حیوانذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حیوان، واژه ای عربی که بر هرگونه ذی روح اطلاق می شود و انسان را نیز، که او را حیوان ناطق می‌خوانند، در بر می گیرد. [۱] [۲] [۳]در منابع دینی و متون فقهی این واژه غالباً به موجود ذی روحِ فاقد خرد و تعقل اطلاق شده است که معادل آن در زبان فارسی کنونی جانور است.

فهرست مندرجات
۱ - تعریف حیوان
۲ - اقسام حیوان
       ۲.۱ - از لحاظ حلیت و حرمت
       ۲.۲ - از لحاظ طهارت ونجاست
       ۲.۳ - از لحاظ قبول و عدم قبول تذکیه
۳ - واژه حیوان در قرآن
       ۳.۱ - استعمال عام و خاص لفظ حیوان
       ۳.۲ - استعمال با توجه به ویژگی خاص
       ۳.۳ - برخی رسومِ جاهلی درباره حیوانات
       ۳.۴ - سفارش به تدبر در حیوانات
       ۳.۵ - استفاده از تماثیل حیوانات
       ۳.۶ - حمد و ثنای حیوانات دربرابر خدا
۴ - ریشه روایی سخن گفتن حیوانات
۵ - قدرت ادراک در حیوانات
۶ - احکام حیوانات در منابع فقهی
       ۶.۱ - شیر و تخم حیوانات
       ۶.۲ - سؤر حیوانات
       ۶.۳ - ادرار و مدفوع حیوانات
       ۶.۴ - نفقه حیوانات
       ۶.۵ - حق خیار حیوان
       ۶.۶ - عاریه حیوان
       ۶.۷ - شکار حیوانات
       ۶.۸ - شکار حیوان با حیوانات
       ۶.۹ - حیوان گمشده
       ۶.۱۰ - جنایت حیوانات
۷ - حقوق حیوانات در اسلام
       ۷.۱ - شرایط کشتن حیوانات
       ۷.۲ - حفاظت از جان حیوانات
       ۷.۳ - مهربانی و ملاطفت با حیوانات
       ۷.۴ - رسیدگی به حال حیوانات
۸ - رویکرد حقوقی و فلسفی معاصر به حیوان
       ۸.۱ - نگاه ابزاری به حیوانات
       ۸.۲ - نگاه ادراک مدارانه به حیوانات
       ۸.۳ - جایگاه حیوانات درسیستم‌های حقوقی
۹ - حمایت از حقوق حیوانات در ایران
۱۰ - فهرست منبع ها
۱۱ - پانویس
۱۲ - منابع

تعریف حیوان[ویرایش]

به هر موجود جاندار- اعم از انسان و غیر انسان- حیوان اطلاق می‌شود. لیکن کاربرد رایج و عمومی آن، موجود زنده غیر انسان است که در اینجا همین معنا مورد نظر است.

اقسام حیوان[ویرایش]

حیوانات به لحاظ نوع به دریایی و خشکی ، پرنده و غیر پرنده، دارای خون جهنده و خون غیر جهنده و به‌ لحاظ حکم به حلال گوشت و حرام گوشت، پاک و نجس، قابل تذکیه و غیر قابل تذکیه تقسیم می‌شوند.

← از لحاظ حلیت و حرمت
بنابر قول مشهور تمامی حیوانات دریایی- جز ماهی فلس دار بنابر مشهور و نیز میگو و پرنده دریایی- حرام‌ اند. [۴] [۵] حیوانات خشکی به پرندگان، چارپایان و حشرات تقسیم می‌شوند. پرندگان حرام گوشت سه نوع اند: چنگال داران، مسخ شدگان و خبائث. چارپایان حرام گوشت نیز چند نوع‌اند: درندگان، مانند شیر و پلنگ ( درنده) و مسخ شدگان، نظیر فیل ، خرگوش، بوزینه ، خوک، جوجه تیغی و سوسمار (مسوخ).
برخی حیوانات، هچون گرگ و خرس تحت هر دو عنوان درندگی و مسخ می‌گنجند. کانگرو، سنجاب ، سمور ، خز و هر حیوان خبیث حرام‌ اند. [۶] گاو، گوسفند و شتر اهلی و نیز گاو ، گوسفند، بز، گورخر ، آهو و گوزن وحشی حلال‌اند.
اسب، قاطر و الاغ نیز حلال گوشتند ولی بنابر مشهور خوردن گوشت آنها مکروه است. [۷] [۸]
انواع حشرات که در زیر زمین لانه دارند، مانند موش ، عقرب ، مار و رتیل حرام‌اند. همچنین حشراتی مانند عنکبوت ، پشه و مگس . [۹] حیوان حلال گوشتی که از مدفوع انسان تغذیه می‌کند، گوشتش حرام و مدفوع و ادرار آن نجس است ( نجاست خواری).لیکن با استبراء پاک می‌شود. [۱۰] همچنین گوشت حیوانی که انسان آن را وطی کرده حرام می‌گردد. ( آمیزش با حیوان)

← از لحاظ طهارت ونجاست
همه حیوانات دریایی و خشکی جز سگ و خوک غیر دریایی پاکند [۱۱] [۱۲] ( نجاسات).

← از لحاظ قبول و عدم قبول تذکیه
حیوانات حلال گوشت، تذکیه پذیر و حیوانات نجس العین تذکیه ناپذیرند. در حیوانات حرام گوشت، مسئله اختلافی است.

واژه حیوان در قرآن[ویرایش]

واژه حیوان در قرآن تنها یک بار [۱۳] و به معنای زندگی حقیقی به کار رفته که ناظر بر جهان آخرت است اما انواع حیوان، به معنای رایج آن، به دفعات در قرآن ذکر شده است. پنج سوره از قرآن، به دلیل ذکر نام پنج نوع حیوان در آن ها، به همین نام خوانده شده است: بَقَره (گاو)، نَحل (زنبور)، نَمْل (مورچه)، عنکبوت و فیل. افزون بر آن، در آیات زیادی درباره حیوانات سخن گفته شده است.

← استعمال عام و خاص لفظ حیوان
گاه با واژه های عام مانند اَنْعام (که سوره ای نیز به این نام است)، بَهیمَة الاَنْعام، دابَّه، دَوابّ و طَیر [۱۴] [۱۵] [۱۶] [۱۷] [۱۸] [۱۹] [۲۰] [۲۱] [۲۲] [۲۳] [۲۴] و گاه با ذکر یکی از انواع حیوان؛ از جمله: بَقَر/ بَقَره، [۲۵] [۲۶] غَنَم (گوسفند [۲۷] [۲۸] حِمار/ حَمیر (الاغ [۲۹] [۳۰] کلْب (سگ [۳۱] خِنْزیر (خوک [۳۲] [۳۳] ذِئب (گرگ [۳۴] قِرَدَة (بوزینگان [۳۵] [۳۶] حُوت (ماهی [۳۷] [۳۸] جَراد (ملخ [۳۹] ذُباب (مگس [۴۰] غُراب (کلاغ) [۴۱] و هدهد. [۴۲]

← استعمال با توجه به ویژگی خاص
برخی حیوانات که متناسب با بعضی ویژگی هایشان اسامی متعددی در زبان عربی دارند، نیز در قرآن نام برده شده اند، مثلا برای شتر واژه های اِبِل، [۴۳] جَمَل، [۴۴] ناقَه، [۴۵] بَعیر، [۴۶] [۴۷] هیم [۴۸] و عِشار [۴۹] به کار رفته است.

