دروس مدارس علمیه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



به‌ طور کلی، عمده دانش‌ها و موضوعات‌ درسی در مدارس‌ و مراکز آموزشی بدین‌ قرار بوده‌ است‌:

فهرست مندرجات

۱ - صرف‌ و نحو
       ۱.۱ - دلیل تدوین قواعد دستوری زبانِ عربی
       ۱.۲ - نخستین تألیف در این زمینه
       ۱.۳ - کتاب‌های صرف و نحو مدارس قدیم
       ۱.۴ - کتاب‌های صرف و نحو قرن هفتم به بعد
۲ - بلاغت
       ۲.۱ - پیدایش علم کلام
       ۲.۲ - تألیف‌ کتاب‌های مستقل
۳ - علوم‌ قرآنی (تفسیر و قرائت‌)
       ۳.۱ - ضرورت آشنایی با علوم قرآنی
       ۳.۲ - اهتمام صحابه به این علوم
       ۳.۳ - کتاب‌های علم قرائت
       ۳.۴ - تدریس علم تفسیر
۴ - حدیث
       ۴.۱ - اهمیت علم حدیث
       ۴.۲ - صحاح ستّه
       ۴.۳ - تدریس کتب مهم حدیث
       ۴.۴ - سنت روایت حدیث
       ۴.۵ - اولین‌ حلقه‌های درس‌
       ۴.۶ - اصول‌ اربعمأه‌
       ۴.۷ - استمرار سنت روایت حدیث
       ۴.۸ - تدریس علوم مرتبط با حدیث
۵ - فقه‌ و اصول
       ۵.۱ - علت رونق مجالس فقه
       ۵.۲ - تدریس‌ فقه توسط قاضیان
       ۵.۳ - منع تدریس قضات و علت آن
       ۵.۴ - تدریس کتب فقهی در مذاهب مختلف
              ۵.۴.۱ - کتب فقه شافعی
              ۵.۴.۲ - کتب فقه حنفی
              ۵.۴.۳ - کتب فقه حنبلی
              ۵.۴.۴ - کتب فقه مالکی
              ۵.۴.۵ - کتب فقهی شیعه
              ۵.۴.۶ - کتب فقهی شیعه در دهه‌های اخیر
              ۵.۴.۷ - کتب فقهی پس‌ از دوره آثار حدیثی فقهی
       ۵.۵ - کلام
              ۵.۵.۱ - پیدایش علم کلام
              ۵.۵.۲ - آموزش‌ علم کلام
              ۵.۵.۳ - آثار کلامی مذاهب مختلف
۶ - ارتباط غیر مستقیم بعضی علوم با علوم دینی
۷ - منطق
       ۷.۱ - ضرورت آشنایی با منطق
       ۷.۲ - سابقه آشنایی مسلمانان‌ با علم‌ منطق
       ۷.۳ - پیشینه تدریس منطق
       ۷.۴ - مخالفت با آموختن علم منطق
       ۷.۵ - تدریس منطق در مدارس علمیه ایران
       ۷.۶ - تدریس منطق در آسیای صغیر
۸ - فلسفه
       ۸.۱ - پیشینه تعلیم فلسفه
       ۸.۲ - سنّت‌ تدریس‌ فلسفه
       ۸.۳ - اصلی‌ترین‌ کتب درسی فلسفه
       ۸.۴ - مخالفت با تدریس فلسفه
       ۸.۵ - ناموران فلسفه در اندلس
       ۸.۶ - کتاب‌های درسی رایج‌ فلسفه‌
۹ - تصوف‌ و عرفان‌
       ۹.۱ - روش تعالیم صوفیه
       ۹.۲ - کتب درسی صوفیه
       ۹.۳ - کتب درسی صوفیه در باب عرفان نظری
۱۰ - پزشکی
       ۱۰.۱ - تعلیم‌ و تعلم‌ پزشکی در میان مسلمانان
       ۱۰.۲ - راه‌های تعلیم پزشکی در گذشته
       ۱۰.۳ - کتب درسی پزشکی در گذشته
۱۱ - علم نجوم
       ۱۱.۱ - علل توجه مسلمانان به علم نجوم
       ۱۱.۲ - کتب درسی نجوم در گذشته
       ۱۱.۳ - کتب درسی اسطرلاب‌
۱۲ - ریاضیات
       ۱۲.۱ - ضرورت آشنایی با این علم
       ۱۲.۲ - کتب درسی ریاضیات
       ۱۲.۳ - تدریس جبر و مقابله
۱۳ - علوم‌ جَلیّه‌ و خَفیّه‌
       ۱۳.۱ - دلیل پنهان‌ نگاه‌ داشتن‌ علوم خفیه
       ۱۳.۲ - مهم‌ترین علوم خفیه
       ۱۳.۳ - تعلیم علوم خفیه
۱۴ - روش‌های تعلیم‌ و تعلم‌
       ۱۴.۱ - تنوع این روش‌ها
       ۱۴.۲ - اصلی‌ترین‌ روش‌های تعلیم‌ و تربیت‌
              ۱۴.۲.۱ - روش سماع
              ۱۴.۲.۲ - روش املا
              ۱۴.۲.۳ - روش قرائت
              ۱۴.۲.۴ - روش کتابت
       ۱۴.۳ - مباحثه‌ و مذاکره‌ علم
       ۱۴.۴ - مناظره
              ۱۴.۴.۱ - نمونه‌هایی از مناظرات در تاریخ
              ۱۴.۴.۲ - عدم گرایش علما به مناظره
۱۵ - آثار در باب آداب تعلیم و تربیت
۱۶ - فهرست منابع
۱۷ - پانویس
۱۸ - منبع

صرف‌ و نحو

[ویرایش]


← دلیل تدوین قواعد دستوری زبانِ عربی


ضرورت‌ آشنایی مسلمانانِ غیرعرب‌ با زبان‌ عربی و نگرانی از درک نادرست‌ قرآن ‌ و حدیث ‌ موجب‌ تدوین‌ قواعد دستوری زبانِ عربی شد.

← نخستین تألیف در این زمینه


سیبویه ‌ (متوفی نیمه دوم‌ قرن‌ دوم‌) نخستین‌ اثر در این‌ زمینه‌ را به‌ نام‌ الکتاب‌ تألیف‌ کرد. الکتاب‌ سیبویه‌ تا چند قرن‌ از اصلی‌ترین‌ کتاب‌های درسی در این‌ موضوع‌ بوده‌ است‌.
[۱] ابن خلکان، ج‌ ۳، ص‌ ۴۶۳.
[۲] ابن ‌زبیر، کتاب‌ صله الصله، ج۱، ص‌ ۱۴۷، قسم‌ ۴، چاپ‌ عبدالسلام‌ هراس‌ و سعید أعراب‌، (مراکش‌) ۱۴۱۴/۱۹۹۴.
[۳] محمد بن‌ احمد ذهبی، سیراعلام‌النبلاء، ج‌ ۱۲، ص‌ ۳۷۴، چاپ‌ شعیب‌ ارنؤوط‌ و دیگران‌، بیروت‌ ۱۴۰۱ـ۱۴۰۹/ ۱۹۸۱ـ ۱۹۸۸.
[۴] ابن‌ عماد، ج‌ ۱، ص‌ ۱۱۳.
[۵] ابن‌ عماد، ج‌ ۴، ص‌ ۱۰۲.


← کتاب‌های صرف و نحو مدارس قدیم


کتاب‌های درسی صرف ‌ و نحو و لغت‌ در بیش‌تر مدارس‌ قدیم‌ جهان‌ اسلام‌، علاوه‌ بر الکتاب‌ سیبویه‌، عبارت‌ بوده‌ است‌ از: الایضاح‌ فی النحو اثر ابوعلی فارسی (متوفی ۳۷۷) و الجمل‌ فی النحو اثر عبدالقاهر جرجانی (متوفی ۴۷۴) که‌ به‌ جرجانیه‌ معروف‌ است‌.
[۶] حاجی خلیفه‌، ج‌ ۲، ستون‌ ۶۰۲.
[۷] صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۳، ص‌ ۳۱، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
[۸] صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۳، ص‌ ۴۵، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.


← کتاب‌های صرف و نحو قرن هفتم به بعد


از قرن‌ هفتم‌ به‌ بعد هم‌ تدریس‌ این‌ کتاب‌ها متداول‌ شد: الفیه‌ اثر ابن ‌معطی مغربی (متوفی ۶۲۸)؛ الکافیه و الشافیه اثر ابن‌ حاجب‌ نحوی (متوفی ۶۴۶) و شرح‌ رضی الدین‌ استرآبادی بر آن‌؛ العزّی فی التصریف‌ اثر ابراهیم‌ زنجانی (متوفی پس‌ از ۶۵۵) و شرح‌ تفتازانی بر آن‌؛ کتاب‌ مشهور و بسیار متداول‌ الفیه‌ اثر ابن ‌مالک‌ اندلسی (متوفی ۶۷۲) و شروح‌ فراوان‌ آن‌ مثل‌ شرح‌ ابن ‌ناظم‌، ابن عقیل‌ و سیوطی؛ کتاب‌ اجتهادی مغنی اللبیب‌ در نحو اثر ابن ‌هشام‌ انصاری مصری (متوفی ۶۷۱)؛ مقدمه الا´جرومیه اثر محمد بن‌ محمد بن‌ داود صنهاجی معروف‌ به‌ ابن ‌اجروم‌ (متوفی ۷۲۳)؛ الهدایه اثر مؤلفی نامعلوم‌؛ صمدیه‌ (الفوائد الصمدیّـه) اثر بهاءالدین‌ عاملی (متوفی ۱۰۳۰) و کتاب‌های دیگری که‌ برخی از آن‌ها تاکنون‌ نیز در مدارس‌ علمیه ‌ و دانشگاه‌های جهان‌اسلام‌، کتاب‌ درسی است. ‌
[۹] صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۲، ص‌ ۲۹۴، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
[۱۰] صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۲، ص۵۶۲، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
[۱۱] عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۷۰ـ۷۱، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۱۲] حاجی خلیفه‌، ج‌ ۱، ستون‌ ۱۵۱.
[۱۳] حاجی خلیفه‌، ج‌ ۱، ستون ۱۵۵.
[۱۴] حاجی خلیفه‌، ج‌ ۲، ستون‌ ۱۴۲۷.
[۱۵] حاجی خلیفه‌، ج‌ ۲، ستون ۱۹۷۶،
(برای کتاب‌های صرف‌ و نحو در قرن‌ اخیر در حوزه‌های علمیه ایران ‌ و مدارس‌ شیعی به این منابع رجوع کنید.
[۱۶] محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۴۰ـ۴۳، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
[۱۷] فضلعلی بن‌ عبدالکریم‌ صفای تبریزی، «معرفی کتابهای درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۴، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۳ (۱۳۵۷ ش‌).
[۱۸] فضلعلی بن‌ عبدالکریم‌ صفای تبریزی، «معرفی کتابهای درسی قدیم‌»، ج۱، ص۷ـ ۸، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۳ (۱۳۵۷ ش‌).
[۱۹] علی اکبر شهابی، «آموزش‌ و پرورش‌ در مکاتب‌ و مدارس‌ قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۳۶، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۹ (۱۳۷۵ ش‌).
)

بلاغت

[ویرایش]


← پیدایش علم کلام


برای درک‌ درست‌ معانی قرآن‌ و به ویژه‌ برای اثبات‌ اعجاز قرآن‌ علم‌ بلاغت ‌، که‌ شامل‌ معانی و بیان ‌ و بدیع ‌ است‌، بنیاد نهاده‌ شد.

← تألیف‌ کتاب‌های مستقل


دانشمندان‌ مسلمان ‌ ابتدا در ضمن‌ کتاب‌های نحوی و تفسیری به‌ این‌ مباحث‌ توجه‌ نشان‌ دادند و بزودی از قرن‌ چهارم‌ به‌ بعد به‌ تألیف‌ کتاب‌های مستقل‌، در باره شاخه‌های مختلف‌ علوم‌ بلاغی پرداختند.

علوم‌ قرآنی (تفسیر و قرائت‌)

[ویرایش]


← ضرورت آشنایی با علوم قرآنی


یکی از مهم‌ترین‌ دانش‌ها در برنامه تحصیلی، تفسیر و قرائت ‌ قرآن‌ بود. به‌ دلیل‌ ارتباط‌ قرآن‌ با مباحث‌ لغوی و فقهی و کلامی و جز آن‌، از یک‌ سو مفسران‌ می‌بایست‌ توانایی‌های علمی معتنابهی می‌داشتند و از سوی دیگر دانشمندان‌ سایر رشته‌های علوم‌ دینی نیز می‌بایست‌ با تفسیر آشنا می‌بودند. علم‌ قرائت ‌ با مطالعات‌ معانی واژه‌ها و اِعراب‌ کلمات‌ و ترکیبات‌ قرآن‌ و قرائت‌های گوناگون‌ آن‌ پیوند داشت‌.
[۲۰] محمد عبدالحی بن‌ عبدالکبیر کتانی، نظام‌ الحکومه النبویه المسمی التراتیب‌ الاداریه، ج‌ ۱، ص‌ ۴۰ـ۴۷، بیروت‌: دارالکتاب‌العربی.
[۲۱] منیرالدین‌ احمد، نهاد آموزش‌ اسلامی: آموزش‌ و پرورش‌ اسلامی و پایگاه‌ اجتماعی دانشمندان‌ تا سده پنجم‌ هجری در پرتو تاریخ‌ بغداد خطیب‌ بغدادی، ج۱، ص‌ ۵۲، ترجمه محمدحسین‌ ساکت‌، مشهد ۱۳۶۸ ش‌.


← اهتمام صحابه به این علوم


صحابه ‌ و تابعین ‌ از همان‌ آغاز به‌ تعلیم‌ دانسته‌های خود از قرآن‌ و قرائات‌ مختلف‌ اهتمام ‌ تمام‌ می‌ورزیدند، گرچه‌ فراگیری همه قرائت‌ها برای شاگردان‌ الزامی نبود.
[۲۲] منیرالدین‌ احمد، نهاد آموزش‌ اسلامی: آموزش‌ و پرورش‌ اسلامی و پایگاه‌ اجتماعی دانشمندان‌ تا سده پنجم‌ هجری در پرتو تاریخ‌ بغداد خطیب‌ بغدادی، ج۱، ص‌ ۵۲، ترجمه محمدحسین‌ ساکت‌، مشهد ۱۳۶۸ ش‌.

فراهم‌ آمدن‌ و تدوین‌ برخی از کتاب‌های مطالعات‌ قرآنی حاصل‌ تدریس‌ استادان‌ بوده‌ است‌، چنانکه‌ تفسیرِ طبری معروف‌ به‌ جامع‌البیان ‌ از جلسات‌ املای او بر برخی از شاگردانش‌ حاصل‌ آمده‌ است‌.
[۲۳] احمد بن‌ علی خطیب‌ بغدادی، تاریخ‌ بغداد، ج‌ ۲، ص‌ ۱۶۴، بیروت‌: دارالکتب‌العلمیّه‌.
[۲۴] یاقوت‌ حموی، معجم‌الادباء، ج‌ ۱۸، ص‌ ۴۲۹، بیروت‌ ۱۴۰۰/ ۱۹۸۰.


← کتاب‌های علم قرائت


در علم‌ قرائات‌، تدریس‌ این‌ کتاب‌ها بیش‌تر رایج‌ بوده‌ است‌: التیسیر فی القراءات‌ السبع‌، اثرِ ابوعمرو عثمان‌ بن‌ سعید دانی (متوفی ۴۴۴)؛ الکنز فی القراءات‌ العشر، اثر نجم‌الدین‌ عبداللّه‌ واسطی (متوفی ۵۲۱)؛ ارشاد المبتدی و تذکره المنتهی فی القراءات‌ العشر، اثر ابوالعزّ قلانسی واسطی (متوفی ۵۲۱)؛ کتاب‌ ایضاح‌ الرموز و مفتاح‌ الکنوز (نام‌ دیگر آن‌: مجمع‌السرور)، اثر شمس‌الدین‌ قباقبی حلبی (متوفی ۸۴۹)؛ منظومه شاطبیه‌ موسوم‌ به‌ قصیده حرز الامانی و وجه‌ التهانی، اثر ابومحمد قاسم ‌بن‌ فیره‌ شاطبی (متوفی۵۹۰)؛ تحریرالتیسیر فی القراءات‌ السبع‌ و نیز المقدمه الجزریه فی علم‌ التجوید، اثر شمس‌الدین‌ ابن‌ جزری (متوفی ۸۳۳
[۲۵] محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۷۴ـ ۷۵، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
[۲۶] صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۲، ص‌ ۵۰۸، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
[۲۷] عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۱۳ـ ۱۴، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۲۸] حاجی خلیفه‌، ج‌ ۱، ستون‌ ۶۶.
[۲۹] حاجی خلیفه‌، ج‌ ۱، ستون ۵۲۰۹.
).

← تدریس علم تفسیر


علاوه‌ بر فراگیری علم‌ قرائات‌ و تجوید ، علم‌ تفسیر نیز در مدارس‌ تدریس‌ می‌شد. از جمله‌ مهم‌ترین‌ تفاسیری که‌ کتاب‌ درسی شد، این‌ آثار بوده‌ است‌: معالم‌ التنزیل ‌ یا تفسیر بغوی ، اثر حسین ‌بن‌ مسعود بَغَوی فَرّاء (متوفی ۵۱۶)؛ الکشّاف‌ عن‌ حقائق‌ التنزیل‌ و عیون‌ الاقاویل ‌ فی وجوه‌ التأویل‌، اثر جاراللّه‌ زمخشری (متوفی ۵۳۸)؛ مفاتیح‌ الغیب‌ معروف‌ به‌ تفسیر کبیر ، اثر فخر رازی (متوفی ۶۰۶)؛ مجمع‌ البیان‌ فی تفسیر القرآن‌ ، اثر فضل‌ بن‌ حسن‌ طبرسی (متوفی ۵۶۰) و انوار التنزیل‌ و اسرار التأویل ‌، اثر بیضاوی (متوفی ۶۸۵
[۳۰] محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۷۶، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
[۳۱] عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۳۹، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
) که‌ بر هر یک‌ از آن‌ها به ویژه‌ تفسیر زمخشری و بیضاوی شروح‌ و حواشی بسیاری نوشته‌ شده‌ است‌.
[۳۲] حاجی خلیفه‌، ج‌ ۱، ستون‌ ۱۸۶ـ۱۹۴.
[۳۳] حاجی خلیفه‌، ج‌ ۲، ستون‌ ۱۴۷۷ـ۱۴۸۴.
[۳۴] صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۳، ص‌ ۲۲۴، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
[۳۵] صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۳، ص۲۳۱، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
[۳۶] عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۴۰ـ ۴۷، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
واحدی نیشابوری نیز سه‌ تفسیر بسیط‌، وسیط‌ و وجیز داشته‌ که‌ مدرّسان‌ در درسشان‌ از آن‌ها بهره فراوان‌ می‌برده‌اند.
[۳۷] ابن خلکان، ج‌ ۳، ص‌ ۳۰۳.


حدیث

[ویرایش]


← اهمیت علم حدیث


به‌ دلیل‌ حجیت‌ و اعتبار مطلق‌ گفتار و کردار پیامبر در نزد مسلمانان‌، پس‌ از قرآن‌ و علوم‌ وابسته‌ به‌ آن‌، حدیث ‌ از قدیم‌ترین‌ و پراهمیت‌ترین‌ دانش‌ها و حفظ‌ و نقل‌ آن‌ از صدراسلام‌ به‌ بعد محل‌ اهتمام‌ صحابه‌ و همه مسلمانان‌ بوده‌ است‌؛ با این‌همه‌، بیش‌ از ۱۵۰ سال‌ طول‌ کشید تا حدیث‌ به‌ صورت‌ شاخه‌ای از دانش‌ اسلامی تکامل‌ یافت‌.

← صحاح ستّه


شش‌ کتابِ رسمیِ حدیثِ اهل ‌سنّت‌ ( صحاح‌ ستّه‌ )، از نیمه دوم‌ سده دوم‌ به‌ بعد به‌ نگارش‌ در آمد.
[۳۸] منیرالدین‌ احمد، نهاد آموزش‌ اسلامی: آموزش‌ و پرورش‌ اسلامی و پایگاه‌ اجتماعی دانشمندان‌ تا سده پنجم‌ هجری در پرتو تاریخ‌ بغداد خطیب‌ بغدادی، ج۱، ص‌ ۵۴، ترجمه محمدحسین‌ ساکت‌، مشهد ۱۳۶۸ ش‌.


← تدریس کتب مهم حدیث


محدّثان‌ علاوه‌ بر روایت‌ و قرائت‌ احادیث‌ بر شاگردان‌، برخی از کتاب‌های مهم‌ را نیز تدریس‌ می‌کرده‌اند، از جمله‌: صحیح‌ بخاری ، صحیح‌ مسلم‌ ، سنن‌ ابی داود ، صحیح‌ ترمذی ، سنن‌ نسائی ، سنن‌ ابن‌ ماجه ‌ که‌ در میان‌ اهل‌ سنّت‌ و جماعت ‌ تدریس‌ می‌شده‌ و این‌ سنّت‌ تاکنون‌ نیز در مدارس‌ و مساجد، به ویژه‌ تدریس‌ صحیح‌ بخاری و مسلم‌، ادامه‌ یافته‌ است‌.
[۳۹] صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۲، ص‌ ۲۲۵، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
[۴۰] صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۲، ص۲۲۸، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
[۴۱] صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۲، ص۲۳۲، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
[۴۲] صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۳، ۲۶۵، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
[۴۳] محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۷۱ـ۷۲، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
[۴۴] عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۰ـ۲۳، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۴۵] حاجی خلیفه‌، ج‌ ۲، ستون‌ ۶۳۹.
تدریس‌ کتاب‌های دیگری چون‌ مصابیح‌السنه اثر حسین‌ بن‌ مسعود بغوی، مشارق‌الانوار النبویه من‌ صحاح‌ الاخبارالمصطفویه اثر رضی الدین‌ حسن‌ صاغانی نیز در برخی مدارس‌ و مساجد جامع‌ معمول‌ بود.
[۴۶] ابن ‌بطوطه‌، رحله ابن‌ بطوطه، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۵، چاپ‌ محمد عبدالمنعم‌ عریان‌، بیروت‌ ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
[۴۷] عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج۱، ص‌ ۲۵، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۴۸] حاجی خلیفه‌، ج‌ ۲، ستون‌ ۱۶۹۸.


