خراسان دوره طاهریان

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



در زمان حکومت طاهریان استان خراسان مهمترین و وسیع‌ترین استان‌های ایران به شمار می‌رفت و شامل همه شمال شرقی ایران آن روز تا مرز چین بود.


حاکم نشین خراسان

[ویرایش]

حاکم نشین آن نخست شهر مرو بود و سپس نیشابور شد که تازیان به آن نسابور می‌گفتند. آن را به این نواحی تقسیم می‌کردند: بست، رخج یا رخد، کابل، زابلستان، طبس، قهستان (کوهستان یا کهستان)، هرات، طالقان، بادغیس، فرشنگ یا بوشنج و یا فوشنج و یا پوشنگ (زادگاه خاندان طاهری)، تخارستان یا طخارستان، طارقان، بلخ، خلم، مرو رود مرو الرود، چغانیان، واشگرد، بخارا، طوس، فاریاب، ابرشهر، سمرقند، چاچ یا شاش، فرغانه، اسروشنه یا سروشنه یا استروشنه، سغد، خجنده، خوارزم، اسبیجاب یا اسفیجاب، ترمذ، نسا، ابیورد، مرو، کش، نوشجان، بتم، اخرون، نسف یا نخشب.
[۱] نفیسی، سعید، تاریخ خاندان طاهری، اساطیر، چ اول، ۱۳۸۶، ج۱، ص۳۵۷.


مالیات خراسان در زمان طاهریان

[ویرایش]

جمع کل خراج خراسان؛ شامل همه نواحی که در فرمان عبدالله بن طاهر بود به ۴۴۸۴۶۰۰۰ درهم می‌رسید، و گذشته از آن ۱۳ اسب گرانبها و دو هزار گوسفند و دو هزار غلام غز از اسیران جنگی بود که بهای آنها در آن زمان ۶۰۰۰۰۰ درهم حساب می‌کردند، و ۱۱۸۷ توپ کرباس کندجی و ۱۳۰۰ ورق صفحه آهن که یک نمیه از هر کدام باشد.

عبدالله بن طاهر و جمع‌آوری مالیات

[ویرایش]