← برخی رسومِ جاهلی درباره حیوانات
در قرآن از برخی رسومِ پیش از اسلام درباره حیوانات انتقاد شده است. از جمله بریدن گوش چهارپایان به نشان این‌که آن‌ها نصیب بت ها شده اند، تخصیص برخی حیوانات اهلی به خدایان، و قائل شدن به تحریم‌هایی در استفاده مشروع از برخی حیوانات اهلی. [۵۰] [۵۱] [۵۲]

← سفارش به تدبر در حیوانات
خداوند در آیات متعددی انسان‌ها را به تدبر در خلقت حیوانات فرا خوانده و آن‌ها را نشانه های قدرت، حکمت و رحمت خود دانسته است [۵۳] [۵۴] [۵۵] [۵۶] [۵۷] [۵۸] .
در بعضی آیات نیز به فواید حیوانات مانند تهیه خوراک و پوشاک انسان و سواری دادن آن اشاره شده است. [۵۹] [۶۰] [۶۱] [۶۲] [۶۳] [۶۴] [۶۵]
در تعدادی از داستان های قرآنی، حیوانات نقش آفرین هستند از جمله در داستان های ابراهیم خلیل و چهار مرغ، [۶۶] مور و سلیمان، [۶۷] هدهد و سلیمان [۶۸] و پرندگانی خاص و اصحاب فیل. [۶۹]

← استفاده از تماثیل حیوانات
در بعضی تمثیل های قرآنی از حیوانات و ویژگی های آنان استفاده شده است، از جمله تشبیه کافران به حیواناتی که مفهوم و حقیقت سخنان صاحب خود را ــ که آنان را با دلسوزی از بیراهه رفتن باز می دارد ــ درک نمی‌کنند، [۷۰] تشبیه یکی از عالمان دنیا طلب از امت های پیشین ــ که با وجود عرضه شدن آیات و معارف الهی به او از هوا و هوس پیروی کرد ــ به سگ که پیوسته دهانش را باز می کند و زبان بیرون می آورد، [۷۱] تشبیه کسانی که برای خود اولیایی غیر از خدا برگزیده اند، به عنکبوت که سست ‌ترین خانه‌ها را دارد، [۷۲] و هم گونی آن دسته از پیروان ادیان الهی که مکلف به عمل به کتاب آسمانی خود بودند ولی حق آن را ادا نکردند، به دراز گوشانی که کتاب حمل می کنند اما بهره ای نمی‌برند. [۷۳]

← حمد و ثنای حیوانات دربرابر خدا
در آیاتی از قرآن از حمد و تسبیح همه موجودات عالَم، از جمله حیوانات، در برابر خداوند سخن به میان آمده است. [۷۴] [۷۵] [۷۶] [۷۷] مفسران درباره حقیقت تسبیح حیوانات آرای مختلفی دارند. به نظر برخی، تسبیح حیوانات عبارت است از دلالت داشتن خلقت آن‌ها بر وحدانیت خدا و صفات او، اما به نظر گروهی دیگر، اطلاق لفظ تسبیح حقیقی و منظور، تسبیح به قول است. [۷۸] [۷۹] [۸۰] [۸۱]
در احادیث نیز به حمد و تسبیح حیوانات برای خداوند اشاره شده است. [۸۲] [۸۳] [۸۴] همچنین مفسران ضمن تفسیر آیه ای که مطابق آن سلیمان پیامبر، فهم سخن پرندگان (منطق الطیر) را فضل پروردگار بر خود دانسته است، [۸۵] قدرت تکلم در حیوانات و چگونگی آن را بررسی کرده اند. [۸۶] [۸۷] [۸۸] [۸۹]

ریشه روایی سخن گفتن حیوانات[ویرایش]

در احادیث هم مطالبی دالّ بر نطق حیوانات وجود دارد و حتی برای هریک از آن‌ها سخنی شعار مانند نقل شده است. [۹۰] [۹۱] [۹۲] [۹۳] افزون بر این مفسران از آیه ۳۸ سوره انعام («هیچ جنبده ای در زمین نیست و نه پرنده ای که به دو بالش بپرد مگر آن‌که امت‌هایی همانند شما هستند... سپس به سوی پروردگارشان برانگیخته می‌شوند»)، این گونه برداشت می‌کنند که حیوانات نیز حشر و قیامت دارند. [۹۴] [۹۵] در پاره ای روایات هم به برخی ادراکات حیوان، از جمله درک خالق و درک رازقیت الهی، اشاره شده است. [۹۶] [۹۷] [۹۸] [۹۹]

قدرت ادراک در حیوانات[ویرایش]

مجموع این موارد بیانگر آن است که ادراک حیوان فراتر از امری غریزی و ناشی از نوعی فهم و مرتبه ای از شعور، هر چند کاملا متفاوت با شعور انسانی، دانسته شده است. شاید مبنای اثبات حق برای حیوان در اسلام همین نکته باشد.
در آثار فقهی تعابیری چون «لِلحیوان حُرمَة فی نفسه» که دلالت بر حرمت و احترام ذاتی حیوان دارد، زیاد به کار رفته است. [۱۰۰] [۱۰۱] [۱۰۲]
امامان شیعه علیهم السلام در مواردی برای بیان عظمت آفرینش و آفریدگار به اسرار و شگفتی های خلقت حیوانات ارجاع داده اند. [۱۰۳] [۱۰۴] افزون بر این، احادیث فراوانی درباره مسائل مربوط به حیوانات وجود دارد که مبنای احکام آن‌ها در باب های متعدد فقهی قرار گرفته است. روایات زیادی نیز چگونگی رفتار انسان ها با حیوانات را تبیین کرده اند.

