حدیث کساء

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



رویداد کساء یکی از مهمترین حوادث روشنگر تاریخ زندگی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در جهت معرفی پیشوایان و راهنمایان امت اسلام و یکی از نقاط روشن و بر جسته خصائص و فضایل اهل‌بیت گرامی ایشان است. حدیث کساء از احادیث مشهور بین خاصه و عامه که در کتب فریقین به طرق و اسانید مختلف بیان شده است و مبدا اصطلاحاتی همچون اصحاب کساء، آل عباء پنج تن آل عبا و... گردیده است.


اصل حدیث

[ویرایش]

اصل حدیث ـ به مقدار مسلم و مورد اتفاق در تمامی آثار شیعه و سنی ـ چنین است که روزی پیامبر اکرم و حضرت امیر و فاطمه زهرا و حسن و حسین (علیهم‌السّلام) در منزل حضرت فاطمه یا‌ ام سلمه گرد هم آمدند، پیامبر بالاپوشی بر سر خود و آن چهار تن دیگر افکند، و در آن حال چنین دعا کرد: «خدایا اینان اهل‌بیت و ویژگان منند، پس هر پلیدی را از ایشان بزدای و آنان را (از هر عیب و گناه) پاک و مطهر بدار» پس از آن جبرئیل فرود آمد، و آیه تطهیر: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» را فرود آورد.

حدیث کسا نزد عامه

[ویرایش]

قسمت‌هایی از متون این حدیث شریف که در کتب معتبره و صحاح و تفاسیر عامه، روایت شده، در مقاله اهل‌بیت، دائرة المعارف تشیع
[۲] جعفری، محمدمهدی، دائرة المعارف تشیع، ج۲، ص۶۰۵ـ ۶۰۷، اهل‌بیت.
بیان شده است، و خلاصه آنها بنا به تحقیق استاد سید مرتضی عسکری چنین است: «روزی پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در حجره‌ ام سلمه ـ یکی از همسران با فضیلت رسول خدا ‌(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) حضور داشت، چون رحمت خاص الهی را در حال فرود آمدن دید: فرمود: فرا خوانید، فرا خوانید. گفتند: چه کسی را‌ ای رسول خدا؟ فرمود : اهل‌بیت مرا، علی و فاطمه و حسن و حسین را. و چون ایشان اطراف پیامبر جمع شدند. بالاپوشی از موی سیاه که نقش جهاز شتر بر آن بود (مرط مرحل) بر خود و ایشان افکند سپس گفت: «اللهم هؤلاء آلی فصل علی محمد و آل محمد» پس خداوند آیه تطهیر را نازل فرمود (حدیث الکساء عند اهل السنه).

حدیث نزد امامیه

[ویرایش]

بین شیعه امامیه متن خاصی از حدیث کساء به روایت از حضرت زهرا (علیهاالسّلام) منقول است که در مجالس و محافل به قصد تبرک و توسل برای قضای حاجات و رفع مشکلات و شفای بیماران و دفع ناملایمات خوانده می‌شود و آثار شگفتی از آن به تجربه رسیده است، خلاصه آن متن بدین ترتیب است که: «رسول اکرم به دیدار دخترش فاطمه (سلام‌الله‌علیهم) آمد، بالاپوشی خواست و به روی خود افکند، امام حسن و امام حسین و امیرمؤمنان ‌(علیهم‌السّلام) یکی پس از دیگری از در وارد شده، عطر مخصوص رسول خدای را استشمام نموده، به سویش دویده، رخصت طلبیده، در زیر آن بالاپوش قرار گرفتند، آن‌گاه حضرت فاطمه نیز به آن جمع پیوست، و پیامبر برای آنان دعا کرد، پیک وحی فرود آمد، و آیه تطهیر را آورد، و از سوی خداوند تاکید نمود که خداوند جهان و هر چه در آن است را به طفیل وجود این خمسه طیبه آفریده است».

