حرفوش

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حَرْفُوش (خَرفُوش) عنوان یکی از گروههای فرودست اجتماعی در عصر ممالیک و عثمانی بود.


معرفی اجمالی

[ویرایش]

این واژه به معنای آدم ولگرد، بیکاره، و غالبآ به معنای شخص گردن کلفت ، اوباش، و سر راه بگیر به‌کار می‌رود. جمع آن حَرافیش و حَرافِشه است.
[۱] محمدبن محمد زبیدی، تاج‌العروس من جواهر القاموس، ذیل واژه.
این اصطلاح در واقعه‌ نگاشتهای سده هفتم تا دهم و دیگر آثار مربوط به قلمروِ حکومتی ممالیک در مصر و سوریه به‌چشم می‌خورد. ظاهراً آخرین نگارنده‌ای که بیش‌تر از همه این اصطلاح را به‌کار برده، ابن‌ایاس واقعه‌نگار (متوفی ۹۳۰) است
[۲] ابن‌ایاس، بدائع‌الزهور فی وقائع‌الدهور، ج۱، قسم ۱، ص۲۹۴.
[۳] ابن‌ایاس، بدائع‌الزهور فی وقائع‌الدهور، ج۱، قسم ۱، ص۳۱۱.
[۴] ابن‌ایاس، بدائع‌الزهور فی وقائع‌الدهور، ج۱، قسم ۱، ص۳۱۹.
[۵] ابن‌ایاس، بدائع‌الزهور فی وقائع‌الدهور، ج۱، قسم ۱، ص۳۲۷.
و آخرین اشاره به این اصطلاح، در زمانی که رواج عمومی خود را از دست داده بود، در خلاصةالاثر محبی ( قرن یازدهم) دیده می‌شود.

← حرافیش در قاهره و دمشق


حرافیش به عنوان فروترین لایه در جامعه ممالیک، گروههایی را در مراکز شهری قاهره و دمشق تشکیل می‌دادند و، دست‌کم گاهی به ‌طور موقت، در جاهایی چون حِمص ، حَماه و حَلَب نیز دیده می‌شدند.
[۶] ابن‌بطوطه، رحلة ابن‌بطوطة، ج۲، ص۶۶۴.
گروه حرافیش، با ترکیبی از گدایان حرفه‌ایِ علیل یا قوی بنیه و دلقکهای خیابانی و بیکاران، به نظر می‌رسد به صورت یک سازمان صنفی به سرکردگی شیخی با عنوان «سلطان‌الحرافیش» شکل گرفته بود.
[۷] ابن‌ایاس، بدائع‌الزهور فی وقائع‌الدهور، ج۵، ص۴۳.
حرافیش که غالباً، به علت سخن گفتن غیرمؤدبانه و ژنده‌پوشی و تمایلات دینی سنّت‌شکنانه خود، مورد حمله نویسندگان سنّت‌اندیش قرار می‌گرفتند، گروهی طرد شده و هراس‌انگیز به‌ شمار می‌رفتند که گاه به کارهای آشوب‌طلبانه و غارت‌گرانه دست می‌زدند.
[۸] ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ج۱۳، ص۳۱۴.
شخص سلطان و امیران ارشد برای آرام ساختن و مهار کردن این گروه سرکش اما سازمان یافته، به آن‌ها مستمری می‌پرداختند و در زمان قحطی، وظیفه تأمین غذای شماری از حرافیش به امیران دولتمند و تاجران توانگر و دیگر اشخاص غیرحکومتی واگذار می‌شد.
[۱۱] ابن‌ایاس، بدائع‌الزهور فی وقائع‌الدهور، ج۱، قسم ۱، ص۳۱۹.