احکام حیوانات در منابع فقهی[ویرایش]

در منابع فقهی، احکام حیوانات در ابواب مختلفی بیان شده است، که عبارت اند از:
نجس بودن بعضی حیوانات مانند سگ و خوک؛ معیار پاک بودن مواردی چون خون وعرق حیوانات؛ وجوب پرداخت زکات در چهارپایانِ سه گانه (شتر، گاو و گوسفند) و شرایط آن؛ شرایط معتبر در قربانی حج؛ ممنوع بودن ایذاء و شکار حیوانات در حالت احرام؛ احکام خرید و فروش حیوان، خیار حیوان؛ اجاره کردن حیوان؛ احکام صید و شکار و شرایط حلال بودن حیوان شکار شده؛ احکام ذبح حیوانات و حکم پوست آنها؛ طبقه بندى حیوانات به سه گروه اصلی زمینی، دریایی و پرندگان برای بازشناسی حیوانات حرام گوشت از حلال گوشت؛ احکام حیوان گمشده؛ بررسی حکم ضَمانِ ناشی از فعلِ حیوان که موجب وارد آمدن خسارت به دیگران شده باشد؛ حکم پیوند عضوی از حیوان به انسان؛ وجوب نفقه حیوان؛ و احکام جنایت بر حیوان شامل مواردی چون اتلاف (نابودکردن) حیوان و وارد کردن آسیب بدنی به او که بسته به مواردی چون نوع جنایت و نوع حیوان، احکام متفاوتی دارد که به اختصار به برخی از آن ها می پردازیم.

← شیر و تخم حیوانات
حلیت و حرمت و نیز طهارت و نجاست شیر و تخم حیوان، تابع‌ خود حیوان است. بنابراین، تخم و شیر حیوان نجس، نجس و تخم و شیر حیوان حرام گوشت، حرام و حلال گوشت، حلال است.

← سؤر حیوانات
سؤر حیوان نجس العین، نجس و سؤر حیوان پاک ، حتی حرام گوشت و مسخ شده بنابر مشهور پاک است. خوردن سؤر حیوان حرام گوشت جز گربه مکروه است. همچنین بنابر مشهور خوردن سؤر حیواناتی که گوشتشان مکروه است. [۱۰۵] [۱۰۶]

← ادرار و مدفوع حیوانات
ادرار و مدفوع حیوان حلال گوشت، مانند گاو و گوسفند و نیز بنابر مشهور حیوانی که گوشتش مکروه است، مانند اسب ، پاک [۱۰۷]
و ادرار و مدفوع حیوان حرام گوشتِ دارای خون جهنده نجس است. [۱۰۸] در طهارت و نجاست ادرار و مدفوع پرندگان و حیوانات حرام گوشتی که خون جهنده ندارند اختلاف است.
مشهور در پرندگان، نجاست و در حیواناتی که خون جهنده ندارند، طهارت است. [۱۰۹] [۱۱۰]

← نفقه حیوانات
نفقه حیوان- اعم از حلال گوشت و حرام گوشت- بر مالک آن واجب است. مقدار آن بستگی به نیاز حیوان دارد. در صورت خود داری مالک از نفقه، حاکم او را به یکی از سه امر مجبور می‌کند: نفقه، فروختن و کشتن. [۱۱۱]

← حق خیار حیوان
کسی که حیوانی خریده است بنابر مشهور تا سه روز حق فسخ معامله را دارد ( خیار حیوان).

← عاریه حیوان
عاریه دادن حیوان دارای منفعت، همچون گوسفند برای استفاده از شیر آن- که به آن منحه گفته می‌شود- جایز است. هرچند برخی در صدق عنوان عاریه بر آن اشکال کرده وآن را نوعی اباحه دانسته‌اند. [۱۱۲]

← شکار حیوانات
شکار حیوان وحشی جایز است [۱۱۳] مگر حیوانات غیر دریایی در حرم [۱۱۴] [۱۱۵] . این حرمت برای محرم ( احرام) مطلقاً ثابت است.چه در حرم و چه خارج از حرم. [۱۱۶]
ملاک در تشخیص حیوان دریایی و خشکی در صورت مشتبه شدن، محل تخم گذاری یا بچه زایی آن است. بنابر این، حیوانی که دو زیستی است اگر تخم گذاری یا بچه زایی آن در دریا باشد، حیوانِ دریایی و اگر در خشکی باشد، حیوان خشکی محسوب می‌شود. [۱۱۷]

← شکار حیوان با حیوانات
شکار با سگ شکاری که برای شکار آموزش دیده، جایز و شکاری که توسط آن کشته می‌شود حلال است. شکار با سایر حیوانات شکاری (حیوان شکاری)، اعم از پرنده ، مانند باز و عقاب و غیر پرنده، مانند پلنگ و یوزپلنگ در صورتی که شکار توسط حیوان کشته شود، بنابر قول مشهور حلال نیست ( آلات صید).

← حیوان گمشده
گرفتن حیوان گمشده که از آن به ضاله تعبیر می‌شود، در غیر آبادی با شرایطی جایز است.

← جنایت حیوانات
نگهداری و مهار کردن حیوان مهاجم- که به دیگران حمله می‌کند، مانند سگ هاری که گاز می‌گیرد یا قاطری که لگد می‌زند- بر صاحبش واجب است و در صورت اهمال، ضامن جنایت آن است و اگر کسی در مقام دفاع از جان یا مال خود در برابر چنین حیوانی، آسیبی به آن برساند، ضامن نیست. امّا اگر آسیب جنبه دفاعی نداشته، بلکه به انگیزه‌ای دیگر (مثلا انتقام) صورت گرفته باشد، آسیب زننده ضامن است. [۱۱۸]
در دوران معاصر، فقها به بررسی مواردی چون حکم استفاده از حیوانات برای پژوهش های درمانی و دارویی و ضرورت رعایت معیارهای اخلاقی [۱۱۹] [۱۲۰] [۱۲۱] و شبیه سازی حیوانات پرداخته اند.

حقوق حیوانات در اسلام[ویرایش]

در احادیث و به تبع آن در متون فقهی احکام بسیاری در حمایت از حیوانات وارد شده و در روایتی، از این قوانینِ حمایتی تعبیر به حقوق شده است («لِلدابّة علی صاحبها ستّة او سبعة حقوق» [۱۲۲] .
مطابق قوانین اسلام حیوانات حق حیات دارند. در متون فقهی بر این حق و تقدّم حفظ جان حیوان بر حفظ اشیا تأکید شده است. [۱۲۳] [۱۲۴] [۱۲۵] [۱۲۶] [۱۲۷]
همچنین به نظر فقها چنانچه شخصی مقدار محدودی آب برای وضو داشته باشد و حیوان یا حیوانات او تشنه باشند، باید آب را به آن‌ها بدهد و خود تیمم کند، [۱۲۸] [۱۲۹] [۱۳۰] [۱۳۱] [۱۳۲] لذا فقهاء وجه جواز تیمم را لزوم حفظ مال ــ یعنی حیوانی که ملک انسان است ــ دانسته‌اند نه حفظِ نَفْسِ محترم [۱۳۳].