← سنت روایت حدیث


در میان‌ شیعیان ‌ نیز از همان‌ عصر امامان ‌، سنّت‌ روایتِ حدیث‌ رواج‌ یافت‌ و شاگردان‌ امامان‌، نوشته‌های خود را بر دیگران‌ قرائت‌ می‌کردند و به‌ آنان‌ تعلیم ‌ می‌دادند.

← اولین‌ حلقه‌های درس‌


اولین‌ حلقه‌های درس‌ را امامان‌ تشکیل‌ دادند و به‌ شاگردانشان‌ توصیه‌ کردند که‌ آموخته‌های خود را به‌ دیگران‌ بیاموزند.
[۴۹] احمد بن‌ علی نجاشی، فهرست‌ اسماء مصنّفی الشیعه المشتهر ب رجال‌النجاشی، ج۱، ص‌ ۱۰، چاپ‌ موسی شبیری زنجانی، قم‌ ۱۴۰۷.
گذشته‌ از شمار زیادی حدیث‌، که‌ در ارزش‌ و ضرورت‌ تعلیم‌ و نشر دانش‌ روایت‌ شده‌، گزارش‌هایی از حلقه‌های درس‌ امامان‌ شیعه‌ و شاگردانشان‌ در روزگاری که‌ تضییقات‌ و دشواری‌ها کاهش‌ یافته‌ بود، در دست‌ است‌.
[۵۳] ابن ‌طاووس‌، المجتنی من‌ الدعاء المجتبی، ج۱، ص‌ ۲۷، چاپ‌ صفاءالدین‌ بصروی.


← اصول‌ اربعمأه‌


از رهگذر همین‌ فرآیند و جهت‌گیری تعلیمی، مجموعه آثار حدیثی شیعه‌ در طول‌ ۲۵۰ سال‌، به ویژه‌ در دوره امامتحضرت‌ باقر و صادق ‌ علیهماالسلام‌، تدوین‌ شد، که‌ در میان‌ محققان‌ به‌ « اصول‌ اربعمأه‌ » شهرت‌ دارد.

← استمرار سنت روایت حدیث


پس‌ از تألیف‌ کتاب‌های چهارگانه حدیثیِ شیعه‌ ( کافی ، من‌ لایحضره‌ الفقیه ‌، استبصار و تهذیب‌ الاحکام‌ ) نیز این‌ سنّت‌ استمرار یافت‌، همچنان‌که‌ محدّثان‌ بزرگ‌ نیز با برگزاری مجالس‌ روایت‌ حدیث‌، به‌ انتقال‌ دانسته‌های خود اقدام‌ کردند؛ مثلاً ابن‌ بابویه‌ ، در سفر خود به‌ خراسان ‌، در نیشابور و مشهد مجلس‌ حدیث‌ داشت‌ که‌ کتاب‌ امالی حاصل‌ آن‌ مجالس‌ است‌.
[۵۴] ابن ‌بابویه‌، امالی الصدوق‌، ج۱، ص‌ ۱۰۳ـ ۱۰۹، بیروت‌ ۱۴۰۰/۱۹۸۰.


← تدریس علوم مرتبط با حدیث


برای فراگیری علوم‌ مرتبط‌ با حدیث‌، کتاب‌هایی چون‌ مقدمه ابن ‌صلاح‌ شهرزوری و تدریب‌الراوی سیوطی و نخبه الفِکَر فی مصطلح‌ اهل‌الأثر ابن‌ حجر عسقلانی تدریس‌ می‌شده‌ است‌.
[۵۵] صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۲، ص‌ ۶۶، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
[۵۶] صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۲، ص۳۰۶، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
[۵۷] عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۵، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۵۸] عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص۲۷، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۵۹] برای فهرست‌ دیگر کتاب‌های درسی در حدیث‌ و علوم‌ آن‌ رجوع کنید به، عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۵ـ۳۹، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۶۰] برای کتاب‌های درسی حدیث‌ در حوزه‌های علمیه‌ در ایران‌ رجوع کنید به، محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، ج۱، ص‌ ۶۹، «کتب‌ درسی قدیم‌»، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
[۶۱] برای کتاب‌های درسی حدیث‌ در حوزه‌های علمیه‌ در ایران‌ رجوع کنید به، محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، ج۱، ص‌ ۷۱، «کتب‌ درسی قدیم‌»، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).


فقه‌ و اصول

[ویرایش]


← علت رونق مجالس فقه


در میان‌ علوم‌ اسلامی ، مجالس‌ درس‌ فقه ‌ بسیار پر رونق‌ بود، شاید بدین‌ علت‌ که‌ فقیه‌ در نزد مردم‌ از جایگاه‌ والاتری نسبت‌ به‌ دیگر عالمان‌ دینی برخوردار بود و از سوی دیگر برخی از مناصب‌ حکومتی از جمله‌ قضا نصیب‌ فقیهان‌ می‌شد. نقش‌ فقه‌ در جوانب‌ مختلف‌ زندگی فرد مسلمان‌ نیز قطعاً بر این‌ رواج‌ و رونق‌ افزوده‌ است‌. در مجلس‌ درس‌ ابوحامد اسفراینی (متوفی ۴۰۶)، پیشوای مذهب‌ شافعی ، در مسجد عبداللّه ‌بن‌ مبارک‌ در بغداد بین‌ سیصد تا هفتصد تن‌ حاضر می‌شدند.
[۶۲] ابن ‌اثیر، ج‌ ۹، ص‌ ۲۶۲.
[۶۳] عبدالوهاب ‌بن‌ علی سبکی، طبقات‌ الشافعیه الکبری، ج‌ ۴، ص‌ ۶۲، چاپ‌ عبدالفتاح‌ محمد حلو و محمود محمد طناحی، جیزه‌ ۱۹۹۲.


← تدریس‌ فقه توسط قاضیان


تدریس‌ فقه‌ را گاه‌ قاضیان‌ بر عهده‌ داشتند. بر پایه بعضی از گزارش‌ها تدریس‌ در برخی از مدارس‌ شام‌ به‌ قاضی شمس‌الدین‌ حامد بن‌ ابی العمید قزوینی (متوفی ۶۳۶) و تدریس‌ در مدرسه مستنصریه ‌ و نظامیه بغداد به‌ قاضی القضاه محیی الدین‌ محمد بن‌ یحیی بن ‌فضلان‌ (متوفی ۶۳۱) واگذار شده‌ بود.
[۶۴] محمد بن‌ احمد ذهبی، سیراعلام‌النبلاء، ج‌ ۲۲، ص‌ ۳۶۷، چاپ‌ شعیب‌ ارنؤوط‌ و دیگران‌، بیروت‌ ۱۴۰۱ـ۱۴۰۹/ ۱۹۸۱ـ ۱۹۸۸.
[۶۵] ابن ‌قاضی شهبه‌، طبقات‌الشافعیه، ج‌ ۲، ص‌ ۹۱، چاپ‌ حافظ عبدالعلیم‌خان‌، بیروت‌: عام‌الکتب‌، ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
[۶۶] قلقشندی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۹۲.
[۶۷] ابن ‌قاضی شهبه‌، طبقات‌الشافعیه، ج‌ ۳، ص‌ ۱۳۵ـ۱۳۶، چاپ‌ حافظ عبدالعلیم‌خان‌، بیروت‌: عام‌الکتب‌، ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
[۶۸] ابن ‌قاضی شهبه‌، طبقات‌الشافعیه، ج‌ ۴، ص‌ ۸۵، چاپ‌ حافظ عبدالعلیم‌خان‌، بیروت‌: عام‌الکتب‌، ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
تدریس‌ قاضی در مدرسه‌، کار رسیدگی او را به‌ موقوفه‌های آن‌ آسان‌ می‌کرد.
[۶۹] قلقشندی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۹۲.


← منع تدریس قضات و علت آن


در عین‌ حال‌ نمونه‌هایی از منع‌ تدریس‌ قضات‌ در مدارس‌ و مراکز علمی نیز در دست‌ است‌. واقف‌ خانقاه ‌ شیخو تصریح‌ کرده‌ است‌ که‌ مدرّس‌ نباید قاضی باشد.
[۷۰] عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر سیوطی، حسن‌المحاضره فی تاریخ‌ مصر والقاهره‌، ج‌ ۲، ص‌ ۲۶۶، چاپ‌ محمد ابوالفضل‌ابراهیم‌، (قاهره) ۱۳۸۷.
احتمالاً علتِ این‌ منع‌ آن‌ بوده‌ که‌ قاضیانِ مدرّس‌، فرصت‌ کافی برای تدریس‌ نداشته‌اند یا اینکه‌ واقفان‌ نمی‌خواسته‌اند قاضیان‌ از نزدیک‌ بر امر موقوفات ‌ مدارس‌ و مراکز علمی نظارت‌ و اشراف‌ داشته‌ باشند.

← تدریس کتب فقهی در مذاهب مختلف


پیروان‌ هر مذهب‌ فقهی معمولاً کتاب‌های فقهی مذهب‌ خویش‌ را تدریس‌ می‌کردند.

←← کتب فقه شافعی


کتاب‌های درسی فقه‌ شافعی عبارت‌ بود از: مختصرالمُزَنی، اثر اسماعیل ‌بن‌ یحیی مزنی|اسماعیل ‌بن‌ یحیی مُزَنی (متوفی ۲۶۴) شاگرد محمد بن‌ ادریس‌ شافعی ؛ کتاب‌ التنبیه‌ فی فروع‌الشافعیه، و المهذّب‌ فی فقه‌الامام‌ الشافعی، هر دو اثر ابواسحاق‌ شیرازی(متوفی ۴۷۶)؛ الوسیط‌ از ابوحامد غزالی (متوفی ۵۰۵)؛ الحاوی الصغیر فی الفروع‌، از نجم‌الدین‌ عبدالغفار بن‌ عبدالکریم‌ قزوینی (متوفی ۶۶۵)؛ روضه الطالبین‌ و عمده المتقین‌، و منهاج‌الطالبین‌، هر دو از یحیی بن‌ شرف‌ نَوَوی (متوفی ۶۷۶). در اصول‌ فقه‌ علاوه‌ بر المستصفی' و المنخولِ ابوحامد غزالی و المحصولِ فخرالدین‌ رازی، کتاب‌ جمع‌ الجوامع فی اصول‌الفقه‌ اثر تاج‌الدین‌ سُبْکی (متوفی ۷۷۱) نیز تدریس‌ می‌شده‌ است‌.
[۷۱] یحیی بن‌ شرف‌ نووی، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، ج‌ ۱، ص‌ ۳، بیروت‌: دارالفکر.
[۷۲] عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۴۷ـ ۴۸، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۷۳] نوراللّه‌ کسائی، مدارس‌ نظامیه‌ و تأثیرات‌ علمی و اجتماعی آن‌، ج۱، ص‌ ۱۳۵، تهران‌ ۱۳۶۳ ش‌.


←← کتب فقه حنفی


در فقه‌ حنفی این‌ کتاب‌ها تدریس‌ می‌شده‌ است‌: الجامع ‌الکبیرِ محمد بن‌ حسن‌ شیبانی (متوفی ۱۸۹)؛ المختصر قدوری بغدادی (متوفی ۴۲۸) و الهدایه برهان‌الدین بخاری مرغینانی (متوفی ۵۹۳) که‌ شروح‌ و حواشی بسیاری بر آن‌ها نوشته‌اند؛ کنزالدقائقِ ابوالبرکات‌ نَسَفی (متوفی ۷۱۰) و دُرَرالبحار اثر شمس‌الدین‌ یوسف ‌بن‌ الیاس‌ قونْیَوی دمشقی (متوفی ۷۸۸
[۷۴] عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۵۸ ـ۶۷، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
).

←← کتب فقه حنبلی


کتاب‌های درسی فقه‌ حنبلی نیز عبارت‌ بوده‌ است‌ از: مختصرالخِرَقی اثر ابوالقاسم‌ عمر بن‌ حسین‌ حنبلی (متوفی ۳۳۴) و المغنی فی شرح‌ مختصر الخرقی و المقنع‌ هر دو نوشته ابن ‌قدامه جَماعیلی مَقدسی حنبلی (متوفی ۶۲۰
[۷۵] عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۶۷ـ۷۰، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
).

←← کتب فقه مالکی


مالکیان ‌ نیز از جمله‌ این‌ کتاب‌ها را می‌آموختند: المدوّنه الکبری، حاوی فتاوی مالک ‌بن‌ انس‌ به‌ روایت‌ سحنون‌ (متوفی ۱۸۱)؛
[۷۶] عبدالوهاب ‌بن‌ علی سبکی، طبقات‌ الشافعیه الکبری، چاپ‌ عبدالفتاح‌ محمد حلو و محمود محمد طناحی، جیزه‌ ۱۹۹۲.
(متوفی ۲۵۵) و شرح‌ آن‌ از ابوالولید ابن‌ رشدِ جَد (متوفی ۵۲۰) با نام‌ البیان‌ و التحصیل‌ و الشرح‌ و التوجیه‌ و التعلیل‌ فی مسائل‌ المستخرجه؛ کتاب‌ الرّساله، اثر ابومحمد عبداللّه‌ بن‌ ابی زید مالکی قَیْروانی (متوفی ۳۸۶) که‌ شرح‌های متعددی بر آن‌ نوشته‌اند.
[۷۷] عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۶۵ـ۶۷، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۷۸] فؤاد سزگین‌، تاریخ‌ نگارش‌های عربی، ج‌ ۱، ص‌ ۶۷۴ـ۶۷۷، ترجمه‌، تدوین‌ و آماده‌سازی: مؤسسه‌ی نشر فهرستگان‌، تهران‌ ۱۳۸۰ ش‌ ـ.
[۷۹] میکلوش‌ مورانی، دراسات‌ فی مصادر الفقه‌ المالکی، ج۱، ص‌ ۱۱۰۹، نقله‌ عن‌الالمانیه، سعید بحیری، عمرصابر عبدالجلیل‌، و محمود رشاد حنفی، بیروت‌ ۱۴۰۹/۱۹۸۸.


←← کتب فقهی شیعه


در مدارس‌ و حوزه‌های علمی شیعی طلاب‌ پس‌ از گذراندن‌ دروس‌ ادبیات‌ و منطق ‌ به‌ فراگیری کتابی در اصول‌ فقه ‌ روی می‌آوردند. برای تعلم‌ اصول‌ فقه‌ این‌ کتاب‌ها در قرون‌ مختلف‌ تدریس‌ می‌شده‌ است‌: الذریعه الی اصول ‌الشریعه ، اثر سیدمرتضی علم‌الهدی (متوفی ۴۳۶)؛ عُدّه الاصول‌ شیخ‌ طوسی (متوفی ۴۶۰)؛ معارج ‌الاصول محقق‌ حلّی (متوفی ۶۷۶)، مبادی الوصول‌ الی علم‌ الاصول‌ ، و تهذیب ‌الاصول ‌ هر دو از علامه‌ حلّی (متوفی ۷۲۶)؛ بخش‌ اصول‌ معالم ‌الدینشیخ حسن بن شیخ زین الدین‌ فرزند شهید ثانی (متوفی ۱۰۱۱)؛ وافیه‌ از عبداللّه‌ محمد تونی (متوفی ۱۰۷۱) که‌ شروحی نیز بر آن‌ نوشته‌ شده‌ است‌؛ زبده الاصول شیخ‌ بهائی (متوفی ۱۰۹۸)؛ قوانین ‌الاصول‌ میرزای قمی (متوفی ۱۲۳۱)؛ الفصول‌ فی علم ‌الاصول ‌ از شیخ‌ محمدحسین‌ اصفهانی (متوفی ۱۲۴۸). فرائد الاصول شیخ‌ مرتضی انصاری (متوفی ۱۲۸۱) و کفایه الاصول آخوند ملامحمد کاظم‌ خراسانی (متوفی ۱۳۲۹) که‌ شروح‌ و حواشی بسیاری بر آن‌ دو نوشته‌ شده‌، نیز به‌ عنوان‌ دو متن‌ اصول‌ فقه‌ استدلالی از زمان‌ تألیف‌ تاکنون‌ تدریس‌ می‌شود.
[۸۰] علی اصغر فقیهی، تاریخ‌ مذهبی قم‌: بخش‌ اول‌ از تاریخ‌ جامع‌ قم‌، ج۱، ص‌ ۲۰۱، قم‌ ۱۳۷۸ ش‌.
[۸۱] محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۶۶ـ۶۷، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
[۸۲] محمد ملکی، آشنایی با متون‌ درسی حوزه‌های علمیه ایران‌: شیعه‌، ج۱، ص‌ ۲۳۵ـ ۲۳۸، حنفی، شافعی، قم‌ ۱۳۷۶ ش‌.


←← کتب فقهی شیعه در دهه‌های اخیر


در دهه‌های اخیر دو کتاب‌ اصول ‌الفقه‌ (اثر محمدرضا مظفر ) و دروس‌ فی علم‌ الاصول
[۸۳] حسن‌ صدر، تکمله امل‌الآمل‌، چاپ‌ احمد حسینی، قم‌ ۱۴۰۶.
جایگزین‌ برخی از کتاب‌های اصولی قدیم‌ شده‌ است‌.
[۸۴] محمد ملکی، آشنایی با متون‌ درسی حوزه‌های علمیه ایران‌: شیعه‌، ج۱، ص‌ ۲۲۱، حنفی، شافعی، قم‌ ۱۳۷۶ ش‌.
[۸۵] محمد ملکی، آشنایی با متون‌ درسی حوزه‌های علمیه ایران‌: شیعه‌، ج۱، ص۲۳۸ـ۲۳۹، حنفی، شافعی، قم‌ ۱۳۷۶ ش‌.
[۸۶] محمد ملکی، آشنایی با متون‌ درسی حوزه‌های علمیه ایران‌: شیعه‌، ج۱، ص۲۴۲، حنفی، شافعی، قم‌ ۱۳۷۶ ش‌.


←← کتب فقهی پس‌ از دوره آثار حدیثی ـ فقهی


کتاب‌های فقهی که‌ پس‌ از دوره آثار حدیثی ـ فقهی، در حوزه‌ها و مدارس‌ علمی شیعی تعلیم‌ آنها، معمول‌ بوده‌ عبارت‌اند از: المقنعهشیخ‌ مفید ، کتاب‌ النهایه فی مجرد الفقه‌ و الفتاوی ، و المبسوط ‌ هر سه‌ از شیخ‌ طوسی ؛ شرایع ‌الاسلام‌ و المختصر النافع‌ محقق‌ حلّی و بعضی شروح‌ آن‌ دو؛ ارشاد الاذهان‌ الی احکام‌ الایمان‌ ، و قواعد الاحکام‌ و تبصره المتعلمین ‌، هر سه‌ از علامه‌ حلّی و شروح‌ متعدد آنها.
[۸۷] محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۷۷ـ۷۹، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).

علاوه‌ بر این‌، کتاب‌ اللمعه الدمشقیه تألیف‌ شهید اول‌ (مقتول‌ در ۷۸۶) و به ویژه‌ شرح‌ آن‌ از شهید ثانی (مقتول‌ در ۹۶۶) به‌ نام‌ الروضه البهیّه از زمان‌ تألیف‌ تاکنون‌ به‌ عنوان‌ متن‌ درسی استدلالی در سطوح‌ مقدماتی و متوسط‌ تدریس‌ می‌شده‌ است‌. کتاب‌ مهم‌ فقهی شیخ ‌انصاری به‌ نام‌ مکاسب ‌ نیز مهم‌ترین‌ متن‌ درسی استدلالی در سطح‌ عالی است‌.
[۸۸] محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۸۰، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
[۸۹] علی اصغر فقیهی، تاریخ‌ مذهبی قم‌: بخش‌ اول‌ از تاریخ‌ جامع‌ قم‌، ج۱، ص‌ ۲۰۱، قم‌ ۱۳۷۸ ش‌.
[۹۰] علی اکبر شهابی، «آموزش‌ و پرورش‌ در مکاتب‌ و مدارس‌ قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۴۳، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۹ (۱۳۷۵ ش‌).
گفتنی است‌ که‌ برخی از این‌ کتاب‌ها، در دوره‌های اخیر، مبنای مباحث‌ دروس‌ اجتهادی فقها (اصطلاحاً درس‌ خارج‌) بوده‌ و به‌ همین‌ سبب‌ شروح‌ و حواشی بسیار بر آن‌ها نوشته‌ شده‌ است‌؛ مثلاً شرایع‌ الاسلام‌، المختصر النافع‌، مکاسب‌، فرائد الاصول‌، کفایه الاصول‌.

← کلام


=

← پیدایش علم کلام

=
کوشش‌ برخی عالمان‌ دینی برای دفاع‌ عقلانی از اسلام ‌ موجب‌ پیدایی علم‌ کلام ‌ شد. رونق‌ علم‌ کلام‌ را همچنین‌ می‌توان‌ از نتایج‌ و نیز از علل‌ گسترش‌ فرقه‌گرایی مذهبی دانست‌.

