رمایه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مسابقه تیراندازی را ‌رمایه گویند.

فهرست مندرجات

۱ - تعریف رمایه
۲ - رمایه در اصطلاح
۳ - حکم رمایه
۴ - ماهیت عقد رمایه
       ۴.۱ - عقد مستقل بودن رمایه
       ۴.۲ - اجاره یا جعاله بودن رمایه
              ۴.۲.۱ - لزوم یا جواز رمایه
              ۴.۲.۲ - قبول در قرارداد رمایه
              ۴.۲.۳ - تشبیه به عقد اجاره یا جعاله
۵ - معاطات و رمایه
۶ - اقسام مسابقه تیراندازی
       ۶.۱ - مبادرت
       ۶.۲ - محاطّه
۷ - شرایط اصل عقد
۸ - شرایط دو طرف عقد
۹ - شرایط صیغه عقد
۱۰ - شرایط خاص عقد رمایه
       ۱۰.۱ - تعیین عوض برای برنده
              ۱۰.۱.۱ - رمایه بدون قراردادن عوض
       ۱۰.۲ - تعیین مسافت
       ۱۰.۳ - تعیین هدف
       ۱۰.۴ - تعیین تعداد تیرهای پرتاب
       ۱۰.۵ - تعیین تعداد تیرهای اصابت کننده
       ۱۰.۶ - تعیین چگونگی اصابت
       ۱۰.۷ - یکسان بودن سلاح دو طرف
       ۱۰.۸ - توانایی مسابقه دهندگان بر مسابقه
۱۱ - وجود داور مسابقه
۱۲ - تعیین نوع مسابقه
۱۳ - مسابقه تیر اندازی با سلاحهای جدید
۱۴ - الفاظ عقد رمایه
۱۵ - اسامی تیرها
۱۶ - پانویس
۱۷ - منبع

تعریف رمایه

[ویرایش]

رمایه عبارت است از مسابقه تیراندازی بین دو نفر یا دو گروه، براى شناخت ماهر ترین تیر انداز از حیث دقتِ هدف گیرى و فزونى تیرهاى به هدف اثابت کرده. از رمایه به «مناضله» نیز تعبیر کرده‌اند؛ چنان که به مسابقه با شمشیر، نیزه و مانند آن، که داراى پیکان است، نیز رمایه اطلاق شده است.

رمایه در اصطلاح

[ویرایش]

رمایه در اصطلاح عنوان عقد شرعی مخصوصى است که براى مسابقه تیراندازى بین دو طرف منعقد مى‌شود.
[۱] کلمة التقوى‌، ج۵، ص۳۷۹.

برخى، رمایه را به عقدى که مقتضاى آن استحقاق فرد برنده نسبت به عوض تعیین شده است، تعریف کرده‌اند.
برخى دیگر، آن را به معامله بر مسابقه تیر اندازى براى شناخت مهارت تیرانداز و آگاهى وى از موقعیت هدف، تعریف نموده‌اند.
البته حقیقت همه تعریفها به یک چیز باز مى‌گردد و آن قرار داد میان دو نفر یا دو گروه بر مسابقه تیراندازى با تعیین عوض براى فرد یا گروه برنده است. عقد رمایه نوعى شرط بندی (گرو گذاری) محسوب مى‌شود. عنوان رمایه در کنار سبق (السبق و الرمایه) عنوان بابى مستقل در فقه است که از احکام آن دو در این باب به تفصیل سخن گفته‌اند.

حکم رمایه

[ویرایش]

در اسلام نسبت به مسابقه تیراندازى تأکید و به آن ترغیب شده است. گرو گذارى و شرط بندى در مسابقه تیراندازى جایز است.
هدف از برگزارى این نوع مسابقه، افزایش توان دفاعی و آمادگی رزمی جهت نبرد با دشمنان اسلام است.

