حسین غفاری

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



آیت‌الله غفاری در روستای دهخوارقان (آذرشهر) از توابع تبریز دیده به جهان گشود. ایشان به توصیه امام خمینی و به جهت مبارزه با رژیم منحوس پهلوی، مبارزات سیاسی خود را با این رژیم آغاز کردند. هم‌چنین با لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و قانون اصلاحات ارضی مخالفت کردند و حمله ساواک به طلاب را به شدت محکوم نمودند. ایشان در طول زندان به مطالعه کتب و تدریس می‌پرداختند.

فهرست مندرجات

۱ - آذربایجان
۲ - تولد
۳ - نام پدر
۴ - نیاکان شهید غفاری
       ۴.۱ - سخنی از حاج حسن آقا
۵ - تحصیلات آیت‌الله غفاری
۶ - اساتید
۷ - مقام علمی
۸ - ازدواج
۹ - فرزندان
۱۰ - تدریس
۱۱ - فعالیت‌های تبلیغی
۱۲ - هم‌سنگران شهید غفاری
۱۳ - دوران مبارزه و‌ اندیشه‌های سیاسی
۱۴ - شروع فعالیت‌های سیاسی در تهران
۱۵ - بستن باغ شارق
۱۶ - خدمات اجتماعی و عمرانی مذهبی
۱۷ - مخالفت با لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی
۱۸ - موضع‌گیری در برابر انقلاب سفید شاه
۱۹ - محکوم کردن حمله ساواک به طلاب
۲۰ - دست‌گیری در پانزدهم خرداد
۲۱ - مخالفت با قانون اصلاحات ارضی
       ۲۱.۱ - بخشی از سخن‌رانی
       ۲۱.۲ - تلگراف غفاری
۲۲ - مخالفت با برگزاری جشن شکرگزاری
۲۳ - زندان و شکنجه
       ۲۳.۱ - مصاحبه هادی غفاری
۲۴ - آخرین زندان
       ۲۴.۱ - گزارش مأموران
۲۵ - فعالیت‌های داخل زندان
۲۶ - ویژگی‌های اخلاقی
۲۷ - آثار
       ۲۷.۱ - آثار قلمی
       ۲۷.۲ - آثار ادبی
۲۸ - شهادت
۲۹ - پیام‌ها و اعلامیه‌ها
۳۰ - پانویس
۳۱ - منبع

آذربایجان

[ویرایش]

آذربایجان چونان تاجی است بر سر ایران که از گذشته‌های دور همیشه سرافراز و سر بلند به مفاخرش بوده است. آذرشهر این سر سبز دیار تاریخی - در ساحل زیبا و با صفای دریاچه ارومیه با مهربان مردمان صمیمی که جملگی عاشق اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) هستند آرمیده است. شهر عالمان فرزانه‌ای چون شیخ حسن و شیخ عبدالله مامقانی ( صاحب تنقیح المقال) آیت‌الله حاج مقدس آقا و شهید محراب آیت الله سید اسدالله مدنی و شهید نستوه آیت‌الله شیخ حسین غفاری است.

تولد

[ویرایش]

تابستان سال ۱۳۳۵ ق. برابر با ۱۲۹۳ ش. نوزادی در خانه محقر حاج عباس در آذرشهر دیده به‌ جهان گشود.
پدر نوزاد به‌ خاطر ارادت قلبی که به حضرت امام حسین (علیه‌السلام) داشت نام او را حسین نهاد.
حسین در فضای کاملا معنوی و با تربیت مادری مهربان و عاشق ولایت و دوست‌دار حضرت زهرا (علیه‌السلام) رشد کرد و سایه پدری مؤمن و متقی بر سرش بود. پدر و مادر حسین آینده‌های روشن و سرافرازانه‌ای را در پیشانی فرزندنشان مشاهده می‌کردند.
اما در نهایت سعی و کوشش خود را برای تربیت اسلامی فرزند مبذول می‌داشت و از هر آنچه که در توان داشت در رشد و تعالی حسین مضایقه نمی‌کرد و همین تربیت سالم و شیرپاک بود که از این فرزند، فرزانه‌ای مجاهد پرورش داد که آن همه شجاعت و شهامت و سرافرازی را از خود نشان داد.

نام پدر

[ویرایش]

نام پدر وی عباس و کشاورز بود. با سختی روی زمین کار می‌کرد و زندگی خود و خانواده‌اش را تأمین می‌نمود و هم‌چنین در زمان‌هایی که کشاورزی میسر نبود، به کارگری می‌پرداخت.

نیاکان شهید غفاری

[ویرایش]

تاریخ یکصد ساله اخیر آذرشهر در خود رمز و رازها دارد.در میان این همه رمز و رازها شخصیت‌های بزرگواری را می‌توان یافت که هر یک به نوبه خود تاریخ‌ساز و حرکت‌آفرین بوده‌اند. نیاکان شهید والامقام آیت‌الله غفاری نیز از این تبار بودند.
استعمارگران و سردمداران تجاوزگر، واهمه و هراس عجیبی از این انسان‌های اسوه و مقاوم داشتند و بسیاری از مواقع آنان را ناجوان‌مردانه به شهادت می‌رساندند».

شهید غفاری فرزند حاج عباس و از نوادگان حاج ملامحسن است. حاج ملامحسن از شخصیت‌های برجسته منطقه و روحانی عالیمقام و نجف رفته‌ای بود که در مبارزه با استعمارگران، سرمبارکش توسط روس‌ها از بدن جدا شد و شهید گردید.
هفت نفر از اجداد مادری شیخ حسین غفاری در مبارزه با اجانب و بیگانگان به شهادت رسیده و مسجد حسنلوی آذرشهر مدفن و مضجع آن‌ها و زیارتگاه اهل دل است.
حاج ملا احمد امین العلما از دیگر نیاکان شهید غفاری است.
حسین ۵/۱ سال بیشتر نداشت که پدرش حاج عباس را از دست داد و سرپرستی‌اش را برادرش حاج حسن آقا عباس‌پور بر عهده گرفت.

