رفاه بنی اسرائیل (قرآن)ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



در آیات قرآن کریم به این اصل اساسی اشاره شده که خوبیها و بدیهای شما به خودتان باز می‌گردد، گر چه ظاهرا مخاطب این جمله بنی اسرائیلند ولی بدیهی است بنی اسرائیل در این مساله خصوصیتی ندارند، این قانون همیشگی در طول تاریخ بشر است، و خود تاریخ گواه آن است،مانند اینکه روی آوردن بنی اسرائیل به نیکی و احسان ، زمینه ساز بازگشت رفاه به آنان بوده است.


نیکی و احسان

[ویرایش]

روی آوردن بنی اسرائیل به نیکی و احسان ، زمینه ساز بازگشت رفاه به آنان بوده است: «وقضینآ الی بنی اسرءیل فی الکتـب لتفسدن فی الارض مرتین ولتعلن علوا کبیرا• ثم رددنا لکم الکرة علیهم وامددنـکم بامول وبنین وجعلنـکم اکثر نفیرا• ان احسنتم احسنتم لانفسکم...» ما به بنی اسرائیل در کتاب ( تورات ) اعلام کردیم که دوبار در زمین فساد خواهید کرد، و برتری جوئی بزرگی خواهید نمود• سپس شما را بر آنها چیره می‌کنیم و اموال و فرزندانتان را افزون خواهیم کرد و نفرات شما را بیشتر (از دشمن ) قرار می‌دهیم• اگر نیکی کنید بخودتان نیکی می‌کنید... . (جمله «ان احسنتم» می‌تواند، اشاره به این باشد که اگر شما راه صلاح و خیر را در پیش گیرید نتیجه آن ـ که همان رفاه و آسایش است ـ نصیب شما خواهد شد.) [۱] [۲] [۳]

← سنت همیشگی


این یک سنت همیشگی است نیکی‌ها و بدیها سرانجام به خود انسان باز می‌گردد، هر ضربه‌ای که انسان می‌زند بر پیکر خویشتن زده است، و هر خدمتی به دیگری می‌کند در حقیقت به خود خدمت کرده است، ولی مع الاسف نه آن مجازات شما را بیدار می‌کند و نه این نعمت و رحمت مجدد الهی باز هم به طغیان می‌پردازید و راه ظلم و ستم و تعدی و تجاوز را پیش می‌گیرید و فساد کبیر در زمین ایجاد می‌کنید و برتری جوئی را از حد می‌گذرانید.
هر چه کنید به خود کنید! در آیات فوق به این اصل اساسی اشاره شده که خوبیها و بدیهای شما به خودتان باز می‌گردد، گر چه ظاهرا مخاطب این جمله بنی اسرائیلند ولی بدیهی است بنی اسرائیل در این مساله خصوصیتی ندارند، این قانون همیشگی در طول تاریخ بشر است، و خود تاریخ گواه آن است. بسیار بودند کسانی که سنتهای زشت و ناروا و قوانین ظالمانه و بدعتهای غیر انسانی گذاردند و سرانجام دامان خودشان و دوستانشان را گرفت، و در همان چاهی که برای دیگران کنده بودند افتادند.