ماهیت عقد رمایه

[ویرایش]

آیا رمایه عقدى مستقل است یا از مصادیق اجاره یا جعاله به شمار مى‌رود؟

← عقد مستقل بودن رمایه


برخى، آن را عقدى مستقل دانسته و گفته‌اند: رمایه مصداق هیچ یک از اجاره و جعاله نیست؛ زیرا برخى ویژگیهاى آن دو در آن وجود ندارد، سپس مى‌افزایند ممکن است همه فقیهان قائل به این قول باشند؛ زیرا در فقه براى آن بابى مستقل گشوده‌اند؛ چنان که براى اجاره و جعاله چنین نموده‌اند و براى آن احکامى ذکر کرده‌اند که در هیچ یک از آن دو جاری نیست.

← اجاره یا جعاله بودن رمایه


لیکن ظاهر کلام برخى، اجاره یا جعاله بودن آن است؛

←← لزوم یا جواز رمایه


از این رو، در لزوم و جواز آن اختلاف کرده‌اند؛ بدین معنا که اگر رمایه از مصادیق اجاره باشد، لازم و چنانچه از مصادیق جعاله باشد جایز خواهد بود.

←← قبول در قرارداد رمایه


دومین جهت اختلاف در رمایه، اختلاف در نیاز این قرارداد به قبول لفظی علاوه بر ایجاب، یا کفایت ایجاب همراه بذل عوض است. در اینکه اختلاف دوم مبتنى بر اختلاف نخست است؛ بدین معنا که بنابر قول به لزوم، قبول شرط صحت عقد است؛ اما بنابر قول به جواز، شرط نیست و یا به عکس، اختلاف نخست مبتنى بر اختلاف دوم است؛ بدین معنا که بنابر قول به نیاز عقد رمایه به ایجاب و قبول، عقد لازم، و بنابر قول به عدم نیاز به قبول و کفایت ایجاب، جایز مى‌باشد، کلمات فقها مختلف است.

←← تشبیه به عقد اجاره یا جعاله


برخى گفته‌اند: هدف مطرح کنندگان اجاره و جعاله در موضوع قرارداد مسابقه صرفاً تشبیه این عقد به اجاره در لزوم عقد و نیاز به قبول لفظى، و یا به جعاله در جواز عقد و عدم نیاز به قبول لفظى است، نه اینکه این عقد از مصادیق اجاره یا جعاله باشد.

معاطات و رمایه

[ویرایش]

بنابر قول برخى، در رمایه، معاطات نیز جارى است.
[۱۲] مهذب الأحکام، ج۲۱، ص۲۸۲.


اقسام مسابقه تیراندازى

[ویرایش]

مسابقه تیراندازى دو گونه است.

← مبادرت


عبارت است از اشتراط استحقاق عوض براى کسى که شمار تیرهاى تعیین شده براى زدن به هدف را زودتر از رقیب خود به هدف زده باشد؛ با برابرى آن دو در تعداد تیرهاى پرتاب شده. بنابر این، اگر شرط شده باشد پنج تیر از بیست تیر به هدف بخورد، در گونه مبادرت، چنانچه با پرتاب ده تیر توسط هر دو، از یکى پنج و از دیگرى چهار تیر به هدف اصابت کند، آن که پنج تیر به هدف زده برنده به شمار مى‌رود و نیازى به زدن ده تیر باقى مانده نیست.

← محاطّه


عبارت است از اشتراط استحقاق عوض براى کسى که پس از در برابر هم قرار دادن تیرهاى به هدف اصابت کرده از دو طرف و نادیده گرفتن آنها، تعداد معینى از تیرهایى که باقى ماندن آنها پس از اسقاط، شرط شده باشد، باقى بماند، مانند آنکه شرط شود بیست تیر پرتاب گردد و پس از اسقاط، پنج تیر باقى بماند. در این صورت اگر در نهایت یکى پنج و دیگرى ده تیر به هدف زده باشد، پنج تیرِ به هدف اصابت کرده از دو طرف، در برابر هم قرار گرفته و اسقاط مى‌گردد و آن که پنج تیر خالصِ به هدف اصابت کرده براى او مى‌ماند برنده خواهد بود؛ اما اگر هر دو در این جهت مساوى باشند یا شمار تیرهاى باقى مانده‌ کمتر از رقم تعیین شده باشد، مسابقه برنده‌اى نخواهد داشت.