واقعه کسا

[ویرایش]

احادیثی که درباره رویداد کساء به ما رسیده است هر یک تنها به بخشی از این واقعه اشاره دارد. از این رو برای ارائه تصویر تقریباً کامل از این واقعه، باید از همه این روایات، بهره جست. با این تفاصیل خواهیم کوشید تصویری تقریباً کاملی از این رویداد ارائه گردد:
«روزی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به خانه همسر خود، ام‌سلمه می‌آیند؛ در بدو ورود به ایشان تاکید می‌کنند که به هیچ کس اجازه ورود ندهد. از سویی دیگر، در آن روز، دخترش فاطمه (سلام‌الله‌علیهم) غذایی (کاچی یا حریره) برای پدر تهیه دیده و آن را در دیگ کوچکی آماده کرده، در طبقی نهاده راهی خانه پدر می‌شود.
[۳] طبرسی، فضل بن حسن، جوامع الجامع، ج۳، ص۳۱۴، تهران، انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۳۷۷ش.
[۴] طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۲۲، ص۶، تهران، انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۳۷۷ش.
ام‌سلمه نتوانست مانع ورود ایشان به منزل شود ایشان به حضور پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌رسند. رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از ایشان می‌خواهند که همسر و دو فرزندش را نیز همراه بیاورد.
[۷] طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ص۶.
ایشان بی‌درنگ به خانه باز می‌گردند و از همسر و دو فرزندشان می‌خواهند که رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را اجابت کنند.
[۱۰] ابن حنبل، احمد، مسند حنبل، ج۱۳، ص۲۲۴، شرح احمد الزین، قاهره، دارالحدیث، چاپ اول، ۱۹۹۵.
[۱۱] طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۸، ص۵۵۹، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۷۲.
[۱۲] طبرسی، فضل بن حسن، جوامع الجامع، ج۳، ص۳۱۴، تهران، انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۳۷۷ش.
[۱۳] حاتم، ابن ابی عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ج۱، ص۳۱۳۳، عربستان سعودی، مکتبة نزار مصطفی الباز، ۱۴۱۹
[۱۴] طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ص۶.
طولی نمی‌کشد که ایشان همراه شوهر و دو فرزند خردسالش به خانه پدر وارد می‌شوند. سفره پهن می‌شود با اینکه عادت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) این بود که بدون همسرش غذا نمی‌خورد؛ اما آن روز استثنائاً از همسرش برای تناول غذا، دعوت به عمل نمی‌آورند.
[۱۵] ابن حنبل، احمد، مسند حنبل، ج۱۳، ص۲۲۴، شرح احمد الزین، قاهره، دارالحدیث، چاپ اول، ۱۹۹۵.
[۱۶] طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۸، ص۵۵۹، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۷۲.
[۱۷] طبرسی، فضل بن حسن، جوامع الجامع، ج۳، ص۳۱۴، تهران، انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۳۷۷ش.
[۱۸] حاتم، ابن ابی عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ج۱، ص۳۱۳۳، عربستان سعودی، مکتبة نزار مصطفی الباز، ۱۴۱۹
[۱۹] طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ص۶.
اگر امروز ام‌سلمه بر این سفره بنشیند فردا سخن خداوند درباره اهل‌بیت (علیه‌السّلام) به گونه‌ای دیگر تفسیر خواهد شد. از این رو آنها خود بر سفره می‌نشینند. غذا تناول می‌شود جبرئیل نازل می‌شود و این آیه را می‌آورد: «....انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً»
«بدرستی که خدا خواست که تنها شما اهل‌بیت را از آلودگیها پاک گرداند و کاملاً پاک و پاکیزه گردانید.»
حضرت، علی (علیه‌السّلام) را در رو برو و حسن و حسین (علیه‌السّلام) را در سمت راست و چپش و فاطمه (سلام‌الله‌علیهم) را در پشت سرش می‌نشاند. سپس عبای خیبری بر سر آنها می‌اندازد، پس آنگاه دست راستش را از عبا بیرون آورده به سوی آسمان دراز کردند
[۲۳] حاتم، ابن ابی عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ج۹، ص۳۱۳۳، عربستان سعودی، مکتبة نزار مصطفی الباز، ۱۴۱۹.
[۲۴] طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۸، ص۵۵۹، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۷۲.
و سه بار فرمودند: «اللهم هؤلاء اهل بیتی و عترتی
[۲۹] ابن شهرآشوب، محمد بن علی، المناقب، ج۲، ص۲۲۶، قم، انتشارات علامه، ۱۳۷۹.
فاذهب عنهم الرجس یتطهرهم تطهیراً» «بارالها اینان فقط، اهل بیت منند پس هر گونه پلیدی را از آنها دور کن و کاملاً پاکشان گردان».
تا اینجا ام‌سلمه که در گوشه اتاق مشغول خواندن نماز بود و کم و بیش ناظر این رویداد بود، دیگر تاب نمی‌آورد و جلو می‌آید تا او نیز از این فضای معنوی بهره‌مند گردد. سپس گوشه عبا را بلند کرده، سرش را داخل در کساء می‌کند و می‌گوید: «ای رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) من هم با شمایم؟»
[۳۵] طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ص۷
حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) کساء را از دست او می‌کشد و مانع از ورود او به جمع اهل بیتش شده و می‌فرمایند: «تو مقام خودت را داری تو بر خیر هستی
[۴۱] شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۳۴۰، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
تو از همسران رسول خدایی؛ اما اهل‌بیت من آنانند».

