حضرت یحییذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حضرت یحیی بن زكریا(ع) یكی از پیامبران بنی اسرائیل است كه نام مباركش پنج بار در قرآن آمده است.


زندگی نامه اجمالی حضرت یحیی

[ویرایش]

حضرت زکریا(ع) با بانویی به نام ایشاع (یا حنانه) خاله حضرت مریم(ع) ازدواج كرد. سالها گذشت و هر دو به سن پیری رسیدند ولی دارای فرزند نشدند. سرانجام زكریا(ع)در كنار محراب مریم(ع) غذاها و میوه‌های بهشتی دید، دریافت كه باید امیدوار به خدا بود، با این كه ۱۲۰ سال از عمرش گذشته بود و همسرش ۹۸ سال داشت
[۱] مجمع البیان، ۱ و ۲، ص ۴۳۹.
ازدرگاه خداوند تقاضای داشتن فرزند كرد. سرانجام فرشتگان به اوبشارت دادند كه خداوند پسری به نام یحیی(ع) به تو عطا خواهد كرد، و چنین نامی تاكنون كسی نداشته است.

نبوت و کتاب حضرت یحیی(ع)

[ویرایش]

حضرت یحیی (ع)در کودکی به مقام نبوت رسید، و خداوند در همین سن آن چنان او را از عقل و درایت و هوش برخوردار نمود كه شایستگی مقام نبوت را پیدا كرد.
مقام یحیی(ع)در پیشگاه خداوند آن چنان در سطح بالایی است كه خداوند می‌فرماید: «وَ سَلامٌ عَلَیهِ یوْمَ وُلِدَ وَ یوْمَ یمُوتُ وَ یوْمَ یبْعَثُ حَیا؛ و سلام بر او آن روز كه تولد یافت، و آن روز كه می‌میرد، و آن روز كه زنده و برانگیخته می‌شود.»
از امتیازات حضرت یحیی (ع)این كه: خداوند او را به عنوان تصدیق كننده نبوت حضرت مسیح (ع)و به عنوان رهبر، و بسیار عفیف و پرهیزكار و پیامبری از صالحان، معرفی می‌كند
گر چه از ظاهر آیه ۱۲ سوره مریم استفاده می‌شود كه او دارای کتاب مستقل بوده، ولی منظور از كتاب در این آیه، همان تورات است. او مروج آیین موسی(ع)بود، وقتی كه عیسی(ع)به مقام نبوت رسید، به او ایمان آورد، و مروج آیین حضرت مسیح(ع) گردید. حضرت یحیی(ع)سه سال یا شش ماه از حضرت عیسی(ع)بزرگتر بود.

شباهت عیسی (ع)و یحیی (ع)

[ویرایش]

