ذوالقرنین

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



یکی از شخصیتهای مطرح شده در داستانهای قرآنی،ذوالقرنین است.


مفهوم ذوالقرنین

[ویرایش]

ذوالقرنین مرکب از دو كلمه است:
۱- "ذو" كه در لغت به معني صاحب است ( در حالت نصب آن «ذا» و در حالت جر «ذي»).
[۱] قرشي، علي اكبر، قاموس قرآن، تهران، دارالكتب الاسلاميه؛ ۱۳۷۶، چاپ هفتم، ج ۳، ص ۲۹.

۲- "قرْن" كه در لغت به معنی جمع كردن می‌باشد، اقتران از همين ریشه اجتماع دو چيز يا چيزهاست،
[۲] قاموس قرآن، همان، ج ۵، ص ۳۰۹.
به استخوان شاخ نيز "قَرن" گويند.
[۳] راغب اصفهاني، مفردات، تهران، مرتضوي، ۱۳۶۹، اول، ج ۳، ص ۱۷۷.

تركيب "ذوالقرنين" معاني مختلفي دارد و يكي از معاني لغوی آن صاحب دو شاخ است و در اصطلاح نام شخصي مي‌باشد که نام او سه بار در قرآن آمده است، او یكي از ناشناخته ترين و بحث انگيزترين شخصيت های قصص قرآني مي‌باشد.
[۴] خرمشاهي، بهاء الدين دانش نامه قرآن و قرآن پژوهي، تهران، دوستان و ناهيد، ۱۳۷۷، اول، ج ۱، ص ۱۰۸۱.


وجه تسميه

[ویرایش]

اولين اختلاف پيرامون "ذوالقرنین" وجه تسميه اوست، اقتضاي مباحث تاريخي و فقدان نصوص قطعي روايي در مسأله تسميه ذوالقرنین، باعث اين اختلاف شده است؛ (البته براي قرآن اسم افراد مهم نيست، بلکه مهم شخصيت و اعمال افراد است).
۱- او به شرق و غرب عالم رسيد كه عرب از آن تعبیر به قرني الشمس (دو شاخ آفتاب) مي‌كند.
۲- دو قرن زندگي يا حکومت او
۳- وجود برآمدگي مخصوص در دو طرف سر او
۴- تاج مخصوص او كه داراي دو شاخک بوده
[۵] شريعتمداري، جعفر، شرح و تفسير لغات بر اساس تفسير نمونه، مشهد، بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي، ۱۳۷۴، اول، ج ۲، ص ۱۰۵.
و...

ذوالقرنين كيست؟

[ویرایش]

در اينكه او چه شخصي است، نظرات مختلف است به اضافه اينكه قرآن هم به شخصيت وي تصريح نكرده؛ نظرات عبارتند از:
۱- اسکندر مقدونی
۲- يكي از پادشاهان یمن
۳-کوروش هخامنشی
[۶] . مصطفوي، حسن، التحقيق، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد، ۱۳۶۸، اول، ج ۹، ص ۲۵۰.

۴- منذر بن ماء السماء
۵-تسن چي هوانگ تي (بزرگترين پادشاه قديم چین)
[۷] دانش نامه قرآن و...پيشين، ص ۱۰۸۱.
و...
جديدترين نظر در اين مورد از "ابوالكلام آزاد" است، وي معتقد است ذوالقرنين همان "کوروش كبير" است و صفاتي كه قرآن براي او ذكر كرده با تاريخ زندگي او منطبق است،
[۸] شرح و تفسير لغات....پيشين، ص ۱۰۵-۱۰۴.
برخي از مفسرین اين نظریه را پذيرفته‌اند.

ياد كرد قرآن از ذوالقرنين

[ویرایش]

داستان ذوالقرنين در سورۀ کهف آيات ۸۳ تا ۹۷ ذكر شده است و آنچه از اين آیات برمي‌آيد، اين است كه او مردي قوي، صالح و شجاع بوده، خداوند به او قدرت و سلطنتي بزرگ بخشيده بود
[۹] حاج سيد جوادي، احمد صدر و بهاء الدين خرمشاهي و كامران فاني، دايره المعارف تشيع تهران، نشر شهيد سعيد محبي، ۱۳۷۹، اول، ج ۸، ص ۶۱.
، وي مؤمن،موحد و مهـربان بـوده و از طريـق عدل و داد منحـرف نمي‌شـود، به هميـن جهـت مشمول لطف خاص خدا بوده، به مال و ثروت علاقه‌اي نداشته است:
[۱۰] . شرح و تفسير لغات، پيشين، ص ۱۰۶.

«وَيَسْئَلونَكَ عَنْ ذِي القَرْنَين»
« و از تو دربارۀ ذوالقرنين مي‌پرسند»
«اِنّا مَكَّنا لَهُ فِي الْارضِ وءاتَيناهُ مِنْ كُلّ شَيءٍ سبباً فَأتْبَعَُ سَبَباً»
«ما به او در روي زمين، قدرت و حكومت داديم و اسباب هر چيز را در اختيارش گذاشتيم، او از اين اسباب پيروي (و استفاده) كرد»

سه لشكركشي مهم ذوالقرنين

[ویرایش]


← سفر به مغرب


در اين سفر به مكاني مي‌رسد و در نظرش مجسم مي‌شود كه خورشید در آب تيره و گل آلودي غروب مي‌كند، گويا در اين سرزمين، مردم کافر بوده‌اند.
[۱۳] ترجمه آیات از کتاب مکارم شیرازی می باشد.

(اولين حملۀ كوروش هخامنشي نيز به غرب بوده، وي به پادشاه ليدي (ترکیه امروز) حمله مي‌كند).
[۱۴] قاموس قرآن پيشين، ص ۳۱۶.


