خفاجه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



خَفاجه، از تیره های بنی عقیل بن کعب از اعراب عدنانی (شمالی) بودند.


شرح حال اجمالی

[ویرایش]

نیای این تیره خفاجةبن عمروبن عُقَیل است که نسبش از طریق قیس بن عیلان بن مُضَر به عدنان می‌رسد
[۱] ابن کلبی، جمهرةالنسب، ج۱، ص۳۳۶، چاپ ناجی حسن، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
(بنی عُقَیل). نسب شناسان یازده شاخه از شاخه های این تیره را برشمرده اند.
[۵] ابن کلبی، جمهرةالنسب، ج۱، ص۳۳۶ـ۳۴۱، ج ۱، چاپ ناجی حسن، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.


بنی خفاجه قبل از اسلام

[ویرایش]

بنی خفاجه قبل از اسلام در آبادیهای جنوب شرقی مدینه سکونت داشته‌اند و ظاهرآ به علت نبردهایشان با قبیله حنیفه ، تا سرزمین یمامه ، مرکز نجد ، نیز پراکنده شدند. اصفهانی از نویسندگان سده سوم،
[۷] حسنبن عبداللّه اصفهانی، بلادالعرب، ج۱، ص۵ـ۶، چاپ حمد جاسر و صالح علی، ریاض ۱۳۸۸/۱۹۶۸.
مسکن اعراب خفاجه را در محدوده وادی بِیشَه و رَنْیَه ــکه اولی از کوههای یمن و دومی از کوههای سراة در تهامه سرچشمه میگرفته ــ ضبط کرده است. این گزارش درواقع پراکندگی خفاجه‌ها را در محدوده های جنوبی تر، تا همسایگی یمن نشان می‌دهد.

کوچ جمعی خفاجه به عراق

[ویرایش]

ظاهرا بروز فتنه های قرامطه در نیمه نخست سده چهارم در یمامه، موجب کوچ جمعی خفاجه‌ها به شمال و ورود آن‌ها به عراق شد. اینان در اواخر این سده در سایه کفایت رؤسای خود، ثَمال و فرزندانش، در کوفه و حوالی آن به قدرت دست یافتند. با این همه، قدرت خفاجه، در سال ۳۹۱ با حمله حاکم عُقَیلیِ موصل (از عموزادگان بنی خفاجه)، به کوفه، موقتآ افول کرد و اینان ناچار شهر را ترک کردند و روانه مناطق شام شدند.

همراهی خفاجه با خلافت عباسی

[ویرایش]

اما سال بعد یکی از فرماندهان دستگاه خلافت عباسی ، ابوجعفر حجاج ، برای درهم کوبیدن اتحاد بنی عقیل و بنی مزید از بنی خفاجه یاری خواست و بدین ترتیب، آنان دوباره امکان بازگشت به کوفه را یافتند.
همراهی خفاجه با خلافت عباسی چندان پایدار نبود، چنانکه چند سال بعد در ۴۰۲ در واقصه واقع در بیابانهای جنوب غربی کوفه به کاروان حُجاج حمله کردند و شمار بسیاری از کاروانیان را کشتند. در پی آن، فخرالملک از بغداد سپاهی به جنگشان فرستاد. با این همه، بنی خفاجه از فتنه گری و غارتگری دست برنداشتند، چنانکه در همین سال شهر انبار، در کنار رود فرات ، را محاصره و آبادیهای اطراف را غارت کردند. اما سپاه بغداد با حمایت بنی عقیل آنان را شکست داد و سلطان بن ثمال، رئیس آنان، را اسیر کرد.