حضرت یحیی(ع)و حضرت مسیح(ع) نسبت به هم شباهتهایی در امور زیر داشتند:
زهد و پارسایی فوق العاده. ترك ازدواج،‌ كه آنها براثر شرایط خاص زندگی برای تبلیغ احکام الهی مجبور به سفرهایی بودند و ناچار مجرد زندگی می‌كردند.
تولد اعجاز آمیز، كه یحیی در سنین پیری پدر و مادر، از آنها به دنیا آمد، و عیسی(ع)بدون پدر متولد شد.
یحیی و عیسی، با همدیگر خویشاوندی نزدیك داشتند (یحیی پسر خاله حضرت مریم(ع)مادر عیسی(ع)بود.)شباهت دیگر این كه هر دو در كودكی به مقام نبوت رسیدند.
یحیی و عیسی(ع) با همدیگر الفت و انس خاصی داشتند، و هم چون دو برادر عرفانی، ارتباط تنگاتنگی در میانشان بود. تا آن جا كه در روایت آمده:
مدتی پس از فوت حضرت یحیی(ع) ، حضرت عیسی(ع) كه از فراق او دلتنگ شده بود، كنار قبر یحیی (ع)آمد و از درگاه خدا خواست تا یحیی(ع)را زنده كند.
دعایش به اجابت رسید، یحیی(ع)زنده شد و از میان قبر بیرون آمد و به عیسی (ع)گفت:
«از من چه می‌خواهی؟»عیسی (ع)گفت: «اُرید ان تؤبسنی كما كنتُ فی الدنیا؛ می‌خواهم با من انس و الفت بگیری همان گونه كه در دنیا با هم مأنوس بودیم.»
یحیی(ع)گفت: «ای عیسی! هنوز از مرارت و سختی مرگ، آرامش نیافته‌ام، می‌خواهی مرا به دنیا برگردانی! تا بار دیگر به سختی مرگ مبتلا شوم.» این را گفت و سپس به قبر خود بازگشت.
در روایات معراج آمده، پیامبر اسلام فرمود: در شب معراج هنگام سیر در آسمانها، وقتی كه به آسمان دوم رسیدم، ناگاه دو مرد شبیه هم را دیدم، به جبرئیل گفتم: اینها كیستند؟ گفت: «دو پسرخاله همدیگر، یحیی و عیسی(ع)هستند.» بر آنها سلام كردم، و آنها بر من سلام كردند، برای آنها از درگاه خدا طلب آمرزش كردم، آنها نیز برای من طلب آمرزش نمودند، و به من گفتند: «مرحباً بالاَخِ الصالح و النبی الصالح؛ آفرین بر برادر شایسته و پیغمبر شایسته.»
از شباهتهای یحیی(ع)با عیسی(ع)این كه یحیی(ع)را طاغوت زمانش كشت و سرش را از بدنش جدا كرد.در مورد حضرت مسیح(ع)نیز طاغوتیان زمان می‌خواستند او را به دار آویزان كنند، كه اشتباهی رخ داد و شخص دیگری را به جای عیسی(ع)كشتند، و عیسی(ع)به سوی آسمانها صعود نمود.

پیامبری حضرت یحیی (ع)در خردسالی

[ویرایش]

در آیه ۱۲ سوره مریم می‌خوانیم؛ خداوند می‌فرماید:
«یا یحْیى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّهٍ وَ آتَیناهُ الْحُكْمَ صَبِیا؛ ای یحیی! كتاب (خدا) را با قوت بگیر و ما فرمان نبوت را در كودكی به او دادیم.»
حضرت زکریا(ع) وقتی كه به شهادت رسید، حضرت یحیی(ع)خردسال بود، مقام نبوت به او رسید.
[۹] . نور الثقلین، ج ۳، ص ۳۲۵.
این قول بنابر آن است كه زكریا(ع)در این هنگام از دنیا رفته است. و این از امتیازات حضرت یحیی (ع)است كه نخستین پیامبری بود كه در كودكی به پیامبری رسید.درست است كه دوران شكوفایی عقل انسان معمولاً حد و مرز خاصی دارد، ولی می‌دانیم كه همیشه در میان انسانها افراد استثنایی وجود دارند. چه مانعی دارد كه خداوند در شرایط خاصی، بعضی از پیامبران یا امامان ـ علیهم السلام ـ را در همان خردسالی، شایسته مقامات عالی كند.

شهادت جانسوز حضرت یحیی(ع)

[ویرایش]

