حضرت ادریس

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



‌ادریس نبی (علیه‌السّلام) یا اُخنوخ، ششمین نسل از حضرت آدم (علیه‌السّلام) و یکی از انبیای الهی بوده که در کوفه می‌زیسته، وی به شغل خیاطی مشغول بوده و مردم را به اطاعت خداوند، دعوت می‌کرد.


ادریس نبی در قرآن

[ویرایش]

ادریس نام یکی از انبیای الهی قبل از حضرت نوح که نامش در قرآن دوبار آمده.
[۴] میبدی، رشیدالدین، کشف الاسرار و عدة الابرار، ترجمه علی اصغر حکمت، ج۶، ص۵۶.
اول در سوره انبیا، آیه ۸۵، و در آیه ۵۶ سوره مریم به عنوان پیامبر صدیق، صابر، صالح، دارای منزلتی والا می‌داند و از داخل شدن او در رحمت الهی خبر می‌دهد.
[۷] برای توضیح بیشتررجوع شود به مقاله ادریس در قرآن.


ادریس در روایات

[ویرایش]

روایات می‌گویند: حضرت ادریس (علیه‌السلام) از میان پیروانش هفت تن را برگزید که این تعداد دعا کنند و بقیه آمین بگویند، خداوند نیایش آنان را پذیرفت و به طریق عبادت دلالت نمود و ادریس را به پیام‌آوری برگزید. آن حضرت زاهد و عابد بود و هر روز هزاران بار خدا را تسبیح می‌گفت و بیت او را مسجد سهله می‌دانند و امام علی (علیه‌السلام) فرموده است خداوند ادریس را رفعت مکان داد و بعد از وفاتش از طعام بهشت استفاده می‌کند.

اقوال در وجه تسمیه حضرت

[ویرایش]

برخی کلمه «ادریس را مشتق از دراست دانسته و گفته‌اند چون آن حضرت بیش‌تر از سی صحیفه را تدریس کرده، به این نام خوانده شده است».
بعضی می‌گویند ادریس اسمی عجمی است و نمی‌تواند مشتق از دراست باشد. به قولی، ادریس همان هرمس است که در یونان باستان واسطه بین خدایان و انسان به حساب آمده است.
[۱۷] نیشابوری، رسائل اخوان الصفاء، ترجمه یوسف مرعشی، ج۱، ص۱۳۸.
[۱۸] ابن ترکه اصفهانی، علی بن محمد، تمهید القواعد، ترجمه سیدجلال‌الدین آشتیانی، ج۱، ص۹.

و به قول دیگر، وی همان کسی است که در تورات اخنوخ نامیده شده و نام پدر وی «یرذ بن مهالیل» می‌باشد.
[۲۰] ویلیام کلن و هنری رکن، فصل پنجم، بند ۱۹ـ ۲۵، کتاب مقدس، سفر تکوین، فصل پنجم، بند ۱۹ تا ۲۵، ترجمه فاضل خادم همدانی.
و چون اسامی ادریس را، عرب از اهل تورات گرفته و مخارج حروف در زبان عربی با مخارج حروف در زبان یهودی فرق می‌کند، چنین اختلافی در اسامی او به وجود آمده است.

نسب حضرت ادریس

[ویرایش]

در منابع عربی اسلامی، ادریس را در سلسله نسب پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ذکر کرده‌اند.
[۲۳] ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة والنهایه، ج۱، ص۹۳.
هر چند برخی این مطلب را نپذیرفته و عقیده دارند که چون وی حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را در شب معراج «الاخ الصالح» نامیده پس نمی‌تواند از اجداد پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) باشد، هر چند منابعی دیگر او را از اجداد نوح ذکر کرده‌اند.

اختلاف درباره زندگانی ادریس

[ویرایش]

درباره زندگانی ادریس (علیه‌السلام) و سرانجام او نیز اختلاف بسیاری وجود دارد و مطالب موجود چندان قابل اعتماد نبوده و بیش‌تر آن‌ها از زمره اسرائیلیات به حساب می‌آیند.