← سخنی از حاج حسن آقا


حاج حسن آقا سرپرست شهید غفاری نقل کرده است: که روزی در آذرشهر به اتفاق آیت‌الله حاج ملا احمدامین العلما از باغ به منزل برمی‌گشتیم وقتی جلوی مسجد محله قاضی رسیدیم مشاهده کردیم شیخ ‌حسین - که چند سال بیش نداشت - در ایوان مسجد رو به قبله ایستاده، دست به دعا برداشته، در حالی که گریه و زاری می‌کرد با خدای خود راز و نیاز داشت.
مرحوم حاج ملا احمد امین العلما تا این صحنه را دید گفت: اوضاع عجیبی است؛ در نجف اشرف همین صحنه‌ها را در خواب دیدم او در زندان پادشاه شهید خواهد شد.

تحصیلات آیت‌الله غفاری

[ویرایش]

شهید آیت‌الله شیخ حسین غفاری از شش سالگی تحصیل را آغاز نمود. مقدمات دروس را در زادگاهش آذرشهر در محضر حجت‌الاسلام و المسلمین میرزا محمدحسن منطقی دهخوارقانی فرا گرفت آن گاه وارد حوزه علمیه تبریز شد و در این حوزه از جلسه درس بزرگان، کسب دانش نمود و تلاش و کوشش فراوان برای فراگیری علوم دینی از خود نشان می‌داد و بعضی مواقع شب‌ها تا صبح مطالعه می‌کرد. او در حوزه علمیه تبریز برجستگی خاصی از خود نشان داد تا آنجا که زبان‌زد هم‌درسان و هم بحث‌هایش شده بود و اساتید وی نیز از تلاش و فعالیت او اظهار رضایت می‌کردند.
شهید غفاری آن‌گاه مصمم شد تحصیلات خود را در کنار بارگاه فاطمه معصومه (علیهاالسلام) کریمه اهل بیت عصمت و طهارت ادامه دهند.
لذا برای بهره‌گیری از جلسات درسی اساتید بزرگوار قم از تبریز به قم مشرف شد و در این حوزه فقه و اصول و مراحل عالی را از محضر بزرگان فرزانه‌ای چون آیات عظام فیض قمی ـ بروجردی و خوانساری فراگرفت.

اساتید

[ویرایش]

شهید غفاری در طول حیات طیبه خود از استادان فرزانه‌ای بهره گرفت مانند:

۱. امام خمینی (رحمة‌الله‌علیه)؛

۲. آیت‌الله آقا سید محمد حجت کوه کمره‌ای (رحمة‌الله‌علیه)؛

۳. آیت‌الله العظمی سید شهاب الدین نجفی مرعشی (رحمة‌الله‌علیه)؛

۴. علامه طباطبایی (رحمة‌الله‌علیه) صاحب تفسیر المیزان؛

۵. آیت‌الله آقا سید احمد خوانساری (رحمة‌الله‌علیه)؛

۶. آیت‌الله آقا سیدمحسن میرغفاری آذرشهری؛

۷. آیت‌الله حاج میرزا علی مقدس (مشهور به حاج مقدس آقا

۸. آیت‌الله حاج شیخ علی پیش‌نماز دهخوارقانی مشهور به (توتونچیان)؛

۹. آیت‌الله آمیرزا محمدحسن منطقی دهخوارقانی.

مقام علمی

[ویرایش]

آیت‌الله مجاهد شیخ حسین غفاری از بعد علمی نیز دارای ویژگی‌هایی بود. آن بزرگوار از همان اوایل طلبگی با جدیت تمام در حوزه‌های درسی اساتید حاضر می‌شد و با تلاش و مطالعه مضاعف یافته‌های خود را به سایر دوستان و هم‌درسانش انتقال می‌داد.
آیت‌الله زاده سیدعلی میرغفاری در این باره می‌فرمایند:
ایشان (شهید غفاری) در جلسات درسی فقه و اصول حضرت والدم مرحوم آیت‌الله سیدمحسن غفاری شرکت می‌کردند و با آمادگی قبلی در درس حضور می‌یافتند و خیلی وقت‌ها از استاد جلو بودند.
شهید غفاری رسائل و مکاسب را نزد پدرم فرا گرفتند.
در محضر اساتید بزرگواری چون امام راحل و حضرت آیت‌الله العظمی نجفی مرعشی (رحمة‌الله‌علیه) و سایر اساتید عظیم القدر، بیانگر مقام عالی آن شهید فرزانه است.
مقام علمی ایشان عاملی بود تا استاد گران‌قدر حضرت آیت‌الله حاج میرزا علی مقدس تبریزی - که از فقهای بزرگوار و نام‌دار آذربایجان بود - صبیه خود را به عقد این شخصیت بزرگوار در بیاورد.

ازدواج

[ویرایش]

آیت‌الله غفاری در هنگام تحصیل با آیت‌الله میرزا علی مقدس تبریزی آشنا شدند و با صبیه ایشان ازدواج نمودند.
آیت‌الله مقدس تبریزی از علمای سیاسی تبریز بود که کتاب «الدین و السیاسه توامان» را نوشته بود که درباره همراهی و ارتباط کامل دین و سیاست نگارش یافته است؛ هم‌چنین ایشان صاحب امتیاز هفته‌نامه «الدین و الحیات» بود که مقاله‌هایی درباره نهضت‌ها و قیام‌های دینی در برابر استبداد در آن نشریه چاپ و نشر می‌یافت که پس از هشت ماه انتشار توقیف شد.
آیت‌الله غفاری در آن زمان فقیر و تنگدست بودند و همین فقر و تنگ‌دستی مانعی برای اظهار خواستگاری ایشان از دختر آیت‌الله مقدس تبریزی بود.
ولی میل و علاقه آیت‌الله مقدس تبریزی به ایشان موجب شد که خود آیت‌الله مقدس تبریزی پیشنهاد ازدواج را به ایشان بدهند و زمینه ازدواج آنها را فراهم سازند.
بدین صورت زمینه ازدواج ایشان با دختر آیت‌الله مقدس تبریزی فراهم شده و این ازدواج صورت گرفت.
پس از ازدواج ایشان به همراه خانواده‌شان به قم آمدند و در محله فقیرنشین باغ پنبه ساکن شدند.
[۱] ربانی گلپایگانی، علی، شهدای روحانیت شیعه در یکصد سال اخیر، ج۱، ص۲۴۶، قم، چاپ اول، ۱۴۰۲ ه.ق.


