حکم دعا (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



یکی از وسائل ارتباط بندگان با خدا مساله دعا و نیایش است. در قرآن احکام و آداب دعا کردن بیان شده است. در این مقاله آیات مرتبط با حکم دعا کردن معرفی می‌شوند.

فهرست مندرجات

۱ - استحباب دعا
۲ - حکم آداب دعا
       ۲.۱ - اخلاص
       ۲.۲ - استغفار
       ۲.۳ - اشاره با انگشت
       ۲.۴ - اظهار ایمان
       ۲.۵ - اظهار توحید
       ۲.۶ - اظهار عبودیت
       ۲.۷ - اعتدال در صدا
       ۲.۸ - اقرار به گناه
       ۲.۹ - التجا به ربوبیت خدا
       ۲.۱۰ - بالا بردن دست‌
       ۲.۱۱ - تسبیح خدا
       ۲.۱۲ - توجّه به صفات کمالی خدا
              ۲.۱۲.۱ - صفات حسنای خداوند
              ۲.۱۲.۲ - صفات کمالی خداوند
       ۲.۱۳ - توکّل‌
       ۲.۱۴ - خفا
       ۲.۱۵ - خوف و رجا
       ۲.۱۶ - دعا برای دیگران‌
       ۲.۱۷ - ذکر نعمتها
       ۲.۱۸ - اوقات دعا
              ۲.۱۸.۱ - صبحگاهان و شامگاهان
              ۲.۱۸.۲ - نیمه شب
              ۲.۱۸.۳ - تعقیبات نماز
              ۲.۱۸.۴ - پس از فراغ از عبادات
۳ - دعا برای آخرت‌
       ۳.۱ - برخورداری از حسنه در آخرت
       ۳.۲ - مسکن مناسب در بهشت
۴ - دعا برای اقامه نماز
۵ - دعا برای الحاق به صالحان
۶ - دعا برای امامت
۷ - دعا برای امداد
       ۷.۱ - امداد در برابر تکذیبگران
       ۷.۲ - پیروزی بر دشمن
       ۷.۳ - پیروزی بر مفسدین
۸ - دعا برای امنیت
۹ - دعا برای برکت
۱۰ - دعا برای بهره‌مندی از حکمت
۱۱ - دعا برای بهره‌مندی از رحمت
۱۲ - دعا برای بهره‌مندی از فرزند
۱۳ - دعا برای پادشاهی
۱۴ - دعا برای تحقق وعده خدا
۱۵ - دعا برای تسلیم
۱۶ - دعا برای توبه‌کنندگان
۱۷ - دعا برای توفیق شکر
۱۸ - دعا برای توفیق عمل
۱۹ - دعا برای ثبات قدم
۲۰ - دعا برای حفظ آبرو
۲۱ - دعا برای خوشنامی
۲۲ - دعا برای دنیا
۲۳ - دعا برای رزق
۲۴ - دعا برای رفع کینه
۲۵ - دعا برای زکات دهندگان
۲۶ - دعا برای شر
۲۷ - دعا برای شرح صدر
۲۸ - دعا برای صبر
۲۹ - دعا برای صداقت
۳۰ - دعا برای عفو خدا
۳۱ - دعا برای علم
۳۲ - دعا برای فرزندان
       ۳۲.۱ - دعا برای صلاح فرزند
       ۳۲.۲ - بهره‌مندی فرزندان از نعمتها
۳۳ - دعا برای فرزنددار شدن
۳۴ - دعا برای قبولی اعمال
۳۵ - دعا برای قبولی نذر
۳۶ - دعا برای حضرت محمد
۳۷ - دعا برای منافقان
۳۸ - دعا برای مؤمنان
۳۹ - دعا برای نجات از ظالمان
۴۰ - دعا برای والدین
۴۱ - دعا برای هدایت
       ۴۱.۱ - هدایت به راه صواب
       ۴۱.۲ - هدایت به صراط مستقیم
۴۲ - پانویس
۴۳ - منبع

استحباب دعا

[ویرایش]

استحباب دعا به درگاه خداوند:
۱. «اهدنا الصرط المستقیم؛ ما را به راه راست هدایت فرما.» آیه مزبور دلیل بر مشروعیت و بلکه استحباب دعا است مطلقا.
۲. «و اذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوة الداع اذا دعان فلیستجیبوا لی و لیؤمنوا بی لعلهم یرشدون؛و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند (بگو) من نزدیکم و دعای دعاکننده را به هنگامی که مرا بخواند اجابت می‌کنم پس (آنان) باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند باشد که راه یابند.»
۳. «قل ما یعبؤا بکم ربی لولا دعاؤکم... ؛ بگو اگر دعای شما نباشد پروردگارم هیچ اعتنایی به شما نمی‌کند در حقیقت شما به تکذیب پرداخته‌اید و به زودی ( عذاب بر شما) لازم خواهد شد.»
۴. «امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء و یجعلکم خلفاء الارض اءلـه مع الله قلیلا ما تذکرون؛ یا (کیست) آن کس که درمانده را چون وی را بخواند اجابت می‌کند و گرفتاری را برطرف می‌گرداند و شما را جانشینان این زمین قرار می‌دهد آیا معبودی با خداست چه کم پند می‌پذیرید.
۵. «و قال ربکم ادعونی استجب لکم... ؛ و پروردگارتان فرمود مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم در حقیقت کسانی که از پرستش من کبر می‌ورزند به زودی خوار در دوزخ درمی آیند.»
۶. «فادعوا الله مخلصین له الدین... ؛ پس خدا را پاکدلانه فرا خوانید هر چند ناباوران را ناخوش افتد.»

حکم آداب دعا

[ویرایش]
احکام آداب دعا با توجه به آیات قرآن عبارتند از:

← اخلاص


لزوم اخلاص در دعا:
«و اذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوة الداع اذا دعان فلیستجیبوا لی... ؛ و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند (بگو) من نزدیکم و دعای دعاکننده را به هنگامی که مرا بخواند اجابت می‌کنم پس (آنان) باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند باشد که راه یابند.» و نیز:

← استغفار


مطلوب بودن آغاز به استغفار از گناه در دعا:
۱. «و ما کان قولهم الا ان قالوا ربنا اغفر لنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکـفرین؛ و سخن آنان جز این نبود که گفتند پروردگارا گناهان ما و زیاده روی ما در کارمان را بر ما ببخش و گامهای ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران یاری ده.»
۲. «ربنا اننا سمعنا منادیـا ینادی للایمـن ان ءامنوا بربکم فـامنا ربنا فاغفر لنا ذنوبنا و کفر عنا سیـاتنا و توفنا مع الابرار• ربنا و ءاتنا ما وعدتنا علی رسلک و لا تخزنا یوم القیـمة انک لا تخلف المیعاد؛ پروردگارا ما شنیدیم که دعوتگری به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگار خود ایمان آورید پس ایمان آوردیم پروردگارا گناهان ما را بیامرز و بدیهای ما را بزدای و ما را در زمره نیکان بمیران• پروردگارا و آنچه را که به وسیله فرستادگانت به ما وعده داده‌ای به ما عطا کن و ما را روز رستاخیز رسوا مگردان زیرا تو وعده ات را خلاف نمی‌کنی.»
۳. «قال رب اغفر لی و لاخی و ادخلنا فی رحمتک و انت ارحم الرحمین؛ (موسی) گفت پروردگارا من و برادرم را بیامرز و ما را در (پناه) رحمت خود درآور و تو مهربانترین مهربانانی.»
۴. «و اختار موسی قومه سبعین رجلا لمیقـتنا فلما اخذتهم الرجفة قال رب لو شئت اهلکتهم من قبل وایـی اتهلکنا بما فعل السفهاء منا ان هی الا فتنتک تضل بها من تشاء و تهدی من تشاء انت ولینا فاغفر لنا و ارحمنا وانت خیر الغـفرین؛ و موسی از میان قوم خود هفتاد مرد برای میعاد ما برگزید و چون زلزله آنان را فرو گرفت گفت پروردگارا اگر می‌خواستی آنان را و مرا پیش از این هلاک می‌ساختی آیا ما را به (سزای) آنچه کم خردان ما کرده‌اند هلاک می‌کنی این جز آزمایش تو نیست هر که را بخواهی به وسیله آن گمراه و هر که را بخواهی هدایت می‌کنی تو سرور مایی پس ما را بیامرز و به ما رحم کن و تو بهترین آمرزندگانی.»
۵. «قال رب اغفر لی وهب لی ملکـا لا ینـبغی لاحد من بعدی انک انت الوهاب؛ گفت پروردگارا مرا ببخش و ملکی به من ارزانی دار که هیچ کس را پس از من سزاوار نباشد در حقیقت تویی که خود بسیار بخشنده‌ای.»

← اشاره با انگشت


شايسته بودن دعا، همراه با اشاره انگشت:
«و اذکر اسم ربک و تبتل الیه تبتیلا؛ و نام پروردگار خود را یاد کن و تنها به او بپرداز.»
در روایتی نقل شده از امام صادق علیه‌السلام « تبتل» به اشاره با انگشت هنگام دعا معنا شده است.

← اظهار ایمان


اظهار ایمان قبل از دعا و نیایش، امرى مطلوب:
۱. «الذین یقولون ربنا اننا ءامنا فاغفر لنا ذنوبنا وقنا عذاب النار؛ همان کسانی که می‌گویند پروردگارا ما ایمان آوردیم پس گناهان ما را بر ما ببخش و ما را از عذابآتش نگاه دار.»
۲. «رَبَّنا آمَنَّا بِما أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ؛پروردگارا! به آنچه نازل كردهاي، ايمان آورديم و از فرستاده (تو) پيروي نموديم، ما را در زمره گواهان بنويس!»
۳. «ربنا اننا سمعنا منادیـا ینادی للایمـن ان ءامنوا بربکم فـامنا ربنا فاغفر لنا ذنوبنا وکفر عنا سیـاتنا وتوفنا مع الابرار؛ پروردگارا ما شنیدیم که دعوتگری به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگار خود ایمان آورید پس ایمان آوردیم پروردگارا گناهان ما را بیامرز و بدیهای ما را بزدای و ما را در زمره نیکان بمیران.»
۴. «و اذا سمعوا ما انزل الی الرسول تری اعینهم تفیض من الدمع مما عرفوا من الحق یقولون ربنا ءامنا فاکتبنا مع الشـهدین؛ و چون آنچه را به سوی این پیامبر نازل شده بشنوند می‌بینی بر اثر آن حقیقتی که شناخته‌اند اشک از چشمهایشان سرازیر می‌شود می‌گویند پروردگارا ما ایمان آورده‌ایم پس ما را در زمره گواهان بنویس.»
۵. «انه کان فریق من عبادی یقولون ربنا ءامنا فاغفر لنا وارحمنا وانت خیر الرحمین؛در حقیقت دسته‌ای از بندگان من بودند که می‌گفتند پروردگارا ایمان آوردیم بر ما ببخشای و به ما رحم کن (که) تو بهترین مهربانی.»

← اظهار توحید


شايسته بودن اظهار توحید و گفتن لااله الاالله، همراه با دعا:
«و ذا النون اذ ذهب مغـضبـا فظن ان لن نقدر علیه فنـادی فی الظـلمـت ان لا الـه الا انت سبحـنک انی کنت من الظــلمین؛ و ذوالنون را (یاد کن) آنگاه که خشمگین رفت و پنداشت که ما هرگز بر او قدرتی نداریم تا در (دل) تاریکیها ندا درداد که معبودی جز تو نیست منزهی تو راستی که من از ستمکاران بودم.»
یونس علیه‌السلام هر چند که تصریح به خواسته خود نکرد، و تنها به مساله توحید و تنزیه خدا، و اعتراف به ظلم خود اکتفاء کرد، لیکن با این کلماتش حال درونی خود را، و موقفی را که در آن قرار گرفته بیان داشت، که در معنا درخواست نجات و عاقبت را می‌رساند، خدا هم درخواست او را اجابت نموده، از اندوه و غمی که به وی روی آورده بود نجاتش بداد.

