حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه‌السلام)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



یکی از محدثین جلیل القدر و روات بزرگوار که شرافت نسب و طهارت مولد را با فضیلت علم و تقوی به هم آمیخته، حضرت عبد العظیم حسنی (علیه‌السّلام) است. وی سیدی شریف و بزرگوار، متقی، پارسا، پرهیزگار، از مشایخ حدیث و از زهاد و عبّاد زمان خود بود.


معرفی اجمالی

[ویرایش]

حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام، یکی از شخصیت‌های بزرگ علمی، عملی و جهادی است که حرم ایشان در شهر ری از توابع تهران قرار دارد. در مقدّمه حکمت نامه حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام، موضوعاتی چون: شخصیت خانوادگی، ویژگی‌های علمی و عملی، هجرت به شهرری و وفات ایشان در این شهر، بررسی شده اند. گفتنی است که برای معرفی شخصیت حضرت عبدالعظیم، در ۲۲ خرداد ماه ۱۳۸۲، کنگره بزرگداشت حضرت عبدالعظیم در تالار شیخ صدوق آستان مقدس ایشان برگزار شد و مجموعه آثار این کنگره در ۲۹ جلد منتشر گردید.

نام و کنیه

[ویرایش]

مرحوم شیخ عباس قمی‌ (رحمة‌الله‌علیه) در کتاب خود می‌فرماید: «حضرت عبد العظیم (علیه‌السّلام) مکنی و ابوالقاسم است و قبر شریفش در ری معروف و مشهور است و به علو مقام و جلالت شان معروف و از اکابر محدثین و اعاظم علما و از زهاد و عباد بوده و از اصحاب حضرت امام جواد و امام‌هادی (علیهما‌السّلام) است و محقق داماد رحمه الله در رواشح فرمود احادیث بسیاری در فضیلت و زیارت حضرت عبدالعظیم (علیه‌السّلام) روایت شده است که هر که زیارت کند قبر او را، بهشت بر او واجب می‌شود».
[۱] قمی، عباس، منتهی الآمال، ج۱، ص۴۶۱.


تاریخ تولّد و وفات

[ویرایش]

تاریخ دقیق تولد و وفات حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام مشخص نیست؛
[۲] مجموعه مقالات چاپ شده، ص ۷۳، مقاله «آشنائی با حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام و مصادر شرح حال او»، رضا استادی.
اما در برخی از منابع متأخر، این گونه آمده است:
حضرت شاه عبدالعظیم که کنیه اش ابوالقاسم و ابوالفتح نیز بوده، در روز پنج شنبه چهارم ماه [ربیع الآخر سنه ۱۷۳ هجری قمری، مطابق ۲۵ تیر ماه ۱۵۸ یزدگردی، در زمان هارون الرشید در مدینه در خانه جدش حضرت امام حسن مجتبی علیه‌السلام متولّد شده … و پس از مدت ۷۹ سال و شش ماه و یازده روز قمری عمر، در روز آدینه پانزدهم شوال المکرّم سنه ۲۵۲ هجری قمری، مطابق سیزده مهر ماه قدیم سنه ۲۳۵ یزدگردی، در زمان المعتزّ بالله عبّاسی به سرای آخرت رحلت نمود.
[۳] مجموعه مقالات کنگره بزرگداشت حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام، ج۳، ص۱۸۱-۱۸۵، رساله «عراضة الإخوان: سفرنامه معلّم حبیب آبادی به آستانه حضرت عبدالعظیم و شهرری »، محمّد علی معلّم حبیب آبادی.

همچنین در برخی از منابع متأخر از کتبا نزهة الأبرار سید موسی بَرزنجی و مناقب العترة احمد بن محمد بن فهد حلّی و تاریخ نورالدین محمد السمهودی نقل شده که ولادت حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام پنجشنبه چهارم ربیع الثانی سال ۱۷۳ ق، در مدینه و وفاتش در پانزدهم شوال ۲۵۲ ق، بوده است.
[۴] شناخت‌نامه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام و شهرری/ مجموعه رساله‌های خطّی و سنگی، ص۲۷۳ (رساله «الخصائص العظیمیمّة»، شیخ جواد شاه عبدالعظیمی).

گفتنی است با توجه به این که در منابع کهن و معتبر، تاریخ تولد و وفات ایشان ذکر نشده و منابع گزارش‌های پیش گفته، شناخته شده نیستند، این گزارش‌ها فاقد اعتبارند؛ لیکن در کتاب شریف الکافی، از حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام، از هشام بن حکم روایت نقل شده است.
[۵] کافی، کلینی، ج ۱، ص ۴۲۴، ح ۶۳.
تاریخ وفات هشام بن حکم، سال ۱۹۹ ق، یا پیش از آن است.
[۷] معجم رجال الحدیث، خوئی، ابوالقاسم، ج ۱۹، ص۲۷۰، ش ۱۳۳۲۹.
و مظنون، این است که حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام هنگام نقل روایت، کمتر از بیست سال نداشته است. بنابراین، تولد ایشان باید سال ۱۸۰ ق، یا پیش از آن باشد.
[۸] شناخت‌نامه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام و شهرری، مجموعه مقالات چاپ شده، ص‌۶۷، مقاله «آشنایی با حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام و مصادر شرح حال او»، رضا استادی.

همچنین براساس روایتی از امام هادی علیه‌السلام که ثواب زیارت قبر حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام، همانند زیارت مرقد سید الشهداء علیه‌السلام دانسته شده، باید بگوییم که او در دوران امام هادی علیه‌السلام و پیش از شهادت ایشان از دنیا رفته است و از آن جا که دوران امامت ایشان از سال ۲۲۰ تا ۲۵۴ ق بوده، وفات حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام پیش از سال ۲۵۴ ق، اتّفاق افتاده است.
بنابراین، هر چند بر پایه قراین یاد شده، احتمال تولد حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام در سال ۱۷۳ ق، و وفات ایشان در سال ۲۵۲ ق، منطقی و معقول است، با این حال، اثبات آن نیاز به منبع معتبر دارد.
از سوی دیگر با عنایت به این که به هر دلیل، چهارم ربیع الثانی، به‌عنوان تاریخ تولد حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام و پانزدهم شوال، به عنوان تاریخ وفات ایشان شهرت یافته، بزرگداشت یاد آن حضرت و تجلیل از مقام معنوی آن بزرگان در روزهای یاد شده، نیکوست.
گفتنی است که در جلسه ۶۲۸ مورخ ۲۶/۵/۱۳۸۹ شورای انقلاب فرهنگی، چهارم ربیع الثانی، به عنوان «روز ولادت حضرت حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام» جهت درج در تقویم رسمی کشور به تصویب رسید و در تاریخ ۱۸/۷/۱۳۸۹ به آستان مقدس آن حضرت ابلاغ گردید.

تبار

[ویرایش]

تبار حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام با چهار واسطه، به سبط اکبر پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و خاندان وحی می رسد. احمد بن علی نجاشی – که یکی از ارکان علم رجال است - درباره نسب آن بزرگوار می نویسد: هنگامی که جنازه او را برای غسل برهنه می کردند، در جیب لباس وی نوشته ای یافت شد که در آن، نسبش، این گونه ذکر شده بود: من ابوالقاسم، عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن حسن بن زید بن علی بن حسن بن علی بن ابی طالب هستم.
بر اساس این نسخه از رجال النجاشی، در نسب ایشان، میان وی و امام حسن علیه‌السلام، پنج نفر واسطه وجود دارد؛ لیکن در نسخه‌های معتبر این کتاب،
[۱۱] معجم رجال الحدیث، خوئی، ابوالقاسم، ج۱۰، ص۴۶.
میان «زید» - یعنی جد سوم ایشان – و امام حسن علیه‌السلام، شخص دیگری واسطه نیست. بنابراین نیاکان حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام به ترتیب، عبارت اند از:

← عبدالله بن علی


پدر حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام، «عبدالله » نام داشت و مادرش، «فاطمه» دختر عقبة بن قیس بود.
[۱۲] منتقلة الطالبیه، ص۱۵۷.
[۱۳] مجموعه مقالاتِ چاپ شده، ص۷۲، مقاله «آشنایی با حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام و مصادر شرح حال او »، رضا استادی.
[۱۴] مهاجران آل ابوطالب، ص۲۳۵.
عبدالله، در زمان حیات جدش «حسن بن زید» متولد شد و چون قبل از تولّدش، پدرش «علی» در زندان درگذشت، جدش کفالت او را به عهده گرفت.
[۱۵] سرّ السلسلة العلویة، ص۲۴.
[۱۶] عمدة الطالب، ص۹۴.
[۱۷] مجموعه مقالات کنگره حضرت عبدالعظیم علیه السّلام، ج۳، ص۵۰، مقاله «بررسی کلّی روایات حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام»، محمّد کاظم رحمان ستایش.

از عبدالله، به نقلی، پنج پسر و به نقلی، نُه پسر
[۱۸] مجموعه مقالات کنگره حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام، ج۳، ص۵۰، مقاله «بررسی کلّی روایات حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السّلام »، محمّد کاظم رحمان ستایش .
بر جای ماند که یکی از ایشان حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام بوده است.