← صهیونیست غاصب


مخصوصا ایجاد فساد در روی زمین، و برتری جوئی و استکبار (علو کبیر) از اموری است که اثرش در همین جهان دامان انسان را می‌گیرد، و به همین دلیل بنی اسرائیل بارها گرفتار شکستهای سخت و پراکندگی و بدبختی شدند، چرا که دست به فساد در ارض زدند. هم اکنون گروهی از قوم یهود یعنی صهیونیستها اقدام به غصب سرزمینهای دیگران و آواره ساختن آنها از وطنهایشان و کشتن و نابود کردن فرزندانشان کرده‌اند و حتی احترام خانه خدا بیت المقدس را نیز رعایت نکردند. آنها در برخورد با مسائل جهانی، عملا نشان داده‌اند که تابع هیچ قانون و معیاری نیستند، هرگاه فرضا یک جنگجوی فلسطینی به سوی آنها شلیک کند آنها در عوض اردوگاههای آوارگان و کودکستانها و بیمارستانهای آنان را بمباران می‌کنند، و در مقابل کشته شدن یک نفر از آنها، گاهی صدها نفر بیگناه را درو می‌کنند و خانه‌های زیادی را منفجر می‌سازند!
آنها به هیچیک از مصوبات مجامع بین المللی خود را پایبند نمی‌دانند و علنا و آشکارا همه را زیر پا می‌گذارند، بدون شک اینهمه قانونشکنی و بیدادگری و اعمال ضد انسانی به خاطر آنست که به قدرت جهانخواری همچون آمریکا متکی هستند، ولی این نیز قابل تردید نیست که خود این قوم و جمعیت از نظر اخلاقی و فکری نمونه کاملی از جنایت و نادیده گرفتن همه مسائل انسانی می‌باشند، و این خود مصداقی است از فساد در ارض و برتری جوئی و استکبار و باید در انتظار این بود که باز «عبادا لنا اولی باءس شدید» [۴] بر آنها چیره شوند و وعده قطعی خدا را درباره آنها عملی سازند. [۵] [۶]

آسایش در بیابان

[ویرایش]

آسایش و رفاه بنی اسرائیل در بیابان، با نزول من و سلوی و قرار دادن سایبانی از ابر بر آنان به همراه بوده است: «وظـللنا علیکم الغمام وانزلنا علیکم المن والسلوی کلوا من طیبـت ما رزقنـکم...» و ابر را بر شما سایبان ساختیم، و با من ( شیره مخصوص و لذیذ درختان) و سلوی (مرغان مخصوص شبیه کبوتر ) از شما پذیرائی به عمل آوردیم (و گفتیم) از نعمتهای پاکیزهای که به شما روزی دادیم بخورید... . [۷]

← نعمت سایه و غذا


در تفسیر قمی در ذیل جمله : «و ظللنا علیکم الغمام، و انزلنا علیکم»، فرموده : وقتی موسی بنی اسرائیل را از دریا عبور داد، در بیابانی وارد شدند، بموسی گفتند: ‌ای موسی! تو ما را در این بیابان خواهی کشت، برای اینکه ما را از آبادی به بیابانی آورده ای، که نه سایه ایست، نه درختی، و نه آبی، و روزها ابری از کرانه افق برمیخاست، و بر بالای سر آنان می‌ایستاد، و سایه می‌انداخت، تا گرمای آفتاب ناراحتشان نکند، و در شب، من بر آنها نازل میشد، و روی گیاهان و بوته‌ها و سنگها می‌نشست، و ایشان میخوردند، و آخر شب مرغ بریان بر آنها نازل میشد، و داخل سفره هاشان می‌افتاد، و چون میخوردند و سیر می‌شدند، و دنبالش آب مینوشیدند، آن مرغها دوباره پرواز می‌کردند، و می‌رفتند. [۸]

← من و سلوی


رهروان این بیابان خشک و سوزان، آنهم برای یک مدت طولانی چهل ساله نیاز به مواد غذائی کافی دارند، این مشکل را نیز خداوند برای آنها حل کرد چنانکه در دنباله همین آیه می‌فرماید: ما من و سلوی را (که غذائی لذیذ و نیروبخش بود) بر شما نازل کردیم. [۹] [۱۰] [۱۱] [۱۲] [۱۳] «وقطعنـهم اثنتی عشرة اسباطا امما... و ظللنا علیهم الغمـم وانزلنا علیهم المن والسلوی کلوا من طیبـت مارزقنـکم...» و آنها را به دوازده گروه که هر یک شاخهای (از دودمان اسرائیل ) بودند تقسیم کردیم...و ابر را بر سر آنها سایبان ساختیم و بر آنها من و سلوی فرستادیم (و به از آنان گفتیم) از روزیهای پاکیزه که به شما داده‌ایم بخورید... . [۱۴] [۱۵] «یـبنی اسرءیل قد انجینـکم من عدوکم ووعدنـکم جانب الطور الایمن ونزلنا علیکم المن والسلوی• کلوا من طیبـت ما رزقنـکم...» ای بنی اسرائیل ما شما را از (چنگال) دشمنتان نجات دادیم، و در طرف راست کوه طور با شما وعده گذاردیم، و من و سلوی بر شما نازل کردیم• بخورید از روزیهای پاکیزهای که به شما دادیم ... . [۱۶] [۱۷]