← اظهار عبودیت


اظهار عبودیّت به درگاه خدا، ادبى مناسب براى دعا كردن:
«ایاک نعبد وایاک نستعین•اهدنا الصرط المستقیم؛ (بار الها) تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم• ما را به راه راست هدایت فرما.»

← اعتدال در صدا


لزوم رعايت اعتدال در صدا، هنگام دعا به درگاه الهى:
۱. «قالا ربنا ظـلمنا انفسنا و ان لم تغفر لنا و ترحمنا لنکونن من الخـسرین؛ گفتند پروردگارا ما بر خویشتن ستم کردیم و اگر بر ما نبخشایی و به ما رحم نکنی مسلما از زیانکاران خواهیم بود.»
۲. «و ذا النون اذ ذهب مغـضبـا فظن ان لن نقدر علیه فنـادی فی الظـلمـت ان لا الـه الا انت سبحـنک انی کنت من الظــلمین؛ و ذوالنون را (یاد کن) آنگاه که خشمگین رفت و پنداشت که ما هرگز بر او قدرتی نداریم تا در (دل) تاریکیها ندا درداد که معبودی جز تو نیست منزهی تو راستی که من از ستمکاران بودم.»
۳. «قال رب انی ظـلمت نفسی فاغفر لی فغفر له انه هو الغفور الرحیم؛ گفت پروردگارا من بر خویشتن ستم کردم مرا ببخش پس خدا از او درگذشت که وی آمرزنده مهربان است.»

← اقرار به گناه


اقرار و اعتراف به گناه و ظلم به خويش، هنگام دعا، امرى پسنديده:
۱. «قالا ربنا ظـلمنا انفسنا و ان لم تغفر لنا و ترحمنا لنکونن من الخـسرین؛ گفتند پروردگارا ما بر خویشتن ستم کردیم و اگر بر ما نبخشایی و به ما رحم نکنی مسلما از زیانکاران خواهیم بود.»
۲. «و ذا النون اذ ذهب مغـضبـا فظن ان لن نقدر علیه فنـادی فی الظـلمـت ان لا الـه الا انت سبحـنک انی کنت من الظــلمین؛ و ذوالنون را (یاد کن) آنگاه که خشمگین رفت و پنداشت که ما هرگز بر او قدرتی نداریم تا در (دل) تاریکیها ندا درداد که معبودی جز تو نیست منزهی تو راستی که من از ستمکاران بودم.»
۳. «قال رب انی ظـلمت نفسی فاغفر لی فغفر له انه هو الغفور الرحیم؛ گفت پروردگارا من بر خویشتن ستم کردم مرا ببخش پس خدا از او درگذشت که وی آمرزندهمهربان است.»

← التجا به ربوبیت خدا


توجّه و التجا به ربوبیّت خدا، امرى مطلوب در آداب دعا:
«وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ...؛(و بياد آوريد) هنگامي كه ابراهيم عرض كرد: پروردگارا اين سرزمين را شهر امني قرار ده، و اهل آن را آنها كه ايمان به خدا و روز بازپسين آورده‌ اند از ثمرات (گوناگون) روزي ده (ما اين دعاي ابراهيم را به اجابت رسانديم و مؤ منان را از انواع بركات بهره مند ساختيم)...»
و نیز:

← بالا بردن دست‌


استحباب باز كردن و بالا بردن دستها، هنگام دعا:
«فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءکم و نساءنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکـذبین؛ پس هر که در این (باره) پس از دانشی که تو را (حاصل) آمده با تو محاجه کند بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»
در روایتی نقل شده از امام صادق علیه‌السلام ابتهال به معنای باز کردن دستها و بالا بردن آنها همگام با اشک به هنگام دعا آمده است.

← تسبيح خدا


شايسته بودن تسبیح و تنزیه خداوند، هنگام دعا:
«و ذا النون اذ ذهب مغـضبـا فظن ان لن نقدر علیه فنـادی فی الظـلمـت ان لا الـه الا انت سبحـنک... ؛ فاستجبنا له و نجینـه من الغم و کذلک ننجی المؤمنین؛ و ذوالنون را (یاد کن) آنگاه که خشمگین رفت و پنداشت که ما هرگز بر او قدرتی نداریم تا در (دل) تاریکیها ندا درداد که معبودی جز تو نیست منزهی تو راستی که من از ستمکاران بودم• پس (دعای) او را برآورده کردیم و او را از اندوه رهانیدیم و مؤمنان را (نیز) چنین نجات می‌دهیم».

← توجّه به صفات كمالى خدا


حکم خواندن خداوند به اسماء و صفات عبارت است از:

←← صفات حسنای خداوند


لزوم خواندن خدا به اسما و صفات حُسنا و نيكو:
۱. «و لله الاسماء الحسنی فادعوه بها...؛ و نامهای نیکو به خدا اختصاص دارد پس او را با آنها بخوانید و کسانی را که در مورد نامهای او به کژی می‌گرایند رها کنید زودا که به (سزای) آنچه انجام می‌دادند کیفر خواهند یافت.»
۲. «قل ادعوا الله او ادعوا الرحمـن ‌ایـا ما تدعوا فله الاسماء الحسنی... ؛ بگو خدا را بخوانید یا رحمان را بخوانید هر کدام را بخوانید برای او نامهای نیکوتر است و نمازت را به آواز بلند مخوان و بسیار آهسته اش مکن و میان این (و آن) راهی (میانه) جوی.»

←← صفات کمالی خداوند


توجّه به صفات كمالى خداوند و حمد و ستایش او هنگام دعا، امرى پسنديده:
۱. «ربنا و اجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امة مسلمة لک و ارنا مناسکنا و تب علینا انک انت التواب الرحیم؛ آیا برای هدایتشان کافی نبود که (ببینند) چه نسلها را پیش از آنان نابود کردیم که (اینک آنها) در سراهای ایشان راه می‌روند به راستی برای خردمندان در این (امر) نشانه‌هایی (عبرت انگیز) است.»
۲. «ربنا و ابعث فیهم رسولا منهم یتلوا علیهم ءایـتک و یعلمهم الکتـب و الحکمة و یزکیهم انک انت العزیز الحکیم؛ پروردگارا در میان آنان فرستاده‌ای از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر آنان بخواند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد و پاکیزه شان کند زیرا که تو خود شکست ناپذیر حکیمی.»
۳. «ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب؛ (می‌گویند) پروردگارا پس از آنکه ما را هدایت کردی دلهایمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتی بر ما ارزانی دار که تو خود بخشایشگری.»
۴. «اذ قالت امرات عمرن رب انی نذرت لک ما فی بطنی محررا فتقبل منی انک انت السمیع العلیم؛ چون زن عمران گفت پروردگارا آنچه در شکم خود دارم نذر تو کردم تا آزاد شده (از مشاغل دنیا و پرستشگر تو) باشد پس از من بپذیر که تو خود شنوای دانایی.»
۵. «هنالک دعا زکریا ربه قال رب هب لی من لدنک ذریة طیبة انک سمیع الدعاء؛ آنجا (بود که) زکریا پروردگارش را خواند (و) گفت پروردگارا از جانب خود فرزندی پاک و پسندیده به من عطا کن که تو شنونده دعایی.»
۶. «قال رب اغفر لی ولاخی وادخلنا فی رحمتک وانت ارحم الر حمین؛ (موسی) گفت پروردگارا من و برادرم را بیامرز و ما را در (پناه) رحمت خود درآور و تو مهربانترین مهربانانی.»
۷. «و ایوب اذ نادی ربه انی مسنی الضر وانت ارحم الرحمین؛ و ایوب را (یاد کن) هنگامی که پروردگارش را ندا داد که به من آسیب رسیده است و تویی مهربانترین مهربانان.»
۸. «وزکریا اذ نادی ربه رب لا تذرنی فردا وانت خیر الورثین؛ و زکریا را (یاد کن) هنگامی که پروردگار خود را خواند پروردگارا مرا تنها مگذار و تو بهترین ارث برندگانی.»
۹. «قـل رب احکم بالحق وربنا الرحمـن المستعان علی ما تصفون؛ گفت پروردگارا (خودت) به حق داوری کن و به رغم آنچه وصف می‌کنید پروردگار ما همان بخشایشگر دستگیر.»
۱۰. «انه کان فریق من عبادی یقولون ربنا ءامنا فاغفر لنا وارحمنا وانت خیر الرحمین؛ در حقیقت دسته‌ای از بندگان من بودند که می‌گفتند پروردگارا ایمان آوردیم بر ما ببخشای و به ما رحم کن (که) تو بهترین مهربانی.»
۱۱. «قال رب اغفر لی وهب لی ملکـا لا ینـبغی لاحد من بعدی انک انت الوهاب؛ گفت پروردگارا مرا ببخش و ملکی به من ارزانی دار که هیچ کس را پس از من سزاوار نباشد در حقیقت تویی که خود بسیار بخشنده‌ای.»
۱۲. «ربنا وادخلهم جنـت عدن التی وعدتهم ومن صـلح من ءابائهم وازوجهم وذریـتهم انک انت العزیز الحکیم؛ پروردگارا آنان را در باغهای جاوید که وعده شان داده‌ای با هر که از پدران و همسران و فرزندانشان که به صلاح آمده‌اند داخل کن زیرا تو خود ارجمند و حکیمی.»
۱۳. «والذین جاءو من بعدهم یقولون ربنا اغفر لنا ولاخوننا الذین سبقونا بالایمـن ولاتجعل فی قلوبنا غلا للذین ءامنوا ربنا انک رءوف رحیم؛ و (نیز) کسانی که بعد از آنان ( مهاجران و انصار) آمده‌اند (و) می‌گویند پروردگارا بر ما و بر آن برادرانمان که در ایمان آوردن بر ما پیشی گرفتند ببخشای و در دلهایمان نسبت به کسانی که ایمان آورده‌اند (هیچ گونه) کینه‌ای مگذار پروردگارا راستی که تو رئوف و مهربانی.»
۱۴. «ربنا لا تجعلنا فتنة للذین کفروا واغفر لنا ربنا انک انت العزیز الحکیم؛ پروردگارا ما را وسیله آزمایش (و آماج آزار) برای کسانی که کفر ورزیده‌اند مگردان و بر ما ببخشای که تو خود توانای سنجیده کاری.»
۱۵. «النبی والذین ءامنوا معه نورهم یسعی بین ایدیهم وبایمـنهم یقولون ربنا اتمم لنا نورنـا واغفر لنا انک علی کل شیء قدیر؛‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید به درگاه خدا توبه‌ای راستین کنید امید است که پروردگارتان بدیهایتان را از شما بزداید و شما را به باغهایی که از زیر (درختان) آن جویبارها روان است درآورد در آن روز خدا پیامبر (خود) و کسانی را که با او ایمان آورده بودند خوار نمی‌گرداند نورشان از پیشاپیش آنان و سمت راستشان روان است می‌گویند پروردگارا نور ما را برای ما کامل گردان و بر ما ببخشای که تو بر هر چیز توانایی.»

← توكّل‌


توکّل بر خداوند، هنگام دعا، مطلوب و پسنديده:
«و قال موسی یـقوم ان کنتم ءامنتم بالله فعلیه توکلوا ان کنتم مسلمین• فقالوا علی الله توکلنا ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظــلمین• و نجنا برحمتک من القوم الکـفرین؛ و موسی گفت‌ای قوم من اگر به خدا ایمان آورده‌اید و اگر اهل تسلیمید بر او توکل کنید• پس گفتند بر خدا توکل کردیم پروردگارا ما را برای قوم ستمگر (وسیله) آزمایش قرار مده• و ما را به رحمت خویش از گروه کافران نجات ده.»

