رقیه بنت الحسین

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



برخی معتقدند امام حسین علیه‌السلام دختری به نام رقیه داشته‌اند که در کربلا حاضر بوده و در زمره اسیران کربلا می‌باشد.


بررسی وجود رقیه

[ویرایش]

مورّخان و نسب شناسان پيشين، هنگام شمارش فرزندان امام حسین (علیه‌السلام) ، از رقيه نام نبرده‌اند.:
[۴] لباب الانساب، ج ۱، ص ۳۴۹.
تنها، عمادالدین طبری و ملاحسین واعظ کاشفی ، از علمای قرن هفتم و دهم ه. ق بدون ذكر نام رقيه، از دختركى از امام حسین (علیه‌السلام) ياد مى‌كنند كه در خرابه‌ى شام وفات كرد.
[۵] كامل بهايى، ج ۲، ص ۱۷۹.
[۶] روضة الشهدا، ص ۴۸۴.


← دیدگاه محمدحسن یزدی


محمدحسن یزدی ، نويسنده و خطيب قرن سيزدهم به نام رقيه تصريح كرده و آورده است: هلال‌ بن نافع ، از سربازان دشمن مى‌گويد: من در روز عاشورا در ميان دو صف لشكر ايستاده بودم و نگاه مى‌كردم. دختر كوچكى را ديدم كه آمد و دامن امام حسين (علیه‌السلام) را گرفت و گفت: اى پدر! مرا درياب كه بسيار تشنه‌ام. حضرت نگاهى كرده گريست و فرمود:
اى نورديده! صبر كن. خداوند تو را سيراب خواهد كرد. به درستى كه او وکیل من است. پس دست او را گرفت و به خيمه‌ها برگردانيد. هلال مى‌گويد: پرسيدم كه اين طفل كيست و چه نام دارد؟ شخصى گفت: او رقيّه دختر سه ساله‌ى حسين (علیه‌السلام) است.
[۷] انوار الشهادة، ص ۱۶۳.


← دیدگاه علامه حائری


علّامه حائرى، از مقتل نويسان معاصر هم به نقل از حمزاوى مى‌گويد: رقيّه، دختر امام حسين (علیه‌السلام) و مادرش شاه زنان، دخترى كسرى است.
[۸] معالى السبطين، ج ۲، ص ۲۱۴.
ولى نظر به اينكه مادر امام سجّاد(علیه‌السلام) ، هنگام تولد آن حضرت، از دنيا رفت، امكان نداشته كه مادر رقيّه، خردسال باشد؛ مگر اينكه بگوئيم، شاه زنان غير از شهربانو مادر امام چهارم(علیه‌السلام) بوده است.
[۹] سرگذشت جانسوز حضرت رقيه(سلام‌الله‌علیها)، ص ۹.


← دیدگاه یکی از معاصرین


به گفته‌ى يكى از معاصرين، اندك بودن امكانات نگارش، همنام بودن رقيه در يک خاندان، چند نام داشتن بعضى از دختران را به عنوان دلايل نبودن نام رقيه (سلام‌الله‌علیها) در ميان فرزندان امام حسين (علیه‌السلام) ذكر كرده و مى‌گويد: آنان كه از رقيه (سلام‌الله‌علیها) نام برده‌اند امكان دارد كتاب‌هايى داشته‌اند كه در دسترس ما و ديگران نبوده است.
[۱۰] سرگذشت جانسوز حضرت رقيه(سلام‌الله‌علیها)، ص ۱۲- ۱۳.


← دلایل معتقدین به وجود رقیه


برخى از مؤلّفان با استناد به مطالب ذيل معتقدند امام حسين (علیه‌السلام)، دخترى به نام رقيه داشته است:
۱- زمانى كه حضرت سیّدالشهدا (علیه‌السلام) ، اشعار معروف «يا دَهْر افّ لك من خليل ...» را ايراد فرمود و گریه و ناله‌ى زنان حرم را شنيد به رقيّه و برخى ديگر از زنان خطاب كرد: «زمانى كه من كشته شدم در مرگم گريبان چاک نزنيد و روى نخراشيد و كلامى ناروا بر زبان نرانيد.»
[۱۱] ستاره درخشان شام، ص ۱۶. به نقل از الملهوف، ص ۱۴۱.    

