حذیفة بن یمانذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حُذَیفة بن یمان، کنیه‌اش ابوعبداللّه و صحابی مشهور پیامبر اکرم صلوات الله علیه بوده است.


نام پدر حذیفه

[ویرایش]

پدر حذیفه، حِسْل یا حُسَیل، از قبیله عَبْس یمن، و مشهور به یمان بود. [۱] [۲] [۳]

اصل واژه یمان

[ویرایش]

این واژه در اصل، یمانی، یعنی منسوب به یمن، بوده [۴] سپس «ی» نسبت از آن حذف شده است.

سرگذست یمان

[ویرایش]

یمان(پدر حذیفه) پیش از ظهور اسلام، به مدینه رفت و با خاندان عبدالاشهل، از شاخه اوس، هم‌پیمان شد و رباب، دختر کعب، را از آن خاندان به همسری برگزید. [۵] [۶]

اولاد یمان

[ویرایش]

یمان، از رباب جز حذیفه، سه پسر دیگر به نام‌های سعد و [۷]، صفوان [۸] و مُدْلج [۹] و دخترانی به نام‌های لیلی [۱۰]، سلمه [۱۱] و فاطمه [۱۲] داشت. [۱۳]

اسلام آوردن حذیفه

[ویرایش]

حذیفه که از نخستین اسلام‌آورندگان بود. [۱۴]

جریان شرکت حذیفه و پدرش در جنگ بدر

[ویرایش]

حذیفه به همراه پدرش برای شرکت در جنگ، به سوی مدینه حرکت کرد. در میان راه، مشرکان آن دو را دستگیر کردند و از ایشان پیمان گرفتند که در جنگ بدر، شرکت نکنند و سپس آنان را رها ساختند. آن دو، به فرمان رسول اکرم صلوات الله علیه، بر پیمان خود وفادار ماندند و در جنگ بدر، شرکت نکردند. [۱۵] [۱۶]

حذیفه از انصار می‌شود

[ویرایش]

به همین سبب (که در بالا گفته شد)، درباره اینکه وی از مهاجران یا انصار بود اختلاف ‌نظر وجود دارد. نوشته‌اند که رسول خدا صلوات الله علیه، حذیفه را در این باره مخیر فرمود و او انتساب به انصار را برگزید [۱۷] [۱۸] و پیامبر صلوات الله علیه نیز آن را تصویب کرد. [۱۹]

وفات پدر حذیفه در جنگ احد

[ویرایش]

حذیفه و پدرش، که پیری فرتوت بود [۲۰]، در جنگ احد شرکت کرد و مسلمانان ناآگاهانه پدرش را کشتند. [۲۱] [۲۲] حذیفه برای قاتلان پدرش آمرزش خواست و چون رسول خدا صلوات الله علیه، خواست خون ‌بهای او را از بیت ‌المال بپردازد، حذیفه آن را بخشید. [۲۳]

مأموریّت حذیفه در جنگ خندق

[ویرایش]

حذیفه در جنگ خندق، پس از عقب‌نشینی احزاب از مدینه، در شبی بسیار سرد و طوفانی از سوی پیامبر صلوات الله علیه، مأموریت یافت که به میان دشمن برود و از آنان خبر بیاورد و او وظیفه‌اش را به‌خوبی به انجام رساند. [۲۴] [۲۵]

همراهی در غزوات پیامبر

[ویرایش]

وی در غزوات دیگرِ رسول خدا صلوات الله علیه نیز همراه ایشان بود. [۲۶]

پیمان برادری با عمار

[ویرایش]

به هنگام بستن پیمان برادری میان مهاجران و انصار، به فرمان پیامبر صلوات الله علیه، میان او و عمار، پیمان برادری بسته شد. [۲۷] [۲۸]

حکومت بر مدائن

[ویرایش]

او در روزگار خلافت عمر، به حکومت مدائن گمارده شد. [۲۹]

وفات حذیفه

[ویرایش]

حذیفه در آغاز سال سی‌ و ششم هجری، چهل شب پس از کشته شدن عثمان و آغاز بیعت مردم با امام علی علیه‌السلام، در مدائن درگذشت. [۳۰]
اما به نقل برخی مؤلفان شیعه [۳۱] [۳۲]، حذیفه پس از شهادت عمار، یعنی سال سی و هفتم هجری، زنده بوده است.

