حجّاج بن یوسف ثقفیذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حَجّاج بن یوسف ثقفی، کنیه‌اش ابومحمد، مشهورترین ظالم‌ترین کارگزار عراق در عصر اموی می باشد .


زادگاه وتولد حجاج[ویرایش]

او در روستای بنی‌صخر به‌دنیا آمد. [۱] [۲] [۳]
درباره تاریخ تولد حجاج اختلاف وجود دارد؛ سال ۳۹، ۴۰ یا ۴۱، [۴] [۵] [۶] [۷] [۸] [۹]و به روایتی منحصر، سال ۴۵ یا اندکی بعد [۱۰] از آن را تاریخ تولد وی دانسته‌اند.

حجاج در لغت[ویرایش]

حَجّاج در لغت به معنای کسی است که بسیار حج به جا می‌آورد و به مفهوم بریدن استخوان نیز هست. [۱۱] [۱۲]
برخی گفته‌اند نام وی در کودکی کُلَیب بود و سپس حجاج نامیده شد.پاره‌ای نیز گفته‌اند کلیب لقبی بود که برای تفأل و خوش‌یمنی ، برحسب سنّت عرب ، به وی اطلاق گردید [۱۳] [۱۴] [۱۵]

پدر و مادر حجاج[ویرایش]

پدرش، یوسف‌بن حکم ثقفی، از سران و اشراف قبیله ثقیف بود. [۱۶]
دوستی محکمی با خاندان مروان‌بن حکم اموی داشت و در جنگ‌های وی و عبدالملک‌بن مروان شرکت کرد و در دوران خلافت عبدالملک، حکومت برخی نواحی را عهده‌دار شد تا این‌که در دوران ولایت پسرش حجاج بر حجاز ( مدینه )، وفات یافت. [۱۷] [۱۸]
مادرش، فارعه/ فریعه، دختر هَمّام‌بن عروة ثقفی بود . [۱۹]

کودکی وجوانی[ویرایش]

از آغاز زندگی و جوانی حجاج اطلاع چندانی در دست نیست، تنها از برخی اشعار و گزارش‌های پراکنده تاریخی چنین برمی‌آید که او، همانند نیاکانش، در طائف سنگ‌کشی و چاه‌کنی [۲۰] [۲۱] چوپانی [۲۲] و دباغی [۲۳] می‌کرده است.ظاهرآ حجاج در کودکی قرآن و علوم دینی مقدماتی را در مکتب‌خانه پدرش در طائف فراگرفته [۲۴] و سپس از استادانی مانند عبداللّه‌بن عباس و أَنس‌بن مالک و سَمُرَةبن جُندَب و ابوبُرْدَةبن ابی‌موسی اشعری بهره گرفته است. [۲۵]حجاج در طائف به معلمی کودکان پرداخت. [۲۶] [۲۷] [۲۸]وی در روستای کوثر طائف، به کودکان تعلیم می‌داد [۲۹] و ظاهراً مدتی نیز معلم فرزندان سلیمان‌بن نعیم حِمْیری، کاتب سلیمان‌بن عبدالملک، بود، [۳۰] [۳۱].

سفر به شام[ویرایش]

تا بیست‌وچند سالگی در طائف بود، سپس همراه پدرش راهی شام شد [۳۲] [۳۳] [۳۴] و همان‌جا پرورش یافت [۳۵]

فتح مصر[ویرایش]

حجاج و پدرش از سپاهیان مروان‌بن حکم بودند که در سال ۶۴ عازم مصر شدند و آن‌جا را از دست عبدالرحمان‌بن جَحْدم فِهری، کارگزار عبداللّه‌بن زبیر ، خارج ساختند و بدین‌ترتیب مصر جزو قلمرو امویان شد. [۳۶] [۳۷] [۳۸]
پس از حدود دو ماه اقامت در شهر فسطاط، حجاج و پدرش به همراه مروان به شام بازگشتند [۳۹] [۴۰]

شکست از عبدالله ابن زبیر[ویرایش]

مروان‌بن حکم در شعبان یا رمضان ۶۵، سپاهی به فرماندهی حُبَیش‌بن دَلَجه (دُلجه) قَینی برای سرکوبی عبداللّه‌بن زبیر راهی حجاز کرد.
در این لشکرکشی حجاج و پدرش، که پرچم‌دار دسته‌ای از سپاه بود، شرکت داشتند.لشکریان در نزدیکی روستای رَبَذَه در اطراف مدینه [۴۱] از عبداللّه‌بن زبیر شکست خوردند و گریختند.
بعدها حجاج از این فرار ننگین به زشتی یاد می‌کرد. [۴۲] [۴۳] [۴۴] [۴۵] در این باره ابن‌قتیبه داستانی ذکر کرده که کاملا نادرست است. [۴۶]

ریاست شرطه ها[ویرایش]

در زمان خلافت عبدالملک‌بن مروان، حجاج رئیس شُرطه اَبان‌بن مروان، برادر و کارگزار خلیفه در فلسطین ، شد. [۴۷] [۴۸] و سپس جزو افراد شُرطه رَوح‌بن زنباع جُذامی، وزیر خلیفه و نزدیک‌ترین فرد به او، گردید.
چون خلیفه، عبدالملک‌بن مروان، از بی‌انضباطی اردوگاهش با روح‌بن زنباع سخن گفت، روح پیشنهاد کرد حجاج را مسئول انضباط و حرکت دادنِ به موقعِ سپاه کند.عبدالملک بلافاصله این پیشنهاد را پذیرفت.حجاج در این کار جدیت بسیار به خرج داد، به‌طوری که مورد توجه خاص عبدالملک قرار گرفت [۴۹] [۵۰]

