حرکت در علوم دقیق دوره اسلامی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



در این مقاله به بررسی حرکت که اصطلاحی‌ در کلام، فلسفه، طبیعیات و علوم دقیق می‌باشد می‌پردازیم.


اهمیت حرکت در دوره اسلامی

[ویرایش]

دانشمندان و فنّاوران جهان اسلام از قرن دوم، در ادامه میراث علمی صنعت‌گران و دانشمندانِ پیش از اسلام (بین‌النهرینی، ایرانی، یونانی و بیزانسی)، درگیر حل مسائل عینی مرتبط با مفهوم حرکت بودند. بعدها، با توسعه علوم و فلسفه و کلام، درباره مفهوم حرکت تأملات دقیقی شد. معمولاً جنبه‌های فلسفیِ حرکت در مباحثِ کاربردیِ علوم دقیق نقشی نداشتند، اما مفهوم حرکت در علوم دقیق دوره اسلامی (شامل نجوم، مکانیک، فیزیک و ریاضیات) اهمیت داشت، چرا که هر کدام از این علوم، با توجه به گستره وسیع خود، به نوعی، از مفهوم حرکت بهره می‌برند، از جمله در پژوهش و الگوسازی حرکت سیارات، بحث درباره فرضیه‌های مرتبط با حرکت وضعی زمین، طراحی و ساخت دستگاه‌های پیچیده مکانیکی، طراحی آزمایش‌های تجربی در فیزیک، طراحی نظریاتی درباره قوانین نورشناسی، و بحث درباره چگونگی تبیین کاربرد مفهوم حرکت در هندسه.

حرکت در نجوم

[ویرایش]

در نجوم کاربردی، مفهوم حرکت، در ساخت ابزارهای نجومی شناخته شده برای مسلمانان (مانند ذات‌الحَلَق، اسطرلاب مسطح، اسطرلاب جامع) یا تکمیل شده توسط آن‌ها بین قرن‌های دوم تا دوازدهم، و برخی مسائل نجومی که با استفاده از این ابزارها حل می‌شدند (مانند حرکت سیارات مرئی و مقارنه‌های آنها، زمان‌سنجی براساس حرکت ظاهری خورشید و ستارگان) به کار می‌رفت.

← مساله مهم در نجوم نظری


در نجوم نظری، قرن‌ها مسئله اساسی، تبیین حرکت خورشید و ماه و سیارات (شامل عطارد، زهره، مریخ، مشتری و زحل) بود. الگوی سیاره‌ای بطلمیوس «که تنها حرکت‌های مستدیر را برای اجرام آسمانی مجاز می‌دانست
[۱] Claudius Ptolemy، Ptolemy's Almagest، ج۱، ص۴۴۳ـ۴۴۸، translated and annotated by GJ Toomer، London ۱۹۸۴.
[۲] Claudius Ptolemy، Ptolemy's Almagest، ج۱، ص۴۷۰ـ۴۷۵، translated and annotated by GJ Toomer، London ۱۹۸۴.
[۳] Claudius Ptolemy، Ptolemy's Almagest، ج۱، ص۴۸۰ـ۴۸۴، translated and annotated by GJ Toomer، London ۱۹۸۴.
» در سه سده آغازین دوره اسلامی به کار گرفته می‌شد، تا این‌که منجمان مسلمان به‌ تدریج انتقادهای جدّی از الگوهای بطلمیوس را آغاز کردند و بعدها برخی از آنان کوشیدند الگوهای جدیدی، متناسب با مفاهیم علمی و فلسفی آن دوره، عرضه کنند.

← ردیه نظریه بطلمیوس


ابن‌هیثم نخستین مؤلفی بود که در اثرش، با عنوان الشکوک علی بطلمیوس، از آرای بطلمیوس درباره حرکت سیارات به ‌سختی انتقاد کرد.
[۴] ابن‌هیثم، الشکوک علی بطلمیوس، ج۱، ص۱۵ـ۲۰، چاپ عبدالحمید صبره و نبیل شهابی، قاهره ۱۹۷۱.
[۵] ابن‌هیثم، الشکوک علی بطلمیوس، ج۱، ص۲۳، چاپ عبدالحمید صبره و نبیل شهابی، قاهره ۱۹۷۱.
[۶] ابن‌هیثم، الشکوک علی بطلمیوس، ج۱، ص۳۵ـ۴۲، چاپ عبدالحمید صبره و نبیل شهابی، قاهره ۱۹۷۱.
وی نمودهای هندسی‌ای را که بطلمیوس در مجسطی مطرح کرده است، با واقعیت‌های جهان در تضاد می‌دید. این انتقادها را اشخاصی چون ابوعبید جوزجانی و بعدها ابن‌رشد، جابربن افلح و بطروجی ادامه دادند.
[۷] George Saliba، A history of Arabic astronomy: planetary theories during the golden age of Islam، ج۱، ص۲۵۰ـ۲۵۵، New York ۱۹۹۴.