محل ولادت حضرت ادریس

[ویرایش]

بعضی «منف» مصر را محل ولادت ادریس می‌دانند.
[۳۱] زمخشری، محمود بن عمر، ربیع الابرار ونصوص الاخبار، ج۱، ص۳۶۹ـ ۳۷۱.
و برخی می‌گویند در بابل به دنیا آمده است و دویست سال بعد از آدم به نبوت برانگیخته شده است
[۳۲] میرخواند، میر محمد بن سیدبرهان‌الدین، تاریخ روضة الصفا، ج۱، ص۴۹.
و قبل از آن نزد غوثاذیمون مصری که برای هدایت اهل یونان و مصر مبعوث شده بود، درس می‌خواند.

رسالت حضرت ادریس

[ویرایش]

گفته شده است، ادریس مأمور هدایت دودمان قابیل بود که به ملاهی و مناهی می‌پرداختند و مشرک و می‌گسار و بت‌پرست بودند،
[۳۴] جویری، مولانا محمد، کلیات قصص الأنبیاء، ج۱، ص۴۶.
وی مردم را به حق و توحید دعوت کرده و از آنان می‌خواست از شریعت آدم و شیث پیروی کنند، نسبت به همدیگر با عدل و انصاف رفتار کرده و در مورد ضعیفان کوتاهی نکنند. برای جهاد با دشمنان دین آماده باشند و با پرداخت زکات به یاری فقرا بشتابند و روزه گرفتن در روزهای معهود را فراموش نکنند.
[۳۷] حسنی عاملی، عبدالصاحب، الانبیاء حیاتهم وقصصهم، ج۱، ص۶۵ـ ۶۶.
و چون مردم سخنان او را نپذیرفتند، گرفتار خشم خداوندی گشته و از میان رفتند.

ویژگی‌های حضرت ادریس

[ویرایش]

او نخستین کسی بود که جامه دوخت و پوشید و جامه مردم تا آن زمان از پوست بود و خیاطی می‌کرد و مدت سیصد سال عمر نمود و با پنج واسطه به آدم (علیه‌السّلام) می‌رسد. سی صحیفه از کتاب‌های آسمانی بر او نازل گردید. تا قبل از ایشان مردم برای پوشش بدن خود از پوست حیوانات استفاده می‌کردند.

← نخستین خیاط و مدرس


او نخستین کسی بود که خیاطی کرد و طرز دوختن لباس را به انسان‌ها آموخت و از آن پس مردم به تدریج از لباس‌های دوخته شده استفاده می‌کردند. او بلندقامت و تنومند و نخستین انسانی بود که با قلم خط نوشت و بر علم نجوم و حساب و هیئت احاطه داشت و آن‌ها را تدریس می‌کرد. از این‌رو ادریس را نخستین مدرس انسان می‌دانند که مبادی فاضله را [آموزش] داد، تا به کمال و فضیلت برسند. و اصول هر علم را منتهی به او می‌دانند، و به‌همین دلیل انسان‌ها در رشته‌های نجوم، هندسه، فلسفه، حساب، منطق و حکمت مدیون او می‌باشند.
[۴۰] نیشابوری، رسائل اخوان الصفاء، ترجمه یوسف مرعشی، ج۱، ص۱۳۸.
کتاب‌های آسمانی را به مردم می‌آموخت و آن‌ها را از‌ اندرزهای خود بهره‌مند می‌ساخت، ‌از این‌رو نام او را ادریس (که از واژه درس گرفته شده) نهادند.

← تفکر در عظمت خلقت الهی


خداوند بعد از وفاتش، مقام ارجمندی در بهشت به او عنایت فرمود و او را از مواهب بهشتی بهره‌مند ساخت. ادریس (علیه‌السّلام) بسیار درباره عظمت خلقت می‌اندیشید و با خود می‌گفت: «این آسمان‌ها، زمین، خلایق عظیم، خورشید، ماه، ستارگان، ابر، باران و سایر پدیده‌ها دارای پروردگاری است که آن‌ها را تدبیر نموده و سامان می‌بخشد، بنابراین او را آن‌گونه که سزاوار پرستش است، پرستش کن».
[۴۳] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب ومعادن الجوهر، ج۱، ص۴۳.


