حق (فلسفه)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



واژه «حق» در فلسفه ، با اشتراک لفظی ، یا به صورت حقیقت و مجاز،
[۱] الحاشیةعلی الالهیات، شیرازی، صدرالدین محمد بن ابراهیم، ص۳۸، قم، بیدار، بی تا.
در موارد متعددی به کار می‌رود که در هر مورد، ممکن است دارای چند معنا باشد. در همه این معانی، یکی از معانی «باطل»، در مقابل حق قرار دارد.
[۲] التحصیل، بهمنیار بن مرزبان، ص۲۹۲، تصحیح مرتضی مطهری، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۹ هـ. ش.
[۳] بیان الحق بضمان الصدق، اللوکری، ابی العباس فضل بن محمد، ص۳۶، تهران، مؤسسه اندیشه و تمدن اسلامی، ۱۳۷۳ هـ. ش.
[۴] مجموعه مصنفات شیخ اشراق، شیخ اشراق، ج۱، ص۲۱۱، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۵ ه ش، چاپ دوم.
[۵] رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱، تهران، موسسه حکمت و فلسفه ایران.



کاربرد واژه حق

[ویرایش]

این موارد و معانی مختلف از این قرارند:

← کاربرد حق در مورد موجودات


حق در این کاربرد، دارای معانی مختلفی است:
۱. حق، گاه به معنی وجود واقعی در عالم خارج به کار می‌رود که در این معنا شامل همه موجودات جهان می‌شود.
[۷] التحصیل، بهمنیار بن مرزبان، ص۲۹۲، تصحیح مرتضی مطهری، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۹ هـ. ش.
[۸] بیان الحق بضمان الصدق، اللوکری، ابی العباس فضل بن محمد، ص۳۶، تهران، مؤسسه اندیشه و تمدن اسلامی، ۱۳۷۳ هـ. ش.
[۹] مجموعه مصنفات شیخ اشراق، شیخ اشراق، ج۱، ص۲۱۱، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۵ ه ش، چاپ دوم.
[۱۰] رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱، تهران، موسسه حکمت و فلسفه ایران.

۲. گاه حق، به معنی وجودی است که دائمی می‌باشد.
[۱۲] التحصیل، بهمنیار بن مرزبان، ص۲۹۲، تصحیح مرتضی مطهری، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۹ هـ. ش.
[۱۳] بیان الحق بضمان الصدق، اللوکری، ابی العباس فضل بن محمد، ص۳۶، تهران، مؤسسه اندیشه و تمدن اسلامی، ۱۳۷۳ هـ. ش.
[۱۴] مجموعه مصنفات شیخ اشراق، شیخ اشراق، ج۱، ص۲۱۱، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۵ ه ش، چاپ دوم.
[۱۵] رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱، تهران، موسسه حکمت و فلسفه ایران.

۳. گاه مقصود از حق، واجب الوجود بالذات (خداوند متعال) است
[۱۷] التحصیل، بهمنیار بن مرزبان، ص۲۹۲، تصحیح مرتضی مطهری، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۹ هـ. ش.
[۱۸] بیان الحق بضمان الصدق، اللوکری، ابی العباس فضل بن محمد، ص۳۶، تهران، مؤسسه اندیشه و تمدن اسلامی، ۱۳۷۳ هـ. ش.
[۱۹] مجموعه مصنفات شیخ اشراق، شیخ اشراق، ج۱، ص۲۱۱، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۵ ه ش، چاپ دوم.
[۲۰] رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱، تهران، موسسه حکمت و فلسفه ایران.
که بدین ترتیب، می‌توان گفت حق اسمی از اسماء خداوند است.
[۲۲] کتاب التعریفات، جرجانی، علی بن محمد، ص۴۰، تهران، ناصرخسرو.
در این صورت، ماسوای خداوند ، فی نفسه (یعنی خودشان صرف نظر از موجودات دیگر) باطل شمرده می‌شوند.
[۲۳] بیان الحق بضمان الصدق، اللوکری، ابی العباس فضل بن محمد، ص۳۶.
از این رو، در نزد عرفا هرچیزی غیر از خداوند متعال باطل شمرده می‌شود.
[۲۵] شرح الفخر الرازی علی الاشارات، الرازی، فخرالدین، ج۲، ص۱۲۳، قم، مکتبة آیة الله المرعشی.
منظور کسانی که می‌گویند "حق گاهی در معنای موجود ثابت حقیقی
[۲۷] کتاب التعریفات، جرجانی، علی بن محمد، ص۴۰.
یا موجود ثابت دائم به کار می‌رود"، همین معنا از حق (واجب بالذات) است.
اگر در کاربرد حق در مورد موجودات، حق به معنی موجود واقعی و باطل به معنی معدوم باشد، چون خداوند واجب الوجود بذاته است، شایسته‌ترین موجودات، در حق بودن (حقیت) است.
[۲۸] شرح کتاب النجاة لابن سینا، اسفراینی نیشابوری، فخرالدین، ص۱۹۴، تهران، انجمن آثار و مفاخر ملی.
بدین ترتیب باید گفت، واجب الوجود بالذات حق مطلق و ممتنع الوجود بالذات باطل مطلق است.
[۲۹] رسائل ابن سینا، ابن سینا، شیخ الرئیس، ص۲۵۳، قم، بیدار.