تفسیری نادرست از معنای اهل‌بیت

[ویرایش]

بعضی از مفسران اهل سنت حدیثی را از عکرمه نقل کرده‌اند که «از آنجا که ابتدای این آیه درباره زنان رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بحث می‌کند پس منظور از اهل‌بیت در این آیه نیز، همسران پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) هستند.»
[۴۶] حاتم، ابن ابی عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ج۹، ص۳۱۳۲، عربستان سعودی، مکتبة نزار مصطفی الباز، ۱۴۱۹.
[۴۷] سیوطی، جلاالدین، الدرالمنثور، ج۵، ص۱۹۸، قم، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴.
[۴۸] ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۸، ص۱۶۰، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.
این در حالی است که خود پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در زمان حیات مبارکشان صریحاً بیان فرموده‌ بودند که منظور از اهل بیت در این آیه، ایشان و علی (علیه‌السّلام) و فاطمه (سلام‌الله‌علیهم) و حسن و حسین (علیه‌السّلام) هستند.
[۴۹] طبرسی، فضل بن حسن، جوامع الجامع، ج۳، ص۳۱۴، تهران، انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۳۷۷ش.
[۵۰] حاتم، ابن ابی عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ج۹، ص۳۱۳۱، عربستان سعودی، مکتبة نزار مصطفی الباز، ۱۴۱۹.
[۵۱] طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ص۵.
محدثان بی‌شماری هم، چه شیعه و چه سنی، روایات فراوانی از رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و صحابه و تابعین و نیز از ائمه اطهار (علیه‌السّلام) در کتب تفسیر و روایی خود ذکر کرده‌اند مبنی بر اینکه این آیه درباره اصحاب کساء نازل شده است.

سند حدیث کسا

[ویرایش]

حدیث کساء از حیث سند، قطعی و غیر قابل تردید بوده و محدثان و راویان بسیاری در کتب معتبر خویش از آن یاد کرده‌اند به گونه‌ای که نقل آن به حد تواتر رسیده است. قراین بسیاری نیز دلالت بر درستی این حدیث دارد به طوری که نمی‌توان در وقوع این رویداد تردیدی به خود راه داد. بسیاری از مفسران بزرگ در کتب تفسیر خود، از جمله طبری در جامع البیان،
[۵۲] طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ص۶-۷.
ابن ابی‌حاتم در تفسیر قرآن العظیم،
[۵۳] حاتم، ابن ابی عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ج۹، ص۳۱۳۱ – ۳۱۳۳، عربستان سعودی، مکتبة نزار مصطفی الباز، ۱۴۱۹.
فرات کوفی در تفسیر کوفی، حسکانی در شواهد التنزیل
[۵۵] حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، الشواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج۲، ص۱۸-۴۷، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاداسلامی، ۱۴۱۱.
و سیوطی در درالمنثور ،
[۵۶] سیوطی، جلاالدین، الدرالمنثور، ج۵، ص۱۹۸، قم، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴.
شیخ طوسی در تبیان
[۵۷] شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۳۴۰، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
و دیگر مفسران هر یک به نوبه خود روایات فراوانی را در این‌باره نقل کرده‌اند. حتی از همسران پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مانند عایشه نیز حدیث کسا نقل شده است.