فرازهایی از‌ اندرزهای ادریس

[ویرایش]

‌ای انسان! گویی مرگ به سراغت آمده، ‌ناله‌ات بلند شده، عرق پیشانیت سرازیر گشته، لب‌هایت جمع شده، زبانت از حرکت ایستاده، آب دهانت خشک گشته، سیاهی چشمت به سفیدی دگرگون شده، دهانت کف کرده، همه بدنت به لرزه در آمده و با سختی‌ها و تلخی‌های مرگ دست به‌گریبان شده‌ای. سپس روحت از کالبدت خارج شده و در برابر اهل خانه‌ات جسد بدبویی شده‌ای و مایه عبرت دیگران گشته‌ای. بنابراین هم اکنون به خودت پند بده و درباره مرگ و حقیقت آن عبرت بگیر، که خواه ناخواه به سراغت می‌آید و هر عمری گرچه طولانی باشد به زودی به دست فنا سپرده می‌شود.
‌ای انسان! بدان که مرگ با آن همه دشواری، نسبت به امور بعد از آن که حوادث هولناک و پر وحشت قیامت می‌باشد آسان‌تر است، ‌متوجه باش که ایستادن در دادگاه عدل الهی برای حساب‌رسی و جزای اعمال آن قدر سخت و طاقت‌فرسا است که نیرومندترین نیرومندان نیز از شنیدن احوال آن ناتوانند.

قسمتی از دستورهای ادریس

[ویرایش]

‌ای انسان‌ها! بدانید و باور کنید که تقوا و پرهیزکاری، حکمت بزرگ و نعمت عظیم، و عامل کشاننده به نیکی و سعادت و کلید درهای خیر و فهم و عقل است، زیرا خداوند هنگامی که بنده‌ای را دوست بدارد، عقل را به او می‌بخشد.
بسیاری از اوقاتِ خود را به راز و نیاز و دعا با خدا بپردازید و در خداپرستی و در راه خدا تعاون و همکاری نمایید، که اگر خداوند هم‌دلی و همکاری شما را بنگرد، خواسته‌هایتان را بر می‌آورد و شما را به آرزوهایتان می‌رساند و از عطایای فراوان و فناناپذیرش بهره‌مند می‌سازد.
هنگامی که روزه گرفتید، نفوس خود را از هرگونه ناپاکی‌ها پاک کنید و با قلب‌های صاف و خالص و بی‌شائبه برای خدا روزه بگیرید، زیرا خداوند به زودی دل‌های ناخالص و تیره را قفل می‌کند. همراه روزه گرفتن و خودداری از غذا و آب، اعضاء و جوارح خود را نیز از گناهان کنترل کنید.
هنگامی که به سجده افتادید و سینه خود را در سجده بر زمین نهادید، هر گونه افکار دنیا و انحرافات و نیرنگ و فکر خوردن غذای حرام و دشمنی و کینه را از خود دور سازید و از همه ناصافی‌ها خود را برهانید.
خداوند متعال، پیامبران و اولیائش را به تایید روح‌القدس اختصاص داد و آن‌ها در پرتو همین موهبت بر اسرار و نهانی‌ها آگاه شدند و از فیض حکمت بهره‌مند گشتند، از گمراهی‌ها رهیده و به هدایت‌ها پیوستند، به‌طوری که عظمت خداوند آن‌چنان در دل‌هایشان آشیانه گرفت که دریافتند او وجود مطلق است و بر همه چیز احاطه دارد و هرگز نمی‌توان به کُنه ذاتش معرفت یافت.

هدایت‌گری حضرت ادریس

[ویرایش]

ادریس هم‌چنان با بیانات شیوا و‌ اندرزهای دل‌پذیر و هشدارهای کوبنده، قوم خود را به سوی خدا دعوت می‌کرد. در این مسیر با طایفه‌ای از قوم خود ملاقات نمود که همه بت‌پرست و در انواع انحراف‌ها و گمراهی‌ها گرفتار بودند.
ادریس به‌ اندرز و نصیحت آن‌ها پرداخت و آن‌ها را از انجام گناه سرزنش نموده و از عواقب گناه هشدار داد و به سوی خدا دعوت کرد. آن‌ها یکی پس از دیگری تحت تاثیر قرار گرفته و به او پیوستند. نخست تعداد هدایت‌شدگان به هفت نفر و سپس به هفتاد نفر رسید. به همین ترتیب یکی پس از دیگری هدایت شدند تا به هفتصد نفر و سپس به هزار نفر رسیدند.