شرایط اصل عقد

[ویرایش]

شرایط اصل عقد که در همه عقود از جمله عقد رمایه جاری است؛

شرایط دو طرف عقد

[ویرایش]

شرایط دو طرف عقد، همچون بلوغ و عقل

شرایط صیغه عقد

[ویرایش]

مانند تنجیز و عربی بودن، بنابر قول به اعتبار آن

شرایط خاص عقد رمایه

[ویرایش]

که عبارتند از:

← تعیین عوض براى برنده


که مى‌تواند عین باشد یا دین؛ چنان که بذل عوض مى‌تواند از جانب یکى از دو طرف مسابقه دهنده باشد؛ بدین گونه که به طرف دیگر بگوید: چنانچه تو برنده شدى، فلان مبلغ به تو مى‌دهم یا از جانب هر دو باشد و سخن یاد شده را هر کدام به دیگرى بگوید، یا از جانب اجنبی (کسى که در مسابقه شرکت ندارد) باشد؛ بدین گونه که به مسابقه دهندگان بگوید: به هر کدام از شما که برنده شدید فلان مبلغ پول مى‌دهم و یا از جانب حاکم اسلامی و از بیت المال باشد و حکومت جهت تشویق جوانان به تمرین تیراندازى براى رویارویى با دشمنان مبلغى را اختصاص دهد.

←← رمایه بدون قراردادن عوض


مسابقه تیر اندازى بدون قرار دادن عوض نیز صحیح است؛ لیکن در این صورت از عقود نخواهد بود.
[۱۵] کلمة التقوى‌، ج۵، ص۳۶۴.


← تعیین مسافت


تعیین مسافت میان تیر انداز و هدف.

← تعیین هدف


تعیین هدف.

← تعیین تعداد تیرهای پرتاب


تعیین تعداد تیرهایى که باید پرتاب شود، به عنوان مثال، بیست تیر.

← تعیین تعداد تیرهای اصابت کننده


تعیین تعداد تیرهایى که باید به هدف اصابت کند، به عنوان مثال ده تیر از بیست تیر.

← تعیین چگونگی اصابت


تعیین چگونگى اصابت تیر به هدف.

← یکسان بودن سلاح دو طرف


مانند آنکه هر دو کمان عربى یا فارسی باشند. برخى این شرط را نپذیرفته‌اند.

← توانایى مسابقه دهندگان بر مسابقه


بنابر این، بستن قرارداد میان دو ناتوان یا یک توانمند و یک ناتوان صحیح نیست.
[۱۷] کلمة التقوى‌، ج۵، ص۳۸۰.


وجود داور مسابقه

[ویرایش]

وجود محلّل (داور مسابقه) شرط صحّت عقد رمایه نیست.

تعیین نوع مسابقه

[ویرایش]

در اینکه‌ تعیین نوع مسابقه (مبادرت یا محاطّه بودن) نیز در عقد لازم است یا نه، اختلاف مى‌باشد.

مسابقه تیر اندازى با سلاحهاى جدید

[ویرایش]

در جواز مسابقه تیر اندازى به صورت شرط بندى با سلاحهای جدید که در جنگ کاربرد دارند یا اختصاص آن به تیر و کمان و مانند آن از شمشیر و نیزه، اختلاف است. برخى معاصران صحت عقد مسابقه تیر اندازى با سلاحهای امروزی را بعید ندانسته‌اند؛
لیکن برخى گفته‌اند: قرار داد مسابقه تیر اندازى به صورت عقد اجاره یا جعاله صحیح است نه به صورت عقد شرعى خاص (گروگذارى و شرط بندى)، بنابر این، باید شرایط اجاره یا جعاله در آن رعایت شود.
[۲۲] مهذب الأحکام، ج۲۱، ص۲۸۶.
[۲۳] کلمة التقوى‌، ج۵، ص۳۸۱.