← خفا


شايسته بودن دعا در خفا:
۱. «قل من ینجیکم من ظـلمـت البر و البحر تدعونه تضرعـا و خفیة لـئن انجـنا من هـذه لنکونن من الشـکرین؛ بگو چه کسی شما را از تاریکیهای خشکی و دریا می‌رهاند در حالی که او را به زاری و در نهان می‌خوانید که اگر ما را از این ( مهلکه) برهاند البته از سپاسگزاران خواهیم بود.»
۲. «ادعوا ربکم تضرعـا و خفیة انه لا یحب المعتدین؛ پروردگار خود را به زاری و نهانی بخوانید که او از حدگذرندگان را دوست نمی‌دارد.»
۳. «و اذکر ربک فی نفسک تضرعـا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الاصال و لا تکن من الغـفلین؛ و در دل خویش پروردگارت را بامدادان و شامگاهان با تضرع و ترس بی صدای بلند یاد کن و از غافلان مباش.» در این آیه دستور داده شده که خدا را به طور" خفیه " و در پنهانی بخوانید برای این است که از" ریا " دورتر، و به اخلاص نزدیکتر، و توام با تمرکز فکر و حضور قلب باشد. در حدیثی می‌خوانیم که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌ در یکی از غزوات بود، هنگامی که سپاهیان اسلام کنار دره‌ای رسیدند فریاد خود را به" لا اله الا الله"" و الله اکبر" بلند کردند، پیامبر فرمود:«یا ایها الناس اربعوا علی انفسکم اما انکم لا تدعون اصم و لا غائبا انکم تدعون سمیعا قریبا انه معکم؛ای مردم اندکی آرامتر دعا کنید شما شخص کر و غائبی را نمی‌خوانید شما کسی را می‌خوانید که شنوا و نزدیک است و با شما است.»

← خوف و رجا


لزوم خواندن خدا همراه با خوف و رجا:
۱. «... و ادعوه خوفـا و طمعـا ان رحمت الله قریب من المحسنین؛ و در زمین پس از اصلاح آن فساد مکنید و با بیم و امید او را بخوانید که رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است.» نه آن چنان از اعمال خود راضی باشید که گمان کنید هیچ نقطه تاریکی در زندگی شما نیست که این خود عامل عقب گرد و سقوط است، و نه آن چنان مایوس باشید که خود را شایسته عفو خدا و اجابت دعا ندانید که این یاس و نومیدی نیز خاموش کننده همه تلاشها و کوششها است، بلکه با دو بال" بیم" و" امید" به سوی او پرواز کنید، امید به رحمتش و بیم از مسئولیتها و لغزشها.
۲. «فاستجبنا له و وهبنا له یحیی و اصلحنا له زوجه انهم کانوا یسـرعون فی الخیرت و یدعوننا رغبـا و رهبـا و کانوا لنا خـشعین؛ پس (دعای) او را اجابت نمودیم و یحیی را بدو بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته (و آماده حمل) کردیم زیرا آنان در کارهای نیک شتاب می‌نمودند و ما را از روی رغبت و بیم می‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند.»

← دعا براى ديگران‌


مطلوبيّت سهيم كردن ديگران در دعاى خود:
«و اذ قال ابرهیم رب اجعل هـذا بلدا ءامنـا و ارزق اهله من الثمرت من ءامن منهم بالله و الیوم الاخر قال و من کفر فامتعه قلیلا ثم اضطره الی عذاب النار و بئس المصیر؛ و چون ابراهیم گفت پروردگارا این (سرزمین) را شهری امن گردان و مردمش را هر کس از آنان که به خدا و روز بازپسین ایمان بیاورد از فرآورده‌ها روزی بخش فرمود و (لی) هر کس کفر بورزد اندکی برخوردارش می‌کنم سپس او را با خواری به سوی عذاب آتش ( دوزخ) می‌کشانم و چه بد سرانجامی است.» نیز؛

← ذكر نعمتها


پسنديده بودن ذكر نعمتهاى الهى، هنگام دعا و طلب حاجت از خدا:
۱. «رب قد ءاتیتنی من الملک و علمتنی من تاویل الاحادیث فاطر السمـوت و الارض انت ولیی فی الدنیا و الاخرة توفنی مسلمـا و الحقنی بالصــلحین؛ پروردگارا تو به من دولت دادی و از تعبیر خوابها به من آموختی‌ای پدیدآورنده آسمانها و زمین تنها تو در دنیا و آخرت مولای منی مرا مسلمان بمیران و مرا به شایستگان ملحق فرما.»
۲. «الحمد لله الذی وهب لی علی الکبر اسمـعیل و اسحـق ان ربی لسمیع الدعاء؛ سپاس خدای را که با وجود سالخوردگی اسماعیل و اسحاق را به من بخشید به راستی پروردگار من شنونده دعاست.»
۳. «قال رب بما انعمت علی فلن اکون ظهیرا للمجرمین؛ (موسی) گفت پروردگارا به پاس نعمتی که بر من ارزانی داشتی هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود.»

← اوقات دعا


حکم اوقات و زمان‌های دعا کردن عبارتند از:

←← صبحگاهان و شامگاهان


شايسته بودن دعا به درگاه الهى، در صبحگاهان و شامگاهان:
۱. «و لا تطرد الذین یدعون ربهم بالغدوة و العشی یریدون وجهه... ؛ و کسانی را که پروردگار خود را بامدادان و شامگاهان می‌خوانند در حالی که خشنودی او را می‌خواهند مران از حساب آنان چیزی بر عهده تو نیست و از حساب تو (نیز) چیزی بر عهده آنان نیست تا ایشان را برانی و از ستمکاران باشی.»
۲. «و اصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغدوة و العشی یریدون وجهه... ؛ و با کسانی که پروردگارشان را صبح و شام می‌خوانند (و) خشنودی او را می‌خواهند شکیبایی پیشه کن و دو دیده ات را از آنان برمگیر که زیور زندگی دنیا بخواهی و از آن کس که قلبش را از یاد خود غافل ساخته‌ایم و از هوس خود پیروی کرده و (اساس) کارش بر زیاده روی است اطاعت مکن.»

←← نیمه شب


دعا و نيايش به درگاه الهى در نيمه شب، امرى پسنديده:
«انما یؤمن بـایـتنا الذین اذا ذکروا بها خروا سجدا و سبحوا بحمد ربهم و هم لا یستکبرون• تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفـا و طمعـا...؛ تنها کسانی به آیات ما می‌گروند که چون آن (آیات) را به ایشان یادآوری کنند سجده کنان به روی درمی افتند و به ستایش پروردگارشان تسبیح می‌گویند و آنان بزرگی نمی‌فروشند؛ پهلوهایشان از خوابگاهها جدا می‌گردد (و) پروردگارشان را از روی بیم و طمع می‌خوانند و از آنچه روزیشان داده‌ایم انفاق می‌کنند.»

←← تعقیبات نماز


استحباب دعا، پس از نماز (تعقيبات):
«فاذا فرغت فانصب• و الی ربک فارغب؛ پس چون فراغت یافتی به طاعت درکوش؛ و با اشتیاق به سوی پروردگارت روی آور.» آیه یاد شده بر استحباب تعقیبات نماز و دعای پس از نماز دلالت دارد، چنانکه روایاتی نیز بر آن دلالت دارد.

←← پس از فراغ از عبادات


استحباب دعا، پس از فراغ از عبادات:
۱. «و اذ یرفع ابرهیم القواعد من البیت و اسمـعیل ربنا تقبل منا... ؛ و هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه ( کعبه) را بالا می‌بردند (می‌گفتند) ‌ای پروردگار ما از ما بپذیر که در حقیقت تو شنوای دانایی.» دعای ابراهیم و اسماعیل علیهماالسلام پس از بنای کعبه بر مرغوبیت و استحباب دعا پس از هر عمل عبادی دلالت دارد.
۲. «فاذا فرغت فانصب• والی ربک فارغب؛ پس چون فراغت یافتی به طاعت درکوش؛ و با اشتیاق به سوی پروردگارت روی آور.» آیه یاد شده بر استحباب تعقیبات نماز و دعای پس از نماز دلالت دارد، چنانکه روایاتی نیز بر آن دلالت دارد.

دعا براى آخرت‌

[ویرایش]

دعا کردن برای آخرت امری مطلوب و پسندیده است.

← برخورداری از حسنه در آخرت


مطلوب بودن دعا براى برخوردارى از حسنه و نیکی، در آخرت:
۱. «و اکتب لنا فی هـذه الدنیا حسنة و فی الاخرة انا هدنا الیک... ؛ و برای ما در این دنیا نیکی مقرر فرما و در آخرت (نیز) زیرا که ما به سوی تو بازگشته‌ایم فرمود عذاب خود را به هر کس بخواهم می‌رسانم و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است و به زودی آن را برای کسانی که پرهیزگاری می‌کنند و زکات می‌دهند و آنان که به آیات ما ایمان می‌آورند مقرر می‌دارم.»
۲. «و منهم من یقول ربنا ءاتنا فی الدنیا حسنة و فی الاخرة حسنة وقنا عذاب النار• اولـئک لهم نصیب مما کسبوا و الله سریع الحساب؛ و برخی از آنان می‌گویند پروردگارا در این دنیا به ما نیکی و در آخرت (نیز) نیکی عطا کن و ما را از عذاب آتش (دور) نگه دار؛ آنانند که از دستاوردشان بهره‌ای خواهند داشت و خدا زودشمار است.»

← مسکن مناسب در بهشت


مطلوب بودن دعا براى جا و مسکن مناسب، در بهشت:
«و ضرب الله مثلا للذین ءامنوا امرات فرعون اذ قالت رب ابن لی عندک بیتـا فی الجنة... ؛ و برای کسانی که ایمان آورده‌اند خدا همسر فرعون را مثل آورده آنگاه که گفت پروردگارا پیش خود در بهشت خانه‌ای برایم بساز و مرا از فرعون و کردارش نجات ده و مرا از دست مردم ستمگر برهان.»

دعا براى اقامه نماز

[ویرایش]

مطلوب بودن دعا براى توفیق اقامه نماز، به وسيله خود و فرزندان:
«رب اجعلنی مقیم الصلوة و من ذریتی ربنا... ؛ پروردگارا مرا برپادارنده نماز قرار ده و از فرزندان من نیز پروردگارا و دعای مرا بپذیر.»

دعا براى الحاق به صالحان

[ویرایش]

شايسته بودن دعا براى ملحق شدن به صالحان و نیکان:
۱. «رب... فاطر السمـوت و الارض انت ولیی فی الدنیا و الاخرة توفنی مسلمـا و الحقنی بالصــلحین؛ پروردگارا تو به من دولت دادی و از تعبیر خواب‌ها به من آموختی‌ای پدیدآورنده آسمان‌ها و زمین تنها تو در دنیا و آخرت مولای منی مرا مسلمان بمیران و مرا به شایستگان ملحق فرما.»
۲. «رب هب لی حکمـا و الحقنی بالصــلحین؛ پروردگارا به من دانش عطا کن و مرا به صالحان ملحق فرمای.»
۳. «فتبسم ضاحکـا من قولها و قال رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی ولدی و ان اعمل صــلحـا ترضـه و ادخلنی برحمتک فی عبادک الصــلحین؛ (سلیمان) از گفتار او دهان به خنده گشود و گفت پروردگارا در دلم افکن تا نعمتی را که به من و پدر و مادرم ارزانی داشته‌ای سپاس بگزارم و به کار شایسته‌ای که آن را می‌پسندی بپردازم و مرا به رحمت خویش در میان بندگان شایسته‌ات داخل کن.»

دعا براى امامت

[ویرایش]

مطلوبيت دعا، براى امامت بر متقین:
«و الذین یقولون ربنا هب لنا من ازوجنا و ذریـتنا قرة اعین و اجعلنا للمتقین اماما؛ و کسانی‌اند که چون به آیات پروردگارشان تذکر داده شوند کر و کور روی آن نمی‌افتند.»

دعا براى امداد

[ویرایش]

از مواردی که دعاکردن مطلوب است دعا برای امداد است.

← امداد در برابر تکذیبگران


شايسته بودن دعا براى جلب امداد الهى، در برابر تکذیبگران و حق‌ناپذيران:
۱. «قال رب انصرنی بما کذبون؛ (نوح) گفت پروردگارا از آن روی که دروغگویم خواندند مرا یاری کن.»
۲. «قال رب انصرنی بما کذبون؛ گفت پروردگارا از آن روی که مرا دروغگویم خواندند یاریم کن.»

