رستگاریذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



رستگاری همان سعادت واقعی و اخروی هست که در دین اسلام که به عنوان کاملترین و جامع‏ترین دین الهی است به این موضوع پرداخته است.


اهمیت بحث از رستگاری

[ویرایش]

اسلام به عنوان کاملترین و جامع‏ترین دین الهی خوشبختی و رستگاری انسانها را در قرآن بیان کرده است و در آیات متعددی به این موضوع پرداخته است.
در قرآن حدود ۴۰ مرتبه [۱]از فلاح (رستگاری) سخن گفته شده و در ضمن آیات مربوطه از صفات و علائم رستگاران و سعادتمندان واقعی و اخروی سخن رانده است که البته رستگاری از هر دو بعدش هم دنیوی و هم اخروی مدنظر بوده و از آنجا که حیات اخروی جاودانی و ابدی است از اهمیت بیشتری برخوردار می‏باشد.

معنای فلاح

[ویرایش]

فلاح (رستگاری) از ماده «فلح و فلاح» در اصل به معنی شکافتن و بریدن است و به هر نوع پیروزی و رسیدن به مقصد و خوشبختی اطلاق شده است.
در حقیقت افراد پیروز و رستگار و خوشبخت، موانع را از سر راه خود برمی‏دارند و راه را برای رسیدن به مقاصد هموار می‏سازند و پیش می‏روند. فلاح و رستگاری به معنی وسیع آن هم پیروزی‏های مادی را شامل می‏شود و هم معنوی را.
پی‏روزی و رستگاری دنیوی در آن است که انسان آزاد و سربلند، عزیز و بی‏نیاز زندگی کند که این امور جز در سایه ایمان امکان‏پذیر نیست و رستگاری آخرت در این است که در جوار رحمت پروردگار در میان نعمت‌های جاویدان، در کنار دوستان شایسته و پاک و در کمال عزت و سربلندی به سر برد. [۲]

عوامل رستگاری

[ویرایش]

عواملی که انسان را به رستگاری می‏رساند و سعادتمند ابدی می‏کند در قرآن عبارتند از:

← ایمان


خداوند در سوره مؤمنون می‏فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ» [۳]یعنی مؤمنان رستگار شدند. مؤمنان یعنی تصدیق کنندگان به خدا و یگانگی او و پیغمبران او و آنچه نبی خاتم(ص) آورده است. رستگاری حقیقی بسته به ایمان حقیقی و مقید به تمام شرایط است که در آیات بعد به صورت واضح و روشن ذکر می‏فرماید. [۴]
انتخاب فعل ماضی «افلح» در مورد رستگاری مؤمنان، برای تأکید هر چه بیشتر است؛ یعنی رستگاری آنها آنقدر مسلم است که گویی قبلاً تحقق یافته و ذکر کلمه «قد» قبل از آن نیز تأکید دیگری برای موضوع است. تعبیراتی همچون خاشعون، معرضون، راعون و یحافظون همه دلیل بر آن است که برنامه‏های مؤمنان راستین در این اوصاف برجسته، موقّتی و محدود نیست؛ بلکه مستمر و دائمی است. [۵]

←← منظور از ایمان


ایمان به معنای اذعان و تصدیق به چیزی و التزام به لوازم آن است مثلاً ایمان به خدا در قرآن به معنای تصدیق به یگانگی او و پیغمبرانش و تصدیق به روز جزا و بازگشت به سوی او و تصدیق به هر حکمی است که فرستادگان او آورده‏اند. [۶] [۷]
البته لازمه ایمان عمل صالح است و ایمان تصدیق توأم با تسلیم و اطمینان‏خاطر است. [۸]
ایمان به خدا و پیامبر [۹]و ایمان به کتابهای پیشین [۱۰]و روز رستاخیز و آخرت [۱۱] [۱۲] [۱۳]مایه سعادت اخروی می‏باشند.
«در قرآن هر جا که صفات مؤمنان را می‏شمارد به دنبال ایمان، عمل صالح را ذکر می‏فرماید یعنی این‏دو و با هم موجب خوشبختی انسان است. [۱۴]
«مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَی‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَوةً طَیِّبَةً؛ [۱۵]هر کس کار شایسته‏ای کند خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می‏کنیم» و نیز «الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَتِ طُوبَی‏ لَهُمْ وَ حُسْنُ مََابٍ؛ [۱۶]آن‏ها که ایمان آورند و کارهای شایسته انجام دادند، پاکیزه‏ترین (زندگی) نصیبشان است و بهترین سرانجام‏ها».

