
بی‌تردید این قول سخنی مجعول و شهرتی بی‌اساس بیش نیست که توسط مغرضان و بدخواهان آن حضرت ساخته شده است. در رد این ادعا (معتزلی بودن زید) وجوهی‌ برشمرده شده که به تعدادی از این موارد اشاره می‌کنیم:
۱- در منابع کهن از شاگردی زید نزد واصل بن عطاء سخنی به میان نیامده است و شهرستانی نیز سندی برای خود ارائه نکرده است.
۲- در روایات ائمه معصومین (علیه‌السّلام) و اصحاب گرامی‌شان از اعتزال زید سخنی به میان نیامده است.
۳- آن‌چه که معمول است این است که استاد می‌بایست، چند سالی را از شاگردان بزرگ‌تر باشد تا به لحاظ پختگی و کمال و درک صحیح و بهتر مسائل از او برتر باشد؛ در حالی که در ماجرای منقول شاگردی زید نزد واصل، این مساله بر عکس بوده و آن بزرگوار با توجه به تاریخ تولدش به سال ۶۶ یا ۶۷ هجری در حدود چهارده سال از استاد خود بزرگتر بوده است.
۴- بنابر روایت شهرستانی واصل بن عطاء خطا بر علی (علیه‌السّلام) را جایز می‌دانسته است و در مساله قضا و قدر بر خلاف دیدگاه‌های اهل‌بیت (علیه‌السّلام) سخن می‌گفته است. آیا منطقی است، از زیدی که امام رضا (علیه‌السّلام) او را از علماء آل محمد (علیه‌السّلام) برشمرده است، از مخالف عصمت علی (علیه‌السّلام)، علم آل محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را آموخته باشد؟
۵- ابوسعید نسوان حمیری از علماء معتزلی در کتاب الحور العین در تعریف از جناب زید آورده است که «بسیاری از معتزلیان بغداد همانند محمد بن عبدالله اسکافی و غیره در آثارشان به آن بزرگوار استناد کرده، می‌گویند ما زیدی هستیم. پس در اثبات علو مقام زید انتساب معتزله به او کافی است». [۸۵] این سخن حمیری معتزلی درست برخلاف سخن شهرستانی از انتساب معتزله به زید دلالت دارد و نه بر عکس. [۸۶]

زید و ادعای امامت

[ویرایش]

منابع اهل سنت و نیز کتب زیدیه مدعی شده‌اند که زید داعیه امامت داشته است؛ [۸۷] [۸۸] [۸۹] اما از روایات موجود و اقرار و اعتراف صریح آن بزرگوار به امامت ائمه اثنی عشر (علیه‌السّلام) خلاف این ادعا ثابت می‌گردد. این روایات به روشنی گویای این مطلب است که زید در صورت پیروز شدن حق را به صاحبان اصلی آن؛ یعنی خاندان عصمت و طهارت باز می‌گرداند. در روایتی از محمد بن مسلم نقل شده که «بر زید بن علی (علیه‌السّلام) وارد شدم و گفتم گروهی می‌گویند تو صاحب این امر (امامت) هستی. پاسخ داد نه؛ اما من از عترت ایشان هستم. گفتم پس چه کسی این کار را پس از شما متصدی خواهد شد؟ پاسخ داد: هفت تن از خلفاء که مهدی (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) از ایشان است. ابن مسلم گفت: پس از آن بر امام باقر (علیه‌السّلام) وارد شدم و این جریان را خبر دادم. حضرت فرمود: برادرم زید راست گفت، در آینده‌ای نزدیک پس از من، هفت تن از اوصیاء این امر را عهده‌دار خواهند شد و مهدی (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) نیز از آن‌هاست...» [۹۰] [۹۱]
تواتر اخباری از این دست و قطعیت صدور مضمون آن‌ها از ناحیه‌ی معصوم (علیه‌السّلام) نیز ثابت می‌کند که جناب زید از هر گونه نسبت ادعای امامت مبری می‌باشند. واقع امر این است که زید در اقامه‌ی حق و به هنگام قیام خود هرگز دعوی امامت نداشته، تنها به قصد اقامه سنن و تطهیر احکام اسلامی از فساد و تباهی راه یافته در آن قیام کرده است.
شیخ مفید در ارشاد می‌گوید: «بسیاری از شیعیان به امامت زید معتقدند و علت پیدایش این عقیده این بود که زید در موقع قیام می‌گفت من شما را به رضای آل محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) دعوت می‌کنم، مردم خیال می‌کردند مقصود از رضای آل محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) خود اوست و حال آنکه زید این اراده را نداشت، چون او به مقام و مرتبه و امامت برادر و برادرزاده‌اش اعتراف داشت». [۹۲] در زمان مأمون که زید النار قیام کرد و سرانجام دستگیر شد، او را نزد مامون آوردند، مامون عصبانی شده، به امام رضا (علیه‌السّلام) عرض کرد: «این پسر عمویت مانند همان زید بن علی است. او هم مرد آشوبگری بود و قیام کرد و کشته شد؛ اما امام (علیه‌السّلام) فرمودند: مامون این زید را با زید بن علی (علیه‌السّلام) مقایسه نکن او از دانشمندان خاندان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بود، برای خدا خشمگین شد با دشمنان او جنگید و در راه او به شهادت رسید...» [۹۳] [۹۴] [۹۵]