← پیروزی بر دشمن


مطلوبيّت دعا براى جلب امداد خداوند، جهت پیروزی بر دشمن:
۱. «و لما برزوا لجالوت و جنوده قالوا ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکـفرین؛ و هنگامی که با جالوت و سپاهیانش روبرو شدند گفتند پروردگارا بر (دلهای) ما شکیبایی فرو ریز و گامهای ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز فرمای.»
۲. « ربنا... انت مولـنا فانصرنا علی القوم الکـفرین؛ خداوند هیچ کس را جز به قدر توانایی اش تکلیف نمی‌کند. آنچه (از خوبی) به دست آورده به سود او، و آنچه (از بدی) به دست آورده به زیان اوست. پروردگارا، اگر فراموش کردیم یا به خطا رفتیم بر ما مگیر، پروردگارا، هیچ بار گرانی بر (دوش) ما مگذار؛ همچنانکه بر (دوش) کسانی که پیش از ما بودند نهادی، پروردگارا، و آنچه تاب آن نداریم بر ما تحمیل مکن؛ و از ما درگذر؛ و ما را ببخشای و بر ما رحمت آور؛ سرور ما تویی؛ پس ما را بر گروه کافران پیروز کن.»
۳. «و کاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر فما و هنوا لما اصابهم فی سبیل الله و ما ضعفوا و ما استکانوا و الله یحب الصابرین؛و ما کان قولهم الا ان قالوا ربنا... و انصرنا علی القوم الکـفرین؛ و چه بسيار پيامبرانى كه همراه او توده‌هاى انبوه كارزار كردند و در برابر آنچه در راه خدا بديشان رسيد سستى نورزيدند و ناتوان نشدند و تسليم (دشمن) نگرديدند و خداوند شكيبايان را دوست دارد ؛ و سخن آنان جز این نبود که گفتند پروردگارا گناهان ما و زیاده روی ما در کارمان را بر ما ببخش و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران یاری ده.»

← پیروزی بر مفسدین


شايسته بودن دعا، براى پيروزى بر مفسدان:
«قال رب انصرنی علی القوم المفسدین؛ و به یقین کسانی را که پیش از اینان بودند آزمودیم تا خدا آنان را که راست گفته‌اند معلوم دارد و دروغگویان را (نیز) معلوم دارد.»

دعا براى امنيت

[ویرایش]

استحباب دعا به درگاه خدا، براى بهره‌مندى از امنیّت:
۱. «و اذ قال ابراهیم رب اجعل هـذا بلدا ءامنـا... ؛ و چون ابراهیم گفت پروردگارا این (سرزمین) را شهری امن گردان و مردمش را هر کس از آنان که به خدا و روز بازپسین ایمان بیاورد از فرآورده‌ها روزی بخش فرمود و (لی) هر کس کفر بورزد اندکی برخوردارش می‌کنم سپس او را با خواری به سوی عذاب آتش ( دوزخ) می‌کشانم و چه بد سرانجامی است.» حضرت ابراهیم علیه‌السلام نخست تقاضای" امنیت " و سپس درخواست" مواهب اقتصادی " می‌کند، و این خود اشاره‌ای است به این حقیقت که تا امنیت در شهر یا کشوری حکمفرما نباشد فراهم کردن یک اقتصاد سالم ممکن نیست!.
۲. «و اذ قال ابرهیم رب اجعل هـذا البلد ءامنـا... ؛ و (یاد کن) هنگامی را که ابراهیم گفت پروردگارا این شهر را ایمن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بتان دور دار.» و مقصود از امنیتی که آن حضرت ابراهیم علیه‌السلام درخواست کرده امنیت تشریعی است، نه تکوینی.و مقصود این است که قانونی امنیت این شهر را تضمین کند، نه اینکه هر که خواست امنیت آن را بر هم زند- مثلا- دستش بخشکد، و همین امنیت- بر خلاف آنچه شاید بعضی توهم کرده باشند- نعمت بسیار بزرگی و بلکه از بزرگترین نعمتهایی است که خداوند بر بندگان خود انعام کرده است.

دعا براى بركت

[ویرایش]

استحباب دعا براى برخوردارى از مكان و سرزمينهاى با برکت:
«و قل رب انزلنی منزلا مبارکـا و انت خیر المنزلین؛ و بگو پروردگارا مرا در جایی پر برکت فرود آور (که) تو نیکترین مهمان نوازانی.»

دعا براى بهره‌مندى از حكمت

[ویرایش]

شايسته بودن دعا، براى بهره مندى از حکمت:
«رب هب لی حکمـا... ؛ پروردگارا به من دانش عطا کن و مرا به صالحان ملحق فرمای.» «حکم» به معنای بیان چیزی است که طبق مقتضای باشد.

دعا براى بهره‌مندى از رحمت

[ویرایش]

دعا براى جلب رحمت الهى، امرى مطلوب:
۱. «... ربنا... و ارحمنا انت مولـنا... ؛ خداوند هیچ کس را جز به قدر توانایی‌اش تکلیف نمی‌کند. آنچه (از خوبی) به دست آورده به سود او، و آنچه (از بدی) به دست آورده به زیان اوست. پروردگارا، اگر فراموش کردیم یا به خطا رفتیم بر ما مگیر، پروردگارا، هیچ بار گرانی بر (دوش) ما مگذار؛ همچنانکه بر (دوش) کسانی که پیش از ما بودند نهادی. پروردگارا، و آنچه تاب آن نداریم بر ما تحمیل مکن؛ و از ما درگذر؛ و ما را ببخشای و بر ما رحمت آور؛ سرور ما تویی؛ پس ما را بر گروه کافران پیروز کن.»
۲. «ربنا... و هب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب؛ (می‌گویند) پروردگارا پس از آنکه ما را هدایت کردی دلهایمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتی بر ما ارزانی دار که تو خود بخشایشگری.»
۳. «قالا ربنا... و ان لم تغفر لنا و ترحمنا لنکونن من الخـسرین؛ گفتند پروردگارا ما بر خویشتن ستم کردیم و اگر بر ما نبخشایی و به ما رحم نکنی مسلما از زیانکاران خواهیم بود.»
۴. «و اختار موسی قومه سبعین رجلا لمیقـتنا فلما اخذتهم الرجفة قال رب... و ارحمنا و انت خیر الغـفرین؛ و موسی از میان قوم خود هفتاد مرد برای میعاد ما برگزید و چون زلزله آنان را فرو گرفت گفت پروردگارا اگر می‌خواستی آنان را و مرا پیش از این هلاک می‌ساختی آیا ما را به (سزای) آنچه کم خردان ما کرده‌اند هلاک می‌کنی این جز آزمایش تو نیست هر که را بخواهی به وسیله آن گمراه و هر که را بخواهی هدایت می‌کنی تو سرور مایی پس ما را بیامرز و به ما رحم کن و تو بهترین آمرزندگانی.»
۵. «قال رب... و الا تغفر لی و ترحمنی اکن من الخـسرین؛ گفت پروردگارا من به تو پناه می‌برم که از تو چیزی بخواهم که بدان علم ندارم و اگر مرا نیامرزی و به من رحم نکنی از زیانکاران باشم.»
۶. «اذ اوی الفتیة الی الکهف فقالوا ربنا ءاتنا من لدنک رحمة... رشدا؛ آنگاه که جوانان به سوی غار پناه جستند و گفتند پروردگار ما از جانب خود به ما رحمتی بخش و کار ما را برای ما به سامان رسان.»
۷. «و ایوب اذ نادی ربه... و انت ارحم الرحمین؛ و ایوب را (یاد کن) هنگامی که پروردگارش را ندا داد که به من آسیب رسیده است و تویی مهربانترین مهربانان.»
۸. «انه کان فریق من عبادی یقولون ربنا... و ارحمنا و انت خیر الرحمین؛ در حقیقت دسته‌ای از بندگان من بودند که می‌گفتند پروردگارا ایمان آوردیم بر ما ببخشای و به ما رحم کن (که) تو بهترین مهربانی.»
۹. «و قل رب اغفر و ارحم و انت خیر الرحمین؛ و بگو پروردگارا ببخشای و رحمت کن (که) تو بهترین بخشایندگانی.»
۱۰. «فتبسم ضاحکـا من قولها و قال رب... وادخلنی برحمتک فی عبادک الصــلحین؛ (سلیمان) از گفتار او دهان به خنده گشود و گفت پروردگارا در دلم افکن تا نعمتی را که به من و پدر و مادرم ارزانی داشته‌ای سپاس بگزارم و به کار شایسته‌ای که آن را می‌پسندی بپردازم و مرا به رحمت خویش در میان بندگان شایسته‌ات داخل کن.»

دعا براى بهره‌مندى از فرزند

[ویرایش]

مطلوب بودن دعا، براى بهره‌مندى از فرزندان پاك و شایسته:
۱. «هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ؛در آنجا بود كه زكريا، (با مشاهده آن همه شايستگي در مريم،) پروردگار خويش را خواند و عرض كرد: خداوندا! از طرف خود، فرزند پاكيزهاي (نيز) به من عطا فرما، كه تو دعا را ميشنوي!»
۲. «قالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا ... فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا؛گفت پروردگارا! استخوانم سست شده و شعله پيري تمام سرم را فرا گرفته و من هرگز در دعاي تو از اجابت محروم نمي‌شدم. ... تو به قدرتت جانشيني به من ببخش. كه وارث من و آل يعقوب باشد و او را مورد رضايتت قرار ده.»
۳. «وَ زَكَرِيَّا إِذْ نادى‌ رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ‌ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى‌ ...؛ و زكريا را (به ياد آور) در آن هنگام كه پروردگارش را خواند (و عرض كرد) پروردگار من! مرا تنها مگذار (و فرزند برومندي به من عطا كن) و تو بهترين وارثاني.ما دعاي او را مستجاب كرديم، و يحيي را به او بخشيديم...»
۴. «رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ‌ فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَلِيمٍ؛ پروردگارا! به من از (فرزندان) صالح ببخش.ما او (ابراهيم) را به نوجواني بردبار و پر استقامت بشارت داديم.»

دعا براى پادشاهى

[ویرایش]

جواز دعا براى بهره‌مندى از پادشاهی و حکومت بى‌مانند:
«قال رب اغفر لی وهب لی ملکـا لا ینـبغی لاحد من بعدی انک انت الوهاب؛ گفت پروردگارا مرا ببخش و ملکی به من ارزانی دار که هیچ کس را پس از من سزاوار نباشد در حقیقت تویی که خود بسیار بخشنده‌ای.»

دعا براى تحقق وعده خدا

[ویرایش]

مطلوب بودن دعا، براى تحقق وعده‌هاى الهى:
۱. «ربنا و ءاتنا ما وعدتنا علی رسلک... ؛ پروردگارا و آنچه را که به وسیله فرستادگانت به ما وعده داده‌ای به ما عطا کن و ما را روز رستاخیز رسوا مگردان زیرا تو وعده‌ات را خلاف نمی‌کنی.»
۲. ربنا و ادخلهم جنـت عدن التی و عدتهم و من صـلح من ءابائهم و ازوجهم و ذریـتهم... ؛ پروردگارا آنان را در باغهای جاوید که وعده شان داده‌ای با هر که از پدران و همسران و فرزندانشان که به صلاح آمده‌اند داخل کن زیرا تو خود ارجمند و حکیمی.»

دعا براى تسليم

[ویرایش]

جواز دعا به درگاه خداوند، براى تسلیم بودن در برابر خداوند:
«ربنا و اجعلنا مسلمین لک... ؛ پروردگارا ما را تسلیم (فرمان) خود قرار ده....»
آیه مزبور دلالت دارد که جایز است شخص مسلمان دعا کند خداوند او را مسلمان قرار دهد. این مسلمان قرار دادن یا به اعتبار زیادت اسلام و اخلاص است یا به اعتبار استمرار و آینده.

دعا براى توبه‌كنندگان

[ویرایش]

مطلوب بودن دعا، براى گناهكاران توبه‌كار:
«و ءاخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملا صــلحـا و ءاخر سیئـا عسی الله ان یتوب علیهم... • ... و صل علیهم ان صلوتک سکن لهم و الله سمیع علیم؛ و دیگرانی هستند که به گناهان خود اعتراف کرده و کار شایسته را با (کاری) دیگر که بد است درآمیخته‌اند امید است خدا توبه آنان را بپذیرد...؛ از اموال آنان صدقه‌اى بگير تا به وسيله آن پاك و پاكيزه‌شان سازى و برايشان دعا كن زيرا دعاى تو براى آنان آرامشى است و خدا شنواى داناست .»

