روضه شب اول محرم

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



‌نام‌گذاری شب‌های محرم به طور تعینی و با گذشت زمان صورت گرفته است. این کار از ناحیه‌ ذاکران اهل بیت (علیهم‌السّلام) به تقلید از شب‌های خاصی مانند: عاشورا و تاسوعا انجام گرفته است. به همین جهت نخستین شب ماه محرم را به پاس فداکاری و جانفشانی‌های سفیر امام حسین (علیه‌السّلام)، شب حضرت مسلم نام نهاده‌اند.


مسلم بن عقیل

[ویرایش]

جناب مسلم بن عقیل بن ابی‌طالب بن عبدالمطلب بن‌ هاشم برادرزاده حضرت علی (علیه‌السّلام) است. وی فرزند عقیل، عموزاده و صحابی گرانقدر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و نوه ابوطالب، پدر گرامی امام علی (علیه‌السلام) و کنیه‌اش ابو داود بود. مسلم بن عقیل پس از ورود به دوران جوانی با رقیه و به قولی ام کلثوم دختر علی (علیه‌السلام)، پیوند زناشویی بست. دومین ام کلثوم حاضر در کربلا که در منابع تاریخی از وی نام برده‌اند، به احتمال قریب به یقین همسر مسلم بن عقیل است. وی از اجله بنی‌هاشم و کسی است که سید الشهداء (علیه‌السّلام) او را به لقب ثقه ملقب فرمودند.
حضرت مسلم بن عقیل (علیه‌السلام)، را می‌توان نخستین شهید حماسه کربلا دانست؛ گرچه در کربلا حضور نداشت و شهادتش کمی پیش‌تر از حادثه کربلا به تاریخ هشتم ذی‌الحجه سال شصت هجری در شهر کوفه رخ داده است. در عظمت و جلالت وی، همین بس که پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) درباره دلیل محبت خود نسبت به عقیل، خطاب به امام علی (علیه‌السّلام) فرمودند: «والله إنی لأحبه حبين، ... و إن ولده مقتول في محبة ولدک؛ به خدا سوگند که من عقیل را به دو جهت دوست دارم ... و همانا فرزند عقیل در مسیر محبت و دوستی فرزند تو کشته خواهد شد.»

بیعت‌ کوفیان با مسلم

[ویرایش]

با اعلام آمادگی گستردۀ کوفیان و ارسال نامه‌های فراوان، امام حسین (علیه‌السّلام) پسر عمویشان، مسلم بن عقیل را فراخواندند و از او خواستند به کوفه برود و ایشان را از صحت و سقم آمادگی کوفیان آگاه گرداند. هنگامی‌که مسلم بن عقیل به کوفه رسید و مردم از ورود او آگاهی یافتند به سوی او شتافتند و ۱۲ هزار نفر با او بیعت کردند. لذا وی را سفیر امام حسین (علیه‌السّلام) دانسته‌اند. با این بیعت و استقبال گسترده، مسلم به امام حسین (علیه‌السّلام) نامه نوشت و امام را از دعوت کوفیان آگاه ساخت و از ایشان خواست تا به کوفه بیاید.
با ورود مسلم به کوفه و بیعت گستردۀ مردم با او، یزید بن معاویه، عبیدالله بن زیاد را علاوه بر حکومت بصره به حکومت کوفه نیز منصوب کرد و از او خواست تا تا مردم را از بیعت حسین (علیه‌السّلام) منع و آنان را متفرق ساخته و مسلم بن عقیل را دستگیر کند و به قتل برساند.

قیام مسلم و بیعت‌شکنی کوفیان

[ویرایش]

عبیدالله پس از ورود به کوفه به جستجوی مسلم بن عقیل پرداخت و‌ با نفوذ یکی از کارگزارانش، به نام معقل در بین شیعیان کوفه، از محل اختفای مسلم در خانه هانی بن عروه مطلع گردید؛ لذا هانی را به خاطر میهمانی از مسلم دستگیر و زندانی کرد. مسلم بن عقیل با شنیدن خبر دستگیری‌ هانی بن عروه، به همراه چهار هزار نفر به سوی قصر عبیدالله حرکت کرد.
هنگامی‌که مسلم و یارانش به قصر عبیدالله رسیدند، با توطئه ابن زیاد سران قبایل و بزرگان کوفه، مردم را از ادامۀ اعتراض منصرف کردند. در این میان شمر بن ذی الجوشن از جمله افرادی بود که از طرف عبیداللّه‌ بن زیاد، مامور شد مردم را از اطراف مسلم پراکنده سازد. او در سخنانی، مسلم را فتنه‌گر نامید و کوفیان را از سپاه شام ترساند.
به این ترتیب با فرا رسیدن شب از آن چهار هزار نفر تنها سیصد نفر به همراه مسلم باقی ماندند؛ طبری تعداد این افراد را پانصد نفر ذکر کرده است. البته آن‌ها نیز در طول شب از او جدا شدند و پس از اقامه نماز تنها سی نفر به همراه مسلم ماندند. قیام مسلم در کوفه در روز سه شنبه هشتم ذی حجه سال شصت هجری واقع گردید.