فرزندان

[ویرایش]

ثمره این وصلت دو پسر و یک دختر شد که فرزند ارشد ایشان حضرت حجة‌الاسلام و المسلمین آقای‌ هادی غفاری از مفاخر انقلابیون کشورمان است.

تدریس

[ویرایش]

آیت‌الله غفاری از اول طلبگی هم‌زمان با تحصیل علوم دینی کار تدریس را نیز انجام می‌داد در سال‌های ۱۳۲۴ و ۱۳۲۳ مکتب زینبیه آذرشهر شاهد تجمع عاشقان علم و دین بود که در اطراف شمع وجود استاد شهید غفاری گرد می‌آمدند.
در این مکتب که علاقمندان و دانش‌پژوهان دینی حضور می‌یافتند، محفلی بسیار صمیمی و گرم بود. در جلسات درس شهید غفاری ابواب الجنان و جامع عباسی و دیگر کتب فقهی و اخلاقی و قرآنی نیز تدریس می‌شد. آیة‌الله غفاری جزوه‌ای را تهیه کرده که مخصوص بحث‌های قرآنی بود و قریب به ۳۰ نفر در این درس شرکت می‌نمودند.
آیت‌الله غفاری پس از مدتی محل تدریس خود را تغییر داد. در بالای مسجد حاج کاظم آذرشهر قریب به سه ماه جلسات درس و بحث داشتند و آن‌گاه به قم عزیمت نمودند.
جلسات شهید غفاری در قم و تهران در مساجد الهادی و خاتم الاوصیاء ادامه داشت و اشخاص فرزانه‌ای از شمع وجود آیت‌الله غفاری بهره‌ها می‌بردند.
در مسجد الهادی تهران دانش‌جویان و طلاب بسیاری به طور مرتب و منظم در جلسات بحث گردهم می‌آمدند و از بحث‌های شیوا و صحبت‌های صریح و انقلابی شهید غفاری استفاده می‌کردند.

فعالیت‌های تبلیغی

[ویرایش]

آیت‌الله غفاری در زمان تعطیلی دروس حوزه در ماه‌های محرم و صفر و هم‌چنین دیگر ایام تعطیلی برای تبلیغ و ارشاد مردم به روستاهای شمال غرب کشور (مانند روستاهای شهرهای خوی، ماکو و ارومیه) هجرت می‌کرد و مردم آن‌جا را با مسائل دینی و معنوی و هم‌چنین سیاسی آشنا می‌نمود.
وی در سخن‌رانی‌های خود با تبیین سیره امامان معصوم و مبارزات آنها با دستگاه‌های ظلم و ستم، به افشای ستم‌های اربابان و خان‌ها به مردم محروم و مظلوم روستا می‌پرداخت و مردم را به ظلم‌های آنان آگاه می‌نمود. بنابراین سفرهای تبلیغی وی کاملا سیاسی بوده است.
در یک سفر تبلیغی در ماه مبارک رمضان که به دور افتاده‌ترین روستاهای آذربایجان غربی رفته بود، به خاطر خانقاهی که پول‌داران و افراد پستی در آنجا جمع می‌شدند تا مسجد را تعطیل کنند، با فرماندار و شهردار شهر درگیر شد و با آنها مقابله نمود.
[۲] ربانی گلپایگانی، علی، شهدای روحانیت شیعه در یکصد سال اخیر، ج۱، ص۲۴۷، قم، چاپ اول، ۱۴۰۲ ه.ق.


هم‌سنگران شهید غفاری

[ویرایش]


۱ - آیت‌الله العظمی سید احمد خوانساری؛

۲ - آیت‌الله ربانی شیرازی؛

۳ - آیت‌الله سیدمحمود طالقانی؛

۴ - شهید محراب آیت‌الله قاضی طباطبایی؛

۵ - شهید محراب آیت‌الله سیداسدالله مدنی؛

۶ - آیت‌الله سید محمدصادق لواسانی؛

۷ - شهید آیت‌الله قدوسی؛

۸ - شهید آیت‌الله مرتضی مطهری؛

۹ - آیت‌الله آخوند ملا علی معصومی همدانی.

دوران مبارزه و‌ اندیشه‌های سیاسی

[ویرایش]

آیت‌الله غفاری چون نیاکان شهیدش با هر نوع استبداد مبارزه می‌کرد. زبان حق‌گوی او در اوج خفقان رژیم شاهی رسواگر و افشاگر باطل بود.
وی زمانی به مبارزات خود شدت بخشید و بر رژیم خودکامه و مستبد و خونخوار شاه حمله برد که روشن‌فکران خود فروخته و کمونیست‌های ملحد از رژیم منحوس شاه تجلیل می‌کردند.
این مجاهد نستوه بی‌اعتنا به یاوه‌سرایی‌های گروهک‌های چپ و راست ابوذر‌گونه به شاه ظالم می‌تاخت.
هم‌زمان با قیام تاریخی حضرت امام خمینی (رحمة‌الله‌علیه) در سال ۱۳۴۲ ش. آیت‌الله غفاری پشت سر امام از آرمان‌های والای او پشتیبانی نمود و دوران رنج و محنت و زندان و حبس را سپری نمود.
در طول تحصیل در قم نیز هرگاه فرصتی می‌یافت به روستاها و شهرهای اطراف می‌رفت و به مبارزات پیگیر با استبداد همچنین به اشاعه فرهنگی غنی اسلام می‌پرداخت و اذهان پاک روستائیان را از غبار نیرنگ‌های رژیم مستبد شاه می‌زدود.
آیت‌الله غفاری رژیم شاه را غاصب می‌دانست و اعتقاد داشت رژیم پهلوی با کودتا بر سر کار آمده و باطل است؛ لذا با اصل رژیم مخالف می‌کرد. آن بزرگوار پس از مهاجرت به تهران در سال ۱۳۳۹ ش. رسماً در جریان کار مبارزات سیاسی کشور قرار گرفت. البته آن زمان طبیعی بود که مبارزه با رژیم مستبد محمد رضاخانی روحیه‌ای خاص را طلب می‌کرد و آیت‌الله مجاهد غفاری این روحیه والای مبارزه با استبداد را داشت و از هر لحظه و هر زمان و مکانی نهایت بهره‌برداری را می‌کرد و علیه رژیم ستم‌شاهی سخن می‌گفت عوامل استبداد نیز از او ترس و واهمه‌ای فوق العاده داشتند.