دعا براى توفيق شكر

[ویرایش]

شايسته بودن درخواست توفیق از خداوند، براى شکر نعمتهاى او:
۱. «... و قال رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی ولدی... ؛ (سلیمان) از گفتار او دهان به خنده گشود و گفت پروردگارا در دلم افکن تا نعمتی را که به من و پدر و مادرم ارزانی داشته‌ای سپاس بگزارم و به کار شایسته‌ای که آن را می‌پسندی بپردازم و مرا به رحمت خویش در میان بندگان شایسته‌ات داخل کن.»
۲. «و وصینا الانسـن... قال رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی ولدی... ؛ و انسان را (نسبت) به پدر و مادرش به احسان سفارش کردیم ... پروردگارا بر دلم بیفکن تا نعمتی را که به من و به پدر و مادرم ارزانی داشته‌ای سپاس گویم و کار شایسته‌ای انجام دهم که آن را خوش داری و فرزندانم را برایم شایسته گردان...»

دعا براى توفيق عمل

[ویرایش]

شايسته بودن دعا، براى توفيق انجام دادن اعمال صالح:
«و وصینا الانسـن... قال رب اوزعنی... و ان اعمل صــلحـا ترضـه و اصلح لی فی ذریتی انی تبت الیک و انی من المسلمین؛ و انسان را (نسبت) به پدر و مادرش به احسان سفارش کردیم ... می‌گوید پروردگارا بر دلم بیفکن ... و کار شایسته‌ای انجام دهم که آن را خوش داری و فرزندانم را برایم شایسته گردان در حقیقت من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان پذیرانم.»

دعا براى ثبات قدم

[ویرایش]

مطلوبيت دعا براى ثبات قدم، در ميدان جهاد با کافران:
۱. «و لما برزوا لجالوت و جنوده قالوا ربنا... و ثبت اقدامنا... ؛ و هنگامی که با جالوت و سپاهیانش روبرو شدند گفتند پروردگارا... و گام‌های ما را استوار دار ....»
۲. و کاین من نبی قـتل معه ربیون کثیر فما و هنوا لما اصابهم فی سبیل الله و ما ضعفوا و مااستکانوا و الله یحب الصـبرین• و ما کان قولهم الا ان قالوا ربنا... و ثبت اقدامنا... ؛ و چه بسیار پیامبرانی که همراه او توده‌های انبوه کارزار کردند و در برابر آنچه در راه خدا بدیشان رسید سستی نورزیدند و ناتوان نشدند و تسلیم (دشمن) نگردیدند و خداوند شکیبایان را دوست دارد• و سخن آنان جز این نبود که گفتند پروردگارا گناهان ما و زیاده روی ما در کارمان را بر ما ببخش و گامهای ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران یاری ده.»

دعا براى حفظ آبرو

[ویرایش]

شايسته بودن دعا، براى حفظ آبرو در قیامت:
۱. «ربنا... و لا تخزنا یوم القیـمة... ؛ پروردگارا ... و ما را روز رستاخیز رسوا مگردان ....»
۲. «رب... • و لا تخزنی یوم یبعثون• پروردگارا ... و روزی که (مردم) برانگیخته می‌شوند رسوایم مکن.»

دعا براى خوشنامى

[ویرایش]

شايسته بودن دعا، براى خوشنامی در ميان آیندگان:
«رب... • و اجعل لی لسان صدق فی الاخرین؛؛ پروردگارا ... و برای من در (میان) آیندگان آوازه نیکو گذار.»

دعا براى دنيا

[ویرایش]

••• شايسته بودن دعا براى دنیا و بهره‌مندى نيكيها و رفاه در زندگی، در كنار دعا براى آخرت:
۱. «فاذا قضیتم منـسککم فاذکروا الله کذکرکم ءاباءکم او اشد ذکرا فمن الناس من یقول ربنا ءاتنا فی الدنیا و ما له فی الاخرة من خلـق• و منهم من یقول ربنا ءاتنا فی الدنیا حسنة و فی الاخرة حسنة وقنا عذاب النارو چون آداب ویژه حج خود را به جای آوردید همان گونه که پدران خود را به یاد می‌آورید یا با یادکردنی بیشتر خدا را به یاد آورید و از مردم کسی است که می‌گوید پروردگارا به ما در همین دنیا عطا کن و حال آنکه برای او در آخرت نصیبی نیست؛ و برخی از آنان می‌گویند پروردگارا در این دنیا به ما نیکی و در آخرت (نیز) نیکی عطا کن و ما را از عذاب آتش (دور) نگه دار.»
۲. «و اختار موسی قومه سبعین رجلا لمیقـتنا فلما اخذتهم الرجفة قال رب... • و اکتب لنا فی هـذه الدنیا حسنة و فی الاخرة انا هدنا الیک... ؛ و موسی از میان قوم خود هفتاد مرد برای میعاد ما برگزید و چون زلزله آنان را فرو گرفت گفت پروردگارا ... و برای ما در این دنیا نیکی مقرر فرما و در آخرت (نیز) زیرا که ما به سوی تو بازگشته‌ایم ....»

••• شايسته نبودن دعا، تنها براى دنيا، بدون دعا براى آخرت:
«فاذا قضیتم منـسککم فاذکروا الله کذکرکم ءاباءکم او اشد ذکرا فمن الناس من یقول ربنا ءاتنا فی الدنیا وما له فی الاخرة من خلـق؛ و چون آداب ویژه حج خود را به جای آوردید همان گونه که پدران خود را به یاد می‌آورید یا با یادکردنی بیشتر خدا را به یاد آورید و از مردم کسی است که می‌گوید پروردگارا به ما در همین دنیا عطا کن و حال آنکه برای او در آخرت نصیبی نیست.»

دعا براى رزق

[ویرایش]

مطلوبيّت درخواست روزی از خداوند:
۱. «و اذ قال ابرهیم رب اجعل هـذا بلدا ءامنـا و ارزق اهله من الثمرت من ءامن منهم بالله و الیوم الاخر... ؛ و چون ابراهیم گفت پروردگارا این (سرزمین) را شهری امن گردان و مردمش را هر کس از آنان که به خدا و روز بازپسین ایمان بیاورد از فرآورده‌ها روزی بخش....»
۲. «ولا تتمنوا ما فضل الله به بعضکم علی بعض للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب مما اکتسبن و سـلوا الله من فضله... ؛ و زنهار آنچه را خداوند به (سبب) آن بعضی از شما را بر بعضی (دیگر) برتری داده آرزو مکنید برای مردان از آنچه (به اختیار) کسب کرده‌اند بهره‌ای است و برای زنان (نیز) از آنچه (به اختیار) کسب کرده‌اند بهره‌ای است و از فضل خدا درخواست کنید....» از امام صادق علیه‌السلام) روایت شده که خداوند روزی را بین مردم تقسیم کرده است، اما فضل زیادی را قرار داده که بین مردم تقسیم نکرده و این آیه را فرمود: «و سئلوا الله من فضله».
۳. «قال عیسی ابن مریم اللهم ربنا انزل علینا مائدة من السماء تکون لنا عیدا لاولنا وءاخرنا وءایة منک وارزقنا وانت خیر الرزقین؛ عیسی پسر مریم گفت بار الها پروردگارا از آسمان خوانی بر ما فرو فرست تا عیدی برای اول و آخر ما باشد و نشانه‌ای از جانب تو و ما را روزی ده که تو بهترین روزی دهندگانی.»
۴. «ربنا انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع عند بیتک المحرم ربنا... و ارزقهم من الثمرت لعلهم یشکرون؛پروردگارا من (یکی از) فرزندانم را در دره‌ای بی کشت نزد خانه محترم تو سکونت دادم پروردگارا تا نماز را به پا دارند پس دلهای برخی از مردم را به سوی آنان گرایش ده و آنان را از محصولات (مورد نیازشان) روزی ده باشد که سپاسگزاری کنند.»

دعا براى رفع كينه

[ویرایش]

شايسته بودن دعا براى رفع کینه با مؤمنان:
«و الذین جاءو من بعدهم یقولون ربنا... و لاتجعل فی قلوبنا غلا للذین ءامنوا... ؛ و (نیز) کسانی که بعد از آنان (مهاجران و انصار) آمده‌اند (و) می‌گویند پروردگارا ... و در دل‌هایمان نسبت به کسانی که ایمان آورده‌اند (هیچ گونه) کینه‌ای مگذار ....»

دعا براى زكات دهندگان

[ویرایش]

••• مأموريت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله براى دعا به زکات دهندگان، هنگام دريافت آن:
«خذ من امولهم صدقة تطهرهم و تزکیهم بها وصل علیهم... ؛ از اموال آنان صدقه‌ای بگیر تا به وسیله آن پاک و پاکیزه شان سازی و برایشان دعا کن زیرا دعای تو برای آنان آرامشی است....»

••• استحباب دعا براى زكات دهنده (هنگام اخذ زكات):
«خذ من امولهم صدقة تطهرهم و تزکیهم بها وصل علیهم... ؛ از اموال آنان صدقه‌ای بگیر تا به وسیله آن پاک و پاکیزه شان سازی و برایشان دعا کن زیرا دعای تو برای آنان آرامشی است....»

دعا براى شر

[ویرایش]

ناپسند بودن دعا، براى شرّ و عذاب:
۱. «و یدع الانسـن بالشر دعاءه بالخیر و کان الانسـن عجولا؛ و انسان (همان گونه که) خیر را فرا می‌خواند (پیشامد) بد را می‌خواند و انسان همواره شتابزده است.»
۲. «قال یـقوم لم تستعجلون بالسیئة قبل الحسنة... ؛ (صالح) گفت‌ای قوم من چرا پیش از (جستن) نیکی شتابزده خواهان بدی هستید چرا از خدا آمرزش نمی‌خواهید باشد که مورد رحمت قرار گیرید. »

دعا براى شرح صدر

[ویرایش]

مطلوبيّت دعا براى بهره‌مندى از شرح صدر، در تبلیغ رسالت الهى:
«اذهب الی فرعون انه طغی•قال رب اشرح لی صدری؛ به سوی فرعون برو که او به سرکشی برخاسته است• گفت پروردگارا سینه‌ام را گشاده گردان.»

دعا براى صبر

[ویرایش]

شايسته بودن دعا، براى بهره‌مندى از صبر:
۱. «و لما برزوا لجالوت و جنوده قالوا ربنا افرغ علینا صبرا...؛ و هنگامی که با جالوت و سپاهیانش روبرو شدند گفتند پروردگارا بر (دل‌های) ما شکیبایی فرو ریز و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز فرمای.»
۲. «و ما تنقم منا الا ان ءامنا بـایـت ربنا لما جاءتنا ربنا افرغ علینا صبرا...؛ و تو جز برای این ما را به کیفر نمی‌رسانی که ما به معجزات پروردگارمان وقتی برای ما آمد ایمان آوردیم پروردگارا بر ما شکیبایی فرو ریز و ما را مسلمان بمیران.»

دعا براى صداقت

[ویرایش]

مطلوب بودن دعا، براى توفيق صداقت در آغاز و انجام كارها:
«و قل رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق...؛ و بگو پروردگارا مرا (در هر کاری) به طرز درست داخل کن و به طرز درست خارج ساز و از جانب خود برای من تسلطی یاری بخش قرار ده.»

دعا براى عفو خدا

[ویرایش]

شايسته بودن درخواست عفو و گذشت از خداوند:
«... و اعف عنا... ؛ .... و ما را ببخشای ....»

دعا براى علم

[ویرایش]

استحباب دعا، براى ازدياد علم:
«... و قل رب زدنی علمـا؛ ... و بگو پروردگارا بر دانشم بیفزای.»