← گسترش سازمان اداری


گسترش سازمان اداری این گروه (که برخی از معاصرانشان آن را «طائفه» خوانده‌اند) هم ‌زمان بود با ایجاد منصب «سلطان‌الحرافیش»، که در اواخر قرن هشتم شکل گرفت و تا پایان حکومت ممالیک ادامه یافت. «سلطان»، به عنوان سرکرده این سازمان صنفی، در برابر دولت، مسئول حفظ انضباط پیروانش بود. ابن‌ایاس
[۱۲] ابن‌ایاس، بدائع‌الزهور فی وقائع‌الدهور، ج۵، ص۴۳.
به‌حضور سلطان‌الحرافیش در کنار رؤسای صنفهای صنعتگر (چون بنایان و نجاران و آهنگران) اشاره می‌کند که در مراسم همراهی آخرین سلطان ممالیک در هنگامِ عزیمت به سوریه به قصد نبرد با ترکان عثمانی (در سال ۹۲۲) شرکت کرده بود.

← جعیدی


در دوره عثمانی این اصطلاح از رواج افتاد و جای خود را به واژه جُعَیدی داد، که به مفهوم کلی ولگرد و گدا به‌کار می‌رفت (در بیان حوادث سال ۸۴۱، یعنی افزون بر هشت دهه پیش از خاتمه‌دادن عثمانیان به سلطنت ممالیک در مصر در ۹۲۲، که حرافیش و جُعیدیه را با دلالت و معنایی واحد به کار برده است. بااین‌حال، در یک اظهار نظر مربوط به رئیس اصنافِ صنعتگر در دمشق (سید محمدبن محمد سیدشریف عجلانی ، متوفی ۱۰۰۴)، با عنوان شیخ‌المشایخ، گفته شده است که صاحب این منصب در گذشته به سلطان‌الحرافیش معروف بود، اما به نشان احترام و تکریم ، شیخ‌المشایخ خوانده شد
[۱۴] محمدامین‌بن فضل‌اللّه محبی، خلاصة الاثر فی اعیان القرن‌الحادی عشر، ج۴، ص۱۴۴ـ۱۴۵.
[۱۵] ابن‌ایاس، بدائع‌الزهور فی وقائع‌الدهور، ج۵، ص۴۳.
(که سابقه اطلاق لقب تکریم‌آمیز «شیخ‌المشایخ» را بر «سلطان‌الحرافیش» دست‌کم به اوایل قرن دهم می‌رساند). عنوانِ شیخ‌المشایخ از سده دهم تا زمان از رواج افتادن آن در پایان سده سیزدهم، در خانواده دمشقی بنوعجلان پشت در پشت انتقال یافت.

← پیوند حرافیش با تصوف


رابطه بین دسته فرودست حرافیش از یک‌سو و سازمانهای صنفی معتبر از سوی دیگر، روشن نیست. همچنین رابطه آن را با تصوف ــ آن‌طور که در تجلیات عامیانه این مسلک آمده است ــ به آسانی نمی‌توان تفسیر کرد. آشکارترین مظهر پیوند حرافیش با تصوف، (شعیب‌بن عبداللّه مصرى معروف به شیخ) عبیدالحرفوش یا الحُرَیفیش (متوفی ۸۰۱ (۸۱۰ یا ۸۱۱)) است که اثر وی به نام الروض الفائق (حاوی ۵۶ مجلس از مجالس وعظِ اوست که درباره مسائل مذهبی و ادبی ایراد شده است.
[۱۶] شعیب‌بن سعد حریفیش، کتاب الرّوض الفائق فی‌المواعظ و الرّقائق، ج۱، ص۴۱۵ـ۴۱۶، فهرست.
پیروان عُبید به وی ــکه در عین اشتهار به صلاح و صاحب کرامات بودن، در گفتار و رفتار همانند حرافیش بوده است ــ اعتقاد فراوان داشتند. بعدها کتاب او نیز مورد استشهاد و استناد و احیاناً محل نقد نویسندگان قرار گرفت.
[۱۸] زین‌الدین‌بن عبدالعزیز معبری ملیباری، فتح‌المعین، ج۲، ص۲۶۷.
[۱۹] محمدبن درویش بیروتی شافعی، أسنی‌المطالب فی احادیث مختلفةالمراتب، ج۱، ص۳۴۰.
[۲۰] عثمان‌بن محمد شطا دمیاطی، اعانةالطالبین علی حلّ الفاظ فتح‌المعین، ج۲، ص۲۷۴.
). در شعری که سخاوی
[۲۱] محمدبن عبدالرحمان سخاوی، کتاب التبرالمسبوک فی ذیل السلوک، ص۳۴۹.
آن را نقل کرده، عبید نوشته است که حرافیش اگرچه فقیرند و با لباسهای ژنده در مسجدی متروک (زندگی می‌کنند) و به لقمه‌ای قناعت می‌کنند، اما چون دروغگو و ریاکار نیستند، گناهانشان بخشوده می‌شود.
بدون شک حرافیش عنوان یکی از گروههای شهری در جهان اسلام است که در ادوار مختلف با نامهای گوناگونی خوانده می‌شدند و از پیشه‌وران (ورشکسته) و دهقانان فقرزده و بی‌خانمان، و گدایان حرفه‌ای تشکیل شده بودند، که از راه دزدی، غارتگری و نیز گدایی گذران می‌کردند و در دوره‌های مختلف با شخصیتهای گوناگون حکومتی ــ گاهی با سلطان و زمانی دیگر با امیران ــ دمساز می‌شدند.
[۲۲] ابن‌بطوطه، رحلة ابن‌بطوطة، ج۱، ص۶۲.
این گروه را، از نظر تفاوتها و شباهتها، می‌توان با دسته‌های قدیمی‌تر عیاران و اَحداث و همچنین با دسته متأخرتری به نام زُعّار مقایسه کرد.