←← آموزش‌ علم کلام


ظاهراً قدیم‌ترین‌ گزارش‌ از آموزش‌ مطالب‌ و مباحثی که‌ بعدها عنوان‌ کلام‌ یافت‌، به‌ حلقه‌های درس‌ حسن‌ بصری (متوفی ۱۱۰) در مسجد بصره ‌ تعلق‌ دارد که‌ پایه شکل‌گیری مکتب‌ اعتزال ‌ توسط‌ دو تن‌ از شاگردان‌ وی یعنی واصل ‌بن‌ عطا و عَمرو بن‌ عُبَید شد.
[۹۱] قاضی عبدالجباربن‌ احمد، فرق‌ و طبقات‌ المعتزله، ج۱، ص‌ ۱۸۷، چاپ‌ علی سامی نشار و عصام‌الدین‌ محمدعلی، (اسکندریه) ۱۹۷۲.
[۹۲] محمد بن‌ عبدالکریم‌ شهرستانی، الملل‌ والنحل‌، ج‌ ۱، ص‌ ۴۶ـ ۴۸، چاپ‌ محمد سیدکیلانی، بیروت‌ ۱۴۰۴.
تعلیم ‌ کلام‌ در بصره‌ در سده‌های بعد هم‌ ادامه‌ یافت‌؛ چنانکه‌ در قرن‌ سوم‌ ابوالهذیل‌ علاّف‌ به‌ تعلیم‌ کلام‌ معتزله ‌ در بصره‌ اشتغال‌ داشت‌.
[۹۳] قاضی عبدالجباربن‌ احمد، فرق‌ و طبقات‌ المعتزله، ج۱، ص‌ ۵۶، چاپ‌ علی سامی نشار و عصام‌الدین‌ محمدعلی، (اسکندریه) ۱۹۷۲.
[۹۴] احمد بن‌ علی خطیب‌ بغدادی، تاریخ‌ بغداد، ج‌ ۷، ص‌ ۱۶۲ـ ۱۶۳، بیروت‌: دارالکتب‌العلمیّه‌.
[۹۵] ابن‌ جوزی، المنتظم‌ فی تاریخ‌الملوک‌ والامم‌، ج‌ ۱۱، ص‌ ۲۳۹، چاپ‌ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت‌ ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
علاوه‌ بر بصره‌ در برخی از مساجد و مدارسِ شهرهایی چون‌ بغداد ، ری و نیشابور نیز کلام‌ تدریس‌ می‌شده‌ است‌
[۹۶] ابن‌ عساکر، تبیین‌ کذب‌المفتری فیما نسب‌ الی الامام‌ ابیالحسن‌ الاشعری، ج۱، ص‌ ۲۳۲، بیروت‌ ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
[۹۷] محمد بن‌ احمد ذهبی، العبر فی خبر من‌ غبر، ج‌ ۳، ص‌ ۳۲۱، ج‌ ۳، چاپ‌ فؤاد سیّد، کویت‌ ۱۹۶۱.
[۹۸] احمدامین‌، ضحی الاسلام‌، ج‌ ۲، ص‌ ۵۳، بیروت‌: دارالکتاب‌ العربی.


←← آثار کلامی مذاهب مختلف


با گذشت‌ زمان‌، پیروان‌ هر مذهب‌، آثار کلامیِ متناسب‌ با دیدگاههای آن‌ مذهب‌ را پدید آوردند که‌ در نظام‌ تعلیم‌ کلام‌ مورد توجه‌ قرار گرفت‌ و مدرّسان‌، غالباً به‌ حسب‌ گرایش‌ مذهبی خود یکی از این‌ آثار کلامی را بر می‌گزیدند. برای نمونه‌ کتاب ‌العقائد ابوحفص‌ نَسَفی (متوفی ۵۳۷) معروف‌ به‌ عقائد النسفی و شروح‌ فراوان‌ آن‌ و مواقف‌ عضدالدین‌ ایجی (متوفی ۷۵۶) و شرح‌ آن‌ از میر سیدشریف‌ جرجانی (متوفی ۸۱۶) در حوزه‌های علمی اهل ‌سنّت‌ تدریس‌ می‌شده‌ است‌.
[۹۹] صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۳، ص‌ ۵۷، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
[۱۰۰] عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۱۰۱، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۱۰۱] حاجی خلیفه‌، ج‌ ۲، ستون‌ ۱۱۴۵.
تجریدالاعتقاد نصیرالدین‌ طوسی (متوفی ۶۷۲) نیز از کتاب‌هایی است‌ که‌ تدریس‌ آن‌ در مدارس‌ اهل‌ سنّت ‌ و شیعه ‌ مخصوصاً در ایران ‌ بسیار متداول‌ بوده‌ است‌. علاوه‌ بر متن‌ کتاب‌، شروح‌ فراوان‌ آن‌ در مدارس‌ و مجامع‌ علمی شیعی تدریس‌ می‌شده‌ است‌، از جمله‌ کشفِ المراد علامه‌ حلّی، شاگرد نصیرالدین‌ طوسی؛ شرح‌ فاضل‌ قوشچی (متوفی ۸۷۹) که‌ به‌ شرح‌ جدید شهرت‌ یافته‌ و بر خود آن‌ نیز حواشی بسیاری نوشته‌ شده‌ است‌؛ و کتاب‌ شوارق‌الالهام‌ ملا عبدالرزاق‌ لاهیجی (متوفی ۱۰۵۱)،.
[۱۰۲] محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۴۹ـ۵۰، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
[۱۰۳] حاجی خلیفه‌، ج‌ ۱، ستون‌ ۳۴۶.


ارتباط غیر مستقیم بعضی علوم با علوم دینی

[ویرایش]

در کنار دانشهای نام‌ برده‌، شاخه‌های دیگری از علوم‌، که‌ پیوند مستقیم‌ با علوم‌ دینی ندارند، نیز در تاریخ‌ تعلیم ‌ و تربیت ‌ اسلامی کمابیش‌ مورد توجه‌ بوده‌ است‌. منشأ پرداختن‌ به‌ این‌ علوم‌، غالباً نیازهای اجتماعی، مدنی، زیستی یا نقش‌ آنها در تقویت‌ زیرساختهای فکری بوده‌ است‌. علومی چون‌ منطق ‌، فلسفه ‌، پزشکی، نجوم ‌ و ریاضیات ‌ را باید در این‌ ردیف‌ آورد.

منطق

[ویرایش]


← ضرورت آشنایی با منطق


چون‌ منطق‌ علمی است‌ آلی و در اصل‌ برای ایمنی از لغزش‌ ذهن‌ در مراحل‌ تفکر وضع‌ شده‌ و برخی از اصطلاحات‌ آن‌ چون‌ کلی و جزئی و تناقض‌ و جز اینها در علوم‌ نظری مخصوصاً فلسفه‌ و اصول‌ فقه ‌ و کلام‌ به‌ کار می‌آید، دانشمندان‌ مسلمان‌ به ویژه‌ فیلسوفان‌ و نیز متکلمان‌ و فقیهان‌ برای کسب‌ توانایی و ورزیدگی در تحصیل‌ و تعلیم‌ علوم‌ نظری حاجت‌ و عنایت‌ بسیاری به‌ منطق‌ داشتند.

← سابقه آشنایی مسلمانان‌ با علم‌ منطق


سابقه آشنایی مسلمانان‌ با علم‌ منطق‌ به‌ عصر نهضت‌ ترجمه‌ و انتقال‌ منطقیات‌ ارسطو و دیگر فلاسفه یونانی به‌ زبان‌ عربی بر می‌گردد.

← پیشینه تدریس منطق


تدریس‌ منطق‌ ابتدا در بغداد که‌ مرکز نهضت‌ ترجمه ‌ بود، معمول‌ شد، چنانکه‌ یکی از مترجمان‌، ابوبشر مَتّی'بن‌ یونس‌ نسطوری، در بغداد به‌ تدریس‌ و املای کتاب‌ منطق‌ ارسطو اشتغال‌ یافت‌ و در حلقه درس‌ او کسانی چون‌ ابونصر فارابی حاضر می‌شدند.
[۱۰۴] ابن خلکان، ج‌ ۵، ص‌ ۱۵۳ـ ۱۵۴.
[۱۰۵] محمد بن‌ احمد ذهبی، سیراعلام‌النبلاء، ج‌ ۱۵، ص‌ ۴۱۷، چاپ‌ شعیب‌ ارنؤوط‌ و دیگران‌، بیروت‌ ۱۴۰۱ـ۱۴۰۹/ ۱۹۸۱ـ ۱۹۸۸.
از آن‌ پس‌ منطق‌ در بسیاری از مراکز آموزشی در شمار درس‌های رسمی در‌آمد و کتاب‌های مهمی در این‌باره‌ تألیف‌ و تدریس‌ شد.

← مخالفت با آموختن علم منطق


البته‌ آموختن‌ منطق‌، به‌ دور از پاره‌ای مخالفت‌ها نبود؛ چنانکه‌ جمله «مَنْ تَمَنْطَقَ تَزَنْدَقَ» (هرکه‌ منطق‌ بیاموزد، گرفتار زندقه‌ می‌شود) شهرت‌ بسیار یافت‌ و دانشمندانی چون‌ ابن ‌تیمیّه آثاری در ضدیّت‌ با منطق‌ فراهم‌ کردند.
[۱۰۶] ابوحیان‌ توحیدی، کتاب‌الامتاع‌ والمؤانسه، ج‌ ۱، ص‌ ۱۰۸ـ ۱۲۸، چاپ‌ احمدامین‌ و احمد زین‌، بیروت‌.
[۱۰۷] عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر سیوطی، صون‌المنطق‌ و الکلام‌ عن‌ فن‌المنطق‌ والکلام‌، ج۱، ص‌ ۱۵، چاپ‌ علی سامی نشار، (قاهره‌ ۱۳۶۶/۱۹۴۷).
[۱۰۸] عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر سیوطی، صون‌المنطق‌ و الکلام‌ عن‌ فن‌المنطق‌ والکلام‌، ج۱، ص۲۰، چاپ‌ علی سامی نشار، (قاهره‌ ۱۳۶۶/۱۹۴۷).
[۱۰۹] عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر سیوطی، صون‌المنطق‌ و الکلام‌ عن‌ فن‌المنطق‌ والکلام‌، ج۱، ص۳۲، چاپ‌ علی سامی نشار، (قاهره‌ ۱۳۶۶/۱۹۴۷).


← تدریس منطق در مدارس علمیه ایران


در حوزه‌ها و مدارس‌ علمیه ایران‌ و برخی حوزه‌های دیگر برای فراگیری منطق‌، ابتدا رساله مختصرِ الکبری تألیف‌ می‌رسید شریف‌ جرجانی (متوفی ۸۱۶) و سپس‌، حاشیه ملاعبداللّه‌ یزدی (متوفی ۹۸۱) بر تهذیب ‌المنطق تفتازانی (متوفی ۷۹۱/۷۹۷) تدریس‌ می‌شده‌ است‌.
[۱۱۰] محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۴۴، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
[۱۱۱] حسن‌ صدر، تکمله امل‌الآمل‌، ج۱، ص‌ ۱۴۲، چاپ‌ احمد حسینی، قم‌ ۱۴۰۶.
همچنین‌ قسم‌ منطق‌ کتاب‌ شرح‌مطالع‌الانوار از قاضی سراج‌الدین‌ ارموی (متوفی ۶۸۹) و شرح‌ قطب‌الدین‌ رازی (متوفی ۷۶۶ یا ۷۷۶) بر شمسیه نجم‌الدین‌ عمر بن‌ علی قزوینی (متوفی ۶۷۵)، از دیگر کتاب‌هایی بوده‌ که‌ تدریس‌ آن‌ در مدارس‌ رواج‌ داشته‌ و حواشی و شروح‌ زیادی بر آن‌ نوشته‌ شده‌ است‌. نیز تدریس‌ قسمت‌ منطق‌ کتاب‌ اشارات‌ و تنبیهات‌ و منطق‌ شفای ابن‌سینا (متوفی ۴۲۸)، البصائرالنصیریه اثر قاضی زین‌الدین‌ عمر بن‌ سهلان‌ ساوجی (متوفی ح۴۵۰)، بخش‌ منطق‌ کتاب‌ حکمه الاشراق‌ شهاب‌الدین‌ سهروردی (مقتول‌ در ۵۷۸) و شروح‌ و حواشی آن‌، جوهرالنضید علامه‌ حلّی (متوفی ۷۲۶) در شرح‌ قسمت‌ منطق‌ کتاب‌ تجرید خواجه‌ نصیرالدین‌ طوسی در این‌ مدارس‌ معمول‌ بوده‌ است‌.

← تدریس منطق در آسیای صغیر


در آسیای صغیر نیز شرح‌ شمس‌الدین‌ محمد بن‌ حمزه‌ فنّاری (متوفی ۸۳۴) بر قسمت‌ منطق‌ هدایه اثیرالدین‌ ابهری (متوفی ح۶۰۶) تدریس‌ می‌شده‌ است‌.
[۱۱۲] محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۴۶ـ۴۹، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
قسم‌ منطق‌ و حکمت‌ شرح‌ منظومه سبزواری (متوفی ۱۲۹۵
[۱۱۳] محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۴۵ـ۴۶، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
) نیز از همان‌ دوره حیات‌ مؤلف‌ آن‌ مورد توجه‌ طلاب‌ و دانشجویان‌ ایرانی و غیر ایرانی قرار گرفته‌ است‌.

فلسفه

[ویرایش]


← پیشینه تعلیم فلسفه


تعلیم‌ فلسفه‌ نیز مانند منطق‌ از قرن‌ سوم‌ به‌ بعد و در پی ترجمه آثار فلسفی یونانی به‌ عربی به‌ میان‌ مسلمانان‌ راه‌ پیدا کرد.
[۱۱۴] حسین‌ نصر، علم‌ و تمدن‌ در اسلام‌، ج۱، ص‌ ۲۸۷، ترجمه احمد آرام‌، تهرعامان‌ ۱۳۵۹ ش.


← سنّت‌ تدریس‌ فلسفه


سنّت‌ تدریس‌ فلسفه‌ را نخستین‌ فیلسوف‌ مسلمان‌ ابویعقوب‌ کندی (متوفی بین‌ ۲۵۲ـ ۲۶۰) پایه‌گذاری کرد.
[۱۱۵] ابوسلیمان‌ سجستانی، صوان‌الحکمه و ثلات‌ رسائل‌، ج۱، ص‌ ۲۸۲، چاپ‌ عبدالرحمان‌ بدوی، تهران‌ ۱۹۷۴.
[۱۱۶] حسین‌ نصر، معارف‌ اسلامی در جهان‌ معاصر، ج۱، ص‌ ۲۱، تهران‌ ۱۳۴۸ ش‌.
پس‌ از کِندی، فارابی (متوفی ۳۳۹) که‌ پایه‌های فلسفه مشاء را محکم‌ کرد، به‌ تدریس‌ فلسفه‌ اهتمام‌ ورزید.
[۱۱۷] حسین‌ نصر، معارف‌ اسلامی در جهان‌ معاصر، ج۱، ص‌ ۲۵، تهران‌ ۱۳۴۸ ش‌.
تعالیم‌ فلسفی اخوان‌الصفا و جمع‌ فلسفی ابوسلیمان‌ سجستانی بر گستره‌ و عمق‌ مباحث‌ فلسفی، بویژه‌ فلسفه نوافلاطونی، افزود. ابن‌سینا نیز که‌ فلسفه مشاء را به‌ اوج‌ پیشرفت‌ خود رساند، با وجود اشتغالات‌ حکومتی به‌ تدریس‌ کتاب‌های فلسفی خود می‌پرداخت‌.
[۱۱۸] علی بن‌ زید بیهقی، کتاب‌ تتمه صوان‌الحکمه، ج۱، ص‌ ۴۹، لاهور ۱۳۵۱.
[۱۱۹] ابن ‌ابی اصیبعه‌، عیون‌الانباء فی طبقات‌الاطباء، ج۱، ص۴۴۱، چاپ‌ نزار رضا، بیروت‌ (۱۹۶۵).


← اصلی‌ترین‌ کتب درسی فلسفه


آثار فلسفی ابن‌سینا در قرن‌های بعد نیز، که‌ آثار و آرای صدرالدین‌ شیرازی بویژه‌ اسفار و شرح‌ الهدایه او در ایران‌ و هندوستان ‌ رواج‌ فراوانی یافت‌، همچنان‌ در شمار اصلی‌ترین‌ کتاب‌های درسی بوده‌ است‌.

← مخالفت با تدریس فلسفه


تدریس‌ فلسفه‌ هم‌ مخالفت‌ برخی از محدّثان‌ و فقیهان‌ را بر میانگیخته‌ است‌. ابن ‌صلاح‌ شهرزوری در استفتایی که‌ از او در باره تعلیم‌ و تعلم‌ فلسفه‌ و منطق‌ کرده‌اند فلسفه‌ را ریشه‌ و اساس‌ گمراهی دانسته‌ و اخراج‌ مدرّسان‌ و متعلمان‌ فلسفه‌ را از مدارس‌ و تبعید و شمشیر کشیدن‌ بر آنان‌ را از وظایف‌ سلطان‌ دانسته‌ است‌.
[۱۲۰] ابن‌ صلاح‌، فتاوی ابن‌الصلاح‌ فی التفسیر والحدیث‌ والاصول‌ والعقائد، ج۱، ص‌ ۳۴ـ۳۵، در مجموعه الرسائل‌ المنیریه، ج‌ ۳، (قاهره‌) : ادارهالطباعه المنیریه‌، ۱۳۴۶.
ابن ‌تیمیّه‌ نیز با فیلسوفان‌ مخالف‌ بود و به‌ انتقاد از آنان‌ می‌پرداخت‌. او نیز فلاسفه‌، از جمله‌ کندی و ابن‌سینا، را در شمار مسلمانان‌ نمی‌آورد.
[۱۲۱] ابن ‌تیمیّه‌، کتاب‌ الرّدّ علی المنطقیین‌، ج۱، ص‌ ۱۹۹ـ۲۰۰، چاپ‌ عبدالصمد شرف‌الدین‌ کتبی، بمبئی ۱۳۶۸/۱۹۴۹.
این‌ قبیل‌ مخالفت‌ها گاهی در مردم‌ و حکام‌ نیز تأثیر می‌گذاشت‌، چنانکه‌ به‌ نوشته مقّری
[۱۲۲] احمد بن‌ محمد مقّری، نفح‌الطیب‌، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۱، چاپ‌ احسان‌ عباس‌، بیروت‌ ۱۳۸۸/۱۹۶۸.
در اندلس ‌ فقط‌ خواص‌ به‌ فراگیری فلسفه‌ و نجوم‌ می‌پرداختند زیرا خوف‌ داشتند که‌ عوام‌ آنان‌ را زندیق ‌ بنامند و حاکمان‌ خونشان‌ را بریزند.

← ناموران فلسفه در اندلس


با این‌همه‌، سنّت‌ آموزش‌ علوم‌ فلسفی، ولو با اُفت‌ و خیز، در این‌ سرزمین‌ دنبال‌ شد و عالمان‌ بزرگی چون‌ ابن‌ حزم‌(متوفی ۴۵۶)، ابن ‌رشد(متوفی ۵۹۵) و ابن ‌سبعین‌ (متوفی ۶۶۹) در علوم‌ عقلانی نامبردار شدند.

← کتاب‌های درسی رایج‌ فلسفه‌


علاوه‌ بر کتاب‌های ابن ‌سینا مثل‌ شفا و اشارات‌ و تنبیهات‌ و شروح‌ آنها، شماری از کتاب‌های درسی رایج‌ فلسفه‌ در مدارس‌ اسلامی اینها بوده‌اند: حکمه الاشراق‌ سهروردی، حکمه العین‌ کاتبی قزوینی (متوفی ۶۷۵)، الهدایه اثیرالدین‌ ابهری و شروح‌ آن‌ از جمله‌ شرح‌ صدرالدین‌ شیرازی، اسفار اربعه‌ یا الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیة الاربعه از دانشمند اخیر و برخی شروح‌ و حواشی آن‌ که‌ خود کتاب‌ درسی بودند، و شرح‌ منظومه ملاهادی سبزواری .
[۱۲۳] محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۵۰ ـ۵۲، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
[۱۲۴] حسین‌ نصر، معارف‌ اسلامی در جهان‌ معاصر، ج۱، ص‌ ۴۰ـ۴۱، تهران‌ ۱۳۴۸ ش‌.
[۱۲۵] حسین‌ نصر، معارف‌ اسلامی در جهان‌ معاصر، ج۱، ص۴۴، تهران‌ ۱۳۴۸ ش‌.


تصوف‌ و عرفان‌

[ویرایش]


← روش تعالیم صوفیه


به‌ طور کلی، صوفیه ‌ تعالیم‌ سلوکی را از شیخ ‌ و مراد خود اخذ می‌کرده‌اند. این‌ تعالیم‌ بیشتر در خانقاه ‌ (مترادفات‌ آن‌: تکیه ‌، زاویه ‌، رباط
[۱۲۶] عبد الحسین‌ زرین‌کوب‌، ارزش‌ میراث‌ صوفیه‌، ج۱، ص‌ ۹۳، تهران‌ ۱۳۷۳ ش‌.
) به‌ شاگردان‌ منتقل‌ می‌شده‌ است‌.