← علی بن حسن


نام جدّ اوّل حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام، «علی» و لقب او «سدید»
[۱۹] عمدة الطالب، ص۷۰.
[۲۰] عمدة الطالب، ص۹۳.
است. وی همراه پسرعمویش عبدالله محض و گروهی دیگر از سادات حسینی، در دوران خلافت منصور بر ضد عباسیان قیام کرد. جمعی از آنان و از جمله وی، دستگیر و به بغداد منتقل شدند. او پس از مدتی در زندان وفات یافت.
[۲۱] سرّ السلسلة العلویة، ص۲۲.
[۲۲] عمدة الطالب، ص۷۰.
[۲۳] عمدة الطالب، ص۹۴.


← حسن بن زید


جد دوم حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام، « حسن» نام داشت. وی تنها فرزند پسر زید بود که از بزرگان عصر خودش به شمار می رفته، و در بین بنی هاشم ، به بخشش، کَرَم، سخاوت و خدمت به محرومان، شهرت داشته است. وی از سوی منصور عبّاسی به ولایت مدینه گمارده شد؛ ولی پس از مدتی، مورد خشم و او قرار گرفت و به زندان افتاد
[۲۵] تاریخ اسلام، ذهبی، ج۱۳، ص۴۱۴.
و در سال ۱۶۸ ق، در هشتاد سالگی از دنیا رفت.
[۲۶] سرّ السلسلة العلوی، ص۲۱.
[۲۷] عمدة الطالب، ص۷۰.


← زید فرزند امام حسن


جد سوم حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام، زید فرزند بزرگ امام حسن مجتبی علیه‌السلام است. ایشان متولی اوقاف پیامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله بوده و به جلالت قدر، کرامت طبع، عزت نفس و کثرت نیکوکاری، توصیف گردیده است. شاعران، او را ستوده اند و مردم از هر سو برای برخورداری از فضلش به وی روی می آورده‌اند.
وی در یکصد سالگی، چشم از جهان فرو بست.
[۲۹] تسرّ السلسلة العلویة، ص۲۲.
در عمدة الطالب، قول ۹۰ و ۹۵ سالگی هم گفته شده است.
[۳۰] عمدة الطالب، ص۶۹.

او در محلّی به نام «حاجز» در چند منزلی مدینه دفن گردید.
[۳۱] سرّ السلسلة العلویة، ص۲۰.


ویژگی خاندان حسنی

[ویرایش]

نگاهی گذرا به زندگی نامه نیاکان و خاندان حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام نشان می دهد که این خاندان، دارای دو ویژگی برجسته بوده اند:
اوّل: مبارزه و پیکار بر ضدّ ستم و سلطه استکباریِ حاکم به جامعه اسلامی، به گونه ای که پدر حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام در زندان از دنیا رفت و ایشان پدر خود را ندید و جدّ ایشان نیز مدتی در زندان به سر برد.
دوّم: کرامت طبع، عزّت نفس و خدمت به محرومان. ملقّب شدن عبدالعظیم به حضرت «السیّد الکریم» ریشه در این ویژگی خانوادگی این بزرگوار دارد.

جایگاه و مقام

[ویرایش]

از مطالعة تاریخ زندگانی حضرت عبد العظیم (علیه‌السّلام) این مطلب روشن می‌شود که او نسبت به ائمه زمان (علیهم‌السّلام) خود اخلاص و اعتقاد کاملی داشته و به محضر سه نفر از ائمه معصومین (علیهم‌السّلام) رسیده و از آن بزرگواران نقل حدیث کرده است. از اخبار منقوله به طور وضوح استفاده می‌گردد که وی مورد علاقه و محل اعتماد و اطمینان حضرات ائمه اطهار (علیهم‌السّلام) بوده است. فرمایشات حضرت امام رضا (علیه‌السّلام) در پیامی‌که توسط ایشان برای شیعیان فرستاده‌اند، خود شاهدی روشن برای اثبات این موضوع و حدیث «عرض دین» او خدمت امام‌هادی (علیه‌السّلام) و تصدیق آن حضرت اعتقادات حضرت عبد العظیم (علیه‌السّلام) را، دلیلی بزرگ بر ایمان و قداست و عقیدة ثابت او به ائمه هدی (علیهم‌السّلام) و مذهب حنیف جعفری می‌باشد.
حضرت عبد العظیم (علیه‌السّلام) در زمان خود، دارای موقعیتی بس عظیم داشت. وی با بزرگان شیعه و روات درجه اول ارتباط کامل داشته و با عده کثیری از اصحاب حضرت امام صادق و امام کاظم و امام رضا (علیهم‌السّلام) معاصر و هم نشین بود... هشام بن حکم، ابن‌ابی‌عمیر، علی بن جعفر (علیهم‌السّلام) ،(حالات این امامزاده واجب التعظیم مفصّلاً در جلد اول این کتاب، که مربوط به زندگانی امامزادگان مدفون در استان قم می‌باشد، نگاشته شده است.) حسن ابن محبوب، که از مشایخ او هستند، دلیل بارزی است که وی دارای مقام رفیع و ارجمندی بوده، و با این گونه اشخاص که از خواص اصحاب حضرت امام صادق و امام موسی بن جعفر (علیهم‌السّلام) بودند، مجالست داشته است.علمای رجال و فقهای بزرگ، حضرت عبدالعظیم (علیه‌السّلام) را در کتب خود آورده و او را توصیف و تمجید کرده‌اند، و همگان او را به خلوص عقیده و صفای باطن و اعتقاد صحیح و راسخ ستوده و معرفی می‌نمایند.
[۳۲] قمی، عباس، منتهی الآمال، ج۱، ص۴۶۱.
[۳۳] زندگانی چهارده معصوم، ص۱۰۴۳.
[۳۴] عطاردی، زندگانی حضرت عبدالعظیم، ص۲۴.
[۳۵] رازی، زندگانی حضرت عبد العظیم، ص۳.
[۳۶] شریف‌رازی، محمد، اختران فروزان ری و طهران، ص۱۵.
[۳۷] عالمی‌دامغانی، محمد علی، شاگردان مکتب ائمه ۳، ص۴.


درک محضر امامان

[ویرایش]

براساس آنچه در تاریخ تولد و وفات حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام گذشت، ایشان دوران حیات پنج امام از امامان اهل بیت علیهم‌السلام - یعنی امام کاظم علیه‌السلام تا امام عسکری را درک کرده است؛ اما این بِدان معنا نیست که به محضر همه آنها هم رسیده و یا از آنها سخنی نقل کرده است.
آنچه قطعی و مسلّم است، این است که ایشان محضر امام جواد علیه‌السلام و امام هادی علیه‌السلام را درک نموده و از آنها احادیث فراوانی نقل کرده که بخشی از آنها در این حکمت‌نامه آمده‌اند. همچنین اگر به روایت کتاب الاختصاص منسوب به شیخ مفید اعتماد کنیم، حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام محضر امام رضا علیه‌السلام را نیز درک کرده و از ایشان روایت نموده است لیکن نمی توان به این روایت اعتماد کرد
[۳۹] معجم رجال الحدیث، خوئی، ابوالقاسم، ج‌۱۰، ص‌۴۹، ش ۶۵۸۰.
و بر فرض پذیرش آن، احتمال دارد مقصود از « أبی الحسن »، امام هادی علیه السّلام باشد و کلمه «الرضا» توسط راوی یا مستنسخ، افزوده شده باشد.
گفتنی است که طبق برخی از نسخه‌های رجال الطوسی، حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام از اصحاب امام عسگری شمرده و در کتاب شرعة التسمیة میرداماد نیز آمده که ایشان محضر امام عسکری علیه‌السلام را نیز درک کرده است؛
[۴۱] شرعة التسمیة، ص۴۵.
لیکن روایتی از آن امام، از طریق ایشان به ما نرسیده است.

نسب‌شناسی

[ویرایش]

نسب آن حضرت با چهار واسطه به امام حسن مجتبی (علیه‌السّلام) منتهی می‌شود، بدین نحو: عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن حسین الامیر بن زید بن امام حسن مجتبی (علیه‌السّلام) .
[۴۲] عبیدلی، ابی الحسن محمد بن ابی جعفر، تهذیب الانساب، ص۱۳۹.
[۴۳] علوی عمری، نجم الدین، علی بن محمد، المجدی، ص۳۵.
[۴۴] گیلانی، کیاء، سراج الانساب، ص۴۷.
[۴۶] حسنی، ابن عنبة، الفصول الفخریه ۱۰۷.
[۴۷] ابن عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب، ص۷۱.
[۴۸] بخاری، سهل بن عبدالله، سرالسلسله العلویه، ص۲۴.
[۴۹] حسینی، عبدالرزّاق کمونة، مشاهد العتره الطاهره، ص۹۶
جدة مادری او «لبابه» از بنی‌هاشم و دختر عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب است. او در ابتدا همسر حضرت ابوالفضل العباس (علیه‌السّلام) بود که از او عبید الله به دنیا آمد و پس از شهادت آن حضرت به همسری زید بن امام حسن (علیه‌السّلام) در آمد و از آن جناب حسن الامیر به دنیا آمد پس معلوم شد که پدر حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه‌السّلام) عبدالله قافه و مادرش دخترزادة اسماعیل بن ابراهیم و یا به گفتة منتقلة الطالبیه‌ام ولد بوده است، اما ابونصر بخاری نام مادر حضرت عبدالعظیم (علیه‌السّلام) را امینة دختر اسماعیل بن ابراهیم می‌داند.
[۵۰] بخاری، سهل بن عبدالله، سرالسلسله العلویه، ص۲۴.
کنیة حضرت عبدالعظیم، ابوالقاسم بود. و به آن شهرت داشت به گفته صاحب بن عباد، ابوالفتح، کنیه و شهرتش بوده است.
[۵۱] بخاری، سهل بن عبدالله، سرالسلسله العلویه، ص۲۴.