غربت و مظلومیت

[ویرایش]

در غربت و مظلومیت آن حضرت همین بس که بعد از ادای فریضه مغرب، از چهار هزار نفر کوفی حتی یک تن نیز با وی نماند. مسلم، غریب و تنها در کوچه‌های کوفه حیران قدم می‌زد، تا اینکه زنی به نام طوعه را دید و از او تقاضای آب کرد؛ زن او را به خانه برد و محل استراحتی برای وی مهیا ساخت.
اما سرانجام مکان اختفای مسلم با خیانت پسر طوعه آشکار شد؛ سربازان ابن زیاد از پشت بام‌ها دسته‌های نی را آتش می‌زدند و بر سر آن حضرت می‌ریختند. با ترفند امان دادن به مسلم، دشمن توانست وی را بعد از جراحت‌های فراوان دستگیر کند. مسلم تا آخرین لحظات عمر در فکر امام حسین و اهل و عیالش بود؛ لذا به ابن سعد وصیت کرد تا كسى را به سوى حسين بفرستد تا او را از آمدن به کوفه برحذر دارد.

شهادت با لبان خشکیده

[ویرایش]

وی همانند مولایش حضرت ابا عبدالله الحسین با لب خشکیده و در حال عطش به شهادت رسید. نقل است که وی را در حالی که خون، چهره و لباسش را فرا گرفته و مجروح و بسیار تشنه بود اسیر کردند. در داخل قصر ابن‌زیاد کوزه آب سردی نیز در کنار درگاه به چشم می‌خورد. مسلم رو به آن‌ها کرد و گفت: قدری از این آب به من بدهید. مسلم بن عمرو گفت: می‌بینی که چقدر سرد است؟ به خدا قسم هرگز از آن نخواهی چشید، مگر آن که پیش از آن، آب جوشان جهنم را بنوشی. مسلم بن عقیل گفت: وای بر تو، کیستی؟ گفت: من فرزند کسی هستم که حقّی را که تو انکار می‌کنی می‌شناسد و نصیحت پیشوایی را که تو با او دشمنی می‌ورزی می‌پذیرد و در حالی که تو با او مخالفت می‌کنی، از او اطاعت می‌کند. من مسلم بن عمرو باهلی هستم. مسلم بن عقیل گفت: چه چیز تو را چنین ستم‌پیشه و سنگ‌دل کرده است؟ ‌ای فرزند باهله، تو برای رفتن به جهنم و نوشیدن آب جوشان سزاوارتری. سپس مسلم به دیوار تکیه داد و نشست. عمارة بن عقبه غلامش را فرستاد و کوزه آبی آورد و قدری به مسلم داد. مسلم سه بار ظرف آب را بالا برد، ولی هر بار ظرف پر از خون شد. بار آخر دو دندان ثنایای مسلم در ظرف افتاد و او هرگز نتوانست آب بنوشد. آنگاه گفت: الحمدللّه، اگر این آب روزی من بود آن را می‌نوشیدم.
ابن زیاد به ابن حمران که در جنگ با مسلم مجروح شده بود دستور داد تا برای تشفّی دل خود کشتن مسلم را بر عهده بگیرد. بُکیر، مسلم را به بالای قصر برد. مسلم بن عقیل در آن حال تکبیر می‌گفت و استغفار می‌کرد و بر انبیا و ملائکه درود می‌فرستاد و می‌گفت: خداوندا، میان ما و این گروه که بر ما ستم روا داشتند، ما را تکذیب کردند و کشتند تو خود حکم بفرما. در بالای دار الاماره بکیر سر از بدن نازنیش جدا کرد و پیکرش را از بالای قصر به پائین‌ انداخت. سپس وحشت‌زده نزد عبیدالله بازگشت و گفت: هنگامی که مسلم را به قتل رساندم، ناگهان دیدم مردی سیاه چهره و زشت در برابرم ایستاده و انگشتان خود را به دهان گرفته است؛ من با مشاهده آن بسیار ترسیدم!
سر مبارکش را همراه با سر هانی بن عروه به شام فرستادند. یزید دستور داد تا آن‌ها را بر سردر یکی از دروازه‌های شهر دمشق آویختند. پیکرش را نیز در بازار قصاب‌های کوفه بر روی زمین کشاندند و سپس در همان جا به دار آویختند. مسلم در سال ۶۰ هجری، روز چهارشنبه شهید شد.