جنگ های بنی خفاجه

[ویرایش]

سال بعد (۴۰۴) سلطان که به شفاعت ابوالحسنبن مِزْیَد اسدی، آزاد شده بود، بنی خفاجه را گرد آورد و آبادیهای پیرامون کوفه را غارت کرد، اما در نبرد با سپاه بغداد شکست خورد. پس از یک دوره کوتاه آرامش، خفاجهها به سواد کوفه ــکه قلمرو بنی عُقیل محسوب میشدــ حمله آوردند. قِرواش عقیلی که برای دفع آنان از موصل بدانجا لشکر کشید، در مقابل اتحاد سه جانبه خفاجه، بنی مزید، و سپاه بغداد تاب نیاورد و عقب نشست. این پیمان موقت به زودی با هجوم بنی خفاجه به جامعین (حلّه بعدی)، که جزو قلمرو دُبیسبن صدقه مَزْیَدی بود و سپس با تسخیر کوفه درهم شکست. آنگاه بار دیگر بنی خفاجه انبار را به محاصره گرفتند، اما با آگاه شدن از عزیمت سپاه قِرواش عُقیلی بدان سو دست از محاصره کشیدند. خفاجه‌ها که با هر دو همپیمان موقت خود، سپاهیان بغداد و حاکمان آل مزید ، به دشمنی برخاسته بودند، در این شرایط راه احتیاط ومصلحت اندیشی پیش گرفتند، چنانکه منیعبن حسّان رئیس خفاجه با ابوکالیجار، سلطان بویهای پیمان وفاداری بست. این شیوه مصلحت آمیز در سال ۴۲۸ نیز تکرار شد در این سال در پی شورش بارسطغان در بغداد، خفاجه‌ها برای دفع آن شورش به یاری بساسیری فرمانده نظامی عباسیان شتافتند. اما دست اندازی خفاجه به جامعین در ۴۴۶، ارسلان بساسیری را بر آن داشت تا با حمایت از بنیمزید در مقابل خفاجه‌ها قرار گیرد و آنان را تا بیابانهای اطراف تعقیب کند.

حمله خفاجه‌ها به کاروان حاجیان بغداد

[ویرایش]

از این هنگام تا سال ۴۸۵ که خفاجه‌ها به کاروان حاجیان بغداد بر سر راه کوفه حمله بردند، در منابع خبری از خفاجه نیست. در پی این حمله، خلیفه با ارسال سپاهی گران، بنی خفاجه را چندان گوشمال داد که از آن پس قدرت و مهابتشان سخت فروکاست و دیگر برای ادامه درگیریها و غارتگریها قدرت کافی نداشتند چنانکه در ماجرای اختلاف بین آنان و قبیله عباده (از بنی طیء ) در ۴۹۹ بر سر تصاحب شتران، نتوانستند افراد لازم را برای مقابله با رقیب گرد آورند و تنها با یاری گرفتن از بنی مزید بدین مقصود نائل شدند. اما دو سال بعد از بنی عُباده شکست خوردند. در پی این شکست، گروههای زیادی از بنی خفاجه به جانب شام روانه شدند.

حمله دوم به عراق و تجمع برای دریافت مقرری

[ویرایش]

تلاشهای ناکام بعدی آن‌ها در حمله به عراق در ۵۳۶ و سپس تجمع آن‌ها در پیرامون حله و کوفه برای دریافت مقرری در ۵۵۶ همگی نشان از ضعف آنان در این سالها دارد. حاکمان این دو شهر نه تنها اعتنایی به درخواستشان نکردند، بلکه تا رحبةالشام به تعقیبشان پرداختند، گرچه در جنگی که در آن‌جا درگرفت سپاه بغداد شکست سختی خورد. از این پس تا سه دهه بعد، از تحرکات و اقدامات احتمالی خفاجه خبری در منابع نیامده است در ۵۸۸ خفاجه به همراه بنی منتفق به کمک مردم بصره شتافتند که بنی عامر شهرشان را غارت کرده بودند، اما از بنی عامر شکست خوردند. پس از این واقعه در منابع ذکر چندانی از خفاجه نشده است.

نقش خفاجه‌ها در انقلاب عراق برضد اشغالگران بریتانیایی

[ویرایش]

خفاجه‌ها در انقلاب ۱۲۹۹ش/۱۹۲۰ عراق برضد اشغالگران بریتانیایی، نقش مهمی داشتند، به ویژه شاخه برصم در کربلا به ریاست شیخ عمر علوان، که از شخصیتهای بارز انقلابی آن دوره بود. وی نقش مهمی در طراحی مبارزه با اشغالگران و جذب اهالی کربلا و اطراف آن به صفوف جنبش ملی استقلال خواهان داشت تا جایی که نیروهای اشغالگر بریتانیایی در حمله به کربلا، او و برادرش، عثمان علوان، را بازداشت و به جزیره هنگام تبعید کردند.
[۲۴] ثامرعبدالحسن عامری، موسوعةالعشائر العراقیة، ج۷، ص۱۱۶، بغداد ۱۹۹۲ـ۱۹۹۵.