ایمان عبد العظیم

[ویرایش]

ایمان، مقام علمی‌و فضایل اخلاقی عبد العظیم (علیه‌السّلام) از زبان ائمه معصومین (علیه‌السّلام)
صدوق (رحمه الله در کتاب کمال الدین
[۵۲] صدوق، محمد بن علی، کمال الدین ۲، ص۵۱.
[۵۳] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۶۹، ص۲.
در ضمن حدیث «عرض دین» آورده است: وقتی که حضرت عبدالعظیم (علیه‌السّلام) خدمت امام‌هادی (علیه‌السّلام) مشرف شد و عقاید خود را اظهار نمود، امام فرمود: تو از دوستان حقیقی ما هستی.
ابو نصر بخاری در بیان حالات فرزندان امام حسن مجتبی (علیه‌السّلام) از ابو علی محمد بن همام (ابو علی محمد بن ابی بکر همام بن سهیل کاتب اسکافی از بزرگان علما و محدثین جلیل القدر بوده. شیخ در رجال خود این راوی را از ثقات روات و مشایخ عظیم الشان شمرده است. نجاشی نیز او را توثیق کرده و از وی به عظمت یاد می‌کند. علامه درقسم اول خلاصه از این محدث جلیل القدر تجلیل زیادی به عمل آورده است. محمد بن همام از معاصران شیخ کلینی بوده که در سال ۳۳۲ ه. ق وفات نموده است.) از حضرت امام حسن عسکری (علیه‌السّلام) روایت کرده که در نزد آن جناب از عبدالعظیم حسنی (علیه‌السّلام) صحبت به میان آمد، حضرت فرمود: اگر عبدالعظیم حسنی (علیه‌السّلام) نبود، می‌گفتم علی بن حسن بن زید بن حسن (علیه‌السّلام) فرزندی از خود باقی نگذاشته است.
[۵۴] عطاردی، عزیز الله، عبد العظیم حیاته و مسنده، ص۲۶.

مؤلف کتاب جنة النعیم یا روح و ریحان و دیگران نوشته‌اند: شخصی به نام اباحماد رازی از شیعیان و موالیان شهر ری با مشکلات آن زمان به سامراء رفت و خدمت امام زمانش حضرت امام علی النقی (علیه‌السّلام) رسید و مسائلی را پرسید.
پس امام پاسخ او را چنین داد:
«اما بعد یا اباحماد اذا اشکل علیک شیء من امر دینک فاسئل عنه من عبدالعظیم الحسنی و اقراه منّی السلام».
‌ای اباحماد! هرگاه مشکلی از امور دینی برایت پیش آمد، جواب مشکل خود را از عبدالعظیم حسنی بخواه و سلام مرا به او برسان.»
[۵۵] شریف‌رازی، محمد، اختران فروزان ری و طهران، ص۳۷.
[۵۶] رازی، زندگانی عبدالعظیم، ص۲۹.


جایگاه رجالی

[ویرایش]

سید جلیل القدر حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه‌السّلام) در میان فرزندان ائمه هدی (علیهم‌السّلام) ، گذشته از چند تن، از همه افضل و اعلا، بلکه از اجلاء الساداة و سادة الاجلاء بوده و شیخ بزرگوار صدوق
[۵۷] صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه ۲، ص۸۰.
[۵۸] قمی، عباس، سفینه البحار ۲، ص۱۲۱.
(علیه الرحمه) او را چنین ستوده است: «کان عبدالعظیم الحسنی عابداً ورعاً مرضیاً؛ حضرت عبدالعظیم (علیه‌السّلام) شخصی خداپرست، پارسا و پسندیدة خدا و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم و مردم بوده است».
اسماعیل بن عباد معروف به صاحب بن عباد، که وزیر فخر الدوله دیلمی‌ بود، می‌گوید:
«عبدالعظیم حسنی (علیه‌السّلام) مردی با ورع، پارسا و پرهیزگار و دیندار و خداپرست، معروف به امانت داری، و دارای صداقت لهجه، و دانای به امور دین، و گویای توحید، و عدل بسیار بود و در زمان خودش در علم و ادب و فضل و دانش و تقوا بعد از امام زمانش، بر تمام معاصران خویش برتری داشته و اتکایی کامل و نهایت توسل به معصومین (علیهم‌السّلام) را دارا بود. هیچ کس را منزلت او نبوده و به تمام معنا تبعیت و تقلید از حضرات ائمه می‌نمود و در اولاد و احفاد حضرت امام حسن مجتبی (علیه‌السّلام) کسی به قدر رتبه و مقام او به منصة ظهور نرسیده است»
[۵۹] رازی، زندگانی حضرت عبدالعظیم، ص۲۲.


اهتمام به نقل احادیث

[ویرایش]

او از اصحاب و یاران مورد اعتماد امام جواد و امام هادی (علیهما‌السّلام) و مردی دانشمند و با تقوا بود و به نقل احادیث اهتمام ویژه داشت. او از دو امام یاد شده و نیز گروهی از اصحاب موسی بن جعفر و علی بن موسی (علیهماالسّلام) روایت کرده است و امام جواد و امام هادی علیهما السّلام نامه‌هایی به او نوشته‌اند. امام دهم (علیه‌السّلام) به برخی یاران خود سفارش می‌کرد که در امور دینی و تکالیف شرعی خود به عبدالعظیم حسنی مراجعه کنند و سلام او را به وی برسانند. بر این اساس بزرگان شیعه به او اعتماد داشتند و روایات او را با اطمینان اخذ و روایت می‌کردند.

عظمت علمی

[ویرایش]

برای اثبات عظمت علمی حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام کافی است که بدانیم امام معصوم، مردم را برای حل مشکلات دینی و یافتن پرسش های اعتقادی و عملی‌شان، به ایشان ارجاع داده است.
صاحب بن عَبّاد در رساله‌ای که در شرح حال حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام نوشته، این رساله در سال ۵۱۶ ق، به خط یکی از بنی بابویه نگارش یافته است در توصیف علمی ایشان آورده: ابو تراب رویانی، روایت کرد که شنیدم ابوحمّاد رازی می گفت: خدمت امام هادی علیه‌السلام در سامرّا رسیدم و مسائلی از حلال و حرام از ایشان پرسیدم. امام به پرسش‌های من پاسخ داد و هنگامی که خواستم از ایشان خداحافظی کنم به من فرمود:
یا أبا حَمّاد! اَشکَلش عَلشیک شَی ءٌ مِن امرِ دینِک بنا حِیَتِک فَسَل عَنهُ عَبدَالعَظیمِ بنَ عَبدِاللهِ الحَسَنِیّ و اقرِئهُ مِنِّی السَّلامَ.
ای ابو حماد ! هنگامی که چیزی از امور دینی در منطقه‌ات برای تو مشکل شد، از عبدالعظیم بن عبدالله حسنی بپرس و سلام مرا به او برسان.
[۶۱] شناخت‌نامه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام و سهرری، مجموعه رساله‌های خطّی و سنگی، ص ۲۳، رساله «رساله فی فضل عبدالعظیم علیه‌السلام» صاحب بن هباد.

این تعبیر، به روشنی نشان می دهد که حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام در عصر خود، مجتهد توانمندی بوده که براساس اصول و قواعدی که از اهل بیت علیهم‌السلام در اختیار داشته، می توانسته دیدگاه های اسلام ناب را در زمینه های مختلف اعتقادی و عملی، استخراج کند و به پرسش های مردم پاسخ گوید.
بنابراین، ایشان تنها یک محدّث و راوی احادیث اهل بیت عليهم‌السلام نبوده است؛ بلکه از علمای بزرگ خاندان رسالت بوده که پس از معصومان، توان پاسخگویی به مسائل علمی را داشته و توانمندی علمی اش مورد تأیید و تصدیق امام هادی علیه‌السلام قرارگرفته است.

