دیوان‌های عصر طاهریان

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



وجود دیوان‌های مختلف در عصر طاهریان بیشتر به جهت گسترش و وسعت قلمرو حکومت ایشان بود و طاهریان برای ادارۀ حکومت دیوان‌های مختلفی را به وجود آوردند و بر ضرورت وجود دیوان‌های گوناگون آگاهی داشتند. به همین جهت ضرورت دارد که وضعیت دیوان‌ها در این دوره که اولین حکومت ایرانی پس از اسلام بر منطقۀ ایران بود، بررسی دقیقی صورت بگیرد.


گسترش قلمرو و ضرورت دیوان‌ها

[ویرایش]

وجود دیوان‌های مختلف در عصر طاهریان بیشتر به جهت گسترش و وسعت قلمرو حکومت ایشان بود و طاهریان برای ادارۀ حکومت دیوان‌های مختلفی را به وجود آوردند و بر ضرورت وجود دیوان‌های گوناگون آگاهی داشتند. به همین جهت ضرورت دارد که وضعیت دیوان‌ها در این دوره که اولین حکومت ایرانی پس از اسلام بر منطقۀ ایران بود، بررسی دقیقی صورت بگیرد.
با بررسی کتاب‌های تاریخ و نوشته‌های متاخر، این نکته به وضوح درک می‌شود که وضعیت دیوان‌ها در عصر طاهریان مورد کنکاش کاملی قرار نگرفته است و کسانی که به بررسی وضع دیوان در عصر طاهریان پرداخته‌اند، به این نکته اذعان دارند که اطلاعات روشنی در مورد تشکیلات اداری این عصر موجود نیست و عمدۀ بحث دربارۀ وضعیت دیوان‌ها، مربوط به عصر سامانیان است.
[۱] اکبری، امیر، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، ص۲۶۹، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، تهران، نشر سمت، چاپ اول، ۱۳۸۴ه. ش.
اما با تتبع بیشتر از خلال برخی منابع تاریخی، وضعیت بعضی از دیوان‌ها آشکار می‌شود که به ترتیب اهمیت بدین شرح‌اند.

دیوان خراج

[ویرایش]

خراج مهم‌ترین منبع درآمد یک کشور در زمان گذشته بوده است.

← تعریف خراج


خراج آن چیزی است که برای صاحب زمین وضع می‌شود و از حقوقی است که از زمین گرفته می‌شود.
[۲] ابویوسف، یعقوب بن ابراهیم، الخراج، ص۲۳ - ۲۵، قاهره، المکتبه السلفیه، الطبعه الثالثه، ۱۳۸۲ه. ق.
خراج مهم‌ترین منبع درآمد یک کشور بود که از زمین‌های کشاورزی دریافت می‌شد. خراج‌هایی که از مردم گرفته می‌شد، در دیوان خراج ثبت و ضبط می‌گردید. بنابراین طاهریان برای پیشبرد اهداف خود که عموما نظامی بود، نیاز به پشتوانۀ مالی قوی داشتند که این پشتوانه، اموالی بود که توسط این دیوان، از مردم گرفته می‌شد.
نقل است که شخص طاهر بن حسین موسس حکومت طاهریان، قبل از انتصاب به حاکمیت خراسان و در زمان حضور در بغداد، بر کار دیوان‌ها نظارت داشت و هم چنین جمع آوری خراج ناحیه سواد به وی واگذار شده بود که این مطالب نشان از آگاهی طاهر بن حسین بر چگونگی فعالیت دیوان‌ها از جمله دیوان خراج دارد. وقتی طاهر بن حسین از طرف مامون حاکم خراسان شد، به جهت دوستی قدیمی که با سعید بن جنید داشت، وی را به سرپرستی دیوان خراج گذاشت. اما چون وی شخصی ضعیف در امر محاسبات بود، سعید بن موسی بن فضل را که شخصی آگاه و دقیق بود، به معاونت وی برگزید تا نظارت کامل تر و دقیق تری بر دیوان خراج داشته باشد.