← کتب درسی صوفیه


صوفیه‌ علاوه‌ بر آموزش‌های عملی معمولاً برخی کتاب‌ها را نیز که‌ راهنمای عمل‌ آنها بوده‌ نزد استادان‌ خویش‌ می‌خوانده‌اند، از جمله‌: الاربعین‌ الصوفیه اثر ابونُعَیم‌ اصفهانی (متوفی ۴۳۰)، منازل‌ السائرینِ خواجه‌ عبداللّه‌ انصاری (متوفی ۴۸۱)، احیاءعلوم‌الدینِ غزالی، آداب ‌المریدین‌ اثر ابوالنجیب‌ عبدالقاهر سهروردی (متوفی ۵۶۳)، شمس‌المعارف‌ و لطائف‌العوارف‌ اثر احمد بن‌ علی بن‌ یوسف‌ بونی (متوفی ۶۲۲)، عوارف‌المعارف‌ سهروردی (متوفی ۶۳۲) که‌ به ویژه‌ در شبه ‌قاره هند رواج‌ فراوان‌ داشت‌،
[۱۲۷] عارف‌ نوشاهی، «عوارف‌ المعارف‌ در شبه‌ قارّه‌: شواهدی چند در رواج‌ آن‌ کتاب‌ تا پایان‌ قرن‌ هشتم‌ هجری»، ج۱، ص‌ ۷۷ـ۸۱، معارف‌، دوره ۱۶، ش‌ ۲ (مرداد ـ آبان‌ ۱۳۷۸).
و برخی کتاب‌های محیی الدین‌ ابن‌ عربی (متوفی ۶۳۸.
[۱۲۸] عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۱۱۰ـ۱۱۱، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۱۲۹] حاجی خلیفه‌، ج‌ ۱، ستون‌ ۴۳.
[۱۳۰] حاجی خلیفه‌، ج‌ ۲، ستون‌ ۱۲۷۰.
)

← کتب درسی صوفیه در باب عرفان نظری


در عرفان‌ نظری هم‌ تعلیم‌ برخی کتاب‌ها معمول‌ بوده‌ که‌ برخی از آن‌ها هنوز در مدارس‌ علمی تدریس‌ می‌شود، از جمله‌: فصوص‌الحِکَم‌ اثر محیی الدین‌ ابن‌ عربی و شروح‌ مختلف‌ آن‌ مخصوصاً شرح‌ عبدالرزاق‌ کاشانی (متوفی ۷۳۰ یا ۷۳۶)، شرح‌ داود بن‌ محمود قیصری (متوفی ۷۵۱)، شرح‌ عبدالرحمان‌ جامی (متوفی ۸۹۸) و شرح‌ عبدالغنی نابلسی؛ التمهید فی شرح‌ قواعدالتوحید از صائن‌الدین‌ علی بن‌ ترکه اصفهانی (متوفی ۸۳۵)؛ قصاید ابن‌ فارِض‌ (متوفی ۶۳۲) و شروح‌ آن‌؛ فکوک‌ و مفتاح‌الغیب‌ از صدرالدین‌ قونیوی (متوفی ۶۷۳) و شرح‌ آن‌ از شمس‌الدین‌ محمد بن‌ حمزه‌ فنّاری، لَمَعات‌ فخرالدین‌ عراقی (متوفی ۶۸۸.
[۱۳۱] صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌۳، ص‌۲۶۲، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
[۱۳۲] محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۵۲ ـ ۵۴، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
[۱۳۳] ذبیح‌اللّه‌ صفا، تاریخ‌ ادبیات‌ در ایران‌، ج‌ ۳، بخش‌ ۱، ص‌ ۱۶۹ـ۱۷۰، ج‌ ۳، بخش‌ ۱، تهران‌ ۱۳۶۳ ش‌.
[۱۳۴] حاجی خلیفه‌، ج‌ ۲، ستون‌ ۱۷۲۰.
[۱۳۵] ج‌ ۲، ستون‌ ۱۷۶۸، حاجی خلیفه‌.


پزشکی

[ویرایش]


← تعلیم‌ و تعلم‌ پزشکی در میان مسلمانان


با آنکه‌ در روایات‌، «علم‌الابدان‌» هم‌تراز «علم‌الادیان‌» قرار گرفته‌ و پزشکی در جهان‌ اسلام‌ رشد و کمال‌ جدّی داشته‌ است‌، تعلیم‌ و تعلم‌ این‌ دانش‌ در میان‌ مسلمانان‌ به‌ هیچ‌ رو به‌ پای آموزش‌های دینی نرسیده‌ است‌؛ با این‌همه‌، نیاز پیوسته‌ای که‌ آدمیان‌ به‌ درمان‌ بیماری‌های خود داشته‌اند، آنان‌ را وا داشت‌ گام‌هایی در تعلیم‌ و تعلم‌ پزشکی بر‌دارند و کتاب‌های مهمی در پزشکی تألیف‌ کنند.

← راه‌های تعلیم پزشکی در گذشته


یک‌ راه‌، تعلیم‌ فرزندان‌ به‌ دست‌ پدرانِ آشنا به‌ طبابت ‌ بوده‌ است‌. راه‌ دیگر خودآموزی بوده‌ که‌ چه‌ بسا خطرها و مشکلاتی را در پی می‌آورده‌ است‌. در این‌ شیوه‌، دانشجو متون‌ طبی را چندان‌ مطالعه‌ می‌کرد که‌ در‌می‌یافت‌ در این‌ شاخه‌ از علم‌ از تسلط‌ کافی برخوردار شده‌ است‌. ابن‌ سینا از این‌ دسته‌ پزشکان‌ بود.
[۱۳۶] ابن ‌ابی اصیبعه‌، عیون‌الانباء فی طبقات‌الاطباء، ج۱، ص‌ ۴۳۸، چاپ‌ نزار رضا، بیروت‌ (۱۹۶۵).
راه‌ سوم‌ هم‌ شرکت‌ در جلسات‌ درس‌ پزشکی بود.(برای نمونه‌هایی از این‌ درس‌ها که‌ در برخی از بیمارستان‌ها، مساجد، مدارس‌ و خانه‌ها تشکیل‌ می‌شد به این منابع رجوع کنید.
[۱۳۷] علی بن‌ زید بیهقی، کتاب‌ تتمه صوان‌الحکمه، ج۱، ص‌ ۴۹، لاهور ۱۳۵۱.
[۱۳۸] ۶۸۹، ابن ‌ابی اصیبعه‌، ج۱، ص‌ ۴۴۱، عیون‌الانباء فی طبقات‌الاطباء، چاپ‌ نزار رضا، بیروت‌ (۱۹۶۵).
[۱۳۹] ابراهیم‌ بن‌ مراد، بحوث‌ فی تاریخ‌الطب‌ والصید له عندالعرب‌، ج۱، ص‌ ۲۴۴ـ۲۴۷، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
).

← کتب درسی پزشکی در گذشته


از جمله‌ کتاب‌های درسیِ پزشکی اینها بود: کتاب‌ فصول‌ از بقراط ‌ که‌ چندین‌ شرح‌ و حاشیه‌ نیز بر آن‌ نوشته‌ شده‌ است‌
[۱۴۰] احمد بن‌ عمر نظامی، چهار مقاله‌، ج۱، ص‌ ۱۰۹، چاپ‌ محمد قزوینی و محمد معین‌، تهران‌ ۱۳۴۶ ش‌.
[۱۴۱] محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۵۶، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
برخی از آثار جالینوس ‌؛ مسائل‌ حنین ‌بن‌ اسحاق‌؛ المرشد و الحاوی اثر محمد بن‌ زکریای رازی (متوفی ۲۱۳؛
[۱۴۲] ابن ‌ابی اصیبعه‌، عیون‌الانباء فی طبقات‌الاطباء، ج۱، ص‌ ۵۹۹ ـ۶۰۰، چاپ‌ نزار رضا، بیروت‌ (۱۹۶۵).
[۱۴۳] ابن ‌ابی اصیبعه‌، عیون‌الانباء فی طبقات‌الاطباء، ج۱، ص۶۹۸، چاپ‌ نزار رضا، بیروت‌ (۱۹۶۵).
[۱۴۴] محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۵۵ ـ۵۶، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
[۱۴۵] عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۳۴۴ـ ۳۴۶، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
شرح‌ نفیس ‌بن‌ عوض‌ کرمانی (متوفی بعد از ۸۳۵)، معروف‌ به‌ شرح‌ نفیسی، بر کتاب‌ الموجز فی القانون‌ علاءالدین‌ ابن‌نفیس‌ قرشی (متوفی ۶۸۷) که‌ خود شرحی فشرده‌ بر قانون‌ ابن‌سیناست‌؛ نیز شرحِ همو بر کتاب‌ اسباب‌ و علامات‌ نجیب‌الدین‌ سمرقندی.
[۱۴۶] محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۵۴، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).


علم نجوم

[ویرایش]


← علل توجه مسلمانان به علم نجوم


ارتباط‌ بعضی از احکام‌ و موضوعات‌ شرعی (مانند اوقات‌ نماز و شناخت‌ قبله ‌ و آغاز ماه‌) با مسائل‌ نجومی، و توصیه قرآن‌ به‌ تدبر در اجرام‌ آسمانی و حرکات‌ آنها سبب‌ اقبال‌ و توجه‌ مسمانان‌ به‌ شناسایی حرکات‌ و اوضاع‌ ستارگان ‌ شد.
[۱۴۷] کارلو آلفونسو نالینو، تاریخ‌ نجوم‌ اسلامی، ج۱، ص‌ ۲۸۶، ترجمه احمد آرام‌، تهران‌ (۱۳۴۹ ش‌).
[۱۴۸] کارلو آلفونسو نالینو، تاریخ‌ نجوم‌ اسلامی، ج۱، ص۲۸۸، ترجمه احمد آرام‌، تهران‌ (۱۳۴۹ ش‌).
[۱۴۹] حسین‌ نصر، علم‌ و تمدن‌ در اسلام‌، ج۱، ص‌ ۱۳۶، ترجمه احمد آرام‌، تهرعامان‌ ۱۳۵۹ ش.
بدین‌ جهت‌ گروههایی از مسلمانان‌ به‌ علم‌ نجوم‌ روی آوردند و دانش‌ نجوم‌ از علوم‌ رایج‌ در مدارس‌ و مراکز علمی شد و تدریس‌ آن‌ تا دوران‌ معاصر نیز همچنان‌ به‌ عنوان‌ یکی از مواد درسیِ جانبی در حوزه‌های علمی ادامه‌ یافته‌ است‌.

← کتب درسی نجوم در گذشته


از جمله‌ کتاب‌های درسی این‌ علم‌ در مدارس‌ قدیم‌، که‌ برخی از آن‌ها مقدماتی و برخی در سطوح‌ عالیاند، می‌توان‌ از این‌ آثار نام‌ برد: الملخَّص‌ فیالهیئه از محمود چَغمینی (متوفی احتمالاً در ۷۴۵)؛ شرح‌هایی که‌ بر این‌ کتاب‌ نوشته‌ شده‌، به ویژه‌ شرح‌ قاضی زاده‌ رومی معروف‌ به‌ شرح‌ چغمینی؛ تذکره نصیریه خواجه‌ نصیرالدین‌ طوسی و شروح‌ آن‌؛ تحریر مجسطی خواجه‌ نصیرالدین‌ طوسی و رساله فارسی هیئت‌ از ملاعلی قوشچی (متوفی ۸۷۹).
[۱۵۰] محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۵۷ ـ۵۹، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).


← کتب درسی اسطرلاب‌


اسطرلاب ‌ نیز در سطوح‌ بالاتر برای آشنایان‌ به‌ نجوم‌ تدریس‌ می‌شد. برخی از کتاب‌های درسی اسطرلاب‌ عبارت‌ بودند از: کتاب‌ اسطرلابِ عبدالرحمان‌ صوفی، دانشمند معاصر عضدالدوله‌ دیلمی؛ استیعاب‌ الوجوه‌ الممکنه فی صنعه الاسطرلابِ ابوریحان‌ بیرونی ؛ رساله بیست‌ باب‌ در معرفت‌ اسطرلاب‌، به‌ فارسی تصنیف‌ خواجه‌ نصیرالدین‌ طوسی و شرح‌ آن‌ از عبدالعلی بیرجندی؛ و نیز دو کتاب‌ از بهاءالدین‌ عاملی یکی به‌ عربی به‌ نام‌ الصفیحه یا الصفحه و دیگری به‌ فارسی با نام‌ تحفه حاتمیه‌ و معروف‌ به‌ هفتاد باب‌ اسطرلاب‌.
[۱۵۱] محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۵۹ ـ۶۰، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).


ریاضیات

[ویرایش]


← ضرورت آشنایی با این علم


ابتنای شماری از احکام‌ اسلامی بر محاسبات‌ عددی، مانند کیل‌ و وزن‌، تقسیم‌ میراث‌ ( ارث ‌ و فرائض ‌)، وصایا ، حساب‌ دیوان‌، زکات ‌ و خراج ‌، موجب‌ شد تا مسلمانان‌ به‌ فراگیری حساب‌ روی آورند
[۱۵۲] صالح‌ احمد علی، «دراسه العلوم‌ الریاضیه و مکانتها فی الحضاره الاسلامیه»، ج۱، ص‌ ۴۲ـ۴۶، المورد، ج‌ ۳، ش‌ ۴ (۱۳۹۴/ ۱۹۷۴).
و به‌ تبع‌ آن‌، علوم‌ ریاضی شامل‌ حساب‌ و هندسه‌ و نجوم‌ و موسیقی و علم‌ مناظر و برخی موضوعات‌ فرعی دیگر
[۱۵۳] حسین‌ نصر، علم‌ و تمدن‌ در اسلام‌، ج۱، ص‌ ۱۳۶، ترجمه احمد آرام‌، تهرعامان‌ ۱۳۵۹ ش.
به‌ صورت‌ درس‌ رسمی در مدارس‌ و حتی حوزه‌های علوم‌ دینی در آید که‌ تا زمان‌ حاضر نیز استمرار یافته‌ است‌. نمونه‌های زیادی از تدریس‌ ریاضیات‌، به ویژه‌ در مراکز تدریس‌ فقه‌، در منابع‌ قدیم‌ گزارش‌ شده‌ است. ‌ (برای نمونه‌هایی از تدریس‌ علوم‌ ریاضی به این منابع رجوع کنید (
[۱۵۴] ابن‌ خطیب‌، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۱ـ۲۲۲، چاپ‌ محمد عبداللّه‌ عنان‌، قاهره‌ ۱۳۹۳ـ۱۳۹۷/ ۱۹۷۳ـ۱۹۷۷.
[۱۵۵] ابن‌ قُنفُذ، انس‌الفقیر و عزالحقیر، ج۱، ص‌ ۶۶، چاپ‌ محمد فاسی و ادولف‌فور، رباط‌ ۱۹۶۵.
[۱۵۶] ابن‌ قُنفُذ، انس‌الفقیر و عزالحقیر، ج۱، ص۶۸ـ۶۹، چاپ‌ محمد فاسی و ادولف‌فور، رباط‌ ۱۹۶۵.
[۱۵۷] یاقوت‌ حموی، معجم‌الادباء، ج‌ ۱۲، ص‌ ۴۹، بیروت‌ ۱۴۰۰/ ۱۹۸۰.
[۱۵۸] محمد بن‌ عبدالرحمان‌ سخاوی، الضوء اللامع‌ لاهل‌القرن‌التاسع‌، ج‌ ۲، ص‌ ۱۵۷، قاهره‌ (۱۳۵۴ـ۱۳۵۵).
[۱۵۹] ابن‌ عماد، ج‌ ۷، ص‌ ۱۰۹.
)

← کتب درسی ریاضیات


کتاب‌های درسی حساب‌ و سایر مباحث‌ ریاضی نیز در سه‌ سطح‌ مقدماتی و متوسط‌ و عالی نوشته‌ شده‌ بود که‌ به‌ ترتیب‌ خوانده‌ می‌شد. از جمله‌ کتب‌ درسی ریاضی اینها بوده‌ است‌: تحریر اصول‌ اقلیدس ، بازنوشته نصیرالدین‌ طوسی در ۶۴۶، شمسیه الحساب‌ نظام‌ اعرج‌، مفتاح‌ الحساب‌ غیاث‌ الدین‌ جمشید کاشانی (متوفی ۸۳۲) و در دوره متأخر خلاصه الحساب‌ شیخ ‌بهائی (متوفی ۱۰۳۱) و شرح‌ آن‌ از شاگردش‌ جواد بن‌ سعداللّه‌ یا سعید کاظمینی بغدادی با عنوان‌ شرح‌ جواد و نیز شرح‌ و ترجمه فارسی آن‌ از فرهادمیرزا معتمدالدوله‌ (متوفی ۱۳۰۵) به‌ نام‌ کنزالحساب‌.
[۱۶۰] محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۵۷، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
[۱۶۱] ابوالقاسم‌ قربانی، زندگینامه ریاضیدانان‌ دوره اسلامی: از سده سوم‌ تا سده یازدهم‌ هجری، ج۱، ص‌ ۱۷۰، تهران‌ ۱۳۶۵ ش‌.
[۱۶۲] ابوالقاسم‌ قربانی، زندگینامه ریاضیدانان‌ دوره اسلامی: از سده سوم‌ تا سده یازدهم‌ هجری، ج۱، ص۱۷۱ و پانویس‌ ۱، تهران‌ ۱۳۶۵ ش‌.


← تدریس جبر و مقابله


تدریس‌ جبر و مقابله‌ نیز که‌ در شکل‌گیری و تحول‌ آن‌ محمد بن‌ موسی خوارزمی و عمر بن‌ ابراهیم‌ خیام‌ نیشابوری سهم‌ عمده‌ای داشتند،
[۱۶۳] حسین‌ نصر، علم‌ و تمدن‌ در اسلام‌، ج۱، ص‌ ۱۴۵ـ۱۵۷، ترجمه احمد آرام‌، تهرعامان‌ ۱۳۵۹ ش.
[۱۶۴] احمد نصیف‌ جنابی، «مساهمهالعرب‌ والمسلمین‌ فی تطویر علم‌الجبر»، ج۱، ص‌ ۱۷۶، المورد، ج‌ ۶، ش‌ ۴ (۱۳۹۸/۱۹۷۷).
[۱۶۵] احمد نصیف‌ جنابی، «مساهمهالعرب‌ والمسلمین‌ فی تطویر علم‌الجبر»، ج۱، ص۱۸۰، المورد، ج‌ ۶، ش‌ ۴ (۱۳۹۸/۱۹۷۷).
[۱۶۶] احمد نصیف‌ جنابی، «مساهمهالعرب‌ والمسلمین‌ فی تطویر علم‌الجبر»، ج۱، ص۱۸۲، المورد، ج‌ ۶، ش‌ ۴ (۱۳۹۸/۱۹۷۷).
جزو سنّت‌ تعلیم‌ ریاضی بود. برخی از مدرّسان‌ بر اساس‌ آموخته‌های خود و برخی دیگر بر پایه متون‌ معیّنی به‌ تدریس‌ این‌ دانش‌ می‌پرداختند؛ مثلاً در بعضی مناطق‌، ارجوزه ابوعبداللّه‌ بن‌ حجاج‌ ابن ‌یاسمین‌ (متوفی ۶۰۱) موسوم‌ به‌ الارجوزه الیاسمینیه تدریس‌ می‌شده‌ است‌.
[۱۶۷] عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۱۰۹، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.


علوم‌ جَلیّه‌ و خَفیّه‌

[ویرایش]

در کنار علوم‌ آشکار و در دسترس‌ همگان‌ (علوم‌ جَلیّه‌) که‌ به‌ طور معمول‌، تحصیل‌ و تدریس‌ می‌شدند، علوم‌ اسلامی مشتمل‌ بر گروهی از دانش‌ها نیز بوده‌ که‌ آنها را علوم‌ نهانی (خَفیّه‌) یا شگفت‌ ( غریبه ‌) می‌خواندند.

← دلیل پنهان‌ نگاه‌ داشتن‌ علوم خفیه


پنهان‌ نگاه‌ داشتن‌ این‌ دانش‌ها بدان‌ نیت‌ بود که‌ اجتماع‌ را از شرّ سوءاستفاده‌ از آن‌ها حفظ‌ کنند.
[۱۶۸] حسین‌ نصر، علم‌ و تمدن‌ در اسلام‌، ج۱، ص‌ ۲۰۱، ترجمه احمد آرام‌، تهرعامان‌ ۱۳۵۹ ش.
دانندگان‌ این‌ علوم‌، آنها را تنها به‌ افراد مورد اعتماد خود می‌آموختند و برای حفظ‌ اسرار از دسترس‌ نااهلان‌، آثار خود را با بیانی بسیار مُغلق‌ و گاه‌ با خطوطِ رمزی می‌نگاشتند.

← مهم‌ترین علوم خفیه


مهم‌ترین‌ و گسترده‌ترین‌ این‌ دانش‌ها کیمیا و معروف‌ترین‌ دانشمند مسلمانِ کیمیاشناس‌ جابر بن‌ حیان‌ (قرن‌ دوم‌) بود. او در این‌ زمینه‌ کتاب‌هایی چون‌ الاسرار، سر الاسرار و المدخل‌ التعلیمی را نگاشت‌.
[۱۶۹] ابن‌ خلدون‌، ج‌۱: مقدمه‌، ص‌۶۵۵ـ ۶۶۸.
پس‌از او، محمد بن‌ زکریای رازی (متوفی۳۱۳)، ابن ‌وحشیه‌ (قرن‌ چهارم‌)، ابن ‌اُمیل‌ (قرن‌ چهارم‌)، ابوالحکیم‌ محمد کاثی (قرن‌ پنجم‌)، مَجریطی (متوفی ۳۹۵) و بسیاری دیگر آثار مهم‌ و معتبری در این‌ علم‌ پدید آوردند.
[۱۷۰] حسین‌ نصر، علم‌ و تمدن‌ در اسلام‌، ج۱، ص‌ ۲۰۸ـ ۲۰۹، ترجمه احمد آرام‌، تهرعامان‌ ۱۳۵۹ ش.
دانش‌های مختلف‌ دیگر، از جمله‌ علومی که‌ به‌ اِخبار از غیب ‌ مربوط‌ بوده‌اند، نیز جزو علوم‌ خفیّه‌ به‌ شمار می‌رفته‌اند. در میان‌ این‌ علوم‌، جَفر که‌ به‌ امام‌ علی علیه‌السلام‌ منسوب‌ است‌، بعد از کیمیا رواج‌ بیشتری داشته‌ است‌.
[۱۷۱] حاجی خلیفه‌، ج‌ ۱، ستون‌ ۵۹۱.
[۱۷۲] آقابزرگ‌ طهرانی، ج‌ ۵، ص‌ ۱۱۹.
[۱۷۳] حسین‌ نصر، علم‌ و تمدن‌ در اسلام‌، ج۱، ص‌ ۲۱۴، ترجمه احمد آرام‌، تهرعامان‌ ۱۳۵۹ ش.
همچنین‌، طلسمات ‌، علم‌الرّمل‌ ، قیافه‌ شناسی (فراسه) و جز آن‌ها در جهان‌ اسلام‌ رواج‌ داشته‌
[۱۷۴] حسین‌ نصر، علم‌ و تمدن‌ در اسلام‌، ترجمه احمد آرام‌، ص‌ ۲۰۸ـ ۲۰۹، تهرعامان‌ ۱۳۵۹ ش
و برخی علمای مسلمان‌ در یک‌ یا چند علم‌ غریبه‌ مهارت‌ و گاه‌ تألیفاتی داشته‌اند
[۱۷۵] مدرّس‌ تبریزی، ج‌ ۳، ص‌ ۳۰۱، مدرس‌ تبریزی
[۱۷۶] مدرس‌ تبریزی، ج‌ ۶، ص‌ ۵۸.
[۱۷۷] آقابزرگ‌ طهرانی، ج‌۵، ص‌ ۱۲۱.