تألیفات

[ویرایش]

مرحوم نجاشی در کتاب رجال خود که با موضوع «مؤلّفان شیعه » تألیف شده، از حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام نام برده و کتاب خطب امیرالمؤمنین علیه‌السلام را به وی نسبت داده است. چه بسا سیّد رضی رحمة الله در تدوین نهج البلاغه از این کتاب استفاده کرده باشد و این کتاب از مصادر اصلی نهج البلاغه باشد ! نجاشی در پایان شرح حال حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام ، سند خودش را به روایات ایشان، از طریق استادش ابن نوح، به حضرت عبدالعظیم می‌رساند.
شیخ طوسی نیز در کتاب الفهرست خود که موضوع آن، معرفی مؤلّفان و مصنفان شیعه است از حضرت عبدالعظیم نام می‌برد و می‌گوید: «له کتاب». سپس سند خودش را به احمد بن ابی عبدالله برقی می رساند که او از حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام نقل حدیث می‌کند. صاحب بن عباد نیز در احوال حضزت عبدالعظیم علیه‌السلام ، عبارت:« له کتاب یسمسه کتاب یوم و لیلة » را آورده است.
[۶۵] شناخت‌نامه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام و شهرری/ مجموعه رساله های خطّی و سنگی، ص ۲۱ (رساله «رسالة فی فضل عبدالعظیم علیه‌السلام» صاحب بن عبّاد).


روایات حضرت عبدالعظیم

[ویرایش]

بخش قابل توجهی از کتاب هایی که در شرح حال حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام تألیف شده اند، به روایاتی اختصاص یافته که در سلسه سند آنها قرار گرفته است، مانند:
کتاب جنّات النعیم،
[۶۶] نگارش ملّا اسماعیل فدایی‌کزاری (‌م ۱۲۶۳ ق).
شصت روایت؛ روح و ریحان،
[۶۷] نگارش ملا محمدباقر کجوری (م ۱۳۱۳ ق).
۵۷ روایت؛ التذکرة العظیمیة،
[۶۸] نگارش محمّد ابراهیم کلباسی (م ۱۳۶۲).
چهل روایت؛ عبدالعظیم الحسنی حیاته و مسنده
[۶۹] نگارش عزیزالله عطاردی (معاصر).
، ۷۸ روایت؛ مسند حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام - که در مجموعه آثار کنگره حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام به چاپ رسیده -، یکصد و بیست روایت.
[۷۰] مسند حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام، ص۱۹.

لیکن باید توجه داشت که آنچه بدان اشارت رفت، همه روایات حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام نیستند. صاحب بن عباد، ایشان را « کثیرالحدیث و الروایة » توصیف کرده و در رساله کوتاه خود، ایشان را چنین توصیف نموده:
ذو ورع و دین، عابد معروف بالامانة و صدق اللهجة، عالم بامور الدین، قائل بالتوحید و العدل، کثیر الحدیث و الروایة.
[۷۱] شناخت‌نامه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام و شهرری/ مجموعه رساله‌های خطّی و سنگی، ص‌۲۱ ( رساله «رسالة فی فضل عبدالعظیم علیه‌السلام»، صاحب بن عبّاد ).

عبدالعظیم، شخصی پرهیزکار و دیندار بود. اهل عبادت بود و به امانتداری و راستگویی شهرت داشت. به امور دینی دانا بود. توحید و عدل را باور داشت و بسیار حدیث و روایت از اهل بیت علیه‌السلام نقل می کرد.
همانگونه که پیش از این اشاره شد، کتاب خطب امیرالمؤمنین و کتاب یوم و لیلة از جمله مصنفات ایشان است، و بر این اساس باید گفت: بسیاری از روایات حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام به دلایل مختلف به ما نرسیده‌اند.

عظمت معنوی

[ویرایش]

مهم ترین نشانه عظمت معنوی و مقامات باطنی حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام برابری فضیلت زیارت مزار آن بزرگوار، با فضیلت زیارت سیّدالشهداء است. شیخ المحدّثین، صدوق، از محمد بن یحیی عطّار – که یکی از اهالی ری است – این گونه نقل کرده که: خدمت امام هادی علیه‌السلام رسیدم. ایشان فرمود: «کجا بودی ؟» گفتم: حسین بن علی علیه‌السلام را زیارت کردم. امام هادی علیه‌السلام فرمود: أما إنّک لَوزُرتَ قَبرَ عَبدِالعَظیمِ عِندَکُم کُنتَ کَمَن زارَ الحُسَینَ بنَ عَلِیٍّ علیه‌السلام . بدان که اگر قبر عبدالعظیم را در شهر خودتان زیارت کنی، مانند کسی هستی که حسین بن علی علیه‌السلام را زیارت کرده باشد. برای توضیح این روایت و تبیین عظمت معنوی حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام ، باید موضوعات: فضیلت زیارت امام حسین علیه‌السلام و مقصود از برابری زیارت حضرت عبدالعظیم با زیارت امام حسین علیه‌السلام و حکمت آن، بررسی گردند.

مهاجرت به ری

[ویرایش]

جزئیات مسائل مربوط به علل مهاجرت حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام به شهرری، مشخص نیست؛ لیکن می توان گفت که سابقه مبارزاتی خاندان آن بزرگوار از یک سو، و شخصیت علمی و جهادی و ارتباط بسیار نزدیک حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام با اهل بیت علیه‌السلام از سوی دیگر، موجب شدند که ایشان در سال‌های پایانی زندگی، تحت تعقیب حکومت وقت، قرار گیرد. از این رو، برای ادامه فعالیت‌ها و چه‌بسا با اشاره امام هادی علیه‌السلام ، زندگی مخفی را انتخاب کرد، و با لباس پیک و به صورت مسافری ناشناس، وطن اصلی خود را ترک کرد و شهرهای مختلفی را پشت سر گذاشت تا آن که در شهرری در مکانی به نام «سربان» رحل اقامت افکند و در خانه یکی از پیروان اهل بیت علیه‌السلام در محلّه ای – که «سکّة الموالی» نامیده می شد - سکونت یافت. روزها روزه بود و شب‌ها به عبادت می پرداخت و گاه به صورت مخفیانه از خانه ای که در آن ساکن بود، خارج می شد و به زیارت قبری که هم اکنون در مقابل مزار او قرار دارد، می رفت و می فرمود: این، قبر مردی از فرزندان موسی بن جعفر علیه‌السلام است.
معلوم نیست که حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام چند سال در شهرری سکونت داشته است. مسلّم، این است که ایشان به قدری در این شهر بوده که بیشتر شیعیان ری، به تدریج با ایشان آشنا شده بودند
[۷۴] این مطلب در گزارش نجاشی و صاحب بن عبّاد آمده است.
، و با در نظر گرفتن این که ایشان به شدت تحت تعقیب بوده و ارتباط تک تک مردم با او چه‌بسا مدت‌ها طول می‌کشید، می‌توان گفت: احتمالاً ایشان چند سال از سال‌های پایانی عمر خود را در ری گذرانده است. همچنین رفت و آمد بیشتر با وی، حاکی از فعّالیت‌های فرهنگی و سیاسی اوست.

همسر و فرندان

[ویرایش]