در بیت المقدس پادشاهی هوسباز به نام «هیرودیس» (یا هردوش) بود، كه از طرف قیاصرهروم در آن جا فرمانروایی می‌كرد، برادرش بهنام دختری به نام «هیرودیا» داشت. پس از آن كه فیلبوس از دنیا رفت، هیرودیس با همسر برادرش ازدواج كرد.
هیرودیس شاه هوسباز، عاشق دختر هیرودیا دختر زیبای برادرش شد، به طوری كه زیبایی هیرودیا او را در گرو عشق آتشین خود قرار داده بود، از این رو تصمیم گرفت با او كه برادر زاده، و دختر همسرش بود، ازدواج كند. این خبر به پیامبر خدا حضرت یحیی(ع)رسید، آن حضرت با صراحت اعلام كرد كه این ازدواج برخلاف دستورات تورات است و حرام می‌باشد. سر و صدای این فتوا در تمام شهر پیچید و به گوش آن دختر (هیرودیا) رسید، او كینه یحیی(ع)را به دل گرفت، چرا كه او را بزرگترین مانع بر سر راه هوسهای خود می‌دانست و تصمیم گرفت در یك فرصت مناسبی از او انتقام بگیرد.ارتباط نامشروع هیرودیا با عمویش هیرودیس بیشتر شد، و زیبایی او شاه هوسران را شیفته‌اش كرد به طوری كه هیرودیا آن چنان در شاه نفوذ كرد، كه شاه به او گفت: «هر آرزویی داری از من بخواه كه قطعاً انجام خواهد یافت.»
هیرودیا گفت: من هیچ چیز جز سر بریده یحیی(ع)را نمی‌خواهم، زیرا او نام من و تو را بر سر زبانها انداخته و همه مردم را به عیبجویی ما مشغول نموده است. و طبق پاره‌ای از روایات، مادر هیرودیا (كه همسر شاه بود) هیرودیا را وادار كرد، كه شاه را مجبور به قتل یحیی(ع)كند، به این ترتیب كه به شوهرش شراب داد، و دخترش را آرایش كرده با لباسهای پرزرق و برق نزد شاه فرستاد و به او گفت: اگر شاه به طرف تو آمد تمكین نكن. مگر سر بریده یحیی(ع)را در آن جا حاضر كند...
در سالروز جشن تولد هیرودیس پادشاه فلسطین طبق پاره‌ای از روایات،یحیی بن زکریا(ع)در محراب عبادت در مسجد بیت المقدس به سر می‌برد،مأموران جلاد سراغ او آمدند و او را دستگیر كرده و به مجلس شاه بردند، شاه در همان جا فرمان داد سر از بدن او جدا كردند و سر بریده‌اش را در میان طشت طلا نهادند و آن گاه كه هیرودیا تسلیم هوسهای شاه گردید، سر بریده یحیی(ع)به سخن آمد و در همان حال نهی از منكر كرد و خطاب به شاه فرمود: «یا هذا اِتَّقِ اللهِ لا یحِل لكُ هذه؛ آی شخص از خدا بترس این زن بر تو حرام است.» به این ترتیب حضرت یحیی(ع)مظلومانه به شهادت رسید.
[۱۱] اقتباس از تاریخ انبیاء عماد زاده، ص ۷۱۶ -۷۱۷.


عناوین مرتبط

[ویرایش]

ارهاص یحیی (قرآن)تزکیه یحیی (قرآن)برزخ یحیی (قرآن)پیامبری حضرت یحییپایان عمر یحییتحیت بر یحیی (قرآن)



پانویس

[ویرایش]
 
۱. مجمع البیان، ۱ و ۲، ص ۴۳۹.
۲. مریم/سوره۱۹، آیه۷.    
۳. آل عمران/سوره۳، آیه۳۹.    
۴. مریم/سوره۱۹، آیه۱۵.    
۵. آل عمران/سوره۳،آیه ۳۹.    
۶. علامه مجلسی،بحار الانوار، ج ۱۴، ص۱۶۹.    
۷. علامه مجلسی،بحار الانوار، ج ۱۴، ص ۱۸۷.    
۸. علامه مجلسی،بحار، ج ۱۸، ص ۳۲۵.    
۹. . نور الثقلین، ج ۳، ص ۳۲۵.
۱۰. علامه مجلسی،بحار، ج ۱۴،ص ۱۸۱.    
۱۱. اقتباس از تاریخ انبیاء عماد زاده، ص ۷۱۶ -۷۱۷.


منبع

[ویرایش]
اندیشه قم     و اندیشه قم    


رده‌های این صفحه : انبیاء | حضرت یحیی | موضوعات قرآنی




جعبه‌ابزار