مذاکره با زفر[ویرایش]

چون زُفَربن حارث کِلابی در قَرقیسیا در منطقه جزیره ابن‌عمر، بر ضد عبدالملک شورش کرد و محاصره زفر به درازا کشید، عبدالملک هیئتی را، به سرپرستی رجاءبن حَیوَه کندی، برای مذاکره و صلح بازفرستاد، که حجاج یکی از اعضای آن بود.او، برخلاف اعضای هیئت اعزامی، پشت سر زفربن حارث نماز نخواند و گفت با کسی که منافق است و از اطاعت خلیفه اموی سر باز زده، نماز نمی‌گزارد.
این مطلب شأن حجاج را در نزد عبدالملک بالاتر برد و خلیفه برای نخستین‌بار، حکومت شهرکی به نام تباله را به وی تفویض کرد، ولی چون حجاج نزدیک تباله رسید و آن را کوچک و بی‌اهمیت شمرد، نزد عبدالملک بازگشت و از پذیرفتن چنین ولایتی عذر خواست [۵۱] [۵۲]

تصرف عراق[ویرایش]

حجاج در سال ۷۲ در بسیج مردم شام برای رفتن به عراق و جنگ با مصعب‌بن زبیر سهم بسزایی داشت و در لشکرکشی عبدالملک‌بن مروان به عراق، در سپاه شام قرار داشت.در این جنگ، مصعب کشته شد و عراق جزو قلمرو خلافت اموی گردید [۵۳]

منجنیق بستن کعبه[ویرایش]

عبدالملک پس از تصرف عراق، حجاج را از کوفه ، در رأس سپاهی که بیش‌تر آن از مردم شام بودند، برای سرکوبی عبداللّه‌بن زبیر روانه حجاز کرد. [۵۴] [۵۵] [۵۶] [۵۷] [۵۸] [۵۹]پاره‌ای روایات مبالغه‌آمیز شمار سپاهیان حجاج را از بیست هزار تا چهل هزار نفر ذکر کرده‌اند، [۶۰] [۶۱] ولی روایت‌های مقبول شمار لشکریان حجاج را، با نیروهای کمکی که به وی پیوست، تا هفت هزار نفر برشمرده‌اند [۶۲] [۶۳] [۶۴]در جمادی الاولی ۷۲، حجاج کوفه را ترک کرد و در شعبان همان سال وارد طائف شد و در آن‌جا اردو زد. [۶۵]ظاهرآ دلیل این کار آن بود که وی در آغاز مأمور بود به مکه و مسجدالحرام تعرض نکند. [۶۶]پس از یک یا دو ماه اقامت در طائف و درگیری‌های جزئی با لشکریان عبداللّه‌بن زبیر در عرفات و در پی رسیدن نیروهای کمکی درخواستی و کسب اجازه از خلیفه اموی، وی راهی مکه شد و از اول ذیقعده ۷۲ شهر را به مدت هفت یا نُه ماه محاصره ، و کعبه را با منجنیق سنگ باران کرد .

تصرف حجاز[ویرایش]

پس از نبردهای شدید، عبداللّه‌بن زبیر را در ۱۷ جمادی‌الاولی یا جمادی‌ الآخره ۷۳ کشت و مکه را گرفت و حجاز را به قلمرو امویان ملحق نمود [۶۷] [۶۸] [۶۹] [۷۰] [۷۱] [۷۲] [۷۳]عبدالملک‌بن مروان، به پاس خدمات و اخلاص و زحمات حجاج در راه تثبیت خلافت اموی، او را کارگزار مکه و اندکی بعد کارگزار مدینه و طائف و سپس یمن و یمامه کرد [۷۴] [۷۵] [۷۶] [۷۷]حجاج در نخستین اقدام، مسجدالحرام را از آثار جنگ پاک کرد.او در اوایل ۷۴ به مدینه رفت و پس از یکی دو ماه اقامت در آنجا، به مکه بازگشت و به دستور خلیفه، کعبه را بازسازی کرد. [۷۸] [۷۹] [۸۰] [۸۱] [۸۲] [۸۳]

بد رفتاری با صحابه و مردم مدینه[ویرایش]

وی در مدت اقامتش در مدینه با مردم مدینه و به‌ویژه با صحابه پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌و سلم رفتار زشت و خشنی داشت [۸۴] [۸۵] [۸۶] [۸۷] [۸۸]حجاج سپس همراه گروهی از بزرگان حجاز راهی شام شد و با خلیفه اموی دیدار کرد [۸۹]

حاکم حجاز و عراق[ویرایش]