← اهمیت دیوان خراج


طاهر در اهمیت توجه به دیوان خراج به پسرش عبدالله این گونه سفارش کرده است:
«به کار مهم خراج نیک عنایت کن. چه بدان کار رعیت راست می‌شود و بهبود می‌پذیرد و خدا آن را مایۀ ارجمندی و سرافرازی اسلام و سبب توانگری و برتری مسلمانان قرار داده است، برای دشمنان اسلام خواری و خشم نهفته عاجزانه‌ای و برای کافران مذلت و کوچکی است.
پس در تقسیم خراج میان خراج گزاران، روش حق و برابری و دادگری پیشگیر. چنانکه نباید از میزان خراج شریف به علت شرف، یا توانگر بسبب توانگری وی دیناری بکاهی و حتی نسبت به هیچیک از خواص و حاشیه نشینان و کاتبان درگاه خویش نباید در این باره چشم پوشی کنی. ولی به هیچ روی روا نیست بیش از توانایی و طاقت مردم از آنان خراج گرفت و ایشان را آن چنان مکلف ساخت که از حد معین خراج تجاوز کند و به افراط کاری و ستمگری منجر شود) و باید همه مردم را به حق و حقیقت تلخ بر انگیخت. زیرا چنین روشی بهتر رعیت را به هم الفت می‌دهد و باید در راه خشنودی عامه بکوشی.
و بدانکه این فرمانروایی ترا به منزله گنجور و نگهبان و پاسبان رعیت قرار داده است و از این روی زیر دستانت را "رعیت" می‌نامند که تو همچون شبان و قیم آنان هستی. پس باید خراج آن چنان گرفته شود که آن را از مازاد مخارج خویش بی هیچ عسرت اعطا کنند (و در پرداخت آن دچار دشواری و سختی نشوند) و باید آن خراج را در راه استواری و بهبود زندگانی و اصلاح نابسامانی‌ها و هموار ساختن ناهمواری‌های امور مردم صرف کنی.»

← مقدار خراج خراسان


مقدار خراج خراسان، بنابر نقل قدامه بن جعفر سی و نه میلیون درهم بود.
[۶] ابن جعفر، قدامة، الخراج و صناعة الکتابة، تحقیق و تقدیم حسین خدیو جم، ص۱۴۱، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۳ه. ش.
در مورد اینکه طاهریان این مبلغ را چگونه خرج می‌کردند و این مطلب که آیا سهمی از آن را هم به مرکز خلافت می‌فرستادند یا خیر، یعقوبی می‌نویسد:
«خراج خراسان در هر سال از همه نواحی به جز خمس‌هایی که از مرزها به دست می‌آمد، به چهل میلیون درهم می‌رسید که آل طاهر همه اش را در راهی که صلاح می‌دیدند، مصرف می‌کردند و علاوه بر اینها از عراق هم به جز هدیه‌ها، سیزده میلیون درهم برای ایشان فرستاده می‌شد.
[۷] یعقوبی، ابن واضح، البلدان، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، ص۸۵-۸۶، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، چاپ اول، ۱۳۴۳ه. ش.
»
با توجه به این مطلب، روشن می‌شود که حاکمان طاهری، تمام خراج را به دربار نمی‌فرستادند و به طور حتم قسمت عمدۀ آن را صرف ادارۀ کشور می‌نمودند. موید این مطلب این است که مامون از همان ابتدا طاهر بن حسین را به همراه ده میلیون درهم برای برقراری امنیت در قسمت شرقی حکومت عباسیان، راهی خراسان نمود
[۸] ابن تغزی بردی، یوسف جمال الدین، النجوم الزاهرة، ج۲، ص۱۷۸، مصر، دارالکتب، بی تا.
و همچنین معتصم به مازیار دستور داده بود که خراج طبرستان را به عبدالله بن طاهر بفرستد؛ نه به سمت مرکز خلافت یعنی بغداد.
با دقت در این موارد به وضوح، اهمیت این دیوان در آن روزگار درک می‌شود و می‌توان این دیوان را به عنوان مهم‌ترین دیوان آن عصر نام نهاد.