عشیره های وابسته به طایفه خفاجه

[ویرایش]

عشیره های وابسته به طایفه خفاجه امروزه در نقاط مختلفی از عراق، سوریه ، عربستان ، مصر و ایران زندگی میکنند. عشیرههای عراق عبارتاند از: برصم / زوربرصم، که در استانهای بغداد، بابل، دیالی / دیاله، انبار، موصل، المثنی، التأمیم / کرکوک، نجف و شهرستانهای الحویجه، بلد، فارس و ناحیه شنافیه زندگی میکنند
[۲۵] ماجد زبیدی، معجم العشائر العراقیة، ج۲، ص۱۴۸۷ـ۱۴۸۸، بیروت ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
عشیره معتوک که محل سکونت آن‌ها در روستاهای استان موصل، روستای اَرکیه شرقی و غربی و سنجار است؛ عشیرههای خفاجه بغداد که در مناطق کاظمیه، شهر صدر، منصور، الدوره، بغداد جدید و شواکه ساکن اند؛ عشیرههای خفاجه استان دیاله، که از تیرههای بزرگ و پرجمعیت خفاجه محسوب میشوند
[۲۶] ماجد زبیدی، معجمالعشائر العراقیة، ج۲، ص۱۴۸۷ـ۱۴۹۰، بیروت ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
[۲۷] ثامرعبدالحسن عامری، موسوعةالعشائر العراقیة، ج۷، ص۱۱۳، بغداد ۱۹۹۲ـ۱۹۹۵.
عشیرههای استان دیاله ـ الخاص، که محل سکونت آن‌ها در استانهای ذیقار، بغداد، بصره، موصل، میسان، دیاله و شهرستان الخاصاست؛ عشیره عجمی ، که در استان بابل و منطقه جازریه ساکناند
[۲۸] ثامرعبدالحسن عامری، موسوعةالعشائر العراقیة، ج۷، ص۱۱۹، بغداد ۱۹۹۲ـ۱۹۹۵.
[۲۹] عبدالحکیم وائلی، موسوعة قبائل العرب، ج۱، ص۳۷۲، عَمّان ۲۰۰۲.
[۳۰] عبدالحکیم وائلی، موسوعة قبائل العرب، ج۱، ص۳۸۳، عَمّان ۲۰۰۲.
[۳۱] عبدالحکیم وائلی، موسوعة قبائل العرب، ج۱، ص۳۹۸، عَمّان ۲۰۰۲.
[۳۲] عبدالحکیم وائلی، موسوعة قبائل العرب، ج۲، ص۴۹۵، عَمّان ۲۰۰۲.
[۳۳] عبدالحکیم وائلی، موسوعة قبائل العرب، ج۳، ص۹۱۹، عَمّان ۲۰۰۲.
[۳۴] عبدالحکیم وائلی، موسوعة قبائل العرب، ج۴، ص۱۴۶۱، عَمّان ۲۰۰۲.
[۳۵] عبدالحکیم وائلی، موسوعة قبائل العرب، ج۵، ص۲۱۰۲، عَمّان ۲۰۰۲.
[۳۶] یونس سامرائی، القبائل العراقیة، ج۱، ص۲۱۹، بغداد ۱۹۸۹.
و عشیره مسیب که محل سکونت آن‌ها جفجافه، کربلا و دیاله است.
[۳۷] عباس عزّاوی، عشائرالعراق، ج۴، ص۹۲، بغداد ۱۹۳۷ـ۱۹۵۶، چاپ افست قم ۱۳۷۰ش.
[۳۸] عبدالحکیم وائلی، موسوعة قبائل العرب، ج۱، ص۱۵۹، عَمّان ۲۰۰۲.