← اطاعت از دعوت خدا و پیامبران


خداوند در سوره نور می‏فرماید: «إِنَّمَا کَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذَا دُعُواْ إِلَی اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَن یَقُولُواْ سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا وَ أُوْلَ‏ئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ [۱۷]سخن مؤمنان، هنگامی که به سوی خدا و رسولش دعوت شوند تا میان آنان داوری کند تنها این است که می‏گویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم». و اینها همان رستگاران واقعی هستند و همچنین در آیه بعد اطاعت کنندگان از خدا و رسول را سعادتمندان واقعی می‏شمرد.
از اینجا فهمیده می‏شود که مقتضای اعتقاد قلبی بر پیروی آنچه خدا و رسولش حکم می‏کنند همین است که دعوت خدا و رسول را لبیک گویند نه این‏که آن را رد کنند. [۱۸]

← نماز


از عوامل بسیار مهم رسیدن به سعادت اخروی نماز می‏باشد خدا می‏فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ [۱۹]الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ؛ [۲۰]مؤمنان رستگار شدند، کسانی که در نمازشان خشوع دارند.»
خشوع به معنای تواضع و ادب جسمی و روحی است که در برابر شخص بزرگ یا حقیقت مهمی در انسان پیدا می‏شود و آثارش در بدن ظاهر می‏گردد در واقع کسانی که به هنگام نماز آن چنان حالت توجه به پروردگار می‏یابند که از غیر او جدا می‏گردند و چنان غرق حالت تفکر و حضور و راز و نیاز با پروردگارشان می‏شوند که بر تمام ذرات وجودشان اثر می‏گذارد.
این نماز موجب خودسازی و تربیت انسان است و وسیله‏ای برای تهذیب روح و جان است. [۲۱]
همچنین در سوره حج آمده «یَأَایّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ ارْکَعُواْ وَ اسْجُدُواْ وَ اعْبُدُواْ رَبَّکُمْ وَ افْعَلُواْ الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» [۲۲]ای کسانی که ایمان آورده‏اید رکوع کنید و سجود به جا آورید و پروردگارتان را عبادت کنید و کار نیک انجام دهید، شاید رستگار شوید. در این آیه رکوع و سجود توصیه شده که دو رکن مهم نمازند و در پایان وعده رستگاری داده شده است.
همچنین در آیات دیگر محافظت و مراقبت در نماز توصیه شده است و موجب رستگاری انسان شمرده می‏شود.
در سوره مؤمنون هفت صفت [۲۳]برای مؤمنان سعادتمند ذکر شده که ابتدا و انتهای این صفات در مورد نماز است. این امر بیان‏گر اهمیت نماز است و علاوه بر خشوع، مراقبت و حضور قلب در نماز، نشانه رستگاری معرفی شده است.

← ذکر خدا


در برخی آیات قرآن، ذکر خداوند و مداومت بر آن زمینه دست‏یابی به فلاح و رستگاری معرفی شده است. «یَأَایّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِذَا لَقِیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُواْ وَاذْکُرُواْ اللَّهَ کَثِیرًا لَّعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» [۲۴]ای کسانی که ایمان آورده‏اید هنگام که (در میدان نبرد) با گروهی روبرو می‏شوید ثابت قدم باشید و خدا را فراوان یاد کنید باشد که رستگار شوید.
در سوره جمعه آورده «...وَ اذْکُرُواْ اللَّهَ کَثِیرًا لَّعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» [۲۵]آیاتی نظیر آیه‏های مذکور دلالت بر اهمیت ذکر خدا و دعا و مناجات با او برای سعادتمند شدن در زندگی دارد.