فخر رازی در کتاب «الشجرة المبارکه» می‌نویسد: «از فرزندان عبدالله بن علی، دو تن دارای فرزند پسر بودند که یکی از آنها عبدالعظیم مقتول در شهر ری می‌باشد که مشهد او معروف و مشهور است.» با وجود گفتار طریحی و فخر رازی، مشهور چنین است که آن حضرت بر اثر بیماری از دنیا رفته است، صاحب بن عباد هم که رساله‌ای دربارة آن حضرت نوشته، همین قول را اختیار کرده است.
همسر و فرزندان حضرت عبدالعظیم (علیه‌السّلام)
علمای انساب و نویسندگان، زوجة و همسر محترمه حضرت عبدالعظیم (علیه‌السّلام) را به نام «خدیجه بنت قاسم بن حسن الامیر»
[۷۶] قمی، عباس، منتهی الآمال، ۱، ص۴۶۰. جناب آقای اردستانی درکتاب خود، خدیجه را دختر حسن بن حسن نوشته است که یقیناً غلط می‌باشد، زیرا هیچ یک از مورخان و علمای انساب برای حسن فرزندی به نام حسن ثبت ننموده‌اند و اگر هم منظور ایشان حسن فرزند امام حسن مجتبی بوده، وی دختری به نام خدیجه نداشته است. .
[۷۷] علوی عمری، نجم الدین، علی بن محمد، المجدی، ص۲۰.
[۷۸] مروزی‌علوی، اسماعیل بن حسین، الفخری فی انساب الطالبین، ص۱۳۰.
[۷۹] عبیدلی، ابی الحسن محمد بن ابی جعفر، تهذیب الانساب، ص۱۰۵.
[۸۰] ابن عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب، ص۷۲.
[۸۱] گیلانی، کیاء، سراج الانساب، ص۳۴.
[۸۲] فخر رازی، محمد بن عمر، الشجره المبارکه، ص۴۱.
که دختر عموی پدر آن حضرت بود، را ثبت نموده‌اند، و در حالات قاسم نوشته‌اند که وی به زهد و ترک دنیا معروف بوده و از طرف پدر و مادر به حضرت امام حسن مجتبی (علیه‌السّلام) بر می‌گرد، زیرا که مادرش‌ام سلمه دختر حسین بن اثرم بن حسن بن علی بن ابی طالب (علیهم‌السّلام) می‌باشد.
در رابطه با فرزندان حضرت عبدالعظیم بین مورخین اختلاف نظر وجود دارد. لذا ما به جهت جمع این اقوال می‌گوییم:
اولاً: به طور یقین برای حضرت عبدالعظیم (علیه‌السّلام) فرزندی به نام محمد بوده، که به جهت فرزند نداشتن محمد، عده‌ای از علمای انساب من جمله صاحب کتاب تهذیب الانساب، خود عبدالعظیم (علیه‌السّلام) را بدون فرزند تصور می‌نماید که می‌توان چنین توجیه نمود که چون تنها فرزند حضرت عبدالعظیم (علیه‌السّلام) ، محمد بود و او فرزند نداشت، لذا علمای انساب، خود عبدالعظیم (علیه‌السّلام) را بدون فرزند تصور نموده‌اند.
ثانیاً: همان طوری که بیان گردید، عده‌ای از مورخان و علمای انساب، نسبت به نام و نسب همسر محترمه حضرت عبدالعظیم (علیه‌السّلام) اختلاف کرده و برخی زوجه حضرت عبدالعظیم را خدیجه بنت قاسم بن حسن بن زید
[۸۴] قمی، عباس، منتهی الآمال ۱، ص۴۶۱.
[۸۵] اعرجی، جعفر بن محمد، مناهل الضرب، ص۹۷.
و برخی دیگر فاطمه بنت عقبة بن قیس الحمیری
[۸۶] علوی اصفهانی، ابن طباطبا، ابراهیم بن ناصر، منقلة الطالبیه، ص۱۵۷.
می‌دانند.
باید گفت که خدیجه دختر قاسم بن حسن بن زید به اتفاق جمیع علمای انساب و مورخان زوجة جناب حضرت عبدالعظیم (علیه‌السّلام) بوده و مؤلف کتاب انساب مجدی به آن تصریح کرده، و هیچ جای تردید نیست، اما مؤلف کتاب «منتقلة الطالبیه» هم، در کتابش برای آن حضرت زوجه‌ای به نام فاطمه دختر عقبه ذکر کرده که احتمال داده میشود، هر دوی این بانوان محترمه، منکوحه جناب عبدالعظیم (علیه‌السّلام) بوده باشند.
اما در این که کدام یک از فرزندان، (محمد، خدیجه، رقیه، ‌ام سلمه، قاسم، احمد، صفیه و فاطمه) متعلق به این بانوان باشد، اختلاف است.
اما چون اکثر علما در این که «محمد» و «ام سلمه» از «خدیجه بنت قاسم» هستند اتفاق دارند، می‌توان برای آن بانو، این دو فرزند را قائل شد.
ابن طباطبا در «منقلة الطالبیه»، خدیجه، رقیه و احمد را که اتفاق نظر در آن است، برای فاطمه دختر عقبة بن قیس محسوب نمود.
و باید یادآور شد که چون قاسم و صفیه را هیچ کدام از قدمای علمای انساب در تعداد فرزندان حضرت عبدالعظیم (علیه‌السّلام) بر نشمرده‌اند، لذا این احتمال می‌رود که برادر زادگان آن حضرت را به او نسبت داده باشند. والله العالم.

ویژگی‌های اخلاقی

[ویرایش]

عبادت و سخاوت از ویژگی‌های حضرت عبدالعظیم (علیه‌السّلام) است.
در کتاب زندگانی حضرت عبدالعظیم (علیه‌السّلام) ، تالیف دانشمند محترم جناب آقای شیخ محمد شریف رازی، بعد از مبحث روش آن حضرت در مدینه و عراق قبل از مهاجرتش به ایران، که همراه با تقیه و اختفا بوده است، می‌نویسد:
[۸۷] زندگانی حضرت عبدالعظیم، رازی، ص۲۸.

«در عبادت حضرت عبدالعظیم (علیه‌السّلام) رسیده است که در مدت عمر شریفش بیشتر روزها، بلکه غالب ایام را روزه و شب‌ها را به عبادت و ستایش خداوند متعال می‌گذرانید». این مطلب را صاحب بن عباد بیان نموده که مرحوم نوری در آخر کتاب مستدرک الوسائل
[۸۸] نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ۳، ص۶۱۳.
خود چنین آورده:
«حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه‌السّلام) از حکومت زمان خود در هراس و مورد تهدید بود، و به همین دلیل وطن خود را ترک کرد و به طور ناشناس از این شهر به آن شهر می‌گریخت، تا این که وارد «شهر ری» شد و در محله «ساربانان»، خانه یکی از شیعیان، در «کوی بردگان» ساکن گردید و به عبادت و راز و نیاز با قاضی الحاجات و پروردگار خود مشغول شد.
وی روزها را در «سرداب» خانه به سر می‌برد و روزه می‌گرفت و شب‌ها را به نماز و مناجات می‌پرداخت.»
از این رو علامه نسابه سید جعفر اعرجی نجفی حسینی متوفای ۱۳۳۲ ه. ق می‌نویسد؛ «اما عبدالعظیم بن عبدالله بن علی، فهو السید الجلیل الزاهد العابد التقی النقی، سنی الفضائل و المناقب»
[۸۹] اعرجی، جعفر بن محمد، مناهل الضرب، ص۱۶۲ ۱۶۳.

عبدالعظیم حسنی (علیه‌السّلام) سیدی جلیل، پرهیزگار، عابدی متقی و پاک که دارای فضایل و مناقب بی شماری است.
اما در بذل و بخشش وجود و سخاوت آن بزرگوار وارد شده است که تنها کسی که اقتدا و تبعیت از جد بزرگوار خود امام حسن مجتبی (علیه‌السّلام) نمود، او بوده است یعنی همان طوی که حضرت امام حسن مجتبی (علیه‌السّلام) ، سخی‌ترین مردم در زمان خود بود، به گونه‌ای که چند مرتبه تمام اموال خویش را میان فقرا و بی نوایان تقسیم نموده و چیزی را برای خود نگه نداشت، همین طور فرزند ارجمند و نواده بزرگش حضرت عبدالعظیم (علیه‌السّلام) چندین مرتبه اموال خود را میان فقرا و ضعفا تقسیم نمود و بیچارگان را مدد و یاری کرد که البته باید گفت «الولد سر ابیه» کلامی‌است صادق:
حضرت عبدالعظیم به تمام معنا فرزند آن پدر است.

زیارت حضرت عبدالعظیم

[ویرایش]

دربارة زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه‌السّلام) جای شک و تردید نیست که از سوی امام معصوم (علیه‌السّلام) برای اصل زیارت وی توصیه شده است، لذا از وظایف اخلاقی و دین ما محسوب می‌شود که به زیارت آن بزرگوار بشتابیم و از فیض زیارت وی بیش از پیش بهرمند گردیم.
در بیانی «مرحوم محدث قمی‌ رحمه الله» از امام معصوم روایت می‌کند، پاداش زیارت حضرت عبدالعظیم (علیه‌السّلام) را بهشت معین فرموده است.
[۹۰] قمی، عباس، سفینه البحار، ۲، ص۱۲۱.

و همچنین جعفر بن محمد بن جعفر بن موسی بن قولویه قمی‌ رحمه الله ، که در قرن چهارم هجری می‌زیست، با واسطة علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی‌ رحمه الله ، و محمد بن یحیی عطار قمی‌ رحمه الله ، که همگان از رجال بزرگ علم حدیث و از ثقات بوده‌اند،
[۹۲] اردبیلی، محمد بن علی، جامع الروات، ج۱، ص۱۵۸ و ۵۷۴.
[۹۳] اردبیلی، محمد بن علی، جامع الروات، ج۲، ص۲۱۳.
[۹۴] اردستانی، زندگانی عبدالعظیم، ص۲۰۸.
از قول مردی از «ری» روایت کرده‌اند، که گفته است:
من به هنگام بازگشت از کربلاء در شهر سامراء به حضور امام‌هادی (علیه‌السّلام) رسیدم، آن حضرت فرمود: کجا بوده‌ای؟
گفتم: از زیارت حضرت سید الشهدا (علیه‌السّلام) بر می‌گردم.
آن حضرت فرمود: اَما انَّکَ لَوْ زُرْتَ قَبْرَ عَبْدُالْعَظیم عنْدَکُمْ، لَکُنْتَ کَمَنْ زارَ الْحُسَیْنَ علیه السّلام ؛
اما اگرتو، قبر حضرت عبدالعظیم (علیه‌السّلام) را که نزد خود‌ شماست زیارت می‌کردی، مثل کسی بودی که حضرت امام حسین (علیه‌السّلام) را زیارت کرده باشد.