۲- هنگامى كه چشم حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) در کوفه به سر نازنين برادر كه بر روى نيزه بود افتاد، فرمود: اى برادرم! با اين فاطمه‌ى كوچک سخن بگو. زيرا نزديک است دلش از شدّت اندوه آب شود.»
اين فاطمه، همان رقيّه (سلام‌الله‌علیها) است كه به علّت نداشتن مادر، امام حسين (علیه‌السلام) بسيار به او علاقه داشت و به زينب (سلام‌الله‌علیها) نيز توصيه مى‌كرد كه او را نگه‌دارى كند.
[۱۳] سرگذشت جانسوز حضرت رقيه(سلام‌الله‌علیها)، ص ۱۶.

۳- سیف‌ بن عمیر ، از اصحاب امام صادق (علیه‌السلام) در چكامه‌ى بلند خود و در رثاى سالار شهیدان دوبار، از رقيّه (سلام‌الله‌علیها) نام برده است.
[۱۴] المنتخب التواریخ، ص ۴۳۵.

۴- بعيد نيست زینب ، دختر امام حسين (علیه‌السلام) كه در خردسالى از دنيا رفت
[۱۵] لباب الانساب، ج ۱، ص ۳۴۹.
همان دختركى باشد كه به رقيّه (سلام‌الله‌علیها) معروف شده است.
[۱۷] تحقيق درباره اوّل اربعين حضرت سيّدالشهدا(علیه‌السلام)، ص ۶۸۵.

۵- اربلى مى‌گويد: امام حسين (علیه‌السلام) چهار دختر داشت. ولى هنگام شمارش آنان، سه نفر به نام‌هاى زينب، سکینه و فاطمه را نام مى‌برد و از چهارمى ذكرى به ميان نمى‌آورد. احتمال دارد چهارمين دختر، همين رقيّه باشد.
[۱۹] سرگذشت جانسوز حضرت رقيّه(سلام‌الله‌علیها)، ص ۹.


خرابه‌ى شام

[ویرایش]

محلّ اقامت حضرت رقيه (سلام‌الله‌علیها) و ساير اسيران در شام ، خرابه‌اى بود كه یزید به قصد زير آوار ماندن و كشتن اهل‌ بیت (علیهم‌السلام) ، آنان را در آن، جاى داده است.
[۲۰] وقايع كربلا، شيخ عباس قمى، ص ۲۰۳.
شیخ صدوق(ره) مى‌گويد: اين بازداشتگاه، زندانى بود كه اسيران، در آن، از نظر سرما و گرما آزار مى‌ديدند. به طورى كه صورت‌هاى شان پوست انداخته بود.
در كامل بهايى آمده است:
«در ميان اسيران، دختركى بود چهار ساله. شبى از خواب بيدار شد و گفت: پدر من حسين (علیه‌السلام) كجاست؟ در اين ساعت او را به خواب ديدم. سخت پريشان بود زنان و كودكان جمله در گريه افتادند و فغان از ايشان برخاست. يزيد خفته بود. از خواب بيدار شد و تفحّص كرد. خبر بردند كه حال (اوضاع)، چنين است. آن لعين، گفت كه: بروند و سر پدر او را بياورند و در كنار او نهند. ملاعين، سر را بياوردند و در كنار آن دختر چهار ساله نهادند. پرسيد: اين چيست؟ ملاعين گفتند: سر پدر تو است. آن دختر بترسيد و فرياد برآورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حقّ تسليم كرد.»
[۲۲] كامل بهايى، ج ۲، ص ۱۷۹.
[۲۳] روضة الشهدا، ص ۴۸۴.
با اندكى تفاوت. تاريخ وفات حضرت رقيه(سلام‌الله‌علیها) را پنجم صفر سال ۶۱ ه. ق ذكر كرده‌اند.
[۲۴] سرگذشت جانسوز حضرت رقيه(سلام‌الله‌علیها)، ص ۱۲.