پس از آن‌که حجاج دو سال (و به قولی سه سال) عملا حاکم حجاز بود، عبدالملک‌بن مروان وی را از این سمت برکنار و در رجب یا رمضان ۷۵ با اختیارات کامل و وسیعی وی را حاکم عراق کرد.از دلایل این امر، مرگ برادر خلیفه (بِشربن مروان‌بن حکم)، آشفتگی اوضاع عراق و افزایش خطر خوارج و نیز درخواست عده‌ای از بزرگان حجاز از عبدالملک مبنی بر عزل حجاج از حجاز بود. [۹۰] [۹۱] [۹۲] [۹۳] [۹۴] [۹۵]

تحقق سخن امیرالمومنین[ویرایش]

بدین‌ترتیب، خطبه مشهور علی‌بن ابی‌طالب علیه‌السلام خطاب به مردم کوفه و پیشگویی تسلط یافتن غلامی ستمگر از قبیله ثقیف بر آنان، محقق گردید [۹۶] [۹۷] [۹۸] [۹۹] [۱۰۰]حجاج شتابان راهی عراق شد و فقط با دوازده سوار وارد کوفه گردید و روز جمعه با چهره‌ای پوشیده به مسجد رفت و در خطبه‌ای مشهور تمام کسانی را که از سپاه مُهلَّب‌بن ابی‌صفره، فرمانده سپاهیان بشربن مروان برای جنگ با خوارج حروریه، گریخته بودند تهدید کرد که چنانچه تا سه روز به وی ملحق نشوند آنان را خواهد کشت [۱۰۱] [۱۰۲] [۱۰۳] [۱۰۴]حجاج پس از تسلط بر کوفه به بصره رفت و خطبه تهدیدآمیزی، مانند خطبه کوفه، ایراد کرد و آنگاه به رُسْتَقُباذ رفت تا روحیه مُهلّب را در نبرد با خوارج تقویت کند [۱۰۵] [۱۰۶] [۱۰۷] [۱۰۸] [۱۰۹]

شورش ابن جارود[ویرایش]

کارگزار جدید عراق در رستقباذ اردو زده بود که با اولین شورش مردم عراق به رهبری عبداللّه‌بن جارود روبه‌رو شد.این شورش بر اثر تهدیدهای حجاج مبنی بر لزوم پایداری در میدان‌های جنگ تا پیروزی کامل و نیز تصمیم وی مبنی بر کاهش حقوق جنگجویان به میزان صد درهم ، درگرفت.در این شورش که در ربیع‌الآخر سال ۷۶ روی داد، مردم عراق اموال و انبارهای اسلحه حجاج را به غارت بردند.حجاج، پس از مشورت با یارانش و رسیدن نیروهای کمکی، به جنگ آنان رفت و ابن‌جارود را کشت و یارانش را پراکنده ساخت [۱۱۰] [۱۱۱] [۱۱۲] [۱۱۳]هم‌زمان با شورش ابن‌جارود، زنگیان عراق نیز به سرکردگی رباح شیرزنجی (شارزنجی) شورش کردند و اطراف بصره را به تصرف خود درآوردند، اما حجاج با فرستادن لشکری از مردم بصره ، آنان را در دشت خوزستان (نزدیک دَورَق) سرکوب کرد [۱۱۴]

شورش خوارج[ویرایش]

در اواخر رمضان ۷۵، حجاج از مهلّب و عبدالرحمان‌بن مخنف خواست هرچه زودتر با خوارج ازارقه به رهبری قَطَری‌بن فُجاترة بجنگند.این نبردها تا اوایل سال ۷۸ ادامه یافت، تا این‌که میان خوارج اختلاف افتاد و به‌ش;عمر، بر ضد عبدالملک شورش کرد و محاصره زفر به درازا کشید، عبدالملک هیئتی را، به سرپرستی رجاءبن حَیوَه کندی، برای مذاکره و صلح بازفرستاد، که حجاج یکی از اعضای آن بود.او، برخلاف اعضای هیئت اعزامی، پشت سر زفربن حارث نماز نخواند وspan class= گفت با کسی که منافق اسtitrtag light_tagtag dark_tagت و از اطاعت خلیفه اموی سر باز زده، نماز نمیدت سرکوب شدند. [۱۱۵] [۱۱۶] [۱۱۷] [۱۱۸] [۱۱۹] [۱۲۰]در سال‌های ۷۶ و ۷۷، خوارج به رهبری شبیب‌بن یزید شیبانی، بر ضد حجاج قیام کردند و ده‌ها نبرد میان لشکریان حجاج و شبیب در عراق درگرفت که در تمامی آن‌ها سپاهیان حجاج شکست خوردند.حجاج سرانجام شبیب را از میان برداشت و یارانش را شکست داد [۱۲۱] [۱۲۲] [۱۲۳]
[۱۲۴] [۱۲۵]

شورش کارگزار حجاج[ویرایش]

در سال ۷۷ مُطَرّف بن مُغیرةبن شعبه، کارگزار حجاج در مداین ، بر ضدامویان قیام کرد و حجاج و عبدالملک‌بن مروان را از حکومت خلع کرد و قتل حجاج را حلال شمرد.حجاج نیز حمزه، برادر و حامی مطرّف، را در همدان زندانی کرد و سپاهی به مصاف مطرّف فرستاد و او و یارانش را در نبردی نزدیک اصفهان کشت و قیامش را سرکوب کرد [۱۲۶] [۱۲۷]

قیام بزرگ ابن‌اشعث[ویرایش]