← شرایط کشتن حیوانات
در احادیث متعددی کشتن بی هدف حیوانات نهی شده و این کار موجب عذاب الهی و مؤاخذه در روز قیامت دانسته شده است [۱۳۴] [۱۳۵] [۱۳۶] [۱۳۷] مگر این‌که حیوانی بخواهد به انسان آزار رساند که در این صورت نیز بایستی به دفاع بسنده کرد. [۱۳۸] [۱۳۹] [۱۴۰]
در باب ذبح حیوانات نیز احکام و آداب زیادی، برای کمتر رنج کشیدن حیوان وجود دارد، از جمله:
ذبح نکردن حیوان در شب که هنگام آرامش و استراحت اوست، رعایت تیز بودن چاقو و نشان ندادن آن به حیوان، و ناپسند بودن ذبح حیوان در مقابل حیوانی دیگر. [۱۴۱] [۱۴۲] [۱۴۳] [۱۴۴]
برپایه آموزه های اسلام شکار حیوانات به صورت مطلق جایز نیست و مطابق احادیث و آرای فقها شرایطی برای شکارچی و وسیله شکار لازم است. همچنین صید و شکار حیوان از روی هوسرانی جایز نیست و سفر برای این گونه صید و شکار، سفر معصیت است که احکام نماز و روزه مسافر بر آن مترتب نمیشود. [۱۴۵] [۱۴۶]

← حفاظت از جان حیوانات
مطابق احادیث و متون فقهی، نفقه حیوان (شامل مواردی چون آب و غذا و مکان مناسب برای نگهداری) بر صاحب حیوان واجب است. نفقه اندازه معینی ندارد و مقدار و کیفیت آن تابع نیاز حیوان است که با اختلاف زمان‌ها و مکان ها تفاوت می کند. تهیه دارو برای حیوان مریض نیز جزو نفقات اوست. [۱۴۷] [۱۴۸] [۱۴۹] [۱۵۰]
به گفته فقها در شرایط خاص برای حفظ جان حیوان، همانند انسان، غصب غذا یا نخ جراحی برای استفاده در مداوا جایز است. [۱۵۱] [۱۵۲] [۱۵۳] [۱۵۴]
در احادیث و منابع فقهی چاق بودن حیوان تحت تملک، از نشانه های مروّت صاحب آن شمرده شده و بر تمیز نگهداشتن بدن حیوان، غذا و مکان نگهداری او تأکید شده است. [۱۵۵] [۱۵۶] [۱۵۷] [۱۵۸]

← مهربانی و ملاطفت با حیوانات
مهربانی و ملاطفت با حیوانات و رسیدگی به آنان نیز مورد تأکید است [۱۵۹] [۱۶۰] [۱۶۱] [۱۶۲] و در این زمینه رعایت نکاتی توصیه شده است از جمله:
رعایت توان و طاقت حیوان و کار نکشیدن بیش از حد از او؛ رعایت حال حیوانی که به سن پیری رسیده است و توان کار ندارد؛ رعایت احوال حیوانی که نوزاد دارد؛ لزوم حمایت از حیوان آزار دیده و نجات آن؛ ممنوعیت تازیانه زدن به حیوان، جز در موارد معین که در این صورت نیز تازیانه زدن به صورت آن نهی شده است؛ ممنوعیت توهین و لعن به آن؛ داغ نگذاشتن بر صورت حیوان؛ و نهی از عقیم کردن حیوان. [۱۶۳] [۱۶۴] [۱۶۵] [۱۶۶] [۱۶۷] [۱۶۸] [۱۶۹] [۱۷۰]

← رسیدگی به حال حیوانات
رسیدگی به حیوان، تنها بر عهده مالک او نیست و بر این نکته تصریح شده که چنانچه مالک از انفاق بر حیوان خود امتناع ورزد حاکم شرع وی را بر این کار مجبور می کند و در صورت لزوم، حکم به رسیدگی به حیوان و تأمین هزینه آن از دارایی مالک را میدهد. [۱۷۱] [۱۷۲] [۱۷۳] [۱۷۴]
لزوم رسیدگی به حیوان تا اندازه ای تأکید شده است که حتی نهی مالک حیوان، آن را ساقط نمی‌کند. زیرا حیوان موجودی ذی روح است و نجات او از هلاکت در زمره حقوق الهی است که با نهی مالک آن ساقط نمی گردد. [۱۷۵] [۱۷۶] همچنین بر رسیدگی به احوال حیوانی که گم شده یا از سوی صاحبش رها شده تأکید شده است.
در احادیث زیادی به استحباب نگهداری برخی حیوانات تصریح و از نگهداشتن بعضی حیوانات نهی شده است. [۱۷۷] [۱۷۸] [۱۷۹] [۱۸۰] [۱۸۱]

رویکرد حقوقی و فلسفی معاصر به حیوان[ویرایش]

فیلسوفان و حقوق دانان معاصر دو رویکرد متفاوت درباره بهره برداری از حیوانات (مانند خوردن، شکار کردن، استفاده از آن‌ها در ورزش، تفریح و تحقیقات) دارند.

← نگاه ابزاری به حیوانات
به نظر بیش‌تر آنان، حق فقط درباره انسان، که تکلیف دارد، معنا پیدا میکند، نه حیوانات. پس بهره برداری از آن‌ها مجاز است، اما باید بدون آسیب رساندن و آزار دادنِ غیر ضروری باشد، از این رو تشریح حیوان زنده و شکار بی رویه جایز نیست.

← نگاه ادراک مدارانه به حیوانات
برخی دیگر با رد نظریه اصالت سودمندی و نگاه ابزاری به حیوانات، آنها را دارای مرتبه ای از احساس، ادراک، آگاهی و اراده و در نتیجه دارای شخصیت حقوقی دانسته اند که باید با آن‌ها همزیستی اخلاقی داشت و نباید از آن‌ها فقط به عنوان دارایی، غذا، لباس، وسیله تحقیقات و سرگرمی، حتی با هدف حفظ منافع انسانی، استفاده کرد. چرا که مصالح حیوانات هم پایه مصالح انسان هاست. حقوق حیوانات به این معنا تا قرن دوازدهم/ هجدهم مطرح نشده بود. اوج شکوفایی این نظریه از اواخر قرن بیستم، به ویژه پس از انتشار کتاب « آزاد سازی حیوانات » بوده است.
حقوقدانانی که حامی نظریه حقوق حیوانات هستند، وضع قوانین حمایتی را ناکافی دانسته و به ضرورت اعطای شخصیت حقوقی به حیوانات پافشاری کرده اند. با این حال این نظریه در عمل، بیشتر به صورت جنبش هایی در حمایت از حیوانات و کاستن از درد و رنج آن‌ها ظاهر شده است.
جنبش های حقوق حیوgt;انات، معمولا به شکل گروه ها و انجمن هایی در حمایت از نوع خاصی از حیوانات، مانند حیوانات آزمایشگاهی، خزدار یا حیواناتِ در قفس، فعالیت می کنند [۱۸۲] [۱۸۳] [۱۸۴] [۱۸۵] در ایران نیز چند انجمن غیر دولتی حمایت از حیوانات فعال اند.