← رزق طیب


گو اینکه کلمه «کلوا» امر است و معنایش این است که باید بخورید، ولی منظور اباحه است، یعنی می‌توانید بخورید و اضافه کلمه «طیبات» بر جمله ما «رزقناکم» از باب اضافه صفت به موصوف است، (یعنی آنچه روزیتان کردیم که این صفت دارد طیب است) چون معنا ندارد رزق را به خود نسبت دهد، و آنگاه آن را دو قسم کند طیب و غیر طیب، آری خدا غیر طیب روزی نکرده. «و لا تطغوا فیه فیحل علیکم غضبی» - ضمیر در «فیه» به أکل بر می‌گردد، آنجا که فرمود: «کلوا من طیبات» و طغیان در خوردن به این است که نعمت خدا کفران شود و شکرش به جای نیاید.
جمله «فیحل علیکم غضبی» هر چند به ظاهر خبر از آینده است ولی معنایش این است که غضب من بر شما واجب و لازم شود، و کلمه «یحل» از حلول دین، (سر رسیدن مدت قرض ) است، و غضب یکی از صفات خدای تعالی است که البته صفت فعل او و مصداق اراده او است، اراده اینکه مکروهی به بنده اش برساند، به اینکه اسباب رسیدن آن را که ناشی از معصیت عبد است فراهم سازد. [۱۸] [۱۹] [۲۰] [۲۱] [۲۲]

امکانات رفاهی

[ویرایش]

برخورداری بنی اسرائیل از امکانات رفاهی، پس از هلاکت و نابودی فرعونیان چنین بوده است: «فالیوم ننجیک ببدنک لتکون لمن خلفک ءایة... • ولقد بوانا بنی اسرءیل مبوا صدق ورزقنـهم من الطیبـت...»ولی امروز بدنت را (از آب نجات می‌دهیم تا عبرتی برای آیندگان باشی ... .•ما بنی اسرائیل را در جایگاه صدق (و راستی) منزل دادیم و از روزیهای پاکیزه به آنها عطا کردیم... [۲۳] [۲۴]

← گلایه خداوند


آیه مورد بحث، سیاق شکایت و گلایه و سرزنش را دارد، و معنای آیه اینست که : ما نعمت را بر بنی اسرائیل تمام کردیم و آنان را در مسکنی که همه خصوصیات مطلوب از مسکن را دارا بود جای دادیم و بعد از سالهائی طولانی محرومیت و اسارت به دست قبطیان، از طیبات روزیشان دادیم و آنان را ملت واحدی گردانیدیم و پراکندگیشان را به جمع تبدیل نمودیم، ولی کفران نعمت کردند و دوباره در مورد حق اختلاف راه انداختند، و این اختلافشان ناشی از عذر نادانی نبود، بلکه عالما و عامدا اختلاف کردند، و پروردگار تو بطور حتم در بین آنان در آنچه اختلاف میکنند حکم خواهد کرد. [۲۵] [۲۶]

حاکمیت سرزمین فرعون

[ویرایش]