بدون شک بزرگ‌ترین و خطرناک‌ترین شورشی که حجاج با آن روبه‌رو شد شورش عبدالرحمان‌بن اشعث کِندی بود که از سال ۸۱ تا ۸۴ به درازا کشید [۱۲۸]پس از شکست سپاهیان اموی در سال ۷۹ در مصاف با رُتبیل (حاکم زابلستان ) و قتل هزاران مسلمان در این نبرد، [۱۲۹] حجاج در اواخر سال ۷۹ یا اوایل ۸۰ سپاهی بیست تا چهل هزار نفری تدارک دید که به آن «سپاه طواویس» (طاووسان) می‌گفتند و فرماندهی آن را عبدالرحمان‌بن محمدبن اشعث برای نبرد با رتبیل و سرکوبی وی در سیستان برعهده داشت.ابن‌اشعث پس از پیروزی‌هایی تصمیم گرفت پیشروی خود را در قلمرو رتبیل، تا بهار سال بعد و مساعد شدن هوا، متوقف سازد و مدتی در شهر رُخَّج اردو بزند.اما حجاج این تصمیم را نپسندید و با نامه‌ای توهین‌آمیز بر ادامه عملیات نظامی تا فتح کابل اصرار ورزید.همین اختلاف نظر یکی از دلایل اصلی سرکشی و قیام ابن‌اشعث گردید.سپاهیان ابن‌اشعث که بالغ بر هفتاد هزار نفر بودند با وی بیعت کردند و او حجاج را در رُخّج خلع و با رتبیل سازش کرد وآنگاه راهی عراق شد [۱۳۰] [۱۳۱] [۱۳۲] [۱۳۳] [۱۳۴] [۱۳۵]پس از رسیدن نیروهای کمکی عبدالملک‌بن مروان، حجاج راهی بصره شد و به مصاف ابن‌اشعث رفت.حجاج در نخستین نبرد، که دُجَیل نام داشت، پیروز شد، ولی در دومین نبرد ، معروف به نبرد تستر، که در ۱۰ ذیحجه ۸۱ رخ داد، شکست سختی خورد و ناگزیر به بصره عقب‌نشینی کرد.ابن‌اشعث سپس برای جنگ با حجاج به زاویه نزدیک بصره رفت، اما پس از پیروزی نخستین، در اواخر محرّم ۸۲ شکست خورد.حجاج پس از نبرد سختی با عبدالرحمان‌بن عباس هاشمی، شهر بصره را پس گرفت و مردمانش را عفو کرد.چون حجاج از تجمع سپاه دویست هزار نفری ابن‌اشعث در دَیرالجماجم، واقع در هفت فرسخی شمال کوفه، مطّلع شد، به جنگ وی رفت و پس از صد روز مصاف و بیش از هشتاد نبرد میان طرفین، که از اول ربیع‌الاول تا ۱۴ جمادی‌الآخره ۸۲ به درازا کشید، ابن‌اشعث را شکست سختی داد و بیش‌تر اسیران این نبردها را گردن زد [۱۳۶] [۱۳۷] [۱۳۸] [۱۳۹] [۱۴۰] [۱۴۱] [۱۴۲]در شعبان ۸۳ حجاج بار دیگر سپاهیان ابن‌اشعث را در نبرد مَسکِن شکست داد و ابن‌اشعث به سیستان، نزد رتبیل، گریخت.حجاج پس از صلح با رتبیل، از وی خواست تا ابن‌اشعث را تسلیم کند.رتبیل نیز چنین کرد، ولی ابن‌اشعث در راه خود را کشت [۱۴۳] [۱۴۴] [۱۴۵] [۱۴۶] [۱۴۷] [۱۴۸] [۱۴۹]

فتوحات خراسان[ویرایش]

حجاج پس از سرکوبی مخالفان داخلی، به قُتَیبةبن مسلم باهلی (حاکم خراسان) دستور داد به فتوحاتش ادامه دهد و او نیز شهرهای بسیاری را در ماوراءالنهر و آسیای مرکزی فتح کرد [۱۵۰] [۱۵۱] و از سوی دیگر، محمدبن قاسم ثقفی بخش‌هایی از سند و شبه‌قاره هند را گشود [۱۵۲] [۱۵۳]

سرسپردگی به امویان[ویرایش]

وفاداری و سرسپردگی مطلق حجاج به خاندان اموی و نیز خدمات و کوشش‌های وی برای حفظ خلافت امویان، باعث شد جایگاه والایی نزد آنان بیابد، به حدی که عبدالملک‌بن مروان هنگام مرگ ، سفارش او را به فرزندش ولید کرد [۱۵۴] [۱۵۵] و یکی از فرزندانش را حجاج نامید [۱۵۶] ولیدبن عبدالملک نیز در گرامی داشتن حجاج پا فراتر گذاشت و او را پوست همه چهره خویش شمرد [۱۵۷] [۱۵۸] و هنگامی که خبر مرگش را شنید بسیار غمگین شد. [۱۵۹] فرزدق برای خشنودی ولید مرثیه‌ای در سوگ وی سرود [۱۶۰]

مرگ حجاج[ویرایش]

حجاج در رمضان یا شوال ۹۵ مرد [۱۶۱] [۱۶۲] وی به جانشین خود، یزیدبن ابی‌مسلم، وصیت کرده بود او را مخفیانه دفن کند و روی قبرش آب بریزد و آن را محو نماید تا کسی جای آن را نداند و نبش قبر نکند [۱۶۳]