الفاظ عقد رمایه

[ویرایش]

در مسابقه تیراندازى الفاظ زیر به کار مى‌روند.
۱. مناضله؛ به معناى مسابقه تیراندازى.
۲. رَشْق؛ به معناى تیراندازى.
۳. رِشْق؛ به معناى تعداد تیرهایى که باید پرتاب شوند.
۴. رِشْق وجهٍ و یَدٍ؛ به معناى پى در پى انداختن تیرهایى که باید پرتاب شوند.
۵. غَرَض؛ به معناى چیزى همچون پوست یا کاغذ که تیرها باید به آن اصابت کنند. به آن رُقعه نیز گویند؛ چنان که به آن قرطاس هم گفته مى‌شود؛ خواه کاغذ باشد یا غیر کاغذ. گاهى در غرض، نقشى هلال گونه قرارداده مى‌شود که به آن دایره گویند. گاهى نیز در وسط دایره چیزى دیگر قرار مى‌دهند که به آن خاتم گفته مى‌شود.
۶. هدف؛ به معناى چیزى همچون خاک یا دیواری که غرض در آن قرار داده مى‌شود. البته در لغت، هدف و غرض به یک معنا است و این تفاوت تنها در اصطلاح تیراندازان است.

اسامی تیرها

[ویرایش]

تیرها نیز با توجه چگونگى اصابت آنها به هدف یا غرض، اسامى مختلفى دارند که عبارتند از:
۱. حابی یا مُزدلِف؛ به معناى تیرى که پس از برخورد به زمین و بلند شدن از آن به هدف اصابت مى‌کند.
۲. خاصر؛ تیرى که به دو سوى هدف اصابت مى‌کند.
۳. خازق؛ تیرى که خدشه‌اى به هدف مى‌زند.
۴. خاسق؛ تیرى که در هدف فرومى‌رود.
۵. خارق؛ تیرى که هدف را شکافته و از آن سوى آن در مى‌آید.
۶. خارم؛ تیرى که در کنار هدف اثرى بر جاى مى‌گذارد.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. کلمة التقوى‌، ج۵، ص۳۷۹.
۲. منهاج الصالحین (سید محمد سعید حکیم)، ج۲، ص۱۹۷.    
۳. جواهر الکلام، ج۲۸، ص۲۱۲.    
۴. وسائل الشیعة، ج۱۹، ص۲۵۱-۲۵۳.    
۵. جواهر الکلام، ج۲۸، ص۲۱۲.    
۶. جواهر الکلام، ج۲۸، ص۲۲۳-۲۲۴.    
۷. مختلف الشیعة، ج۶، ص۲۲.    
۸. مسالک الأفهام، ج۶، ص۸۸-۹۰.    
۹. ریاض المسائل، ج۹، ص۴۱۰-۴۱۳.    
۱۰. جواهر الکلام، ج۲۸، ص۲۲۳.    
۱۱. جواهر الکلام، ج۲۸، ص۲۲۲.    
۱۲. مهذب الأحکام، ج۲۱، ص۲۸۲.
۱۳. مسالک الأفهام، ج۶، ص۸۱-۸۳.    
۱۴. جواهر الکلام، ج۲۸، ص۲۲۶.    
۱۵. کلمة التقوى‌، ج۵، ص۳۶۴.
۱۶. جواهر الکلام، ج۲۸، ص۲۳۱.    
۱۷. کلمة التقوى‌، ج۵، ص۳۸۰.
۱۸. تذکرة الفقهاء (ق)، ج۲، ص۳۶۶.    
۱۹. جواهر الکلام، ج۲۸، ص۲۳۱.    
۲۰. منهاج الصالحین (خویی)، ج۲، ص۱۱۹.    
۲۱. منهاج الصالحین (سیستانی)، ج۲، ص۱۵۹.    
۲۲. مهذب الأحکام، ج۲۱، ص۲۸۶.
۲۳. کلمة التقوى‌، ج۵، ص۳۸۱.
۲۴. مسالک الأفهام، ج۶، ص۷۵-۸۰.    
۲۵. الحدائق الناضرة، ج۲۲، ص۳۶۸-۳۷۳.    


منبع

[ویرایش]

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۴، ص۱۳۶-۱۴۱.    


رده‌های این صفحه : سبق و رمایه | فقه




جعبه ابزار