← تعلیم علوم خفیه


گفتنی است‌ تعلیم‌ علوم‌ خفیّه‌، محدود و تا حدی پنهانی بوده‌ و بیش‌تر به‌ عواملی چون‌ علاقه‌ و انگیزه دانشجو و وجودِ استادِ قابل‌، بستگی داشته‌ است‌.

روش‌های تعلیم‌ و تعلم‌

[ویرایش]


← تنوع این روش‌ها


پیدایش‌ یا تحول‌ یا جابجایی روش‌های تعلیمی و تربیتی، از برخی تحولات‌ فرهنگی و علمی حاصل‌ می‌آید. این‌ روش‌ها در جامعه اسلامی، به ویژه‌ پس‌از گسترش‌ علوم‌، تنوع‌ بیشتری پیدا کرد. برخی از این‌ روش‌ها بیش‌تر در دانش‌های خاصی کاربرد داشته‌ و برخی دیگر شامل‌ همه علوم‌ می‌شده‌اند.

← اصلی‌ترین‌ روش‌های تعلیم‌ و تربیت‌


اصلی‌ترین‌ روش‌های رایج‌ در تعلیم‌ و تربیت‌ اسلامی عبارت‌ بودند از سماع ‌ ، املا ، قرائت ‌ و مکاتبه ‌ . به‌ کارگیری برخی از این‌ روش‌های تعلیمی بی‌وجود متن‌ مکتوب‌ یا کتاب‌ تقریباً ناممکن‌ و بی معنا می‌نماید، اما در عین‌ حال‌ وجود چنین‌ متن‌هایی موجب‌ محدود شدن‌ مباحث‌ درسی به‌ آنچه‌ در این‌ کتاب‌ها آمده‌ نشده‌ است‌، بلکه‌ تقریباً در تدریس‌ غالب‌ دانش‌ها، استاد از معلومات‌ شخصی خود نیز کمک‌ می‌گرفت‌ و در حقیقت‌ به‌ سنّت‌ نقل‌ شفاهی پایبند می‌ماند. توضیحات‌ افزون‌ بر کتابِ استاد موجب‌ درک‌ عمیق‌تر متن‌ و حتی گاه‌ مایه ایجاد نگاه‌ انتقادی به‌ کتاب‌های درسی می‌شده‌ است‌.

←← روش سماع


در روش‌ سماع‌ ــ که‌ عمدتاً در حدیث ‌ معمول‌ بوده‌ است‌ ــ مدرّس‌، حدیث‌ را از روی کتاب‌ یا از حفظ‌ به‌ شاگردان‌ القا می‌کرده‌
[۱۷۸] عیاض‌ بن‌ موسی قاضی عیاض‌، الالماع‌ الی معرفه اصول‌الروایه و تقییدالسماع‌، ج۱، ص‌۶۹، چاپ‌ احمد صقر، قاهره‌ ۱۹۷۷.
[۱۷۹] ابن‌ صلاح‌، مقدمه ابن‌الصّلاح‌ فی علوم‌الحدیث‌، ج۱، ص‌ ۷۶، چاپ‌ مصطفی دیب‌البغا، دمشق‌ ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
[۱۸۰] عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر سیوطی، تدریب‌الراوی فی شرح‌ تقریب‌النواوی، ج‌ ۲، ص‌ ۱۵، چاپ‌ عزت‌ علی عطیه‌ و موسی محمدعلی، قاهره‌ (۱۹۸۰ـ ۱۹۸۵).
و قصد نویساندن‌ گفته‌ها به‌شاگردان‌ در میان‌ نبوده‌ است‌. علاوه ‌بر حدیث‌، گزارش‌هایی از کاربرد این‌ شیوه‌ در تعلیم‌ سایر علوم‌ مثل‌ تفسیر ، پزشکی و کلام‌ وجود دارد.
[۱۸۱] عبدالکریم‌ بن‌ محمد سمعانی، التحبیر فی المعجم‌ الکبیر، ج‌ ۲، ص‌ ۱۷۲ـ۱۷۳، چاپ‌ منیره‌ ناجی سالم‌، بغداد ۱۳۹۵/۱۹۷۵.
[۱۸۲] عبدالکریم‌ بن‌ محمد سمعانی، الانساب‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۱۶، چاپ‌ عبداللّه‌ عمر بارودی، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
[۱۸۳] محمد بن‌ احمد ذهبی، العبر فی خبر من‌ غبر، ج‌ ۳، ص‌ ۳۲۳، ج‌ ۳، چاپ‌ فؤاد سیّد، کویت‌ ۱۹۶۱.


←← روش املا


در روش‌ املا ــ که‌ علاوه‌ بر حدیث‌، در شاخه‌های دیگر علوم‌ چون‌ تفسیر و فقه ‌ و لغت ‌ و حتی پزشکی نیز متداول‌ بوده‌ ــ مدرّس‌ به‌ دلیل‌ دشوار بودن‌ مطلب‌ یا مضیقه تهیه کتاب‌ و ملاحظات‌ دیگر، بخشی از درس‌ خود را از روی نوشته‌ یا از حافظه‌ با تأنی بر شاگردان‌ می‌خوانده‌ و آن‌ها آن‌ را می‌نوشته‌اند. در این‌ روش‌، گاه‌ دستیارِ استاد که‌ به‌ او مستملی گفته‌ می‌شد، با صدای بلند و شمرده‌ گفته‌های استادِ «مُملی» (املاکننده‌) را بازگو می‌کرد. مستملی در صورت‌ لزوم‌ به‌ ساکت‌ کردن‌ مجلس‌ درس‌ نیز می‌پرداخت‌.
[۱۸۴] یحیی بن‌ شرف‌ نووی، التقریب‌ والتیسیر لمعرفه سنن‌البشیر والنذیر، ج۱، ص‌ ۸۰ ـ۸۱، چاپ‌ محمد عثمان‌ خشت‌، بیروت‌ ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
[۱۸۵] عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر سیوطی، تدریب‌الراوی فی شرح‌ تقریب‌النواوی، ج‌ ۲، ص‌ ۱۹۹، چاپ‌ عزت‌ علی عطیه‌ و موسی محمدعلی، قاهره‌ (۱۹۸۰ـ ۱۹۸۵).


←← روش قرائت


در روش‌ قرائت‌ ــ که‌ غالباً بدان‌ «عرض‌» هم‌ گفته‌اند ــ شاگرد کتابی را نزد استاد می‌خواند یا در مجلس‌ قرائت‌ شخص‌ دیگر بر استاد، حاضر بود و می‌شنید.
[۱۸۶] عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر سیوطی، تدریب‌الراوی فی شرح‌ تقریب‌النواوی، ج‌ ۲، ص‌ ۲۱ـ۲۲، چاپ‌ عزت‌ علی عطیه‌ و موسی محمدعلی، قاهره‌ (۱۹۸۰ـ ۱۹۸۵).
قرائت‌، علاوه‌ بر حدیث‌ و فقه‌ و لغت‌ و تفسیر در دانش‌های پزشکی و ریاضیات‌ نیز رواج‌ داشته‌ است‌.
[۱۸۷] یاقوت‌ حموی، معجم‌الادباء، ج‌ ۱۲، ص‌ ۴۹، بیروت‌ ۱۴۰۰/ ۱۹۸۰.
[۱۸۸] ابن ‌ابی اصیبعه‌، عیون‌الانباء فی طبقات‌الاطباء، ج۱، ص‌ ۶۸۳، چاپ‌ نزار رضا، بیروت‌ (۱۹۶۵).


←← روش کتابت


کتابت‌ یا مکاتبه‌ از دیگر شیوه‌های آموزشی بوده‌ است‌، بدین‌ قرار که‌ استاد احادیث‌ یا شنیده‌های خود را برای شاگردان‌ می‌نوشته‌ است‌.
[۱۸۹] عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر سیوطی، تدریب‌الراوی فی شرح‌ تقریب‌النواوی، ج‌ ۲، ص‌ ۹۱، چاپ‌ عزت‌ علی عطیه‌ و موسی محمدعلی، قاهره‌ (۱۹۸۰ـ ۱۹۸۵).
آموزش‌ به‌ شیوه مکاتبه‌ نیز در بیش‌تر علوم‌ رواج‌ داشته‌ و علاوه‌ بر سنّت‌ تعلیمی، گاه‌ به‌ شکل‌ مکاتبه علمی میان‌ دو دانشمند در می‌آمده‌ است‌. از مکاتبات‌ علمی می‌توان‌ به‌ مکاتبه ابن ‌سینا و ابوریحان‌ بیرونی در مباحث‌ علمی و فلسفی اشاره‌ کرد. ابوحیّان‌ توحیدی و ابوعلی مسکویه‌ نیز با یکدیگر مکاتبه‌ داشتند، ابوحیّان‌ سؤالاتی برای ابوعلی مسکویه‌ فرستاد و او به‌ آنها پاسخ‌ گفت‌. مجموعه این‌ سؤال‌ و جواب‌ها را ابوحیّان‌ در کتاب‌ الهوامل‌ و الشوامل‌ گرد آورده‌ است‌. گزارشی از مکاتبه کمال‌الدین‌ ابن ‌یونس‌ و ابن ‌مستوفی نیز در دست‌ است‌.
[۱۹۰] ابن خلکان، ج‌ ۵، ص‌ ۳۱۵.
رشیدالدین‌ فضل‌اللّه‌ همدانی نیز پرسش‌هایی را به‌ صورت‌ مکتوب‌ در تفسیر و کلام ‌ و هیئت ‌ و طب ‌ برای عالمان‌ عصر خویش‌ مطرح‌ می‌کرده‌ و آنان‌ جواب‌ سؤال‌ها را برای او نوشته‌ و ارسال‌ کرده‌اند. در سده گذشته‌ نیز بدیع‌ الملک‌ میرزا، شاهزاده قاجاریِ اهل‌ حکمت‌، سؤالاتی برگرفته‌ از آرای حکمای جدید مغرب‌ زمین‌ را برای شماری از حکیمان‌ معاصر خود فرستاد و از آنان‌ طلب‌ پاسخ‌ کرد. کتاب‌ بدایع‌الحکم‌ آقا علی مدرس‌ زنوزی در پاسخ‌ به‌ این‌ سؤالات‌ تألیف‌ شده‌ است‌.

← مباحثه‌ و مذاکره‌ علم


مباحثه‌ و مذاکره‌ علم‌، از دیگر شیوه‌های انتقال‌ و گسترش‌ دانش‌ در مدارس‌ و محافل‌ علمی بوده‌ است‌. مباحثات‌ علمی گاه‌ میان‌ دو عالم‌ هم‌سطح‌ در باره موضوعی مشخص‌ صورت‌ می‌گرفت‌.
[۱۹۱] ابن خلکان، ج‌۱، ص‌۳۷۲.
گزارش‌هایی از مجالس‌ مباحثه علمی در منابع‌ آمده‌ است‌، از جمله‌ مجلس‌ علمی ابوسلیمان‌ سجستانی . گاه‌ نیز طلاب‌ قبل‌ یا بعد از درس‌، مباحث‌ استاد را برای هم‌ تکرار می‌کردند که‌ در تعمیق‌ تعلم ‌ و پی بردن‌ به‌ ضعف‌های فراگیری یا نارسایی‌های تعلیم ‌، و از همه‌ مهم‌تر بروز و ظهور قوه فهم‌ و درک‌ و میزان‌ تلاش‌ متعلمان‌ نقش‌ جدّی داشت‌. گاهی نیز طلاب‌، درس‌ جدید را قبل‌ از تدریس‌ استاد به‌ روش‌ پیش‌ مطالعه‌ مباحثه‌ می‌کردند. در این‌ مباحثه‌ها طلاب‌ معمولاً در دسته‌های دو تا چهار نفره‌ به‌ گفتگوی علمی می‌پرداختند. مباحثه طلاب‌، گاهی برای سال‌های طولانی تا بالاترین‌ سطوح‌ علمی استمرار می‌یافت‌ و به‌ مجلس‌ مذاکره علمای بزرگ‌ تبدیل‌ می‌شد
[۱۹۲] علی اکبر شهابی، «آموزش‌ و پرورش‌ در مکاتب‌ و مدارس‌ قدیم‌»، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۹ (۱۳۷۵ ش‌) ، ص‌ ۵۰ ـ۵۱.
.

← مناظره


مناظره ‌، اگرچه‌ در اصل‌ به‌ جهت‌ غلبه اعتقادی بر خصم ‌ و گاهی اظهار فضل‌ و همچشمی با دانشمندان‌ بوده‌ است‌، و چه‌ بسا از همین‌ منظر، در تعالیم‌ دینی بشدت‌ نکوهیده‌ و از آن‌ نهی شده‌ است‌،
[۱۹۳] زین‌الدین‌ بن‌ علی شهید ثانی، منیه المرید فی ادب‌ المفید و المستفید، ج۱، ص‌ ۳۱۵ـ۳۳۶، چاپ‌ رضا مختاری، قم‌ ۱۳۶۸ ش‌.
تا اندازه زیادی انگیزه آموزش‌ را افزایش‌ می‌داده‌ است‌.
[۱۹۴] منیرالدین‌ احمد، نهاد آموزش‌ اسلامی: آموزش‌ و پرورش‌ اسلامی و پایگاه‌ اجتماعی دانشمندان‌ تا سده پنجم‌ هجری در پرتو تاریخ‌ بغداد خطیب‌ بغدادی، ج۱، ص‌۷۵، ترجمه محمدحسین‌ ساکت‌، مشهد ۱۳۶۸ ش‌.
مناظره‌ها در علوم‌ گوناگون‌ و در مکان‌های مختلف‌ انجام‌ می‌شد. یکی از مکان‌های مناظره‌ دربار خلفا و وزیران‌ بود، مثلاً هارون ‌ و مأمون ‌ مجالس‌ مناظره زیادی با حضور علما بر گزار می‌کردند.

←← نمونه‌هایی از مناظرات در تاریخ


در حضور ابن ‌فراتِ وزیر میان‌ متیبن‌ یونس‌ (فیلسوف‌) و ابوسعید سیرافی (لغوی) در باره دانش‌ منطق‌ مناظره‌ای رخ‌ داد.
[۱۹۵] ابوحیان‌ توحیدی، کتاب‌الامتاع‌ والمؤانسه، ج‌ ۱، ص‌ ۱۰۸ـ ۱۲۸، چاپ‌ احمدامین‌ و احمد زین‌، بیروت‌.
[۱۹۶] عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر سیوطی، صون‌المنطق‌ و الکلام‌ عن‌ فن‌المنطق‌ والکلام‌، ج۱، ص‌ ۱۹۰ـ۱۹۹، چاپ‌ علی سامی نشار، (قاهره‌ ۱۳۶۶/۱۹۴۷).
مناظره‌ای دیگر میان‌ کسائی و سیبویه‌ در حضور امین‌ خلیفه عباسی منعقد شد و چند تن‌ عرب‌ فصیح‌ را که‌ بر خلیفه‌ وارد شده‌ بودند حَکَم‌ قرار دادند.
[۱۹۷] ابن ‌ندیم‌، ج۱، ص‌ ۵۷.
در الاحتجاجطبرسی گزارش‌هایی از مناظرات‌ امام‌ رضا علیه‌السلام‌ در مجلس‌ مأمون‌، که‌ معمولاً با پایمردی او تشکیل‌ می‌شده‌، بر سرمسائل‌ کلامی با دانشمندان‌ مسلمان‌ و غیر مسلمان‌ آورده‌ شده‌ است‌.
[۱۹۸] احمد بن‌ علی طبرسی، الاحتجاج، ج‌ ۲، ص‌ ۱۷۰ـ ۲۲۴، چاپ‌ محمدباقر موسوی خرسان‌، نجف‌ ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ‌ افست‌ قم‌.
[۱۹۹] احمد بن‌ علی طبرسی، الاحتجاج، ج‌ ۲، ص‌ ۱۱۸ـ۱۲۲ چاپ‌ محمدباقر موسوی خرسان‌، نجف‌ ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ‌ افست‌ قم‌.
، طبرسی همچنین‌ از مناظره امام‌ صادق ‌ علیه‌السلام‌ با سران‌ معتزله ‌ گزارشی در مکه ‌ آورده‌ است‌. مناظره باقلانی در دربار قسطنطنیه ‌ با یکی از کشیشان‌ مسیحی نیز بسیار مشهور است‌.

←← عدم گرایش علما به مناظره


در عین‌ حال‌، با توجه‌ به‌ نکوهش ‌ شدید حدیث‌ از مِراء و جدال ‌، علما بندرت‌ و به‌ ضرورت‌، گرایش‌ به‌ مناظره‌ داشتند و نباید آن‌ را از روش‌های تعلیم‌ دانست‌.

آثار در باب آداب تعلیم و تربیت

[ویرایش]