← جایگاه حیوانات درسیستم‌های حقوقی
حیوانات در بیش‌تر سیستم های حقوقی جهان، که معمولا شامل دو بخش اموال و اشخاص می شوند، در شمار اموال، منبع درآمد و ثروت و ابزاری در دست اشخاص که دارای حقوق و وظایف اند، به حساب آمده اند. البته برای جلوگیری از برخورد غیر اخلاقی و پیشگیری از آسیب زدن به این موجوداتِ دارای ادراک، محدودیت هایی در استفاده و نگهداری از آن‌ها در قوانین اعمال میشود. این قوانین حمایتی برقراری تعادل میان مصالح و نیازهای انسان ها و حیوانات را درنظر می گیرد و بر پایه ضرورت های اخلاقی و قانونی استوار است.
با این حال هنوز هم در بیش‌تر دادگاه ها رفتارهای ظالمانه با حیوانات با هدف مشروع و قانونی، بازخواست نمی شود و فقط تحمیل بدون ضرورتِ زیان به حیوان یا کشتن آن (به دلیل اتلاف مال و کاستن از ثروت عمومی)، به منظور حفظ منافع انسان ها و نه حمایت از حیوانات ممنوع شده است. مثلا عقیم کردن حیوانات بدون بی هوشی با وجود ایجاد درد بسیار برای حیوان، جرم محسوب نمی شود، در حالی که غذا ندادن و در نتیجه کشتن بدون دلیل حیوان جرم است [۱۸۶] [۱۸۷] [۱۸۸] [۱۸۹] .

حمایت از حقوق حیوانات در ایران[ویرایش]

در ایران تاکنون قانون جامعی برای حمایت از حیوانات تصویب نشده است، اما مقررات پراکنده ای در این زمینه وجود دارد که عبارتند از:
قانون شکار و صید مصوب ۱۳۴۶ش (که چند بار تغییر کرده است)؛ مواد ۲۰۲ تا ۲۰۵، ۳۵۷ تا ۳۶۲، ۶۷۹ و ۶۸۰ قانون مجازات اسلامی درباره جزای اتلاف حیوانات؛ ضمان خسارت های حیوان و دیه جنایت بر حیوان؛ قانون حفاظت و بهره برداری از منابع آبزی مصوب ۱۳۷۴ش، که مقرراتی در زمینه صید آبزیان دارد؛ و مصوبه شورای عالی حفاظت محیط زیست در ۱۳۷۹ش، که بهای جانوران وحشی را از لحاظ مطالبه ضرر و زیان تعیین کرده است.
همچنین در قانون مدنی، مقررات ویژه ای در معاملات حیوان و نیز تلف و خسارت حیوانات پیش بینی شده است، از جمله در مادّه ۳۵۸ در بیع حیوان، مادّه ۳۹۸ در خیار حیوان، مادّه ۵۰۷ تا ۵۱۱ در اجاره حیوان، مادّه ۲۳۰ در تلف حیوانِ متعلق به دیگری و مادّه ۳۳۴ در خسارت حیوان.
ایران به تعدادی از کنوانسیون های حمایت و حفاظت از حیوانات پیوسته است. [۱۹۰] [۱۹۱] [۱۹۲] [۱۹۳] [۱۹۴]

فهرست منبع ها[ویرایش]

(۱) علاوه بر قرآن.
(۲) ابن جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، چاپ محمدبن عبدالرحمان عبدالله، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
(۳) ابن حنبل، مسند الامام احمدبن حنبل، بیروت: دارصادر.
(۴) ابن سعید، الجامع للشرائع، قم ۱۴۰۵.
(۵) ابن قدامه، المغنی، چاپ افست بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۶) ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت ۱۴۱۲.
(۷) ابن منظور، لسان العرب.
(۸) زکریا بن محمد انصاری، فتح الوهاب بشرح منهج الطلاب، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۸.
(۹) قوانین و احکام ایران، مجموعه قوانین و مقررات حفاظت محیط زیست، تدوین: دفتر حقوقی و امور مجلس، تهران ۱۳۷۹ش.
(۱۰) مرتضی بروجردی، المستند فی شرح العروة الوثقی: الصلاة، تقریرات درس آیت الله خویی، در موسوعة الامام الخوئی، ج ۲۰، قم: مؤسسة احیاء آثارالامام الخوئی، ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
(۱۱) منصوربن یونس بهوتی حنبلی، کشّاف القناع عن متن الاقناع، چاپ محمدحسن شافعی، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
(۱۳) احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، بیروت: دارالفکر.
(۱۴) محمدبن عیسی ترمذی، سنن الترمذی و هوالجامع الصحیح، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۱۵) توحید المفضّل، املاء الامام ابی عبدالله الصادق علیه‌السلام علی المفضّل بن عمر الجعفی، علق علیه کاظم مظفر، بیروت: مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۱۶) حرّعاملی، وسائل الشیعة.
(۱۷) محمدبن محمد حطاب، مواهب الجلیل لشرح مختصر خلیل، چاپ زکریا عمیرات، بیروت ۱۴۱۶/۱۹۹۵.
(۱۸) خلیل بن احمد، کتاب العین، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۹.
(۱۹) سیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور.
(۲۰) محمد شوکانی، فتح القدیر، بیروت: داراحیاءالتراث العربی.
(۲۱) زین الدین بن علی شهیدثانی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹.
(۲۲) طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن.
(۲۳) طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن.
(۲۴) فخرالدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین، چاپ احمد حسینی، تهران ۱۳۶۲ش.
(۲۵) طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن.
(۲۶) حسن بن یوسف علامه حلّی، قواعدالاحکام، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹.
(۲۷) حسن بن یوسف علامه حلّی، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، مشهد ۱۴۱۲ـ۱۴۲۴.
(۲۸) علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، نهج البلاغة، چاپ صبحی صالح، قاهره ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
(۲۹) محمد فاضل لنکرانی، جامع المسائل، قم ۱۳۸۰ش.
(۳۰) محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، قاهره، چاپ افست تهران.
(۳۱) کلینی، الکافی.
(۳۲) علی بن حسام الدین متقی، کنزالعُمّال فی سنن الاقوال و الافعال، چاپ بکری حیانی و صفوة سقا، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
(۳۳) مجلسی، بحارالانوار.
(۳۴) جعفربن حسن محقق حلّی، المعتبر فی شرح المختصر، ج ۱، قم ۱۳۶۴ش.
(۳۵) محمدنجیب مطیعی، التکملة الثانیة، المجموع: شرح المُهَذّب، در یحیی بن شرف نووی، المجموع: شرح المُهَذّب، ج ۱۳ـ۲۰، بیروت: دارالفکر.
(۳۶) احمدبن محمد مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، چاپ مجتبی عراقی، علی پناه اشتهاردی، و حسین یزدی اصفهانی، قم، ج۱۰، ۱۴۱۲، ج ۱۱، ۱۴۱۴.
(۳۷) ناصر مکارم شیرازی، استفتائات جدید، گردآوری ابوالقاسم علیان نژادی، قم ۱۳۸۵ش.
(۳۹) حسینعلی منتظری، احکام پزشکی: مطابق با فتاوای فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری، تهران ۱۳۸۱ش.
(۴۰) محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت ۱۹۸۱.
(۴۱) یحیی بن شرف نووی، المجموع: شرح المُهَذّب، بیروت: دارالفکر.
(۴۲) استفان باستاک، باغ وحش و حقوق حیوانات: اخلاق از حیوانات نگهداری، لندن ۲۰۰۴.
(۴۳) جردن کورنات، حیوانات و قانون، سانتا باربارا، کالیفرنیا، ۲۰۰۱.
(۴۴) دایرة المعارف حقوق و سلامت حیوانات، وست پورت ۱۹۹۸.
(۴۵) لیزا یانت، حقوق حیوانات، نیویورک ۲۰۰۴.