سخت‌گیری به خاندان حجاج[ویرایش]

در دوران خلافت سلیمان‌بن عبدالملک، خاندان حجاج در معرض شکنجه و تعقیب و مصادره اموال قرار گرفتند و به فرمان خلیفه اموی، حجاج را بر منابر لعن و نفرین کردند. [۱۶۴] [۱۶۵] [۱۶۶]در دوران خلافت عمربن عبدالعزیز ، خاندان و بستگان حجاج به یمن تبعید شدند. [۱۶۷] [۱۶۸]

اوصاف حجاج[ویرایش]

گفته‌اند که حجاج زشت‌رو و کوچک اندام بود. [۱۶۹] [۱۷۰] [۱۷۱]هوادارانش او را مردی وفادار ، مخلص ، امین ، کم‌عیب، مطمئن، و بسیار بخشنده می‌دانستند تا حدی‌که در ماه رمضان و دیگر روزها، به روایتی، هزار خوان غذا برای دوستانش می‌گسترد. [۱۷۲] [۱۷۳] [۱۷۴]وی فصیح و بلیغ و خطیبی توانمند [۱۷۵] [۱۷۶] [۱۷۷] [۱۷۸] [۱۷۹] [۱۸۰] و سیاستمدار و حیله‌گر و با تدبیر [۱۸۱] بود.

ظلم و ستم حجاج[ویرایش]

بنابر گفته مورخان، حجاج جبار و ستمگر ، [۱۸۲] کافر ، [۱۸۳] فاسق ، [۱۸۴] دروغ‌گو و خبیث [۱۸۵] [۱۸۶] بود.حجاج در پاسخ به نامه عبدالملک، خود را آدمی لجوج و حسود و کینه‌توز وصف کرده است. [۱۸۷] [۱۸۸]

کشتن مخالفان[ویرایش]

او در کشتن مخالفان چنان زیاده‌روی کرد که حتی عبدالملک‌بن مروان نیز این میزان خون‌ریزی را نپسندید. [۱۸۹] [۱۹۰]او هزاران تن از اسیران مَسکِن، خراسان ، دیرالجماجم و زاویه را کشت. [۱۹۱] [۱۹۲] [۱۹۳] [۱۹۴] [۱۹۵] [۱۹۶]
مورخان شمار کسانی را که به‌دست حجاج به قتل رسیده‌اند، ۰۰۰، ۱۲۰ و به قولی ۰۰۰، ۱۳۰نفر تخمین زده‌اند [۱۹۷] [۱۹۸]

گفتار و کردار کفر آمیز[ویرایش]

برخی از گفتارها و کردارهای حجاج نمود عینی کفرگویی و کافر بودن اوست، از جمله قصد وی برای قدم گذاشتن روی مقام ابراهیم . [۱۹۹] توهین به مرقد و منبر پیامبر اکرم و شهر مدینه، به تأخیرانداختن نماز [۲۰۰] [۲۰۱] [۲۰۲] توصیه کردن برخلاف سفارش‌های حضرت رسول ، [۲۰۳] حسود دانستن حضرت سلیمان ، [۲۰۴] برتر شمردن خلیفه اموی از فرشتگان و پیامبران و رسول خدا [۲۰۵] [۲۰۶] ، [۲۰۷]و اطاعت از خود را از اطاعت خدا واجب‌تر دانستن [۲۰۸] و فضیلت شمردن دشنام دادن به آل‌علی علیهم السلام از آن جمله می باشد . [۲۰۹]

کارهای عمرانی[ویرایش]

از جمله اصلاحات عمرانی حجاج، کندن چاهی در مکه به نام یاقوته و بنای سدهایی در اطراف مکه برای حفظ و ذخیره آب [۲۱۰] [۲۱۱] و مسجدی در محله بنی‌سَلَمه در مدینه بود که بعدها به نام مسجد حجاج معروف شد. [۲۱۲]نهرهای نیل و زابی را نیز از رود فرات ، حفر و منشعب کرد و زمین‌های اطراف آن‌ها را آباد نمود. [۲۱۳]وی همچنین شهری به نام نیل را در کرانه رود فرات در شمال حله بنا کرد [۲۱۴] [۲۱۵] که امروزه فقط ویرانه‌ای از آن باقی است.
شهر شیراز [۲۱۶] و شهر عَسْکَر مُکْرَم در خوزستان نیز در روزگار حجاج تأسیس شد.