← سخن گفتن رقیه با سر پدر


در برخى از كتاب‌ها، نقل شده كه دختر چهار ساله‌ى امام حسين (علیه‌السلام) با سر بريده‌ى پدر عزيزش چنين سخن مى‌گفت: پدر جان! چه كسى تو را با خونت خضاب كرده است؟ پدر جان! چه كسى رگ‌هاى گردنت را بريده؟ پدر جان! چه كسى مرا در كودكى یتیم كرده است؟ اى پدر! چه كسى از يتيم نگه‌دارى كند تا بزرگ شود؟ اى پدر جان! چه كسى به فرياد اين زنان بدون پوشش مى‌رسد؟ اى پدر! چه كسى دادرسى اين زنان اسير را مى‌كند؟
پدر جان! چه كسى نظر مرحمتى به سوى اين چشم‌هاى گريان ما مى‌كند؟ اى پدر! كى به اين زنان بى‌صاحب و غریب توجه خواهد كرد؟ پدر جان! ما پس از تو كسى را نداريم. داد از غريبى و بى‌كسى؟ اى پدر! كاش من فداى تو شده و عوض تو مرا كشته بودند. پدر جان! كاش پيش از اين كور شده و تو را به اين حال مشاهده نكرده بودم. اى پدر جان! كاش مرا در زير خاک پنهان كرده بودند و نمى‌ديدم كه محاسن مباركت به خون خضاب شده باشد.
[۲۵] انوار الشهادة، ص ۲۴۴- ۲۴۵.
[۲۶] نفس المهموم، ص ۴۱۵.
[۲۷] معالى السبطين، ج ۲، ص ۱۷۱.
[۲۸] وسيلة الدارين، ص ۳۹۳.


غسّاله و بدن نيلگون رقيّه

[ویرایش]

زن غسّاله ، مشغول غسل دادن كودك امام حسين (علیه‌السلام) بود. ولى ناگهان دست از كار كشيد. رو به زینب (سلام‌الله‌علیها) كرد و گفت: اى بانوى بزرگوار! تو از حال اين كودک آگاهى. او بر اثر كدام بيمارى از دنيا رفته است؟ زينب (سلام‌الله‌علیها) فرمود: چرا چنين سؤالى را مى‌پرسى؟ مگر در بدن او جراحتى ديده مى‌شود؟ گفت: تمام اندام اين دختر كبود است. اين كبودى، علامت كسالت مخصوصى مى‌باشد. زينب (سلام‌الله‌علیها) با چشمان گريان فرمود: اى زن غسّاله! اين كودک هيچ گونه مريضى نداشت. اين لكّه‌هاى كبود و پوست نيلگون، اثر تازيانه‌ى دشمن است كه در راه کوفه و شام به او مى‌زدند.
[۲۹] الوقايع و الحوادث، ج ۵، ص ۸۱.


بى‌قرارى ام كلثوم در شب دفن رقيّه

[ویرایش]

در شب دفن دختر كوچک امام حسين (علیه‌السلام)، ام کلثوم آرام و قرار نداشت. با ناله و ندبه به دور خرابه مى‌گرديد. هرچه او را تسلّى مى‌دادند آرام نمى‌شد. از علّت اين بى‌قرارى پرسيدند. گفت: شب گذشته، اين مظلومه، در سينه‌ى من بود. چون بيدار شدم ديدم كه به شدّت گريه مى‌كند و آرام نمى‌گيرد. از سببش پرسيدم. گفت: عمّه جان! آيا در شهر مانند من كسى يتيم و اسير مى‌باشد؟ عمّه جان! مگر اينها ما را مسلمان نمى‌دانند.
به چه جهت به ما آب و نان نمى‌دهند و از آن مضايقه مى‌كنند؟ اين مصيبت مرا به گريه آورده و طاقت خوابيدن را ندارم.
[۳۰] ستاره درخشان شام، ص ۲۰۸.


به ياد رقيّه در مدينه

[ویرایش]

هنگامى كه حضرت زينب (سلام‌الله‌علیها) با همراهان به مدینه بازگشتند؛ زن‌هاى مدينه براى عرض تسليت، به حضور زينب (سلام‌الله‌علیها) آمدند. زينب (سلام‌الله‌علیها) حوادث جانسوز کربلا ، كوفه و شام را براى آنها بيان مى‌كرد و آنها مى‌گريستند؛ تا اينكه به ياد رقيه (سلتم‌الله‌علیها) افتاد و فرمود: اما مصيبت وفات رقيه (سلام‌الله‌علیها) در خرابه‌ی شام كمرم را خم و مويم را سفيد كرد.
زنها وقتى اين سخن را شنيدند، صدايشان به گريه بلند شد؛ و آن روز به ياد رنج‌هاى جانگداز رقّيه (سلام‌الله‌علیها) بسيار گريستند.
[۳۱] سرگذشت جانسوز حضرت رقيّه(سلام‌الله‌علیها)، ص ۵۰- ۵۱.