دیوان رسائل

[ویرایش]

دیوان رسائل، دیوانی بود که نگارش نامه‌های مهم برای موارد مختلف مانند نامه‌های عزل و نصب امیران و وزیران، نگارش ملطفه‌ها و معماها (نامه‌های رمزی)، نگارش عهدنامه‌های مختلف و همچنین احکام عزل و نصب مقامات حکومتی برعهدۀ وی بود. به همین جهت بسیار مورد اعتماد حاکم و خلیفه بود و محرم وی به شمار می‌آمد. به همین جهت عموما روسای دیوان رسائل را از بین افراد دارای اعتماد انتخاب می‌کردند که شایستۀ مقام وزارت نیز بودند.

← روئسای دیوان رسائل


دیوان رسائل در زمان موسس طاهریان برعهدۀ چندین نفر بود. آورده‌اند که حمزه بن عفیف بن حسن، شخصی بود که در زمان طاهر بن حسین عهده دار دیوان رسائل بود.
[۱۰] ابن ندیم، ابوالفرج محمد بن اسحاق، الفهرست، ص۱۸۱، بیروت، دارالمعرفه، ۱۳۹۸ه. ق/۱۹۷۸م.
همچنین آمده است که ابوزید متصدی دیوان رسائل بود که مهر مخصوص حاکم طاهری نیز پیش وی نگهداری می‌شد. عیسی بن عبدالرحمن نیز فردی بود که در دورۀ طاهر ذوالیمینین، کاتب وی بود
[۱۲] حموی، یاقوت، ارشاد الاریب الی معرفة الادیب، ج۱، ص۲۴، قاهره، نشر دار المامون، ۱۹۳۵م.
و نقل شده است که وی لایق عهده داری ریاست دیوان رسائل نیز بود. آمده است که وی از سوی طاهر که در رقه ساکن بود، به عنوان نماینده، به مرو نزد فضل بن سهل وزیر مامون آمد و خود را دست و زبان متبوعش طاهر بن حسین معرفی نمود. محمد بن عیسی بن عبدالرحمن نیز همانند پدرش کاتب طاهریان بود. همچنین در تاریخ آمده است که خود طاهر بن حسین در نگارش نامه ید طولائی داشت و پس از پیروزی بر علی بن عیسی نامه‌ای به فضل بن سهل نوشت. فضل پس از قرائت این نامه گفت: «هیچ کس فتح نامه‌ای موجزتر از آن ننوشته است که طاهر ذوالیمینین نوشته است.»
عبدالله بن طاهر نیز مانند پدر خویش به این منصب توجه ویژه‌ای داشت. ابوالعمیثل عبدالله بن خالد کاتب و شاعر دوران عبدالله بن طاهر بود که در زمان طاهر بن حسین نیز منشی و کاتب بود.

دیوان مظالم

[ویرایش]

مظالم، دیوانی بود که وظیفۀ آن رسیدگی به شکایت مردم از مردم و همچنین از دولت بود.
در مقدمه ابن خلدون دربارۀ دیوان مظالم آمده است:
«و آن وظیفه‌ای بود مرکب از قدرت سلطنت و عدالت و انصاف قضاوت و متصدی آن نیاز به توانایی و نیرویی داشت که مایه هراس باشد تا بتواند طرف ستمگر را سرکوب کند و متجاوز را از تعدی باز دارد و اموری را اجرا می‌کرد که قضات و دیگران از اجرا کردن آنها عاجز بودند. و وی به رسیدگی دلایل و اسناد و تعزیر و تکیه کردن بر امارات و قراین و به تاخیر انداختن حکم تا روشن شدن حقیقت و وا داشتن دو طرف دعوی به صلح و سوگند دادن گواهان نیز می‌پرداخت و این گونه وظایف از حدود کارهای قاضی وسیع تر بود. و خلفای گذشته تا روزگار مهتدی از بنی عباس تمام این وظایف را به تن خویش انجام می‌دادند.
[۱۵] ابن خلدون، عبدالرحمن، مقدمه ابن خلدون، ترجمه محمد پروین گنابادی، ج۱، ص۴۲۶، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ هشتم، ۱۳۷۵ه. ش.
»