← جفت طوسی


اما اوج این دستاوردها در قرن هفتم از نصیرالدین طوسی بود. وی با ابداعِ برخی الگوهای هندسی و معرفی سازوکاری هندسی به نام «جفت طوسی»، موفق شد مشکل حرکت طولی ماه و مشکلات مربوط به تغییرات عرض دایرةالبروجی سیارات را حل کند.
[۸] محمدبن محمد نصیرالدین طوسی، الرسالة الشافیة عن الشک فی الخطوط المتوازیة، ج۱، ص۱۹۵ـ۲۲۳، در نظریة المتوازیات فی الهندسة الاسلامیة، حیدرآباد، دکن ۱۳۴۷ـ۱۳۴۸.
[۹] محمدبن محمد نصیرالدین طوسی، الرسالة الشافیة عن الشک فی الخطوط المتوازیة، ج۲، شرح رجب، ص۴۵۳ـ۴۵۶، در نظریة المتوازیات فی الهندسة الاسلامیة، حیدرآباد، دکن ۱۳۴۷ـ۱۳۴۸.
این سازوکار، اثباتی بر این ادعا بود که، برخلاف نظر ارسطو، می‌توان حرکت مستدیر را به حرکت خطی تحویل کرد. در آن دوره و در سده‌های بعدی، دانشمندان جهان اسلام (مانند مؤیدالدین عُرْضی، قطب‌الدین شیرازی و ابن‌شاطر) الگوهای حرکت سیارات را بررسی کردند و با طرح الگوهای جدید، الگوهای بطلمیوسی را اصلاح نمودند.
[۱۰] George Saliba، A history of Arabic astronomy: planetary theories during the golden age of Islam، ج۱، ص۲۵۰ـ۲۵۵، New York ۱۹۹۴.


← بحث حرکت وضعی زمین


دیگر مسئله مهم و جالب توجه، حرکت وضعی زمین بود که در میان منجمان مسلمان مباحثاتی ایجاد کرده بود. به نوشته ابوریحان بیرونی،
[۱۱] ابوریحان بیرونی، کتاب القانون المسعودی، ج۱، ص۴۹ـ۵۱، حیدرآباد، دکن ۱۳۷۳ـ۱۳۷۵/ ۱۹۵۴ـ ۱۹۵۶.
[۱۲] ابوریحان بیرونی، استیعاب الوجوه الممکنة فی صنعة الاصطرلاب، ج۱، ص۱۲۸، چاپ محمداکبر جوادی‌حسینی، مشهد ۱۳۸۰ش.
برخی معاصرانش فرضیه‌ای درباره حرکت وضعی زمین مطرح کرده بودند و برای برخی دیگر امکان حرکت زمین در فضا مطرح بود.
[۱۳] ابوریحان بیرونی، کتاب القانون المسعودی، ج۱، ص۴۲ـ۴۳، حیدرآباد، دکن ۱۳۷۳ـ۱۳۷۵/ ۱۹۵۴ـ ۱۹۵۶.
در بین معاصران ابوریحان بیرونی، ابوسهل عیسی‌بن یحیی مسیحی کتابٌ فی سکون‌الارض او حرکتها را در این‌باره نگاشت.
[۱۴] Boris Abramovich Rozenfeld and Ekmeleddin Ihsanoglu، Mathematicians، ج۱، ص۱۰۸، astronomers، and other scholars of Islamic civilization and their works (۷th-۱۹th c)، Istanbul ۲۰۰۳.

با وجود این، اخترشناسان مسلمان حرکت اجرام آسمانی را همچنان در چهارچوب فرضیه زمینْ مرکزیِ بطلمیوس تبیین می‌کردند. همچنین نمی‌توان از نقش حرکت در وقوع پدیده‌های نجومی، مانند گرفتگی‌ها، غفلت کرد، چنان‌که افزون بر رصد و جنبه‌های تجربی، کاربرد ریاضیات و به‌ خصوص هندسه در پژوهش این پدیده‌ها نقش تعیین‌کننده داشت.

حرکت در مکانیک

[ویرایش]

علم مکانیک در دوره اسلامی شامل چهار زمینه ساخت دستگاه‌های مهندسی نظامی، ساعت‌سازی، ساخت دستگاه‌های خودکار و دستگاه‌های آبی بود، که همه آن‌ها به نوعی درگیر حل مسائل مرتبط با حرکت بودند. در دوره اسلامی، متخصصان این فن کوشیدند براساس میراث یونانیان و ایرانیان ابزارهایی با عملکرد بهتر بسازند، همچنین سازوکارهای مکانیکی ماهرانه‌ای ابداع کردند. در مهندسی نظامی، آنها عملکرد منجنیق‌ها را، با افزودن وزنه تعادل، ارتقا دادند.
[۱۵] ابن‌اَرَنبُغا زَرَدْکاش، الانیق فی المناجنیق، ج۱، ص۴۳، چاپ احسان هندی، حلب ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
همچنین توانستند با استفاده از نفت، پرتابه‌های آتش‌زا را به دوردست پرتاب کنند.
[۱۶] ابن‌اَرَنبُغا زَرَدْکاش، الانیق فی المناجنیق، ج۱، ص۲۷ـ ۲۸، چاپ احسان هندی، حلب ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
در ساعت‌سازی، آنها به کمک سازوکار دقیقی براساس جریان مایع (آب یا جیوه) یا با استفاده از وزنه تعادل، حرکت تناوبی ایجاد می‌کردند.
[۱۷] ابن‌ساعاتی، علم الساعات والعمل بها، ج۱، ص۲۰ـ۲۱، چاپ محمد احمد دهمان، دمشق (۱۴۰۱/ ۱۹۸۱ (.