شروع فعالیت‌های سیاسی در تهران

[ویرایش]

عالم فرزانه و بزرگوار و شجاع آیت‌الله غفاری در حدود سال ۱۳۳۷ش به توصیه امام خمینی و به جهت مبارزه با رژیم منحوس پهلوی به تهران آمدند و مبارزات سیاسی خود را با این رژیم آغاز نمودند و به صف مجاهدان آن دوران پیوستند.
[۳] مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، یاران امام به روایت اسناد ساواک، شهبد آیت‌الله غفاری، ص۴، انتشارات وزارت اطلاعات، چاپ اول، ۱۳۸۱.

ایشان در طول زندگی در تهران در مسجد الهادی و مسجد خاتم‌الاوصیاء (که امامت جماعت آن‌جا را بر عهده داشتند) و هم‌چنین مساجد دیگر با سخن‌رانی‌هایی که نمود، به یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین کانون‌های مبارزه با شاه تبدیل گشت و از سوی این رژیم بارها به زندان افتاد.

بستن باغ شارق

[ویرایش]

در زمانی که آیت‌الله غفاری در مسجد خاتم الاوصیاء پیش‌نماز بودند، در همسایگی مسجد شخص شروری زندگی می‌کرد، به نام احمد شارق که محله آن‌جا به همین خاطر به محله شارق معروف بود.
این شخص با این‌که شغل و مقام بالایی نداشت؛ اما به جهت رفاقت و دوستی نزدیکی که با اسدالله علم نخست‌وزیر داشت، صاحب اعتبار و نفوذ شده بود.
این شخص باغی در نزدیکی مسجد داشت که در آن مجالس قمار و فحشا برقرار می‌کرد.
آیت‌الله غفاری تصمیم داشت که این مکان را تعطیل نماید. به همین جهت شبی برخی نمازگزاران محل را جمع نمود و به آن باغ حمله کرد. پس از حمله نمازگزاران به آن‌جا، تمام افراد داخل در آن‌جا که مست بودند، با وضعیتی خاص از آن‌جا فرار کردند که از جمله این افراد، خود اسدالله علم بود که در آن مهمانی شبانه نیز حضور داشت. به هر حال گرچه به خاطر آن ماجرا نیروهای شهربانی شهید غفاری را دستگیر می‌نمایند؛ ولی دیگر مجالس قمار و فحشا در آن باغ برگزار نگردید.
[۴] غفاری،‌ هادی، خاطرات‌ هادی غفاری، تهران، حوزه هنری دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۴.


خدمات اجتماعی و عمرانی مذهبی

[ویرایش]

شهید آیت‌الله غفاری منشأ خیرات و خدمات بسیاری در زمینه‌های اجتماعی بود و در سه دوره متفاوت در طول زندگی از جمله نوجوانی در آذرشهر بین سال‌های ۳۰ - ۳۵ در قم و از سال ۳۵ تا ۵۳ در تهران اقدامات فراوان و مفیدی به حال جامعه داشت؛ از جمله:

أ: احداث و تکمیل مساجد خاتم الاوصیاء - الهادی - شیخ فضل الله نوری در تهران.

ب: رسیدگی به محرومان و مستضعفان در تبریز - تهران و آذرشهر و... .

ج: برپایی مجالس بحث و گفت‌وگو در موضوعات علمی و فقهی. او عاشق خدمت به خلق خدا بود و از هر فرصت ممکن و به دست آمده بهره‌ها می‌برد و در راه رضای معبود قدم برمی‌داشت.
مجالس وعظ و سخن‌رانی او نیز حال و هوایی دیگر داشت و چه بسیار از طبقات مختلف جامعه مخصوصاً روشن‌فکران مذهبی، دانش‌جویان و طلاب جوان دورش حلقه می‌زدند و از انوار نورانی و دانش و تربیت وی بهره‌ها می‌بردند.
امروز نتیجه تلاش و کوشش آیت‌الله غفاری را در شکوه و عظمت مسجد بزرگ شیخ فضل‌الله نوری در تهران و پایگاه و حوزه علمیه مسجد بزرگ خاتم الاوصیاء می‌توان دید؛ اماکن مقدسی که روزگاری مرکز هجوم و حمله به رژیم ستم‌شاهی و مأوی و پناهگاه مظلومان و انقلابیون و مستضعفان بود.
و همه آنها در سایه خدمات صادقانه و تلاش‌های خالصانه آن شهید والامقام است.

مخالفت با لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی

[ویرایش]

در شانزدهم مهر ۱۳۴۰ش، اسدالله علم نخست وزیر وقت لایحه‌ای را تصویب می‌نماید که به لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی موسوم شد.
[۵] ربانی گلپایگانی، علی، شهدای روحانیت شیعه در یکصد سال اخیر، ج۱، ص۲۴۷، قم، چاپ اول، ۱۴۰۲ ه.ق.

با تصویب این لایحه آیت‌الله غفاری همسو با بسیاری از علما ضد این لایحه سخن‌رانی نموده و مردم را از این لایحه و عواقب آن و هم‌چنین نقش استعمارگران بیگانه در این لایحه آگاه نمودند.
هم‌چنین وی به همراه علمای تهران اعلامیه‌هایی را در جهت مخالفت با این طرح در تهران امضا و سپس پخش نمود.

موضع‌گیری در برابر انقلاب سفید شاه

[ویرایش]

در سال ۱۳۴۱ش، محمدرضا پهلوی با اعلام طرح «انقلاب سفید» اصلاحات خود را اعلام کرد که در آن با مبانی مذهبی فراوانی مخالفت شده بود.
علما و مراجع به رهبری امام خمینی عید نوروز سال ۱۳۴۲ش را تحریم نمودند. هم‌چنین علمای تهران اعلامیه‌ای را در حمایت از این تحریم صادر نمودند که آیت‌الله غفاری از جمله امضاکنندگان این اعلامیه بود.