دعا براى فرزندان

[ویرایش]

جواز دعا براى ذریه:
۱. «وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعِيلُ رَبَّنا ... رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ‌ ...؛ (و نيز بياد آوريد) هنگامي كه ابراهيم و اسماعيل پايه‌ هاي خانه (كعبه) را بالا مي‌بردند (و مي‌گفتند) پروردگارا!... پروردگارا! ما را تسليم فرمان خود قرار ده و از دودمان ما امتي كه تسليم فرمانت باشد به وجود آور.... »آيه، بر جواز دعا براى ذريه دلالت دارد.
۲. «فَلَمَّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى‌ ... وَ إِنِّي سَمَّيْتُها مَرْيَمَ وَ إِنِّي أُعِيذُها بِكَ وَ ذُرِّيَّتَها مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ؛ولي هنگامي كه او را به دنيا آورد، (و او را دختر يافت،) گفت: خداوندا! من او را دختر آوردم ... من او را مريم نام گذاردم، و او و فرزندانش را از (وسوسه‌ هاي) شيطان رانده شده، در پناه تو قرار مي‌دهم. »
۳. «رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقِيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ؛پروردگارا من (یکی از) فرزندانم را در دره‌ای بی کشت نزد خانه محترم تو سکونت دادم پروردگارا تا نماز را به پا دارند پس دلهای برخی از مردم را به سوی آنان گرایش ده و آنان را از محصولات (مورد نیازشان) روزی ده باشد که سپاسگزاری کنند.»

← دعا برای صلاح فرزند


مطلوب بودن دعا براى صلاح فرزندان:
۱.«هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها فَلَمَّا تَغَشَّاها حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفاً فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُما لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ؛او خدائي است كه شما را از نفس واحدي آفريد و همسرش را نيز از جنس او قرار داد تا در كنار او بياسايد سپس هنگامي كه با او نزديكي كرد حملي سبك برداشت كه با وجود آن به كارهاي خود ادامه مي‌داد، و چون سنگين شد، هر دو از خداوند و پروردگار خويش خواستند (كه فرزند صالحي به آنان دهد و عرضه داشتند) اگر فرزند صالحي به ما دهي از شاكران خواهيم بود.»
۲. «وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ؛(به ياد آوريد) زماني را كه ابراهيم گفت پروردگارا اين شهر (مكه) را شهر امني قرار ده و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاهدار. »
۳. «وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا ... وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا؛ و من از بستگانم بعد از خودم بيمناكم (كه حق پاسداري از آئين تو را نگاه ندارند) و همسرم نازا است، تو به قدرتت جانشيني به من ببخش.... و او را مورد رضايتت قرار ده. »
۴. «وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً؛آنها كساني هستند كه مي‌گويند پروردگارا از همسران و فرزندان ما، مايه روشني چشم ما قرار ده و ما را پيشواي پرهيزگاران بنما! »
۵. «رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ‌ فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَلِيمٍ؛ پروردگارا! به من از (فرزندان) صالح ببخش.ما او (ابراهيم) را به نوجواني بردبار و پر استقامت بشارت داديم. »
۶. «وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ‌ ... حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قالَ رَبِ‌ ... وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي‌ ...؛و انسان را سفارش کردیم ... تا زماني كه به كمال قدرت و رشد برسد، و به چهل سالگي وارد گردد، مي‌گويد:... فرزندانم را برایم شایسته گردان...»

← بهره‌مندى فرزندان از نعمتها


شايسته بودن دعا براى بهره‌مندى فرزندان، از مواهب و نعمتها:
«رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقِيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ»پروردگارا من (یکی از) فرزندانم را در دره‌ای بی کشت نزد خانه محترم تو سکونت دادم پروردگارا تا نماز را به پا دارند پس دلهای برخی از مردم را به سوی آنان گرایش ده و آنان را از محصولات (مورد نیازشان) روزی ده باشد که سپاسگزاری کنند.»

دعا براى فرزنددار شدن

[ویرایش]

استحباب دعا، براى فرزنددار شدن:
۱. «هنالک دعا زکریا ربه قال رب هب لی من لدنک ذریة طیبة انک سمیع الدعاء..؛ آنجا (بود که) زکریا پروردگارش را خواند (و) گفت پروردگارا از جانب خود فرزندی پاک و پسندیده به من عطا کن که تو شنونده دعایی.»
۲. «... رب لا تذرنی فردا وانت خیر الورثین؛ و زکریا را (یاد کن) هنگامی که پروردگار خود را خواند پروردگارا مرا تنها مگذار و تو بهترین ارث برندگانی.» برخی گفته‌اند: «آیه یاد شده دلالت دارد که مستحب است به همین صورت یاد شده برای فرزنددار شدن دعا و درخواست کرد.

دعا براى قبولى اعمال

[ویرایش]

مطلوبيت دعا و درخواست از خداوند، جهت قبولى اعمال:
«واذ یرفع ابرهیم القواعد من البیت و اسمـعیل ربنا تقبل منا انک انت السمیع العلیم؛ و هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه (کعبه) را بالا می‌بردند (می‌گفتند) ‌ای پروردگار ما از ما بپذیر که در حقیقت تو شنوای دانایی.»

دعا براى قبولى نذر

[ویرایش]

مطلوب بودن دعا، براى قبولى نذر:
«اذ قالت امرات عمرن رب انی نذرت لک ما فی بطنی محررا فتقبل منی انک انت السمیع العلیم؛ چون زن عمران گفت پروردگارا آنچه در شکم خود دارم نذر تو کردم تا آزاد شده (از مشاغل دنیا و پرستشگر تو) باشد پس از من بپذیر که تو خود شنوای دانایی.»

دعا براى حضرت محمد

[ویرایش]

لزوم فرستادن سلام و صلوات بر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله (در تشهد نماز):
«إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ‌ ...؛خداوند و فرشتگانش بر پيامبر درود مي‌فرستند، اي كساني كه ايمان آورده‌ ايد بر او درود فرستيد....» احتمال دارد كه مقصود از صلوات همان جزء تشهد باشد.

دعا براى منافقان

[ویرایش]

نهى شدن پيامبر صلى‌الله‌عليه‌وآله از دعا براى منافقان:
«و لا تصل علی احد منهم مات ابدا و لا تقم علی قبره انهم کفروا بالله و رسوله و ماتوا و هم فـسقون؛ و هرگز بر هیچ مرده‌ای از آنان نماز مگزار و بر سر قبرش نایست چرا که آنان به خدا و پیامبر او کافر شدند و در حال فسق مردند.»

دعا براى مؤمنان

[ویرایش]

شايسته بودن دعا براى مؤمنان:
۱. «ربنا اغفر لی و لولدی و للمؤمنین یوم یقوم الحساب؛ پروردگارا روزی که حساب برپا می‌شود بر من و پدر و مادرم و بر مؤمنان ببخشای.»
۲. « فافتح بینی و بینهم فتحـا و نجنی و من معی من المؤمنین؛ میان من و آنان فیصله ده و من و هر کس از مؤمنان را که با من است نجات بخش.»
۳. « هو الذی یصلی علیکم و ملـئکته لیخرجکم من الظـلمـت الی النور و کان بالمؤمنین رحیمـا؛ اوست کسی که با فرشتگان خود بر شما درود می‌فرستد تا شما را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی برآورد و به مؤمنان همواره مهربان است.» مراد از «صلاة ملائکة» دعا است.
۴. «الذین یحملون العرش و من حوله یسبحون بحمد ربهم و یؤمنون به و یستغفرون للذین ءامنوا ربنا وسعت کل شیء رحمة و علمـا فاغفرللذین تابوا و اتبعوا سبیلک وقهم عذاب الجحیم؛ کسانی که عرش (خدا) را حمل می‌کنند و آنها که پیرامون آنند به سپاس پروردگارشان تسبیح می‌گویند و به او ایمان دارند و برای کسانی که گرویده‌اند طلب آمرزش می‌کنند پروردگارا رحمت و دانش (تو بر) هر چیز احاطه دارد کسانی را که توبه کرده و راه تو را دنبال کرده‌اند ببخش و آنها را از عذاب آتش نگاه دار.»
۵. «ربنا و ادخلهم جنـت عدن التی و عدتهم و من صـلح من ءابائهم و ازوجهم و ذریـتهم انک انت العزیز الحکیم؛ پروردگارا آنان را در باغهای جاوید که وعده شان داده‌ای با هر که از پدران و همسران و فرزندانشان که به صلاح آمده‌اند داخل کن زیرا تو خود ارجمند و حکیمی.»
۶. « رب اغفر لی و لولدی و لمن دخل بیتی مؤمنـا و للمؤمنین و المؤمنـت... ؛ پروردگارا بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنی که در سرایم درآید و بر مردان و زنان با ایمان ببخشای و جز بر هلاکت ستمگران میفزای.»

دعا براى نجات از ظالمان

[ویرایش]

مطلوبيت درخواست از خداوند، براى نجات از ستمگران:
۱. «... و المستضعفین من الرجال و النساء و الولدن الذین یقولون ربنا اخرجنا من هـذه القریة الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک ولیـا و اجعل لنا من لدنک نصیرا؛ و چرا شما در راه خدا (و در راه نجات) مردان و زنان و کودکان مستضعف نمی‌جنگید همانان که می‌گویند پروردگارا ما را از این شهری که مردمش ستم پیشه‌اند بیرون ببر و از جانب خود برای ما سرپرستی قرار ده و از نزد خویش یاوری برای ما تعیین فرما.»
۲. «فقالوا علی الله توکلنا ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظــلمین؛ پس گفتند بر خدا توکل کردیم پروردگارا ما را برای قوم ستمگر (وسیله) آزمایش قرار مده.» امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) در مورد آیه یاد شده فرموده‌اند: «پروردگارا، گروه ستمگران را بر ما مسلط مکن که ما را وسیله آزمایش آنان قرار دهی.
۳. «فخرج منها خائفـا یترقب قال رب نجنی من القوم الظــلمین؛ موسی ترسان و نگران از آنجا بیرون رفت (در حالی که می) گفت پروردگارا مرا از گروه ستمکاران نجات بخش.»

دعا براى والدين

[ویرایش]

استحباب دعاى فرزند، براى والدین خود:
۱. «ربنا اغفر لی و لولدی... یوم یقوم الحساب؛ پروردگارا روزی که حساب برپا می‌شود بر من و پدر و مادرم و بر مؤمنان ببخشای.»
۲. «و اخفض لهما جناح الذل من الرحمة و قل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا؛ و از سر مهربانی بال فروتنی بر آنان بگستر و بگو پروردگارا آن دو را رحمت کن چنانکه مرا در خردی پروردند.»
۳. «رب اغفر لی و لولدی... ؛ پروردگارا بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنی که در سرایم درآید و بر مردان و زنان با ایمان ببخشای و جز بر هلاکت ستمگران میفزای.»

دعا براى هدايت

[ویرایش]

مطلوب بودن دعا، براى بهره‌مندى از هدایت الهى:
۱. «ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا... ؛ (می‌گویند) پروردگارا پس از آنکه ما را هدایت کردی دلهایمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتی بر ما ارزانی دار که تو خود بخشایشگری.»
۲. «اذ اوی الفتیة الی الکهف فقالوا ربنا ءاتنا من لدنک رحمة و هیئ لنا من امرنا رشدا؛ آنگاه که جوانان به سوی غار پناه جستند و گفتند پروردگار ما از جانب خود به ما رحمتی بخش و کار ما را برای ما به سامان رسان.»

← هدایت به راه صواب


مطلوب بودن دعا براى هدايت شدن به نزديك‌ترين راه رسيدن به صواب:
«... و قل عسی ان یهدین ربی لاقرب من هـذا رشدا؛ و برای او میوه فراوان بود پس به رفیقش در حالی که با او گفت و گو می‌کرد گفت مال من از تو بیشتر است و از حیث افراد از تو نیرومندترم.»

← هدایت به صراط مستقیم


شايسته بودن دعا، براى هدايت شدن به صراط مستقیم:
«اهدنا الصرط المستقیم؛ ما را به راه راست هدایت فرما.»