← حرکت رو به رشد در مکانیک


اما در زمینه ساخت دستگاه‌های خودکار و آبی، به منظور تنظیم حرکت اجزای دستگاه‌های مکانیکی یا انتقال اشیا، نوآوری‌های بیشتری صورت گرفت. مثلا جزری دستگاه‌های پیچیده‌ای را، با استفاده از چرخ‌دنده‌ها و میلْ بادامَک‌ها و میلْ پیستون‌ها و پیستون‌ها، اختراع کرد تا در یک پمپِ مکشیِ به حرکت درآورنده پیستون‌های متعدد، حرکت دَوَرانی را به خطی تبدیل کند.
[۱۸] Claudius Ptolemy، Ptolemy's Almagest، ج۱، ص۴۵۸ـ۴۶۵، translated and annotated by GJ Toomer، London ۱۹۸۴.
اما در آثار به جامانده در علم مکانیک، از نظریه‌پردازی درباره مفهوم حرکت اثری نیست.

حرکت در فیزیک

[ویرایش]

در فیزیک مفهوم حرکت در دو زمینه نظری و تجربی مورد توجه بود. در زمینه نظری، سنّت دیرینه و درخور توجهی در فلسفه وجود داشت که حاوی تفکرات عمیق و غنی‌ای بود که به سبب دسترسی مسلمانان به فلسفه یونانی، به‌ ویژه آرای ارسطو و فیلیپون، شکل گرفت.
اما شاخه دیگر، فیزیک هندسی بود که براساس پژوهش در حوزه نورشناسی بسط یافت. نورشناسی دوره اسلامی با فعالیت‌های کِندی آغاز شد و افراد دیگری چون قُسطابن لوقا، ابن‌سهل، ابن‌هیثم و کمال‌الدین فارسی آن را ادامه دادند و بحث حرکت در زمینه‌های گوناگون نورشناسی مطرح گردید؛ به خصوص جابه‌جایی پرتوهای نورانی و پدیده‌هایی که به سبب برخورد نور با سطوح مواد مختلف پدید می‌آیند، مشتمل بر بازتاب نور از سطوح تخت و کروی یا بازتاب نور از سطوح درجه دوم مانند سهمی، هُذلولی و بیضی،
[۱۹] ابن‌هیثم، کتاب المناظر، ج۱، ص۳۲۱، المقالات ۱ـ۳: فی الابصار علی الاستقامة، چاپ عبدالحمید صبره، کویت ۱۴۰۴/۱۹۸۳.
[۲۰] ابن‌هیثم، کتاب المناظر، ج۱، ص۴۳۰ـ۴۳۴، المقالات ۱ـ۳: فی الابصار علی الاستقامة، چاپ عبدالحمید صبره، کویت ۱۴۰۴/۱۹۸۳.
پدیده شکست نور هنگامی که پرتوهای نور از سطوح تخت یا کروی می‌گذرند، و نقش شکست نور در تشکیل رنگین‌کمان.

← ردیه بر حرکت نور از چشم


در میان جنبه‌های نظری نورشناسی دوره اسلامی، باید به فرضیه‌های ارزشمند ابن‌هیثم و کمال‌الدین فارسی اشاره کرد. یونانیان باستان مرئی شدن جسم را به سبب حرکت نور از چشم و برخورد آن با جسم می‌دانستند. ابن‌هیثم این فرضیه را رد کرد و، به‌ درستی، آن را به سبب حرکت نور از جسم به سوی چشم دانست.
[۲۱] ابن‌هیثم، کتاب المناظر، ج۱، ص۶۰ـ۶۱، المقالات ۱ـ۳: فی الابصار علی الاستقامة، چاپ عبدالحمید صبره، کویت ۱۴۰۴/۱۹۸۳.
[۲۲] ابن‌هیثم، کتاب المناظر، ج۱، ص۱۵۹، المقالات ۱ـ۳: فی الابصار علی الاستقامة، چاپ عبدالحمید صبره، کویت ۱۴۰۴/۱۹۸۳.
وی انتشار نور را با سرعت زیاد فرض می‌کرد و آن را امری لحظه‌ای نمی‌دانست.
[۲۳] ابن‌هیثم، کتاب المناظر، ج۱، ص۲۹۲، المقالات ۱ـ۳: فی الابصار علی الاستقامة، چاپ عبدالحمید صبره، کویت ۱۴۰۴/۱۹۸۳.
ابن‌هیثم بازتاب نور را از جسم به سوی چشم، به حرکت برگشتی توپ پس از برخورد به دیوار تشبیه کرده است. این فرضیه را کمال‌الدین فارسی رد کرد، زیرا حرکت نور را مشابه حرکت صوت می‌دانست، نه مانند حرکت اجسام سخت.
[۲۴] Mustafa Nazif، "Kamal al-Din al-Farisi wa ba du buhuthihi fiilm ad-daw"، ج۱، ص۶۹، Revue de l'Association egyptienne d'histoire des sciences، no۲ (nd).
[۲۵] محمدبن حسن کمال‌الدین فارسی، کتاب تنقیح المناظر لذوی الابصار و البصائر، ج۲، ص۲۳۱، حیدرآباد، دکن ۱۳۴۷ـ۱۳۴۸.