پانویس[ویرایش]
 
۱. خلیل بن احمد، کتاب العین، ذیل حی، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۹.
۲. ابن منظور، لسان العرب، ذیل حی.
۳. فخرالدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین، ذیل «حی»، چاپ احمد حسینی، تهران ۱۳۶۲ش.
۴. جواهر الکلام ج۳۶،ص ۲۴۱- ۲۴۳.    
۵. مستند الشیعة ج۱۵،ص ۵۹- ۶۶.    
۶. جواهرالکلام ج۳۶،ص۲۹۷.    
۷. جواهرالکلام ج۳۶،ص ۲۶۴- ۲۶۵.    
۸. جواهرالکلام ۳۶،ص ۲۹۴.    
۹. جواهرالکلام ج۳۶،ص۲۹۶.    
۱۰. جواهرالکلام ج۳۶،ص ۲۷۱- ۲۷۳.    
۱۱. جواهرالکلام ج۵،ص ۳۶۶.    
۱۲. منتهی المطلب ج۳،ص ۲۲۵.    
۱۳. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۶۴.    
۱۴. بقره/سوره۲، آیه۱۶۴.    
۱۵. مائده/سوره۵، آیه۱.    
۱۶. انعام/سوره۶، آیه۱۴۲.    
۱۷. نحل/سوره۱۶، آیه۵.    
۱۸. نحل/سوره۱۶، آیه۷۹.    
۱۹. حج/سوره۲۲، آیه۱۸.    
۲۰. حج/سوره۲۲، آیه۲۸.    
۲۱. نور/سوره۲۴، آیه۴۱.    
۲۲. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۶۰.    
۲۳. فاطر/سوره۳۵، آیه۲۸.    
۲۴. غافر/سوره۴۰، آیه۷۹.    
۲۵. بقره/سوره۲، آیه۶۷۷۰.    
۲۶. انعام/سوره۶، آیه۱۴۴.    
۲۷. انعام/سوره۶، آیه۱۴۶.    
۲۸. انبیاء/سوره۲۱، آیه۷۸.    
۲۹. بقره/سوره۲، آیه۲۵۹.    
۳۰. نحل/سوره۱۶، آیه۸.    
۳۱. اعراف/سوره۷، آیه۱۷۶.    
۳۲. بقره/سوره۲، آیه۱۷۳.    
۳۳. مائده/سوره۵، آیه۳.    
۳۴. یوسف/سوره۱۲، آیه۱۳۱۴.    
۳۵. بقره/سوره۲، آیه۶۵.    
۳۶. مائده/سوره۵، آیه۶۰.    
۳۷. کهف/سوره۱۸، آیه۶۱.    
۳۸. کهف/سوره۱۸، آیه۶۳.    
۳۹. اعراف/سوره۷، آیه۱۳۳.    
۴۰. حج/سوره۲۲، آیه۷۳.    
۴۱. مائده/سوره۵، آیه۳۱.    
۴۲. نمل/سوره۲۷، آیه۲۰.    
۴۳. انعام/سوره۶، آیه۱۴۴.    
۴۴. اعراف/سوره۷، آیه۴۰.    
۴۵. اعراف/سوره۷، آیه۷۳.    
۴۶. یوسف/سوره۱۲، آیه۶۵.    
۴۷. یوسف/سوره۱۲، آیه۷۲.    
۴۸. واقعه/سوره۵۶، آیه۵۵.    
۴۹. تکویر/سوره۸۱، آیه۴.    
۵۰. نساء/سوره۴، آیه۱۱۹.    
۵۱. مائده/سوره۵، آیه۱۰۳.    
۵۲. انعام/سوره۶، آیه۱۳۸۱۳۹.    
۵۳. بقره/سوره۲، آیه۱۶۴.    
۵۴. نحل/سوره۱۶، آیه۶۶.    
۵۵. نحل/سوره۱۶، آیه۶۹.    
۵۶. شوری/سوره۴۲، آیه۲۹.    
۵۷. جاثیه/سوره۴۵، آیه ۴.    
۵۸. غاشیه/سوره۸۸، آیه ۱۷.    
۵۹. انعام/سوره۶، آیه۱۴۲.    
۶۰. نحل/سوره۱۶، آیه۵ ۸.    
۶۱. نحل/سوره۱۶، آیه۶۶.    
۶۲. نحل/سوره۱۶، آیه۶۸۶۹.    
۶۳. نحل/سوره۱۶، آیه۸۰.    
۶۴. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۲۱.    
۶۵. یس/سوره۳۶، آیه۷۱۷۳.    
۶۶. بقره/سوره۲، آیه۲۶۰.    
۶۷. نمل/سوره۲۷، آیه۱۸.    
۶۸. نمل/سوره۲۷، آیه۲۰۲۸.    
۶۹. فیل/سوره۱۰۵، آیه۱۵.    
۷۰. بقره/سوره۲، آیه۱۷۱.    
۷۱. اعراف/سوره۷، آیه۱۷۵۱۷۶.    
۷۲. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۴۱.    
۷۳. جمعه/سوره۶۲، آیه۵.    
۷۴. اسراء/سوره۱۷، آیه۴۴.    
۷۵. حج/سوره۲۲، آیه۱۸.    
۷۶. نور/سوره۲۴، آیه۴۱.    
۷۷. ص/سوره۳۸، آیه۱۸۱۹.    
۷۸. طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ذیل حدید: ۱.
۷۹. ابن جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، ذیل اسراء: ۴۴، چاپ محمدبن عبدالرحمان عبدالله، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۸۰. محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ذیل اسراء: ۴۴، قاهره، چاپ افست تهران.
۸۱. محمد شوکانی، فتح القدیر، ج۵، ص۱۶۵، بیروت: داراحیاءالتراث العربی.
۸۲. کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۵۰ ۵۵۱.    
۸۳. سیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، ذیل اسراء: ۴۴.
۸۴. مجلسی، بحارالانوار، ج۶۱، ص۲۴ ۲۵.    
۸۵. نمل/سوره۲۷، آیه۱۶.    
۸۶. طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ذیل نمل: ۱۶.
۸۷. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، ذیل نمل: ۱۶.
۸۸. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ذیل نمل: ۱۶، بیروت ۱۴۱۲.
۸۹. طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ذیل نمل: ۱۶.
۹۰. کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۵۱۵۵۲.    
۹۱. مجلسی، بحارالانوار، ج۴۲، ص۵۶.    
۹۲. مجلسی، بحارالانوار، ج۶۱، ص۲۷۲۹.    
۹۳. مجلسی، بحارالانوار، ج۶۱، ص۳۵۳۹.    
۹۴. طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ذیل انعام: ۳۸.
۹۵. سیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، ذیل انعام: ۳۸.
۹۶. ابن حنبل، مسند الامام احمدبن حنبل، ج۵، ص۱۶۲، بیروت: دارصادر.
۹۷. کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۳۹.    
۹۸. کلینی، الکافی، ج۸، ص۲۴۶.    
۹۹. حرّعاملی، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۴۷۹ـ۴۸۱.
۱۰۰. ابن قدامه، المغنی، ج۵، ص۳۹۳، چاپ افست بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۰۱. احمدبن محمد مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، ج۱۰، ص۳۱۸، قم، ج۱۰، ۱۴۱۲، ج ۱۱، ۱۴۱۴.