محل رویداد حدیث کسا

[ویرایش]

از تفحصات علما و محققین چنین بر می‌آید که به جز عروة بن زبیر که راوی اصلی او نیز عایشه بوده، کس دیگری یافت نمی‌شود که معتقد باشد واقعه کسا در خانه عایشه رخ داده بلکه با توجه به حجم روایاتی که به نزول این آیه در منزل ام‌سلمه تصریح کرده‌اند، جای هیچ‌گونه تردیدی باقی نمی‌ماند که آل‌زبیر این مطلب را از پیش خود ساخته و پرداخته‌اند.
مجموع روایاتی که در این‌باره وارد شده ثابت می‌کند که نزول آیه تطهیر و رویداد کساء بی‌تردید در خانه ام‌سلمه واقعه شده است. عایشه نیز بر این حقیقت اعتراف دارد چنانکه از ابوعبدالله جدلی روایت شده که بر عایشه وارد شدم و گفتم این آیه در کجا نازل شده است؟ او گفت: «در خانه ام‌سلمه.» در روایت دیگری ام‌سلمه می‌گوید: «اگر از عایشه بپرسی به تو خواهد گفت که این آیه در خانه من نازل شده است.»

اهمیت واقعه در تبیین پیشوایان دین

[ویرایش]

متن دعای پیامبر‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و بسیاری از احادیثی که واقعه کساء را روایت کرده‌اند به روشنی نشان می‌دهند که این رویداد، در پی نزول آیه تطهیر و در جهت تفسیر و تبیین آن تحقق یافته است نقل شده که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در پایان عمر پر برکتشان آنها را دعا می‌نموده و آنها را اهل بیت خود می‌خوانده است. بعد از نزول این آیه رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) هر روز قبل از نماز صبح بر در خانه علی (علیه‌السّلام) و فاطمه (سلام‌الله‌علیهم) می‌آمدند و به آنها چنین خطاب می‌کردند: «السلام علیکم و رحمة الله و برکاته»....بعد دستگیره در را می‌گرفتند و می‌فرمودند: «یرحمکم الله، الصلاة، انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً»
و این کار را تا زمانی که از دنیا رحلت کردند ادامه می‌دادند. ابی‌الحمراء خادم حضرت روایت کرده که رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نه یا ده ماه هر روز صبح قبل از طلوع فجر بر در خانه علی (علیه‌السّلام) آمده، دستگیره در را گرفته، می‌فرمود: «السلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ الصلاة، یرحمکم الله انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا».
عطیه عوفی از ابوسعید خدری و انس بن مالک نیز احادیث مشابهی را نقل کرده است
[۶۳] ابن حنبل، احمد، مسند حنبل، ج۱۱، ص۲۵۸، شرح احمد الزین، قاهره، دارالحدیث، چاپ اول، ۱۹۹۵.
[۶۶] طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج۲۲، ص۵.
و این دلالت بر اهمیت این رویداد دارد و اینکه این واقعه نه یک رویداد معمولی که بعدها ارزش پیدا کرده؛ بلکه یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ زندگی رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در زمینه معرفی پیشوایان و راهنمایان آینده جامعه اسلامی است. این رویداد بزرگ همواره بعنوان افتخاری بزرگ و فضیلتی انکار نشدنی مورد احتجاج و مباهات ائمه معصومین واقع شده و از آن بعنوان سند افتخار بهره جسته‌اند؛ چنانکه امام علی (علیه‌السّلام) بر آن در روز شورا بدان احتجاج کرده امام حسن (علیه‌السّلام) بعد از صلح با معاویه در آخرین سخنرانی‌های خود در کوفه این امر را متذکر شده و در ماجرایی که میان ایشان و عمرو عاص واقع شد به او فرمود: «از من دور شو که تو پلیدی و ما خاندان پاکی هستیم که خداوند پلیدی را از ما دور کرده و پاکمان گردانیده است.» سخنان مشابهی هم از امام حسین (علیه‌السّلام) در برخورد با مروان حکم گزارش شده است.
[۷۳] خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین (علیه‌السّلام)، ج۱، ص۱۸۵، تحقیق محمد الصاوی، قم، مکتبة المفید.
امام سجاد نیز بعد از واقعه کربلا، در شام این فضیلت را یادآور شده و خود را مصداق اهل‌بیت معرفی کردند. ضمن اینکه بسیاری از صحابه نیز از این واقعه نزد دوست و دشمن به نیکویی یاد کرده‌اند.
[۷۴] شیخ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۵۹۸-۵۹۹، قم، دارالثقافه، ۱۴۱۴.