بذل توجه طاهریان به مساله خراج باعث شده بود تا عبدالله نیز از نظر شعرا در مورد مالیات و خراج، شخصی عالم و بصیر معرفی شود. کمک طاهریان مخصوصا عبدالله به مردم سیستان در وقت قحطی و تنگدستی و همچنین توجه او به رونق کشاورزی و مدارای با بزرگان، سیاست مطلوبی را برای دریافت خراج می‌طلبید. به همین دلیل گزارش منابع پیرامون مقدار خراج شهرهای مختلف خراسان در زمان عبدالله بن طاهر با توجه به خشنودی از سیرت نیکو و عدل و داد وی،
[۲] یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب ابن واضح یعقوبی (م بعد ۲۹۲)، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، انتشارات علمی‌و فرهنگی، چ ششم، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۴۸۱.
نشانه رضایت آنان از میزان خراج است.
علی ابی العباس عبدالله بن طاهر برای دو سال (دویست و یازده) و (دویست و دوازده) مامور جمع‌آوری خراج خراسان و دیگر نواحی و مناطق مربوطه گشت: ری ده میلیون درهم، قومس دو میلیون و صد و هفتاد و شش هزار درهم، جرجان (گرگان) با شهرهای آباد و دهستانها و آبخورهائی که داراست، ده میلیون و صد و هفتاد و شش هزار و هشتصد درهم، کرمان پنج میلیون درهم و وسعت منطقه کرمان صد و هشتاد فرسخ در صد و هفتاد فرسخ است و برای کسراها (ساسانیان) شصت میلیون درهم خراج می‌دادند، خراج سجستان پس از کسر خراج دهکده‌های مورق و رخج و سرزمین داور و زابلستان که از مرزهای طخارستان به شمار می‌آید و نهصد و هفتاد و شش هزار درهم است، شش میلیون و هفتصد و هفتاد و سه هزار درهم باشد، طبسین صد و سیزده هزار و هشتصد و هشتاد درهم و اضافه بر آن از طبسین پانزده هزار و سیصد و هفتاد درهم از برداشت دوم محصول به دست می‌آید، قهستان هفتصد و هشتاد و هفت هزار و هشتصد و هشتاد درهم و از برداشت دوم محصول نیز صد و بیست و یک هزار و هشتصد و هفتاد و نه درهم و از غلات کمکی دو هزار و ششصد درهم، نیشابور چهار میلیون و صد و هشت هزار و نهصد درهم و از برداشت دوم محصول هفتصد و پنجاه و هشت هزار و هفتصد و بیست و چهار درهم و همچنین از غلات کمکی هشت هزار درهم، طوس هفتصد و چهل هزار و هشتصد و شصت درهم که صد و سی و نه هزار و بیست درهم از برداشت دوم محصول و هفت هزار و هفتصد درهم از غلات کمکی است، نسا هشتصد و نود و سه هزار و چهار صد درهم که صد و شصت هزار و سیصد و سی و یک و یک سوم و یک پنجم درهم آن از برداشت دوم محصول است.
ابیورد هفتصد هزار درهم که سیصد و هفده هزار و هفتصد و چهار درهم آن از برداشت دوم محصول است، سرخس سیصد و هفت هزار و چهارصد و چهل درهم که دویست و نه هزار و ششصد درهم آن از برداشت محصول است، مروشاهجان یک میلیون و صد و چهل و هفت هزار درهم که شصت و هفت هزار و چهل و چهار و یک سوم درهم آن از برداشت دوم محصول است، دوانیق که از جنگل و بیشه‌زارهای آن چهل و هشت هزار و ششصد و شصت و نه و ثلث و یک پنجم درهم حاصل می‌شود، مرورود چهارصد و بیست هزار درهم که سیصد و هفده هزار و دویست و بیست و پنج و نیم درهم آن از برداشت دوم محصول است، بادغیس چهار صد و چهل هزار درهم که شصت هزار درهم آن از برداشت دوم محصول است، هرات و اسفزار و اسفیدنج یک میلیون و صد و پنجاه و نه هزار درهم که چهل و پنج هزار و چهار صد و پنجاه و چهار درهم آن از برداشت دوم محصول است، پوشنگ پانصد و پنجاه و نه هزار و سیصد و پنجاه درهم که هشتاد و نه هزار و صد و پنجاه و چهار درهم آن از غلات کمکی است.
طالقان بیست و یک هزار و چهار صد درهم، گرجستان صد هزار درهم و از گوسفندان دو هزار گوسفند، کور طخارستان زم صد و شش هزار درهم، فاریاب پنجاه و پنج هزار درهم و جوزجان صد و پنجاه و چهار هزار درهم است.
خطلان، بلخ و سعدخره و کوهستان‌هایش صد و نود و سه هزار و سیصد درهم، خلم دوازده هزار و سیصد درهم، قبروغش چهار هزار درهم، ترمذ دو هزار درهم، روب و سمنگان دوازده هزار درهم، ششصد درهم، ریوشاران ده هزار درهم، بامیان پنج هزار درهم، برمخان و جومرین و بنجار دویست و شش هزار و پانصد درهم و ترمذ چهل و هفت هزار و صد درهم است. بینقان سه هزار و پانصد درهم، کران چهار هزار درهم، شقنان چهل هزار درهم، وخّان بیست هزار درهم، مندجان دو هزار درهم، اخرون سی و دو هزار درهم، کست ده هزار درهم، نهام بیست هزار درهم، چغانیان چهل و هشت هزار و پانصد درهم، باسارا هفت هزار و سیصد درهم، واشجرد هزار درهم، عندمین و زمثان دوازده هزار درهم و سیزده راس چهارپا، کابل دو میلیون و پانصد درهم و از اسرای غز هزار تن که ارزش آنان ششصد هزار درهم است.