← عمل خیر


انجام عمل خیر و نیکی‏های فراوان از عوامل دیگر سعادت ابدی انسان می‏باشد. «وَالْوَزْنُ یَوْمئذٍ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَ زِینُهُ فَأُوْلَئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ [۲۶]وزن کردن اعمال و سنجش ارزش آنها در آن روز، حق است. کسانی که میزانهای (عملِ) آنها سنگین است، همان رستگارانند.»
در سوره حج می‏فرماید: «...وَ افْعَلُواْ الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ [۲۷]کار نیک انجام دهید شاید رستگار شوید. از این آیه بدست می‏آید هر چه اعمال خیر و نیک انجام دهیم در مسیر رسیدن به سعادت قدم بر می‏داریم.

← تزکیه نفس


عامل دیگری که انسان را به زندگی سعادتمند رهنمون می‏شود تزکیه نفس است. «قد افلح من زکها؛ [۲۸]به یقین رستگار شد کسی که به تزکیه نفس پرداخت.»
خداوند در سوره شمس پس از اینکه هفت بار به آفریده‏های بزرگ و مهم (مثل خورشید، ماه و...) قسم یاد نموده می‏فرماید (قد افلح من زکها) به یقین سعادتمند شد کسی که نفس خود را از آلودگیها (گناهان) زدود و پاک کرد و این نشانگر اهمیت پیراستن جسم و جان از ناپاکی‏ها است که در نتیجه آن رستگاری و خوشبختی نصیب آدمی می‏شود.
آنگاه که انسان نفس خود را پاکیزه کرد و آن را از صفات حیوانی مبرّا نمود آنچه خیر و مایه رستگاری اوست از جانب خدا به وی الهام می‏گردد. [۲۹]
خداوند در سوره اعلی می‏فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَکَّی‏» [۳۰]یعنی یقیناً، کسی که پاکی جُست، رستگار شد.
آری هر کس در مقام مجاهده با نفس برآمد سعادتمند گشت و قابلیت سکونت در جوار رحمت الهی را که همانا کمال خوشبختی است پیدا کرد.

← تقوا


خداوند در آیات متعددی بعد از بیان صفت تقوا به رستگاری و سعادتمندی بشارت داده است.
در سوره مائده آمده: «قُل لَّا یَسْتَوِی الْخَبِیثُ...فَاتَّقُواْ اللَّه اولی الالباب لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ [۳۱]بگو هیچ‏گاه ناپاک و پاک مساوی نیستند... از مخالفت خدا بپرهیزید ای خردمندان، شاید رستگار شوید.»
زمانی که انسان از هوا و هوس پیروی نکند و نفس خود را از آلودگی به معاصی حفظ کند در زندگی ابدی‏اش سعادت خواهد بود.
همچنین از طرح تقوا به عنوان عامل مهم رستگاری در چندین آیه در قرآن به اهمیت این ویژگی در زندگی انسان پی می‏بریم. یکی از موارد با اهمیت سعادت و خیرورزی انسان، داشتن تقواست که از مصادیق آن که در قرآن ذکر شده نگهداشتن نفس از حرص و بخل [۳۲]، رویگردانی از لغو [۳۳]، دوری از شراب و قمار و بت‌پرستی و شرک [۳۴]و رباخواری [۳۵]و نیز حفظ عفت و پاکدامنی می‏باشد. [۳۶]

