دستذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



دست یکی از اعضای بدن است و از آن در باب‌هاى طهارت، صلات و ... سخن گفته‌اند.


تعریف دست

[ویرایش]

دست قسمتى از بدن است که بر سرِ بازو تا انگشتان و نیز بر مچ تا سر‌انگشتان اطلاق مى‌شود.

کاربرد دست در فقه

[ویرایش]

از آن در بابهاى طهارت، صلات، حج، صید و ذباحه، اطعمه و اشربه، حدود، قصاص و دیات سخن گفته‌اند.

طهارت و دست

[ویرایش]

استنجاء با دست راست مکروه است. [۱] مستحب است استبراء با دست چپ انجام گیرد. [۲] از واجبات وضو شستن دستها از آرنج تا سرانگشتان است. [۳]
کسى که مى‌خواهد به قصد وضو، دست خود را داخل ظرف آبى کند، مستحب است قبل از آن، دستان خود را در حدث ناشى از بول و خواب یک بار و در حدث ناشى‌از غائط دو بار بشوید. [۴]

قبر و دست

[ویرایش]

مستحب است شرکت کنندگان در مراسم تدفین- جز خویشان میت- با پشت دست بر قبر خاک بریزند. [۵] چنان که گذاشتن دست بر قبر و خواندن هفت بار سوره قدر مستحب است. [۶]

تیمم و دست

[ویرایش]

در تیمم، زدن کف دو دست بر زمین و مسح پیشانی با آنها و نیز مسح پشت آن دو واجب است. [۷]

← وجوب حنوط کف دست میت


کف دست از مواضعى است که حنوط آنها واجب است . [۸]

← استحباب شستن دست برای غسل دهنده


شستن دستها تا آرنج براى غسل دهنده میت پس از هر یک از غسلهاى سه گانه مستحب است. [۹]

سجده و دست

[ویرایش]

کف دستان از هفت موضعى است که هنگام سجده باید بر زمین قرار گیرد. [۱۰] در صورت عدم امکان سجده بر آنچه سجده بر آن صحیح است.

← حکم سجده بر پشت دست


سجده بر لباس، و با عدم امکان آن، سجده بر پشت دست انجام مى‌گیرد. [۱۱]

مستحبات نماز و دست

[ویرایش]

- بلند کردن دستها تا محاذى نرمى گوش یا صورت و یا موضع نحر (فرو رفتگى گلو) هنگام گفتن تکبیرة الاحرام و دیگر تکبیر هاى نماز. [۱۲]
- قرار دادن دستها با انگشتان بسته بر روى رانها هنگام قرائت براى مردِ نماز گزار [۱۳] و چسبانیدن پستان ها به سینه با دو دست- جهت پوشاندن حجم آنها- براى زن نماز گزار. [۱۴]
- بلند کردن دستها تا مقابل صورت، به گونه‌اى که کف دست به سمت آسمان باشد، هنگام قنوت. [۱۵] - قرار دادن دستها با انگشتان باز بر زانوها براى مرد و بر ران ها براى زن در حال رکوع. [۱۶]
- نهادن دستها بر زمین پیش از زانوها براى مرد و عکس آن براى زن، هنگام رفتن براى سجده. [۱۷]
- نهادن دست بر زمین و تکیه بر آنها براى قیام. [۱۸]
- قرار دادن دستها با انگشتان بسته محاذى گوش و جدا بودن بازوها از بدن و بلند بودن آرنج از زمین براى مرد و چسبیده بودن بازو ها به بدن و آرنج بر زمین براى زن هنگام سجده. [۱۹]
- قرار دادن دستها بر رانها در حال نشستن و تشهد. [۲۰] [۲۱]
- بلند کردن دستها در تکبیر اول نماز میت . استحباب آن در دیگر تکبیرها اختلافى است. [۲۲] [۲۳]
بلند کردن دستها به طرف آسمان هنگام دعا کردن مستحب است [۲۴] [۲۵] ( به آن حالت ابتهال می گویند ).