همچنین گاه حق در عرفان اسلامی به معنای وجود و حقیقت الهی هرچیزی است که در عالم اله یا صقع ربوبی قرار دارد و اعیان ثابته نامیده می‌شود. گاه همین اصطلاح، به تبع عرفان در فلسفه اسلامی نیز به کار می‌رود.

← کاربرد حق در مورد اعتقاد


کاربرد حق در مورد اعتقاد ( تفکر ، عقد یا یا قضیه معلومه) یا قول (گفته یا گزاره یا قضیه ملفوظه)
حق در این مورد، چند معنا دارد:

←← مطابقت اعتقاد با واقعیت


گاه مقصود از حق، مطابقت اعتقاد یا گفته با واقعیت (اعم از خارج و درون نفس) است.
[۳۰] التحصیل، بهمنیار بن مرزبان، ص۲۹۲.
[۳۱] بیان الحق بضمان الصدق، اللوکری، ابی العباس فضل بن محمد، ص۳۶.
حق در این معنا، متلازم با صادق (درست) است.
[۳۳] التحصیل، بهمنیار بن مرزبان، ص۲۹۲.
[۳۴] مجموعه مصنفات، شیخ اشراق، ج۱، ص۲۱۱.
[۳۵] رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱.
زیرا به اعتقاد یا گفته از نظر مطابق بودن آن با واقع، صادق و از نظر اینکه واقعی به عنوان مصداق و مطابق آن هست، حق گفته می‌شود.
[۳۸] التحصیل، بهمنیار بن مرزبان، ص۲۹۲.
[۳۹] بیان الحق بضمان الصدق، اللوکری، ابی العباس فضل بن محمد، ص۳۶.
[۴۰] کتاب التعریفات، جرجانی، علی بن محمد، ص۴۰.
بنابراین اعتقاد حق، اعتقاد صادق است و اعتقاد باطل، اعتقاد کاذب است
[۴۳] المنطقیات للفارابی، فارابی، ابونصر، ج۲، ص۲۲۶، قم، مکتبة آیة الله المرعشی.
و اعتقاد حق، ضد اعتقاد باطل است.
[۴۴] المنطقیات للفارابی، فارابی، ابونصر، ج۲، ص۲۲۶، قم، مکتبة آیة الله المرعشی.


←← مطابقت اعتقاد با موصوف حق


گاه گمان می‌شود حق، صفت چیزی است که قول یا اعتقاد صادق، با آن مطابقت دارد. یعنی اگر قول یا اعتقادی با واقعیت مطابقت داشت، آن واقع مطابق را حق و آن قول یا اعتقاد مطابق را صادق می‌گویند.
[۴۵] مجموعه مصنفات، شیخ اشراق، ج۱، ص۲۱۱.
[۴۶] رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱.
[۴۷] کتاب التعریفات، جرجانی، علی بن محمد، ص۴۰.
[۴۸] الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، ملاصدرا، ج۱، ص۹۲.
اما این دیدگاه، درست نیست؛ زیرا هرگاه گفته یا اعتقاد و تفکری مطابق با واقع باشد، هم می‌توان آن را صادق گفت و هم می‌توان آن را حق نامید ولذا حق و صدق با یکدیگر، متصادق و متلازم هستند.
[۴۹] مجموعه مصنفات، شیخ اشراق، ج۱، ص۲۱۱.
[۵۰] رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱.