← رسالات در مورد نورشناسی


افزون بر نوشته‌های متعدد درباره نورشناسی، در برخی منابع به حرکت رفت و برگشتی و دایره‌ای اجسام واقعی یا مجازی اشاره شده است، از جمله در «مقالةٌ فی‌الکرة المتحرکة علی‌السطح» از ابن‌هیثم
رسالةٌ فی حرکةالدحرجة و النسبة بین مستوی و منحنی نصیرالدین طوسی، که قطب‌الدین شیرازی بر آن تفسیر نگاشت
[۲۷] Boris Abramovich Rozenfeld and Ekmeleddin Ihsanoglu، Mathematicians، ج۱، ص۲۱۵، astronomers، and other scholars of Islamic civilization and their works (۷th-۱۹th c)، Istanbul ۲۰۰۳.
[۲۸] Boris Abramovich Rozenfeld and Ekmeleddin Ihsanoglu، Mathematicians، ج۱، ص۲۳۴، astronomers، and other scholars of Islamic civilization and their works (۷th-۱۹th c)، Istanbul ۲۰۰۳.

و رساله قول علی انّ فی الزمان‌المتناهی حرکة غیرمتناهیة از ابوسهل کوهی، که جنبه ریاضی قوی‌تری دارد و در آن، وی با استفاده از روش هندسی جالب‌توجهی، امکان حرکت یک نقطه را بر مسیر نیم‌دایره‌ای، طوری که تصویر آن بر یک خط مستقیم از بی‌نهایت تا مبدأ (در یک زمان معین) جابه‌جا شود، اثبات می‌کند
[۲۹] Aydin Sayili، "A short article of Abu Sahl Waijan ibn Rustam al-Quhi on the possibility of infinite motion in finite time"، ج۱، ص۱۴۸ـ۱۴۹، Actes du VIIIe Congres international d'histoire des sciences، vol ۱، Firenze، Ital ۱۹۵۶.

افزون بر این باید از سودای ساختِ سازوکارهایی با «حرکت دائم» نیز یادکرد. اگر چه برخی فلاسفه مسلمان، مانند ابن‌سینا، به لحاظ فلسفی تحقق آن را ناممکن دانسته‌اند.

حرکت در ریاضیات

[ویرایش]

حرکت در هندسه برای تبیین برخی تعاریف و قضایا به کار می‌رفت، چنان‌که در قلمرو اسلامی نخستین شارحان و مفسران اصول اقلیدس به این موضوع پی‌بردند که برخی شکل‌های هندسی را می‌توان با استفاده از حرکت برخی عناصر هندسی تعریف کرد. مثلاً دَوَرانِ یک خط مایل حولِ یک خط قائم متقاطع با آن به تشکیل مخروط، دوران یک نیم‌دایره حول قطرش به تشکیل کره، و دوران مستطیل حول یک ضلعش به تشکیل استوانه منجر می‌شود.
[۳۰] Euclid، The thirteen books of Euclid's Elements، ج۳، ص۲۶۱، translated from the text of Heiberg with introduction and commentary by Thomas L Heath، ۲nd ed، revised with additions، New York ۱۹۵۶.
همچنین چگونگی امتداد نامحدود یک خط راست، به‌خصوص وقتی که باید با خط راست دیگری موازی بماند، از مسائل پرسش‌برانگیز بود.

قدیمی‌ترین رساله در ریاضیات

[ویرایش]

کهن‌ترین رساله شناخته شده درباره این موضوع، از ثابت‌بن قرّه است با عنوان مقالة فی اَنّ الخطین اذا اُخرجا علی‌اَقَلَّ مِن‌زاویتین قائمتین اِلْتقیا. در این رساله مباحثی درباره ضرورت کاربرد ذهنی حرکت در هندسه، در مورد یک شکل هندسی برای ایجاد یک شکل جدید یا در مقایسه شکل‌های هندسی با هم، وجود داشته است.
[۳۱] Euclid، The thirteen books of Euclid's Elements، ج۱، ص۶۹ـ۸۳، translated from the text of Heiberg with introduction and commentary by Thomas L Heath، ۲nd ed، revised with additions، New York ۱۹۵۶.
ثابت‌بن قرّه در رساله خود،
[۳۲] ثابت‌بن قُرّه، مقالة فی اَنّ الخطین اذا اُخرجا علی اقل من زاویتین قائمتین التقیا، ج۱، ص۷۱، در نظریة المتوازیات فی الهندسة الاسلامیة، چاپ احمد سلیم سعیدان، عمان ۱۹۷۱.
ضمن بیان این‌که هر چند حرکت (در هندسه) امری ذهنی و فرضی است و در واقع صورت نمی‌پذیرد، اما بر ضرورت به کارگیری عناصر تکمیلی برای جلوگیری از تغییر شکل اجسام، هنگامی که باید در تصور حرکت کنند نیز تأکید کرده است. فرضاً در حالتی که خط راستی تا بی‌نهایت ادامه می‌یابد، باید آن را به صورت جسمی صُلب تصور کرد که (بدون اعوجاج) شکل خود را در طی حرکت حفظ می‌کند.