دفن بدن مطهر

[ویرایش]

در دفن بدن مطهر مسلم دو نظر است: یکی اینکه جمعی از قبیله‌ هانی آمدند و بدن‌های مطهر مسلم بن عقیل و‌ هانی را دفن کردند.
[۱۲۲] حرزالدين، محمد، مراقد المعارف، ج۲، ص۳۱۸.
دیگر اینکه نیمه شب زوجه میثم تمّار به همراهی چند نفر از جمله همسر‌ هانی بن عروه، بدن‌ها را در کنار مسجد اعظم کوفه دفن کردند.
[۱۲۴] زنجانی، سید ابراهیم، وسیله الدارین، ص۲۰۹.
در شعبان سال ۶۵ هجری به دستور مختار ثقفی، آستانه حضرت مسلم بن عقیل (علیه‌السلام) بنا گردید و بر روی قبر، سنگی از مرمر نهاده و گنبدی ساخته شد.
[۱۲۸] جمعی از نویسندگان، دائرة المعارف تشیع، ج۱، ص۱۱۱.

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: «چشم مؤمنان بر او گریان است، و ملائکه مقرب الهی بر او درود می‌فرستند». امام حسین (علیه‌السّلام) هنگامی که مسلم را به سوی کوفه فرستادند، در قسمتی از نامه به اهل کوفه چنین فرمودند: «برادرم و پسر عمویم و فرد مورد اطمینان از اهل بیتم را نزد شما فرستادم».
هنگامی که امام حسین (علیه‌السّلام) خبر شهادت آن حضرت و‌ هانی را شنید، چند بار فرمود: «انا للَّه و انا الیه راجعون». سپس فرمود: «خیری در زندگی بعد از آن‌ها نیست».
در قسمتی از زیارت‌نامه مسلم می‌خوانیم: «السَّلامُ عَلَیک ایهَا الفادی بِنَفسِهِ وَ مُهْجَتِهِ الّشهیدُ الْفَقیهِ المَظلُومِ الْمَغصُوبِ حَقُّهَ المُنتهِک حُرَمَتُهُ. الَّسلامُ عَلَیک یا فادی‌ بِنَفسِهِ ابْنَ عَمِّهِ وَ فَدی‌ بِدَمِهِ دَمْهُ. السَّلامُ عَلَیک یا اوَّلَ الشُّهَداءِ وَ امام السُّعداء ... السُّلامُ عَلَیک یا وَحیداً غَریباً عَنْ اهلِهِ بَینِ الاعْداءِ بِلا ناصرٍ وَ لا مُجیبَ؛ سلام بر تو‌ ای جان‌نثار، ‌ای شهید فقیه و مظلوم، ‌ای کسی که حقّش غصب گردید و حرمتش شکسته شد. سلام بر تو که جانت را فدای پسر عمومیت کردی و برای حفظ او خون دادی. سلام بر تو‌ ای اوّلین شهید و‌ ای پیشوای سعادتمندان، سلام بر تو که میان دشمنان، تنها و بی‌کس بودی و یار و یاوری نداشتی.»

