زیارت در سیره معصومین

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



زیارت، عملی عبادی است به معنای حضور در پیشگاه پیشوایان دینی یا نزد قبور آنان یا دیدار از مکانی مقدس یا محترم برای اظهار ارادت و احترام و کسب فیض معنوی. زیارت همواره از اعمال پسندیده اسلام بوده و در طول تاریخ، مسلمانان به آن عنایت و اهتمام داشته‌اند. این عمل عبادی، نزد شیعیان جایگاهی ویژه و اثرات معنوی و ثواب بسیاری دارد.


اهتمام عملی معصومین بر زیارت

[ویرایش]

پیامبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله) و معصومین ‌(علیهم‌السلام) طبق نص قرآن و روایات، اسوه و الگوی ما در زندگی هستند و خداوند دستور داده تا در زندگی خود به ایشان اقتدا کنیم. یکی از توصیه‌هایی که پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله) و اهل ‌بیت (علیهم‌السلام) روی آن تأکید کرده‌اند، زیارت قبور مطهر ایشان است. اما اهل ‌بیت (علیهم‌السلام) برای ترویج این سنت حسنه، تنها به حرف اکتفا نکرده؛ بلکه خود در وهله‌ اول بدان عمل نموده‌اند.

نمونه‌هایی از روایات

[ویرایش]

اینک شواهدی از روایات را که دلیل بر اهتمام عملی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) و ائمه‌ اطهار (علیهم‌السلام) بر زیارت است، ذکر می‌کنیم:

← حدیث اول


در حدیثی که از عایشه نقل شده، استفاده می‌شود هر موقع آخر شب فرا می‌رسید، پیامبر به سوی بقیع می‌رفت و می‌گفت: «السلام علیکم دار قوم مؤمنین و اتاکم ماتوعدون، غدا مؤجّلون و انا ان شاء الله بکم لاحقون اللهم اغفر لاهل بقیع الغرقد».

← حدیث دوم


از حدیث دیگری استفاده می‌شود که پیامبر گرامی ‌(صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله) به طور دسته‌جمعی به زیارت قبور می‌شتافت و به آنان تعلیم می‌کرد که اهل قبور را چگونه زیارت کنند:

←← نمونه اول


ـ «کان رسول الله یعلّمهم اذا خرجوا الی المقابِرِ فکان قائلهم یقول: السّلام علی اهل الدیّار (یا) السّلام علیکم اهل الدیّار من المؤمنین و المسلمین و انا ان شاء الله لاحِقُونَ اسئل الله لنا و لکم العافیه...».

←← نمونه دوم


ـ «زارَ النَّبِیُّ قَبْرَ امَّهِ فَبَکی وَ اَبْکی مَنْ حَوْلَهُ ... اسْتَاذَنْتُ رَبِّی فی اَنْ ازُورَ قَبْرَها فَاَذِنَ لِی فَزُورُوا الْقُبُورَ فَانَّها تُذَکِّرُکُمُ الْمَوْتَ»؛ « پیامبر قبر مادر خود را زیارت کرد و در کنار قبر او گریست و کسانی را که دور او بودند گریاند، و فرمود: از خدایم اجازه گرفته‌ام که قبر مادرم را زیارت کنم شما نیز قبرها را زیارت کنید؛ زیرا زیارت آنها مایه یادآوری خداست».

←← بیان یک نکته


نکته این‌که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) از خدا اجازه گرفته است که قبر مادر خود را زیارت کند، این است که به عقیده راویان حدیث، مادر پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) «مشرک» بوده است. به طور مسلم مادر پیامبر بسان پدر و اجداد و نیاکان او همگی اهل توحید بوده و بر آیین حنیف بودند؛ از این جهت تمام قسمت‌های این حدیث با موازین علمی ‌سازگار نیست.
[۶] سنن ابی‌داود، ج۲، ص۱۹۵، کتاب الجنائز، طبع مصر، با تعلیقات شیخ احمد سعد از علمای از هر؛ صحیح مسلم، ج۴، ص۷۴، کتاب الجنائز، باب زیارة قبر المشرک.


← حدیث سوم


عایشه می‌گفت که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) زیارت قبور را آزاد اعلام کرد: «اِنَّ رَسُولَ اللهِ رَخَّصَ فِی زِیارَةِ الْقُبُورِ»؛
[۷] صحیح مسلم، ج۳، ص۶۵، باب استئذان النبی ربه عزوجل فی زیارة قبر امه.
[۹] سنن ابی‌داود، ج۲، ص۱۹۵، کتاب الجنائز، طبع مصر، با تعلیقات شیخ احمد سعد از علمای ازهر.
[۱۰] مسلم، صحیح مسلم، ج۴، ص۷۴، کتاب الجنائز، باب زیارة قبر المشرک.

«پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم)، زیارت قبور را اجازه داد».

← حدیث چهارم


عایشه می‌گوید: پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) کیفیت زیارت قبور را برای من تعلیم کرد. اینک متن حدیث:
«فَاَمَرَنی رَبِّی آتِی الْبَقیعَ فَاَسْتَغْفِرَ لَهُمْ قُلْتُ کَیْفَ اَقُولُ: یا رَسُولَ اللهِ قالَ قُولِی: اَلسَّلامُ عَلی اَهْلِ الدِّیارِ مِنَ الْمُؤْمِنینَ وَ‌الْمُسْلِمینَ یَرْحَمُ اللهُ الْمُسْتَقْدِمِینَ مِنّا وَ الْمُسْتَاخِرینَ وَ انّا انْ شاءَ اللهُ بِکُمْ لاحِقُونَ»؛ «پروردگارم دستور داد که به بقیع بیایم و بر آن‌ها طلب آمرزش کنم. عایشه می‌گوید: گفتم من چگونه بگویم، گفت: ‌بگو: سلام بر اهل این دیار از مؤمنان و مسلمانان! خدا گذشتگان از ما و عقب‌ماندگان از ما را رحمت کند، ما به شما به همین زودی ملحق می‌شویم».

← حدیث پنجم


در احادیث دیگر وارد شده است که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) با چه جمله‌هایی به زیارت قبور می‌پرداخت؛ اینک کلماتی که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) با آن‌ها قبور را زیارت می‌کرد:

←← نمونه اول


ـ «اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ دارَ قَوْمٍ مُؤْمِنینَ وَ انّا وَ اِیّاکُمْ مُتَواعِدونَ غَداً وَ مُواکِلُونَ وَ اِنّا اِنْ شاءَ اللهُ بِکُمْ لاحِقُونَ اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لاَهْلِ بَقیِع الْغَرْقَدِ».

←← نمونه دوم


ـ در حدیث دیگر متن زیارت به گونه دیگر‌ی نقل شده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ اَهْلَ الدِّیارِ مِنَ المُؤْمِنینَ وَ الْمُسْلِمینَ وَ انّا اِنْ شاء اللهُ بِکُمْ لاحِقُونَ اَنْتُمْ لَنا فَرَطٌ وَ نَحْنُ لَکُمْ تَبَعٌ اَسْئَلُ اللهَ الْعافِیَةَ لَنا وَلَکُمْ».

←← نمونه سوم


ـ در حدیث سوم به گونه‌ دیگر نیز نقل شده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ دارَ قَوْمٍ مُؤْمِنینَ وَ اِنّا اِنْ شاءَ اللهُ بِکُمْ لاحِقُونَ».

←← نمونه چهارم


از حدیث عایشه استفاده می‌شود هر موقع آخر شب فرا می‌رسید، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) به سوی بقیع می‌رفت و می‌گفت: «اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ دارَ قَوْمٍ مُؤْمِنینَ وَ اَتاکُمْ ما تُوعَدونَ، غَداً مُؤَجَّلونَ وَ اِنّا اِنْ شاءَ اللهُ بِکُمْ لاحِقُونَ اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لاَهْلِ بَقیِع الْغَرْقَدِ».

←← نمونه پنجم


ـ از حدیث دیگری استفاده می‌شود که پیامبر گرامی ‌(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) به طور دسته‌جمعی به زیارت قبور می‌شتافت و به آنان تعلیم می‌کرد که اهل قبور را چگونه زیارت کنند:
«کانَ رَسُولُ اللهِ یُعَلِّمُهُمْ اِذا خَرَجُوا اِلَی الْمَقابِرِ فَکانَ قائلُهُمْ یَقُولُ: اَلسَّلامُ عَلَی اَهْلِ الدِّیارِ (یا) اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ اَهْلَ الدِّیارِ مِنَ المُؤْمِنینَ وَ الْمُسْلِمینَ وَ انّا اِنْ شاءَ اللهُ لاحِقُونَ اَسْئلُ اللهَ لَنا وَ لَکُمْ الْعافیَةَ...».

← حدیث ششم


حضرت فاطمه (سلام الّله‌غلیها) دخت پیامبر گرامی‌ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) در هر جمعه به زیارت قبر عموی خود (حمزه) می‌رفت و در کنار قبر او نماز می‌گزارد و گریه می‌کرد.