← سفر به مشرق


در آنجا مردمي وجود داشتند كه از نظر تمدن عقب افتاده بوده و پوششي بر تن نداشته‌اند، يا مسكن و كوه و درختي در آنجا نبوده است،
[۱۵] مكارم شيرازي،تفسير نمونه، ج ۱۲، ص ۵۲۹.
اما اينكه چرا به آنجا سفر كرده و چه اقداماتي انجام داده، به آن تصريح نشده (كوروش كبير نيز براي سركوبي شورش قبائل كيدروسيا (بلوچستان فعلي) و باكتريا (بلخ) به مشرق حمله كرده است).
[۱۷] قاموس قرآن، پيشين، ص ۳۱۶


← سفر به شمال


در اين سفر به منطقه‌اي كوهستاني مي‌رسد كه مردمش زباني مخصوص به خود داشته و سخني نمي‌فهميدند ( يا از نظر تمدن يا از نظر فكري در سطح پائين بودند) و از ناحيۀ قوم یأجوج و مأجوج آزار مي‌ديدند.
به خواست ايشان، ذوالقرنین محل عبور و حملۀ يأجوج و مأجوج را با سدي آهني كه از مس يا سرب پوشيده شده بود، مسدود كرد. (كوروش نيز براي اصلاح امر مادها كه در شمال قرار داشت به حوالي كوههاي قفقاز (كوه قاف) لشكركشي كرد و تنگه‌اي كه محل عبور اقوام وحشي و ويرانگر بود را با سد آهني پوشانيد).
[۱۹] قاموس قرآن، پيشين، ص ۳۱۷.

اينكه آن مردم، با آنكه زبان نمي‌دانستند چگونه خواستۀ خود را بازگو كردند مورد اختلاف است، يا در بين ايشان مترجماني وجود داشته يا با رمز و اشاره و يا برخي از ايشان كه زبان مي‌دانستند از ذوالقرنین چنين خواستند.
[۲۰] دهخدا، علي اكبر، لغت نامه، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۷، دوم، ج ۸، ص ۱۱۵۵۳.


سرانجام ذوالقرنين

[ویرایش]

مفسران پيرامون عاقبت كار او سخني به ميان نياورده‌اند اما اگر ذوالقرنين همان کوروش باشد، دولتش توسط اسکندر مقدونی سقوط مي‌كند
[۲۱] قاموس قرآن، پيشين، ص ۳۱۸.
و او به واسطۀ زخمي كه در جنگ سال ۵۲۵ قبل از میلاد به وي رسيده بود، درگذشت
[۲۲] مستر هاكس، قاموس كتاب مقدس، بيروت، ۱۹۲۸ م، بي نا، ص ۷۴۳.



پانویس

[ویرایش]
 
۱. قرشي، علي اكبر، قاموس قرآن، تهران، دارالكتب الاسلاميه؛ ۱۳۷۶، چاپ هفتم، ج ۳، ص ۲۹.
۲. قاموس قرآن، همان، ج ۵، ص ۳۰۹.
۳. راغب اصفهاني، مفردات، تهران، مرتضوي، ۱۳۶۹، اول، ج ۳، ص ۱۷۷.
۴. خرمشاهي، بهاء الدين دانش نامه قرآن و قرآن پژوهي، تهران، دوستان و ناهيد، ۱۳۷۷، اول، ج ۱، ص ۱۰۸۱.
۵. شريعتمداري، جعفر، شرح و تفسير لغات بر اساس تفسير نمونه، مشهد، بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي، ۱۳۷۴، اول، ج ۲، ص ۱۰۵.
۶. . مصطفوي، حسن، التحقيق، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد، ۱۳۶۸، اول، ج ۹، ص ۲۵۰.
۷. دانش نامه قرآن و...پيشين، ص ۱۰۸۱.
۸. شرح و تفسير لغات....پيشين، ص ۱۰۵-۱۰۴.
۹. حاج سيد جوادي، احمد صدر و بهاء الدين خرمشاهي و كامران فاني، دايره المعارف تشيع تهران، نشر شهيد سعيد محبي، ۱۳۷۹، اول، ج ۸، ص ۶۱.
۱۰. . شرح و تفسير لغات، پيشين، ص ۱۰۶.
۱۱. کهف/ سوره۱۸،آیه۸۳-۸۴    
۱۲. سوره کهف/ سوره۱۸،آیه۸۶-۸۸.    
۱۳. ترجمه آیات از کتاب مکارم شیرازی می باشد.
۱۴. قاموس قرآن پيشين، ص ۳۱۶.
۱۵. مكارم شيرازي،تفسير نمونه، ج ۱۲، ص ۵۲۹.
۱۶. سوره کهف/ سوره۱۸،آیه۹۰.    
۱۷. قاموس قرآن، پيشين، ص ۳۱۶
۱۸. سوره کهف/ سوره۱۸، آیه۹۳-۹۷.    
۱۹. قاموس قرآن، پيشين، ص ۳۱۷.
۲۰. دهخدا، علي اكبر، لغت نامه، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۷، دوم، ج ۸، ص ۱۱۵۵۳.
۲۱. قاموس قرآن، پيشين، ص ۳۱۸.
۲۲. مستر هاكس، قاموس كتاب مقدس، بيروت، ۱۹۲۸ م، بي نا، ص ۷۴۳.


منبع

[ویرایش]
دانشنامه موضوعی قرآن کریم.    
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «ذوالقرنین».    


رده‌های این صفحه : ذوالقرنین | قرآن شناسی | قصص قرآنی




جعبه ابزار