اهتمام‌ بسیار مسلمانان‌ به‌ تعلیم‌ و تربیت ‌ مایه آن‌ شد که‌ آنان‌ به‌ آداب‌ مخصوص‌ آن‌ توجه‌ خاص‌ نشان‌ دهند؛ ازینرو، گذشته‌ از احادیث‌ فراوان‌ و نیز کتاب‌های حدیثی، اخلاقی، ادبی و فلسفی که‌ در آن‌ها به‌ برخی از مسائل‌ تعلیم‌ و تربیت‌ پرداخته‌ شده‌ است‌، مسلمانان‌ از همان‌ سده‌های نخستین‌ اسلامی کتاب‌های مستقلی با احتوا بر عنوان‌ ادب‌ / آداب‌ یا با عناوین‌ دیگر پدید آوردند که‌ در آن‌ها از چگونگی تعلیم‌ و تعلم‌ و شیوه‌های بحث‌ و مناظره‌ و سؤال‌ و جواب‌ و رفتارهای شایسته استاد و شاگرد، حتی جزئی‌ترین‌ رفتارها، گفتگو شده‌ است‌.
از جمله این‌ آثار می‌توان‌ به‌ این‌ کتاب‌ها اشاره‌ کرد: آداب‌ المُعَلّمین‌ محمد بن‌ سحنون‌ مغربی (متوفی ۲۲۶) که‌ نویسنده‌ در آن‌، بر پایه قرآن‌ و احادیث‌، به‌ موضوع‌ تعلیم‌ و تربیت‌ کودکان‌ پرداخته‌ است‌؛ الرّساله المفصّله لاحوال‌ المعلمین‌ و احکام‌المعلمین‌ و المتعلمین‌، از ابوالحسن‌ علی قابسی (متوفی ۴۰۳)؛ جامع‌ بیان‌ العلم‌ و فضله‌، نوشته ابن‌ عبدالبرّ نمری اندلسی (متوفی ۴۶۳) که‌ از ممتع‌ترین‌ کتاب‌های این‌ حوزه‌ به‌ شمار می‌آید؛ ادب‌الاملاء والاستملاء، از عبدالکریم‌ سمعانی (متوفی ۵۶۲) که‌ در واقع‌ ویژه دانشجویان‌ و استادان‌ رشته حدیث‌ و آداب‌ استملا و املای آنان‌ است‌؛ تذکره السامع‌ و المتکلّم‌ فی آداب‌العالم‌ و المتعلّم‌، اثر ابن‌ جماعه‌ (متوفی ۷۳۳)؛ آداب‌المتعلّمین‌ فی آداب‌التعلّم‌ و التعلیم‌، منسوب‌ به‌ نصیرالدین‌ طوسی (متوفی ۳/۶۷۲)؛ منیه المرید فی ادب‌ المفید والمستفید، از زین ‌الدین‌ بن‌ علی عاملی مشهور به‌ شهید ثانی (متوفی ۹۶۵) که‌ در نوع‌ خود جامع‌ترین‌ کتاب‌ مستقل‌ شیعی در این‌ حوزه‌ به‌ شمار می‌آید. در باب‌هایی از این‌ کتاب‌ از رفتارهای شایسته معلم‌ و شاگرد در مقام‌ تدریس‌ و بحث‌، هیئت‌ ظاهری استاد و شاگرد و نیز از نوشت‌افزارها و چگونگی و نحوه کتابت‌، ضمن‌ نقل‌ حدیث‌، بتفصیل‌ سخن‌ به‌ میان‌ آمده‌ است‌.
[۲۰۰] برای سایر کتاب‌ها رجوع کنید به، آقابزرگ‌ طهرانی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۸.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) قرآن‌.
(۲) آذرتاش‌ آذرنوش‌، راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ‌ و زبان‌ عرب‌ جاهلی، تهران‌ ۱۳۷۴ ش‌.
(۳) آقابزرگ‌ طهرانی.
(۴) ابراهیم‌ بن‌ مراد، بحوث‌ فی تاریخ‌الطب‌ والصید له عندالعرب‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
(۵) ابن ‌ابی اصیبعه‌، عیون‌الانباء فی طبقات‌الاطباء، چاپ‌ نزار رضا، بیروت‌ (۱۹۶۵).
(۶) ابن ‌اثیر.
(۷) ابن‌ اخوه‌، کتاب‌ معالم‌القربه فی احکام‌الحسبه، چاپ‌ محمد محمود شعبان‌ و صدیق‌ احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
(۸) ابن ‌ادریس‌ حلّی، کتاب‌ السرائر الحاوی لتحریر الفناوی، قم‌ ۱۴۱۰ـ۱۴۱۱.
(۹) ابن ‌انباری، نزهه الالباء فی طبقات‌الادباء، چاپ‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، قاهره‌ (۱۳۸۶/۱۹۶۷).
(۱۰) ابن ‌بابویه‌، امالی الصدوق‌، بیروت‌ ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
(۱۱) ابن ‌بابویه‌، معانی الاخبار، چاپ‌ علیاکبر غفاری، قم‌ ۱۳۶۱ ش‌.
(۱۲) ابن ‌بابویه‌، من‌ لایحضره‌ الفقیه‌، چاپ‌ علی اکبر غفاری، قم‌ ۱۴۰۴.
(۱۳) ابن‌ بشکوال‌، کتاب‌ الصله، قاهره‌ ۱۹۶۶.
(۱۴) ابن ‌بطوطه‌، رحله ابن‌ بطوطه، چاپ‌ محمد عبدالمنعم‌ عریان‌، بیروت‌ ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
(۱۵) ابن‌ تغری بردی، النجوم‌الزاهره فی ملوک‌ مصر والقاهره، قاهره‌ (۱۳۸۳/۱۹۶۳).
(۱۶) ابن ‌تیمیّه‌، کتاب‌ الرّدّ علی المنطقیین‌، چاپ‌ عبدالصمد شرف‌الدین‌ کتبی، بمبئی ۱۳۶۸/۱۹۴۹.
(۱۷) ابن‌ جوزی، سیره و مناقب‌ عمربن‌ عبدالعزیز الخلیفه الزاهد، چاپ‌ نعیم‌ زرزور، بیروت‌ ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
(۱۸) ابن‌ جوزی، المنتظم‌ فی تاریخ‌الملوک‌ والامم‌، چاپ‌ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت‌ ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
(۱۹) ابن‌ حبّان‌، صحیح‌ابن‌ حبّان‌ بترتیب‌ ابن‌بلبان‌، ج‌ ۱، چاپ‌ شعیب‌ ارنؤوط‌، بیروت‌ ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
(۲۰) ابن ‌حبیب‌، کتاب‌المحبّر، چاپ‌ ایلزه‌ لیشتن‌ شتتر، حیدرآباد دکن‌ ۱۳۶۱/۱۹۴۲، چاپ‌ افست‌ بیروت‌.
(۲۱) ابن‌ حنبل‌، مسند الامام‌ احمدبن‌ حنبل‌، بیروت‌: دارصادر.
(۲۲) ابن‌ خطیب‌، الاحاطه فی اخبار غرناطه، چاپ‌ محمد عبداللّه‌ عنان‌، قاهره‌ ۱۳۹۳ـ۱۳۹۷/ ۱۹۷۳ـ۱۹۷۷.
(۲۳) ابن‌ خلدون‌.
(۲۴) ابن‌ خلّکان‌.
(۲۵) ابن ‌زبیر، کتاب‌ صله الصله، قسم‌ ۴، چاپ‌ عبدالسلام‌ هراس‌ و سعید أعراب‌، (مراکش‌) ۱۴۱۴/۱۹۹۴.
(۲۶) ابن ‌صاعد اندلسی، التعریف‌ بطبقات‌ الامم‌: تاریخ‌ جهانی علوم‌ و دانشمندان‌ تا قرن‌ پنجم‌ هجری، چاپ‌ غلامرضا جمشیدنژاد اول‌، تهران‌ ۱۳۷۶ ش‌.
(۲۷) ابن‌ صلاح‌، فتاوی ابن‌الصلاح‌ فی التفسیر والحدیث‌ والاصول‌ والعقائد، در مجموعه الرسائل‌ المنیریه، ج‌ ۳، (قاهره‌) : ادارهالطباعه المنیریه‌، ۱۳۴۶.
(۲۸) ابن‌ صلاح‌، مقدمه ابن‌الصّلاح‌ فی علوم‌الحدیث‌، چاپ‌ مصطفی دیب‌البغا، دمشق‌ ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
(۲۹) ابن ‌طاووس‌، المجتنی من‌ الدعاء المجتبی، چاپ‌ صفاءالدین‌ بصروی.
(۳۰) ابن‌ عدیم‌، بغیهالطلب‌ فیتاریخ‌ حلب‌، چاپ‌ سهیل‌ زکار، بیروت‌ (۱۴۰۸/۱۹۸۸).
(۳۱) ابن‌ عساکر، تبیین‌ کذب‌المفتری فیما نسب‌ الی الامام‌ ابیالحسن‌ الاشعری، بیروت‌ ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
(۳۲) ابن‌ عماد.
(۳۳) ابن ‌قاضی شهبه‌، طبقات‌الشافعیه، چاپ‌ حافظ عبدالعلیم‌خان‌، بیروت‌: عام‌الکتب‌، ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
(۳۴) ابن ‌قتیبه‌، المعارف‌، چاپ‌ ثروت‌ عکاشه‌، قاهره‌ ۱۹۶۰.
(۳۵) ابن‌ قُنفُذ، انس‌الفقیر و عزالحقیر، چاپ‌ محمد فاسی و ادولف‌فور، رباط‌ ۱۹۶۵.
(۳۶) ابن ‌ماجه‌، سنن‌ ابن‌ماجه، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۳۷) ابن‌ معتز، طبقات‌الشعراء، چاپ‌ عبدالستار احمد خراج‌، (قاهره‌ ۱۳۷۵/۱۹۵۶).
(۳۸) ابن‌ منظور.
(۳۹) ابن ‌ندیم‌.
(۴۰) ابوالفتوح‌ رازی، روض‌الجنان‌ و روح‌الجنان‌ فی تفسیرالقرآن‌، چاپ‌ محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح‌، مشهد ۱۳۶۵ـ۱۳۷۶ ش‌.
(۴۱) ابوالفرج‌ اصفهانی.
(۴۲) ابوحیان‌ توحیدی، کتاب‌الامتاع‌ والمؤانسه، چاپ‌ احمدامین‌ و احمد زین‌، بیروت‌.
(۴۳) ابوسلیمان‌ سجستانی، صوان‌الحکمه و ثلات‌ رسائل‌، چاپ‌ عبدالرحمان‌ بدوی، تهران‌ ۱۹۷۴.
(۴۴) احمد بن‌ عبداللّه‌ ابونعیم‌، حلیه الاولیاء و طبقات‌الاصفیاء، بیروت‌ ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
(۴۵) الاختصاص‌، منسوب‌ به‌ محمد بن‌ محمد مفید، چاپ‌ علیاکبر غفاری، قم‌ ۱۴۱۳.
(۴۶) عبداللّه‌ بن‌ عیسی افندی اصفهانی، ریاض‌ العلماء و حیاض‌ الفضلاء، چاپ‌ احمد حسینی، قم‌۱۴۰۱ـ۱۴۱۵.
(۴۷) احمدامین‌، ضحیالاسلام‌، بیروت‌: دارالکتاب‌ العربی.
(۴۸) حسین‌ امین‌، المدرسه المستنصریه، عراق‌ ۱۹۶۰.
(۴۹) احمد فؤاد اهوانی، التربیه فیالاسلام‌، او، التعلیم‌ فی رأی القاسبی، قاهره‌ ۱۹۵۵.
(۵۰) بلاذری.
(۵۱) تیتوس‌ بورکهارت‌، هنر اسلامی: زبان‌ و بیان‌، ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران‌ ۱۳۶۵ ش‌.
(۵۲) احمد بن‌ حسین‌ بیهقی، شعب‌الایمان‌، چاپ‌ محمد سعید بسیونی زغلول‌، بیروت‌ ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
(۵۳) علی بن‌ زید بیهقی، کتاب‌ تتمه صوان‌الحکمه، لاهور ۱۳۵۱.
(۵۴) محمد بن‌ حسین‌ بیهقی.
(۵۵) محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
(۵۶) محسن‌ بن‌ علی تنوخی، نشوارالمحاضره و اخبارالمذاکره، چاپ‌ عبود شالجی، بیروت‌ ۱۳۹۱ـ۱۳۹۳/ ۱۹۷۱ـ۱۹۷۳.
(۵۷) عبدالملک‌ بن‌ محمد ثعالبی، ثمارالقلوب‌ فی المضاف‌ والمنسوب‌، چاپ‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، قاهره‌ (۱۹۸۵).
(۵۸) عمروبن‌ بحر جاحظ‌، البیان‌ والتبیین‌، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمدهارون‌، قاهره‌ ۱۳۸۰ـ۱۳۸۱/۱۹۶۰ـ۱۹۶۱.
(۵۹) عبدالرحمان‌ بن‌ احمد جامی، بهارستان‌ و رسائل‌جامی، چاپ‌ اعلاخان‌ افصح‌زاد، محمدجان‌ عمراف‌، و ابوبکر ظهورالدین‌، تهران‌ ۱۳۷۹ ش‌.
(۶۰) نوری جعفر، «مؤدِّبون‌ أفذاد فی التراث‌العربی والاسلامی»، التراث‌الشعبی، ش‌ ۱ (۱۹۸۵).
(۶۱) احمد نصیف‌ جنابی، «مساهمهالعرب‌ والمسلمین‌ فی تطویر علم‌الجبر»، المورد، ج‌ ۶، ش‌ ۴ (۱۳۹۸/۱۹۷۷).
(۶۲) جنید بن‌ محمود جنید شیرازی، شدّالاِزارفی حطّ الاوزارعن‌ زوّارالمزار، چاپ‌ محمد قزوینی و عباس‌ اقبال‌، تهران‌ ۱۳۲۸ ش‌، چاپ‌ مجدد تهران‌ ۱۳۶۶ ش‌.
(۶۳) حاجی خلیفه‌.
(۶۴) محمد بن‌ حسن‌ حرّعاملی، امل‌الا´مل‌، چاپ‌ احمد حسینی، قسم‌ ۱، بغداد (۱۳۸۵).
(۶۵) محمد بن‌ حسن‌ حرّعاملی، تفصیل‌ وسائل‌ الشیعه الی تحصیل‌ مسائل‌ الشریعه، قم‌ ۱۴۰۹ـ۱۴۱۲.
(۶۶) احمد بن‌ علی خطیب‌ بغدادی، تاریخ‌ بغداد، بیروت‌: دارالکتب‌العلمیّه‌.
(۶۷) احمد بن‌ علی خطیب‌ بغدادی، الرّحله فی طلب‌الحدیث‌، چاپ‌ نورالدین‌ عتر، بیروت‌ ۱۳۹۵/۱۹۷۵.
(۶۸) خوانساری.
(۶۹) بایارد داج‌، دانشگاه‌الازهر: تاریخ‌ هزارساله تعلیمات‌ عالی اسلامی، ترجمه آذر میدخت‌ مشایخ‌ فریدنی، تهران‌ ۱۳۶۷ ش‌.
(۷۰) احمد بن‌ علی دلجی، الفلاکه والمفلوکون‌، (قاهره‌) ۱۳۲۲.
(۷۱) حسین‌ بن‌ محمد دیاربکری، تاریخ‌الخمیس‌ فی احوال‌ انفس‌ نفیس‌، (قاهره‌) ۱۲۸۳، چاپ‌ افست‌ بیروت‌.
(۷۲) محمد بن‌ احمد ذهبی، سیراعلام‌النبلاء، چاپ‌ شعیب‌ ارنؤوط‌ و دیگران‌، بیروت‌ ۱۴۰۱ـ۱۴۰۹/ ۱۹۸۱ـ ۱۹۸۸.
(۷۳) محمد بن‌ احمد ذهبی، العبر فی خبر من‌ غبر، ج‌ ۳، چاپ‌ فؤاد سیّد، کویت‌ ۱۹۶۱.
(۷۴) عبدالکریم‌ بن‌ محمد رافعی قزوینی، التدوین‌ فی اخبار قزوین‌، چاپ‌ عزیزاللّه‌ عطاردی، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۷.
(۷۵) رشیدالدین‌ فضل‌اللّه‌، اسئله‌ و اجوبه رشیدی، چاپ‌ رضا شعبانی، اسلام‌آباد ۱۳۷۱ ش‌.
(۷۶) محمد بن‌ حسن‌ زبیدی، طبقات‌ النحویّین‌ و اللغویّین‌، چاپ‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، قاهره‌ (۱۹۸۴).
(۷۷) محمد بن‌ بهادر زرکشی، اعلام‌الساجد باحکام‌المساجد، چاپ‌ ابوالوفا مصطفی مراغی، قاهره‌ ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
(۷۸) عبد الحسین‌ زرین‌کوب‌، ارزش‌ میراث‌ صوفیه‌، تهران‌ ۱۳۷۳ ش‌.
(۷۹) محمدحسین‌ ساکت‌، «رهیافتی به‌ دیدگاه‌های آموزشی خطیب‌ بغدادی»، نشریه دانشکده الهیات‌ و معارف‌ اسلامی مشهد، ش‌ ۲۹ (بهار ۱۳۷۳).
(۸۰) جعفر سبحانی، کلیات‌ فی علم‌الرجال‌، (قم) ۱۴۲۱.
(۸۱) عبدالوهاب ‌بن‌ علی سبکی، طبقات‌ الشافعیه الکبری، چاپ‌ عبدالفتاح‌ محمد حلو و محمود محمد طناحی، جیزه‌ ۱۹۹۲.
(۸۲) عبدالوهاب ‌بن‌ علی سبکی، معیدالنعم‌ و مبیدالنقم‌: الاصلاح‌السیاسی و الاداری فی الدوله العربیه الاسلامیه، بیروت‌ ۱۹۸۵.
(۸۳) محمد بن‌ عبدالرحمان‌ سخاوی، الضوء اللامع‌ لاهل‌القرن‌التاسع‌، قاهره‌ (۱۳۵۴ـ۱۳۵۵).
(۸۴) فؤاد سزگین‌، تاریخ‌ نگارش‌های عربی، ترجمه‌، تدوین‌ و آماده‌سازی: مؤسسه‌ی نشر فهرستگان‌، تهران‌ ۱۳۸۰ ش‌ ـ.
(۸۵) عبدالکریم‌ بن‌ محمد سمعانی، الانساب‌، چاپ‌ عبداللّه‌ عمر بارودی، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
(۸۶) عبدالکریم‌ بن‌ محمد سمعانی، التحبیر فی المعجم‌ الکبیر، چاپ‌ منیره‌ ناجی سالم‌، بغداد ۱۳۹۵/۱۹۷۵.
(۸۷) محمدامین‌ سویدی، سبائک ‌الذّهب‌ فی معرفه قبائل‌العرب‌، بیروت‌: دار احیاءالعلوم‌.
(۸۸) عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر سیوطی، بغیهالوعاه فی طبقات‌ اللغویین‌ والنحاه، چاپ‌ محمدابوالفضل‌ ابراهیم‌، قاهره‌ ۱۳۸۴.
(۸۹) عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر سیوطی، تدریب‌الراوی فی شرح‌ تقریب‌النواوی، چاپ‌ عزت‌ علی عطیه‌ و موسی محمدعلی، قاهره‌ (۱۹۸۰ـ ۱۹۸۵).
(۹۰) عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر سیوطی، حسن‌المحاضره فی تاریخ‌ مصر والقاهره‌، چاپ‌ محمد ابوالفضل‌ابراهیم‌، (قاهره) ۱۳۸۷.
(۹۱) عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر سیوطی، صون‌المنطق‌ و الکلام‌ عن‌ فن‌المنطق‌ والکلام‌، چاپ‌ علی سامی نشار، (قاهره‌ ۱۳۶۶/۱۹۴۷).
(۹۲) محمد بن‌ احمد شمس‌الائمه‌ سرخسی، کتاب‌المبسوط‌، بیروت‌ ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
(۹۳) علی اکبر شهابی، «آموزش‌ و پرورش‌ در مکاتب‌ و مدارس‌ قدیم‌»، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۹ (۱۳۷۵ ش‌).
(۹۴) محمد بن‌ عبدالکریم‌ شهرستانی، الملل‌ والنحل‌، چاپ‌ محمد سیدکیلانی، بیروت‌ ۱۴۰۴.
(۹۵) زین‌الدین‌ بن‌ علی شهید ثانی، منیه المرید فی ادب‌ المفید و المستفید، چاپ‌ رضا مختاری، قم‌ ۱۳۶۸ ش‌.
(۹۶) عبدالرحمان‌ بن‌ نصر‌شیزری، کتاب‌ نهایه الرتبه فی طلب‌الحسبه، چاپ‌ سید بازعرینی، بیروت‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۹۷) صالح‌ احمد علی، «دراسه العلوم‌ الریاضیه و مکانتها فی الحضاره الاسلامیه»، المورد، ج‌ ۳، ش‌ ۴ (۱۳۹۴/ ۱۹۷۴).
(۹۸) محمدعیسی صالحیه‌، «مؤدبوالخلفاء فی العصر الاموی»، المجله العربیه للعلوم‌ الانسانیه، ج‌ ۱، ش‌ ۳ (۱۹۸۱).
(۹۹) حسن‌ صدر، تکمله امل‌الآمل‌، چاپ‌ احمد حسینی، قم‌ ۱۴۰۶.
(۱۰۰) صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
(۱۰۱) ذبیح‌اللّه‌ صفا، تاریخ‌ ادبیات‌ در ایران‌، ج‌ ۳، بخش‌ ۱، تهران‌ ۱۳۶۳ ش‌.
(۱۰۲) فضلعلی بن‌ عبدالکریم‌ صفای تبریزی، «معرفی کتابهای درسی قدیم‌»، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۳ (۱۳۵۷ ش‌).
(۱۰۳) شوقی ضیف‌، تاریخ‌ الادب‌العربی، ج‌ ۱: العصر الجاهلی، قاهره‌ (۱۹۷۷) طباطبائی.
(۱۰۴) احمد بن‌ علی طبرسی، الاحتجاج، چاپ‌ محمدباقر موسوی خرسان‌، نجف‌ ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ‌ افست‌ قم‌.
(۱۰۵) فضل‌ بن‌ حسن‌ طبرسی، تفسیر جوامع‌الجامع‌، ج‌ ۱، چاپ‌ ابوالقاسم‌ گرجی، تهران‌ ۱۳۴۷ ش‌.
(۱۰۶) محمد بن‌ حسن‌ طوسی، رجال‌ الطوسی، چاپ‌ جواد قیومی اصفهانی، قم‌ ۱۴۱۵.
(۱۰۷) محمد بن‌ حسن‌ طوسی، النهایه فی مجرد الفقه‌ و الفتاوی، بیروت‌ ۱۴۰۰/ ۱۹۸۰.
(۱۰۸) محمد بن‌ یوسف‌ عامری، السعاده والاسعاد فی السیره الانسانیه، چاپ‌ مجتبی مینوی، تهران‌ ۱۳۳۶ ش‌.
(۱۰۹) علی بن‌ محمد عاملی، الدر المنثور من‌ المأثور و غیرالمأثور، قم‌ ۱۳۹۸.
(۱۱۰) عبدالجلیل‌ قزوینی، نقض‌، چاپ‌ جلال‌الدین‌ محدث‌ ارموی، تهران‌ ۱۳۵۸ ش.
(۱۱۱) عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۱۱۲) احمد بن‌ عبداللّه‌ عجلی، معرفه الثقات‌، چاپ‌ عبدالعلیم‌ عبدالعظیم‌ بستوی، مدینه‌ ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
(۱۱۳) یوسف‌ عش‌، کتابخانه‌های عمومی و نیمه‌ عمومی عربی در قرون‌ وسطی: بین‌النهرین‌، سوریه‌ و مصر، ترجمه اسداللّه‌ علوی، مشهد ۱۳۷۲ ش‌.
(۱۱۴) حسن ‌بن‌ یوسف‌ علامه‌ حلّی، قواعدالاحکام‌، قم‌ ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹.
(۱۱۵) محمد بن‌ مسعود عیاشی، کتاب‌التفسیر، چاپ‌ هاشم‌ رسولی محلاتی، قم‌ ۱۳۸۰ـ۱۳۸۱، چاپ‌ افست‌ تهران‌.