مهاجرت خاندان اشعری به قم[ویرایش]

همچنین، خاندان عرب اشعری ، به سبب سخت‌گیری‌های حجاج بر آنان، به قم مهاجرت کردند که آغاز تحول این شهر بود [۲۱۷] [۲۱۸] [۲۱۹] [۲۲۰] [۲۲۱]حجاج در میان سال‌های ۸۳ تا ۸۶ شهر واسط را ساخت و مقررات خاصی برای حفظ نظافت آن تعیین کرد و تا زمان مرگش در آن اقامت گزید. [۲۲۲] [۲۲۳] [۲۲۴] [۲۲۵] [۲۲۶]
[۲۲۷] [۲۲۸]

ضرب سکه[ویرایش]

حجاج در سال‌های ۷۵ـ۷۶ سکه درهم و دینار با نوشته عربی ضرب کرد. [۲۲۹] [۲۳۰] [۲۳۱]او به دلایلی در سال ۷۸ یا ۸۲، به یکی از دبیرانش، صالح‌بن عبدالرحمان، دستور داد دیوان‌های دولتی را از زبان فارسی به عربی برگرداند [۲۳۲] [۲۳۳] [۲۳۴] [۲۳۵]

نقطه گذاری حروف[ویرایش]

براساس روایاتی، حجاج از نصربن عاصم (متوفی ۸۹) و یحیی‌بن یعْمُر (متوفی ۱۲۹) خواست برای جلوگیری از هرگونه تحریفی در خواندن حروف متشابه ، آن‌ها را نقطه‌گذاری کنند [۲۳۶] [۲۳۷] [۲۳۸] و همچنین از حافظان قرآن خواست آیات قرآن را به دسته‌های پنج‌تایی و span class= zwnj;العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۴۰۷، چاپ محمود فردوسlightده‌تایی و کل قرآن را به نصف و ثلث/spanp و ربع و سُبع تیم کنند عمروبن عمر جاحظ، البیان و التبیین، ج۲، ص۸۲tag light_tag۹، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بیروت (۱۳۶۷/ ۱۹۴۸ ); [۲۳۹] [۲۴۰] [۲۴۱] [۲۴۲] [۲۴۳] تغییر دادن یازده حرف از حروف مصحف عثمان نیز به وی نسبت داده شده است [۲۴۴] معروف است که حجاج اولین کسی بود که پوشش کعبه را از دیباج یا ابریشم تهیه کرد، [۲۴۵] [۲۴۶] [۲۴۷] [۲۴۸] نخستین کسی بود که در شربت‌خانه (بیت‌الشراب) یخ به کار برد [۲۴۹]، اولین کسی بود که کشتی‌ها را میخ‌دار و قیراندود و روغن‌مالی کرد، و محمل ساخت [۲۵۰]

توجه به شعرا[ویرایش]

حجاج به شعر و شاعران توجه خاصی داشت، لذا شاعران بزرگی چون فَرَزْدَق [۲۵۱] [۲۵۲] [۲۵۳] [۲۵۴] و جَریر و لَیلی اَخْیلِیه وی را ستوده‌اند؛ [۲۵۵] [۲۵۶] [۲۵۷] [۲۵۸] [۲۵۹] [۲۶۰] اما برخی نیز او را نکوهش کرده‌اند [۲۶۱] [۲۶۲] [۲۶۳] [۲۶۴]

فهرست منابع[ویرایش]

