حفظذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حفظ در دو معنا استعمال شده است.از حفظ به معنای نخست به مناسبت در بابهایی نظیر جهاد، ودیعه، اطعمه و اشربه و حدود سخن گفته‌اند.
۱-مراقبت و نگهداری کردن از کسی یا چیزی.
۲-به یاد سپردن.


حفظ به معنای نخست

[ویرایش]

حفظ به معنای نخست عبارت است از نگهداری و محافظت کردن از کسی یا چیزی به منظور دفاع از آن یا جلوگیری از وارد آمدن آسیب به آن.

احکام حفظ به معنای نخست

[ویرایش]

حکم حفظ و نیز چگونگی آن بر حسب متعلق حفظ، از قبیل جان، آبرو، مال و امانت، متفاوت است.

← حفظ جان


حفظ جانِ خود و هر مسلمانی، واجب و در معرض هلاکت قرار دادن آن، همچنین تعرض به جان انسان محترم، حرام است. از این رو، دفاع از جان خود در برابر مهاجم، جایز، بلکه در صورت انحصار حفظ جان به دفاع، واجب است. همچنین است دفاع از جان مؤمنی دیگر، هر چند برخی در وجوب آن اشکال کرده‌اند. [۱] [۲] [۳] [۴] [۵]
حفظ جان به لحاظ اهمیت آن در صورت تزاحم با دیگر واجبات یا ارتکاب محرمات، بر آنها مقدم می‌شود؛ از این رو، خوردن مردار در حال اضطرار برای حفظ جان، واجب است؛ [۶] [۷] [۸] [۹] [۱۰]چنان که به جهت حفظ جان، خوردن غذای دیگری در حال اضطرار، حتّی بدون اذن وی- در صورت عدم امکان اذن [۱۱] [۱۲]- و نیز اظهار کفر با اعتقاد قلبی به اسلام، در حال تقیه [۱۳] [۱۴]جایز است.

← حفظ آبرو


آبرو و ناموس آدمی همچون جان او از حرمت ویژه‌ای برخوردار است. از این رو حفظ آن در برابر تعرض کننده به آن، واجب است؛ خواه نسبت به آبروی خود انسان باشد [۱۵] [۱۶] [۱۷] [۱۸]یا آبروی مسلمانی دیگر. [۱۹] [۲۰] [۲۱]

← حفظ مال


دفاع از مال در برابر مهاجم جایز، [۲۲]بلکه بنابر دیدگاه برخی، در صورت غلبه ظن به سلامت جان، واجب است. [۲۳]

← حفظ امانت


حفظ مالی که نزد کسی به امانت گذاشته شده، واجب و کوتاهی در نگهداری آن حرام و ضمان آور است. [۲۴] [۲۵]

← حفظ اسلام


دفاع از اسلام در برابر دشمنی که اساس آن را تهدید می‌کند واجب است. [۲۶]

حفظ به معنای دوم

[ویرایش]


← احکام حفظ به معنای دوم


از حفظ به معنای دوم (یادسپاری) در بابهای اجتهاد و تقلید، صلات و قضاء سخن گفته‌اند.
کسی که حمد و سوره را به یاد ندارد می‌تواند از روی قرآن بخواند. در اینکه از رو خواندن قرائت در نمازهای واجب برای کسی که آن را از حفظ دارد جایز است یا نه، اختلاف است. [۲۷] [۲۸] [۲۹]
چنانچه امام در رکعات نماز شک کند، به مأمومی که آن را به یاد دارد رجوع می‌کند و به شک خود اعتنا نمی‌نماید همچنین است اگر مأموم شک کند. [۳۰]
حفظ کردن قرآن و تحمّل مشقت جهت آن، مستحب است [۳۱] [۳۲]و با نذر واجب می‌شود. [۳۳]
بنابر قول برخی، از شرایط قاضی، غلبه حفظ است؛ بدین معنا که فراموشی بر او چیرگی نداشته باشد. با غلبه فراموشی در کسی نصب او به عنوان قاضی صحیح نیست. [۳۴] [۳۵]برخی غلبه حفظ را از شرایط مرجع تقلید نیز بر شمرده‌اند.
در نتیجه تقلید از مرجع تقلید فاقد شرط یاد شده صحیح نیست. [۳۶] [۳۷] [۳۸]

پانویس

[ویرایش]
 
۱. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۱۶.    
۲. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۶، ص۴۳۳.    
۳. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۵۰-۶۵۲.    
۴. خواجویی، جامع الشتات، ص۳۰-۳۱.
۵. محسنی، محمدآصف، الفقه و المسائل الطبیة، ص۱۸۱.    
۶. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۶، ص۴۲۷.    
۷. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۶، ص۴۳۱-۴۳۲.    
۸. عاملی جبعی، علی بن احمد، مسالک الأفهام، ج۱۲، ص۱۲۷.    
۹. شاهرودی، کتاب الحج، ج۳، ص۳۴۰.
۱۰. حلی، ابن ادریس، کتاب السرائر ج۳، ص۱۲۵.    
۱۱. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۶، ص۴۳۷.    
۱۲. بحوث فی الفقه (الإجارة)، ص۲۱۶.
۱۳. عاملی، محمد بن مکی، القواعد و الفوائد، ج۲، ص۱۵۸.    
۱۴. مکارم شیرازی، ناصر، القواعد الفقهیة، ج۱، ص۴۲۶.    
۱۵. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ۳۷۱.    
۱۶. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۱، ص۳۶۵.
۱۷. ایروانی، حاشیة المکاسب، ج۱، ص۳۵.
۱۸. ارشاد الطالب، ج۱، ص۱۹۱.
۱۹. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۵۰-۶۶۰.    
۲۰. کاشف الغطاء، جعفر، کشف الغطاء، ج۴، ص۳۳۳.
۲۱. اسس الحدود و التعزیرات، ص۴۶۶.
۲۲. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۱۶.    
۲۳. حلی، جعفر بن حسن، شرائع الاسلام، ج۱، ص۲۳۲-۲۳۳.    
۲۴. سبزواری، عبدالاعلی، مهذّب الاحکام، ج۱۸، ص۳۰۳-۳۰۶.    
۲۵. مصطلحات الفقه، ص۸۶-۸۸.
۲۶. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۱۴.    
۲۷. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۵۱۱.    
۲۸. طباطبایی حکیم، محسن، مستمسک العروة، ج۶، ص۲۱۶-۲۱۷.    
۲۹. بروجردی، مرتضی، مستند العروة (الصلاة)، ج۳، ص۴۳۵-۴۳۶.
۳۰. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۳۶۵.    
۳۱. حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب، ج۲، ص۱۰۲۰.    
۳۲. هدایة الامّة، ج۳، ص۶۵.
۳۳. حلی، ابن فهد، الرسائل العشر، ص۴۱۰.    
۳۴. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۰، ص۲۰.    
۳۵. خوئی، ابوالقاسم، مبانی تکملة المنهاج، ج۱، ص۱۱.    
۳۶. عاملی، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۱، ص۴۳.    
۳۷. عاملی جبعی، علی بن احمد، الروضة البهیة، ج۳، ص۶۲.    
۳۸. خوئی، ابوالقاسم، منهاج الصالحین، ج۱، ص۵-۶.    


منبع

[ویرایش]

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۳، ص۳۱۶-۳۱۷.    


رده‌های این صفحه : جهاد | فقه | ودیعه




جعبه‌ابزار