← اثبات قضیه خطوط موازی اقلیدس


ابن‌هیثم در کتابِ شرحُ مُصادَرات اقلیدس در اثبات قضیه خطوط موازی اقلیدس، با معرفی روشی، تصور خطوط موازی نامتناهی را امکان‌پذیر ساخت. وی ابتدا به این نکته اشاره می‌کند که ویژگی دو خط راست موازی که تا بی‌نهایت به هم نمی‌رسند این است که نمی‌توان آن‌ها را با اشیای متناهی نشان داد. سپس فرایندی را که به واسطه آن دو خط راست موازی شکل می‌گیرند، وصف می‌کند. او در هر مرحله پاره‌خطی را عمود بر انتهای پاره‌خط قبلی فرض می‌کند؛ بدین ترتیب، با افزودن هر پاره‌خط به پاره‌خط قبلی، حرکتی پیوسته صورت می‌گیرد که انتهای آن خط عمودی است که با پاره‌خط مقابل خود موازی خواهد بود.
[۳۳] ثابت‌بن قُرّه، مقالة فی اَنّ الخطین اذا اُخرجا علی اقل من زاویتین قائمتین التقیا، ج۱، ص۹۰ـ۹۱، در نظریة المتوازیات فی الهندسة الاسلامیة، چاپ احمد سلیم سعیدان، عمان ۱۹۷۱.
این آمیختگیِ تنگاتنگ تصور (که امکان نمایش اشیای متناهی را می‌دهد) و حرکت (که امکان گسترش این نمایش به اشیای نامتناهی را می‌دهد)، در ابتدا باتوجه به واژگانی که ابن‌هیثم در توضیح این موضوع به کار برده است آشکار می‌شود، چرا که او در رساله فی حل شکوک کتاب‌ اقلیدس،
[۳۴] Euclid، The thirteen books of Euclid's Elements، ج۱، ص۱۲۱ـ۱۲۹، translated from the text of Heiberg with introduction and commentary by Thomas L Heath، ۲nd ed، revised with additions، New York ۱۹۵۶.
نظر خود را درباره بحث توازی بر مبنای مفهوم حرکت قرار داده است. افزون بر این، ابن‌هیثم از واژگان «فیزیکی» در تبیین مسائل ریاضی بهره برده، چنان‌که در شرح مصادرات اقلیدس، واژگانی چون «متحرک»، «زمان»، «مسافت طی شده» و «حرکت‌های متشابه» به کار رفته است.
[۳۵] Euclid، The thirteen books of Euclid's Elements، ج۱، ص۸۸، translated from the text of Heiberg with introduction and commentary by Thomas L Heath، ۲nd ed، revised with additions، New York ۱۹۵۶.
[۳۶] Euclid، The thirteen books of Euclid's Elements، ج۱، ص۹۰، translated from the text of Heiberg with introduction and commentary by Thomas L Heath، ۲nd ed، revised with additions، New York ۱۹۵۶.
این مشی ریاضی، در واقع نتیجه‌ای منطقی از زبان فیزیک کاربردی است، زیرا ابن‌هیثم متخصص نورشناسی هندسی بوده و در این حوزه آثار متعددی نگاشته که مهم‌ترین آن‌ها المناظر است.

← ردیه بر قول ابن هیثم


عمر خیام در رسالة فی شرح ما اشکل من مُصادَرات کتاب اقلیدس،
[۳۷] Euclid، The thirteen books of Euclid's Elements، ج۱، ص۳ـ۴، translated from the text of Heiberg with introduction and commentary by Thomas L Heath، ۲nd ed، revised with additions، New York ۱۹۵۶.
مفهوم حرکت را با هندسه نامرتبط دانسته و نظر ابداعی ابن‌هیثم را در تلفیق مفهوم حرکت و هندسه رد کرده است. پس از وی، نصیرالدین طوسی
[۳۸] ابن‌هیثم، مستخرج من شرح مصادرات اقلیدس فی‌الاصول، ص۱۶۳ـ۱۶۴ در نظریة المتوازیات فی الهندسة الاسلامیة، نصوص جمعها و حققها خلیل جاویش، تونس: المؤسسة الوطنیة للترجمة و التحقیق و الدراسات (بیت‌الحکمه)، ۱۹۸۸.
نیز، ضمن انتقاد به این ابداع جسورانه ابن‌هیثم، سبب اشتباه وی را خَلطِ نادرستِ دو موضوع و مهارت نداشتنش در «علمی که مقدمات هندسه را تصحیح کند»، دانسته است. واکنش این دو ریاضی‌دان بزرگ به آرای ابن‌هیثم، فراتر از توصیف ارسطو در تبیین موضوعات ریاضی نیست. به عقیده ارسطو،
[۳۹] ۱۰۶۴الف، ص۳۲ـ۳۳، Aristotele، The complete works of Aristotle، ed Jonathan Barnes، Princeton، NJ ۱۹۹۵.
ریاضی به امور تغییرناپذیر و تفکیک‌ناپذیر می‌پردازد. مفهوم حرکت در هندسه کاربردی نیز وجود داشت، به‌ویژه هنگامی که با تقطیع یک شکل هندسی به اشکال کوچک‌تر، شکل جدیدی با این قطعات می‌ساختند. این موضوعی بود که ثابت‌بن قرّه در رسالة فی‌الحجةالمنسوبة الی سقراط فی المربع و قطره، در تبیین قضیه فیثاغورس، دو مربع را به مثلث‌هایی تقطیع می‌کند و با جابه‌جا کردن این مثلث‌ها، مربع بزرگ‌تری می‌سازد.
[۴۰] Aydin Sayili، "A short article of Abu Sahl Waijan ibn Rustam al-Quhi on the possibility of infinite motion in finite time"، ج۱، ص۳۵ـ۳۷، Actes du VIIIe Congres international d'histoire des sciences، vol ۱، Firenze، Ital ۱۹۵۶.
ابوالوفا بوزجانی نیز در کتاب فی مایحتاج الیه الصانع من اعمال الهندسة
[۴۱] محمدبن محمد بوزجانی، کتاب فی مایحتاج الیه الصانع من اعمال الهندسة، ج۱، ص۱۴۴ـ۱۴۵، چاپ احمد سلیم سعیدان، عمان ۱۹۷۱.
به ترسیمات هندسی پرداخته است. وی در موارد متعددی، با تقطیع اشکال هندسی و حرکت انتقالی یا دورانی آنها (دکوپاژ) برای به وجود آوردن شکل‌های جدید استفاده کرده است. بوزجانی در این اثر به جنبه‌های فلسفی حرکت در هندسه اشاره نکرده بلکه بیشتر، با طرح مفاهیم ضروری و دقیق، در مقابل عقیده سودمندیِ روش صنعت‌گران ایستاده است.