←← دیدگاه فلاسفه


فیلسوفان عقیده دارند که شایسته‌ترین اقوال و اعتقادات برای آنکه "حق" شمرده شوند، اقوال و اعتقاداتی هستند که صدق آنها دائمی باشد و شایسته تر از آنها اقوال و اعتقاداتی‌اند که صدقشان اولی است؛
[۵۱] التحصیل، بهمنیار بن مرزبان، ص۲۹۲.
[۵۲] مجموعه مصنفات، شیخ اشراق، ج۱، ص۲۱۱.
[۵۳] رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، النص، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱.
[۵۴] الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، ملاصدرا، ج۱، ص۹۲.
یعنی صدق آنها دارای علت و سببی نیست.
[۵۵] رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱.
[۵۶] الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، ملاصدرا، ج۱، ص۹۲.
مثل این اعتقاد یا گزاره که "واسطه‌ای میان ایجاب و سلب نیست". البته در میان همه گزاره‌های اولی، گزاره فوق، از همه به "حق" بودن، سزاوارتر است؛ زیرا همه قضایا (اعم از اولی و غیر آن) در هنگام تحلیل به گزاره فوق بازگشت می‌کنند و نیاز دارند.
[۵۷] التحصیل، بهمنیار بن مرزبان، ص۲۹۲.
[۵۸] رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱.
[۵۹] الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، ملاصدرا، ج۱، ص۹۲.
اما برخی چون فخر رازی ، عقیده دارند که خود خداوند، سزاوارترین موجودات به حقیت و اعتقاد به او، سزاوارترین اعتقادات به حق بودن است که شاید منظور آنان این باشد که در میان گزاره‌های غیر بدیهی و غیر اولی، گزاره مربوط به وجود خداوند ، سزاوارترین گزاره به حق بودن است.
البته باید توجه داشت که در تصورات، حق و باطل معنا ندارد؛ زیرا حق و باطل در علم و آگاهی، در جایی معنا دارد که بتوان رابطه آن را با واقع سنجید در حالی که مطابقت یا عدم مطابقت تصورات صرف با واقع، معنایی ندارد و تنها در تصدیقات ، مطابقت یا عدم آن ممکن است.
[۶۱] المعتبر فی الحکمة، بغدادی، ابوالبرکات، ج۱، ص۳۶، اصفهان، دانشگاه اصفهان.
بنابراین منظور از اعتقاد یا قول حق، تصدیقات مطابق با واقع و اقوال دال بر آنهاست نه تصورات و الفاظ دال بر آنها.

←← دیدگاه سوفسطائیان


در اینجا ذکر این نکته ضروری است که " سفسطه "، روش و فنی است که از طریق آن، حق در صورت باطل جلوه داده می‌شود و باطل در صورت حق.
[۶۲] المنطقیات، فارابی، ج۳، ص۱۹.
اساسا سوفسطائیان، منکر وجود گزاره یا اعتقاد حق هستند که در این صورت، می‌توان از این طریق با آنها مناظره نمود: در ابتدا از آنان می‌پرسیم "آیا این انکارتان، ـ که خودش اعتقادی خاص است ـ حق است یا باطل یا در حق و باطل بودن آن شک دارید؟ " اگر بگویند که انکار ما حق است، در این صورت، دست کم به وجود یک اعتقاد حق اعتراف کرده‌اند و قول خودشان (حق نبودن هیچ اعتقادی) باطل می‌شود. اگر بگویند انکار ما باطل است، باز به بطلان قول خودشان گواهی داه‌اند که در این صورت، باید بپذیرند که قول و اعتقاد حق وجود دارد. و اگر بگویند در حق یا باطل بودن انکار خود شک داریم، در صورتی که به این شک خود علم داشته باشند (یعنی در اینکه شکی دارند، شک ندارند)، باز به وجود یک اعتقاد حق اعتراف کرده‌اند؛ اما اگر بگویند در شک خود هم شک داریم، هیچ انسان عاقلی آنها را شایسته گفتگو نمی‌داند و چنین افرادی، طبق گفته خود که در همه چیز شک دارند، نباید به مناظره و دفاع از آراء و دیدگاههای خود بپردازند.
[۶۳] رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱.