← ریاست دیوان مظالم


در دورۀ طاهریان، وظیفۀ دیوان مظالم اکثرا برعهدۀ شخص حاکم طاهری بود. نقل شده است که طاهر بن حسین خود در زمان‌های خاصی به قضاوت در بین مردم می‌پرداخت. همچنین نقل شده است که عبدالله بن طاهر در ابتدای ورود به خراسان، در چندین مورد مختلف به اجرای عدالت پرداخت.
نقل شده است که عبدالله بن طاهر حتی در مواردی والیانش را نیز به خاطر شکایت مردم از آنها، مجازات می‌کرده است. به طور مثال نقل شده است که پسر عموی وی که عهده دار حکومت کرمان بود، به زنی زرتشی ظلم کرد. این ظلم به حدی بود که مرد زرتشتی گفت: «مگر خدای بمرد.» وقتی این خبر به عبدالله بن طاهر رسید، پسر عموی خود را مجازات نمود و حق زن زرتشتی را به وی برگردانید؛ سپس گفت: «اینک خدای نمرد.»
[۱۶] اسفزاری، محی الدین محمد، روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات، تصحیح سیدمحمدکاظم امام، ص۲۵۲، تهران، دانشگاه تهران، چاپ اول، ۱۳۶۲ه. ش.

همچنین پس از ظلم حاکم هرات به زنی در این شهر، عبدالله بن طاهر گروهی را برای تحقیق به این شهر اعزام نمود و آن زن را برای رسیدگی به شکایت به مرکز حکومت خود، فراخواند.
[۱۷] عوفی، سدیدالدین محمد، جوامع الحکایات و لوامع الروایات، تصحیح ملک الشعرای بهار، ص۱۰۸ - ۱۰۹، تهران، نشر علمی، ۱۳۲۴ه. ش.


دیوان برید

[ویرایش]

برید دیوانی بود که وظیفۀ آن، انتقال نامه‌ها و همچنین جاسوسی را به عهده داشت.

← ارسال نامه ها


تمام نامه‌هایی که در هر منطقه نوشته می‌شود، ابتدا به دیوان برید منتقل می‌گردد و سپس دیوان برید وظیفۀ ارسال هر نامه را به عهده می‌گیرد و مسئولیت آن تا رسیدن به مقصد برعهدۀ وی است.

← عرضه نامه‌ها به حاکم


همچنین رئیس دیوان برید، مسئولیت عرضه نامه‌های ماموران برید و اخبار مربوط به همه نواحی را به حاکم برعهده دارد و باید مجموعه‌ای از این کارها را گزارش دهد.

← رسیدگی به کار چاپارخانه‌ها


از دیگر وظایف وی، رسیدگی به کار راهنمایان برید و دبیران [توقیع کنندگان نامه‌ها]و کارمندان چاپارخانه‌ها است.

← پرداخت مستمری کارمندان


پرداخت مستمری کارمندان و دبیران و همچنین ابلاغ حکم ماموران برید در شهرهای مختلف نیز از وظایف رئیس دیوان برید است.
رئیس این دیوان به کسی نیازمند است که مورد اعتماد وی و خلیفه وقت باشد، زیرا این کار تنها به یک مامور که نامه‌ها را از رو بخواند، نیاز ندارد بلکه به شخص مورد اعتمادی نیازمند است که آداب و رسوم لازم دیوان برید را کاملا رعایت کند و منظور رسومی و قوانینی است که بوسیله آنها اوضاع و احوال قوانین و رسوم دیوان برید منظم می‌گردد.