← برابری با زیارت امام حسین


در احادیث اهل بیت «عليهم‌السلام»، فضایل، آثار و برکات فراوانی برای زیارت امام حسین علیه‌السلام بیان شده است، مانند: آمرزیده شدن گناهان، دعای فرشتگان، دعای اهل بیت «عليهم‌السلام» طولانی شدن عمر، افزوده شدن روزی، زدوده شدن اندوه، شادی دل، تبدیل شدن بدی‌ها به خوبی ها، تبدیل شدن شقاوت به سعادت، و برخورداری از حق شفاعت. همچنین در شماری از احادیث، فضیلت زیارت امام حسین علیه‌السلام بیشتر از حج و حتی طبق برخی از احادیث، ثواب آن، بیش از هزار حج و هزار عمره است.
[۹۸] دانش‌نامه امام حسین علیه‌السلام، ج۱۱ (فصل سوم و چهارم از بخش سیزدهم).
[۹۹] دانش‌نامه امام حسین علیه‌السلام، ج۱۱، ص۱۰۱-۱۱۱ (پژوهش درباره ارزش زیارت امام حسین علیه‌السلام).


←← مقصود از برابری زیارت


مسئله این است که براساس حدیث یاد شده، آیا زیارت حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام به طور مطلق می تواند جایگزین زیارت امام حسین علیه‌السلام شود و یا در شرایط خاصی، از چنین فضلیتی برخوردار است؟ در یک جمله، آیا برابری زیارت عبدالعظیم علیه‌السلام و زیارت امام حسین علیه‌السلام مطلق است و یا مقید؟ بی تردید، مقصود امام هادی علیه‌السلام در حدیث یاد شده، این نیست که از فضایل زیارت امام حسین علیه‌السلام بکاهد و یا در بیان فضیلت حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام مبالغه نماید. بنابراین، در پاسخ به سؤالی که مطرح شد، می توان گفت: برابری فضیلت زیارت عبدالعظیم علیه‌السلام و امام حسین علیه‌السلام مقیّد است به فضای سیاسی ویژه ای که پیروان اهل بیت «عليهم‌السلام» درآن مقطع تاریخی درآن زندگی می کردند، در زمانی که اختناق شدیدی جهان اسلام را فراگرفته بود و جامعه تشیع در دوران زمامداری افرادی مانند: متوکّل، مُعتّز و معتمد عباسی، سخت ترین دوران های تاریخیِ خود را سپری می‌کرد. در چنین شرایطی، امام هادی علیه‌السلام به منظور پیشگیری از خطرهایی که از طرف حکومت‌های وقت، شیعیان را تهدید می کرد، فضیلت زیارت حضرت عبدالعظیم را با زیارت امام حسین علیه‌السلام برابر دانسته است. به تعبیری روشن تر، زیارت حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام برای کسانی که آمادگی خطرپذیری برای زیارت امام حسین علیه‌السلام را داشته باشتند، پاداشی معادل زیارت آن حضرت دارد و حرم حضرت عبدالعظیم علیه السّلام شعبه ای از حرم سیدالشهدا علیه‌السلام است. و این خود، فضیلتی بزرگ و حاکی از جایگاه بلند عبدالعظیم در نزد اهل بیت «عليهم‌السلام» است. و این خود، فضیلتی بزرگ و حاکی از جایگاه بلند عبدالعظیم در نزد اهل بیت «عليهم‌السلام» و عظمت معنوی ایشان است.

←← حکمت برابری


برابری فضیلت زیارت حضرت عبدالعظیم با زیارت سالار شهیدان هرچند در شرایط ویژه، بی‌تردید بدون حکمت نیست. شاید نتوان به حکمت آن پی برد؛ لیکن راز و رمز این فضیلت بزرگ را باید در شخصیت علمی، عملی و جهادی آن بزرگوار، جست‌وجو کرد. در میان امام زادگان، شخصیت های بزرگی وجود دارند؛ اما درباره هیچ یک از آنها نقل نشده و حداقل به ما نرسیده که زیارتش با زیارت سیدالشهدا برابری کند. بنابراین، حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام باید از خصوصیات و مقامی برخوردار باشد که از مرقد مطهرش نور حرم حسینی ساطع گردد و شمیم دل انگیز سیّدالشهدا از آن استشمام شود. گفتنی است که احادیث دیگری نیز در فضیلت زیارت حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام نقل شده اند، مانند آنچه از شهید ثانی در تعلیقه خلاصة الاقول علامه حلّی از امام رضا علیه‌السلام نقل شده که فرمود: هر کس قبر عبدالعظیم را زیارت کند، بر خدا لازم می شود که که او را داخل بهشت کند.
[۱۰۰] حاشیة الشهید الثانی علی خلاصة الأقوال، ص۱۹۱، ح۲۸۹.
[۱۰۱] مجموعه مقالات کنگره حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام ، ج۳، ص۴۲ (مقاله «زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام»، رضا استادی).

و در حدیث دیگری از آن امام آمده که فرمود: هرکس نمی تواند مرا زیارت کند، برادرم عبدالعظیم حسنی را در ری زیارت کند.
[۱۰۲] مجموعه مقالات کنگره حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام ، ج۳، ص۴۳ ( مقاله «زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام ، رضا استادی).

لیکن این احادیث، علاوه بر ارسال و ضعف سند، از نظر تاریخی نیز مورد خدشه‌اند؛ زیرا حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام سال ها پس از شهادت امام رضا علیه‌السلام زنده بوده است، مگر این که بگوییم از اخبار غیبیه امام رضا علیه‌السلام هستند.

وفات و مدفن حضرت عبدالعظیم

[ویرایش]


← تاریخ وفات


از تاریخ تولد حضرت عبدالعظیم (علیه‌السّلام) اطلاع درستی در دست نیست. مورخان از سال ورود آن حضرت به ری و این که آیا وی به مرگ طبیعی از دنیا رفته و یا به شهادت رسیده است، اخبار دقیقی نقل نکرده‌اند و هر یک قولی را برگزیده‌اند و دربارة تاریخ ولادت و وفات یا شهادت او، کمتر سخن به میان آورده‌اند، اما دانشمند فرزانه جناب علامه محقق مرحوم شیخ آغا بزرگ تهرانی رحمه الله با تحقیقات فراوان در کتاب خود
[۱۰۳] تهرانی، آغا بزرگ، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ص۱۶۹.
تاریخ تولد وفات آن حضرت را به دست آورده است.
ایشان در کتاب بسیار پر اهمیت الذریعه الی تصانیف الشیعه از کتابی به نام الخصائص العظیمیه در شرح زندگانی حضرت عبدالعظیم (علیه‌السّلام) نام می‌برد، و نویسنده آن کتاب را شیخ جواد بن مهدی لاریجانی متوفای سوم جمادی الثانی ۱۳۵۵ ه. ق معرفی می‌کند، و می‌گوید: این نویسنده، کتاب دیگری به نام نورالآفاق لشهاب الانهار النفاق دارد، که این کتاب در سال ۱۳۴۴ ه. ق به چاپ رسیده است، و در این کتاب از کتاب الخصائص العظیمیه نقل کرده است که ولادت آن حضرت چهارم ربیع الثانی به سال ۱۷۳ هجری
[۱۰۴] ذوعلم، محمدحسین، نورالآفاق، ص۱۵.
در مدینه واقع شده، و آن بزرگوار در روز جمعه پانزدهم شوال ۲۵۲ ه. ق، در شهر ری وفات یافته است.
[۱۰۵] تهرانی، آغا بزرگ، الذریعه الی تصانیف الشیعه ۷، ص۱۶۹.

روی این حساب، حضرت عبدالعظیم (علیه‌السّلام) ۷۹ سال عمر کرد اما کیفیت شهادت یا وفات حضرت عبد العظیم نیز دقیقاً معلوم نیست، و برخی از مورخان او را مسموم می‌دانند و بعضی دیگر می‌گویند که حضرت عبدالعظیم را زنده به گور کرده‌اند. چنانکه در کتاب روح و ریحان
[۱۰۶] واعظ کجوری، محمد باقر بن اسماعیل، روح و ریحان، ص۳۹۹.
به نقل ار فخر الدین طریحی که در منتخب خود نوشته: «و ممن دفن حیا عبدالعظیم حسنی بری... ؛ از کسانی که زنده به گور دفن شد، جناب عبدالعظیم حسنی (علیه‌السّلام) می‌باشد که در شهر ری دفن گردیده است».

← سبب وفات


بر پایه گزارش نجاشی و صاحب بن عبّاد، حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام در اثر بیماری و به مرگ طبیعی از دنیا رفته است.
[۱۰۸] شناخت‌نامه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام و شهرری/ مجموعه رساله‌های خطّی و سنگی: ص۲۲ (رسالة «رسالة فی فضل عبدالعظیم علیه‌السلام »، صاحب بن عبّاد).