کابل و حومه

[ویرایش]

در این زمان کابل از مرزهای طخارستان است و فارواف و ازران و خواس و خشک و خبرة از شهرهای کابل است و در کابل به علت مجاورت با هند، عود (چوب خوش‌بو)، لیس، بجید (سنگی همانند یاقوت) و نارگیل و زعفران و هلیلج به دست می‌آید. نسف نود هزار درهم، «کس» صد و یازده هزار و پانصد درهم، بتم پنج هزار درهم، باکبکین شش هزار و دویست درهم، رستاق جاوان هفت هزار درهم، رستاق رویان دو هزار و دویست و بیست درهم، افنه چهل و هشت هزار درهم، خوارزم و لردر چهارصد و هشتاد و نه هزار درهم خوارزمی‌ و آمل دویست و نود و سه هزار و چهارصد درهم است. ماوراء‌النهر بخارا که دارای قهندژ (قندوز) است، یک میلیون و صد و هشتاد و نه هزار و دویست درهم غطریفیه و سغد و دیگر کورهائی که در کنترل نوح بن اسد است سیصد و بیست و شش هزار و چهارصد درهم که دویست و هشتاد هزار درهم محمدی از فرغانه و چهل و شش هزار و چهارصد درهم خوارزمی‌ و مسیبی از شهرهای ترکستان است و از کرباسهای ضخیم کندجی نیز هزار و صد و هشتاد و هفت پیراهن و از ورقهای آهن هزار و سیصد قطعه‌ای دو نیمه که مجموعا دو میلیون و صد و هفتاد و دو هزار و پانصد درهم محمدی می‌گردد، یک میلیون و هشتاد و نه هزار درهم محمدی آن از سغد و معدن در بتم حاصل آید و معدن نمک در کس و خراج کس و نسف و بتم و دیگر کورهای سغد می‌باشد. خراج اشروسنه پنجاه هزار درهم که چهل و هشت هزار درهم آن محمدی و دو هزار درهم دیگر مسیبی است، شاش و معدن نقره ششصد و هفت هزار و صد درهم مسیبی و خجند صد هزار درهم مسیبی است.

مجموع در آمد حکومت خراسان

[ویرایش]

مجموع خراج خراسان و آنچه برای ابی العباس عبدالله بن طاهر از کورها و دیگر بخش‌های مربوطه گردآوری شد، عبارت از چهل و چهار میلیون و هشتصد و چهل و شش هزار درهم و از چهارپایان مخصوص برای سواری، سیزده راس و از گوسفندان دو هزار گوسفند و از اسرای غز دو هزار تن به ارزش ششصد هزار درهم و از کرباس‌های کندجی هزار و صد و هشتاد و هفت پیراهن و از ورق‌های آهن هزار و سیصد قطعه دو نیمه‌ای بود.

درآمد خراسان

[ویرایش]

باید توجه داشت که هر چند دولت طاهریان یه حکومت نیمه مستقل بوده است و مشروعیت و احکام خویش را از خلیفه عباسی دریافت می‌نمودند، لیکن تمام درآمدهای حاصل از مالیات، خراج و غنائم را در همان سرزمین خراسان به مصرف می‌رساندند
[۷] ابن خلدون، ابوزید عبدالرحمن، العبر تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، موسسه مطالعات فرهنگی، چ اول، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۴۱۵.
[۸] طبری، محمد بن جریر، تاریخ امم و الملوک، بیروت، دارالتراث، ترجمه، ۱۳۸۷ق. ، ج۱۳، ص۵۸۹۰.
و حتی برخی اوقات بودجه‌هایی را نیز از مرکز خلافت دریافت می‌نمودند.

اقتصاد و تجارت خراسان

[ویرایش]

کشاورزی در روزگار طاهریان چون بسیاری از دوره‌های دیگر تاریخ ایران و خراسان، اساس حکومت و ستون اقتصادی جوامع را تشکیل می‌داد. اکثر مردم خراسان کشاورز بودند و منبع عمده درآمد آنها از زمین بود. وابستگی مردم به کشاورزی اشکال مختلفی از مالکیت را موجب شده بود. عباسیان املاک خالصه را به خود اختصاص دادند خلفا تا زمان طاهریان، بسیاری از این اقطاعات خود را در طبرستان و ماوراء النهر حفظ کرده بودند، به گونه‌ای که مستعین از خالصات خود در طبرستان، تیول‌هایی را به محمد بن عبدالله بن طاهر واگذار کرده بود.
[۹] طبری، محمد بن جریر، تاریخ امم و الملوک، بیروت، دارالتراث، ترجمه، ۱۳۸۷ق. ، ج۱۴، ص۶۱۳۴.
همچنین ضیاع و عقاری که معتمد در ماوراء‌النهر داشت، به محمد بن طاهر بن عبدالله انتقال داده شد.
[۱۰] ابن خرداذبه، ابو القاسم عبید الله بن عبدالله‌، المسالک و الممالک، بیروت، دار صادر، ۱۸۸۹م، ص۲۵۴.