(۱) ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغة، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۷، چاپ افست بیروت.
(۲) ابن ابی‌داوود، کتاب‌المصاحف، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
(۳) ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ.
(۴) ابن‌اعثم کوفی، کتاب‌الفتوح، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
(۵) ابن‌تغری بردی، النجوم‌الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، قاهره (۱۳۸۳ـ ۱۳۹۲/ ۱۹۶۳ـ۱۹۷۲).
(۶) ابن‌حبیب، کتاب‌المُحَبَّر، چاپ ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد، دکن ۱۳۶۱/۱۹۴۲، چاپ افست بیروت.
(۷) ابن‌حجر عسقلانی، کتاب تهذیب‌التهذیب، چاپ صدقی جمیل عطار، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
(۸) ابن‌خلدون،تاریخ.
(۹) ابن‌خلّکان،وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان.
(۱۰) ابن‌درید، الاشتقاق، چاپ عبدالسلام محمدهارون، مصر ۱۳۷۸/۱۹۵۸؛
(۱۱) ابن‌سعد، الطبقات الکبرى (بیروت).
(۱۲) ابن‌سلام جمحی، طبقات فحول‌الشعراء، چاپ محمود محمد شاکر، جده (۱۴۰۰/ ۱۹۸۰.
(۱۳) ابن‌عبدالحکم، فتوح مصر و اخبارها، چاپ چارلز سی توری، نیوهاون ۱۹۲۲، چاپ افست بغداد (۱۹۶۸).
(۱۴) ابن‌عبدربّه، العقدالفرید، چاپ علی‌شیری، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۱/ ۱۹۸۸ـ۱۹۹۰.
(۱۵) ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ علی‌شیری، بیروت ۱۴۱۵ـ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ـ۲۰۰۱.
(۱۶) ابن‌قتیبه، الامامة و السیاسة، المعروف بتاریخ‌الخلفاء، چاپ طه محمد زینی، قاهره، (۱۳۸۷/ ۱۹۶۷)، چاپ افست بیروت.
(۱۷) ابن‌قتیبه، الشعر و الشعراء، چاپ احمد محمد شاکر، (قاهره) ۱۳۸۶ـ ۱۳۸۷/۱۹۶۶ـ۱۹۶۷.
(۱۸) ابن‌قتیبه، عیون‌الاخبار، چاپ یوسف علی طویل و مفید محمد قمیحه، بیروت (۱۹۸۵ ).
(۱۹) ابن‌قتیبه، المعارف، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۰.
(۲۰) ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، چاپ احمد ابوملحم و دیگران، بیروت، ج ۱، ۱۴۰۹/۱۹۸۹، ج ۵، ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
(۲۱) ابن‌منظور، لسان العرب.
(۲۲) ابن‌نباته، سرح‌العیون فی شرح رسالة ابن‌زیدون، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۳/۱۹۶۴.
(۲۳) ابن‌ندیم، الفهرست، (تهران).
(۲۴) ابوالفرج اصفهانی، الاغانی.
(۲۵) ابوزرعه دمشقی، تاریخ أبی زرعة الدمشقی، چاپ شکراللّه قوجانی، (دمشق).
(۲۶) محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
(۲۷) اصطخری،صور الاقالیم.
(۲۸) اسلم‌بن سهل بحشل، تاریخ واسط، چاپ کورکیس عوّاد، بغداد ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
(۲۹) احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
(۳۰) احمدبن یحیی بلاذری، کتاب فتوح البلدان، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۶۶، چاپ افست فرانکفورت ۱۴۱۳/ ۱۹۹۲.
(۳۱) عمروبن عمر جاحظ، البیان و التبیین، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بیروت (۱۳۶۷/ ۱۹۴۸ .)
(۳۲) احمدبن یحیی بلاذری، کتاب‌التاج فی اخلاق‌الملوک، چاپ احمد زکی‌باشا، قاهره ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
(۳۳) احمدبن یحیی بلاذری، کتاب‌الحیوان، چاپ عبدالسلام محمدهارون، مصر (۱۳۸۵ـ۱۳۸۹/ ۱۹۶۵ـ ۱۹۶۹ )، چاپ افست بیروت.
(۳۴) محمدبن عبدوس جهشیاری، کتاب‌الوزراء و الکتّاب، چاپ عبداللّه اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
(۳۵) خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط، چاپ مصطفی نجیب فوّاز و حکمت کشلی فوّاز، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
(۳۶) احمدبن داوود دینوری، الاخبار الطِّوال، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره ۱۹۶۰، چاپ افست قم ۱۳۶۸ش.
(۳۷) ذهبی، تاریخ الاسلام.
(۳۸) احسان صدقی عمد، الحجاج‌بن یوسف الثقفی، حیاته و آراؤه السیاسیة، بیروت ۱۹۷۲.
(۳۹) خلیل بن ایبک صفدی ، الوافی بالوفیات.
(۴۰) طبری، تاریخ (بیروت).
(۴۱) محمدبن ولید طرطوشی، کتاب‌الحوادث و البدع، چاپ عبدالمجید ترکی، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
(۴۲) علی‌بن ابی‌طالب (ع)، امام اول، نهج‌البلاغة، چاپ صبحی صالح، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
(۴۳) همام‌بن غالب فرزدق، دیوان، قدم له و شرحه مجید طراد، بیروت ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
(۴۴) اسماعیل‌بن قاسم قالی، کتاب‌الأمالی، بیروت، دارالکتاب العربی.
(۴۵) محمدبن احمد قرطبی، الجامع لاحکام‌القرآن، بیروت، دارالفکر.
(۴۶) احمدبن یوسف قرمانی، کتاب اخبار الدّول و آثار الاول فی‌التاریخ، چاپ سنگی بغداد ۱۲۸۲، چاپ فست بیروت.
(۴۷) زکریابن محمد قزوینی، آثارالبلاد و اخبار العباد، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
(۴۸) محمدبن یزید مبرّد، الکامل، ج ۲، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم و سید شحاته، قاهره، ج ۴، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، (قاهره).
(۴۹) مسعودی، مروج (بیروت).
(۵۰) مصعب‌بن عبداللّه، کتاب نسب قریش، چاپ لوی پرووانسال، قاهره ۱۹۵۳.
(۵۱) مطهربن طاهر مقدسی، کتاب البدء و التاریخ، چاپ کلمان هوار، پاریس ۱۸۹۹ـ۱۹۱۹، چاپ افست تهران ۱۹۶۲.
(۵۲) احمدبن علی مقریزی، کتاب المقفّی‌الکبیر، چاپ محمد یعلاوی، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
(۵۳) یاقوت حموی،معجم الادباء.
(۵۴) یعقوبی، تاریخ.
(۵۵)ابن رسته، احمد ابن عمر، الاعلاق النفیسة

پانویس[ویرایش]
 