هنگامی که بدن شریفش را برای غسل دادن برهنه کردند، در جیب ایشان ورقه‌ای یافت شد که در آن، نسب ایشان تا امیرمؤمنان علیه‌السلام نوشته شده بود.
[۱۰۹] شناخت‌نامه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام و شهرری/ مجموعه رساله‌های خطّی و سنگی، ص۱۱ (رسالة «رسالة فی فضل عبدالعظیم علیه‌السلام»، صاحب بن عبّاد).
لیکن در کتاب الشجرة المبارکة در باره سبب وفات حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام آمده: و قتل بالری و مشهده بها معروف و مشهور.
[۱۱۰] الشجرة المبارکة، فخر رازی (م ۶۰۶ ق)، ص۶۴ ( از منشورات کتاب خانه آیة الله مرعشی).
حضرت عبدالعظیم در ری کشته شده و مزار او در آن جا معروف و مشهور است.
همچنین در کتاب المنتخب طریحی آمده:
قیل: و ممن دفن حیا من الطالبین عبدالعظیم الحسنی بالری.
[۱۱۱] المنتخب، طریحی، ص ۷. گفتنی است که بسیاری از گزارش‌های این کتاب، ضعیف و نادرست‌اند و لذا منفردات آن، قابل اعتماد نیستند.
گفته شده از جمله کسانی که از خاندان علی بن ابی طالب زنده به گور شده، عبدالعظیم حسنی در ری است. در گزارش دیگری به کتاب مشجّرات ابن معیه، نسبت داده شده که ایشان را با زهر، به شهادت رسانده اند.
[۱۱۲] شناخت‌نامه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام و شهرری/ مجموعه کتاب‌ها و رساله‌ها، ص۱۴۱ («زندگانی حضرت عبدالعظیم و امام زادگان مجاور»، محمد رازی شریف ).

درباره گزارش‌های یاد شده، چند نکته قابل توجه است:
۱. گزارش صاحب بن عبّاد و نجاشی، معتبر و مربوط به قرن چهارم و پنجم هجری است. بنابراین در تعارض با گزارش های متأخّر، بر آنها تقدم دارد. ۲. گزارش های یاد شده نشان می دهند که ظاهراً تا قرن پنجم هجری، موضوع شهادت حضرت عبدالعظیم مطرح نبوده است، وگرنه در این گزارش ها به آن اشاره می شد. ۳. در صورتی که بتوانیم بر گزارش کتاب الشجره المبارکه اعتماد کنیم، جمع میان این گزارش و گزارش مشجرات ابن معیّه و نیز گزارش منابع معتبر یاد شده، این است که ایشان در اثر مسموم شدن، بیمار شده و به شهادت رسیده است. ۴. با عنایت به پیشینه خانوادگی حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام و قیام علویان در طبرستان، در صورتی که زمامداران فاسد بنی عبّاس از مخفیگاه ایشان در ری آگاه می شدند، قطعاً ایشان را به شهادت می رساندند، و بعید نیست در اثر کثرت رفت و آمد با ایشان در مدت حضورشان در ری، به این موضوع پی برده باشند. ۵. تشبیه زیارت حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام به زیارت امام حسین علیه‌السلام می تواند قرینه ای بر شهادت ایشان باشد.
بنابراین، هر چند دلیل قاطعی بر شهادت حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام در دست نیست، لیکن دلیل محکمی بر نفی شهادت ایشان نیز وجود ندارد؛ بلکه با توجه به نکته سوم، چهارم وپنجم، پذیرفتن اصل شهادت بعید نیست

← مدفن


بر پایه گزارش صاحب بن عبّاد (۳۲۶-۳۸۵ ق)،
[۱۱۳] گفتنی است که این گزارش، با اندکی تفاوت در رجال النجاشی (۳۷۲-۴۵۰ق) نیز آمده، و متن حاضر، برگرفته از هر دو منبع است.
شب وفات حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام یکی از شیعیان ری در عالم رؤیا، پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله را دید که به او فرمود: «مردی از فرزندان مرا فردا از سکة الموالی می آورند و در باغ عبدالجبار بن عبدالوهاب، در کنار درخت سیب، دفن خواهند کرد». آن شخص نزد صاحب باغ رفت تا آن درخت و مکان آن را بخرد. صاحب باغ به او گفت: این درخت و مکانش را برای چه می خواهی ؟ او جریان رؤیای خود را بازگو کرد. صاحب باغ گفت: من هم چنین خوابی دیده‌ام و بدین جهت، محل این درخت و همه این باغ را وقف سادات و شیعیان کرده ام که اموات خود را در آن دفن کنند.
[۱۱۵] شناخت‌نامه حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام و شهرری/ مجموعه رساله های خطّی و سنگی، ص۲۲ (رساله «رسالة فی فضل عبدالعظیم علیه‌السلام»، صاحب بن عبّاد).