عاقبت ادریس با تمسک به آیات

[ویرایش]

برخی با تمسک به آیات و روایات می‌گویند خداوند او را به بعضی از طبقات آسمان بالا برده است از این‌رو در قرآن آمده است: (ورفعناه مکاناً علیّاً).
برخی دیگر معتقدند رفعت مکانی و صعود به جایی بلند هر چند بلندترین مکان‌ها باشد مزیت به شمار نمی‌آید و مراد از مکان «علیّ» یکی از درجات قرب است و از سیاق داستان‌هایی که در این سوره به ردیف ذکر می‌شود و مواهب نبوت و ولایت را که مقامات معنوی و الهی است ذکر می‌کند، همین تفسیر و تعلیل فهمیده می‌شود.

اقوال در سرانجام ادریس

[ویرایش]

ادریس از میان آن‌ها صد نفر از برترین‌ها را برگزید، و از میان صد نفر، هفتاد نفر، و از میان هفتاد نفر ده نفر، ‌و از میان ده نفر، هفت نفر را انتخاب نمود. ادریس با این هفت نفر ممتاز، دست به دعا برداشتند و به راز و نیاز با خدا پرداختند خداوند به ادریس وحی كرد، و او و همراهانش را به عبادت دعوت نمود، آن‌ها هم چنان با ادریس به عبادت الهی پرداختند تا زمانی كه خداوند روح ادریس (علیه‌السلام) را به ملأ اعلی برد.
در مورد سرانجام حضرت ادریس گفته‌اند، چون آن حضرت، گناهان فرزندان قابیل را دید از خداوند خواست که او را به سوی خود بالا ببرد و خداوند هم اجابت کرد و هم اکنون در آسمان چهارم یا ششم زندگی می‌کند.
[۵۵] ابن جندی، مؤید، شرح فصوص الحکم، ج۱، ص۳۳۲.
و برخی گفته‌اند وی به آسمان چهارم رفت و در آن‌جا هم جان داد. و بعضی معتقدند که او به صورت زنده وارد بهشت شد و هرگز بیرون نگشت.

عناوین مرتبط

[ویرایش]

ادریس در قرآن؛ تلاوت آیات برای ادریس (قرآن).

فهرست منابع

[ویرایش]