تعدادی از خفاجه های مصر در استانهای بحیره و قلیوبیه، دَقَهلَیه، شرقیه، منوفیه، قنا، سوهاج، فیوم، بنی سویف و دمیاط و خفاجه های سوریه نیز در حلب، دیرالزور و البوکمال زندگی میکنند.
[۳۹] محمد سلیمان طیب، موسوعة القبائل العربیة، ج۲، ص۵۰۴ـ۵۰۵، قاهره ۱۴۲۱/۲۰۰۱.
خفاجه های ایران در اهواز، خرمشهر، دشت آزادگان، شوش، آبادان، هندبال و دزفول سکونت دارند.
[۴۰] رؤوف سبهانی، انساب القبائل العربیة فی ایران: خوزستان، ج۱، ص۱۵۲، بیروت ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
[۴۱] کاظم پورکاظم، مدخلی بر شناخت قبایل عرب خوزستان، ج۴، ص۱۶۲، ج ۴، تهران ۱۳۷۶ش.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ابن اثیر، الکامل.
(۲) ابن حزم، جمهرةانسابالعرب، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۹۸۲.
(۳) ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون.
(۴) ابن کلبی، جمهرةالنسب، ج ۱، چاپ ناجی حسن، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
(۵) حسنبن عبداللّه اصفهانی، بلادالعرب، چاپ حمد جاسر و صالح علی، ریاض ۱۳۸۸/۱۹۶۸.
(۶) کاظم پورکاظم، مدخلی بر شناخت قبایل عرب خوزستان، ج ۴، تهران ۱۳۷۶ش.
(۷) ماجد زبیدی، معجمالعشائر العراقیة، بیروت ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
(۸) یونس سامرائی، القبائل العراقیة، بغداد ۱۹۸۹.
(۹) رؤوف سبهانی، انساب القبائل العربیة فی ایران: خوزستان، بیروت ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
(۱۰) ثامرعبدالحسن عامری، موسوعةالعشائر العراقیة، بغداد ۱۹۹۲ـ۱۹۹۵.
(۱۱) عباس عزّاوی، عشائرالعراق، بغداد ۱۹۳۷ـ۱۹۵۶، چاپ افست قم ۱۳۷۰ش.
(۱۲) محمد سلیمان طیب، موسوعة القبائل العربیة، قاهره ۱۴۲۱/۲۰۰۱.
(۱۳) احمدبن عبدالوهاب نویری، نهایةالارب فی فنونالادب، ج ۲، قاهره ۱۴۲۷/۲۰۰۷.
(۱۴) عبدالحکیم وائلی، موسوعة قبائلالعرب، عَمّان ۲۰۰۲.
(۱۵) EI۲, sv Khafadja " (by F Krenkow- (A A A Dixon)).