قیام زید به اذن امام

[ویرایش]

اسناد و قرائنی در دست است که ثابت می‌کند، قیام زید با اجازه و رضایت امام عصر ایشان – امام صادق (علیه‌السّلام) صورت پذیرفته است؛ از جمله‌ی دلائل و قرائنی که بر این امر اقامه گردیده است، می‌توان به دو مورد ذیل اشاره کرد:
اولا زید امام (علیه‌السّلام) را حجت خدا و واجب الطاعه می‌دانست [۹۶] [۹۷] [۹۸] و هرگز از کسی چون زید، پذیرفته نیست با آن مرتبه و مقام علمی و تقوایش و با چنین اعتقادی نسبت به ولایت امام آن هم در این امر مهم بدون مشورت معصوم (علیه‌السّلام) دست به چنین کاری زده باشد.
دوماً ادله قاطعی از روایت و احوال علما و دانشمندان طراز اول شیعه از قدماء تا معاصرین در دست است که به این مطلب تصریح کرده‌اند و می‌گویند، قیام زید با اذن امام صادق (علیه‌السّلام) بود؛ به طوری‌که از امام رضا (علیه‌السّلام) نقل شده که فرمود: «پدرم (علیه‌السّلام) به نقل از پدرش (علیه‌السّلام) فرموده‌اند، او برای قیامش با من مشورت کرد، من به او گفتم، عموجان اگر دوست داری و راضی هستی که همان به‌ دار آویخته کناسه باشی، پس راه تو همین است، در این موقع‌ زید از نزد حضرتش بیرون رفت. امام صادق (علیه‌السّلام) فرمود: وای بر آن کس که فریاد وی را بشنود و اجابتش نکند.» [۹۹] این روایت و مضمون بعضی دیگر از اخبار در این باب خود شاهد دیگری است که قیام زید به اذن امام (علیه‌السّلام) بوده است، به علاوه این که اصل تقیه را نیز نباید در علنی نکردن آن از نظر دور داشت.
از امام صادق (علیه‌السّلام) نقل است که فرمود: «رحم الله عمی زیدا لو ظفر لو فی انما دعا الی الرضا من آل محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و انا الرضی...خداوند عمویم زید را رحمت کند، اگر پیروز می‌شد، به وعده‌ی خویش وفا می‌کرد، همانا وی مردم را به رضای آل محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) دعوت می‌کرد و منظور از رضا من بودم.» [۱۰۰]

مذمت زید

[ویرایش]

با وجود تعاریف و مدایح و تمجید و تجلیل‌های مستند و صحیح درباره زید می‌توان درباره احادیثی که در برخی منابع آمده و مشتمل بر ذمّ زید بن علی (علیه‌السّلام) هستند، [۱۰۱] [۱۰۲] [۱۰۳] شک و تردید روا داشت، در رد این روایات دلایلی بر شمرده شده است؛ از جمله این‌که:
۱- از لحاظ سند بسیاری از این احادیث دارای مشکلند، علائم و نشانه‌هایی در دست است که نشان می‌دهد یا توسط جعالان حدیث و کذابان و فتوی به مزدان اموی به قصد ضربه زدن به ارزش‌های این قیام جعل شده‌اند و یا توسط فرقه‌های باطلی چون زیدیه بر اساس دیدگاه‌ها و عقاید کاذب نوشته شده و به آن بزرگوار نسبت داده شده‌اند.
۲- برخی از این روایات بنا بر اصل تقیه مطرح شده‌اند. [۱۰۴] [۱۰۵]