بنابراین گزارش، با عنایت به این که باغ های آن دوران، معمولاً بسیار بزرگ بوده، می توان حدس زد که تا شعاع قابل توجهی در اطراف مرقد مطهر حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام وقف دفن سادات و پیروان اهل بیت علیه‌السلام بوده است.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. قمی، عباس، منتهی الآمال، ج۱، ص۴۶۱.
۲. مجموعه مقالات چاپ شده، ص ۷۳، مقاله «آشنائی با حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام و مصادر شرح حال او»، رضا استادی.
۳. مجموعه مقالات کنگره بزرگداشت حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام، ج۳، ص۱۸۱-۱۸۵، رساله «عراضة الإخوان: سفرنامه معلّم حبیب آبادی به آستانه حضرت عبدالعظیم و شهرری »، محمّد علی معلّم حبیب آبادی.
۴. شناخت‌نامه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام و شهرری/ مجموعه رساله‌های خطّی و سنگی، ص۲۷۳ (رساله «الخصائص العظیمیمّة»، شیخ جواد شاه عبدالعظیمی).
۵. کافی، کلینی، ج ۱، ص ۴۲۴، ح ۶۳.
۶. معجم رجال الحدیث، خوئی، ابوالقاسم، ج۲۰، ص۲۹۷، ش۱۳۳۵۸.    
۷. معجم رجال الحدیث، خوئی، ابوالقاسم، ج ۱۹، ص۲۷۰، ش ۱۳۳۲۹.
۸. شناخت‌نامه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام و شهرری، مجموعه مقالات چاپ شده، ص‌۶۷، مقاله «آشنایی با حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام و مصادر شرح حال او»، رضا استادی.
۹. رجال النجاشی، نجاشی، ج۱، ص۲۴۸.    
۱۰. معجم رجال الحدیث، خوئی، ابوالقاسم، ج۱۰، ص۵۱ و ۵۲.    
۱۱. معجم رجال الحدیث، خوئی، ابوالقاسم، ج۱۰، ص۴۶.
۱۲. منتقلة الطالبیه، ص۱۵۷.
۱۳. مجموعه مقالاتِ چاپ شده، ص۷۲، مقاله «آشنایی با حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام و مصادر شرح حال او »، رضا استادی.
۱۴. مهاجران آل ابوطالب، ص۲۳۵.
۱۵. سرّ السلسلة العلویة، ص۲۴.
۱۶. عمدة الطالب، ص۹۴.
۱۷. مجموعه مقالات کنگره حضرت عبدالعظیم علیه السّلام، ج۳، ص۵۰، مقاله «بررسی کلّی روایات حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام»، محمّد کاظم رحمان ستایش.
۱۸. مجموعه مقالات کنگره حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام، ج۳، ص۵۰، مقاله «بررسی کلّی روایات حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السّلام »، محمّد کاظم رحمان ستایش .
۱۹. عمدة الطالب، ص۷۰.
۲۰. عمدة الطالب، ص۹۳.
۲۱. سرّ السلسلة العلویة، ص۲۲.
۲۲. عمدة الطالب، ص۷۰.
۲۳. عمدة الطالب، ص۹۴.
۲۴. تاریخ اسلام، ذهبی، ج۱۰، ص۱۳۰.    
۲۵. تاریخ اسلام، ذهبی، ج۱۳، ص۴۱۴.
۲۶. سرّ السلسلة العلوی، ص۲۱.
۲۷. عمدة الطالب، ص۷۰.
۲۸. الإرشاد، شیخ مفید، ج۲، ص۲۰ و ۲۱.    
۲۹. تسرّ السلسلة العلویة، ص۲۲.
۳۰. عمدة الطالب، ص۶۹.
۳۱. سرّ السلسلة العلویة، ص۲۰.
۳۲. قمی، عباس، منتهی الآمال، ج۱، ص۴۶۱.
۳۳. زندگانی چهارده معصوم، ص۱۰۴۳.
۳۴. عطاردی، زندگانی حضرت عبدالعظیم، ص۲۴.
۳۵. رازی، زندگانی حضرت عبد العظیم، ص۳.
۳۶. شریف‌رازی، محمد، اختران فروزان ری و طهران، ص۱۵.
۳۷. عالمی‌دامغانی، محمد علی، شاگردان مکتب ائمه ۳، ص۴.
۳۸. معجم رجال الحدیث، خوئی، ابوالقاسم، ج‌۱۱، ص۵۳.    
۳۹. معجم رجال الحدیث، خوئی، ابوالقاسم، ج‌۱۰، ص‌۴۹، ش ۶۵۸۰.
۴۰. رجال طوسی، ص۴۰۱، ش‌۵۸۷۵.    
۴۱. شرعة التسمیة، ص۴۵.
۴۲. عبیدلی، ابی الحسن محمد بن ابی جعفر، تهذیب الانساب، ص۱۳۹.
۴۳. علوی عمری، نجم الدین، علی بن محمد، المجدی، ص۳۵.
۴۴. گیلانی، کیاء، سراج الانساب، ص۴۷.
۴۵. فخر رازی، محمد بن عمر، الشجره المبارکه، ص۶۷.    
۴۶. حسنی، ابن عنبة، الفصول الفخریه ۱۰۷.
۴۷. ابن عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب، ص۷۱.
۴۸. بخاری، سهل بن عبدالله، سرالسلسله العلویه، ص۲۴.
۴۹. حسینی، عبدالرزّاق کمونة، مشاهد العتره الطاهره، ص۹۶
۵۰. بخاری، سهل بن عبدالله، سرالسلسله العلویه، ص۲۴.
۵۱. بخاری، سهل بن عبدالله، سرالسلسله العلویه، ص۲۴.
۵۲. صدوق، محمد بن علی، کمال الدین ۲، ص۵۱.
۵۳. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۶۹، ص۲.
۵۴. عطاردی، عزیز الله، عبد العظیم حیاته و مسنده، ص۲۶.
۵۵. شریف‌رازی، محمد، اختران فروزان ری و طهران، ص۳۷.
۵۶. رازی، زندگانی عبدالعظیم، ص۲۹.
۵۷. صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه ۲، ص۸۰.
۵۸. قمی، عباس، سفینه البحار ۲، ص۱۲۱.
۵۹. رازی، زندگانی حضرت عبدالعظیم، ص۲۲.
۶۰. خاتمه مستدرک الوسائل، نوری طبرسی، ج۴، ص۴۰۴، ش۱۷۳.    
۶۱. شناخت‌نامه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام و سهرری، مجموعه رساله‌های خطّی و سنگی، ص ۲۳، رساله «رساله فی فضل عبدالعظیم علیه‌السلام» صاحب بن هباد.
۶۲. رجال النجاشی، نجاشی، ج۱، ص۲۴۷، ش۶۵۱.    
۶۳. رجال النجاشی، نجاشی، ج۱، ص۲۴۷، ش۶۵۱.    
۶۴. الفهرست، شیخ طوسی، ص۱۹۳، ش۵۴۸.    
۶۵. شناخت‌نامه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام و شهرری/ مجموعه رساله های خطّی و سنگی، ص ۲۱ (رساله «رسالة فی فضل عبدالعظیم علیه‌السلام» صاحب بن عبّاد).
۶۶. نگارش ملّا اسماعیل فدایی‌کزاری (‌م ۱۲۶۳ ق).
۶۷. نگارش ملا محمدباقر کجوری (م ۱۳۱۳ ق).
۶۸. نگارش محمّد ابراهیم کلباسی (م ۱۳۶۲).
۶۹. نگارش عزیزالله عطاردی (معاصر).
۷۰. مسند حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام، ص۱۹.
۷۱. شناخت‌نامه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام و شهرری/ مجموعه رساله‌های خطّی و سنگی، ص‌۲۱ ( رساله «رسالة فی فضل عبدالعظیم علیه‌السلام»، صاحب بن عبّاد ).
۷۲. ثواب الاعمال، شیخ صدوق، ص۱۲۴، ح۱.    
۷۳. معجم البلدان، الحموی، یاقوت، ج ۳، ص ۲۰۵.    
۷۴. این مطلب در گزارش نجاشی و صاحب بن عبّاد آمده است.
۷۵. فخر رازی، محمد بن عمر، الشجره المبارکه، ص۶۴.    
۷۶. قمی، عباس، منتهی الآمال، ۱، ص۴۶۰. جناب آقای اردستانی درکتاب خود، خدیجه را دختر حسن بن حسن نوشته است که یقیناً غلط می‌باشد، زیرا هیچ یک از مورخان و علمای انساب برای حسن فرزندی به نام حسن ثبت ننموده‌اند و اگر هم منظور ایشان حسن فرزند امام حسن مجتبی بوده، وی دختری به نام خدیجه نداشته است. .
۷۷. علوی عمری، نجم الدین، علی بن محمد، المجدی، ص۲۰.
۷۸. مروزی‌علوی، اسماعیل بن حسین، الفخری فی انساب الطالبین، ص۱۳۰.
۷۹. عبیدلی، ابی الحسن محمد بن ابی جعفر، تهذیب الانساب، ص۱۰۵.
۸۰. ابن عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب، ص۷۲.
۸۱. گیلانی، کیاء، سراج الانساب، ص۳۴.
۸۲. فخر رازی، محمد بن عمر، الشجره المبارکه، ص۴۱.
۸۳. قمی، عباس، سفینه البحار، ۶، ص۳۵.    
۸۴. قمی، عباس، منتهی الآمال ۱، ص۴۶۱.
۸۵. اعرجی، جعفر بن محمد، مناهل الضرب، ص۹۷.
۸۶. علوی اصفهانی، ابن طباطبا، ابراهیم بن ناصر، منقلة الطالبیه، ص۱۵۷.
۸۷. زندگانی حضرت عبدالعظیم، رازی، ص۲۸.
۸۸. نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ۳، ص۶۱۳.
۸۹. اعرجی، جعفر بن محمد، مناهل الضرب، ص۱۶۲ ۱۶۳.
۹۰. قمی، عباس، سفینه البحار، ۲، ص۱۲۱.
۹۱. قمی، عباس، مفاتیح الجنان، ص۵۶۵.    
۹۲. اردبیلی، محمد بن علی، جامع الروات، ج۱، ص۱۵۸ و ۵۷۴.
۹۳. اردبیلی، محمد بن علی، جامع الروات، ج۲، ص۲۱۳.
۹۴. اردستانی، زندگانی عبدالعظیم، ص۲۰۸.
۹۵. بن قولویه، ابوالقاسم، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ص۳۲۱.    
۹۶. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۹۹، ص۲۶۸.    
۹۷. قمی، عباس، مفاتیح الجنان، ص۱۰۳۶ و    
۹۸. دانش‌نامه امام حسین علیه‌السلام، ج۱۱ (فصل سوم و چهارم از بخش سیزدهم).
۹۹. دانش‌نامه امام حسین علیه‌السلام، ج۱۱، ص۱۰۱-۱۱۱ (پژوهش درباره ارزش زیارت امام حسین علیه‌السلام).
۱۰۰. حاشیة الشهید الثانی علی خلاصة الأقوال، ص۱۹۱، ح۲۸۹.
۱۰۱. مجموعه مقالات کنگره حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام ، ج۳، ص۴۲ (مقاله «زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام»، رضا استادی).
۱۰۲. مجموعه مقالات کنگره حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام ، ج۳، ص۴۳ ( مقاله «زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام ، رضا استادی).
۱۰۳. تهرانی، آغا بزرگ، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ص۱۶۹.
۱۰۴. ذوعلم، محمدحسین، نورالآفاق، ص۱۵.
۱۰۵. تهرانی، آغا بزرگ، الذریعه الی تصانیف الشیعه ۷، ص۱۶۹.
۱۰۶. واعظ کجوری، محمد باقر بن اسماعیل، روح و ریحان، ص۳۹۹.
۱۰۷. رجال النجاشی، نجاشی، ج۱، ص۲۴۷، ش۶۵۱.    
۱۰۸. شناخت‌نامه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام و شهرری/ مجموعه رساله‌های خطّی و سنگی: ص۲۲ (رسالة «رسالة فی فضل عبدالعظیم علیه‌السلام »، صاحب بن عبّاد).
۱۰۹. شناخت‌نامه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام و شهرری/ مجموعه رساله‌های خطّی و سنگی، ص۱۱ (رسالة «رسالة فی فضل عبدالعظیم علیه‌السلام»، صاحب بن عبّاد).
۱۱۰. الشجرة المبارکة، فخر رازی (م ۶۰۶ ق)، ص۶۴ ( از منشورات کتاب خانه آیة الله مرعشی).
۱۱۱. المنتخب، طریحی، ص ۷. گفتنی است که بسیاری از گزارش‌های این کتاب، ضعیف و نادرست‌اند و لذا منفردات آن، قابل اعتماد نیستند.
۱۱۲. شناخت‌نامه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام و شهرری/ مجموعه کتاب‌ها و رساله‌ها، ص۱۴۱ («زندگانی حضرت عبدالعظیم و امام زادگان مجاور»، محمد رازی شریف ).
۱۱۳. گفتنی است که این گزارش، با اندکی تفاوت در رجال النجاشی (۳۷۲-۴۵۰ق) نیز آمده، و متن حاضر، برگرفته از هر دو منبع است.
۱۱۴. رجال النجاشی، نجاشی، ج۱، ص۲۴۷، ش۶۵۱.    
۱۱۵. شناخت‌نامه حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام و شهرری/ مجموعه رساله های خطّی و سنگی، ص۲۲ (رساله «رسالة فی فضل عبدالعظیم علیه‌السلام»، صاحب بن عبّاد).


منبع

[ویرایش]
سایت‌اندیشه قم، برگرفته از مقاله «حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه‌السّلام)» تاریخ بازیابی ۹۵/۰۴/۵    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام، زیر نظر آیت‌الله محمود هاشمی‌شاهرودی، ج۵، ص۳۱۲، برگرفته از مقاله«عبد العظیم حسنی».    
برگرفته از کتاب «حکمت نامه حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام » اثر محمدی ری شهری.    







جعبه ابزار