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ابن‌ابی‌اصیبعه، عیون الأنباء فی طبقات الأطباء، چاپ نزار رضا، بیروت (۱۹۶۵).
(۲) ابن‌اَرَنبُغا زَرَدْکاش، الانیق فی المناجنیق، چاپ احسان هندی، حلب ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
(۳) ابن‌ساعاتی، علم الساعات والعمل بها، چاپ محمد احمد دهمان، دمشق (۱۴۰۱/ ۱۹۸۱).
(۴) ابن‌هیثم، الشکوک علی بطلمیوس، چاپ عبدالحمید صبره و نبیل شهابی، قاهره ۱۹۷۱.
(۵) ابن‌هیثم، کتاب المناظر، المقالات ۱ـ۳: فی الابصار علی الاستقامة، چاپ عبدالحمید صبره، کویت ۱۴۰۴/۱۹۸۳.
(۶) ابن‌هیثم، مستخرج من شرح مصادرات اقلیدس فی‌الاصول، در نظریة المتوازیات فی الهندسة الاسلامیة، نصوص جمعها و حققها خلیل جاویش، تونس: المؤسسة الوطنیة للترجمة و التحقیق و الدراسات (بیت‌الحکمه)، ۱۹۸۸.
(۷) ابن‌هیثم، مستخرج من کتاب فی حل شکوک کتاب اقلیدس فی الاصول و شرح معانیه، در نظریة المتوازیات فی الهندسة الاسلامیة، نصوص جمعها و حققها خلیل جاویش، تونس: المؤسسة الوطنیة للترجمة و التحقیق و الدراسات (بیت‌الحکمه)، ۱۹۸۸.
(۸) ابوریحان بیرونی، استیعاب الوجوه الممکنة فی صنعة الاصطرلاب، چاپ محمداکبر جوادی‌حسینی، مشهد ۱۳۸۰ش.
(۹) ابوریحان بیرونی، کتاب القانون المسعودی، حیدرآباد، دکن ۱۳۷۳ـ۱۳۷۵/ ۱۹۵۴ـ ۱۹۵۶.
(۱۰) محمدبن محمد بوزجانی، کتاب فی مایحتاج الیه الصانع من اعمال الهندسة، چاپ احمد سلیم سعیدان، عمان ۱۹۷۱.
(۱۱) ثابت‌بن قُرّه، مقالة فی اَنّ الخطین اذا اُخرجا علی اقل من زاویتین قائمتین التقیا، در نظریة المتوازیات فی الهندسة الاسلامیة، چاپ احمد سلیم سعیدان، عمان ۱۹۷۱.
(۱۲) اسماعیل‌بن رزّاز جزری، الجامع بین العلم و العمل النافع فی صناعة الحیل، چاپ احمد یوسف حسن، حلب ۱۹۷۹.
(۱۳) عمربن ابراهیم خیام، رسالة فی شرح مااشکل من مصادرات کتاب اقلیدس، چاپ تقی ارانی، تهران ۱۳۱۴ش.
(۱۴) محمدبن حسن کمال‌الدین فارسی، کتاب تنقیح المناظر لذوی الابصار و البصائر، حیدرآباد، دکن ۱۳۴۷ـ۱۳۴۸.
(۱۵) محمدبن محمد نصیرالدین طوسی، الرسالة الشافیة عن الشک فی الخطوط المتوازیة، در نظریة المتوازیات فی الهندسة الاسلامیة، حیدرآباد، دکن ۱۳۴۷ـ۱۳۴۸.
(۱۶) Aristotele، The complete works of Aristotle، ed Jonathan Barnes، Princeton، NJ ۱۹۹۵.
(۱۷) Euclid، The thirteen books of Euclid's Elements، translated from the text of Heiberg with introduction and commentary by Thomas L Heath، ۲nd ed، revised with additions، New York ۱۹۵۶.
(۱۸) Muhammad b Muhammad Nasir al-Din al-Tusi، Nasir al-Din al-Tusi's memoir on astronomy = Al- Tadhkira fiilm al-hay'a، ed and tr FJ Ragep، New York ۱۹۹۳.
(۱۹) Mustafa Nazif، "Kamal al-Din al-Farisi wa ba du buhuthihi fiilm ad-daw"، Revue de l'Association egyptienne d'histoire des sciences، no۲ (nd).
(۲۰) Claudius Ptolemy، Ptolemy's Almagest، translated and annotated by GJ Toomer، London ۱۹۸۴.
(۲۱) Boris Abramovich Rozenfeld and Ekmeleddin Ihsanoglu، Mathematicians، astronomers، and other scholars of Islamic civilization and their works (۷th-۱۹th c)، Istanbul ۲۰۰۳.
(۲۲) George Saliba، A history of Arabic astronomy: planetary theories during the golden age of Islam، New York ۱۹۹۴.
(۲۳) Aydin Sayili، "A short article of Abu Sahl Waijan ibn Rustam al-Quhi on the possibility of infinite motion in finite time"، Actes du VIIIe Congres international d'histoire des sciences، vol ۱، Firenze، Ital ۱۹۵۶.
(۲۴) idem، Aydin Sayili، "Thabit ibn Qurra's generalization of the Pythagorean theorem"، Isis، vol ۱، no ۱ (Mar ۱۹۶۰).