← حدیث هفتم


امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) هنگام زیارت قبور در کوفه فرمود:
«السلام علیکم یا اهل الدَّیار من المؤمنین و المُسلِمین. انتم لَنا سَلفٌ فارِط، و نحنُ لکم تبعٌ عمّا قلیلٍ لاحِق. اللهمَّ اغْفرلَنا و لهم و تَجاوَزْ عَنّا و عنُهم. طوبی لمن اراد المعادَ و عمل الحسنات و قَنعَ بالکفات و رضیَ عَن اللهِ عزّوجل»؛ «درود بر شما ‌ای مؤمنان و مسلمانان اهل این خانه‌ها! شما نسبت به ما جلو افتاده‌اید و ما پیروی هستیم که به‌زودی به شما می‌رسیم. خدایا! ما و آنان را بیامرز و از خطاهای ما و ایشان درگذر. خوشا حال کسی که سرای بازگشت را بخواهد و کارهای نیک کند و به روزگذاری که او را بی‌نیاز گرداند، خرسند شود و از (عطای) خدای عزوجل راضی گردد».
(قنع یقنَع قنعاً و قناعة: خرسند گردید به قسمت خود. کفاف بر وزن سحاب: ‌اندازه روزگذار از روزی و قوُت که مستغنی گرداند و از خواست باز دارد).
[۱۹] صفی پوری شیرازی، عبدالرحیم عبدالکریم، منتهی الارب، واژه «قنع».


← حدیث هشتم


عن بن فضّال قال: «رأیت ابا الحسن (علیه‌السلام) و هو یرید ان یودّع للخروج الی العمرة فاتی القبر من موضع راس رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بعد المغرب فسلم علی النبیّ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و لزق بالقبر ثم اتی‌المنبر»؛ابن فضّال می‌گوید: «اباالحسن (علیه‌السلام) را دیدم که برای رفتن به عمره می‌خواهد وداع کند. پس بعد از غروب از جانب سر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) به سوی قبر آمد و بر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) سلام کرد و به قبر چسبید؛ سپس به طرف منبر آمد و ... .

← حدیث نهم


عن ابی الحسن موسی (علیه‌السلام) عن ابیه عن جدّه قال: «کان علیّ بن الحسین صلوات الله علیهما یقف علی قبر النبیّ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فیسلم علیه و یشهد له بالبلاغ و یدعو بما حضره ثم یسند ظهره الی المروة الخضراء الدقیقة العرض ممایلی القبر و یلتزق بالقبر و... فیقول: اللهم...»؛ «امام کاظم (علیه‌السلام) از امام صادق (علیه‌السلام) و از جدش نقل می‌کند که فرمود: امام سجاد (علیه‌السلام) کنار قبر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) توقف می‌کرد و بر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) سلام می‌داد و به رسالت او شهادت می‌داد و بعد آن‌چه را می‌خواست، دعا می‌کرد؛ سپس به سنگی که سطحش صاف و روبه‌روی قبر بود، تکیه می‌داد و به قبر می‌چسبید و می‌فرمود: خدایا... .

← حدیث دهم


عن صفوان الجّمال قال: «لمّا وافیت مع جعفر بن محمد الصادق (علیه‌السلام) الکوفة نرید ابا جعفر المنصور قال لی: یا صفوان انخ الراحلة فهذا قبر جدّی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فانختها، ثم نزل فاغتسل و غیّر ثوبه و نحفّی، و قال لی، افعل کما افعل...»؛ صفوان می‌گوید: «وقتی که همراه جعفر بن محمد (علیه‌السلام) به کوفه رسیدیم، خواستیم نزد منصور دوانقی برویم، حضرت به من فرمودند: ‌ای صفوانً مرکب را نگهدار که این قبر جدم علی (علیه‌السلام) است. من مرکب را نگاه داشتم. سپس حضرت، از مرکب پایین آمد و غسل کرد و پیراهنش را عوض کرد و بعد به من گفت: تو هم مثل من این کار را انجام بده...».

← حدیث یازدهم


عن جابر الجعفی قال: «قال ابوجعفر (علیه‌السلام) مضی ابی علی بن الحسین الی قبر امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فوقف علیه ثم بکی و قال: السلام علیک یا امین الله فی ارضه...»؛ جابر جعفی می‌گوید: «امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند: پدرم علی بن حسین (علیه‌السلام) کنار قبر امیرمؤمنان رفت و کنار قبر ایستاد و گریه کرد و فرمود: ‌سلام بر تو ‌ای امین خدا بر روی زمین! ...».

← حدیث دوازدهم


عن جعفر بن محمد عن ابیه: «ان الحسین بن علی (علیه‌السلام) کان یزور قبر الحسن بن علی (علیه‌السلام) کل عشیة جمعة»؛ جعفر بن محمد از پدرش (علیه‌السلام) نقل می‌کند: «امام حسین (علیه‌السلام) قبر برادرش امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) را هر شب جمعه زیارت می‌کرد».