پانویس

[ویرایش]
 
۱. حمد/سوره۱، آیه۶.    
۲. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان، ص۲۶.    
۳. بقره/سوره۲، آیه۱۸۶.    
۴. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱، ص۶۳۸.    
۵. فرقان/سوره۲۵، آیه۷۷.    
۶. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۵، ص۱۷۲.    
۷. نمل/سوره۲۷، آیه۶۲.    
۸. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۵، ص۵۱۷.    
۹. غافر/سوره۴۰، آیه۶۰.    
۱۰. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۱۴۶.    
۱۱. غافر/سوره۴۰، آیه۱۴.    
۱۲. بقره/سوره۲، آیه۱۸۶.    
۱۳. اعراف/سوره۷، آیه۲۹.    
۱۴. یونس/سوره۱۰، آیه۲۲.    
۱۵. کهف/سوره۱۸، آیه۱۴.    
۱۶. کهف/سوره۱۸، آیه۲۸.    
۱۷. مریم/سوره۱۹، آیه۴۸.    
۱۸. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۶۵.    
۱۹. روم/سوره۳۰، آیه۳۳.    
۲۰. لقمان/سوره۳۱، آیه۳۲.    
۲۱. زمر/سوره۳۹، آیه۸.    
۲۲. غافر/سوره۴۰، آیه۱۴.    
۲۳. غافر/سوره۴۰، آیه۶۰.    
۲۴. غافر/سوره۴۰، آیه۶۵.    
۲۵. آل عمران/سوره۳، آیه۱۴۷.    
۲۶. آل عمران/سوره۳، آیه۱۹۳.    
۲۷. آل عمران/سوره۳، آیه۱۹۴.    
۲۸. اعراف/سوره۷، آیه۱۵۱.    
۲۹. اعراف/سوره۷، آیه۱۵۵.    
۳۰. ص/سوره۳۸، آیه۳۵.    
۳۱. مزمل/سوره۷۳، آیه۸.    
۳۲. عروسی حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج۵، ص۴۴۹، ح ۲۲.    
۳۳. عروسی حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج۵، ص۴۵۰، حدیث ۲۷.    
۳۴. آل عمران/سوره۳، آیه۱۶.    
۳۵. آل عمران/سوره۳، آیه۵۳.    
۳۶. آل عمران/سوره۳، آیه۱۹۳.    
۳۷. مائده/سوره۵، آیه۸۳.    
۳۸. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱۰۹.    
۳۹. انبیاء/سوره۲۱، آیه۸۷.    
۴۰. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ۱۴، ص۴۴۵.    
۴۱. حمد/سوره۱، آیه۵.    
۴۲. حمد/سوره۱، آیه۶.    
۴۳. اعراف/سوره۷، آیه۲۳.    
۴۴. انبیاء/سوره۲۱، آیه۸۷.    
۴۵. قصص/سوره۲۸، آیه۱۶.    
۴۶. اعراف/سوره۷، آیه۲۳.    
۴۷. انبیاء/سوره۲۱، آیه۸۷.    
۴۸. قصص/سوره۲۸، آیه۱۶.    
۴۹. بقره/سوره۲، آیه۱۲۶.    
۵۰. بقره/سوره۲، آیه۱۲۷.    
۵۱. بقره/سوره۲، آیه۱۲۸.    
۵۲. بقره/سوره۲، آیه۱۲۹.    
۵۳. بقره/سوره۲، آیه۲۰۰.    
۵۴. بقره/سوره۲، آیه۲۰۱.    
۵۵. بقره/سوره۲، آیه۲۵۰.    
۵۶. بقره/سوره۲، آیه۲۸۶.    
۵۷. آل‌عمران/سوره۳، آیه۸.    
۵۸. آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۶.    
۵۹. آل‌عمران/سوره۳، آیه۳۵.    
۶۰. آل‌عمران/سوره۳، آیه۳۸.    
۶۱. آل‌عمران/سوره۳، آیه۵۳.    
۶۲. آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۴۷.    
۶۳. آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۹۱.    
۶۴. آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۹۳.    
۶۵. آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۹۴.    
۶۶. نساء/سوره۴، آیه۷۵.    
۶۷. مائده/سوره۵، آیه۸۳.    
۶۸. مائده/سوره۵، آیه۱۱۴.    
۶۹. انعام/سوره۶، آیه۵۲.    
۷۰. اعراف/سوره۷، آیه۲۳.    
۷۱. اعراف/سوره۷، آیه۵۵.    
۷۲. اعراف/سوره۷، آیه۱۲۶.    
۷۳. اعراف/سوره۷، آیه۱۴۹.    
۷۴. اعراف/سوره۷، آیه۱۵۱.    
۷۵. اعراف/سوره۷، آیه۲۰۵.    
۷۶. یونس/سوره۱۰، آیه۸۵.    
۷۷. یونس/سوره۱۰، آیه۸۸.    
۷۸. یوسف/سوره۱۲، آیه۳۳.    
۷۹. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۳۵.    
۸۰. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۳۷.    
۸۱. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۴۰.    
۸۲. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۴۱.    
۸۳. اسراء/سوره۱۷، آیه۲۴.    
۸۴. اسراء/سوره۱۷، آیه۸۰.    
۸۵. کهف/سوره۱۸، آیه۱۰.    
۸۶. کهف/سوره۱۸، آیه۲۸.    
۸۷. مریم/سوره۱۹، آیه۴.    
۸۸. مریم/سوره۱۹، آیه۶.    
۸۹. مریم/سوره۱۹، آیه۸.    
۹۰. طه/سوره۲۰، آیات۲۵- ۳۴.    
۹۱. طه/سوره۲۰، آیه۱۱۴.    
۹۲. انبیاء/سوره۲۱، آیه۸۳.    
۹۳. انبیاء/سوره۲۱، آیه۸۹.    
۹۴. انبیاء/سوره۲۱، آیه۱۱۲.    
۹۵. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۲۶.    
۹۶. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۲۹.    
۹۷. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۹۳.    
۹۸. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۹۴.    
۹۹. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۹۷.    
۱۰۰. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۹۸.    
۱۰۱. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱۰۷.    
۱۰۲. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱۰۹.    
۱۰۳. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱۱۸.    
۱۰۴. فرقان/سوره۲۵، آیه۶۵.    
۱۰۵. فرقان/سوره۲۵، آیه۷۴.    
۱۰۶. شعراء/سوره۲۶، آیه۸۳.    
۱۰۷. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۶۹.    
۱۰۸. نمل/سوره۲۷، آیه۱۹.    
۱۰۹. قصص/سوره۲۸، آیه۱۶.    
۱۱۰. قصص/سوره۲۸، آیه۲۱.    
۱۱۱. قصص/سوره۲۸، آیه۲۴.    
۱۱۲. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۳۰.    
۱۱۳. صافّات/سوره۳۷، آیه۱۰۰.    
۱۱۴. ص/سوره۳۸، آیه۳۵.    
۱۱۵. غافر/سوره۴۰، آیه۷.    
۱۱۶. غافر/سوره۴۰، آیه۸.    
۱۱۷. دخان/سوره۴۴، آیه۱۲.    
۱۱۸. احقاف/سوره۴۶، آیه۱۵.    
۱۱۹. قمر/سوره۵۴، آیه۱۰.    
۱۲۰. حشر/سوره۵۹، آیه۱۰.    
۱۲۱. ممتحنه/سوره۶۰، آیه۴.    
۱۲۲. ممتحنه/سوره۶۰، آیه۵.    
۱۲۳. تحریم/سوره۶۶، آیه۸.    
۱۲۴. تحریم/سوره۶۶، آیه۱۱.    
۱۲۵. نوح/سوره۷۱، آیه۲۶.    
۱۲۶. نوح/سوره۷۱، آیه۲۸.    
۱۲۷. آل عمران/سوره۳، آیه۶۱.    
۱۲۸. عروسی حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج۱، ص۳۵۰، ح ۱۶۹.    
۱۲۹. انبیاء/سوره۲۱، آیه۸۷.    
۱۳۰. انبیاء/سوره۲۱، آیه۸۸.    
۱۳۱. اعراف/سوره۷، آیه۱۸۰.    
۱۳۲. اسراء/سوره۱۷، آیه۱۱۰.    
۱۳۳. بقره/سوره۲، آیه۱۲۸.    
۱۳۴. بقره/سوره۲، آیه۱۲۹.    
۱۳۵. آل عمران/سوره۳، آیه۸.    
۱۳۶. آل عمران/سوره۳، آیه۳۵.    
۱۳۷. آل عمران/سوره۳، آیه۳۸.    
۱۳۸. اعراف/سوره۷، آیه۱۵۱.    
۱۳۹. انبیاء/سوره۲۱، آیه۸۳.    
۱۴۰. انبیاء/سوره۲۱، آیه۸۹.    
۱۴۱. انبیاء/سوره۲۱، آیه۱۱۲.    
۱۴۲. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱۰۹.    
۱۴۳. ص/سوره۳۸، آیه۳۵.    
۱۴۴. غافر/سوره۴۰، آیه۸.    
۱۴۵. حشر/سوره۵۹، آیه۱۰.    
۱۴۶. ممتحنه/سوره۶۰، آیه۵.    
۱۴۷. تحریم/سوره۶۶، آیه۸.    
۱۴۸. یونس/سوره۱۰، آیه۸۴ - ۸۶.    
۱۴۹. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۸، ص۳۶۷.    
۱۵۰. انعام/سوره۶، آیه۶۳.    
۱۵۱. اعراف/سوره۷، آیه۵۵.    
۱۵۲. اعراف/سوره۷، آیه۲۰۵.    
۱۵۳. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۴، ص۴۲۹.    
۱۵۴. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۶، ص۲۰۹.    
۱۵۵. اعراف/سوره۷، آیه۵۶.    
۱۵۶. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۶، ص۲۱۱.    
۱۵۷. انبیاء/سوره۲۱، آیه۹۰.    
۱۵۸. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۴۹۱.    
۱۵۹. بقره/سوره۲، آیه۱۲۶.    
۱۶۰. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱، ص۴۵۱.    
۱۶۱. بقره/سوره۲، آیه۱۲۸.    
۱۶۲. بقره/سوره۲، آیه۱۲۹.    
۱۶۳. بقره/سوره۲، آیه۲۰۱.    
۱۶۴. بقره/سوره۲، آیه۲۵۰.    
۱۶۵. بقره/سوره۲، آیه۲۸۶.    
۱۶۶. آل عمران/سوره۳، آیه۸.    
۱۶۷. آل عمران/سوره۳، آیه۱۶.    
۱۶۸. آل عمران/سوره۳، آیه۵۳.    
۱۶۹. آل عمران/سوره۳، آیه۱۴۷.    
۱۷۰. آل عمران/سوره۳، آیه۱۹۳.    
۱۷۱. آل عمران/سوره۳، آیه۱۹۴.    
۱۷۲. نساء/سوره۴، آیه۷۵.    
۱۷۳. مائده/سوره۵، آیه۸۳.    
۱۷۴. اعراف/سوره۷، آیه۱۲۶.    
۱۷۵. اعراف/سوره۷، آیه۱۵۱.    
۱۷۶. یونس/سوره۱۰، آیه۸۵.    
۱۷۷. یونس/سوره۱۰، آیه۸۶.    
۱۷۸. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۴۱.    
۱۷۹. اسراء/سوره۱۷، آیه۲۱.    
۱۸۰. کهف/سوره۱۸، آیه۱۰.    
۱۸۱. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱۰۹.    
۱۸۲. فرقان/سوره۲۵، آیه۶۵.    
۱۸۳. فرقان/سوره۲۵، آیه۷۴.    
۱۸۴. شعراء/سوره۲۶، آیه۸۶.    
۱۸۵. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۶۹.    
۱۸۶. غافر/سوره۴۰، آیه۷.    
۱۸۷. غافر/سوره۴۰، آیه۸.    
۱۸۸. حشر/سوره۵۹، آیه۱۰.    
۱۸۹. نوح/سوره۷۱، آیه۲۸.    
۱۹۰. یوسف/سوره۱۲، آیه۱۰۱.    
۱۹۱. طباطبائی، محمد‌حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۱، ص۳۴۱.    
۱۹۲. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۳۹.    
۱۹۳. طباطبائی، محمد‌حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۲، ص۱۱۲.    
۱۹۴. قصص/سوره۲۸، آیه۱۷.    
۱۹۵. انعام/سوره۶، آیه۵۲.    
۱۹۶. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۵، ص۲۵۱.    
۱۹۷. کهف/سوره۱۸، آیه۲۸.    
۱۹۸. سجده/سوره۳۲، آیه۱۵.    
۱۹۹. سجده/سوره۳۲، آیه۱۶.    
۲۰۰. انشراح/سوره۹۴، آیه۷.    
۲۰۱. انشراح/سوره۹۴، آیه۸.    
۲۰۲. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان، ص۱۲۵.    
۲۰۳. بقره/سوره۲، آیه۱۲۷.    
۲۰۴. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۳۹۰.    
۲۰۵. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان، ص۳۸۴.    
۲۰۶. انشراح/سوره۹۴، آیه۷.    
۲۰۷. انشراح/سوره۹۴، آیه۸.    
۲۰۸. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان، ص۱۲۵.    
۲۰۹. اعراف/سوره۷، آیه۱۵۶.    
۲۱۰. بقره/سوره۲، آیه۲۰۱.    
۲۱۱. بقره/سوره۲، آیه۲۰۲.    
۲۱۲. تحریم/سوره۶۶، آیه۱۱.    
۲۱۳. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۴۰..    
۲۱۴. یوسف/سوره۱۲، آیه۱۰۱.    
۲۱۵. طباطبائی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۱، ص۳۴۱.    