← زکات


یکی دیگر از عوامل مهم پیروزی و ظفرمندی در دنیا و آخرت مسأله زکات است. که شامل زکات شرعی، انفاق مال و صدقه و زکات فطره می‏باشد. [۳۷] [۳۸] [۳۹]
دادن زکات چه زکات مال و چه زکات فطره موجب خوشبختی اداء کننده آن می‏باشد خداوند در سوره اعلی فرموده: «قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَکَّی‏ [۴۰]وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّی‏؛ [۴۱]به یقین کسی که پاکی جُست رستگار شد و آن که نام پروردگارش را یاد کرد سپس نماز خواند.»
در سوره مؤمنون هم زکات دادن از عوامل رستگاری به شمار آمده است. «وَ الَّذِینَ هُمْ لِلزَّکَوةِ فَعِلُونَ» [۴۲]در اینجا اداء زکات و مداومت بر آن که جنبه اجتماعی و مالی دارد از صفات مؤمنان و رستگاران بیان شده است.
مطابق آیات قرآن انسان برای رسیدن به نهایت کامیابی غیر از توجه ویژه به نماز و اعمال عبادی به مسائل اجتماعی که از مهمترین مصادیق آن مسأله زکات است توجه نماید چرا که نماز زحمت جسمی برای فرد بدنبال دارد. و زکات دادن گذشتن از مال دنیا برای رضای خداوند متعال است و اثر آن جلا دادن و صفا دادن به قلب و موجب نورانیت روح انسانی می‏باشد.
مصداق دیگر برای این موضوع انفاق در راه خداست. در سوره روم آمده: «فََاتِ ذَا الْقُرْبَی‏ حَقَّهُ وَالْمِسْکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ ذَ لِکَ خَیْرٌ لِّلَّذِینَ یُرِیدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَ أُوْلَ‏ئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» [۴۳]پس حق نزدیکان و مسکینان و در راه ماندگان را ادا کن این برای آنها که رضای خدا را می‏طلبند بهتر است و چنین کسانی رستگارانند.
ذی القربی به معنای صاحب قرابت از ارحام است و مقصود خویشاوندان می‏باشد و مسکین کسی را گویند که از فقیر بدحال‏تر باشد و ابن سبیل مسافری را گویند که در راه مانده و حاجتمند است. [۴۴]
پس حقوق این گروهها را باید ادا کرد تا به فلاح و کامیابی دست یافت.

← جهاد


در چندین آیه بعد از بیان جهاد در راه خدا یا با جان و یا با مال وعده رستگاری داده شده است. «...وَجَاهدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» [۴۵]یعنی و جهاد کنید در راه خدا شاید که رستگار شوید.
در سوره توبه می‏فرماید: «لَکِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ ءَامَنُواْ مَعَهُ جَاهَدُواْ بِأَمْوَ لِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَأُوْلَئکَ لَهُمُ الْخَیْرَ تُ وَأُوْلَئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» [۴۶] [۴۷] [۴۸]ولی پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردند با اموال و جانهایشان جهاد کردند؛ و همه نیکی‏ها برای آنهاست؛ و آنها همان رستگارانند.
همچنین پایداری در مقابله با دشمن و مراقبت از کار دشمن نیز از عواملی است که نتیجه آن رسیدن به سعادت می‏باشد در سوره انفال می‏فرماید «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ... فَاثْبُتُواْ و...لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» [۴۹]ثابت قدم باشید و پایداری کنید باشد که رستگار شوید. در موقعیتی که با کافران در حال جنگ هستید پایداری کنید و فرار نکنید تا در دنیا پیروز شوید و در آخرت هم سعادتمند.
در سوره آل عمران می‏فرماید: «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ...وَرَابِطُواْ...لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» [۵۰]مراقب کار دشمن باشید و هشیار باشید تا از دشمن آسیب نبینید. باز هم نتیجه این کار را فلاحت و سعادتمندی می‏داند.
دشمن‌شناسی مسأله مهمی است که انسان در همه دوران باید مورد توجه قرار دهد و با توجه به شناختی که از دشمن پیدا کرده است به تدبیر امور بپردازد و راههای مقابله با او را کشف کند و نقاط ضعف و قوت او را بشناسد تا هرگز مغلوب دشمن نشود.
در سوره مجادله آیه ۲۲ می‏فرماید: «لَّا تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْأَخِرِ یُوَآدُّونَ مَنْ حَآدَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ... أُوْلَئکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَآ إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» [۵۱]هیچ قومی نخواهی یافت که ایمان به خدا و روز جزا داشته باشد و در عین حال با کسانی که با خدا و رسولش دشمنی می‏کنند دوستی کند، هرچند دشمن خدا و رسول، پدران و یا فرزندان و یا برادرانشان و یا قوم و قبیله‏شان باشد؛ برای اینکه خداوند در دلهایشان ایمان را نوشته و... ایشان حزب خدایند آگاه باشید که حزب خداوند رستگارانند.
به نظر می‏رسد که این آیه دلالت بر اهمیت عقیده و باور می‏کند که به گونه‏ای که وقتی انسان به خدا ایمان آورد دیگر دشمنان خدا را به دوستی برنمی‏گزیند یعنی همان دشمنی با دشمنان خدا و رسول و همان تبرّی‏ که جزو فروع دین ماست می‏باشد. چگونه ممکن است جمع شود بین دوستی با کسی و دوستی با دشمن او. [۵۲]