سکونت اولاد حذیفه در مدائن

[ویرایش]

فرزندزادگان حذیفه تا سده سوم در مدائن برجای بودند. [۳۳]

علّت دریافت لقب صاحب سرّ، از جانب پیامبر

[ویرایش]

شرح‌حال‌نگاران از حذیفه با عنوان «صاحب سرّ» (رازدار) رسول خدا صلوات الله علیه، یاد کرده‌اند [۳۴] [۳۵] [۳۶]، زیرا پیامبر صلوات الله علیه، خبر بسیاری از حوادث و فتنه‌های آینده را با او در میان گذاشته بود و از باطن بسیاری افراد، به او خبر داده و برخی منافقان را به او شناسانده بود [۳۷] [۳۸]، به‌ ویژه رسول خدا صلوات الله علیه، به هنگام بازگشت از تبوک، نام تک‌تک منافقانی را که قصد راندن مرکب وی را داشتند، به او گفت. [۳۹] [۴۰]
از همین‌رو، رسول اکرم صلوات الله علیه، درباره حذیفه و علی علیه‌السلام فرمود: «آنان بهتر از همه مردم، منافقان را می‌شناسند». [۴۱]

تبعیت عمر از حذیفه در تشییع جنازه‌

[ویرایش]

عمر نیز از حذیفه پیروی می‌کرد؛ اگر او در تشییع جنازه‌ای حاضر نمی‌شد، درمی‌یافت که آن مرده از منافقان بوده و او نیز در آن مراسم، شرکت نمی‌کرد. [۴۲] [۴۳]

نقل حدیث از حذیفه

[ویرایش]

از حذیفه کسان بسیاری نقل روایت کرده‌اند. [۴۴]

خصوصیّات حذیفه

[ویرایش]

او به پرهیزکاری، دنیاگریزی و دوری از ثروت‌اندوزی معروف بود. [۴۵] [۴۶]

حذیفه، جانشین عمر در جنگ نهاوند

[ویرایش]

عمر وی را جانشین فرمانده جنگ نهاوند کرد و او پس از کشته شدنِ نعمان‌ بن مقرن، فرماندهی سپاه را برعهده گرفت و نهاوند را گشود. [۴۷] [۴۸]

حذیفه از فاتحان شهرهای ایران

[ویرایش]

چند شهر دیگر ایران را نیز فتح کرد. [۴۹]

شرکت در خاک سپاری ابوذر

[ویرایش]

حذیفه از کسانی بود که به روزگار خلافت عثمان، در خاک‌سپاری ابوذر شرکت کرد. [۵۰]

گواهی بر باده نوشی ولید بن عقبه

[ویرایش]

وی از گزارش‌دهندگان و گواهان باده‌نوشیِ ولیدبن عُقْبه بود. [۵۱]

پیشنهاد دهنده تدوین قرآن واحد

[ویرایش]

همچنین وی بود که، پس از آگاهی از اختلاف مصاحف، تدوین قرآن واحد را به عثمان پیشنهاد داد. [۵۲] [۵۳]

شخصیّت معنوی حذیفه

[ویرایش]

۱) وی در میان اصحاب حضرت علی علیه السلام، یکی از ارکان چهارگانه یاد شده است. [۵۴]
۲) کشی [۵۵] در خبری، حذیفه را در زمره هفت‌ تنی دانسته که به ‌سبب ایشان، عنایت‌های خدا بر مردم، ارزانی می‌شده است و همان‌ها در نمازگزاردن بر پیکر فاطمه زهرا علیهاالسلام و خاک‌سپاری او حضور داشته‌اند.