← حرافیش در کتاب الف لیلة و لیلة


تنها اشاره به این گروه در آثار ادبی، در کتاب الف لیلة و لیلة
[۲۳] الف لیلة و لیلة، چاپ ماکسیمیلیان هابیخت، ج۴، ص۱۳۸ـ۱۴۰.
در داستان «حرفوش و طباخ» دیده می‌شود.

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ابن‌ایاس، بدائع‌الزهور فی وقائع‌الدهور، چاپ محمد مصطفی، قاهره ۱۴۰۲ـ ۱۴۰۴/۱۹۸۲ ـ ۱۹۸۴.
(۲) ابن‌بطوطه، رحلة ابن‌بطوطة، چاپ محمد عبدالمنعم عریان، بیروت ۱۴۰۷ /۱۹۸۷.
(۳) ابن‌تغری بردی، النجوم‌الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، قاهره ۱۳۸۳ـ۱۳۹۲/ ۱۹۶۳ـ۱۹۷۲.
(۴) ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۰.
(۵) الف لیلة و لیلة، چاپ ماکسیمیلیان هابیخت، برسلاو ۱۸۲۵، چاپ افست قاهره ۱۴۲۳/۲۰۰۳.
(۶) محمدبن درویش بیروتی شافعی، أسنی‌المطالب فی احادیث مختلفةالمراتب، چاپ مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ۱۴۱۸/ ۱۹۹۷.
(۷) عبدالرحمان جبرتی، تاریخ عجائب الآثار فی التراجم و الاخبار، بیروت: دارالفارس.
(۸) شعیب‌بن سعد حریفیش، کتاب الرّوض الفائق فی‌المواعظ و الرّقائق، دهلی: کتب‌خانه اشاعت الاسلام.
(۹) عثمان‌بن محمد شطا دمیاطی، اعانةالطالبین علی حلّ الفاظ فتح‌المعین، بیروت: داراحیاءالتراث العربی.
(۱۰) محمدبن محمد زبیدی، تاج‌العروس من جواهر القاموس، چاپ علی‌شیری، بیروت ۱۴۱۴/ ۱۹۹۴.
(۱۱) محمدبن عبدالرحمان سخاوی، الضوءاللامع لاهل القرن التاسع، قاهره: دارالکتاب الاسلامی.
(۱۲) محمدبن عبدالرحمان سخاوی، کتاب التبرالمسبوک فی ذیل السلوک، بولاق ۱۲۹۶/۱۸۷۸، چاپ افست قاهره.
(۱۳) محمدامین‌بن فضل‌اللّه محبی، خلاصة الاثر فی اعیان القرن‌الحادی عشر، بیروت: دارصادر.
(۱۴) زین‌الدین‌بن عبدالعزیز معبری ملیباری، فتح‌المعین، درهامش عثمان‌بن محمد شطا دمیاطی، اعانة الطالبین علی حلّ الفاظ فتح‌المعین.
(۱۵) W M Brinner, " The significance of the Harafish and their، Sultan'", Journal of the economic and social history of the orient, ۶ (۱۹۶۳) , ۱۹۰-۲۱۵.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. محمدبن محمد زبیدی، تاج‌العروس من جواهر القاموس، ذیل واژه.