← کاربرد حق در مورد افعال


در این مورد نیز دارای چند معناست:
۱. گاه حق در این کاربرد، به این معنی است که فعلی به غایت مطلوب از آن، رسیده است.
[۶۴] مجموعه مصنفات، شیخ اشراق، ج۱، ص۲۱۱.
[۶۵] رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱.
به عبارت دیگر، هر فعلی که مطابق و موافق با غایت مناسب با آن باشد، حق نامیده می‌شود. حق در این معنا مقابل فعل باطل است که در فلسفه ، بطور تفصیلی در مورد آن بحث شده است.
۲. گاه منظور از حق در این کاربرد، فعلی است که دارای غایت عقلی صحیح است.
[۶۶] مجموعه مصنفات، شیخ اشراق، ج۱، ص۲۱۱.
[۶۷] رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱.
یعنی تنها کارها و افعالی که از روی تفکر و با هدف عقلانی انجام می‌شوند حق نامیده می‌شوند و افعالی مانند عبث ، گزاف و عادت که دارای غایت و هدف خیالی هستند نه عقلی، باطل شمرده می‌شوند.

← کاربرد حق در معنای شایستگی و لیاقت


گاه منظور از حق این است که فلان شیء، شایسته فلان چیز است و لیاقت و اهلیت آن را دارد.
[۶۸] مجموعه مصنفات، شیخ اشراق، ج۱، ص۲۱۱.
[۶۹] رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱.
هرچند برخی از فیلسوفان این معنا از حق را در آثار فلسفی خود ذکر کرده‌اند اما به نظر می‌رسد که این معنا از حق، بیشتر در علومی مانند حقوق و فقه کاربرد داشته باشد تا فلسفه.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. الحاشیةعلی الالهیات، شیرازی، صدرالدین محمد بن ابراهیم، ص۳۸، قم، بیدار، بی تا.
۲. التحصیل، بهمنیار بن مرزبان، ص۲۹۲، تصحیح مرتضی مطهری، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۹ هـ. ش.
۳. بیان الحق بضمان الصدق، اللوکری، ابی العباس فضل بن محمد، ص۳۶، تهران، مؤسسه اندیشه و تمدن اسلامی، ۱۳۷۳ هـ. ش.
۴. مجموعه مصنفات شیخ اشراق، شیخ اشراق، ج۱، ص۲۱۱، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۵ ه ش، چاپ دوم.
۵. رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱، تهران، موسسه حکمت و فلسفه ایران.
۶. الاسفارالاربعة، شیرازی، صدرالدین، ج۱، ص۹۲، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۱م.    
۷. التحصیل، بهمنیار بن مرزبان، ص۲۹۲، تصحیح مرتضی مطهری، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۹ هـ. ش.
۸. بیان الحق بضمان الصدق، اللوکری، ابی العباس فضل بن محمد، ص۳۶، تهران، مؤسسه اندیشه و تمدن اسلامی، ۱۳۷۳ هـ. ش.
۹. مجموعه مصنفات شیخ اشراق، شیخ اشراق، ج۱، ص۲۱۱، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۵ ه ش، چاپ دوم.
۱۰. رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱، تهران، موسسه حکمت و فلسفه ایران.
۱۱. الاسفارالاربعة، شیرازی، صدرالدین، ج۱، ص۹۲، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۱م.    
۱۲. التحصیل، بهمنیار بن مرزبان، ص۲۹۲، تصحیح مرتضی مطهری، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۹ هـ. ش.
۱۳. بیان الحق بضمان الصدق، اللوکری، ابی العباس فضل بن محمد، ص۳۶، تهران، مؤسسه اندیشه و تمدن اسلامی، ۱۳۷۳ هـ. ش.
۱۴. مجموعه مصنفات شیخ اشراق، شیخ اشراق، ج۱، ص۲۱۱، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۵ ه ش، چاپ دوم.
۱۵. رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱، تهران، موسسه حکمت و فلسفه ایران.
۱۶. الاسفارالاربعة، شیرازی، صدرالدین، ج۱، ص۹۲، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۱م.    
۱۷. التحصیل، بهمنیار بن مرزبان، ص۲۹۲، تصحیح مرتضی مطهری، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۹ هـ. ش.
۱۸. بیان الحق بضمان الصدق، اللوکری، ابی العباس فضل بن محمد، ص۳۶، تهران، مؤسسه اندیشه و تمدن اسلامی، ۱۳۷۳ هـ. ش.
۱۹. مجموعه مصنفات شیخ اشراق، شیخ اشراق، ج۱، ص۲۱۱، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۵ ه ش، چاپ دوم.
۲۰. رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱، تهران، موسسه حکمت و فلسفه ایران.