ائمه مصادیق اهل‌بیت

[ویرایش]

مضمون حدیث ثقلین و تاکید پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بر این نکته که قرآن و اهل‌بیت تا روز قیامت با هم هستند و جامعه اسلامی موظف به پیروی از آنان است به روشنی دلالت دارد بر اینکه مصادیق اهل‌بیت (علیه‌السّلام) به اصحاب کساء که آخرین آنان پنجاه سال بعد از رحلت رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به شهادت رسید محدود نمی‌شوند، بلکه چنان که در شماری از روایات اهل‌بیت (علیه‌السّلام) بدان تصریح گردیده است نه تن از فرزندان حسین (علیه‌السّلام) نیز بدان افزوده می‌شوند. علی (علیه‌السّلام) در جواب سؤالی که از ایشان، درباره معنای قول رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در مورد «ثقلین» شد، در تبیین معنای عترت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، می‌فرمایند: انا و حسن و حسین و الائمه من ولد الحسین تاسعهم مهدیهم و قائمهم لا یفارقون کتاب الله ولایفارقهم حتی یردوا علی رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) حوضه.
[۷۷] شیخ صدوق، محمد بن علی، عیون الاخبار، ج۱، ص۵۷، قم، انتشارات جهان، ۱۳۷۸.


روایت جعلی در باب حدیث کسا

[ویرایش]

اما آنچه که امروزه به عنوان حدیث کساء شایع شده پایه و اساسی ندارد. این متن در هیچ یک از کتب معتبر فریقین وجود ندارد حتی کتابهایی که هدف آنها جمع‌آوری احادیث منسوب به اهل‌بیت (علیه‌السّلام) بوده مانند بحارالانوار نیز ذکری از این حدیث نکردند. گویا نخستین کتابی که این متن را بی‌سند نقل کرده است چنان که محدث قمی بدان اشاره کرده است کتاب المنتخب است.
[۸۱] محدث قمی، شیخ عباس، منتهی الامال، ج۱، ص۷۸۸، قم، انتشارات دلیل، چاپ اول، ۱۳۷۹.

این بدان معناست که از صدر اسلام تا حدود هزار سال بعد، از این متن، هیچ اثری در کتب حدیثی دیده نمی‌شود.
سلسله سند این حدیث به قدری اشکال دارد که اگر کسی کمترین اطلاعی از علم رجال و طبقات محدثان داشته باشد نادرست بودن آن را آشکارا تشخیص می‌دهد بعلاوه در سلسله سند این حدیث بسیاری از محدثان بزرگ مثل کلینی، طوسی، مفید، طبرسی، ابن شهر آشوب و...وجود دارند که در کتب خود، حدیث کسا را به گونه‌ای دیگر نقل کرده‌اند که مخالف متن حدیث کسای شایع شده، هست. همچنین در این روایت، برخلاف قول مشهور، خانه حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیهم) محل رخداد این واقعه عظیم، معرفی شده است.
و اما خلاصه‌ای از این روایت مجعول:
جابر بن عبدالله انصاری از حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیهم) نقل می‌کند که: «در خانه بودم که پدرم بر من وارد شد و سلام کرد؛ جوابش دادم؛ ایشان (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از ضعف و رنجوری خود، نالیدند و از من خواستند تا کسایی بیاورم و او را بپوشانم؛ پس حضرت را به کسایی یمانی، پوشاندم. اندکی بعد پسرم حسن (علیه‌السّلام) به خانه آمد و سلام کرد؛ سپس گفت: «ای مادر؛ من بوی جدم رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را احساس می‌کنم» من نیز تاییدش کردم؛ پس حسن (علیه‌السّلام) نزد ایشان رفته و از رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) اذن ورود به کسا ‌گرفت؛ حضرت نیز به او اجازه داد. اندکی بعد، حسین (علیه‌السّلام) و بعد علی (علیه‌السّلام) به خانه آمدند و از رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) اجازه گرفتند و وارد کسا شدند؛ پس از آنها، من نیز اجازه گرفتم و وارد در کسا شدم. پس حضرت دست راست خود را از زیر کسا بیرون آورده، رو به آسمان دراز کردند و فرمودند: اللهم انّ هؤلاء اهل بیتی و خاصتّی و حامتّی لحمهم لحمی و دمهم دمی......»