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن اثیر جزری، ابوالحسن علی بن ابی‌الکرم، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج۴، ص۶۱.    
۲. بیضون، لبیب، موسوعة کربلاء، ج۱، ص۹۱.    
۳. ابن سعد بغدادی، محمد بن سعد، طبقات الکبری، ج۸، ص۴۸.    
۴. ابو‌الفرج اصفهانی، علی بن الحسین، مقاتل الطالبیین، ص۱۶.    
۵. ابن‌ حِبّان‌ بُستی، ابوحاتم محمد بن حبان، الثقات، ج۵، ص۳۹۱.    
۶. بغدادی، محمد ابن حبیب، المحبّر، ج۱، ص۵۶.    
۷. موسوی مقرّم، سیدعبدالرزاق، الشّهید مسلم بن عقیل (علیه‌السّلام)، ج۱، ص۱۵۷.    
۸. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۴، ص۳۳۴.    
۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۲۶۲.    
۱۰. طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری باعلام الهدی، ص۴۳۶.    
۱۱. محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیه‌السّلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۴، ص۳۶.    
۱۲. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج۲، ص۳۹.    
۱۳. امین عاملی، سیدمحسن، اعیان الشیعه، ج۱، ص۵۸۴.    
۱۴. موسوی مقرّم، سید عبدالرزاق، مقتل الحسین (علیه‌السّلام)، ص۱۴۵.    
۱۵. ابن اثیر جزری، ابوالحسن علی بن ابی‌الکرم، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۳۳.    
۱۶. ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد بن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۳۰.    
۱۷. ابن شهرآشوب، محمد بن علی‌، مناقب آل ابی‌طالب (علیهم‌السلام)، ج۳، ص۲۴۲.    
۱۸. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۹، ص۱۶۵.    
۱۹. تمیمی مغربی، نعمان بن محمد، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار، ج۳، ص۲۳۸.    
۲۰. طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۴۴۶.    
۲۱. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۴، ص۳۶۳.    
۲۲. شیخ مفید، محمد بن محمد، مسار الشیعه، ص۱۸.    
۲۳. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج۲، ص۶۶.    
۲۴. محلاتی، ذبیح‌الله، فرسان الهیجاء، ج۲، ص۱۴۰.    
۲۵. محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیه‌السّلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۱۰، ص۶۲.    
۲۶. نوری طبرسی، حسین، خاتمه مستدرک الوسائل، ج۹، ص۱۲۲.    
۲۷. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۲۲، ص۲۸۸.    
۲۸. بیضون، لبیب، موسوعة کربلاء، ج۱، ص۴۹۵.    
۲۹. شوشتری، محمدتقی، قاموس الرجال، ج۱۰، ص۶۶.    
۳۰. جزائری، سیدنعمت‌الله، ریاض الابرار فی مناقب الائمه الاطهار، ج۱، ص۱۸۹.    
۳۱. قمی، شیخ عباس، نفس المهموم، ص۳۷.    
۳۲. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۲، ص۷۷.    
۳۳. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۵، ص۳۴۷.    
۳۴. نورالدین حلبی، علی بن ابراهیم، السیره الحلبیه، ج۱، ص۲۴۱.    
۳۵. ابوالقاسم ابن‌عساکر، علی‌ بن حسن، تاریخ مدینه الدمشق، ج۱۴، ص۲۱۳.    
۳۶. ابن عساکر، علی بن حسن، ترجمه الامام الحسن، ج۲، ص۳۰۲.    
۳۷. شوشتری، قاضی نورالله، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۲۷، ص۲۳۱.    
۳۸. ابن شهرآشوب، محمد بن علی‌، مناقب آل ابی‌طالب (علیهم‌السّلام)، ج۴، ص۹۱.    
۳۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۲۵۸.    
۴۰. ابن‌کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۱۵۲.    
۴۱. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۹، ص۱۶۵.    
۴۲. تمیمی مغربی، نعمان بن محمد، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار، ج۳، ص۲۳۸.    
۴۳. محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیه‌السّلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۶، ص۱۸۴.    
۴۴. ابوالقاسم ابن‌عساکر، علی‌ بن حسن، تاریخ مدینه الدمشق، ج۱۴، ص۲۱۳.    
۴۵. ابن عساکر، علی بن حسن، ترجمه الامام الحسن، ج۲، ص۳۰۲.    
۴۶. ابن‌کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۱۵۲.    
۴۷. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۵، ص۳۴۸.    
۴۸. ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد بن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۳۶.    
۴۹. ابن‌ حِبّان‌ بُستی، ابوحاتم محمد بن حبان، الثقات، ج۲، ص۳۰۷.    
۵۰. سید ابن طاووس، علی بن موسی، الملهوف علی قتلی الطّفوف، ص۱۰۹.    
۵۱. ابن اثیر جزری، ابوالحسن علی بن ابی‌الکرم، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۳.    