۲۱. الاسفارالاربعة، شیرازی، صدرالدین، ج۱، ص۹۲، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۱م.    
۲۲. کتاب التعریفات، جرجانی، علی بن محمد، ص۴۰، تهران، ناصرخسرو.
۲۳. بیان الحق بضمان الصدق، اللوکری، ابی العباس فضل بن محمد، ص۳۶.
۲۴. الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، ملاصدرا، ج۱، ص۹۲.    
۲۵. شرح الفخر الرازی علی الاشارات، الرازی، فخرالدین، ج۲، ص۱۲۳، قم، مکتبة آیة الله المرعشی.
۲۶. کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، التهانوی، محمد علی، ج۱، ص۳۴۰، لبنان، مکتبة ناشرون.    
۲۷. کتاب التعریفات، جرجانی، علی بن محمد، ص۴۰.
۲۸. شرح کتاب النجاة لابن سینا، اسفراینی نیشابوری، فخرالدین، ص۱۹۴، تهران، انجمن آثار و مفاخر ملی.
۲۹. رسائل ابن سینا، ابن سینا، شیخ الرئیس، ص۲۵۳، قم، بیدار.
۳۰. التحصیل، بهمنیار بن مرزبان، ص۲۹۲.
۳۱. بیان الحق بضمان الصدق، اللوکری، ابی العباس فضل بن محمد، ص۳۶.
۳۲. الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، ملاصدرا، ج۱، ص۹۲.    
۳۳. التحصیل، بهمنیار بن مرزبان، ص۲۹۲.
۳۴. مجموعه مصنفات، شیخ اشراق، ج۱، ص۲۱۱.
۳۵. رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱.
۳۶. الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، ملاصدرا، ج۱، ص۹۲.    
۳۷. کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، التهانوی، محمد علی، ج۱، ص۶۸۳.    
۳۸. التحصیل، بهمنیار بن مرزبان، ص۲۹۲.
۳۹. بیان الحق بضمان الصدق، اللوکری، ابی العباس فضل بن محمد، ص۳۶.
۴۰. کتاب التعریفات، جرجانی، علی بن محمد، ص۴۰.
۴۱. الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، ملاصدرا، ج۱، ص۹۲.    
۴۲. کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، التهانوی، محمد علی، ج۱، ص۶۸۳.    
۴۳. المنطقیات للفارابی، فارابی، ابونصر، ج۲، ص۲۲۶، قم، مکتبة آیة الله المرعشی.
۴۴. المنطقیات للفارابی، فارابی، ابونصر، ج۲، ص۲۲۶، قم، مکتبة آیة الله المرعشی.
۴۵. مجموعه مصنفات، شیخ اشراق، ج۱، ص۲۱۱.
۴۶. رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱.
۴۷. کتاب التعریفات، جرجانی، علی بن محمد، ص۴۰.
۴۸. الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، ملاصدرا، ج۱، ص۹۲.
۴۹. مجموعه مصنفات، شیخ اشراق، ج۱، ص۲۱۱.
۵۰. رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱.
۵۱. التحصیل، بهمنیار بن مرزبان، ص۲۹۲.
۵۲. مجموعه مصنفات، شیخ اشراق، ج۱، ص۲۱۱.
۵۳. رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، النص، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱.
۵۴. الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، ملاصدرا، ج۱، ص۹۲.
۵۵. رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱.
۵۶. الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، ملاصدرا، ج۱، ص۹۲.
۵۷. التحصیل، بهمنیار بن مرزبان، ص۲۹۲.
۵۸. رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱.
۵۹. الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، ملاصدرا، ج۱، ص۹۲.
۶۰. شرح عیون الحکمة، الرازی، فخرالدین، ج۳، ص۱۳۰، مؤسسة الصادق، بی تا.    
۶۱. المعتبر فی الحکمة، بغدادی، ابوالبرکات، ج۱، ص۳۶، اصفهان، دانشگاه اصفهان.
۶۲. المنطقیات، فارابی، ج۳، ص۱۹.
۶۳. رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱.
۶۴. مجموعه مصنفات، شیخ اشراق، ج۱، ص۲۱۱.
۶۵. رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱.
۶۶. مجموعه مصنفات، شیخ اشراق، ج۱، ص۲۱۱.
۶۷. رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱.
۶۸. مجموعه مصنفات، شیخ اشراق، ج۱، ص۲۱۱.
۶۹. رسائل الشجرة الالهیة فی علوم الحقایق الربانیة، شهرزوری، شمس الدین، ص۴۱.


منبع

[ویرایش]
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «حق».    


رده‌های این صفحه : فلسفه




جعبه ابزار