بررسی سند حدیث

[ویرایش]

گروهی از دانشمندان شیعه رساله‌های مستقلی درباره اسناد حدیث کساء و اثبات اعتبار آن پرداخته‌اند که از جمله آنهاست:
۱) سند حدیث کساء، از آیة الله مرعشی نجفی، چاپ ۱۳۵۶ ق؛
۲) آیة التطهیر فی الخمسة اهل الکساء، از محیی الدین موسوی غریفی، چاپ ۱۳۷۷ ق؛
۳) حدیث الکساء عند اهل السنة، از سید مرتضی عسکری، چاپ اول ۱۳۹۵ ق، و چاپ دوم با افزودن منابع شیعی، ۱۴۰۲ ق؛
۴) مهدی پور، علی اکبر، سند حدیث شریف کساء، چاپ ۱۴۱۰ ق.

شروح بر حدیث

[ویرایش]

همچنین شرح‌هایی بر متن معروف حدیث کساء نوشته شده که از آن جمله است:
الف: التحفة الکسائیة، از شیخ بافقی یزدی (م ۱۳۱۰ ق)؛
ب: کشف الغطاء عن حدیث الکساء، از شیخ علی آل عبدالغفار کشمیری (م ۱۳۴۵ ق). و نیز ده‌ها تن از شعرای نامدار عرب و فارس و ترک و لر و اردو، حدیث کساء را به نظم درآورده‌اند.

عناوین مرتبط

[ویرایش]