پانویس

[ویرایش]
 
۱. Claudius Ptolemy، Ptolemy's Almagest، ج۱، ص۴۴۳ـ۴۴۸، translated and annotated by GJ Toomer، London ۱۹۸۴.
۲. Claudius Ptolemy، Ptolemy's Almagest، ج۱، ص۴۷۰ـ۴۷۵، translated and annotated by GJ Toomer، London ۱۹۸۴.
۳. Claudius Ptolemy، Ptolemy's Almagest، ج۱، ص۴۸۰ـ۴۸۴، translated and annotated by GJ Toomer، London ۱۹۸۴.
۴. ابن‌هیثم، الشکوک علی بطلمیوس، ج۱، ص۱۵ـ۲۰، چاپ عبدالحمید صبره و نبیل شهابی، قاهره ۱۹۷۱.
۵. ابن‌هیثم، الشکوک علی بطلمیوس، ج۱، ص۲۳، چاپ عبدالحمید صبره و نبیل شهابی، قاهره ۱۹۷۱.
۶. ابن‌هیثم، الشکوک علی بطلمیوس، ج۱، ص۳۵ـ۴۲، چاپ عبدالحمید صبره و نبیل شهابی، قاهره ۱۹۷۱.
۷. George Saliba، A history of Arabic astronomy: planetary theories during the golden age of Islam، ج۱، ص۲۵۰ـ۲۵۵، New York ۱۹۹۴.
۸. محمدبن محمد نصیرالدین طوسی، الرسالة الشافیة عن الشک فی الخطوط المتوازیة، ج۱، ص۱۹۵ـ۲۲۳، در نظریة المتوازیات فی الهندسة الاسلامیة، حیدرآباد، دکن ۱۳۴۷ـ۱۳۴۸.
۹. محمدبن محمد نصیرالدین طوسی، الرسالة الشافیة عن الشک فی الخطوط المتوازیة، ج۲، شرح رجب، ص۴۵۳ـ۴۵۶، در نظریة المتوازیات فی الهندسة الاسلامیة، حیدرآباد، دکن ۱۳۴۷ـ۱۳۴۸.
۱۰. George Saliba، A history of Arabic astronomy: planetary theories during the golden age of Islam، ج۱، ص۲۵۰ـ۲۵۵، New York ۱۹۹۴.
۱۱. ابوریحان بیرونی، کتاب القانون المسعودی، ج۱، ص۴۹ـ۵۱، حیدرآباد، دکن ۱۳۷۳ـ۱۳۷۵/ ۱۹۵۴ـ ۱۹۵۶.
۱۲. ابوریحان بیرونی، استیعاب الوجوه الممکنة فی صنعة الاصطرلاب، ج۱، ص۱۲۸، چاپ محمداکبر جوادی‌حسینی، مشهد ۱۳۸۰ش.
۱۳. ابوریحان بیرونی، کتاب القانون المسعودی، ج۱، ص۴۲ـ۴۳، حیدرآباد، دکن ۱۳۷۳ـ۱۳۷۵/ ۱۹۵۴ـ ۱۹۵۶.
۱۴. Boris Abramovich Rozenfeld and Ekmeleddin Ihsanoglu، Mathematicians، ج۱، ص۱۰۸، astronomers، and other scholars of Islamic civilization and their works (۷th-۱۹th c)، Istanbul ۲۰۰۳.
۱۵. ابن‌اَرَنبُغا زَرَدْکاش، الانیق فی المناجنیق، ج۱، ص۴۳، چاپ احسان هندی، حلب ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۱۶. ابن‌اَرَنبُغا زَرَدْکاش، الانیق فی المناجنیق، ج۱، ص۲۷ـ ۲۸، چاپ احسان هندی، حلب ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۱۷. ابن‌ساعاتی، علم الساعات والعمل بها، ج۱، ص۲۰ـ۲۱، چاپ محمد احمد دهمان، دمشق (۱۴۰۱/ ۱۹۸۱ (.
۱۸. Claudius Ptolemy، Ptolemy's Almagest، ج۱، ص۴۵۸ـ۴۶۵، translated and annotated by GJ Toomer، London ۱۹۸۴.
۱۹. ابن‌هیثم، کتاب المناظر، ج۱، ص۳۲۱، المقالات ۱ـ۳: فی الابصار علی الاستقامة، چاپ عبدالحمید صبره، کویت ۱۴۰۴/۱۹۸۳.
۲۰. ابن‌هیثم، کتاب المناظر، ج۱، ص۴۳۰ـ۴۳۴، المقالات ۱ـ۳: فی الابصار علی الاستقامة، چاپ عبدالحمید صبره، کویت ۱۴۰۴/۱۹۸۳.
۲۱. ابن‌هیثم، کتاب المناظر، ج۱، ص۶۰ـ۶۱، المقالات ۱ـ۳: فی الابصار علی الاستقامة، چاپ عبدالحمید صبره، کویت ۱۴۰۴/۱۹۸۳.
۲۲. ابن‌هیثم، کتاب المناظر، ج۱، ص۱۵۹، المقالات ۱ـ۳: فی الابصار علی الاستقامة، چاپ عبدالحمید صبره، کویت ۱۴۰۴/۱۹۸۳.
۲۳. ابن‌هیثم، کتاب المناظر، ج۱، ص۲۹۲، المقالات ۱ـ۳: فی الابصار علی الاستقامة، چاپ عبدالحمید صبره، کویت ۱۴۰۴/۱۹۸۳.
۲۴. Mustafa Nazif، "Kamal al-Din al-Farisi wa ba du buhuthihi fiilm ad-daw"، ج۱، ص۶۹، Revue de l'Association egyptienne d'histoire des sciences، no۲ (nd).
۲۵. محمدبن حسن کمال‌الدین فارسی، کتاب تنقیح المناظر لذوی الابصار و البصائر، ج۲، ص۲۳۱، حیدرآباد، دکن ۱۳۴۷ـ۱۳۴۸.