← علت نام‌گذاری این دیوان


در مورد چگونگی نام گذاری این دیوان به دیوان برید، نقل است که برید در اصل بریده دم بوده است؛ زیرا ایرانیان نامه‌های خود را به وسیلۀ اسبان دم بریده حمل می‌کردند و سپس این کلمه به صورت برید به عربی انتقال یافته است. ابتدا بر اسبان برید می‌گفتند و سپس بر سواران آن این کلمه اطلاق می‌شده است. البته برخی می‌گویند برید به معنای دو فرسخ است.
[۲۰] ابن اثیر، مجد الدین، جامع الاصول فی احادیث الرسول، تحقیق عبد القادر الارنؤوط، ج۵، ص۲۴، مکتبة الحلوانی و مطبعة الملاح و مکتبة دار البیان، الطبعة الاولی، ۱۳۹۰ه. ق/۱۹۷۱م.


← ارسال اخبار محرمانه


یکی دیگر از وظایف دیوان برید در زمان طاهریان، ارسال اخبار محرمانه از سوی حاکم طاهری بود. آمده است که پس از پیروزی طاهر بن حسین بر سپاه علی بن عیسی در منطقۀ ری، خبررسانان، خبر پیروزی طاهر را در مدت سه شب و سه روز از ری به مرو رساندند. فاصلۀ بین این دو شهر در آن زمان، دویست و پنجاه فرسخ بود.
همچنین در جای دیگری نقل شده است که در زمان محاصرۀ بغداد توسط سپاه مامون، طاهر بن حسین جاسوسانی را برای اطلاع از فعالیت‌های امین گذاشته بود. این جاسوسان، از غلامان و خادمان خاص امین بودند که ساعت به ساعت به طاهر خبر می‌دادند.
[۲۲] مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، ج۳، ص۴۱۱، قم، دار الهجرة، الطبعه الثانیه، ۱۴۰۹ه. ق.
طاهر به وسیلۀ همین جاسوسان، توانست برخی از اطرافیان امین را بترساند و تصمیم امین را برای فرار به سمت شام و مصر منصرف سازد.
[۲۳] مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، ج۳، ص۴۱۱، قم، دار الهجرة، الطبعه الثانیه، ۱۴۰۹ه. ق.

البته در زمان حکومت طاهریان بر خراسان، رئیس دیوان برید به عنوان نماینده از طرف مامون برای جاسوسی از حکومت طاهریان حضور داشت.
ابوسعد کلثوم بن ثابت رییس دیوان برید در زمان حکومت طاهر نقل می‌کند:
«من عامل برید خراسان بودم. به روز جمعه جای نشستنم زیر منبر بود. سال دویست و هفتم، دو سال پس از ولایتداری طاهر بن حسین در مراسم جمعه حضور یافتم، طاهر به منبر رفت و سخنرانی کرد؛ اما چون به یاد خلیفه رسید از دعا گفتن وی خودداری کرد گفت: خدایا، امت محمد را به همان گونه که دوستان خویش را به صلاح برده‌ای به صلاح ببر و زحمت کسی را که در آن سرکشی کند و بر علیه آن سپاه فراهم آورد با بستن شکاف و حفظ خون‌ها و اصلاح فیمابین از میان بردار.
(کلثوم) گوید: با خویشتن گفتم: من نخستین فضولم از آن رو که خبر را نهان نمی‌دارم. پس برفتم و غسل کردم، غسل مردگان، و روپوش مردگان به تن کردم و پیراهنی پوشیدم و عبایی و پوشش سیاه بیفکندم و به مامون نوشتم. گوید: وقتی (طاهر) نماز پسین را بکرد مرا پیش خواند در پلک و گوشه چشم وی رخدادی شد که بیجان بیفتاد. گوید: (پس از آن) طلحة بن طاهر برون شد و گفت: (کلثوم را) بازش آرید. بازش آرید. که من بیرون آمده بودم. گوید: پس مرا باز بردند، گفت: آنچه را گفت نوشته‌ای؟ گفتم: آری. گفت: پس درگذشت او را بنویس. و پانصد هزار با دویست جامه به من داد. من درگذشت او را نوشتم و اینکه طلحه به کار سپاه پرداخته است.»
با دقت در این نقل رییس دیوان برید، وظیفۀ وی در خبردادن به خلیفه مشخص می‌شود و از طرف دیگر معلوم می‌شود که قدرت وی به حدی بود که طلحه پسر طاهر، به جهت ترس از رییس دیوان برید، به وی مقدار قابل توجهی مال عطا کرده و از وی می‌خواهد که وفات طاهر را نیز در ادامۀ گزارش ذکر کرده تا از طرف مامون برای حذف طاهریان اقدامی نشود.
نقل دیگری که از اقدام دیوان برید در دوران طاهریان وجود دارد، مربوط به گزارش دقیقی است که از طرف ایشان به عبدالله بن طاهر رسید. نقل شده است که پس از شکست محمد بن قاسم علوی، از سپاه طاهریان، وی به طور ناشناس به روستای "نسا" رفت. عبدالله بن طاهر، شخصی را به سمت این قریه فرستاد و نشان دقیقی از محل اختفای محمد بن قاسم به وی داد. این گزارشات حاکی از وجود جاسوسان دقیقی در حکومت طاهریان دارد.