پانویس

[ویرایش]
 
۱. عمری نسابه، علی بن محمد، المجدی فی انساب الطالبیین، تحقیق احمد مهدوی دامغانی، قم، ستاره، چاپ دوم، ۱۳۸۰، ص۳۵۳.    
۲. ابن ‌الطقطقی، الفخری ‌فی‌ الآداب‌ السلطانیه‌ و الدول ‌الاسلامیه، تحقیق عبدالقادر محمد مایو، بیروت، دارالقلم العربی، چاپ اول، ۱۹۷۷، ص۱۳۱.    
۳. محلی، حمید بن احمد، الحدائق الوردیة فی مناقب الائمة الزیدیه، مکتبة بدر، صنعاء، چاپ اول، ص۱۴۲۳، ج۱، ص۲۴۲.
۴. زید بن علی (علیه‌السّلام)، مسند امام زید (علیه‌السّلام) (در قسمت مقدمه)، بیروت، دارمکتبة الحیاة، ص۱۰.
۵. ابوزهره، محمد، الامام زید، دارالفکر العربی، ص۲۲.
۶. حلی، ابن ‌نما، ذوب النضار، تحقیق فارس حسون کریم، قم، جامعه مدرسین، چاپ اول، ۱۴۱۶، ص۶۴-۶۵.
۷. بروجردی، سید حسین، جامع احادیث الشیعه، قم، مهر، ۱۳۷۱ش، ج۲۱، ص۷۰.
۸. محلی، حمید بن احمد، الحدائق الوردیة فی مناقب الائمة الزیدیه، مکتبة بدر، صنعاء، چاپ اول، ص۱۴۲۳، ج۱، ص۲۴۲.
۹. اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، تحقیق احمد صقر، بیروت، دارالمعرفه، بی‌تا، ص۱۲۴.    
۱۰. محلی، حمید بن احمد، الحدائق الوردیة فی مناقب الائمة الزیدیه، مکتبة بدر، صنعاء، چاپ اول، ص۱۴۲۳، ج۱، ص۲۴۱-۲۴۲.
۱۱. محلی، حمید بن احمد، الحدائق الوردیة فی مناقب الائمة الزیدیه، مکتبة بدر، صنعاء، چاپ اول، ص۱۴۲۳، ج۱، ص۲۴۱.
۱۲. بخاری، ابی‌ نصر، سرالسلسلة العلویه، تحقیق سید محمدصادق بحر العلوم، چاپ اول، ۱۳۷۱ش، شریف رضی، افست منشورات حیدریه، نجف اشرف، ۱۳۸۱، ص۳۲.
۱۳. عمری نسابه، علی بن محمد، المجدی فی انساب الطالبیین، تحقیق احمد مهدوی دامغانی، قم، ستاره، چاپ دوم، ۱۳۸۰، ص۳۵۳.    
۱۴. عمری نسابه، علی بن محمد، المجدی فی انساب الطالبیین، تحقیق احمد مهدوی دامغانی، قم، ستاره، چاپ دوم، ۱۳۸۰، ص۳۵۳.    
۱۵. ابن ‌الطقطقی، الفخری ‌فی‌ الآداب‌ السلطانیه‌ و الدول ‌الاسلامیه، تحقیق عبدالقادر محمد مایو، بیروت، دارالقلم العربی، چاپ اول، ۱۹۷۷، ص۱۳۱.    
۱۶. شیخ مفید، محمد بن نعمان، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳، ج۲، ص۱۷۱.    
۱۷. اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، تحقیق احمد صقر، بیروت، دارالمعرفه، بی‌تا، ص۸۶.    
۱۸. زید بن علی (علیه‌السّلام)، مسند امام زید (علیه‌السّلام) (در قسمت مقدمه)، بیروت، دارمکتبة الحیاة، ص۱۰.
۱۹. عمری نسابه، علی بن محمد، المجدی فی انساب الطالبیین، تحقیق احمد مهدوی دامغانی، قم، ستاره، چاپ دوم، ۱۳۸۰، ص۳۵۳.    
۲۰. ابن عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب، تحقیق و تصحیح محمد حسن آل الطالقانی، چاپ دوم، ۱۹۶۱، نجف، منشورات حیدریه، ص۲۵۵.    
۲۱. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۶، ج۳، ص۵۹.
۲۲. اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، تحقیق احمد صقر، بیروت، دارالمعرفه، بی‌تا، ص۱۲۷.    
۲۳. زید بن علی (علیه‌السّلام)، مسند امام زید (علیه‌السّلام) (در قسمت مقدمه)، بیروت، دارمکتبة الحیاة، ص۱۱.
۲۴. فخر رازی، محمدبن‌ عمر، الشجرة المبارکه فی انساب الطالبیه، تحقیق مهدی رجایی، قم، حافظ، چاپ دوم، ۱۳۷۷، ص۱۲۷.    
۲۵. فخر رازی، محمدبن‌ عمر، الشجرة المبارکه فی انساب الطالبیه، تحقیق مهدی رجایی، قم، حافظ، چاپ دوم، ۱۳۷۷، ص۱۲۷.    
۲۶. محلی، حمید بن احمد، الحدائق الوردیة فی مناقب الائمة الزیدیه، مکتبة بدر، صنعاء، چاپ اول، ص۱۴۲۳.