۱۰۲. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۳۷، ص۸۱، بیروت ۱۹۸۱.
۱۰۳. علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، نهج البلاغة، چاپ صبحی صالح، قاهره ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۰۴. توحید المفضّل، املاء الامام ابی عبدالله الصادق علیه‌السلام علی المفضّل بن عمر الجعفی، مجلس ۲، علق علیه کاظم مظفر، بیروت: مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۰۵. العروة الوثقی‌ ج۱،ص ۱۱۹.    
۱۰۶. مستمسک العروة ج۱،ص ۲۶۸- ۲۷۲.    
۱۰۷. التنقیح (الطهارة) ج۱،ص ۴۵۵- ۴۶۰.    
۱۰۸. التنقیح (الطهارة) ج۱،ص ۴۴۵.    
۱۰۹. التنقیح (الطهارة) ج۱،ص ۴۴۷.    
۱۱۰. التنقیح (الطهارة) ج۱،ص ۴۶۱.    
۱۱۱. جواهر الکلام ج۳۱،ص ۳۹۴- ۳۹۶.    
۱۱۲. جواهر الکلام ج۲۷،ص ۱۷۲- ۱۷۴.    
۱۱۳. جواهر الکلام ج۳۶،ص ۷- ۸.    
۱۱۴. جواهر الکلام ج۲۰،ص ۲۹۳- ۲۹۴.    
۱۱۵. جواهر الکلام ج۲۰،ص ۱۷۳.    
۱۱۶. جواهر الکلام، ج۱۸، ص۲۸۶.    
۱۱۷. جواهر الکلام ج۱۸،ص ۲۹۵.    
۱۱۸. جواهر الکلام ج۴۳،ص ۱۲۹- ۱۳۰.    
۱۱۹. محمد فاضل لنکرانی، جامع المسائل، ج۲، ص۵۶۹ـ۵۷۰، قم ۱۳۸۰ش.
۱۲۰. حسینعلی منتظری، احکام پزشکی: مطابق با فتاوای فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری، ج۱، ص۱۵۰ـ۱۵۲، تهران ۱۳۸۱ش.
۱۲۱. ناصر مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ج۳، ص۵۳۱، گردآوری ابوالقاسم علیان نژادی، قم ۱۳۸۵ش.
۱۲۲. حرّعاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۴۸۰.
۱۲۳. زکریا بن محمد انصاری، فتح الوهاب بشرح منهج الطلاب، ج۲، ص۲۵۲، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۸.
۱۲۴. زین الدین بن علی شهیدثانی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، ج۱۲، ص۱۷۶ـ۱۷۷، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹.
۱۲۵. زین الدین بن علی شهیدثانی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، ج۱۵، ص۳۸۳، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹.
۱۲۶. منصوربن یونس بهوتی حنبلی، کشّاف القناع عن متن الاقناع، ج۴، ص۱۶۱ـ۱۶۲، چاپ محمدحسن شافعی، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
۱۲۷. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۳۷، ص۷۶ـ۷۷، بیروت ۱۹۸۱.
۱۲۸. یحیی بن شرف نووی، المجموع: شرح المهذب، ج۲، ص۲۴۵، بیروت: دارالفکر.
۱۲۹. محمدبن محمد حطاب، مواهب الجلیل لشرح مختصر خلیل، ج۱، ص۴۹۰، چاپ زکریا عمیرات، بیروت ۱۴۱۶/۱۹۹۵.
۱۳۰. زین الدین بن علی شهیدثانی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، ج۱، ص۱۱۲، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹.
۱۳۱. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۵، ص۱۱۴ـ۱۱۶، بیروت ۱۹۸۱.
۱۳۲. جعفربن حسن محقق حلّی، المعتبر فی شرح المختصر، ج۱، ص۳۶۸، ج ۱، قم ۱۳۶۴ش.
۱۳۳. حسن بن یوسف علامه حلّی، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، ج۳، ص۲۳ـ۲۴، مشهد ۱۴۱۲ـ۱۴۲۴.
۱۳۴. کلینی، الکافی، ج۶، ص۲۲۳۲۲۵.    
۱۳۵. علی بن حسام الدین متقی، کنزالعُمّال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۱۵، ص۳۷ـ ۴۰، چاپ بکری حیانی و صفوة سقا، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۱۳۶. حرّعاملی، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۵۴۴.
۱۳۷. حرّعاملی، وسائل الشیعة، ج۲۴، ص۱۴۸ـ ۱۴۹.
۱۳۸. علی بن حسام الدین متقی، کنزالعُمّال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۱۵، ص۳۹، چاپ بکری حیانی و صفوة سقا، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۱۳۹. حرّعاملی، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۵۳۶.
۱۴۰. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۴۳، ص۱۳۰، بیروت ۱۹۸۱.
۱۴۱. احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج۹، ص۲۸۰ـ۲۸۱، بیروت: دارالفکر.
۱۴۲. یحیی بن شرف نووی، المجموع: شرح المهذب، ج۹، ص۸۱، بیروت: دارالفکر.
۱۴۳. زین الدین بن علی شهیدثانی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، ج۱۱، ص۴۹۰ـ۴۹۱، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹.
۱۴۴. حرّعاملی، وسائل الشیعة، ج۲۴، ص۴۰ـ۴۱.
۱۴۵. ابن سعید، الجامع للشرائع، ج۱، ص۹۱، قم ۱۴۰۵.
۱۴۶. مرتضی بروجردی، المستند فی شرح العروة الوثقی: الصلاة، ج۱، ص۱۰۸ـ۱۲۰، تقریرات درس آیت الله خویی، قم: مؤسسة احیاء آثارالامام الخوئی، ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
۱۴۷. حسن بن یوسف علامه حلّی، قواعدالاحکام، ج۳، ص۱۱۸، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹.
۱۴۸. زین الدین بن علی شهیدثانی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، ج۵، ص۸۸، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹.
۱۴۹. زین الدین بن علی شهیدثانی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، ج۸، ص۵۰۲، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹.