دیوان توقیع و خاتم

[ویرایش]

یکی دیگر از دیوان‌هایی که در دوران طاهریان وجود داشت، دیوان توقیع و خاتم بود. وظیفۀ این دیوان نگهداری مهر و همچنین توقیعاتی بود که امراء در پایان نامه‌های مهم خود به عنوان امضاء درج می‌کردند. البته به احتمال زیاد، مسئول دیوان توقیع و خاتم، همان رئیس دیوان رسائل بود. به طور مثال همانطور که گذشت، ابوزید که مسئولیت دیوان رسائل برعهدۀ وی بود، مهر مخصوص طاهر بن حسین را نیز نگهداری می‌کرد.
هر کدام از حاکمان طاهری، مهری مخصوص به خود داشتند؛ به طور مثال بر خاتم انگشتری طاهر بن حسین این نقش حک شده است: « تسلیم در برابر حق، عزت است.» همچنین توقیع عبدالله بن طاهر این جمله بوده است: «من سعی رعی و من لزم المنام رای الاحلام. »

عناوین مرتبط

[ویرایش]

معماری عصر طاهریان؛ خلافت عباسی در عهد طاهریان؛ رابطه سامانیان و طاهریان؛ کشورداری طاهریان

پانویس

[ویرایش]
 
۱. اکبری، امیر، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، ص۲۶۹، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، تهران، نشر سمت، چاپ اول، ۱۳۸۴ه. ش.
۲. ابویوسف، یعقوب بن ابراهیم، الخراج، ص۲۳ - ۲۵، قاهره، المکتبه السلفیه، الطبعه الثالثه، ۱۳۸۲ه. ق.
۳. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابو الفضل ابراهیم، ج۸، ص۵۷۷، بیروت، دارالتراث، الطبعه الثانیه، ۱۳۸۷ه. ش، ۱۹۶۷م.    
۴. ابن طیفور، احمد بن طاهر، کتاب بغداد، تحقیق عزت العطار الحسینی، ص۶۲، قاهره، مکتبة خانجی، الطبعة الاولی، ۱۴۲۳ه. ق/ ۲۰۰۲م.    
۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۸، ص۵۸۸.    
۶. ابن جعفر، قدامة، الخراج و صناعة الکتابة، تحقیق و تقدیم حسین خدیو جم، ص۱۴۱، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۳ه. ش.
۷. یعقوبی، ابن واضح، البلدان، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، ص۸۵-۸۶، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، چاپ اول، ۱۳۴۳ه. ش.
۸. ابن تغزی بردی، یوسف جمال الدین، النجوم الزاهرة، ج۲، ص۱۷۸، مصر، دارالکتب، بی تا.
۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابو الفضل ابراهیم، ج۹، ص۸۰، بیروت، دارالتراث، الطبعه الثانیه، ۱۳۸۷ه. ش، ۱۹۶۷م.    
۱۰. ابن ندیم، ابوالفرج محمد بن اسحاق، الفهرست، ص۱۸۱، بیروت، دارالمعرفه، ۱۳۹۸ه. ق/۱۹۷۸م.
۱۱. ابن طیفور، احمد بن طاهر، کتاب بغداد، تحقیق سید عزت العطار، ص۶۲، مصر، مکتب الخانجی، ۱۴۲۳ه. ش/۲۰۰۲م.    
۱۲. حموی، یاقوت، ارشاد الاریب الی معرفة الادیب، ج۱، ص۲۴، قاهره، نشر دار المامون، ۱۹۳۵م.