حج و دست

[ویرایش]

استلام حجر الاسود با دست کشیدن به آن نیز محقق مى‌شود [۲۶] در رمی جمره، پرتاب کردن سنگ باید با دست باشد نه با چیزى دیگر [۲۷]
کسى که یک پر کبوتر را در حرم مکه کنده، واجب است با همان دستى که کنده، مالى صدقه دهد. [۲۸] [۲۹]

صید و ذباحه و دست

[ویرایش]

بستن دو دست و یک پا در ذبح گوسفند، هر دو دست و هر دو پا در ذبح گاو و دو دست تا زانو در نحر شتر، مستحب است. [۳۰]

اطعمه و اشربه و دست

[ویرایش]

شستن دستها پیش و پس از غذا خوردن [۳۱] و نیز خشک کردن آنها با حوله پس از شستن بعد از غذا مستحب است. [۳۲] غذا خوردن با دست راست، مستحب و با دست چپ، مکروه است. [۳۳] [۳۴]

قطع دست راست ، حد محارب

[ویرایش]

از حدودى که بر محارب جارى مى‌شود، قطع کردن دست راست و پاى چپ او است . [۳۵]

قصاص دست

[ویرایش]

در قطع]عمد ى دست دیگرى، قصاص ثابت است و مجنی علیه مى‌تواند دست جانی را قطع کند. آیا کف دستى که انگشت دارد در برابر بریدن کف دست بدون انگشت، قطع و دیه انگشتان‌ به او پرداخت مى‌گردد، یا دست کامل در برابر ناقص قصاص نمى‌شود، بلکه تنها دیه ثابت است ، مسئله اختلافى است . [۳۶] [۳۷] [۳۸]
قصاص قطع دست از بازو ، قطع آن از آرنج است و جانى نسبت به مقدار باقى مانده باید ارش بپردازد. [۳۹] انسان دست بریده‌اى که از سوى دیگرى کشته شده، درصورتى که دیه دست خود را گرفته باشد یا دستش در قصاص قطع شده باشد، اولیاى او پیش از قصاص قاتل باید دیه دست را به اولیاى وى بدهند. [۴۰] برخى، پرداخت دیه دست را به قاتل نپذیرفته و قائل به قصاص قاتل بدون پرداخت دیه شده‌اند. [۴۱]
جنایتکارى که دستهاى چند نفر را به تعاقب (پى در پى) قطع کرده، بنابر قول مشهور، دو دست و دو پاى وى- به ترتیب براى قطع نخستین دست، همان دست جانی و همین طور تا قطع پاى دوم در برابر چهارمین دست- قصاص مى‌شود و به افراد باقى مانده از مال جانى دیه پرداخت مى‌گردد. [۴۲] مقابل قول مشهور، ثبوت قصاص تنها در صورتى است که جانى دست داشته باشد؛ بنابر این، پا در مقابل دست قطع نمى‌شود بلکه در فرض بالا براى دست سوم و مازاد دیه گرفته مى‌شود. [۴۳] [۴۴]

دیات و دست

[ویرایش]

دیه جنایت بر دو دست به بریدن آنها از مچ، دیه کامل و بر یک دست از مچ، نصف آن است. دیه قطع تمامى انگشتان دو دست نیز دیه کامل است؛ لیکن در صورت قطع دو دست از مچ، براى انگشتان دیه افزونى محاسبه نخواهد شد. [۴۵]
در قطع کف دست، در صورتى که مادر زاد یا به سبب آفت یا آسیبى بدون انگشت باشد، ارش ثابت است. [۴۶] [۴۷]
بنابر مشهور، دیه قطع دست از آرنج یا شانه همان دیه دست از مچ (نصف دیه کامل) است؛ هرچند برخى، علاوه بر آن، در مقدار افزون بر مچ، قائل به ارش شده‌اند. [۴۸] در قطع بیش از مفصل مچ و مقدارى از ساعد و یا قسمتى از بازو، بالاتر از آرنج، بنابر مشهور علاوه بر دیه، در مقدار اضافى ارش ثابت است. [۴۹] [۵۰]


پانویس

[ویرایش]
 