یعقوبی در مورد مقدار خراج طاهریان از خراسان می‌نویسد:
«خراج خراسان در هر سال از همه نواحی بجز خمسهایی که از مرزها بدست می‌آمد، به چهل میلیون درهم می‌رسید و آل طاهر همه‌اش را در راهی که صلاح می‌دیدند مصرف می‌کردند و علاوه بر اینها از عراق هم بجز هدیه‌ها سیزده میلیون درهم بدست ایشان فرستاده می‌شد»
[۱۱] یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، البلدان، بیروت، دار الکتب العلمیه، چ اول، ۱۴۲۲ ق‌، ترجمه، ص۸۵-۸۶.


کشاورزی خراسان

[ویرایش]

با روی کار آمدن طاهریان بسیاری از این زمین‌های خالصه در اختیار آنان قرار گرفت و یا بوسیله آنان تصرف شد. هر چند که عباسیان همواره ادعای مالکیت آن را داشتند املاک وقفی، جزیی دیگر از مالکیت‌های این عصر بود، به گونه‌ای که عبدالله بن طاهر قصبه اسدآباد از روستاهای نیشابور را خرید و وقف ابناء السبیل کرد ابن حوقل نیز در سفرنامه خویش از وقف رباط‌های بسیار در ماوراء‌النهر توسط افراد نیکوکار یاد می‌کند.
[۱۲] ابن حوقل، محمد بن حوقل، سفرنامه ابن حوقل، ترجمه جعفر شعار، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۶، ص۱۸۷.
در این زمان، املاک وسیع متعلق به زمینداران بزرگ نیز وجود داشته است، چنان که طاهر بن حسین از آنها به عنوان خداوندان خاندانهای شریف یاد می‌کند.
[۱۳] ابن خلدون، ابوزید عبدالرحمن، العبر تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، موسسه مطالعات فرهنگی، چ اول، ۱۳۶۳ش، مقدمه، ص۶۰۴.
ثروت و درآمد این افراد که به طور قطع از طریق املاکشان حاصل می‌شد، آنها را جزو اشراف بزرگ خراسان در زمان طاهر بن حسین در آورده بود. عبدالله بن طاهر از روستاییان در مقابل این گروه از مالکان حمایت می‌کرد.
مرغوبیت و موقعیت تمامی‌زمین‌های کشاورزی خراسان بستگی به وجود آب داشت، زیرا وضع اقلیمی‌ خراسان و وجود کم آبی و مشکل آن در زراعت از روزگاران کهن ایجاب می‌کرد که به آب و امور مربوط به آبیاری اهمیت فراوان داده شود. به همین علت در دوره ساسانی برای استفاده قنات احکام و قوانین خاصی وضع شده بود.
[۱۴] آرتور، کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۷۴، ص۱۸۳.
آبیاری به عنوان اساس کشاورزی از نظر طاهریان نیز قابل توجه بود، چنان که عبدالله بن طاهر که بیش از دیگران به رفع مشکلات مربوط به آبیاری در عصر خود اهتمام می‌ورزید و همه فقهای خراسان را گرد آورد تا کتابی در احکام آبیاری و قنات بنویسند به نام کتاب القنی. اهتمام و تلاش وی در امر آبیاری سبب شد تا وی یک میلیون درهم برای ایجاد یک قنات هزینه کند علاوه بر این برای ایجاد یک آبراهه بزرگ استان چاچ در نزدیکی تاشکند کنونی برخلاف میل باطنی خلیفه معتصم دو میلیون درهم کمک مالی از او گرفت.
[۱۵] طبری، محمد بن جریر، تاریخ امم و الملوک، بیروت، دارالتراث، ترجمه، ۱۳۸۷ق، ج۱۴، ص۵۹۵۸.