ولایت‌مداری حذیفه

[ویرایش]

۱) هنگامی که علی علیه‌السلام برای شرکت در جنگ جمل به منطقه ذوقار رسید، حذیفه به یاران خود گفت: خود را به امیرالمؤمنین و وصی سید المرسلین برسانید که حق در یاری دادن اوست. [۵۶]
۲) از او روایاتی در شأن و منزلت امام علی علیه‌السلام [۵۷]و اهل بیت رسول خدا علیهم‌السلام، [۵۸] [۵۹]نقل شده است.
۳) حذیفه در روایتی، تصریح پیامبر صلوات الله علیه، بر امامان دوازده‌گانه پس از خود را نقل کرده است. [۶۰]

شرکت حذیفه و پسرانش در جنگ صفین

[ویرایش]

مسعودی [۶۱] به همراهی دو پسر حذیفه به نام‌های صفوان و سعد، با علی علیه‌السلام در جنگ صفین اشاره کرده و آنان را از شهیدان این جنگ دانسته است.

اعلام آمادگی سعد بن حذیفه در قیام توّابین

[ویرایش]

اگر‌چه به نوشته طبری [۶۲]، سعد پسر حذیفه، هنگام قیام توابین زنده بوده و سلیمان‌ بن صُرَد خزاعی در نامه‌ای از او یاری خواسته و سعد نیز آمادگی خود را اعلام کرده است.

منابع جهت مطالعه

[ویرایش]