(۱۱۶) محمد عبدالرحیم‌ غنیمه‌، تاریخ‌ دانشگاههای بزرگ‌ اسلامی، ترجمه نوراللّه‌ کسائی، تهران‌ ۱۳۷۲ ش‌.
(۱۱۷) علی اصغر فقیهی، تاریخ‌ مذهبی قم‌: بخش‌ اول‌ از تاریخ‌ جامع‌ قم‌، قم‌ ۱۳۷۸ ش‌.
(۱۱۸) قاضی عبدالجباربن‌ احمد، فرق‌ و طبقات‌ المعتزله، چاپ‌ علی سامی نشار و عصام‌الدین‌ محمدعلی، (اسکندریه) ۱۹۷۲.
(۱۱۹) عیاض‌ بن‌ موسی قاضی عیاض‌، الالماع‌ الی معرفه اصول‌الروایه و تقییدالسماع‌، چاپ‌ احمد صقر، قاهره‌ ۱۹۷۷.
(۱۲۰) ابوالقاسم‌ قربانی، زندگینامه ریاضیدانان‌ دوره اسلامی: از سده سوم‌ تا سده یازدهم‌ هجری، تهران‌ ۱۳۶۵ ش‌.
(۱۲۱) زکریا بن‌ محمد قزوینی، کتاب‌ آثارالبلاد و اخبارالعباد، چاپ‌ فردیناند ووستنفلد، گوتینگن‌ ۱۸۴۸، چاپ‌ افست‌ ویسبادن‌ ۱۹۶۷.
(۱۲۲) قلقشندی.
(۱۲۳) نجم‌الدین‌ ابوالرجاء قمی، تاریخ‌الوزراء، چاپ‌ محمدتقی دانش‌پژوه‌، تهران‌ ۱۳۶۳ ش‌.
(۱۲۴) محمد عبدالحی بن‌ عبدالکبیر کتانی، نظام‌ الحکومه النبویه المسمی التراتیب‌ الاداریه، بیروت‌: دارالکتاب‌العربی.
(۱۲۵) نوراللّه‌ کسائی، مدارس‌ نظامیه‌ و تأثیرات‌ علمی و اجتماعی آن‌، تهران‌ ۱۳۶۳ ش‌.
(۱۲۶) کلینی، اصول کافی.
(۱۲۷) محسن‌ کیانی، تاریخ‌ خانقاه‌ در ایران‌، تهران‌ ۱۳۶۹ ش‌.
(۱۲۸) عبدالحی بن‌ ضحاک‌ گردیزی، تاریخ‌ گردیزی، چاپ‌ عبدالحی حبیبی، تهران‌ ۱۳۶۳ ش‌.
(۱۲۹) گریلیزر، «آموزش‌ پزشکی در سرزمینهای اسلامی از قرن‌ اول‌ تا قرن‌ هشتم‌ هجری»، ترجمه هوشنگ‌ اعلم‌، تحقیقات‌ اسلامی، سال‌ ۱، ش‌ ۱ (بهار ـ تابستان‌ ۱۳۶۵).
(۱۳۰) آدام‌ متز، تمدن‌ اسلامی در قرن‌ چهارم‌ هجری، یا، رنسانس‌ اسلامی، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو، تهران‌ ۱۳۶۲ ش‌.
(۱۳۱) مجلسی، بحار الانوار.
(۱۳۲) محمد بن‌ منوّر، اسرارالتوحید فی مقامات‌الشیخ‌ ابیسعید، چاپ‌ محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران‌ ۱۳۶۶ ش‌.
(۱۳۳) مدرس‌ تبریزی.
(۱۳۴) علیخان ‌بن‌ احمد مدنی، الدرجات‌ الرفیعه فی طبقات‌ الشیعه، قم‌ ۱۳۹۷.
(۱۳۵) یوسف‌ بن‌ عبدالرحمان‌ مِزّی، تهذیب‌ الکمال‌ فی اسماءالرجال‌، ج‌ ۱۰، چاپ‌ بشار عواد معروف‌، بیروت‌ ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
(۱۳۶) احمد بن‌ محمد مسکویه‌، تهذیب‌الأخلاق‌ و تطهیرالأعراق‌، چاپ‌ حسن‌ تمیم‌، بیروت‌ (۱۳۹۸)، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۴۱۰.
(۱۳۷) ابوبکربن‌ هدایه اللّه‌ مصنف‌، طبقات‌ الشافعیه، در ابراهیم‌بن‌ علی ابواسحاق‌ شیرازی،.
طبقات‌ الفقهاء، چاپ‌ خلیل‌ میس‌، بیروت‌؛
(۱۳۸) احمد بن‌ محمد مقّری، نفح‌الطیب‌، چاپ‌ احسان‌ عباس‌، بیروت‌ ۱۳۸۸/۱۹۶۸.
(۱۳۹) احمد بن‌ علی مقریزی، کتاب‌المواعظ‌ والاعتبار بذکرالخطط‌ والا´ثار، المعروف‌ بالخطط‌المقریزیه، بولاق‌ ۱۲۷۰، چاپ‌ افست‌ بغداد (۱۹۷۰).
(۱۴۰) محمد ملکی، آشنایی با متون‌ درسی حوزه‌های علمیه ایران‌: شیعه‌، حنفی، شافعی، قم‌ ۱۳۷۶ ش‌.
(۱۴۱) منیرالدین‌ احمد، نهاد آموزش‌ اسلامی: آموزش‌ و پرورش‌ اسلامی و پایگاه‌ اجتماعی دانشمندان‌ تا سده پنجم‌ هجری در پرتو تاریخ‌ بغداد خطیب‌ بغدادی، ترجمه محمدحسین‌ ساکت‌، مشهد ۱۳۶۸ ش‌.
(۱۴۲) میکلوش‌ مورانی، دراسات‌ فی مصادر الفقه‌ المالکی، نقله‌ عن‌الالمانیه، سعید بحیری، عمرصابر عبدالجلیل‌، و محمود رشاد حنفی، بیروت‌ ۱۴۰۹/۱۹۸۸.
(۱۴۳) کارلو آلفونسو نالینو، تاریخ‌ نجوم‌ اسلامی، ترجمه احمد آرام‌، تهران‌ (۱۳۴۹ ش‌).
(۱۴۴) احمد بن‌ علی نجاشی، فهرست‌ اسماء مصنّفی الشیعه المشتهر ب رجال‌النجاشی، چاپ‌ موسی شبیری زنجانی، قم‌ ۱۴۰۷.
(۱۴۵) احمد بن‌ محمد نحاس‌، معانی القرآن‌الکریم‌، چاپ‌ محمدعلی صابونی، مکه‌ ۱۴۰۸ـ۱۴۰۹.
(۱۴۶) احمد بن‌ علی نسائی، کتاب‌السنن‌الکبری، چاپ‌ عبدالغفار سلیمان‌ بنداری و کسروی حسن‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
(۱۴۷) حسین‌ نصر، علم‌ در اسلام‌، به‌ اهتمام‌ احمد آرام‌، تهران‌ ۱۳۶۶ ش‌.
(۱۴۸) حسین‌ نصر، علم‌ و تمدن‌ در اسلام‌، ترجمه احمد آرام‌، تهرعامان‌ ۱۳۵۹ ش.
(۱۴۹) حسین‌ نصر، معارف‌ اسلامی در جهان‌ معاصر، تهران‌ ۱۳۴۸ ش‌.
(۱۵۰) احمد بن‌ عمر نظامی، چهار مقاله‌، چاپ‌ محمد قزوینی و محمد معین‌، تهران‌ ۱۳۴۶ ش‌.
(۱۵۱) عبدالقادربن‌ محمد نعیمی دمشقی، الدّارس‌ فی تاریخ‌المدارس‌، بیروت‌ ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
(۱۵۲) عارف‌ نوشاهی، «عوارف‌ المعارف‌ در شبه‌ قارّه‌: شواهدی چند در رواج‌ آن‌ کتاب‌ تا پایان‌ قرن‌ هشتم‌ هجری»، معارف‌، دوره ۱۶، ش‌ ۲ (مرداد ـ آبان‌ ۱۳۷۸).
(۱۵۳) یحیی بن‌ شرف‌ نووی، التقریب‌ والتیسیر لمعرفه سنن‌البشیر والنذیر، چاپ‌ محمد عثمان‌ خشت‌، بیروت‌ ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
(۱۵۴) یحیی بن‌ شرف‌ نووی، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، بیروت‌: دارالفکر.
(۱۵۵) یاقوت‌ حموی، معجم‌الادباء، بیروت‌ ۱۴۰۰/ ۱۹۸۰.
(۱۵۶) طباطبائی، تفسیر المیزان.
(۱۵۷) طبرسی، الاحتجاج.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن خلکان، ج‌ ۳، ص‌ ۴۶۳.
۲. ابن ‌زبیر، کتاب‌ صله الصله، ج۱، ص‌ ۱۴۷، قسم‌ ۴، چاپ‌ عبدالسلام‌ هراس‌ و سعید أعراب‌، (مراکش‌) ۱۴۱۴/۱۹۹۴.
۳. محمد بن‌ احمد ذهبی، سیراعلام‌النبلاء، ج‌ ۱۲، ص‌ ۳۷۴، چاپ‌ شعیب‌ ارنؤوط‌ و دیگران‌، بیروت‌ ۱۴۰۱ـ۱۴۰۹/ ۱۹۸۱ـ ۱۹۸۸.
۴. ابن‌ عماد، ج‌ ۱، ص‌ ۱۱۳.
۵. ابن‌ عماد، ج‌ ۴، ص‌ ۱۰۲.
۶. حاجی خلیفه‌، ج‌ ۲، ستون‌ ۶۰۲.
۷. صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۳، ص‌ ۳۱، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
۸. صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۳، ص‌ ۴۵، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
۹. صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۲، ص‌ ۲۹۴، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
۱۰. صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۲، ص۵۶۲، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
۱۱. عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۷۰ـ۷۱، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۱۲. حاجی خلیفه‌، ج‌ ۱، ستون‌ ۱۵۱.
۱۳. حاجی خلیفه‌، ج‌ ۱، ستون ۱۵۵.
۱۴. حاجی خلیفه‌، ج‌ ۲، ستون‌ ۱۴۲۷.
۱۵. حاجی خلیفه‌، ج‌ ۲، ستون ۱۹۷۶،
۱۶. محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۴۰ـ۴۳، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
۱۷. فضلعلی بن‌ عبدالکریم‌ صفای تبریزی، «معرفی کتابهای درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۴، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۳ (۱۳۵۷ ش‌).
۱۸. فضلعلی بن‌ عبدالکریم‌ صفای تبریزی، «معرفی کتابهای درسی قدیم‌»، ج۱، ص۷ـ ۸، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۳ (۱۳۵۷ ش‌).
۱۹. علی اکبر شهابی، «آموزش‌ و پرورش‌ در مکاتب‌ و مدارس‌ قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۳۶، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۹ (۱۳۷۵ ش‌).
۲۰. محمد عبدالحی بن‌ عبدالکبیر کتانی، نظام‌ الحکومه النبویه المسمی التراتیب‌ الاداریه، ج‌ ۱، ص‌ ۴۰ـ۴۷، بیروت‌: دارالکتاب‌العربی.
۲۱. منیرالدین‌ احمد، نهاد آموزش‌ اسلامی: آموزش‌ و پرورش‌ اسلامی و پایگاه‌ اجتماعی دانشمندان‌ تا سده پنجم‌ هجری در پرتو تاریخ‌ بغداد خطیب‌ بغدادی، ج۱، ص‌ ۵۲، ترجمه محمدحسین‌ ساکت‌، مشهد ۱۳۶۸ ش‌.
۲۲. منیرالدین‌ احمد، نهاد آموزش‌ اسلامی: آموزش‌ و پرورش‌ اسلامی و پایگاه‌ اجتماعی دانشمندان‌ تا سده پنجم‌ هجری در پرتو تاریخ‌ بغداد خطیب‌ بغدادی، ج۱، ص‌ ۵۲، ترجمه محمدحسین‌ ساکت‌، مشهد ۱۳۶۸ ش‌.
۲۳. احمد بن‌ علی خطیب‌ بغدادی، تاریخ‌ بغداد، ج‌ ۲، ص‌ ۱۶۴، بیروت‌: دارالکتب‌العلمیّه‌.
۲۴. یاقوت‌ حموی، معجم‌الادباء، ج‌ ۱۸، ص‌ ۴۲۹، بیروت‌ ۱۴۰۰/ ۱۹۸۰.
۲۵. محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۷۴ـ ۷۵، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
۲۶. صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۲، ص‌ ۵۰۸، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
۲۷. عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۱۳ـ ۱۴، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۲۸. حاجی خلیفه‌، ج‌ ۱، ستون‌ ۶۶.
۲۹. حاجی خلیفه‌، ج‌ ۱، ستون ۵۲۰۹.
۳۰. محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۷۶، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
۳۱. عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۳۹، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۳۲. حاجی خلیفه‌، ج‌ ۱، ستون‌ ۱۸۶ـ۱۹۴.
۳۳. حاجی خلیفه‌، ج‌ ۲، ستون‌ ۱۴۷۷ـ۱۴۸۴.
۳۴. صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۳، ص‌ ۲۲۴، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
۳۵. صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۳، ص۲۳۱، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
۳۶. عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۴۰ـ ۴۷، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۳۷. ابن خلکان، ج‌ ۳، ص‌ ۳۰۳.
۳۸. منیرالدین‌ احمد، نهاد آموزش‌ اسلامی: آموزش‌ و پرورش‌ اسلامی و پایگاه‌ اجتماعی دانشمندان‌ تا سده پنجم‌ هجری در پرتو تاریخ‌ بغداد خطیب‌ بغدادی، ج۱، ص‌ ۵۴، ترجمه محمدحسین‌ ساکت‌، مشهد ۱۳۶۸ ش‌.
۳۹. صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۲، ص‌ ۲۲۵، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
۴۰. صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۲، ص۲۲۸، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
۴۱. صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۲، ص۲۳۲، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
۴۲. صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۳، ۲۶۵، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
۴۳. محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۷۱ـ۷۲، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
۴۴. عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۰ـ۲۳، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۴۵. حاجی خلیفه‌، ج‌ ۲، ستون‌ ۶۳۹.
۴۶. ابن ‌بطوطه‌، رحله ابن‌ بطوطه، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۵، چاپ‌ محمد عبدالمنعم‌ عریان‌، بیروت‌ ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۴۷. عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج۱، ص‌ ۲۵، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۴۸. حاجی خلیفه‌، ج‌ ۲، ستون‌ ۱۶۹۸.
۴۹. احمد بن‌ علی نجاشی، فهرست‌ اسماء مصنّفی الشیعه المشتهر ب رجال‌النجاشی، ج۱، ص‌ ۱۰، چاپ‌ موسی شبیری زنجانی، قم‌ ۱۴۰۷.
۵۰. کلینی، اصول کافی، ج‌ ۱، ص‌ ۳۳، حدیث‌ ۹.    
۵۱. کلینی، اصول کافی، ج‌ ۱، ص‌ ۴۸، حدیث‌ ۴.    
۵۲. کلینی، اصول کافی، ج‌ ۱، ص‌ ۵۲، حدیث‌ ۱۱.    
۵۳. ابن ‌طاووس‌، المجتنی من‌ الدعاء المجتبی، ج۱، ص‌ ۲۷، چاپ‌ صفاءالدین‌ بصروی.
۵۴. ابن ‌بابویه‌، امالی الصدوق‌، ج۱، ص‌ ۱۰۳ـ ۱۰۹، بیروت‌ ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
۵۵. صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۲، ص‌ ۶۶، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
۵۶. صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۲، ص۳۰۶، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
۵۷. عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۵، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۵۸. عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص۲۷، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۵۹. برای فهرست‌ دیگر کتاب‌های درسی در حدیث‌ و علوم‌ آن‌ رجوع کنید به، عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۵ـ۳۹، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۶۰. برای کتاب‌های درسی حدیث‌ در حوزه‌های علمیه‌ در ایران‌ رجوع کنید به، محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، ج۱، ص‌ ۶۹، «کتب‌ درسی قدیم‌»، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
۶۱. برای کتاب‌های درسی حدیث‌ در حوزه‌های علمیه‌ در ایران‌ رجوع کنید به، محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، ج۱، ص‌ ۷۱، «کتب‌ درسی قدیم‌»، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
۶۲. ابن ‌اثیر، ج‌ ۹، ص‌ ۲۶۲.
۶۳. عبدالوهاب ‌بن‌ علی سبکی، طبقات‌ الشافعیه الکبری، ج‌ ۴، ص‌ ۶۲، چاپ‌ عبدالفتاح‌ محمد حلو و محمود محمد طناحی، جیزه‌ ۱۹۹۲.
۶۴. محمد بن‌ احمد ذهبی، سیراعلام‌النبلاء، ج‌ ۲۲، ص‌ ۳۶۷، چاپ‌ شعیب‌ ارنؤوط‌ و دیگران‌، بیروت‌ ۱۴۰۱ـ۱۴۰۹/ ۱۹۸۱ـ ۱۹۸۸.
۶۵. ابن ‌قاضی شهبه‌، طبقات‌الشافعیه، ج‌ ۲، ص‌ ۹۱، چاپ‌ حافظ عبدالعلیم‌خان‌، بیروت‌: عام‌الکتب‌، ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۶۶. قلقشندی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۹۲.
۶۷. ابن ‌قاضی شهبه‌، طبقات‌الشافعیه، ج‌ ۳، ص‌ ۱۳۵ـ۱۳۶، چاپ‌ حافظ عبدالعلیم‌خان‌، بیروت‌: عام‌الکتب‌، ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۶۸. ابن ‌قاضی شهبه‌، طبقات‌الشافعیه، ج‌ ۴، ص‌ ۸۵، چاپ‌ حافظ عبدالعلیم‌خان‌، بیروت‌: عام‌الکتب‌، ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۶۹. قلقشندی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۹۲.
۷۰. عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر سیوطی، حسن‌المحاضره فی تاریخ‌ مصر والقاهره‌، ج‌ ۲، ص‌ ۲۶۶، چاپ‌ محمد ابوالفضل‌ابراهیم‌، (قاهره) ۱۳۸۷.
۷۱. یحیی بن‌ شرف‌ نووی، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، ج‌ ۱، ص‌ ۳، بیروت‌: دارالفکر.
۷۲. عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۴۷ـ ۴۸، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۷۳. نوراللّه‌ کسائی، مدارس‌ نظامیه‌ و تأثیرات‌ علمی و اجتماعی آن‌، ج۱، ص‌ ۱۳۵، تهران‌ ۱۳۶۳ ش‌.
۷۴. عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۵۸ ـ۶۷، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۷۵. عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۶۷ـ۷۰، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۷۶. عبدالوهاب ‌بن‌ علی سبکی، طبقات‌ الشافعیه الکبری، چاپ‌ عبدالفتاح‌ محمد حلو و محمود محمد طناحی، جیزه‌ ۱۹۹۲.
۷۷. عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۶۵ـ۶۷، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۷۸. فؤاد سزگین‌، تاریخ‌ نگارش‌های عربی، ج‌ ۱، ص‌ ۶۷۴ـ۶۷۷، ترجمه‌، تدوین‌ و آماده‌سازی: مؤسسه‌ی نشر فهرستگان‌، تهران‌ ۱۳۸۰ ش‌ ـ.
۷۹. میکلوش‌ مورانی، دراسات‌ فی مصادر الفقه‌ المالکی، ج۱، ص‌ ۱۱۰۹، نقله‌ عن‌الالمانیه، سعید بحیری، عمرصابر عبدالجلیل‌، و محمود رشاد حنفی، بیروت‌ ۱۴۰۹/۱۹۸۸.
۸۰. علی اصغر فقیهی، تاریخ‌ مذهبی قم‌: بخش‌ اول‌ از تاریخ‌ جامع‌ قم‌، ج۱، ص‌ ۲۰۱، قم‌ ۱۳۷۸ ش‌.