۱۳. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابو الفضل ابراهیم، ج۹، ص۴۰۰، بیروت، دارالتراث، الطبعه الثانیه، ۱۳۸۷ه. ش، ۱۹۶۷م.    
۱۴. زرکلی، خیرالدین، الاعلام قاموس تراجم لاشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، ج۴، ص۹۳، بیروت، دار العلم للملایین، الطبعة الثامنة، ۱۹۸۹م.    
۱۵. ابن خلدون، عبدالرحمن، مقدمه ابن خلدون، ترجمه محمد پروین گنابادی، ج۱، ص۴۲۶، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ هشتم، ۱۳۷۵ه. ش.
۱۶. اسفزاری، محی الدین محمد، روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات، تصحیح سیدمحمدکاظم امام، ص۲۵۲، تهران، دانشگاه تهران، چاپ اول، ۱۳۶۲ه. ش.
۱۷. عوفی، سدیدالدین محمد، جوامع الحکایات و لوامع الروایات، تصحیح ملک الشعرای بهار، ص۱۰۸ - ۱۰۹، تهران، نشر علمی، ۱۳۲۴ه. ش.
۱۸. ابن جعفر، قدامة، الخراج و صناعة الکتابة، تحقیق و تقدیم حسین خدیو جم، ص۷۷-۷۸، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۳ه. ش.    
۱۹. بن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۳، ص۸۶، بیروت، دارصادر، الطبعه الاولی، بی تا.    
۲۰. ابن اثیر، مجد الدین، جامع الاصول فی احادیث الرسول، تحقیق عبد القادر الارنؤوط، ج۵، ص۲۴، مکتبة الحلوانی و مطبعة الملاح و مکتبة دار البیان، الطبعة الاولی، ۱۳۹۰ه. ق/۱۹۷۱م.
۲۱. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابو الفضل ابراهیم، ج۸، ص۳۹۴، بیروت، دارالتراث، الطبعه الثانیه، ۱۳۸۷ه. ش، ۱۹۶۷م.    
۲۲. مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، ج۳، ص۴۱۱، قم، دار الهجرة، الطبعه الثانیه، ۱۴۰۹ه. ق.
۲۳. مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، ج۳، ص۴۱۱، قم، دار الهجرة، الطبعه الثانیه، ۱۴۰۹ه. ق.
۲۴. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابو الفضل ابراهیم، ج۸، ص۵۹۴-۵۹۵.    
۲۵. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، تحقیق سید احمد صقر، ص۴۶۷، بیروت، دار المعرفة، بی تا.    
۲۶. ابن طیفور، احمد بن طاهر، کتاب بغداد، تحقیق سید عزت العطار، ص۶۲، مصر، مکتب الخانجی، ۱۴۲۳ه. ش/۲۰۰۲م.    
۲۷. جاحظ، ابوعثمان عمرو بن بحر، المحاسن و الاضداد، ص۱۳، بیروت، دار و مکتبه هلال، ۱۴۲۳ه. ق.    
۲۸. جاحظ، ابوعثمان عمرو بن بحر، المحاسن و الاضداد، ص ۱۵۵، بیروت، دار و مکتبه هلال، ۱۴۲۳ه. ق.    


منبع

[ویرایش]

سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «دیوان‌های عصر طاهریان»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۰۲/۰۱.    






جعبه ابزار