بارگاه حضرت رقيّه

[ویرایش]

حرم ملكوتى حضرت رقيه (سلام‌الله‌علیها)، در محلّه‌ى عماره‌ى دمشق و در شمال شرقى مسجد اموى، روحانيت خاصّى به اين شهر بخشيده است. نخستين عمارت آستانه‌ى وى خانه‌اى است كه در آن به شهادت رسيد و در آنجا مدفون شد. عمارت‌هاى بعدى، به ترتيب در قرن هشتم، يازهم، سيزدهم و چهاردهم و آخرين توسعه‌ى اطراف آستانه با كمک دولت جمهوری اسلامی ایران و با همّت شیعیان در سال يكهزار و چهارصد و پنج هجرى قمرى انجام شد.
[۳۳] دائرة المعارف تشيّع، ج ۱، ص ۷۷- ۷۸.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. علوی، علی بن محمد، المجدی فی انساب الطالبین، ص ۹۱.    
۲. زبیری، مصعب بن عبدالله، نسب قریش، ص ۵۷.    
۳. ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب علیهم‌السلام، ج ۳، ص ۲۳۱.    
۴. لباب الانساب، ج ۱، ص ۳۴۹.
۵. كامل بهايى، ج ۲، ص ۱۷۹.
۶. روضة الشهدا، ص ۴۸۴.
۷. انوار الشهادة، ص ۱۶۳.
۸. معالى السبطين، ج ۲، ص ۲۱۴.
۹. سرگذشت جانسوز حضرت رقيه(سلام‌الله‌علیها)، ص ۹.
۱۰. سرگذشت جانسوز حضرت رقيه(سلام‌الله‌علیها)، ص ۱۲- ۱۳.
۱۱. ستاره درخشان شام، ص ۱۶. به نقل از الملهوف، ص ۱۴۱.    
۱۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۱۵.    
۱۳. سرگذشت جانسوز حضرت رقيه(سلام‌الله‌علیها)، ص ۱۶.
۱۴. المنتخب التواریخ، ص ۴۳۵.
۱۵. لباب الانساب، ج ۱، ص ۳۴۹.
۱۶. ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب علیهم‌السلام، ج ۳، ص ۲۳۱.    
۱۷. تحقيق درباره اوّل اربعين حضرت سيّدالشهدا(علیه‌السلام)، ص ۶۸۵.
۱۸. اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج ۲، ص ۲۴۸.    
۱۹. سرگذشت جانسوز حضرت رقيّه(سلام‌الله‌علیها)، ص ۹.
۲۰. وقايع كربلا، شيخ عباس قمى، ص ۲۰۳.
۲۱. صدوق، محمد بن علی، الامالی، ص ۲۳۱.    
۲۲. كامل بهايى، ج ۲، ص ۱۷۹.
۲۳. روضة الشهدا، ص ۴۸۴.
۲۴. سرگذشت جانسوز حضرت رقيه(سلام‌الله‌علیها)، ص ۱۲.
۲۵. انوار الشهادة، ص ۲۴۴- ۲۴۵.
۲۶. نفس المهموم، ص ۴۱۵.
۲۷. معالى السبطين، ج ۲، ص ۱۷۱.
۲۸. وسيلة الدارين، ص ۳۹۳.
۲۹. الوقايع و الحوادث، ج ۵، ص ۸۱.
۳۰. ستاره درخشان شام، ص ۲۰۸.
۳۱. سرگذشت جانسوز حضرت رقيّه(سلام‌الله‌علیها)، ص ۵۰- ۵۱.
۳۲. امین، محسن، اعیان الشیعه، ج ۷، ص ۳۴.    
۳۳. دائرة المعارف تشيّع، ج ۱، ص ۷۷- ۷۸.


منبع

[ویرایش]

اسیران و جانبازان کربلا، مظفری سعید، محمد، ص۱۵۲-۱۵۶.    






جعبه‌ابزار