۲۷. محلی، حمید بن احمد، الحدائق الوردیة فی مناقب الائمة الزیدیه، مکتبة بدر، صنعاء، چاپ اول، ج۱، ص۲۴۲-۲۴۳.
۲۸. موسوی المقرم، عبدالرزاق، زید الشهید، نجف، مطبعة الغری، ص۱۳.
۲۹. اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، تحقیق احمد صقر، بیروت، دارالمعرفه، بی‌تا، ص۱۲۶.    
۳۰. عمری نسابه، علی بن محمد، المجدی فی انساب الطالبیین، تحقیق احمد مهدوی دامغانی، قم، ستاره، چاپ دوم، ۱۳۸۰، ص۳۵۶.    
۳۱. فخر رازی، محمدبن‌ عمر، الشجرة المبارکه فی انساب الطالبیه، تحقیق مهدی رجایی، قم، حافظ، چاپ دوم، ۱۳۷۷، ص۱۲۷.    
۳۲. محلی، حمید بن احمد، الحدائق الوردیة فی مناقب الائمة الزیدیه، مکتبة بدر، صنعاء، چاپ اول، ص۱۴۲۳، ج۱، ص۲۴۳.
۳۳. اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، تحقیق احمد صقر، بیروت، دارالمعرفه، بی‌تا، ص۱۲۶.    
۳۴. شیخ مفید، محمد بن نعمان، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳، ج۲، ص۱۷۲.    
۳۵. طوسی، محمد بن حسن، رجال الکشی، مشهد، دانشگاه مشهد، ۱۳۴۸، ص۲۸۵.    
۳۶. شیخ صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا (علیه‌السّلام)، قم، جهان، ۱۳۷۸، ج۲، ص۲۲۵.    
۳۷. موسوی المقرم، عبدالرزاق، زید الشهید، نجف، مطبعة الغری، ص۱۵-۱۶.
۳۸. ابوزهره، محمد، الامام زید، دارالفکر العربی، ص۷۱.
۳۹. محلی، حمید بن احمد، الحدائق الوردیة فی مناقب الائمة الزیدیه، مکتبة بدر، صنعاء، چاپ اول، ص۱۴۲۳، ج۱، ص۲۵۰-۲۵۱.
۴۰. کریمان، حسین، سیره و قیام زید بن علی (علیه‌السّلام)، تهران، علمی – فرهنگی، ۱۳۶۴، ص۱۰۰-۱۰۱
۴۱. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۶، ج۳، ص۵۹.
۴۲. محلی، حمید بن احمد، الحدائق الوردیة فی مناقب الائمة الزیدیه، مکتبة بدر، صنعاء، چاپ اول، ص۱۴۲۳، ج۱، ص۲۴۳.
۴۳. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۶، ج۳، ص۵۹.
۴۴. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اول، ۱۹۷۷، ج۳، ص۲۲۹.    
۴۵. محلی، حمید بن احمد، الحدائق الوردیة فی مناقب الائمة الزیدیه، مکتبة بدر، صنعاء، چاپ اول، ص۱۴۲۳، ج۱، ص۲۴۳.
۴۶. محلی، حمید بن احمد، الحدائق الوردیة فی مناقب الائمة الزیدیه، مکتبة بدر، صنعاء، چاپ اول، ص۱۴۲۳، ج۱، ص۲۵۲.
۴۷. ابن ‌سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد بن صامل السلمی، طائف، مکتبة الصدیق، چاپ اول، ۱۹۹۳، ج۵، ص۲۵۰.    
۴۸. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۶، ج۳، ص۵۹.
۴۹. ابوزهره، محمد، الامام زید، دارالفکر العربی، ص۷۰.
۵۰. حمیری، ابوسعید نشوان، الحور العین عن کتب العلم الشرائف دون النساء العفائف، تحقیق و حواشی کمال مصطفی، بیروت- صنعاء، دار آزال للطباعه و النشر و التوزیع- المکتبة الیمنیه، چاپ دوم، ص۲۴۰.
۵۱. موسوی المقرم، عبدالرزاق، زید الشهید، نجف، مطبعة الغری، ص۱۷.
۵۲. موسوی المقرم، عبدالرزاق، زید الشهید، نجف، مطبعة الغری، ص۳۰.
۵۳. رضوی اردکانی، ابوفاضل، شخصیت و قیام زید بن علی (علیه‌السّلام)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۶۴، ص۵۱.
۵۴. رضوی اردکانی، ابوفاضل، شخصیت و قیام زید بن علی (علیه‌السّلام)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۶۴، ص۵۱.
۵۵. ابن ‌عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه دمشق، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵، ج۱۹، ص۴۵۱.    