← وفای به عهد


در سوره مؤمنون از جمله هفت صفتی که برای مؤمنان رستگار شمرده است وفای به عهد و پیمان است. «وَ الَّذِینَ هُمْ لاماناتهم وَ عَهْدِهِمْ رَعُونَ؛ [۵۳]آنها که رعایت امانت و عهد می‏کنند».
افراد یک جامعه اگر پایبند به عهد و پیمان باشند و امانتداری از ویژگی‏های آنها محسوب شود خیلی از مشکلات امروز حل می‏گردد از جمله یکی از آن امانات همین مسئولیتهایی است که به افراد واگذار می‏شود اگر همگان به این نکته توجه داشته باشند که مسئولیتی که به آنها سپرده شده است امانتی بیش نیست و عهدی است که بین خود و اداره یا شرکت و یا نظام خود منعقد کرده است حساس‏تر و دقیق‏تر خواهد شد تا آن مسئولیت را هم در حضور جامعه و مردم و هم در محضر خداوند باری‏تعالی بهتر و مفیدتر به انجام برساند و لغزش به خود راه نداده با ایمانی راسخ به ادای مسئولیت و تکلیف خویش در قبال جامعه و مردم بپردازد.
البته در تفاسیر منظور از امانات به فرزندان یا زنان [۵۴]یا امامت ائمه [۵۵]و یا مطلق ولایت و حکومت تعبیر شده است. خلاصه اینکه از نظر قرآن یک پله از پله‏های رسیدن به سعادتمندی، همان وفای به عهد و امانت است.

← استفاده از «وسیله» برای تقرب به خدا


خداوند در سوره مائده می‏فرماید: «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» [۵۶]ای کسانی که ایمان آورده‏اید از مخالفت خدا بپرهیزید و وسیله‏ای برای تقرب به او بجوئید؛ و در راه خدا جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.
حقیقت وسیله به درگاه خدا، مراعات راه خداست به این‏که اولاً به احکام او علم پیدا کنی و در ثانی به بندگی او بپردازی و ثالثاً در جستجوی مکارم و عمل به مستحبات شریعت باشی. [۵۷]

←← منظور از وسیله


وسیله نوعی توسل است در مورد خداوند که منزه از مکان و جسم است توسل معنوی و پیدا کردن رابطه‏ای است که بین بنده و پروردگارش اتصال برقرار کند و از آنجا که بین بنده و پروردگارش هیچ رابطه‏ای به جز عبودیت نیست قهراً وسیله عبارتست از این‏که انسان به حقیقت عبودیت را دست یابد و به درگاه خدای تعالی وجهه مسکنت و فقر به خود گیرد.
و همچنین گفته‏اند وسیله به معنای رساندن خود به چیزی با میل و رغبت است. و برخی گفته‏اند مقصود توسل به ائمه(ع) که در نزد خدا صاحب آبرویند و دست به دامن شدن ائمه(ع) برای تقرب به خداوند باری‏تعالی می‏باشد. [۵۸]

← امر به معروف و نهی از منکر


خداوند در سوره آل عمران می‏فرماید: «وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَأُوْلَکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» [۵۹]یعنی باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها همان رستگارانند. از این آیه مستفاد می‏شود که امر به معروف و نهی از منکر به طور مستقل به سعادت انسان منتهی می‏شود.
البته این کار شرایطی دارد که با وجود آن شرایط بر فرد واجب می‏شود که امر به معروف کند و نهی از منکر [۶۰]نماید.
امت در اصل از ماده «امّ» به معنی هر چیزی است که اشیاء دیگری به آن ضمیمه گردد و به همین جهت «امت» به جماعتی که جنبه وحدتی در میان آن‏ها باشد گفته می‏شود خواه وحدت از نظر زمان باشد یا مکان و یا هدف و مرام؛ چون به دنبال آیات پیش که به اخوّت و اتحاد توجه دارد به مسأله امر به معروف و نهی از منکر اشاره کرده این در حقیقت به منزله یک پوشش اجتماعی برای محافظت از جمعیت است.
زیرا اگر مسئله امر به معروف و نهی از منکر در میان نباشد عوامل مختلفی که دشمنِ بقایِ «وحدت اجتماعی» هستند، همچون موریانه از درون، ریشه‏های اجتماع را می‏خورند و آن را از هم متلاشی می‏سازند. بنابراین حفظ وحدت اجتماعی بدون نظارت عمومی ممکن نیست. [۶۱]