محکوم کردن حمله ساواک به طلاب

[ویرایش]

در اوایل سال ۱۳۴۲ش گروهی از مأموران ساواک و عمال شاه پهلوی به مدرسه فیضیه قم هجوم آورده و بسیاری از طلبه‌های ساکن در آن جا را به شهادت رساندند.
آیت‌الله غفاری در واکنش به این اقدام ساواک و هم‌چنین ماجرای مدرسه طالبیه تبریز، در فروردین ماه سال ۱۳۴۲ سخن‌رانی‌های شدید اللحنی را در مسجد الهادی تهران ایراد نمود. در هنگام سخن‌رانی‌های ایشان، گروهی از مأموران ساواک نیز حاضر می‌شدند تا ایشان را بترسانند و از ادامه جلسات بازدارند؛ اما شهید غفاری با مأموران ساواک برخورد نموده و به سخن‌رانی‌های خود ادامه می‌دادند.

دست‌گیری در پانزدهم خرداد

[ویرایش]

پس از سخن‌رانی امام خمینی در عصر عاشورای حسینی برابر با سیزدهم خرداد ۱۳۴۲ه.ش نیروهای گارد در نیمه‌شب پانزدهم خرداد به منزل امام خمینی حمله کرده و پس از دست‌گیری ایشان به سمت تهران روانه شدند؛ مردم قم با خبر یافتن از دست‌گیری امام، روز پانزدهم خرداد به خیابان‌ها ریخته و شعار «یا مرگ یا خمینی» را سر دادند که با حمله دژخیمان رژیم به مردم بسیاری از مردم به شهادت رسیدند.
هم‌زمان با دست‌گیری امام خمینی علمای دیگری نیز دستگیر می‌شوند که از آن جمله شهید غفاری بود؛ در همان شب پانزده خرداد هنگامی‌ که ایشان از سخن‌رانی برمی‌گشت، مأمورین رژیم به خانه‌اش ریخته و او را دستگیر و زندانی کردند. این بازداشت همراه با دست‌گیری دیگر روحانیان مبارز تهران و شهرستان‌ها بود. رژیم قصد داشت با دست‌گیری بیش از ۸۰ نفر از علما و روحانیون، قیام مردم را متوقف کند. در زندان کمیته شهربانی، آیت‌الله غفاری مورد بازجویی و شکنجه قرار گرفت.
[۶] ربانی گلپایگانی، علی، شهدای روحانیت شیعه در یکصد سال اخیر، ج۱، ص۲۴۸، قم، چاپ اول، ۱۴۰۲ ه.ق.
[۷] مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، یاران امام به روایت اسناد ساواک، شهبد آیت‌الله غفاری، ص۵-۱۴، انتشارات وزارت اطلاعات، چاپ اول، ۱۳۸۱.

آیت‌الله غفاری با روحیه قوی در بازجویی‌های انجام شده، سعی می‌نمود که مبانی دین را بیان کند و حتی اصل ولایت فقیه را روشن سازد.
[۸] مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، یاران امام به روایت اسناد ساواک، شهبد آیت‌الله غفاری، ص۲۱، انتشارات وزارت اطلاعات، چاپ اول، ۱۳۸۱.

آیت‌الله غفاری پس از تحمل ۴۰ روز زندان با صدور قرار منع پیگرد به سبب عدم ادله کافی از زندان آزاد شد. ایشان پس از آزادی دوباره به فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی و انقلابی خود ادامه داده و در مسجد خاتم‌الاوصیاء نسبت به برنامه‌های آمریکا در ایران و ظلم‌های رژیم پهلوی افشاگری می‌نمود.

مخالفت با قانون اصلاحات ارضی

[ویرایش]

پس از خروج امام خمینی از ایران به دلیل مخالفت با لایحه کاپیتولاسیون و تبعید ایشان به کشورهای ترکیه و عراق، نوبت یاران امام بود تا با اقدامات خود مردم را به سمت انقلابی برای براندازی رژیم شاهنشاهی رهنمون سازند و آیت‌الله غفاری از جمله روحانیون مبارزی بود که با سخن‌رانی‌های خود برای رژیم مشکلاتی را به وجود می‌آوردند.
[۹] مدنی، سیدجلال‌الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج۲ ص۲۰۰، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم، چاپ اول.

آیت‌الله غفاری در آبان ماه سال ۱۳۴۳ه.ش درباره قانون اصلاحات ارضی سخن‌رانی نموده و به مردم درباره این قانون و تاثیرات آن هشدار می‌دهد و مردم را به مخالفت با آن فرا می‌خواند.
[۱۰] مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، یاران امام به روایت اسناد ساواک، شهبد آیت‌الله غفاری، ص۳۹، انتشارات وزارت اطلاعات، چاپ اول، ۱۳۸۱.

دو روز پس از سخن‌رانی در مسجد خاتم‌الوصیا توسط مأموران شهربانی دستگیر و زندانی شد.
هم‌چنین در سخن‌رانی دیگری هرگونه بی‌اخترامی و توهین به امام را کفر می‌خواند.

← بخشی از سخن‌رانی


در رابطه با محتوای سخن‌رانی ایشان در بخشی از گزارش ساواک آمده است: «وی به منبر رفته و گفته یکی از نمایندگان به پیشوای ما آیت‌الله خمینی اهانت نموده است، هر کس به علمای روحانیون توهین کند، بت‌پرست محض است».

در این دوران نیز آیت‌الله غفاری به ۵/۲ ماه در زندان می‌ماند و سپس با تبدیل قرار بازداشت ایشان به التزام عدم خروج از حوزة قضایی تهران از زندان آزاد شد.
پس از آزادی از دومین زندان خود طی تلگرافی به نجف اشرف ورود آن امام عزیز را به نجف تبریک گفت و از این طریق مقاومت، سرسختی و خستگی‌ناپذیری خود را نشان می‌دهد.

← تلگراف غفاری


تلگراف آیت‌الله غفاری که در اسناد ساواک آمده است به این شرح است:

«حضرت آیت‌الله العظمی آقای حاج روح‌الله خمینی مقدم مبارک را به عالم روحانیت و اسلام تبریک عرض می‌نماید».
این موضوع حاکی از علاقه فراوان آیت‌الله غفاری به امام بود. هم‌چنین پس از آزادی از زندان همچنان در خانه خود نیز جلساتی تشکیل می‌داد و درباره اوضاع روز بحث و تحلیل می‌نمود.
[۱۱] مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، یاران امام به روایت اسناد ساواک، شهبد آیت‌الله غفاری، ص۵۱، انتشارات وزارت اطلاعات، چاپ اول، ۱۳۸۱.