۵۲. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۲، ص۷۸.    
۵۳. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۲۶۵.    
۵۴. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج‌۲، ص۸۰.    
۵۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج‌۵، ص۳۴۹.    
۵۶. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۲، ص۸۰.    
۵۷. محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیه‌السّلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۴، ص۲۱۲.    
۵۸. بیضون، لبیب، موسوعة کربلاء، ج۱، ص۴۸۱.    
۵۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۲۵۹.    
۶۰. موسوی مقرّم، سید عبدالرزاق، الشّهید مسلم بن عقیل (علیه‌السّلام)، ص۱۲۹.    
۶۱. سبط ابن جوزی، یوسف بن قزاوغلی، تذکره الخواص، ص۲۱۹.    
۶۲. ابن‌کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۱۶۶.    
۶۳. ابو‌مخنف کوفی، لوط بن یحیی، وقعه الطف، ص۱۲۴.    
۶۴. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۲۷۶.    
۶۵. ابن اثیر جزری، ابوالحسن علی بن ابی‌الکرم، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۴۲.    
۶۶. قمی، شیخ عباس، نفس المهموم، ص۹۷.    
۶۷. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج۲، ص۵۲.    
۶۸. موسوی مقرّم، سید عبدالرزاق، الشّهید مسلم بن عقیل (علیه‌السّلام)، ص۱۳۰.    
۶۹. ابن‌ حِبّان‌ بُستی، ابوحاتم محمد بن حبان، الثقات، ج۲، ص۳۰۸.    
۷۰. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۲۶۰.    
۷۱. موسوی مقرّم، سید عبدالرزاق، الشّهید مسلم بن عقیل (علیه‌السّلام)، ص۱۳۰.    
۷۲. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۲۷۷.    
۷۳. ابوحنیفه دینوری، احمد بن داوود، الاخبار الطوال، ص۲۳۹.    
۷۴. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۲، ص۸۱.    
۷۵. ابن شهرآشوب، محمد بن علی‌، مناقب آل ابی‌طالب (علیهم‌السّلام)، ج۳، ص۲۴۳.    
۷۶. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجواهر، ج۳، ص۵۵.    
۷۷. موسوی مقرّم، سید عبدالرزاق، الشّهید مسلم بن عقیل (علیه‌السّلام)، ص۱۳۰.    
۷۸. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۲۷۷.    
۷۹. ابوحنیفه دینوری، احمد بن داوود، الاخبار الطوال، ص۲۳۹.    
۸۰. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۲، ص۸۱.    
۸۱. ابن‌ حِبّان‌ بُستی، ابوحاتم محمد بن حبان، الثقات، ج۲، ص۳۰۸.    
۸۲. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۲۶۰.    
۸۳. موسوی مقرّم، سید عبدالرزاق، الشّهید مسلم بن عقیل (علیه‌السّلام)، ص۱۳۵.    
۸۴. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۲۷۷.    
۸۵. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۲، ص۸۱.    
۸۶. ابن‌ حِبّان‌ بُستی، ابوحاتم محمد بن حبان، الثقات، ج۲، ص۳۰۸.    
۸۷. ابن شهرآشوب، محمد بن علی‌، مناقب آل ابی‌طالب (علیهم‌السّلام)، ج۴، ص۹۳.    
۸۸. سبط ابن جوزی، یوسف بن قزاوغلی، تذکره الخواص، ص۲۱۹.    
۸۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۲۶۰.    
۹۰. موسوی مقرّم، سید عبدالرزاق، الشّهید مسلم بن عقیل (علیه‌السّلام)، ص۱۳۶.    
۹۱. ابوحنیفه دینوری، احمد بن داوود، الاخبار الطوال، ص۲۳۹.    
۹۲. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۲، ص۸۱.    
۹۳. ابن‌ حِبّان‌ بُستی، ابوحاتم محمد بن حبان، الثقات، ج۲، ص۳۰۸.    
۹۴. سبط ابن جوزی، یوسف بن قزاوغلی، تذکره الخواص، ص۲۱۹.    
۹۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۲۷۹.    
۹۶. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۲، ص۸۱.    
۹۷. ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد بن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۵۲.    
۹۸. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۲۸۰.    
۹۹. خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین (علیه‌السّلام)، ص۳۰۰.    
۱۰۰. ابن‌کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۱۶۷.    
۱۰۱. ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد بن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۵۳.    
۱۰۲. خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین (علیه‌السّلام)، ص۳۰۱.    
۱۰۳. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۲۸۰.    
۱۰۴. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۲، ص۸۱.    