۲۶. ابن‌ابی‌اصیبعه، عیون الأنباء فی طبقات الأطباء، ج۱، ص۵۵۹، چاپ نزار رضا، بیروت (۱۹۶۵).    
۲۷. Boris Abramovich Rozenfeld and Ekmeleddin Ihsanoglu، Mathematicians، ج۱، ص۲۱۵، astronomers، and other scholars of Islamic civilization and their works (۷th-۱۹th c)، Istanbul ۲۰۰۳.
۲۸. Boris Abramovich Rozenfeld and Ekmeleddin Ihsanoglu، Mathematicians، ج۱، ص۲۳۴، astronomers، and other scholars of Islamic civilization and their works (۷th-۱۹th c)، Istanbul ۲۰۰۳.
۲۹. Aydin Sayili، "A short article of Abu Sahl Waijan ibn Rustam al-Quhi on the possibility of infinite motion in finite time"، ج۱، ص۱۴۸ـ۱۴۹، Actes du VIIIe Congres international d'histoire des sciences، vol ۱، Firenze، Ital ۱۹۵۶.
۳۰. Euclid، The thirteen books of Euclid's Elements، ج۳، ص۲۶۱، translated from the text of Heiberg with introduction and commentary by Thomas L Heath، ۲nd ed، revised with additions، New York ۱۹۵۶.
۳۱. Euclid، The thirteen books of Euclid's Elements، ج۱، ص۶۹ـ۸۳، translated from the text of Heiberg with introduction and commentary by Thomas L Heath، ۲nd ed، revised with additions، New York ۱۹۵۶.
۳۲. ثابت‌بن قُرّه، مقالة فی اَنّ الخطین اذا اُخرجا علی اقل من زاویتین قائمتین التقیا، ج۱، ص۷۱، در نظریة المتوازیات فی الهندسة الاسلامیة، چاپ احمد سلیم سعیدان، عمان ۱۹۷۱.
۳۳. ثابت‌بن قُرّه، مقالة فی اَنّ الخطین اذا اُخرجا علی اقل من زاویتین قائمتین التقیا، ج۱، ص۹۰ـ۹۱، در نظریة المتوازیات فی الهندسة الاسلامیة، چاپ احمد سلیم سعیدان، عمان ۱۹۷۱.
۳۴. Euclid، The thirteen books of Euclid's Elements، ج۱، ص۱۲۱ـ۱۲۹، translated from the text of Heiberg with introduction and commentary by Thomas L Heath، ۲nd ed، revised with additions، New York ۱۹۵۶.
۳۵. Euclid، The thirteen books of Euclid's Elements، ج۱، ص۸۸، translated from the text of Heiberg with introduction and commentary by Thomas L Heath، ۲nd ed، revised with additions، New York ۱۹۵۶.
۳۶. Euclid، The thirteen books of Euclid's Elements، ج۱، ص۹۰، translated from the text of Heiberg with introduction and commentary by Thomas L Heath، ۲nd ed، revised with additions، New York ۱۹۵۶.
۳۷. Euclid، The thirteen books of Euclid's Elements، ج۱، ص۳ـ۴، translated from the text of Heiberg with introduction and commentary by Thomas L Heath، ۲nd ed، revised with additions، New York ۱۹۵۶.
۳۸. ابن‌هیثم، مستخرج من شرح مصادرات اقلیدس فی‌الاصول، ص۱۶۳ـ۱۶۴ در نظریة المتوازیات فی الهندسة الاسلامیة، نصوص جمعها و حققها خلیل جاویش، تونس: المؤسسة الوطنیة للترجمة و التحقیق و الدراسات (بیت‌الحکمه)، ۱۹۸۸.
۳۹. ۱۰۶۴الف، ص۳۲ـ۳۳، Aristotele، The complete works of Aristotle، ed Jonathan Barnes، Princeton، NJ ۱۹۹۵.
۴۰. Aydin Sayili، "A short article of Abu Sahl Waijan ibn Rustam al-Quhi on the possibility of infinite motion in finite time"، ج۱، ص۳۵ـ۳۷، Actes du VIIIe Congres international d'histoire des sciences، vol ۱، Firenze، Ital ۱۹۵۶.
۴۱. محمدبن محمد بوزجانی، کتاب فی مایحتاج الیه الصانع من اعمال الهندسة، ج۱، ص۱۴۴ـ۱۴۵، چاپ احمد سلیم سعیدان، عمان ۱۹۷۱.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «حرکت در علوم دقیق دوره اسلامی»، شماره۶۰۳۰.    

رده‌های این صفحه : مقالات دانشنامه جهان اسلام




جعبه ابزار