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن کلبی، جمهرةالنسب، ج۱، ص۳۳۶، چاپ ناجی حسن، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۲. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ج۱، ص۲۹۱، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۹۸۲.    
۳. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ج۱، ص۴۶۹، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۹۸۲.    
۴. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ج۱، ص۴۸۲، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۹۸۲.    
۵. ابن کلبی، جمهرةالنسب، ج۱، ص۳۳۶ـ۳۴۱، ج ۱، چاپ ناجی حسن، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۶. احمدبن عبدالوهاب نویری، نهایةالارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۴۰۳۴۱، ج ۲، قاهره ۱۴۲۷/۲۰۰۷.    
۷. حسنبن عبداللّه اصفهانی، بلادالعرب، ج۱، ص۵ـ۶، چاپ حمد جاسر و صالح علی، ریاض ۱۳۸۸/۱۹۶۸.
۸. ابن اثیر، الکامل، ج۹، ص۱۶۵.    
۹. ابن اثیر، الکامل، ج۹، ص۱۷۰.    
۱۰. ابن اثیر، الکامل، ج۹، ص۲۳۶.    
۱۱. ابن اثیر، الکامل، ج۹، ص۲۳۵.    
۱۲. ابن اثیر، الکامل، ج۹، ص۲۴۵.    
۱۳. ابن اثیر، الکامل، ج۹، ص۳۵۲.    
۱۴. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۴، ص۳۵۷.    
۱۵. ابن اثیر، الکامل، ج۹، ص۳۵۵.    
۱۶. ابن اثیر، الکامل، ج۹، ص۴۵۴.    
۱۷. ابن اثیر، الکامل، ج۹، ص۵۹۹.    
۱۸. ابن اثیر، الکامل، ج۱۰، ص۲۱۷.    
۱۹. ابن اثیر، الکامل، ج۱۰، ص۲۱۷.    
۲۰. ابن اثیر، الکامل، ج۱۰، ص۴۲۱.    
۲۱. ابن اثیر، الکامل، ج۱۱، ص۹۰.    
۲۲. ابن اثیر، الکامل، ج۱۱، ص۲۷۶۲۷۷.    
۲۳. ابن اثیر، الکامل، ج۱۲، ص۸۰.    
۲۴. ثامرعبدالحسن عامری، موسوعةالعشائر العراقیة، ج۷، ص۱۱۶، بغداد ۱۹۹۲ـ۱۹۹۵.
۲۵. ماجد زبیدی، معجم العشائر العراقیة، ج۲، ص۱۴۸۷ـ۱۴۸۸، بیروت ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
۲۶. ماجد زبیدی، معجمالعشائر العراقیة، ج۲، ص۱۴۸۷ـ۱۴۹۰، بیروت ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
۲۷. ثامرعبدالحسن عامری، موسوعةالعشائر العراقیة، ج۷، ص۱۱۳، بغداد ۱۹۹۲ـ۱۹۹۵.
۲۸. ثامرعبدالحسن عامری، موسوعةالعشائر العراقیة، ج۷، ص۱۱۹، بغداد ۱۹۹۲ـ۱۹۹۵.
۲۹. عبدالحکیم وائلی، موسوعة قبائل العرب، ج۱، ص۳۷۲، عَمّان ۲۰۰۲.
۳۰. عبدالحکیم وائلی، موسوعة قبائل العرب، ج۱، ص۳۸۳، عَمّان ۲۰۰۲.
۳۱. عبدالحکیم وائلی، موسوعة قبائل العرب، ج۱، ص۳۹۸، عَمّان ۲۰۰۲.
۳۲. عبدالحکیم وائلی، موسوعة قبائل العرب، ج۲، ص۴۹۵، عَمّان ۲۰۰۲.
۳۳. عبدالحکیم وائلی، موسوعة قبائل العرب، ج۳، ص۹۱۹، عَمّان ۲۰۰۲.
۳۴. عبدالحکیم وائلی، موسوعة قبائل العرب، ج۴، ص۱۴۶۱، عَمّان ۲۰۰۲.
۳۵. عبدالحکیم وائلی، موسوعة قبائل العرب، ج۵، ص۲۱۰۲، عَمّان ۲۰۰۲.
۳۶. یونس سامرائی، القبائل العراقیة، ج۱، ص۲۱۹، بغداد ۱۹۸۹.
۳۷. عباس عزّاوی، عشائرالعراق، ج۴، ص۹۲، بغداد ۱۹۳۷ـ۱۹۵۶، چاپ افست قم ۱۳۷۰ش.
۳۸. عبدالحکیم وائلی، موسوعة قبائل العرب، ج۱، ص۱۵۹، عَمّان ۲۰۰۲.
۳۹. محمد سلیمان طیب، موسوعة القبائل العربیة، ج۲، ص۵۰۴ـ۵۰۵، قاهره ۱۴۲۱/۲۰۰۱.
۴۰. رؤوف سبهانی، انساب القبائل العربیة فی ایران: خوزستان، ج۱، ص۱۵۲، بیروت ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
۴۱. کاظم پورکاظم، مدخلی بر شناخت قبایل عرب خوزستان، ج۴، ص۱۶۲، ج ۴، تهران ۱۳۷۶ش.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «خفاجه»، شماره ۷۱۴۷.    

رده‌های این صفحه : مقالات دانشنامه جهان اسلام




جعبه ابزار