۱۰۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۵، ص۳۷۴.    
۱۰۶. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۱۶۷-۱۶۸.    
۱۰۷. ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد بن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۵۵.    
۱۰۸. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۵، ص۳۷۶.    
۱۰۹. ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد بن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۵۵.    
۱۱۰. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج۲، ص۶۳.    
۱۱۱. ابن‌ حبّان‌ بُستی، ابوحاتم محمد بن حبان، الثقات، ج۲، ص۳۰۸.    
۱۱۲. ابوحنیفه دینوری، احمد بن داوود، الاخبار الطوال، ص۲۴۱.    
۱۱۳. ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد بن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۵۸.    
۱۱۴. ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد بن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۶۲.    
۱۱۵. ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد بن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۶۴.    
۱۱۶. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۵، ص۳۹۷.    
۱۱۷. طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۴۴۶.    
۱۱۸. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۴، ص۳۶۳.    
۱۱۹. شیخ مفید، محمد بن محمد، مسار الشیعه، ص۱۸.    
۱۲۰. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج۲، ص۶۶.    
۱۲۱. محلاتی، ذبیح‌الله، فرسان الهیجاء، ج۲، ص۱۴۰.    
۱۲۲. حرزالدين، محمد، مراقد المعارف، ج۲، ص۳۱۸.
۱۲۳. محلاتی، ذبیح‌الله، فرسان الهیجاء، ج۲، ص۱۴۰.    
۱۲۴. زنجانی، سید ابراهیم، وسیله الدارین، ص۲۰۹.
۱۲۵. ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد بن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۶۲.    
۱۲۶. ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد بن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۶۴.    
۱۲۷. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۵، ص۳۹۷.    
۱۲۸. جمعی از نویسندگان، دائرة المعارف تشیع، ج۱، ص۱۱۱.
۱۲۹. ابن جبیر کنافی، محمد بن جبیر، رحلة ابن جبیر، ج۱، ص۱۸۸.    
۱۳۰. شیخ صدوق، محمد بن علی‌، الامالی، ص۱۹۱.    
۱۳۱. محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیه‌السّلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۱۰، ص۶۲.    
۱۳۲. نوری طبرسی، حسین، خاتمه مستدرک الوسائل، ج۹، ص۱۲۲.    
۱۳۳. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۲۲، ص۲۸۸.    
۱۳۴. بیضون، لبیب، موسوعة کربلاء، ج۱، ص۴۹۵.    
۱۳۵. شوشتری، محمدتقی، قاموس الرجال، ج۱۰، ص۶۶.    
۱۳۶. جزائری، سیدنعمت‌الله، ریاض الابرار فی مناقب الائمه الاطهار، ج۱، ص۱۸۹.    
۱۳۷. قمی، شیخ عباس، نفس المهموم، ص۳۷.    
۱۳۸. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۴، ص۳۳۴.    
۱۳۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۲۶۲.    
۱۴۰. طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری باعلام الهدی، ص۴۳۶.    
۱۴۱. محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیه‌السّلام) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، ج۴، ص۳۶.    
۱۴۲. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج۲، ص۳۹.    
۱۴۳. امین عاملی، سیدمحسن، اعیان الشیعه، ج۱، ص۵۸۴.    
۱۴۴. موسوی مقرّم، سید عبدالرزاق، مقتل الحسین (علیه‌السّلام)، ص۱۴۵.    
۱۴۵. ابن اثیر جزری، ابوالحسن علی بن ابی‌الکرم، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۳۳.    
۱۴۶. ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد بن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۳۰.    
۱۴۷. ابن شهرآشوب، محمد بن علی‌، مناقب آل ابی‌طالب (علیهم‌السلام)، ج۳، ص۲۴۲.    
۱۴۸. ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد بن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۶۴.    
۱۴۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۵، ص۳۹۷.    
۱۵۰. ابن طاووس حلی، علی بن موسی، مصباح الزائر، ج۱، ص۱۰۳.    


منبع

[ویرایش]

پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، برگرفته از مقاله «شب‌های دهه محرم»، بازنویسی توسط گروه پژوهشی ویکی فقه.    

رده‌های این صفحه : روضه های دهه اول محرم




جعبه ابزار