۵۶. ابن حجر، احمد بن علی، تهذیب التهذیب، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۸۴، ج۳، ص۳۶۲.
۵۷. ابن ‌سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد بن صامل السلمی، طائف، مکتبة الصدیق، چاپ اول، ۱۹۹۳، ج۵، ص۲۵۱.    
۵۸. ابن حجر، احمد بن علی، تهذیب التهذیب، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۸۴، ج۳، ص۳۶۲.
۵۹. ابن حجر، احمد بن علی، تهذیب التهذیب، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۸۴، ج۳، ص۳۶۲.
۶۰. ابن حجر، احمد بن علی، تهذیب التهذیب، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۸۴، ج۳، ص۳۶۲.
۶۱. ابن ‌عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه دمشق، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵، ج۱۹، ص۴۵۱.    
۶۲. ابن ‌سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد بن صامل السلمی، طائف، مکتبة الصدیق، چاپ اول، ۱۹۹۳، ج۵، ص۲۵۱.    
۶۳. ابن ‌عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه دمشق، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵، ج۱۹، ص۴۵۱.    
۶۴. ابن ‌عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه دمشق، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵، ج۱۹، ص۴۵۱.    
۶۵. محلی، حمید بن احمد، الحدائق الوردیة فی مناقب الائمة الزیدیه، مکتبة بدر، صنعاء، چاپ اول، ص۱۴۲۳، ج۱، ص۲۴۸-۲۵۲.
۶۶. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ص۱۶۵-۱۶۶.
۶۷. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ص۳۲۵
۶۸. حمیری، ابوسعید نشوان، الحور العین عن کتب العلم الشرائف دون النساء العفائف، تحقیق و حواشی کمال مصطفی، بیروت- صنعاء، دار آزال للطباعه و النشر و التوزیع- المکتبة الیمنیه، چاپ دوم، ۱۹۸۵، ص۲۴۰.
۶۹. زمخشری، محمود بن محمد، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ اول، ۱۴۱۸، ج۱، ص۲۱۹.
۷۰. زمخشری، محمود بن محمد، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ اول، ۱۴۱۸، ج۱، ص۲۲۸.
۷۱. زمخشری، محمود بن محمد، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ اول، ۱۴۱۸، ج۱، ص۵۳.
۷۲. زمخشری، محمود بن محمد، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ اول، ۱۴۱۸، ج۴، ص۱۴.
۷۳. زمخشری، محمود بن محمد، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ اول، ۱۴۱۸، ج۴، ۹۷.
۷۴. زمخشری، محمود بن محمد، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ اول، ۱۴۱۸، ج۴، ۶۳.
۷۵. زمخشری، محمود بن محمد، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ اول، ۱۴۱۸، ج۴، ۴۰.
۷۶. زمخشری، محمود بن محمد، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ اول، ۱۴۱۸، ج۴، ۲۸.
۷۷. زمخشری، محمود بن محمد، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ اول، ۱۴۱۸، ج۴، ۲۳.
۷۸. محلی، حمید بن احمد، الحدائق الوردیة فی مناقب الائمة الزیدیه، مکتبة بدر، صنعاء، چاپ اول، ص۱۴۲۳، ج۱، ص۲۴۷.
۷۹. اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، تحقیق احمد صقر، بیروت، دارالمعرفه، بی‌تا، ص۸۸.    
۸۰. محلی، حمید بن احمد، الحدائق الوردیة فی مناقب الائمة الزیدیه، مکتبة بدر، صنعاء، چاپ اول، ص۱۴۲۳، ج۱، ص۲۴۳.