← حدیث سیزدهم


عن عمرو بن ابی‌المقدام عن ابیه، قال: «مررت علی ابن جعفر (علیه‌السلام) بالبقیع فمررنا بقبر رجل من اهل الکوفة من الشیعه، قال: فوقف علیه ثم قال: اللهم ارحم غربته و... . ثم قرانا انّا انزلناه سبع مرات»؛ عمر بن ابی‌مقدام از پدرش نقل می‌کند که: «همراه ابی‌جعفر (علیه‌السلام) از بقیع گذشتیم؛ پس از کنار قبر مردی شیعه که اهل کوفه بود گذشتیم. ابو‌جعفر (علیه‌السلام) بر قبر او ایستاد و فرمود: خدایا! به غربتش رحم کن و سپس سوره انا انزلناه را هفت بار خواند.

← حدیث چهاردهم


عن محمد بن مسعود قال: «رایت ابا عبدالله (علیه‌السلام) انتهی الی قبر النبّی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) فوضع یده علیه و قال اسال الله الذی...»؛ محمد بن مسعود می‌گوید: «امام صادق (علیه‌السلام) را دیدم که نزد قبر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) رفت و دستش را روی قبر گذاشت و فرمود: از خدا می‌خواهم که...».

پانویس

[ویرایش]
 
۱. احزاب/سوره۳۳، آیه۲۱.    
۲. مسلم، صحیح مسلم، ج۲، ص۶۶۹، باب ما یقال عند الدخول القبور.    
۳. مسلم، صحیح مسلم، ج۲، ص۶۷۱، باب ما یقال عند الدخول القبور.    
۴. مسلم، صحیح مسلم، ج۲، ص۶۷۱، باب استئذان النبی ربه عزوجل فی زیارة قبر امه.    
۵. الالبانی، ناصرالدین صحیح ابن ماجه، ج۴، ص۷۲.    
۶. سنن ابی‌داود، ج۲، ص۱۹۵، کتاب الجنائز، طبع مصر، با تعلیقات شیخ احمد سعد از علمای از هر؛ صحیح مسلم، ج۴، ص۷۴، کتاب الجنائز، باب زیارة قبر المشرک.
۷. صحیح مسلم، ج۳، ص۶۵، باب استئذان النبی ربه عزوجل فی زیارة قبر امه.
۸. الالبانی، ناصرالدین صحیح ابن ماجه، ج۴، ص۷۰.    
۹. سنن ابی‌داود، ج۲، ص۱۹۵، کتاب الجنائز، طبع مصر، با تعلیقات شیخ احمد سعد از علمای ازهر.
۱۰. مسلم، صحیح مسلم، ج۴، ص۷۴، کتاب الجنائز، باب زیارة قبر المشرک.
۱۱. نسائی، سنن نسائی، ج۴، ص۹۱.    
۱۲. مسلم، صحیح مسلم، ج۲، ص۶۶۹، باب ما یقال عند دخول القبور.    
۱۳. نسائی، سنن نسائی، ج۳، ص۹۳.    
۱۴. نسائی، سنن نسائی، ج۱، ص۹۱.    
۱۵. نسائی، سنن نسائی، ج۳، ص۹۴.    
۱۶. نسائی، سنن نسائی، ج۴، ص۹۳.    
۱۷. حاکم، ابوعبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۳۰.    
۱۸. سمهودی، وفاء الوفاء، ج۳، ص۱۱۱.    
۱۹. صفی پوری شیرازی، عبدالرحیم عبدالکریم، منتهی الارب، واژه «قنع».
۲۰. هیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد، ج۹، ص۲۹۹.    
۲۱. علامه امینی، الغدیر، ج۵، ص۱۷۱.    
۲۲. جاحظ، البیان و التبیین، ج۳، ص۱۰۲.    
۲۳. عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۲۸۱، چاپ پنجم انتشارات، احیاء تراث عربی، بیروت.    
۲۴. عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۲۶۷، چاپ پنجم انتشارات، احیاء تراث عربی، بیروت.    
۲۵. عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۰۵، چاپ پنجم انتشارات، احیاء تراث عربی، بیروت.    
۲۶. عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۰۶، چاپ پنجم انتشارات، احیاء تراث عربی، بیروت.    
۲۷. عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۳۱۷، چاپ پنجم انتشارات، احیاء تراث عربی، بیروت.    
۲۸. عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۴۶۲، چاپ پنجم انتشارات، احیاء تراث عربی، بیروت.    
۲۹. عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۲۶۹، چاپ پنجم انتشارات، احیاء تراث عربی، بیروت.    


منبع

[ویرایش]
سایت‌اندیشه قم، برگرفته از مقاله «زیارت در سیره معصومین»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۰۴/۰۷.    






جعبه ابزار