وضعیت تجاری خراسان

[ویرایش]

موقعیت جغرافیایی خاص خراسان، موجبات رونق تجارت را از قدیم الایام در این منطقه فراهم ساخته بود. راه ابریشم که قدیمی‌ترین راه ارتباطی خراسان با نواحی شرقی و غربی بود، در مسیرهای مختلف از شهرهای خراسان عبور می‌کرد. راههای هرات، نیشابور، و ری که خود به شاخه‌های مختلف تقسیم می‌شد، رونق قابل توجهی به مناطق خراسان داده بود. بسیاری از این راههای ارتباطی در زمان طاهریان همچنان مورد استفاده بود. آبادانی راههای خراسان به همراه توجه طاهریان به ایجاد امنیت و آسایش برای کاروانیان از جمله عوامل رونق تجارت در عصر طاهری محسوب می‌گردد.
[۱۶] اکبری، امیر، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، تهران، سمت، مشهد بنیاد پژوهشهای اسلامی، ۱۳۸۴، ص۳۰۰


پانویس

[ویرایش]
 
۱. نفیسی، سعید، تاریخ خاندان طاهری، اساطیر، چ اول، ۱۳۸۶، ج۱، ص۳۵۷.
۲. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب ابن واضح یعقوبی (م بعد ۲۹۲)، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، انتشارات علمی‌و فرهنگی، چ ششم، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۴۸۱.
۳. ابن خرداذبه، ابو القاسم عبید الله بن عبدالله‌، المسالک و الممالک، بیروت، دار صادر، ۱۸۸۹م، ص۳۱-۳۲.    
۴. ابن خرداذبه، ابو القاسم عبید الله بن عبدالله‌، المسالک و الممالک، بیروت، دار صادر، ۱۸۸۹م، ص۳۳.    
۵. ابن خرداذبه، ابو القاسم عبید الله بن عبدالله‌، المسالک و الممالک، بیروت، دار صادر، ۱۸۸۹م، ص۳۴.    
۶. ابن خرداذبه، ابو القاسم عبید الله بن عبدالله‌، المسالک و الممالک، بیروت، دار صادر، ۱۸۸۹م، ص۳۱-۳۴.    
۷. ابن خلدون، ابوزید عبدالرحمن، العبر تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، موسسه مطالعات فرهنگی، چ اول، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۴۱۵.
۸. طبری، محمد بن جریر، تاریخ امم و الملوک، بیروت، دارالتراث، ترجمه، ۱۳۸۷ق. ، ج۱۳، ص۵۸۹۰.
۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ امم و الملوک، بیروت، دارالتراث، ترجمه، ۱۳۸۷ق. ، ج۱۴، ص۶۱۳۴.
۱۰. ابن خرداذبه، ابو القاسم عبید الله بن عبدالله‌، المسالک و الممالک، بیروت، دار صادر، ۱۸۸۹م، ص۲۵۴.
۱۱. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، البلدان، بیروت، دار الکتب العلمیه، چ اول، ۱۴۲۲ ق‌، ترجمه، ص۸۵-۸۶.
۱۲. ابن حوقل، محمد بن حوقل، سفرنامه ابن حوقل، ترجمه جعفر شعار، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۶، ص۱۸۷.
۱۳. ابن خلدون، ابوزید عبدالرحمن، العبر تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، موسسه مطالعات فرهنگی، چ اول، ۱۳۶۳ش، مقدمه، ص۶۰۴.
۱۴. آرتور، کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۷۴، ص۱۸۳.
۱۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ امم و الملوک، بیروت، دارالتراث، ترجمه، ۱۳۸۷ق، ج۱۴، ص۵۹۵۸.
۱۶. اکبری، امیر، تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام، تهران، سمت، مشهد بنیاد پژوهشهای اسلامی، ۱۳۸۴، ص۳۰۰


منبع

[ویرایش]
سایت پژوهه، برگرفته شده از مقاله «خراسان دوره طاهریان»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۰۳/۱۷.    






جعبه ابزار