خاندان بستان‌زاده

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



‌بُستانزاده، خاندانی از علمای عثمانی که در قرن دهم و اوایل قرن یازدهم به نام و آوازه نسبتاً زیادی دست یافتند.


معرفی اجمالی

[ویرایش]

بُستانزاده، خاندانی از علمایِ عثمانی که در قرن دهم و اوایل قرن یازدهم به نام و آوازه نسبتاً زیادی دست یافتند.
مصطفی افندی، مؤسس این خاندان است که در ۹۰۴ در تیره، از ایالت آیدین، به دنیا آمد و به بُستان (یا بُوستان) مشهور شد.
پدر وی بازرگانی به نام محمد بود
[۱] حدائق الحقائق فی تکملة الشقائق، چاپ عبدالقادر اوزجان، استانبول ۱۹۸۹.
بی‌گمان، عنوان مصطفی بن علی در نوشته عطائی، بر اثر خلط نام وی با مصطفی، نام دیگری مشهور به کوچک بستان، پیش آمده است).
[۲] محمد بن یحیی عطائی، حدائق الحقائق فی تکملة الشقائق، ج۱، ص۱۳۲، چاپ عبدالقادر اوزجان، استانبول ۱۹۸۹.
[۳] حسین قاضی یورْدآیدین، بَلَّتَن، ج ۱۹، ص ۱۸۹، حاشیه ۱۳۶، ۱۹۵۵.

وی پس از تحصیل نزد استادان گوناگون در زادگاه خویش و استانبول، پیاپی به مناصبی در امر تدریس و قضاوت گماشته شد؛ در ۹۵۴ قاضی عسکر آناطولی و اندکی بعد قاضی عسکر روم ایلی گردید.
در ۹۵۸، چون در مرافعه‌ای که رستم پاشا وزیراعظم در آن ذی‌نفع بود، رأیی نامساعد صادر کرد، مشاغل و مناصب خود را از دست داد و با آن‌که به دنبال تحقیقات بعدی، برائت حاصل کرد، مجدداً به کار گمارده نشد و در ۲۵ رمضان ۹۷۷ درگذشت (این تاریخ بر سنگ قبر او حک شده است)
[۴] محمد بن یحیی عطائی، حدائق الحقائق فی تکملة الشقائق، ج۱، ص۱۳۱، چاپ عبدالقادر اوزجان، استانبول ۱۹۸۹.
(درگذشت او را ۲۷ رمضان ۹۷۷ ضبط کرده است).
[۵] بروسه لی محمد طاهربک، عثمانلی مؤلفلری، ج ۱، ص ۲۵۳_۲۵۶، استانبول ۱۳۳۳-۱۳۴۲.
[۶] بروسه لی محمد طاهربک، عثمانلی مؤلفلری، ج۱، ص۲۵۳، استانبول ۱۳۳۳-۱۳۴۲.

وی در تفسیر و کلام چندین کتاب دارد که نسخه خطی برخی از آن‌ها در کتابخانه‌های استانبول موجود است.
اخیراً کتاب سلیمان نامه را که قبلاً منسوب به مؤلفی فردی نام بود، متعلق به وی دانسته‌اند.
[۷] یوردآیدین، ص ۱۳۷


← محمد افندی


محمد افندی، فرزند مصطفی بستانزاده، در ۹۴۲ متولد شد.
او در ۲۱ سالگی تحصیلات خود را تمام کرد و به عبارت دیگر موفق به دریافت درجه «ملازمت» (مرحله‌ای پیش از احراز مقام مدرسی) گردید.
پس از اشتغال به تدریس در مواضع مختلف، در ۹۸۱ این شغل را رها کرد و به امر قضا، شاخه دیگری از حرفه «علمیه»، روی آورد و قاضی دمشق شد.
از آن پس مدارج ترقّی را بسرعت پیمود؛ پس از مدتی خدمت در سمت قاضی در شهرهای بورسه و اَدِرنه، در ۹۸۴ قاضی استانبول، در ۹۸۵ قاضی عسکر آناطولی، و در ۹۸۸ قاضی عسکر روم ایلی گردید.
سال بعد، از کار برکنار شد و در ۹۹۱ با سمت قضا به مصر اعزام شد و سه سال در آن‌جا ماند.
در ۹۹۵ مجدداً به سمت قاضی عسکری منصوب شد و در ۹۹۷ به مقام شیخ الاسلامی رسید.
در ۱۰۰۰، از کار برکنار شد،
[۸] مصطفی نعیما، تاریخ، استانبول ۱۲۸۱/۱۸۶۵.
ولی دوباره قاضی عسکر روم ایلی و در ۱۰۰۱ شیخ الاسلام شد، و تا زمان مرگش در ۱۰۰۶، در این مقام ماند.
وی علاوه بر اشعاری به عربی، فارسی و ترکی، ترجمه‌ای از احیاء العلوم و شرحی بر ملتقی دارد.
حاجی خلیفه به فتوای منظومی از وی اشاره می‌کند که در باب حلال بودن قهوه است.
[۹] مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه، میزان الحق، فصل ۶،استانبول ۱۳۰۶.