۱۵۰. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۳۱، ص۳۹۴ـ ۳۹۵، بیروت ۱۹۸۱.
۱۵۱. ابن قدامه، المغنی، ج۵، ص۳۹۲ـ۳۹۳، چاپ افست بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۵۲. حسن بن یوسف علامه حلّی، قواعدالاحکام، ج۳، ص۱۱۸، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹.
۱۵۳. منصوربن یونس بهوتی حنبلی، کشّاف القناع عن متن الاقناع، ج۴، ص۱۰۵ـ۱۰۶، چاپ محمدحسن شافعی، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
۱۵۴. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۳۱، ص۳۹۶، بیروت ۱۹۸۱.
۱۵۵. احمدبن محمد مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، ج۱۱، ص۲۸۳ـ۲۸۴، قم، ج۱۰، ۱۴۱۲، ج ۱۱، ۱۴۱۴.
۱۵۶. حرّعاملی، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۴۷۲.    
۱۵۷. حرّعاملی، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۵۰۸.
۱۵۸. مجلسی، بحارالانوار، ج۶۱، ص۱۷۷.    
۱۵۹. علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، نهج البلاغة، چاپ صبحی صالح، قاهره ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۶۰. ۳۷۵، ابن حنبل، ج۲، ص۲۲۲ـ۲۲۳، مسند الامام احمدبن حنبل، بیروت: دارصادر.
۱۶۱. حرّعاملی، وسائل الشیعة، ج۹، ص۴۰۸ـ۴۰۹.
۱۶۲. مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۵۲.    
۱۶۳. محمدبن عیسی ترمذی، سنن الترمذی و هوالجامع الصحیح، ج۳، ص۱۲۶، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۶۴. حرّعاملی، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۴۷۸ـ۴۸۹.
۱۶۵. حرّعاملی، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۵۲۲ـ۵۲۳.
۱۶۶. حرّعاملی، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۵۴۰ـ۵۴۴.
۱۶۷. مجلسی، بحارالانوار، ج۱۷، ص۴۰۰.    
۱۶۸. مجلسی، بحارالانوار، ج۱، ص۲۲۳۲۲۵.    
۱۶۹. محمدنجیب مطیعی، التکملة الثانیة، ج۱۸، ص۳۲۰، المجموع: شرح المُهَذّب، در یحیی بن شرف نووی، المجموع: شرح المُهَذّب، ج ۱۳ـ۲۰، بیروت: دارالفکر.
۱۷۰. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۳۱، ص۳۹۶ـ۳۹۷، بیروت ۱۹۸۱.
۱۷۱. علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، نهج البلاغة، چاپ صبحی صالح، قاهره ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۷۲. ابن قدامه، المغنی، ج۹، ص۳۱۰ـ ۳۱۸، چاپ افست بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۷۳. حسن بن یوسف علامه حلّی، قواعدالاحکام، ج۳، ص۱۱۸، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹.
۱۷۴. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۳۱، ص۳۹۵ـ۳۹۶، بیروت ۱۹۸۱.
۱۷۵. احمدبن محمد مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، ج۱۰، ص۲۸۷ـ۲۸۹، قم، ج۱۰، ۱۴۱۲، ج ۱۱، ۱۴۱۴.
۱۷۶. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۲۷، ص۱۱۱، بیروت ۱۹۸۱.
۱۷۷. کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۵۱۵۵۲.    
۱۷۸. حرّعاملی، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۵۰۹ـ۵۲۱.
۱۷۹. حرّعاملی، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۵۲۳ـ ۵۳۱.
۱۸۰. حرّعاملی، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۵۳۷ـ۵۴۰.
۱۸۱. مجلسی، بحارالانوار، ج۶۱، ص۱۲۹۱۳۳.    
۱۸۲. دایرة المعارف حقوق و سلامت حیوانات، ذیل "Animal rights"، وست پورت ۱۹۹۸.
۱۸۳. لیزا یانت، حقوق حیوانات، ص۳،نیویورک ۲۰۰۴.
۱۸۴. لیزا یانت، حقوق حیوانات، ص۱۱-۱۲، نیویورک ۲۰۰۴.
۱۸۵. استفان باستاک، باغ وحش و حقوق حیوانات: اخلاق از حیوانات نگهداری، ج۱، ص۳۷ـ۴۱، لندن ۲۰۰۴.
۱۸۶. دایرة المعارف حقوق و سلامت حیوانات، ذیل "Law and animals"، وست پورت ۱۹۹۸.
۱۸۷. لیزا یانت، حقوق حیوانات، ص۹، نیویورک ۲۰۰۴.
۱۸۸. جردن کورنات، حیوانات و قانون، ج۱، ص۲، سانتا باربارا، کالیفرنیا، ۲۰۰۱.
۱۸۹. لیزا یانت، حقوق حیوانات، ص۱۳۸-۲۱۶، نیویورک ۲۰۰۴.
۱۹۰. قوانین و احکام ایران، مجموعه قوانین و مقررات حفاظت محیط زیست، ج۱، ص۲۹ـ۳۷، تدوین: دفتر حقوقی و امور مجلس، تهران ۱۳۷۹ش.
۱۹۱. قوانین و احکام ایران، مجموعه قوانین و مقررات حفاظت محیط زیست، ج۱، ص۱۱۹ـ۱۲۴، تدوین: دفتر حقوقی و امور مجلس، تهران ۱۳۷۹ش.
۱۹۲. قوانین و احکام ایران، مجموعه قوانین و مقررات حفاظت محیط زیست، ج۱، ص۴۸۲ـ۴۸۴، تدوین: دفتر حقوقی و امور مجلس، تهران ۱۳۷۹ش.
۱۹۳. قوانین و احکام ایران، مجموعه قوانین و مقررات حفاظت محیط زیست، ج۲، ص۶۶ـ ۷۳، تدوین: دفتر حقوقی و امور مجلس، تهران ۱۳۷۹ش.
۱۹۴. قوانین و احکام ایران، مجموعه قوانین و مقررات حفاظت محیط زیست، ج۲، ص۱۰۶ـ۱۳۰، تدوین: دفتر حقوقی و امور مجلس، تهران ۱۳۷۹ش.


منابع[ویرایش]
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج‌۳،ص ۴۰۷- ۴۱۰.    
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «حیوان»، شماره۶۷۰۳.    







جعبه‌ابزار