۸۱. محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۶۶ـ۶۷، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
۸۲. محمد ملکی، آشنایی با متون‌ درسی حوزه‌های علمیه ایران‌: شیعه‌، ج۱، ص‌ ۲۳۵ـ ۲۳۸، حنفی، شافعی، قم‌ ۱۳۷۶ ش‌.
۸۳. حسن‌ صدر، تکمله امل‌الآمل‌، چاپ‌ احمد حسینی، قم‌ ۱۴۰۶.
۸۴. محمد ملکی، آشنایی با متون‌ درسی حوزه‌های علمیه ایران‌: شیعه‌، ج۱، ص‌ ۲۲۱، حنفی، شافعی، قم‌ ۱۳۷۶ ش‌.
۸۵. محمد ملکی، آشنایی با متون‌ درسی حوزه‌های علمیه ایران‌: شیعه‌، ج۱، ص۲۳۸ـ۲۳۹، حنفی، شافعی، قم‌ ۱۳۷۶ ش‌.
۸۶. محمد ملکی، آشنایی با متون‌ درسی حوزه‌های علمیه ایران‌: شیعه‌، ج۱، ص۲۴۲، حنفی، شافعی، قم‌ ۱۳۷۶ ش‌.
۸۷. محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۷۷ـ۷۹، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
۸۸. محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۸۰، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
۸۹. علی اصغر فقیهی، تاریخ‌ مذهبی قم‌: بخش‌ اول‌ از تاریخ‌ جامع‌ قم‌، ج۱، ص‌ ۲۰۱، قم‌ ۱۳۷۸ ش‌.
۹۰. علی اکبر شهابی، «آموزش‌ و پرورش‌ در مکاتب‌ و مدارس‌ قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۴۳، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۹ (۱۳۷۵ ش‌).
۹۱. قاضی عبدالجباربن‌ احمد، فرق‌ و طبقات‌ المعتزله، ج۱، ص‌ ۱۸۷، چاپ‌ علی سامی نشار و عصام‌الدین‌ محمدعلی، (اسکندریه) ۱۹۷۲.
۹۲. محمد بن‌ عبدالکریم‌ شهرستانی، الملل‌ والنحل‌، ج‌ ۱، ص‌ ۴۶ـ ۴۸، چاپ‌ محمد سیدکیلانی، بیروت‌ ۱۴۰۴.
۹۳. قاضی عبدالجباربن‌ احمد، فرق‌ و طبقات‌ المعتزله، ج۱، ص‌ ۵۶، چاپ‌ علی سامی نشار و عصام‌الدین‌ محمدعلی، (اسکندریه) ۱۹۷۲.
۹۴. احمد بن‌ علی خطیب‌ بغدادی، تاریخ‌ بغداد، ج‌ ۷، ص‌ ۱۶۲ـ ۱۶۳، بیروت‌: دارالکتب‌العلمیّه‌.
۹۵. ابن‌ جوزی، المنتظم‌ فی تاریخ‌الملوک‌ والامم‌، ج‌ ۱۱، ص‌ ۲۳۹، چاپ‌ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت‌ ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۹۶. ابن‌ عساکر، تبیین‌ کذب‌المفتری فیما نسب‌ الی الامام‌ ابیالحسن‌ الاشعری، ج۱، ص‌ ۲۳۲، بیروت‌ ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۹۷. محمد بن‌ احمد ذهبی، العبر فی خبر من‌ غبر، ج‌ ۳، ص‌ ۳۲۱، ج‌ ۳، چاپ‌ فؤاد سیّد، کویت‌ ۱۹۶۱.
۹۸. احمدامین‌، ضحی الاسلام‌، ج‌ ۲، ص‌ ۵۳، بیروت‌: دارالکتاب‌ العربی.
۹۹. صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌ ۳، ص‌ ۵۷، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
۱۰۰. عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۱۰۱، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۱۰۱. حاجی خلیفه‌، ج‌ ۲، ستون‌ ۱۱۴۵.
۱۰۲. محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۴۹ـ۵۰، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
۱۰۳. حاجی خلیفه‌، ج‌ ۱، ستون‌ ۳۴۶.
۱۰۴. ابن خلکان، ج‌ ۵، ص‌ ۱۵۳ـ ۱۵۴.
۱۰۵. محمد بن‌ احمد ذهبی، سیراعلام‌النبلاء، ج‌ ۱۵، ص‌ ۴۱۷، چاپ‌ شعیب‌ ارنؤوط‌ و دیگران‌، بیروت‌ ۱۴۰۱ـ۱۴۰۹/ ۱۹۸۱ـ ۱۹۸۸.
۱۰۶. ابوحیان‌ توحیدی، کتاب‌الامتاع‌ والمؤانسه، ج‌ ۱، ص‌ ۱۰۸ـ ۱۲۸، چاپ‌ احمدامین‌ و احمد زین‌، بیروت‌.
۱۰۷. عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر سیوطی، صون‌المنطق‌ و الکلام‌ عن‌ فن‌المنطق‌ والکلام‌، ج۱، ص‌ ۱۵، چاپ‌ علی سامی نشار، (قاهره‌ ۱۳۶۶/۱۹۴۷).
۱۰۸. عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر سیوطی، صون‌المنطق‌ و الکلام‌ عن‌ فن‌المنطق‌ والکلام‌، ج۱، ص۲۰، چاپ‌ علی سامی نشار، (قاهره‌ ۱۳۶۶/۱۹۴۷).
۱۰۹. عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر سیوطی، صون‌المنطق‌ و الکلام‌ عن‌ فن‌المنطق‌ والکلام‌، ج۱، ص۳۲، چاپ‌ علی سامی نشار، (قاهره‌ ۱۳۶۶/۱۹۴۷).
۱۱۰. محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۴۴، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
۱۱۱. حسن‌ صدر، تکمله امل‌الآمل‌، ج۱، ص‌ ۱۴۲، چاپ‌ احمد حسینی، قم‌ ۱۴۰۶.
۱۱۲. محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۴۶ـ۴۹، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
۱۱۳. محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۴۵ـ۴۶، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
۱۱۴. حسین‌ نصر، علم‌ و تمدن‌ در اسلام‌، ج۱، ص‌ ۲۸۷، ترجمه احمد آرام‌، تهرعامان‌ ۱۳۵۹ ش.
۱۱۵. ابوسلیمان‌ سجستانی، صوان‌الحکمه و ثلات‌ رسائل‌، ج۱، ص‌ ۲۸۲، چاپ‌ عبدالرحمان‌ بدوی، تهران‌ ۱۹۷۴.
۱۱۶. حسین‌ نصر، معارف‌ اسلامی در جهان‌ معاصر، ج۱، ص‌ ۲۱، تهران‌ ۱۳۴۸ ش‌.
۱۱۷. حسین‌ نصر، معارف‌ اسلامی در جهان‌ معاصر، ج۱، ص‌ ۲۵، تهران‌ ۱۳۴۸ ش‌.
۱۱۸. علی بن‌ زید بیهقی، کتاب‌ تتمه صوان‌الحکمه، ج۱، ص‌ ۴۹، لاهور ۱۳۵۱.
۱۱۹. ابن ‌ابی اصیبعه‌، عیون‌الانباء فی طبقات‌الاطباء، ج۱، ص۴۴۱، چاپ‌ نزار رضا، بیروت‌ (۱۹۶۵).
۱۲۰. ابن‌ صلاح‌، فتاوی ابن‌الصلاح‌ فی التفسیر والحدیث‌ والاصول‌ والعقائد، ج۱، ص‌ ۳۴ـ۳۵، در مجموعه الرسائل‌ المنیریه، ج‌ ۳، (قاهره‌) : ادارهالطباعه المنیریه‌، ۱۳۴۶.
۱۲۱. ابن ‌تیمیّه‌، کتاب‌ الرّدّ علی المنطقیین‌، ج۱، ص‌ ۱۹۹ـ۲۰۰، چاپ‌ عبدالصمد شرف‌الدین‌ کتبی، بمبئی ۱۳۶۸/۱۹۴۹.
۱۲۲. احمد بن‌ محمد مقّری، نفح‌الطیب‌، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۱، چاپ‌ احسان‌ عباس‌، بیروت‌ ۱۳۸۸/۱۹۶۸.
۱۲۳. محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۵۰ ـ۵۲، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
۱۲۴. حسین‌ نصر، معارف‌ اسلامی در جهان‌ معاصر، ج۱، ص‌ ۴۰ـ۴۱، تهران‌ ۱۳۴۸ ش‌.
۱۲۵. حسین‌ نصر، معارف‌ اسلامی در جهان‌ معاصر، ج۱، ص۴۴، تهران‌ ۱۳۴۸ ش‌.
۱۲۶. عبد الحسین‌ زرین‌کوب‌، ارزش‌ میراث‌ صوفیه‌، ج۱، ص‌ ۹۳، تهران‌ ۱۳۷۳ ش‌.
۱۲۷. عارف‌ نوشاهی، «عوارف‌ المعارف‌ در شبه‌ قارّه‌: شواهدی چند در رواج‌ آن‌ کتاب‌ تا پایان‌ قرن‌ هشتم‌ هجری»، ج۱، ص‌ ۷۷ـ۸۱، معارف‌، دوره ۱۶، ش‌ ۲ (مرداد ـ آبان‌ ۱۳۷۸).
۱۲۸. عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۱۱۰ـ۱۱۱، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۱۲۹. حاجی خلیفه‌، ج‌ ۱، ستون‌ ۴۳.
۱۳۰. حاجی خلیفه‌، ج‌ ۲، ستون‌ ۱۲۷۰.
۱۳۱. صدیق‌ حسن‌خان‌، ابجدالعلوم‌، ج‌۳، ص‌۲۶۲، ج‌ ۲، بیروت‌ ۱۳۹۵، ج‌ ۳، بیروت‌.
۱۳۲. محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۵۲ ـ ۵۴، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
۱۳۳. ذبیح‌اللّه‌ صفا، تاریخ‌ ادبیات‌ در ایران‌، ج‌ ۳، بخش‌ ۱، ص‌ ۱۶۹ـ۱۷۰، ج‌ ۳، بخش‌ ۱، تهران‌ ۱۳۶۳ ش‌.
۱۳۴. حاجی خلیفه‌، ج‌ ۲، ستون‌ ۱۷۲۰.
۱۳۵. ج‌ ۲، ستون‌ ۱۷۶۸، حاجی خلیفه‌.
۱۳۶. ابن ‌ابی اصیبعه‌، عیون‌الانباء فی طبقات‌الاطباء، ج۱، ص‌ ۴۳۸، چاپ‌ نزار رضا، بیروت‌ (۱۹۶۵).
۱۳۷. علی بن‌ زید بیهقی، کتاب‌ تتمه صوان‌الحکمه، ج۱، ص‌ ۴۹، لاهور ۱۳۵۱.
۱۳۸. ۶۸۹، ابن ‌ابی اصیبعه‌، ج۱، ص‌ ۴۴۱، عیون‌الانباء فی طبقات‌الاطباء، چاپ‌ نزار رضا، بیروت‌ (۱۹۶۵).
۱۳۹. ابراهیم‌ بن‌ مراد، بحوث‌ فی تاریخ‌الطب‌ والصید له عندالعرب‌، ج۱، ص‌ ۲۴۴ـ۲۴۷، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۴۰. احمد بن‌ عمر نظامی، چهار مقاله‌، ج۱، ص‌ ۱۰۹، چاپ‌ محمد قزوینی و محمد معین‌، تهران‌ ۱۳۴۶ ش‌.
۱۴۱. محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۵۶، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
۱۴۲. ابن ‌ابی اصیبعه‌، عیون‌الانباء فی طبقات‌الاطباء، ج۱، ص‌ ۵۹۹ ـ۶۰۰، چاپ‌ نزار رضا، بیروت‌ (۱۹۶۵).
۱۴۳. ابن ‌ابی اصیبعه‌، عیون‌الانباء فی طبقات‌الاطباء، ج۱، ص۶۹۸، چاپ‌ نزار رضا، بیروت‌ (۱۹۶۵).
۱۴۴. محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۵۵ ـ۵۶، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
۱۴۵. عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۳۴۴ـ ۳۴۶، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۱۴۶. محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۵۴، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
۱۴۷. کارلو آلفونسو نالینو، تاریخ‌ نجوم‌ اسلامی، ج۱، ص‌ ۲۸۶، ترجمه احمد آرام‌، تهران‌ (۱۳۴۹ ش‌).
۱۴۸. کارلو آلفونسو نالینو، تاریخ‌ نجوم‌ اسلامی، ج۱، ص۲۸۸، ترجمه احمد آرام‌، تهران‌ (۱۳۴۹ ش‌).
۱۴۹. حسین‌ نصر، علم‌ و تمدن‌ در اسلام‌، ج۱، ص‌ ۱۳۶، ترجمه احمد آرام‌، تهرعامان‌ ۱۳۵۹ ش.
۱۵۰. محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۵۷ ـ۵۹، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
۱۵۱. محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۵۹ ـ۶۰، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
۱۵۲. صالح‌ احمد علی، «دراسه العلوم‌ الریاضیه و مکانتها فی الحضاره الاسلامیه»، ج۱، ص‌ ۴۲ـ۴۶، المورد، ج‌ ۳، ش‌ ۴ (۱۳۹۴/ ۱۹۷۴).
۱۵۳. حسین‌ نصر، علم‌ و تمدن‌ در اسلام‌، ج۱، ص‌ ۱۳۶، ترجمه احمد آرام‌، تهرعامان‌ ۱۳۵۹ ش.
۱۵۴. ابن‌ خطیب‌، الاحاطه فی اخبار غرناطه، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲۱ـ۲۲۲، چاپ‌ محمد عبداللّه‌ عنان‌، قاهره‌ ۱۳۹۳ـ۱۳۹۷/ ۱۹۷۳ـ۱۹۷۷.
۱۵۵. ابن‌ قُنفُذ، انس‌الفقیر و عزالحقیر، ج۱، ص‌ ۶۶، چاپ‌ محمد فاسی و ادولف‌فور، رباط‌ ۱۹۶۵.
۱۵۶. ابن‌ قُنفُذ، انس‌الفقیر و عزالحقیر، ج۱، ص۶۸ـ۶۹، چاپ‌ محمد فاسی و ادولف‌فور، رباط‌ ۱۹۶۵.
۱۵۷. یاقوت‌ حموی، معجم‌الادباء، ج‌ ۱۲، ص‌ ۴۹، بیروت‌ ۱۴۰۰/ ۱۹۸۰.
۱۵۸. محمد بن‌ عبدالرحمان‌ سخاوی، الضوء اللامع‌ لاهل‌القرن‌التاسع‌، ج‌ ۲، ص‌ ۱۵۷، قاهره‌ (۱۳۵۴ـ۱۳۵۵).
۱۵۹. ابن‌ عماد، ج‌ ۷، ص‌ ۱۰۹.
۱۶۰. محمدطاهربن‌ فرج‌اللّه‌ تنکابنی، «کتب‌ درسی قدیم‌»، ج۱، ص‌ ۵۷، چاپ‌ ایرج‌ افشار، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۰ (۱۳۵۳ ش‌).
۱۶۱. ابوالقاسم‌ قربانی، زندگینامه ریاضیدانان‌ دوره اسلامی: از سده سوم‌ تا سده یازدهم‌ هجری، ج۱، ص‌ ۱۷۰، تهران‌ ۱۳۶۵ ش‌.
۱۶۲. ابوالقاسم‌ قربانی، زندگینامه ریاضیدانان‌ دوره اسلامی: از سده سوم‌ تا سده یازدهم‌ هجری، ج۱، ص۱۷۱ و پانویس‌ ۱، تهران‌ ۱۳۶۵ ش‌.
۱۶۳. حسین‌ نصر، علم‌ و تمدن‌ در اسلام‌، ج۱، ص‌ ۱۴۵ـ۱۵۷، ترجمه احمد آرام‌، تهرعامان‌ ۱۳۵۹ ش.
۱۶۴. احمد نصیف‌ جنابی، «مساهمهالعرب‌ والمسلمین‌ فی تطویر علم‌الجبر»، ج۱، ص‌ ۱۷۶، المورد، ج‌ ۶، ش‌ ۴ (۱۳۹۸/۱۹۷۷).
۱۶۵. احمد نصیف‌ جنابی، «مساهمهالعرب‌ والمسلمین‌ فی تطویر علم‌الجبر»، ج۱، ص۱۸۰، المورد، ج‌ ۶، ش‌ ۴ (۱۳۹۸/۱۹۷۷).
۱۶۶. احمد نصیف‌ جنابی، «مساهمهالعرب‌ والمسلمین‌ فی تطویر علم‌الجبر»، ج۱، ص۱۸۲، المورد، ج‌ ۶، ش‌ ۴ (۱۳۹۸/۱۹۷۷).
۱۶۷. عبدالجیل‌ حسن‌ عبدالمهدی، المدارس‌ فی بیت‌المقدس‌ فی العصرین‌ الایّوبی و المملوکی، ج‌ ۱، ص‌ ۱۰۹، عمان‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۱۶۸. حسین‌ نصر، علم‌ و تمدن‌ در اسلام‌، ج۱، ص‌ ۲۰۱، ترجمه احمد آرام‌، تهرعامان‌ ۱۳۵۹ ش.
۱۶۹. ابن‌ خلدون‌، ج‌۱: مقدمه‌، ص‌۶۵۵ـ ۶۶۸.
۱۷۰. حسین‌ نصر، علم‌ و تمدن‌ در اسلام‌، ج۱، ص‌ ۲۰۸ـ ۲۰۹، ترجمه احمد آرام‌، تهرعامان‌ ۱۳۵۹ ش.
۱۷۱. حاجی خلیفه‌، ج‌ ۱، ستون‌ ۵۹۱.
۱۷۲. آقابزرگ‌ طهرانی، ج‌ ۵، ص‌ ۱۱۹.
۱۷۳. حسین‌ نصر، علم‌ و تمدن‌ در اسلام‌، ج۱، ص‌ ۲۱۴، ترجمه احمد آرام‌، تهرعامان‌ ۱۳۵۹ ش.
۱۷۴. حسین‌ نصر، علم‌ و تمدن‌ در اسلام‌، ترجمه احمد آرام‌، ص‌ ۲۰۸ـ ۲۰۹، تهرعامان‌ ۱۳۵۹ ش
۱۷۵. مدرّس‌ تبریزی، ج‌ ۳، ص‌ ۳۰۱، مدرس‌ تبریزی
۱۷۶. مدرس‌ تبریزی، ج‌ ۶، ص‌ ۵۸.
۱۷۷. آقابزرگ‌ طهرانی، ج‌۵، ص‌ ۱۲۱.
۱۷۸. عیاض‌ بن‌ موسی قاضی عیاض‌، الالماع‌ الی معرفه اصول‌الروایه و تقییدالسماع‌، ج۱، ص‌۶۹، چاپ‌ احمد صقر، قاهره‌ ۱۹۷۷.
۱۷۹. ابن‌ صلاح‌، مقدمه ابن‌الصّلاح‌ فی علوم‌الحدیث‌، ج۱، ص‌ ۷۶، چاپ‌ مصطفی دیب‌البغا، دمشق‌ ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۱۸۰. عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر سیوطی، تدریب‌الراوی فی شرح‌ تقریب‌النواوی، ج‌ ۲، ص‌ ۱۵، چاپ‌ عزت‌ علی عطیه‌ و موسی محمدعلی، قاهره‌ (۱۹۸۰ـ ۱۹۸۵).
۱۸۱. عبدالکریم‌ بن‌ محمد سمعانی، التحبیر فی المعجم‌ الکبیر، ج‌ ۲، ص‌ ۱۷۲ـ۱۷۳، چاپ‌ منیره‌ ناجی سالم‌، بغداد ۱۳۹۵/۱۹۷۵.
۱۸۲. عبدالکریم‌ بن‌ محمد سمعانی، الانساب‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۱۶، چاپ‌ عبداللّه‌ عمر بارودی، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
۱۸۳. محمد بن‌ احمد ذهبی، العبر فی خبر من‌ غبر، ج‌ ۳، ص‌ ۳۲۳، ج‌ ۳، چاپ‌ فؤاد سیّد، کویت‌ ۱۹۶۱.
۱۸۴. یحیی بن‌ شرف‌ نووی، التقریب‌ والتیسیر لمعرفه سنن‌البشیر والنذیر، ج۱، ص‌ ۸۰ ـ۸۱، چاپ‌ محمد عثمان‌ خشت‌، بیروت‌ ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
۱۸۵. عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر سیوطی، تدریب‌الراوی فی شرح‌ تقریب‌النواوی، ج‌ ۲، ص‌ ۱۹۹، چاپ‌ عزت‌ علی عطیه‌ و موسی محمدعلی، قاهره‌ (۱۹۸۰ـ ۱۹۸۵).
۱۸۶. عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر سیوطی، تدریب‌الراوی فی شرح‌ تقریب‌النواوی، ج‌ ۲، ص‌ ۲۱ـ۲۲، چاپ‌ عزت‌ علی عطیه‌ و موسی محمدعلی، قاهره‌ (۱۹۸۰ـ ۱۹۸۵).
۱۸۷. یاقوت‌ حموی، معجم‌الادباء، ج‌ ۱۲، ص‌ ۴۹، بیروت‌ ۱۴۰۰/ ۱۹۸۰.
۱۸۸. ابن ‌ابی اصیبعه‌، عیون‌الانباء فی طبقات‌الاطباء، ج۱، ص‌ ۶۸۳، چاپ‌ نزار رضا، بیروت‌ (۱۹۶۵).
۱۸۹. عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر سیوطی، تدریب‌الراوی فی شرح‌ تقریب‌النواوی، ج‌ ۲، ص‌ ۹۱، چاپ‌ عزت‌ علی عطیه‌ و موسی محمدعلی، قاهره‌ (۱۹۸۰ـ ۱۹۸۵).
۱۹۰. ابن خلکان، ج‌ ۵، ص‌ ۳۱۵.
۱۹۱. ابن خلکان، ج‌۱، ص‌۳۷۲.
۱۹۲. علی اکبر شهابی، «آموزش‌ و پرورش‌ در مکاتب‌ و مدارس‌ قدیم‌»، فرهنگ‌ ایران‌ زمین‌، ج‌ ۲۹ (۱۳۷۵ ش‌) ، ص‌ ۵۰ ـ۵۱.
۱۹۳. زین‌الدین‌ بن‌ علی شهید ثانی، منیه المرید فی ادب‌ المفید و المستفید، ج۱، ص‌ ۳۱۵ـ۳۳۶، چاپ‌ رضا مختاری، قم‌ ۱۳۶۸ ش‌.
۱۹۴. منیرالدین‌ احمد، نهاد آموزش‌ اسلامی: آموزش‌ و پرورش‌ اسلامی و پایگاه‌ اجتماعی دانشمندان‌ تا سده پنجم‌ هجری در پرتو تاریخ‌ بغداد خطیب‌ بغدادی، ج۱، ص‌۷۵، ترجمه محمدحسین‌ ساکت‌، مشهد ۱۳۶۸ ش‌.
۱۹۵. ابوحیان‌ توحیدی، کتاب‌الامتاع‌ والمؤانسه، ج‌ ۱، ص‌ ۱۰۸ـ ۱۲۸، چاپ‌ احمدامین‌ و احمد زین‌، بیروت‌.
۱۹۶. عبدالرحمان ‌بن‌ ابی بکر سیوطی، صون‌المنطق‌ و الکلام‌ عن‌ فن‌المنطق‌ والکلام‌، ج۱، ص‌ ۱۹۰ـ۱۹۹، چاپ‌ علی سامی نشار، (قاهره‌ ۱۳۶۶/۱۹۴۷).
۱۹۷. ابن ‌ندیم‌، ج۱، ص‌ ۵۷.
۱۹۸. احمد بن‌ علی طبرسی، الاحتجاج، ج‌ ۲، ص‌ ۱۷۰ـ ۲۲۴، چاپ‌ محمدباقر موسوی خرسان‌، نجف‌ ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ‌ افست‌ قم‌.
۱۹۹. احمد بن‌ علی طبرسی، الاحتجاج، ج‌ ۲، ص‌ ۱۱۸ـ۱۲۲ چاپ‌ محمدباقر موسوی خرسان‌، نجف‌ ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ‌ افست‌ قم‌.
۲۰۰. برای سایر کتاب‌ها رجوع کنید به، آقابزرگ‌ طهرانی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۸.


منبع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «تعلیم و تربیت ۵»، شماره۵۰۱۹.    






جعبه ابزار