۲. ابن‌ایاس، بدائع‌الزهور فی وقائع‌الدهور، ج۱، قسم ۱، ص۲۹۴.
۳. ابن‌ایاس، بدائع‌الزهور فی وقائع‌الدهور، ج۱، قسم ۱، ص۳۱۱.
۴. ابن‌ایاس، بدائع‌الزهور فی وقائع‌الدهور، ج۱، قسم ۱، ص۳۱۹.
۵. ابن‌ایاس، بدائع‌الزهور فی وقائع‌الدهور، ج۱، قسم ۱، ص۳۲۷.
۶. ابن‌بطوطه، رحلة ابن‌بطوطة، ج۲، ص۶۶۴.
۷. ابن‌ایاس، بدائع‌الزهور فی وقائع‌الدهور، ج۵، ص۴۳.
۸. ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ج۱۳، ص۳۱۴.
۹. ابن‌تغری بردی، النجوم‌الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، ج۷، ص۳۷۸۳۷۹، قاهره.    
۱۰. عبدالرحمان جبرتی، تاریخ عجائب الآثار فی التراجم و الاخبار، ج۲، ص۲۵۷.    
۱۱. ابن‌ایاس، بدائع‌الزهور فی وقائع‌الدهور، ج۱، قسم ۱، ص۳۱۹.
۱۲. ابن‌ایاس، بدائع‌الزهور فی وقائع‌الدهور، ج۵، ص۴۳.
۱۳. ابن‌تغری بردی، النجوم‌الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، ج۱۵، ص۹۶۹۷، قاهره.    
۱۴. محمدامین‌بن فضل‌اللّه محبی، خلاصة الاثر فی اعیان القرن‌الحادی عشر، ج۴، ص۱۴۴ـ۱۴۵.
۱۵. ابن‌ایاس، بدائع‌الزهور فی وقائع‌الدهور، ج۵، ص۴۳.
۱۶. شعیب‌بن سعد حریفیش، کتاب الرّوض الفائق فی‌المواعظ و الرّقائق، ج۱، ص۴۱۵ـ۴۱۶، فهرست.
۱۷. محمدبن عبدالرحمان سخاوی، الضوءاللامع لاهل القرن التاسع، ج۵، ص۲۰.    
۱۸. زین‌الدین‌بن عبدالعزیز معبری ملیباری، فتح‌المعین، ج۲، ص۲۶۷.
۱۹. محمدبن درویش بیروتی شافعی، أسنی‌المطالب فی احادیث مختلفةالمراتب، ج۱، ص۳۴۰.
۲۰. عثمان‌بن محمد شطا دمیاطی، اعانةالطالبین علی حلّ الفاظ فتح‌المعین، ج۲، ص۲۷۴.
۲۱. محمدبن عبدالرحمان سخاوی، کتاب التبرالمسبوک فی ذیل السلوک، ص۳۴۹.
۲۲. ابن‌بطوطه، رحلة ابن‌بطوطة، ج۱، ص۶۲.
۲۳. الف لیلة و لیلة، چاپ ماکسیمیلیان هابیخت، ج۴، ص۱۳۸ـ۱۴۰.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «حرفوش»، شماره۶۰۲۶.    

رده‌های این صفحه : مقالات دانشنامه جهان اسلام




جعبه ابزار