(۱) ابن‌ ابی‌ الحدید، شرح نهج‌ البلاغه، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۵ـ ۱۳۸۷/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۷، چاپ افست بیروت.
(۲) ابن‌ اثیر، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، قاهره ۱۲۸۰ـ۱۲۸۶، چاپ افست بیروت.
(۳) ابن‌اثیر، اللباب فی تهذیب الانساب، بیروت ۱۴۱۴ /۱۹۹۴.
(۴) ابن‌ بابویه، الامالی، قم ۱۴۱۷.
(۵) ابن ‌جوزی، کتاب صفة الصفوة، حیدرآباد، دکن ۱۳۵۵ ـ ۱۳۵۶.
(۶) ابن‌ حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابة، چاپ عادل احمد عبدالموجود و علی‌محمد معوض، بیروت ۱۴۱۵/ ۱۹۹۵.
(۷) ابن سعد، الطبقات الکبری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
(۸) ابن‌ شبّه نمیری، کتاب تاریخ‌ المدینة المنورة ( اخبارالمدینة النبویة)، چاپ فهیم محمد شلتوت، جدّه ۱۳۹۹/۱۹۷۹، چاپ افست قم ۱۳۶۸ش.
(۹) ابن‌ عبد البرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، چاپ علی‌محمد بجاوی، قاهره (۱۳۸۰/ ۱۹۶۰).
(۱۰) ابن‌ قتیبه، المعارف، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۰.
(۱۱) ابن ندیم، الفهرست، چاپ رضا تجدد، تهران ۱۳۵۰ ش.
(۱۲) ابن‌ هشام، السیرةالنبویة، چاپ سهیل زکار، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
(۱۳) ابو نعیم اصفهانی، حیلة الاولیاء و طبقات‌ الأصفیاء، چاپ محمدامین خانجی، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
(۱۴) علی ‌بن عیسی‌اِربلی، کشف‌ الغمة فی ‌معرفة الائمة، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
(۱۵) علی ‌بن محمد خزاز رازی، کفایة الاثر فی النص علی ‌الائمة الاثنی‌ عشر، چاپ عبداللطیف حسینی کوه کمری خوئی، قم ۱۴۰۱.
(۱۶) احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، چاپ محمدباقر موسوی‌خرسان، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۱۷) محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری(تاریخ الامم والملوک)، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت ۱۳۸۲ـ۱۳۸۷/۱۹۶۲ـ۱۹۶۷.
(۱۸) محمد بن حسن طوسی، رجال الطوسی، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ۱۴۱۵.
(۱۹) محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، نجف ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ افست قم ۱۳۶۸ش.
(۲۰) سعید بن هبة اللّه قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، قم ۱۴۰۹.
(۲۱) محمد بن عمر کشی، اختیار معرفة الرجال، (تلخیص) محمد بن‌ حسن طوسی، چاپ حسن مصطفوی، مشهد ۱۳۴۸ش.
(۲۲) نعیم ‌بن حماد مروزی، کتاب‌ الفتن، چاپ سهیل‌زکار، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
(۲۳) یوسف‌ بن عبدالرحمان مزّی، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲.
(۲۴) علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، چاپ باربیه دمینار و پاوه دکورتل، پاریس ۱۸۶۱ـ۱۸۷۷، چاپ افست تهران ۱۹۷۰.
(۲۵) محمد بن محمد مفید، الارشاد فی معرفة حجج‌ اللّه علی‌ العباد، قم: دار المفید.
(۲۶) مطهر بن طاهر مقدسی، کتاب‌ البدء و التاریخ، چاپ کلمان هوار، پاریس ۱۸۹۹ـ۱۹۱۹، چاپ افست تهران ۱۹۶۲.
(۲۷) محمد بن عمر واقدی، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶.
(۲۸) احمد بن اسحاق یعقوبی، تاریخ یعقوقی، لیدن ۱۸۸۳.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن سعد، الطبقات الکبری ج۷، ص۳۱۷.    
۲. ابن سعد، الطبقات الکبری ج۸، ص۳۲۰.    
۳. ابن‌اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة ج۱، ص۳۹۰.    
۴. ابن‌اثیر، اللباب فی تهذیب الانساب ج۳، ص۴۱۷.
۵. ابن سعد، الطبقات الکبری ج۷، ص۳۱۷.    
۶. ابن‌اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة ج۱، ص۳۹۰.    
۷. ابن سعد، الطبقات الکبری ج۶، ص۲۱۵.    