← سایر افراد مشهور خاندان


سایر اعضای برجسته خاندان شیخ الاسلام محمد افندی عبارت بودند از: برادر کوچکترش مصطفی افندی (۹۴۶-۱۰۱۴)، که تا قاضی عسکری آناطولی و روم ایلی ارتقا یافت
[۱۰] محمد بن یحیی عطائی، حدائق الحقائق فی تکملة الشقائق، ج۱، ص۵۰۶-۵۰۷، چاپ عبدالقادر اوزجان، استانبول ۱۹۸۹.
[۱۱] محمدثریا، سجل عثمانی، ج۴، ص۳۸۱، استانبول ۱۳۰۸-۱۳۱۵.
و پسرانش مصطفی (۹۸۰-۱۰۱۰)، که در صحن ثَمان تدریس می‌کرد و بعداً قاضی اُسکُدار شد،
[۱۲] محمدبن یحیی عطائی، حدائق الحقائق فی تکملة الشقائق، ج۱، ص۴۴۹، چاپ عبدالقادر اوزجان، استانبول ۱۹۸۹.
و یحیی (متوفی ۱۰۴۹/۱۶۳۹) که قاضی استانبول و بعداً قاضی عسکر روم ایلی شد.
یحیی افندی مؤلف کتابی در زمینه اخلاق موسوم به مرآة الاخلاق است که به سلطان احمد اول (حک :۱۰۱۲-۱۰۲۶) تقدیم شده است.
کتابی نیز درباره معجزات پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، به نام گل صدبرگ دارد(هامر ـ پورگشتال، فهرست).
[۱۳] بروسه لی محمد طاهربک، عثمانلی مؤلفلری، ج۱، ص۲۵۷، استانبول ۱۳۳۳-۱۳۴۲.
[۱۴] محمدثریا، سجل عثمانی، ج۴، ص۶۳۶، استانبول ۱۳۰۸-۱۳۱۵.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) محمدثریا، سجل عثمانی، استانبول ۱۳۰۸-۱۳۱۵، ص ۱۳۳.
(۲) مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه، میزان الحق، استانبول ۱۳۰۶.
(۳) احمد رفعت، دوحة المشایخ.
(۴) بروسه لی محمد طاهربک، عثمانلی مؤلفلری، استانبول ۱۳۳۳-۱۳۴۲، ج ۱، ص ۲۵۳، ۲۵۶.
(۵) محمدبن یحیی عطائی، حدائق الحقائق فی تکملة الشقائق، چاپ عبدالقادر اوزجان، استانبول ۱۹۸۹.
(۶) علمیه سالنامه سی، ص ۴۱۰.
(۷) مصطفی نعیما، تاریخ، استانبول ۱۲۸۱/۱۸۶۵.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. حدائق الحقائق فی تکملة الشقائق، چاپ عبدالقادر اوزجان، استانبول ۱۹۸۹.
۲. محمد بن یحیی عطائی، حدائق الحقائق فی تکملة الشقائق، ج۱، ص۱۳۲، چاپ عبدالقادر اوزجان، استانبول ۱۹۸۹.
۳. حسین قاضی یورْدآیدین، بَلَّتَن، ج ۱۹، ص ۱۸۹، حاشیه ۱۳۶، ۱۹۵۵.
۴. محمد بن یحیی عطائی، حدائق الحقائق فی تکملة الشقائق، ج۱، ص۱۳۱، چاپ عبدالقادر اوزجان، استانبول ۱۹۸۹.
۵. بروسه لی محمد طاهربک، عثمانلی مؤلفلری، ج ۱، ص ۲۵۳_۲۵۶، استانبول ۱۳۳۳-۱۳۴۲.
۶. بروسه لی محمد طاهربک، عثمانلی مؤلفلری، ج۱، ص۲۵۳، استانبول ۱۳۳۳-۱۳۴۲.
۷. یوردآیدین، ص ۱۳۷
۸. مصطفی نعیما، تاریخ، استانبول ۱۲۸۱/۱۸۶۵.
۹. مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه، میزان الحق، فصل ۶،استانبول ۱۳۰۶.
۱۰. محمد بن یحیی عطائی، حدائق الحقائق فی تکملة الشقائق، ج۱، ص۵۰۶-۵۰۷، چاپ عبدالقادر اوزجان، استانبول ۱۹۸۹.
۱۱. محمدثریا، سجل عثمانی، ج۴، ص۳۸۱، استانبول ۱۳۰۸-۱۳۱۵.
۱۲. محمدبن یحیی عطائی، حدائق الحقائق فی تکملة الشقائق، ج۱، ص۴۴۹، چاپ عبدالقادر اوزجان، استانبول ۱۹۸۹.
۱۳. بروسه لی محمد طاهربک، عثمانلی مؤلفلری، ج۱، ص۲۵۷، استانبول ۱۳۳۳-۱۳۴۲.
۱۴. محمدثریا، سجل عثمانی، ج۴، ص۶۳۶، استانبول ۱۳۰۸-۱۳۱۵.


منبع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «بُستانزاده»، شماره۱۳۱۷.    






جعبه ابزار