۱. جواهر الکلام، ج۲، ص۷۰.    
۲. العروة الوثقی،ط جدید، ج۱، ص۳۴۵.    
۳. جواهر الکلام، ج۲، ص۱۵۹- ۱۶۲.    
۴. جواهر الکلام، ج۲، ص۳۳۲.    
۵. جواهر الکلام، ج۴، ص۳۱۰.    
۶. جواهر الکلام، ج۴، ص۳۲۱.    
۷. جواهر الکلام، ج۵، ص۱۷۳.    
۸. جواهر الکلام، ج۴، ص۱۷۶.    
۹. جواهر الکلام، ج۴، ص۱۵۴.    
۱۰. جواهر الکلام، ج۱۰، ص۱۳۵.    
۱۱. جواهر الکلام، ج۸، ص۴۳۷- ۴۳۸.    
۱۲. جواهر الکلام، ج۹، ص۲۲۹- ۲۳۳.    
۱۳. جواهر الکلام، ج۱۰، ص۳۸۷.    
۱۴. العروة الوثقی، ج۲، ص۶۱۴.    
۱۵. جواهر الکلام، ج۱۰، ص۳۶۸.    
۱۶. جواهر الکلام، ج۱۰، ص۳۸۷- ۳۸۹.    
۱۷. جواهر الکلام، ج۱۰، ص ۱۷۱- ۱۷۲.    
۱۸. جواهر الکلام، ج۱۰، ص۱۸۸.    
۱۹. العروة الوثقی، ج۲، ص۵۷۳- ۵۷۵.    
۲۰. العروة الوثقی، ج۲، ص۵۷۴.    
۲۱. العروة الوثقی، ج۲، ص۵۹۰.    
۲۲. جواهر الکلام، ج۱۲، ص۸۵- ۸۸.    
۲۳. الحدائق الناضرة ج۱۰، ص۴۴۰.    
۲۴. کشف الغطاء، ج۳، ص۴۹۷.
۲۵. وسائل الشیعة، ج۷، ص۴۶.    
۲۶. جواهر الکلام، ج۱۹، ص۳۴۰.    
۲۷. مناسک حج (مراجع)، ص۳۹۳.
۲۸. جواهر الکلام، ج۲۰، ص۳۱۰- ۳۱۱.    
۲۹. الحدائق الناضرة، ج۱۵، ص۳۱۲.    
۳۰. جواهر الکلام، ج۳۶، ص۱۳۱- ۱۳۲.    
۳۱. جواهر الکلام، ج۳۶، ص۴۴۷- ۴۴۸.    
۳۲. جواهر الکلام، ج۳۶، ص۴۴۹.    
۳۳. جواهر الکلام، ج۳۶، ص۴۵۴.    
۳۴. جواهر الکلام، ج۳۶، ص۴۶۵.    
۳۵. جواهر الکلام، ج۴۱، ص۵۷۳.    
۳۶. جواهر الکلام، ج۴۲، ص۳۳۸- ۳۳۹.    
۳۷. تکملة منهاج الصالحين، ص۹۲- ۹۳.
۳۸. تحریر الوسیلة، ج۲، ص۵۴۰.    
۳۹. جواهر الکلام، ج۴۲، ص۴۰۲.    
۴۰. جواهر الکلام، ج۴۲، ص۳۳۷    
۴۱. تکملة منهاج الصالحين، ص۸۷.
۴۲. مجمع الفائدة، ج۱۴، ص۱۱۰- ۱۱۱.    
۴۳. کتاب السرائر، ج۳، ص۳۹۶- ۳۹۷.    
۴۴. مسالک الافهام، ج۱۵، ص۲۷۰- ۲۷۲.    
۴۵. جواهر الکلام، ج۴۳، ص۲۴۵.    
۴۶. مفتاح الکرامة (ق)، ج۱۰، ص۴۲۳.
۴۷. جواهر الکلام، ج۴۳، ص۲۴۶.    
۴۸. جواهر الکلام، ج۴۳، ص۲۴۶- ۲۴۸.    
۴۹. جواهر الکلام، ج۴۳، ص۲۴۶- ۲۴۹.    
۵۰. مبانی تکملة المنهاج، ج۲، ص۳۰۰- ۳۰۱.    


منبع

[ویرایش]

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۳، ص۶۰۹.    






جعبه‌ابزار