• اثبات الوصیه، مسعودی، علی بن الحسین، دارالاضواء، ۱۴۰۹ق.
• اخبار الزمان، مسعودی، ابوالحسن علی بن الحسین، دارالاندلس، بیروت.
• اخبار الزمان، ابوالحسن علی بن حسین بن علی المسعودی، دارالاندلس، بیروت.
• اخبار العلماء بأخبار الحکماء، قفطی، علی بن یوسف، ترجمه سید، محدر امین، طبع سعادت مصر.
• اعلام النبوة، الماوردی الشافعی، ابوالحسن علی بن محمد، دارالکتب العلمیه، بیروت.
• الانبیاء حیاتهم وقصصهم، الحسنی العاملی، عبد الصاحب، مؤسسه اعلمی، بیروت.
• البدایة والنهایه، ابن کثیر، دارالکتب العلمیه.
• البرهان فی تفسیر القرآن، بحرانی، سید‌هاشم، مؤسسه البعثة.
• البیان فی تفسیر القرآن، طوسی، ابوجعفر، مترجم احمد قیصر، داراحیاء التراث العربی، بیروت.
• تاج العروس، زبیدی، مرتضی.
• تاریخ ابن خلدون، ابن خلدون، عبدالرحمن، دارالفکر.
• تاریخ روضة الصفا، میرخواند، میر محمد بن سید برهان الدین، دارالمعرفة، بیروت.
• مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، دارالکتب الاسلامیه، تهران.
• تاریخ طبری، طبرسی، محمد بن جریر، مؤسسه اعلمی، بیروت.
• التحریر والتنویر، ابن عاشور، محمد طاهر، مؤسسه تاریخ، بیروت.
• تفسیر القرآن الکریم، شیرازی، صدرالدین، تصحیح محمد خواجوی، انتشارات بیدار، قم.
• التفسیر الکبیر، فخر رازی، دار الکتب العلمیه، تهران.
• تمهید القواعد، ابن ترکه اصفهانی، علی بن محمد، مترجم سید جلال الدین آشتیانی، انجمن اسلامی حکمت و فلسفه ایران.
• ربیع الابرار ونصوص الاخبار، زمخشری، محمود، ترجمه سلیم نسیمی، دارالذخائر للمطبوعات، قم.
• رسائل اخوان الصفاء، نیشابوری، مترجم یوسف مرعشی، دارالمعرفة، بیروت.
• الروض الأنف، سهیلی، عبدالرحمن، مترجم عبدالرؤوف، مؤسسه مختار.
• السیرة النبویه، ابن هشام، دارالفکر.
• شرح فصوص الحکم، ابن جندی، مؤید، تصحیح سید جلال الدین آشتیانی، بوستان کتاب قم ۱۳۸۱.
• صحیح بخاری، ابن جوزی، محمد، داراحیاء التراث العربی، بیروت.
• الطبقات الکبری، ابن سعد (م/۲۳۰) دارصادر، بیروت، ۱۳۸۰.
• علل الشرایع، صدوق، احیاء التراث العربی، بیروت.
• کتاب مقدس، سفر تکوین، فصل پنجم، بند ۱۹ تا ۲۵، ویلیام کلن و هنری رکن، ترجمه فاضل خادم همدانی، انتشارات اساطیر، تهران.
• الکشاف، زمخشری، محمد، ناشر دار الذخائر للمطبوعات، قم.
• کشف الاسرار و عدة الابرار، میبدی، رشیدالدین، مترجم علی اصغر حکمت، امیرکبیر، تهران، ۱۳۸۲.
• کلیات قصص الأنبیاء، جویری، مولانا محمد، آفتاب تهران، بازار بین الحرمین.
• کمال الدین وتمام النعمه، تصحیح کمره‌ای، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، تهران.
• لسان العرب، ابن منظور، تحقیق علی سیری، دارالاحیاء التراث العربی.
• مجمع البیان، طبرسی، فضل بن حسن، التقریب بین المذاهب الاسلامیة، القاهره.
• مروج الذهب ومعادن الجوهر، مسعودی، تصحیح شار پل، منشورات جامعة لبنانیه، بیروت، ۱۹۶۵م.
• المستدرک علی الصحیحین، نیشابوری، مترجم یوسف مرعشی، دارالمعرفة، بیروت.
• الملل والنحل، شهرستانی، عبدالکریم، مترجم امیرعلی، دارالمعرفة، بیروت.
• المنار، رشید رضا، دار المنار، مشارع، ۱۳۶۷هـ.
• المنتظم فی تاریخ الملوک والامم، ابن جوزی، ابوفرج عبدالرحمن بن علی بن محمد، دارالکتب العلمیه، بیروت.
• المیزان، طباطبایی، محمدحسین، مؤسسه اعلمی للمطبوعات، بیروت.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیه، ج۱، ص۲۶ ۲۷.    
۲. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ج۱، ص۳.    
۳. ابن جوزی، علی بن محمد، المنتظم فی تاریخ الملوک والامم، ج۱، ص۲۳۳.    
۴. میبدی، رشیدالدین، کشف الاسرار و عدة الابرار، ترجمه علی اصغر حکمت، ج۶، ص۵۶.
۵. انبیاء/سوره۲۱، آیه۸۵۸۶.    
۶. مریم/سوره۱۹، آیه۵۶۵۷.    
۷. برای توضیح بیشتررجوع شود به مقاله ادریس در قرآن.
۸. صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، ج۱، ص۲۸.    
۹. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۱، ص ۲۷۴۲۸۰.    
۱۰. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۶، ص۷۹.    