مخالفت با برگزاری جشن شکرگزاری

[ویرایش]

رژیم شاه پس از جان سالم بدر بردن شاه از واقعه تیراندازی در کاخ مرمر توسط رضا شمس‌آبادی از مردم خواست تا در مساجد، مجالس شکرگزاری برگزار کنند. هم‌چنین به مأموران خود دستور داد تا زمینه این کار را در مساجد فراهم آورند.
به همین منظور در مسجد خاتم‌الاوصیاء نیز قرار بود که مجلسی برگزار شود؛ در این رابطه آیت‌الله غفاری به همراه چند تن از اهالی محل با زیرکی دو روز قبل از روز مراسم شکرگذاری فرش‌های مسجد را جمع نمودند و به فرش‌شویی برای شستن تحویل دادند؛ همین موضوع مانع برگزاری مراسم در این مسجد شد.
[۱۲] مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، یاران امام به روایت اسناد ساواک، شهبد آیت‌الله غفاری، ص۵۳، انتشارات وزارت اطلاعات، چاپ اول، ۱۳۸۱.


زندان و شکنجه

[ویرایش]

تمام دوران زندگی آیت‌الله غفاری با حکومت پهلوی و همراه با رنج و محنت بود. مشاهده اوضاع نابسامان، مخالفت رژیم با روحانیت اصیل، محدود کردن مبارزان مسلمان، ترغیب و تشویق مردم به بی دینی و کشف حجاب، آزادی عمل فرقه ضاله بهائیت، و ریشه‌های افکار انحرافی همه و همه موجب می‌شد که او لب به اعتراض گشاید و در هر موقعیتی افشاگری نماید و چه رنج‌ها و دردها که در این راه متحمل نشد.

آیت‌الله غفاری خودش بارها دستگیر و زندانی، اما دست‌گیری و حبس فرزندانش، همسرش و برادرش رنج و درد او را مضاعف، بلکه چند برابر می‌کرد. لکن همانند مولای خودش حضرت امام موسی کاظم (علیه‌السلام) چون کوه استوار و با صلابت ایستادگی می‌کرد و آنچه که عوامل طاغوت و ساواک را آزار می‌داد، روحیه مقاوم و استوار ایشان بود. به طور کلی حبس‌های شهید غفاری از سال ۱۳۴۰ آغاز و تا دی ماه ۱۳۵۳ ش. ادامه داشت ۱۳ سال آخر عمر شریفش سراسر مبارزه و جان‌فشانی در راه آرمان‌های مقدس امام خمینی بود. در سال ۱۳۴۱ سخن‌رانی‌هایش عموماً به افشارگری مواضع غیر اسلامی رژیم اختصاص داشت و چندین بار مستقیماً با دستگاه رژیم پهلوی درگیر شد.

در شب ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ ش. مأمورین شاه به خانه‌اش هجوم آوردند و با لباس منزل او را به کمیته شهربانی بردند. در طول مدت بازداشت و در بازجویی‌ها اراده قاطع و شجاعت بی‌نظیر آیت‌الله غفاری تمامی مأموران را به حیرت واداشته بود؛ چراکه بازداشت‌ها، بازجویی‌ها و حبس‌ها و شکنجه‌های بی‌رحمانه تنها کوچک‌ترین اثر منفی در روح بزرگ و مقاوم او نداشت؛ بلکه پس از هر باز زندانی شدن با روحیه‌ای قوی‌تر و شجاعتی بیش‌تر به مبارزه ادامه می‌داد موقعی که زجر و شکنجه به سختی آزارش می‌داد نام مبارک امام موسی بن جعفر (علیه‌السلام) را بر زبان می‌راند.
و دیگر زندانیان را به استقامت و پایداری و صبر دعوت می‌کرد.

← مصاحبه هادی غفاری


حجت‌السلام‌ هادی غفاری در مصاحبه‌اش با روزنامه اطلاعات در ۷ دی سال ۱۳۶۱ گفت: پس از جریان دست‌گیری پدرم آیت‌الله غفاری نوشته‌ای را به ما مرقوم فرمودند که بدین قرار است:

علت این همه گرفتاری‌ها، زندانی شدن‌ها، مبارزات با دولت جنایت‌کار خائن به دین اسلام و دخالت بی‌مورد او در مقدسات مذهبی و اجرای برنامه‌های ضد دینی دستگاه حاکمه است.
اما‌ اندیشه ناب سیاسی آیت‌الله غفاری را در بازجویی و متن بازجویی ساواک می‌توان دریافت وقتی که از وی سوال شد:
نظر شما نسبت به (آیت‌الله) خمینی چیست؟

جواب داد:
«من فکر می‌کنم تنها کسی که می‌تواند ایران را نجات دهد آیت‌الله خمینی است».

و جمله شجاعانه و قهرمانانه او که فرمود:
«دشمن خمینی کافر است». کمر استبداد شاهی را شکست.

متن آخرین بازجویی که عیناً در روزنامه جمهوری اسلامی چهارشنبه ۷ دی ۱۳۶۲ ش. نیز به چاپ رسیده و توسط ساواک انجام شده بود، به شرح زیر است:

س: چرا به زندان آورده شدید؟
ج: نمی‌دانم.

س: آیا قبلاً به زندان آمده‌اید؟
ج: نیامده‌ام؛ آورده‌اند.

س: نظر شما راجع به شاهنشاه آریامهر چیست؟
ج: ایشان باکودتای پدرشان سرکار آمده‌اند و غاصب‌اند.

س: نظر شما راجع به حزب رستاخیز چیست؟
ج: این حزب را شاه ساخته است و به مردم هیچ ربطی ندارد.

و در پایان بازجویی این جمله را نوشت:
«والراد علیهم کالراد علینا و الراد علینا کالراد علی الله و هو فی حدالشرک. هم حجتی علیکم و انا حجة الله علیهم».

آخرین زندان

[ویرایش]

سخن‌رانی‌ها و فعالیت‌های سیاسی آیت‌الله غفاری روزبه‌روز شدت می‌یافت و جلسات خانگی ایشان نیز برپا بود.
به همین جهت مأموران رژیم شاه با دست‌گیری و انتقال ایشان به بازداشتگاه، پس از بازجویی‌های فراوان به جرم اقدام علیه امنیت عمومی و هم‌چنین نگهداری از اعلامیه‌های حضرت امام‌خمینی به زندان افتاد.