پنج تن؛ اصحاب کساء؛ پنج تن آل عبا.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. احزاب/سوره۳۳، آیه۳۳.    
۲. جعفری، محمدمهدی، دائرة المعارف تشیع، ج۲، ص۶۰۵ـ ۶۰۷، اهل‌بیت.
۳. طبرسی، فضل بن حسن، جوامع الجامع، ج۳، ص۳۱۴، تهران، انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۳۷۷ش.
۴. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۲۲، ص۶، تهران، انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۳۷۷ش.
۵. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۸، ص۱۵۶.    
۶. ابن حنبل، احمد، مسند حنبل، ج۴۴، ص۱۱۸.    
۷. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ص۶.
۸. طبرسی، فضل بن حسن، جوامع الجامع، ج۳، ص۶۳.    
۹. صالحی دمشقی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۱۱، ص۱۳، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۴.    
۱۰. ابن حنبل، احمد، مسند حنبل، ج۱۳، ص۲۲۴، شرح احمد الزین، قاهره، دارالحدیث، چاپ اول، ۱۹۹۵.
۱۱. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۸، ص۵۵۹، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۷۲.
۱۲. طبرسی، فضل بن حسن، جوامع الجامع، ج۳، ص۳۱۴، تهران، انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۳۷۷ش.
۱۳. حاتم، ابن ابی عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ج۱، ص۳۱۳۳، عربستان سعودی، مکتبة نزار مصطفی الباز، ۱۴۱۹
۱۴. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ص۶.
۱۵. ابن حنبل، احمد، مسند حنبل، ج۱۳، ص۲۲۴، شرح احمد الزین، قاهره، دارالحدیث، چاپ اول، ۱۹۹۵.
۱۶. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۸، ص۵۵۹، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۷۲.
۱۷. طبرسی، فضل بن حسن، جوامع الجامع، ج۳، ص۳۱۴، تهران، انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۳۷۷ش.
۱۸. حاتم، ابن ابی عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ج۱، ص۳۱۳۳، عربستان سعودی، مکتبة نزار مصطفی الباز، ۱۴۱۹
۱۹. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ص۶.
۲۰. احزاب/سوره۳۳، آیه۳۳.    
۲۱. فرات کوفی، ابوالقاسم فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات کوفی، ص۳۳۴، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، ۱۴۱۰.    
۲۲. مقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، ج۵، ص۳۸۳، تحقیق محمد عبدالحمید النمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۹.    
۲۳. حاتم، ابن ابی عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ج۹، ص۳۱۳۳، عربستان سعودی، مکتبة نزار مصطفی الباز، ۱۴۱۹.
۲۴. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۸، ص۵۵۹، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۷۲.
۲۵. فرات کوفی، ابوالقاسم فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات کوفی، ص۳۳۴، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، ۱۴۱۰.    
۲۶. حاتم، ابن ابی عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ج۹، ص۳۴۳.    
۲۷. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۸، ص۱۵۶.    
۲۸. حاتم، ابن ابی عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ج۹، ص۳۴۳.    
۲۹. ابن شهرآشوب، محمد بن علی، المناقب، ج۲، ص۲۲۶، قم، انتشارات علامه، ۱۳۷۹.
۳۰. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۸، ص۱۵۶.    
۳۱. طبرانی، سلیمان بن احمد، معجم الکبیر، ج۳، ص۵۴، تحقیق حمدی عبد المجید السلفی، مکتبة الوعیة الاسلامیه، چاپ دوم.    
۳۲. ابن حنبل، احمد، مسند حنبل، ج۴۴، ص۱۱۸.    
۳۳. طبرانی، سلیمان بن احمد، معجم الکبیر، ج۳، ص۵۳، تحقیق حمدی عبد المجید السلفی، مکتبة الوعیة الاسلامیه، چاپ دوم.    
۳۴. فرات کوفی، ابوالقاسم فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات کوفی، ص۱۱۱، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، ۱۴۱۰.    
۳۵. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ص۷
۳۶. شیخ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۵۶۵، قم، دارالثقافه، ۱۴۱۴.    
۳۷. ابن حنبل، احمد، مسند حنبل، ج۴۴، ص۳۲۷.    
۳۸. طبرانی، سلیمان بن احمد، معجم الکبیر، ج۳، ص۵۳، تحقیق حمدی عبد المجید السلفی، مکتبة الوعیة الاسلامیه، چاپ دوم.    
۳۹. دولابی، احمد بن محمد، الذریة الطاهره، ص۱۰۸.    
۴۰. طبرانی، سلیمان بن احمد، معجم الکبیر، ج۳، ص۵۳، تحقیق حمدی عبد المجید السلفی، مکتبة الوعیة الاسلامیه، چاپ دوم.    
۴۱. شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۳۴۰، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
۴۲. حاتم، ابن ابی عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ج۹، ص۳۴۳.    
۴۳. مقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، ج۵، ص۳۸۳، تحقیق محمد عبدالحمید النمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۹.    
۴۴. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، ص۲۸۷، تهران، دارالکتب اسلامیه، ۱۳۶۵.    
۴۵. فرات کوفی، ابوالقاسم فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات کوفی، ص۱۱۱، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، ۱۴۱۰.    