۱۱. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۶، ص۸۰۲.    
۱۲. صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، ج۱، ص۲۷.    
۱۳. زبیدی، مرتضی، تاج العروس، ج۸، ص۲۸۳.    
۱۴. زمخشری، محمد، الکشاف، ج۳، ص۲۳.    
۱۵. مسعودی، علی بن الحسین، اثبات الوصیه، ج۱، ص۲۴.    
۱۶. ابن خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۷.    
۱۷. نیشابوری، رسائل اخوان الصفاء، ترجمه یوسف مرعشی، ج۱، ص۱۳۸.
۱۸. ابن ترکه اصفهانی، علی بن محمد، تمهید القواعد، ترجمه سیدجلال‌الدین آشتیانی، ج۱، ص۹.
۱۹. شیرازی، صدرالدین، تفسیر القرآن الکریم، ج۳، ص۱۸.    
۲۰. ویلیام کلن و هنری رکن، فصل پنجم، بند ۱۹ـ ۲۵، کتاب مقدس، سفر تکوین، فصل پنجم، بند ۱۹ تا ۲۵، ترجمه فاضل خادم همدانی.
۲۱. ابن منیع، محمد بن سعد، طبقات الکبری، ج۱، ص۴۰.    
۲۲. ابن خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۵.    
۲۳. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة والنهایه، ج۱، ص۹۳.
۲۴. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، ج۱، ص۳.    
۲۵. سهیلی، عبدالرحمن، الروض الأنف، ترجمه عبدالرؤوف، ج۱، ص۴۰.    
۲۶. بخاری، محمد بن اسماعیل، الصحیح، ج۱، ص۷۸.    
۲۷. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج۲۱، ص۵۵۰.    
۲۸. رشیدرضا، محمد، المنار، ج۷، ص۵۰۴.    
۲۹. نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۵۹۸.    
۳۰. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۴، ص ۷۱۷۳.    
۳۱. زمخشری، محمود بن عمر، ربیع الابرار ونصوص الاخبار، ج۱، ص۳۶۹ـ ۳۷۱.
۳۲. میرخواند، میر محمد بن سیدبرهان‌الدین، تاریخ روضة الصفا، ج۱، ص۴۹.
۳۳. قفطی، علی بن یوسف، اخبار العلماء بأخبار الحکماء، ج۱، ص۸.    
۳۴. جویری، مولانا محمد، کلیات قصص الأنبیاء، ج۱، ص۴۶.
۳۵. طبرسی، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۱، ص ۱۱۶.    
۳۶. قفطی، علی بن یوسف، اخبار العلماء بأخبار الحکماء، ج۱، ص۹.    
۳۷. حسنی عاملی، عبدالصاحب، الانبیاء حیاتهم وقصصهم، ج۱، ص۶۵ـ ۶۶.
۳۸. صدوق، محمد بن علی، کمال‌الدین وتمام النعمه، ج۱، ص۱۲۸ ۱۳۳.    
۳۹. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۴، ص ۷۲.    
۴۰. نیشابوری، رسائل اخوان الصفاء، ترجمه یوسف مرعشی، ج۱، ص۱۳۸.
۴۱. شهرستانی، عبدالکریم، الملل والنحل، ج۲، ص۳۵۳.    
۴۲. ماوردی شافعی، علی بن محمد، اعلام النبوه، ج۱، ص۶۰.    
۴۳. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب ومعادن الجوهر، ج۱، ص۴۳.
۴۴. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۱، ص۲۷۰۲۸۰.    
۴۵. ابن اثیر جزری، علی بن محمد، کامل، ج۱، ص۵۹.    
۴۶. حسینی حلی، سیدبن طاووس، سعد السعود، ص۳۸.    
۴۷. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۱، ص۲۸۲۲۸۴.    
۴۸. طوسی، محمد بن یعقوب، البیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۱۳۴.    
۴۹. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۱، ص ۲۷۰.    
۵۰. مریم/سوره۱۹، آیه۵۷.    
۵۱. ابن عاشور، محمد طاهر، التحریر والتنویر، ج۱۶، ص۱۳۱.    
۵۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۱، ص۲۷۱.    
۵۳. مسعودی، ابوالحسن علی بن الحسین، اخبار الزمان، ص ۷۹.    
۵۴. بحرانی، سید‌هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۲۷۷.    
۵۵. ابن جندی، مؤید، شرح فصوص الحکم، ج۱، ص۳۳۲.
۵۶. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۶، ص۴۹۲.    
۵۷. زمخشری، محمد، الکشاف، ج۳، ص۲۴.    
۵۸. ابن جوزی، علی بن محمد، المنتظم فی تاریخ الملوک والامم، ج۱، ص۲۳۴.    
۵۹. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج۲۱، ص۵۵۰.    


منبع

[ویرایش]

سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «مشخصات ادریس»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۶/۰۲/۰۷.    
دانشنامه کلام اسلامی، مؤسسه امام صادق (علیه‌السلام)، برگرفته از مقاله «ادریس»، شماره ۳۱.    
اندیشه قم.    






جعبه ابزار