←← اهمیت امر به معروف و نهی از منکر


احادیث معتبر زیادی بر اهمیت این امر به معروف و نهی از منکر در جامعه اسلامی دلالت دارد از جمله روایتی از امام باقر(ع) که فرمودند: «امر به معروف و نهی از منکر راه انبیاء و طریق صلحاء است. فریضه بزرگی است که به آن است قیام تمام فرائض، راهها به آن ایمن می‏شود و کسب‏ها به آن حلال می‏گردد و مظالم به سبب آن رد می‏شود و زمین به آن آباد می‏گردد و به آن انصاف از دشمنان ظهور می‏یابد و استقامت امور به آن حاصل آید.» [۶۲]
همچنین علی(ع) می‏فرماید: تمام کارهای نیک و حتی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر چون آب دهان است در برابر دریای پهناور.
این دو وظیفه بزرگ در حقیقت ضامن اجرای بقیه وظایف فردی و اجتماعی است و در حکم روح و جان آن‏ها می‏باشد و با تعطیل آن‏ها تمام احکام و اصول اخلاقی، ارزش خود را از دست خواهد داد. [۶۳]

← صبر و سفارش به آن


در سوره آل عمران می‏خوانیم: «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» [۶۴]ای کسانی که ایمان آورده‏اید (در برابر مشکلات و هوسها) استقامت کنید؛ و در برابر دشمنان (نیز) پایدار باشید و از مرزهای خود، مراقبت کنید و از خدا بترسید، باشد که رستگار شوید.
چنانچه مشاهده می‏شود در این آیه فرموده که ای اهل ایمان در کار دین صبر کنید و یکدیگر را به صبر و مقاومت سفارش کنید و مهیا و مراقب کار دشمن بوده و خدا ترس باشید شاید که رستگار شوید.
همه دستورات در آیه مذکور به طور مطلق آمده و معنای عام را در بر دارد. [۶۵]

← توبه


خداوند در سوره نور می‏فرماید: «...وَ تُوبُواْ إِلَی اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» [۶۶]یعنی دستور به توبه و بازگشت به سوی خداوند داده و می‏فرماید به سوی خدا بازگردید ای مؤمنان باشد که سعادتمند شوید. خداوند در این آیه بعد از تذکرات و دستوراتی که در مورد حفظ عفت و آبرو به مردان و زنان مؤمن می‏دهد می‏فرماید در هر جایی که مخالفت این احکام را نمودید توبه کنید و از مخالفت اوامر الهی به موافقت باز آیید که امید رستگاری برای شما هست.
و نیز در سوره قصص می‏فرماید: «فَأَمَّا مَن تَابَ وَ ءَامَنَ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَعَسَی‏ أَن یَکُونَ مِنَ الْمُفْلِحِینَ». [۶۷]

پانویس

[ویرایش]
 