به رفاه رسیدن بنی اسرائیل، با حاکمیت و مالکیت بر سرزمین فرعونیان به همراه بوده است: «واورثنا القوم الذین کانوا یستضعفون مشـرق الارض ومغـربها التی بـرکنا فیها وتمت کلمت ربک الحسنی علی بنی اسرءیل بما صبروا ودمرنا ما کان یصنع فرعون وقومه وما کانوا یعرشون» و مشرقها و مغربهای پربرکت زمین را به آن قوم تضعیف شده (زیر زنجیر ظلم و ستم) واگذار کردیم و وعده نیک پروردگارت بر بنی اسرائیل، بخاطر صبر و استقامتی که نشان دادند، تحقق یافت و آنچه فرعونیان از کاخهای مجلل می‌ساختند، و آنچه از باغات داربستدار فراهم ساخته بودند درهم کوبیدیم! . [۲۷]
معنای آیه این است که : ما بنی اسرائیل را که مردمی ضعیف به شمار می‌رفتند قدرت داده و مشارق و مغارب سرزمین مقدس را به ایشان واگذار نمودیم. و اگر در اینجا بنی اسرائیل را به مردمی مستضعف وصف کرده برای این است که کارهای عجیب خارق العاده خدا را برساند، و بفهماند چگونه خداوند افتادگان را بلند می‌نماید و کسانی را که در نظرها خوار می‌آیند تقویت نموده و زمین را در تیول آنان قرار می‌دهد، چه قدرتی بالاتر از این؟ اینهم که فرمود: «و تمت کلمه ربک الحسنی» برای این است که برساند به ملک و سلطنت رسانیدن بنی اسرائیل و هلاک کردن دشمنان ایشان بر وفق قضای حتمیش بوده و اما معنای تمامیت کلمه- تمام شدن کلمه، خارج شدن آن از مرحله قوه و استعداد به مرحله فعلیت و وقوع است، البته ناگفته نگذاریم که جهت و علت تمام شدن کلمه پروردگار در خصوص داستان بنی اسرائیل صبر ایشان بوده و لذا فرموده : «بما صبروا». [۲۸]. [۲۹] [۳۰]

← رمز پیروزی مستضعفان


گرچه در این آیه تنها سخن از بنی اسرائیل و سرانجام استقامت آنها در برابر فرعونیان به میان آمده ولی بطوری که از آیات دیگر قرآن استفاده می‌شود، این موضوع اختصاص به قوم و ملتی ندارد، بلکه هر جمعیت مستضعفی بپاخیزند و برای آزادی خود از چنگال اسارت و استعمار کوشش کنند و در این راه استقامت و پایمردی نشان دهند سرانجام پیروز خواهند شد، و سرزمینهائی که بوسیله ظالمان و ستمگران اشغال شده است آزاد می‌گردد. [۳۱]

پانویس

[ویرایش]
 
۱. اسراء/سوره۱۷، آیه۴.    
۲. اسراء/سوره۱۷، آیه۶.    
۳. اسراء/سوره۱۷، آیه۷.    
۴. اسراء/سوره۱۷، آیه۵.    
۵. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۲۶.    
۶. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۳، ص۵۳.    
۷. بقره/سوره۲، آیه۵۷.    
۸. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱، ص۲۸۹.    
۹. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱، ص۲۶۱.    
۱۰. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، ج۱، ص۱۳۴.    
۱۱. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۱، ص۲۲۴.    
۱۲. عروسی حویزی، عبدعلی بن جمعه، نور الثقلین، ج۱، ص۸۲.    
۱۳. سیوطی، عبدالرحمان بن ابی بکر، الدر المنثور، ج۱، ص۱۷۰.    
۱۴. اعراف/سوره۷، آیه۱۶۰.    
۱۵. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۶، ص۴۱۱.    
۱۶. طه/سوره۲۰، آیه۸۰.    
۱۷. طه/سوره۲۰، آیه۸۱.    
۱۸. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۴، ص۲۶۱.    
۱۹. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۲۶۲.    
۲۰. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، ج۳، ص۳۱۴.    
۲۱. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۷، ص۴۴.    
۲۲. سیوطی، عبدالرحمان بن ابی بکر، الدر المنثور، ج۵، ص۵۹۰.    
۲۳. یونس/سوره۱۰، آیه۹۲.    
۲۴. یونس/سوره۱۰، آیه۹۳.    
۲۵. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۰، ص۱۷۷.    
۲۶. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۸، ص۳۷۹.    
۲۷. اعراف/سوره۷، آیه۱۳۷.    
۲۸. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۸، ص۲۹۲.    
۲۹. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۶، ص۳۳۰.    
۳۰. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۴، ص۳۴۵.    
۳۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۶، ص۳۳۰.    


منبع

[ویرایش]

مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۶، ص۳۶۷، برگرفته از مقاله «رفاه بنی اسرائیل».    


رده‌های این صفحه : بنی اسرائیل | رفاه | موضوعات قرآنی




جعبه‌ابزار