← گزارش مأموران


در گزارش مأموران شاه آمده است:

«اطلاع واصله حاکی بود که یاده شده (آیت‌الله غفاری) به اتفاق فرزندش‌ هادی غفاری در منابر مختلف مطالبی علیه مصالح کشور ایراد و ضمن سخن‌رانی در مساجد و شهرستان‌ها ضمن طرف‌داری از روحانیون مخالف دولت، اصلاحات کنونی کشور را با زمان معاویه مقایسه نموده و چنین نتیجه گرفته که در حال حاضر وضع فعلی حکومتایران با زمان معاویه تفاوتی ننموده و احتیاج است که جوانان چون [امام حسین|امام حسین (علیه‌السلام)]] به پا خاسته و وضع و امور کشور را به دست گیرند. بر مبنای اظهارات یادشده، نام‌برده دستگیر و ضمن بازرسی از منزلش تعداید اعلامیه مضره کشف می‌گردد که بر مبنای اوراق مکشوفه مشارالیه با صدور قرار مورخ ۱۸/۴/۵۳ شعبه ۵ بازپرسی دادستانی ارتش بازداشت و پس از رؤیت قرار به آن اعتراض ننموده است.
[۱۳] مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، یاران امام به روایت اسناد ساواک، شهبد آیت‌الله غفاری، ص۱۲۶-۱۲۷، انتشارات وزارت اطلاعات، چاپ اول، ۱۳۸۱.
»
شهید غفاری در دادگاهی که برای وی در پنجم آبان ۱۳۵۳ تشکیل یافته بود، به هشت ماه زندان محکوم شدند.

فعالیت‌های داخل زندان

[ویرایش]

آیت‌الله غفاری در طول زندان به مطالعه کتب و تدریس می‌پرداخت و از فرصت به‌دست آمده نهایت استفاده را می‌برد. فرزند ایشان در خاطرات خود از دوران زندان ایشان می‌نویسد:
«سعی می‌کرد ۸ ساعت مطالعه کند و به اضافه چهار ساعت هم نهج‌البلاغه و قرآن و فقه و تاریخی فقه به برادران درس می‌داد. حتی در داخل زندان شبی نبود که دعای افتتاح را نخواند و در پایان جمله «خدایا! شهادت را نصیب من کن» نخواند. بعد به او می‌گفتم مگر دعای افتتاح چه دارد؟ می‌گفت دعای افتتاح در تکه آخرش شهادت می‌خواهد و معمولاً حتی در شب‌هایی که شلاق سخت خورده بود، نماز شب را رها نمی‌کرد».
از دیگر اقدامات ایشان مبارزه با اشخاصی بود که به نام کمونیست و مجاهدین خلق در زندان بودند و سعی در تغییر افکار مذهبی جوانان مبارز داشتند.
[۱۴] غفاری،‌ هادی، خاطرات‌ هادی غفاری، ص۱۱۰-۱۱۱، تهران، حوزه هنری دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۴.


ویژگی‌های اخلاقی

[ویرایش]

آن شهید سعید مظفر بسیاری از جلوه‌های زیبای معنویت و اخلاق حسنه بود.براستی او متخلق به اخلاق الهی شده بودند. روح خداترسی بر او حاکم بود و عشق سرشاری به حضرت سبحان داشت؛ حتی در شب‌های سخت زندان با دست و پای مجروح و تن تب‌دار با زحمت زیاد وضو می‌گرفت و نماز شب را با حالی خاص اقامه می‌کرد.
وی در سنین کودکی در مسجد محراب (قاضی) آذرشهر به نماز می‌ایستاد و با خدایش راز و نیاز می‌کرد. قناعت پیشه، مهمان‌نواز، اهل بخشش بود. از اینکه مردم در حضورش باشند. و وقتشان را بگیرند خسته نمی‌شد. برای جوانان ارزش و احترامی خاص قایل بود در خانه با بچه‌ها بازی می‌کرد. علیرغم روح پرخاشگری در مقابل ظالمان، عاطفه‌ای حساس و روحی لطیف نسبت به همسر و فرزندانش داشت او عارف انقلابی و زاهد جوان‌مرد بود و بالاخره نمونه و الگویی برای عاشقان شهادت.

آثار

[ویرایش]

آیت‌الله غفاری نه تنها در جبهه مبارزه با طاغوت پیشتاز بود و زندان‌های مخوف شاه او را از حرکت و شتاب باز نمی‌داشت بلکه هر روز پرشورتر از روز قبل به مبارزه بی‌امان ادامه می‌داد، بلکه همواره همراه با مبارزه پیگیر با طاغوت، فعالیت‌ها و تلاش‌های علمی و عملی و ادبی و قلمی نیز داشت.

← آثار قلمی


از جمله آثار قلمی آن بزرگوار، حاشیه مفصلی بر عروة الوثقی نوشته است. نوشته‌ها و آثار خطی گوناگون دیگری معظم‌له داشته که در هجوم ساواک به منزلشان در چندین نوبت از بین رفته است. بعضی نوارهای سخن‌رانی و دست نوشته‌هایی نیز از آن بزرگوار مانده است.

← آثار ادبی


و از جمله آثار علمی و ادبی قطعات جذاب و شیوایی است که منتسب به شهید آیت‌الله غفاری است و از مصادیق آنها سروده ذیل می‌باشد.

عاشق چو رو به کعبه صدق و صفا کند
احرام خود ز کسوت صبر و رضا کند
در پیش راه بادیه‌گیر غریب وار
ترک عشیره و بلد و اقربا کند
از صدق چون قدم بنهند در فنای عشق
اول به پای دوست سر و جان را فدا کند
آن‌جا که موقف عرفات محبت است
برجای سنگریزه سر از کف رها کند
آن‌گاه دست و روی نشوید زخون خویش
برخیزد و نماز شهادت ادا کند

لازم به یادآوری است که اشعار و سروده‌های فوق از میان نوشته‌جات دوران زندان به دست آمده است.

شهادت

[ویرایش]

انقلاب اسلامی ما به رهبری امام خمینی (رحمة‌الله‌علیه) ثمره از جان گذشتگی فرزانگانی است که در اوج خفقان، فریاد آزادی و آزادگی سر دادند.
و در راه تحقق حکومت عدل اسلامی ایثارگرانه و با تحمل سختی‌ها - زندان‌ها و شکنجه‌ها عاشقانه دعوت حق را لبیک گفتند و شهید غفاری آن مبارز نستوه و شهید همیشه زنده تاریخ اعتقاد داشت که:
«شهادت تحفه‌ای است از جانب خداوند متعال که به بندگانش هدیه می‌شود».