۸۱. شیخ مفید، محمد بن نعمان، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳، ج۲، ص۱۷۲.    
۸۲. شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، تحقیق محمد سید کیلانی، بیروت، دارالمعرفه، ج۱، ص۱۸۰.    
۸۳. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۶، ج۳، ص۵۹.
۸۴. شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، تحقیق محمد سید کیلانی، بیروت، دارالمعرفه، ج۱، ص۱۸۰.    
۸۵. حمیری، ابوسعید نشوان، الحور العین عن کتب العلم الشرائف دون النساء العفائف، تحقیق و حواشی کمال مصطفی، بیروت- صنعاء، دار آزال للطباعه و النشر و التوزیع- المکتبة الیمنیه، چاپ دوم، ۱۹۸۵، ص۲۴۰.
۸۶. رضوی اردکانی، ابوفاضل، شخصیت و قیام زید بن علی (علیه‌السّلام)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۶۴، ص۲۲۴-۲۲۷.
۸۷. ابن ‌عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه دمشق، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵، ج۱۹، ص۴۵۱.    
۸۸. ابن طقطقی، محمد بن علی، الفخری فی الآداب السلطانیه و الدول الاسلامیه، تحقیق عبدالقادر محمد مایو، بیروت، دار القلم العربی، چاپ اول، ۱۹۹۷، ص۱۳۱.    
۸۹. محلی، حمید بن احمد، الحدائق الوردیة فی مناقب الائمة الزیدیه، مکتبة بدر، صنعاء، چاپ اول، ص۱۴۲۳، ج۱، ص۲۴۱.
۹۰. قمی، علی بن محمد، کفایة الاثر، قم، بیدار، ۱۴۰۱، ص۳۱۰.    
۹۱. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار الجامة لدرر اخبار الائمة الاطهار، تهران، اسلامیه، بی‌تا، ج۴۶، ص۲۰۰.    
۹۲. شیخ مفید، محمد بن نعمان، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳، ج۲، ص۱۷۲.    
۹۳. شیخ صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا (علیه‌السّلام)، قم، جهان، ۱۳۷۸، ج۲، ص۲۲۵.    
۹۴. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، اهل البیت، ج۱۵، ص۵۳.    
۹۵. موسوی المقرم، عبدالرزاق، زید الشهید، نجف، مطبعة الغری، ص۱۲.
۹۶. صدوق، محمد بن علی، امالی، قم، اسلامیه، ۱۳۶۳ش، ص۵۴۳.
۹۷. نیشابوری، محمد بن فتال، روضة الواعظین، قم، منشورات رضی، بی‌تا، ج۱، ص۲۰۸.    
۹۸. سروی مازندرانی، ابن شهر آشوب، المناقب، قم، علامه، ۱۳۷۹، ج۳، ص۳۹۷.    
۹۹. شیخ صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا (علیه‌السّلام)، قم، جهان، ۱۳۷۸، ج۲، ص۲۲۵.    
۱۰۰. راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، قم، امام مهدی (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف)، ۱۴۰۹، چاپ اول، ج۱، ص۲۸۱.
۱۰۱. کلینی، محمد، اصول الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج۱، ص۳۵۶-۳۵۷.    
۱۰۲. خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بی‌جا، چاپ پنجم، ۱۴۱۳، ج۸، ص۳۶۵-۳۶۷.    
۱۰۳. رضوی اردکانی، ابوفاضل، شخصیت و قیام زید بن علی (علیه‌السّلام)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۶۴، ص۱۶۴-۲۰۲.
۱۰۴. رضوی اردکانی، ابوفاضل، شخصیت و قیام زید بن علی (علیه‌السّلام)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۶۴، ص۱۶۳.
۱۰۵. خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بی‌جا، چاپ پنجم، ۱۴۱۳، ج۸، ص۳۶۰    


منبع

[ویرایش]

سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «شخصیت زید بن علی»، تاریخ بازیابی۹۵/۹/۹.    






جعبه‌ابزار