۲۱۶. شعراء/سوره۲۶، آیه۸۳.    
۲۱۷. نمل/سوره۲۷، آیه۱۹.    
۲۱۸. طباطبائی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۵، ص۵۰۳.    
۲۱۹. فرقان/سوره۲۵، آیه۷۴.    
۲۲۰. طباطبائی، محمد‌حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۵، ص۳۳۹.    
۲۲۱. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۲۶.    
۲۲۲. طباطبائی، محمد‌حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۵، ص۳۹.    
۲۲۳. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۳۹.    
۲۲۴. بقره/سوره۲، آیه۲۵۰.    
۲۲۵. طباطبائی، محمد‌حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۲، ص۴۴۳.    
۲۲۶. بقره/سوره۲، آیه۲۸۶.    
۲۲۷. آل عمران/سوره۳، آیه۱۴۶.    
۲۲۸. آل عمران/سوره۳، آیه۱۴۷.    
۲۲۹. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۳، ص۱۴۳.    
۲۳۰. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۳۰.    
۲۳۱. بقره/سوره۲، آیه۱۲۶.    
۲۳۲. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱، ص۴۵۲.    
۲۳۳. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۳۵.    
۲۳۴. طباطبائی، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۹۷.    
۲۳۵. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۲۹.    
۲۳۶. طباطبائی، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۵، ص۴۰.    
۲۳۷. شعراء/سوره۲۶، آیه۸۳.    
۲۳۸. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۵، ص۲۶۰.    
۲۳۹. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۷-۸، ص۳۰۴.    
۲۴۰. بقره/سوره۲، آیه۲۸۶.    
۲۴۱. طباطبائی، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج۲، ص۶۸۶.    
۲۴۲. آل عمران/سوره۳، آیه۸.    
۲۴۳. اعراف/سوره۷، آیه۲۳.    
۲۴۴. اعراف/سوره۷، آیه۱۵۵.    
۲۴۵. هود/سوره۱۱، آیه۴۷.    
۲۴۶. کهف/سوره۱۸، آیه۱۰.    
۲۴۷. انبیاء/سوره۲۱، آیه۸۳.    
۲۴۸. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱۰۹.    
۲۴۹. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱۱۸.    
۲۵۰. نمل/سوره۲۷، آیه۱۹.    
۲۵۱. آل‌عمران/سوره۳، آیه۳۸.    
۲۵۲. مریم/سوره۱۹، آیات۴-۶.    
۲۵۳. انبیاء/سوره۲۱، آیه۸۹.    
۲۵۴. انبیاء/سوره۲۱، آیه۹۰.    
۲۵۵. صافّات/سوره۳۷، آیه۱۰۰.    
۲۵۶. صافّات/سوره۳۷، آیه۱۰۱.    
۲۵۷. ص/سوره۳۸، آیه۳۵.    
۲۵۸. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۵، ص۲۸۲.    
۲۵۹. آل عمران/سوره۳، آیه۱۹۴.    
۲۶۰. غافر/سوره۴۰، آیه۸.    
۲۶۱. طباطبائی، محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۴۶۹.    
۲۶۲. بقره/سوره۲، آیه۱۲۸.    
۲۶۳. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱، ص۴۲۷.    
۲۶۴. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان، ص۳۸۵.    
۲۶۵. توبه/سوره۹، آیه۱۰۲.    
۲۶۶. توبه/سوره۹، آیه۱۰۳.    
۲۶۷. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۸، ص۱۱۶.    
۲۶۸. نمل/سوره۲۷، آیه۱۹.    
۲۶۹. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۵، ص۴۳۷.    
۲۷۰. احقاف/سوره۴۶، آیه۱۵.    
۲۷۱. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۸، ص۳۰۷.    
۲۷۲. احقاف/سوره۴۶، آیه۱۵.    
۲۷۳. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۸، ص۳۰۷.    
۲۷۴. بقره/سوره۲، آیه۲۵۰.    
۲۷۵. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۲۴۵.    
۲۷۶. آل عمران/سوره۳، آیه۱۴۶.    
۲۷۷. آل عمران/سوره۳، آیه۱۴۷.    
۲۷۸. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۳، ص۱۴۳.    
۲۷۹. آل عمران/سوره۳، آیه۱۹۴.    
۲۸۰. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۳، ص۲۴۹.    
۲۸۱. شعراء/سوره۲۶، آیه۸۳.    
۲۸۲. شعراء/سوره۲۶، آیه۸۷.    
۲۸۳. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۵، ص۲۶۴.    
۲۸۴. شعراء/سوره۲۶، آیه۸۳.    
۲۸۵. شعراء/سوره۲۶، آیه۸۴.    
۲۸۶. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۵، ص۲۶۲.    
۲۸۷. بقره/سوره۲، آیه۲۰۰.    
۲۸۸. بقره/سوره۲، آیه۲۰۱.    
۲۸۹. اعراف/سوره۷، آیه۱۵۵.    
۲۹۰. اعراف/سوره۷، آیه۱۵۶.    
۲۹۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۶، ص۳۹۱.    
۲۹۲. بقره/سوره۲، آیه۲۰۰.    
۲۹۳. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۶۵.    
۲۹۴. بقره/سوره۲، آیه۱۲۶.    
۲۹۵. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱، ص۴۵۱.    
۲۹۶. نساء/سوره۴، آیه۳۲.    
۲۹۷. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۳، ص۴۰۴-۴۰۵.    
۲۹۸. عروسی حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج۱، ص۴۷۵، ح ۲۲۰.    
۲۹۹. مائده/سوره۵، آیه۱۱۴.    
۳۰۰. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۵، ص۱۲۹.    
۳۰۱. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۳۷.    
۳۰۲. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۰، ص۳۶۳.    
۳۰۳. حشر/سوره۵۹، آیه۱۰.    
۳۰۴. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۵۲۲-۵۲۳.    
۳۰۵. توبه/سوره۹، آیه۱۰۳.    
۳۰۶. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۸، ص۱۱۸-۱۱۹.    
۳۰۷. توبه/سوره۹، آیه۱۰۳.    
۳۰۸. اسراء/سوره۱۷، آیه۱۱.    
۳۰۹. طباطبائی، محمد‌حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۳، ص۶۶.    
۳۱۰. نمل/سوره۲۷، آیه۴۶.    
۳۱۱. طباطبائی، محمد‌حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۵، ص۵۳۲.    
۳۱۲. طه/سوره۲۰، آیه۲۴.    
۳۱۳. طه/سوره۲۰، آیه۲۵.    
۳۱۴. طباطبائی، محمد‌حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۴، ص۲۰۱.    
۳۱۵. بقره/سوره۲، آیه۲۵۰.    
۳۱۶. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۲۴۵.    
۳۱۷. اعراف/سوره۷، آیه۱۲۶.    
۳۱۸. طباطبائی، محمد‌حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۸، ص۲۷۷.    
۳۱۹. اسراء/سوره۱۷، آیه۸۰.    
۳۲۰. طباطبائی، محمد‌حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۳، ص۲۴۱.    
۳۲۱. بقره/سوره۲، آیه۲۸۶.    
۳۲۲. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۴۰۴.    
۳۲۳. طه/سوره۲۰، آیه۱۱۴.    
۳۲۴. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۳۱۴.    
۳۲۵. بقره/سوره۲، آیه۱۲۷.    
۳۲۶. بقره/سوره۲، آیه۱۲۸.    
۳۲۷. مقدس اردبیلی، احمد، زبدة البیان فیاحکام القرآن، ص ۳۰۰.    
۳۲۸. آل‌عمران/سوره۳، آیه۳۶.    
۳۲۹. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۳۷.    
۳۳۰. اعراف/سوره۷، آیه۱۸۹.    
۳۳۱. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۳۵.    
۳۳۲. مریم/سوره۱۹، آیه۵.    
۳۳۳. مریم/سوره۱۹، آیه۶.    
۳۳۴. فرقان/سوره۲۵، آیه۷۴.    
۳۳۵. صافّات/سوره۳۷، آیه۱۰۰.    
۳۳۶. صافّات/سوره۳۷، آیه۱۰۱.    
۳۳۷. احقاف/سوره۴۶، آیه۱۵.    
۳۳۸. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۳۷.    
۳۳۹. آل عمران/سوره۳، آیه۳۸.    
۳۴۰. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۵۳۲.    
۳۴۱. انبیاء/سوره۲۱، آیه۸۹.    
۳۴۲. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۴۹۰.    
۳۴۳. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان فی احکام القرآن، ج۱، ص۱۶۶.    
۳۴۴. بقره/سوره۲، آیه۱۲۷.    
۳۴۵. طباطبائی، محمد‌حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱، ص۴۲۷.    
۳۴۶. آل عمران/سوره۳، آیه۳۵.    
۳۴۷. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۵۲۴.    
۳۴۸. احزاب/سوره۳۳، آیه۵۶.    
۳۴۹. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان فی احکام القرآن، ص ۸۵.    
۳۵۰. توبه/سوره۹، آیه۸۴.    
۳۵۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۸، ص۶۷.    
۳۵۲. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۴۱.    
۳۵۳. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۱۸.    
۳۵۴. احزاب/سوره۳۳، آیه۴۳.    
۳۵۵. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۸، ص۵۶۸.    
۳۵۶. غافر/سوره۴۰، آیه۷.    
۳۵۷. غافر/سوره۴۰، آیه۸.    
۳۵۸. نوح/سوره۷۱، آیه۲۸.    
۳۵۹. نساء/سوره۴، آیه۷۵.    
۳۶۰. طباطبائی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۴، ص۶۷۳.    
۳۶۱. یونس/سوره۱۰، آیه۸۵.    
۳۶۲. طباطبائی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۰، ص۱۶۷.    
۳۶۳. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۱۲۷، ح ۳۸.    
۳۶۴. قصص/سوره۲۸، آیه۲۱.    
۳۶۵. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۶، ص۵۲.    
۳۶۶. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۴۱.    
۳۶۷. طباطبائی، محمد‌حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۲، ص۱۱۴.    
۳۶۸. اسراء/سوره۱۷، آیه۲۴.    
۳۶۹. طباطبائی، محمد‌حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۳، ص۱۱۰.    
۳۷۰. نوح/سوره۷۱، آیه۲۸.    
۳۷۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۵، ص۹۰.    
۳۷۲. آل عمران/سوره۳، آیه۸.    
۳۷۳. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۴۴۴.    
۳۷۴. کهف/سوره۱۸، آیه۱۰.    
۳۷۵. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۳۵۶.    
۳۷۶. کهف/سوره۱۸، آیه۲۴.    
۳۷۷. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۳۸۵.    
۳۷۸. حمد/سوره۱، آیه۶.    
۳۷۹. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱، ص۴۵.    


منبع

[ویرایش]
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۱۱، ص۳۷۶، برگرفته از مقاله «حکم دعا».    


رده‌های این صفحه : احکام | دعا | موضوعات قرآنی




جعبه ابزار