۴۶. حاتم، ابن ابی عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ج۹، ص۳۱۳۲، عربستان سعودی، مکتبة نزار مصطفی الباز، ۱۴۱۹.
۴۷. سیوطی، جلاالدین، الدرالمنثور، ج۵، ص۱۹۸، قم، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴.
۴۸. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ج۸، ص۱۶۰، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰.
۴۹. طبرسی، فضل بن حسن، جوامع الجامع، ج۳، ص۳۱۴، تهران، انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۳۷۷ش.
۵۰. حاتم، ابن ابی عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ج۹، ص۳۱۳۱، عربستان سعودی، مکتبة نزار مصطفی الباز، ۱۴۱۹.
۵۱. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ص۵.
۵۲. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ص۶-۷.
۵۳. حاتم، ابن ابی عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ج۹، ص۳۱۳۱ – ۳۱۳۳، عربستان سعودی، مکتبة نزار مصطفی الباز، ۱۴۱۹.
۵۴. فرات کوفی، ابوالقاسم فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات کوفی، ص۱۱۰ – ۱۱۱، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، ۱۴۱۰.    
۵۵. حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، الشواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج۲، ص۱۸-۴۷، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاداسلامی، ۱۴۱۱.
۵۶. سیوطی، جلاالدین، الدرالمنثور، ج۵، ص۱۹۸، قم، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴.
۵۷. شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۳۴۰، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
۵۸. فرات کوفی، ابوالقاسم فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات کوفی، ص۳۳۵، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، ۱۴۱۰.    
۵۹. فرات کوفی، ابوالقاسم فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات کوفی، ص۳۳۵، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، ۱۴۱۰.    
۶۰. فرات کوفی، ابوالقاسم فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات کوفی، ص۳۳۵، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، ۱۴۱۰.    
۶۱. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ج۲، ص۶۷، قم، جزائری، چاپ سوم، ۱۴۰۴.    
۶۲. فرات کوفی، ابوالقاسم فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات کوفی، ص۳۳۹، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، ۱۴۱۰.    
۶۳. ابن حنبل، احمد، مسند حنبل، ج۱۱، ص۲۵۸، شرح احمد الزین، قاهره، دارالحدیث، چاپ اول، ۱۹۹۵.
۶۴. طبرانی، سلیمان بن احمد، معجم الکبیر، ج۳، ص۵۶، تحقیق حمدی عبد المجید السلفی، مکتبة الوعیة الاسلامیه، چاپ دوم.    
۶۵. فرات کوفی، ابوالقاسم فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات کوفی، ص۳۳۸، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، ۱۴۱۰.    
۶۶. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج۲۲، ص۵.
۶۷. طبرسی، احمدبن علی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۱۵، مشهد، انتشارات مرتضی، چاپ اول، ۱۴۰۳.    
۶۸. شیخ صدوق، محمد بن علی، الخصال، ج۱، ص۵۵۰، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۳.    
۶۹. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۸، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶.    
۷۰. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ص۳۱۸، خامسه ۱.    
۷۱. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۵، ص۱۶۵، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷.    
۷۲. معتزلی، ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۸، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۴۰.    
۷۳. خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسین (علیه‌السّلام)، ج۱، ص۱۸۵، تحقیق محمد الصاوی، قم، مکتبة المفید.
۷۴. شیخ طوسی، محمد بن حسن، امالی، ص۵۹۸-۵۹۹، قم، دارالثقافه، ۱۴۱۴.
۷۵. شیخ صدوق، محمد بن علی، کمال‌الدین، ج۱، ص۲۴۴-۲۴۵، قم، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۹۵.    
۷۶. قمی، علی بن محمد، کفایة الاثر، ص۱۷۱، قم، بیدار، ۱۴۰۱.    
۷۷. شیخ صدوق، محمد بن علی، عیون الاخبار، ج۱، ص۵۷، قم، انتشارات جهان، ۱۳۷۸.
۷۸. راوندی، قطب‌الدین، قصص الانبیاء، ص۳۶۰، مشهد، مؤسسه البحوث الاسلامیه، ۱۴۰۹.    
۷۹. شیخ صدوق، محمد بن علی، کمال‌الدین، ج۱، ص۲۴۰، قم، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۹۵.    
۸۰. شیخ صدوق، محمد بن علی، معانی الاخبار، ص۹۰، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۱ش.    
۸۱. محدث قمی، شیخ عباس، منتهی الامال، ج۱، ص۷۸۸، قم، انتشارات دلیل، چاپ اول، ۱۳۷۹.
۸۲. قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، حدیث کسا.    


منبع

[ویرایش]
سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «حدیث کساء» ۹۴/۱۲/۲۰.    
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «اهل بیت(ع) و آل کساء» تاریخ بازیابی ۹۵/۰۵/۱۳.    






جعبه ابزار