و انصافاً به عقیده صاحب نظران ما شهادت آیت‌الله حسین غفاری در زندان مخوف ساواک ضربه‌ای کمرشکن بر رژیم فساد شاهنشاهی بود.
این عاشق و عارف مجاهد پس از سال‌ها تلاش، مجاهدات، استقامت صبر و پایداری زندان و شکنجه عاقبت دعایش مستجاب شد و در غروب ششم دی ماه سال ۱۳۵۳ ش.آیت‌الله غفاری در اوج مظلومیت اما سرافرازانه چون سرو سهی در محبس تنگ و تاریک و ظلماتی شاهی با دست ‌و پای شکسته و دندان‌های خرد شده و محاسن زخمی خونین به دیار ابدیت شتافت و روح بلندش پس از ۱۳ سال تحمل زجر شکنجه به ملکوت اعلی پیوست.

ساواک شبانه پیکر مطهر او را به قم فرستاد تا مظلومانه دفن شود؛
[۱۵] غفاری،‌ هادی، خاطرات‌ هادی غفاری، ص۱۳۵، تهران، حوزه هنری دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۴.
ولی طلاب و مردم قم از موضوع با خبر شدند و در تشیع جنازه با شکوه ایشان در صبح روز ۷ دی ماه ۱۳۵۳ ش. شرکت کردند و با فریاد غفاری ما کشته شد به خون خود آغشته شد، پیکر مطهر این اسوه مقاومت را از حرم حضرت معصومه (علیه‌السلام) تا قبرستان دارالسلام قم تشییع کردند و در مراسم تدفین این شهید بزرگوار، هم‌رزمش شهید آیت‌الله قدوسی حاضر شد و تلقین خواندند. لازم به تذکر است که در جریان تشییع، تعدادی از تشییع‌کنندگان و فامیل شهید غفاری دستگیر و زندانی شدند.

پیام‌ها و اعلامیه‌ها

[ویرایش]

همزمان با شهادت شهید غفاری در زندان ستم‌شاهی و دفن ایشان در قم پیام‌ها و اطلاعیه‌های مختلفی از طرف گروه‌های انقلابی در داخل و خارج از کشور منتشر شد؛ از جمله:
دانش‌جویان مسلمان خارج از کشور با پخش تصاویر - پوستر و صدور اعلامیه‌هایی شهادت این شهید والامقام را به ملت ایران و امام بزرگوار امت تسلیت گفتند و جنایات شاه و دارودسته او را محکوم کردند.
پس از پیروزی انقلابی اسلامی و در سالگرد شهادت شهید غفاری جامعه مدرسین حوزه علمیه قم - جامعه روحانیت مبارز تهران - حزب جمهوری اسلامی - سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی - جمعیت مؤتلفه اسلامی - فداییان اسلام دانش‌جویان مسلمان دانشگاه تهران و شخصیت‌های مختلف کشوری و سیاسی پیام‌های جداگانه‌ای منتشر نمودند.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ربانی گلپایگانی، علی، شهدای روحانیت شیعه در یکصد سال اخیر، ج۱، ص۲۴۶، قم، چاپ اول، ۱۴۰۲ ه.ق.
۲. ربانی گلپایگانی، علی، شهدای روحانیت شیعه در یکصد سال اخیر، ج۱، ص۲۴۷، قم، چاپ اول، ۱۴۰۲ ه.ق.
۳. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، یاران امام به روایت اسناد ساواک، شهبد آیت‌الله غفاری، ص۴، انتشارات وزارت اطلاعات، چاپ اول، ۱۳۸۱.
۴. غفاری،‌ هادی، خاطرات‌ هادی غفاری، تهران، حوزه هنری دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۴.
۵. ربانی گلپایگانی، علی، شهدای روحانیت شیعه در یکصد سال اخیر، ج۱، ص۲۴۷، قم، چاپ اول، ۱۴۰۲ ه.ق.
۶. ربانی گلپایگانی، علی، شهدای روحانیت شیعه در یکصد سال اخیر، ج۱، ص۲۴۸، قم، چاپ اول، ۱۴۰۲ ه.ق.
۷. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، یاران امام به روایت اسناد ساواک، شهبد آیت‌الله غفاری، ص۵-۱۴، انتشارات وزارت اطلاعات، چاپ اول، ۱۳۸۱.
۸. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، یاران امام به روایت اسناد ساواک، شهبد آیت‌الله غفاری، ص۲۱، انتشارات وزارت اطلاعات، چاپ اول، ۱۳۸۱.
۹. مدنی، سیدجلال‌الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج۲ ص۲۰۰، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم، چاپ اول.
۱۰. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، یاران امام به روایت اسناد ساواک، شهبد آیت‌الله غفاری، ص۳۹، انتشارات وزارت اطلاعات، چاپ اول، ۱۳۸۱.
۱۱. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، یاران امام به روایت اسناد ساواک، شهبد آیت‌الله غفاری، ص۵۱، انتشارات وزارت اطلاعات، چاپ اول، ۱۳۸۱.
۱۲. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، یاران امام به روایت اسناد ساواک، شهبد آیت‌الله غفاری، ص۵۳، انتشارات وزارت اطلاعات، چاپ اول، ۱۳۸۱.
۱۳. مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، یاران امام به روایت اسناد ساواک، شهبد آیت‌الله غفاری، ص۱۲۶-۱۲۷، انتشارات وزارت اطلاعات، چاپ اول، ۱۳۸۱.
۱۴. غفاری،‌ هادی، خاطرات‌ هادی غفاری، ص۱۱۰-۱۱۱، تهران، حوزه هنری دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۴.
۱۵. غفاری،‌ هادی، خاطرات‌ هادی غفاری، ص۱۳۵، تهران، حوزه هنری دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۴.


منبع

[ویرایش]
سایت‌ اندیشه قم، برگرفته از مقاله «حسین غفاری».    
سایت‌ پژوهه، برگرفته از مقاله «آیت‌الله غفاری»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۵/۲۹.    






جعبه ابزار