۱. محمد فؤاد عبد الباقی، المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الکریم، قم، نوید اسلام، ۱۳۸۳.
۲. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۴، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۵۳-۱۳۶۶ ش، ۲۷ جلد، ۱۳۶۸۶ ص)، ص۱۹۳.
۳. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱.    
۴. شاهزاده علیرضا میرزا خسروانی، تفسیر خسروی، ج۶، تهران، چاپ الاسلامیه، ۱۳۹۰-۱۳۹۷ ق، (۸ جلد، ۳۹۹۴ ص) ص۱۰۸.
۵. تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۲۰۳.    
۶. سیدمحمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسیرالمیزان، ج۱۵، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۳ ش، ص۴.    
۷. تفسیر مخزن العرفان، ج۹، ص۵.
۸. سیدعلی اکبر قرشی، احسن الحدیث، ج۷، تهران، واحد تحقیقات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۶ ش، ص۹۶.
۹. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱.    
۱۰. بقره/سوره۲، آیه‌۴.    
۱۱. بقره/سوره۲، آیه‌۴.    
۱۲. لقمان/سوره۳۱، آیه۴.    
۱۳. لقمان/سوره۳۱، آیه۵.    
۱۴. ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۵، ص۵.    
۱۵. نحل/سوره۱۶، آیه۹۷.    
۱۶. رعد/سوره۱۳، آیه۲۹.    
۱۷. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۵۱.    
۱۸. ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۵، ص۲۰۰.    
۱۹. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱.    
۲۰. مومنون/سوره۲۳، آیه۲.    
۲۱. تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۱۹۳-۲۰۴.    
۲۲. حج/سوره۲۲، آیه۷۷.    
۲۳. مومنون/سوره۲۳، آیه۹-۱.    
۲۴. انفال/سوره۸، آیه۴۵.    
۲۵. جمعه/سوره۶۲، آیه۱۰.    
۲۶. اعراف /سوره۷، آیه۸.    
۲۷. حج/سوره۲۲، آیه۷۷.    
۲۸. شمس/سوره۹۱، آیه۱۴.    
۲۹. مخزن العرفان، ج۴، ص۱۵۰.
۳۰. اعلی/سوره۸۷، آیه۱۴.    
۳۱. مائده/سوره۵، آیه۱۰۰.    
۳۲. حشر/سوره۵۹، آیه۹.    
۳۳. مومنون/سوره۲۳، آیه۳.    
۳۴. مائده/سوره۵، آیه۹۰.    
۳۵. آل عمران/سوره۳، آیه۱۳۵.    
۳۶. مومنون/سوره۲۳، آیه۵.    
۳۷. ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۵، ص۳.
۳۸. تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۱۹۶.    
۳۹. تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۴۳۸.
۴۰. اعلی/سوره۸۷، آیه۱۴.    
۴۱. اعلی/سوره۸۷، آیه۱۵.    
۴۲. مومنون/سوره۲۳، آیه۴.    
۴۳. روم/سوره۳۰، آیه۳۸.    
۴۴. ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۶، ص۲۷۶.    
۴۵. مائده/سوره۵، آیه۳۵.    
۴۶. توبه/سوره۹، آیه۸۸.    
۴۷. مائده/سوره۵، آیه۳۵.    
۴۸. آل‌عمران/سوره۳، آیه۲۰۰.    
۴۹. انفال/سوره۸، آیه۴۵.    
۵۰. آل‌عمران/سوره۳، آیه۲۰۰.    
۵۱. مجادله/سوره۵۸، آیه۲۲.    
۵۲. تفسیر مخزن العرفان، ج۵، ص۲۰۲.
۵۳. مومنون/سوره۲۳، آیه۸.    
۵۴. محمد جواد نجفی، تفسیر آسان، ج۱۳، ص۲۷۴، تهران، کتابفروشی اسلامیه، چاپ اول، ۱۳۶۲ – ۱۳۶۴.
۵۵. تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۲۰۰.    
۵۶. مائده/سوره۵، آیه۳۵.    
۵۷. ترجمه تفسیر المیزان، ج۵، ص۵۳۲.    
۵۸. ترجمه تفسیر المیزان، ج۵، ص۵۳۲.
۵۹. آل عمرا ن/سوره۳، آیه۱۰۴.    
۶۰. تفسیر عاملی، ج۲، ص۱۵۴.
۶۱. تفسیر نمونه، ج۳، ص۴۷.    
۶۲. تفسیر نمونه، ج۳، ص۵۱.    
۶۳. تفسیر نمونه، ج۳، ص۴۲.    
۶۴. آل‌عمران/سوره۳، آیه۲۰۰.    
۶۵. تفسیر احسن الحدیث، ج۲، ص۱۸۵.
۶۶. نور/سوره۲۴، آیه۳۱.    
۶۷. قصص/سوره۲۸، آیه۶۷.    


منبع

[ویرایش]
دانشنامه موضوعی قرآن    






جعبه‌ابزار