۸. ابن سعد، الطبقات الکبری ج۷، ص۳۱۷.    
۹. ابن سعد، الطبقات الکبری ج۸، ص۳۴۲.    
۱۰. ابن سعد، الطبقات الکبری ج۳، ص۴۴۱.    
۱۱. ابن سعد، الطبقات الکبری ج۳، ص۴۴۱.    
۱۲. ابن سعد، الطبقات الکبری ج۸، ص۳۲۵.    
۱۳. ابن سعد، الطبقات الکبری ج۸، ص۳۲۰.    
۱۴. ابن سعد، الطبقات الکبری ج۳، ص۲۵۰.    
۱۵. ابن‌اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة ج۱، ص۳۹۱.    
۱۶. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۳۱۷.    
۱۷. ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۶۳.
۱۸. ابن‌حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابة ج۲، ص۴۰.
۱۹. ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۶۳.
۲۰. محمدبن جریر طبری، تاریخ الطبری (تاریخ الامم والملوک) ج۲، ص۵۳۰.
۲۱. محمدبن عمر واقدی، کتاب المغازی،ج۱، ص۳۰۱.
۲۲. ابن سعد، الطبقات الکبری ج۲، ص۴۳.    
۲۳. محمدبن عمر واقدی، کتاب المغازی ج۱، ص۲۳۳ـ۲۳۴.
۲۴. محمدبن عمر واقدی، کتاب المغازی،ج۲، ص۴۸۸ـ۴۹۱.
۲۵. ابن سعد، الطبقات الکبری ج۲، ص۶۹.    
۲۶. ابن‌سعد، الطبقات الکبری ج۶، ص۱۵.    
۲۷. ابن‌هشام، السیرةالنبویة ج۲، ص۳۵۲.    
۲۸. ابن سعد، الطبقات الکبری ج۳، ص۲۵۰.    
۲۹. ابن سعد، الطبقات الکبری ج۷، ص۳۱۷.    
۳۰. ابن سعد، الطبقات الکبری ج۷، ص۳۱۷.    
۳۱. ابن‌بابویه، الامالی، ص۴۹۰.    
۳۲. محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین ج۱، ص۲۸۶.    
۳۳. ابن سعد، الطبقات الکبری ج۷، ص۳۱۷.    
۳۴. ابن‌عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، قسم ۱، ص۳۳۵.
۳۵. ابن‌اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة ج۱، ص۳۹۱.    
۳۶. ابن‌حجر عسقلانی،، الاصابة فی تمییز الصحابة ج۲، ص۴۰.
۳۷. نعیم‌بن حماد مروزی، کتاب‌الفتن، ص۱۴.    
۳۸. ابن سعد، الطبقات الکبری ج۲، ص۳۴۶.    
۳۹. محمدبن عمر واقدی، کتاب المغازی،ج۳، ص۱۰۴۲ـ ۱۰۴۴.
۴۰. سعیدبن هبةاللّه قطب راوندی، الخرائج و الجرائح ج۲، ص۵۰۴۵۰۵.    
۴۱. احمدبن علی طبرسی، الاحتجاج ج۱، ص۶۶.    
۴۲. محمدبن عمر واقدی، کتاب المغازی ج۳، ص۱۰۴۵.
۴۳. ابن‌عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، قسم۱، ص۳۳۵.
۴۴. یوسف‌بن عبدالرحمان مزّی، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال ج۵، ص۴۹۷ـ۴۹۹.
۴۵. ابونعیم اصفهانی، حیلةالاولیاء و طبقات‌الأصفیاء ج۱، ص۲۷۰ـ۲۸۳.
۴۶. ابن‌جوزی، کتاب صفة الصفوة ج۱، ص۲۴۹ـ۲۵۱.
۴۷. مطهربن طاهر مقدسی، کتاب‌البدء و التاریخ ج۵، ص۱۸۱.
۴۸. ابن‌اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة ج۱، ص۳۹۱.    
۴۹. ابن‌اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة ج۱، ص۳۹۱.    
۵۰. احمدبن اسحاق یعقوبی، تاریخ یعقوبی ج۲، ص۱۷۳.
۵۱. احمدبن اسحاق یعقوبی، تاریخ یعقوبی ج۲، ص۱۶۵.
۵۲. ابن‌شبّه نمیری، کتاب تاریخ‌المدینةالمنورة(اخبارالمدینة النبویة) ج۳، ص۹۹۲.    
۵۳. ابن ندیم، الفهرست، ص۲۷.
۵۴. محمدبن‌حسن طوسی، رجال الطوسی، ص۶۰.    
۵۵. محمدبن عمر کشی، اختیار معرفةالرجال، (تلخیص)محمدبن‌حسن طوسی، ص۶ـ۷.
۵۶. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغة ج۲، ص۱۸۷-۱۸۸.    
۵۷. محمدبن محمد مفید، الارشاد فی معرفة حجج‌اللّه علی‌العباد ج۱، ص۱۰۳.    
۵۸. علی‌بن عیسی‌اِربلی، کشف‌الغمةفی‌معرفةالائمة ج۲، ص۲۶۹.    
۵۹. علی‌بن عیسی‌اِربلی، کشف‌الغمة فی‌ معرفةالائمة ج۱، ص۲۱۹.    
۶۰. علی‌بن محمد خزاز رازی، کفایة الاثر فی النص علی‌الائمة الاثنی‌عشر، ص۱۳۶.    
۶۱. علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر ج۳، ص۱۳۱.
۶۲. محمدبن جریر طبری، تاریخ الطبری(تاریخ الامم والملوک) ج۴، ص۴۳۰.    


منبع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله حذیفة بن یمان، مقاله شماره۵۸۹۳.    


رده‌های این صفحه : اصحاب پیامبر | رجال




جعبه‌ابزار