۱. احسان صدقی عمد، الحجاج‌بن یوسف الثقفی، ج۱، ص۸۳، حیاته و آراؤه السیاسیة، بیروت ۱۹۷۲.
۲. ابن‌تغری بردی، النجوم‌الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، ج۱، ص۲۳۰، قاهره (۱۳۸۳ـ ۱۳۹۲/ ۱۹۶۳ـ۱۹۷۲.
۳. احمدبن علی مقریزی، کتاب المقفّی‌الکبیر، ج۳، ص۱۵۶، چاپ محمد یعلاوی، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۴. خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط، ج۱، ص۱۲۵، چاپ مصطفی نجیب فوّاز و حکمت کشلی فوّاز، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
۵. ابوزرعه دمشقی، تاریخ أبی زرعة الدمشقی، ص۷۰۰، چاپ شکراللّه قوجانی، (دمشق،).    
۶. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۲، ص۱۱۵، چاپ علی‌شیری، بیروت ۱۴۱۵۱۴۲۱/ ۱۹۹۵۲۰۰۱.    
۷. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۲، ص۱۹۷، چاپ علی‌شیری، بیروت ۱۴۱۵۱۴۲۱/ ۱۹۹۵۲۰۰۱.    
۸. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۲، ص۱۹۸، چاپ علی‌شیری، بیروت ۱۴۱۵ـ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ـ۲۰۰۱.
۹. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۵، ص۱۷۲.
۱۰. ابن‌حجر عسقلانی، کتاب تهذیب‌التهذیب، ج۲، ص۱۸۶، چاپ صدقی جمیل عطار، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
۱۱. ابن‌درید، الاشتقاق، ج۱، ص۱۲۳، چاپ عبدالسلام محمدهارون، مصر ۱۳۷۸/۱۹۵۸    
۱۲. ذیل «حج»، ابن‌منظور، لسان العرب.
۱۳. عمروبن عمر جاحظ، البیان و التبیین، ج۱، ص۳۲۴، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بیروت (۱۳۶۷/ ۱۹۴۸ .)
۱۴. محمدبن یزید مبرّد، الکامل، ج۲، ص۱۰۴، ج ۲، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم و سید شحاته، قاهره، ج ۴، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، (قاهره).
۱۵. ابن‌درید، الاشتقاق، ص۳۰۷.، چاپ عبدالسلام محمدهارون، مصر ۱۳۷۸/۱۹۵۸.    
۱۶. ابن‌خلدون، ج، ۱ مقدمه، ص۴۰.    
۱۷. ابن‌قتیبه، المعارف، ج۱، ص۳۹۵ ۳۹۶، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۰.    
۱۸. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۳۰، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۹. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۳۰، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۰. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶ ، ص۴۱۱، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۱. ابن‌عبدربّه، العقدالفرید، ج۵، ص۳۱، چاپ علی‌شیری، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۱/ ۱۹۸۸ـ۱۹۹۰.
۲۲. ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۲۸۷.
۲۳. ابن‌نباته، سرح‌العیون فی شرح رسالة ابن‌زیدون، ج۱، ص۱۷۰ـ ۱۷۱، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۳/۱۹۶۴.
۲۴. احسان صدقی عمد، الحجاج‌بن یوسف الثقفی، ج۱، ص۹۱، حیاته و آراؤه السیاسیة، بیروت ۱۹۷۲.
۲۵. بن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۲، ص۱۱۳.، چاپ علی‌شیری، بیروت ۱۴۱۵۱۴۲۱/ ۱۹۹۵۲۰۰۱.    
۲۶. ابن‌حبیب، کتاب‌المُحَبَّر، ج۱، ص۴۷۵، چاپ ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد، دکن ۱۳۶۱/۱۹۴۲، چاپ افست بیروت.    
۲۷. ابن‌قتیبه، المعارف، ج۱، ص۵۴۸، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۰.    
۲۸. محمدبن یزید مبرّد، الکامل، ج۲، ص۱۰۴، ج ۲، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم و سید شحاته، قاهره، ج ۴، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، (قاهره).
۲۹. یاقوت حموی، ذیل «کوثر».
۳۰. زکریابن محمد قزوینی، آثارالبلاد و اخبار العباد، ج۱، ص۹۹، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۳۱. احسان صدقی عمد، الحجاج‌بن یوسف الثقفی، ج۱، ص۱۰۷، حیاته و آراؤه السیاسیة، بیروت ۱۹۷۲.
۳۲. ابن‌تغری بردی، النجوم‌الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، ج۱، ص۲۳۰ـ۲۳۱، قاهره (۱۳۸۳ـ ۱۳۹۲/ ۱۹۶۳ـ۱۹۷۲.
۳۳. احسان صدقی عمد، الحجاج‌بن یوسف الثقفی، ج۱، ص۹۳، حیاته و آراؤه السیاسیة، بیروت ۱۹۷۲.
۳۴. احسان صدقی عمد، الحجاج‌بن یوسف الثقفی، ج۱، ص۹۷، حیاته و آراؤه السیاسیة، بیروت ۱۹۷۲.
۳۵. محمدبن عبدوس جهشیاری، کتاب‌الوزراء و الکتّاب، ج۱، ص۲۴.، چاپ عبداللّه اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
۳۶. ابن‌عبدالحکم، فتوح مصر و اخبارها، ج۱، ص۱۰۹، چاپ چارلز سی توری، نیوهاون ۱۹۲۲، چاپ افست بغداد (۱۹۶۸).
۳۷. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۵، ص۵۳۰.
۳۸. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۵، ص۵۴۰.
۳۹. ابن‌تغری بردی، النجوم‌الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، ج۱، ص۲۳۰ـ۲۳۱، قاهره (۱۳۸۳ـ ۱۳۹۲/ ۱۹۶۳ـ۱۹۷۲.
۴۰. احسان صدقی عمد، الحجاج‌بن یوسف الثقفی، ج۱، ص۱۰۲.، حیاته و آراؤه السیاسیة، بیروت ۱۹۷۲.
۴۱. یاقوت حموی، ذیل «رَبَذَه».
۴۲. ابن‌قتیبه، المعارف، ج۱، ص۳۹۵ـ۳۹۶، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۰.
۴۳. ابن‌قتیبه، المعارف، ج۱، ص۴۱۷، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۰.    
۴۴. یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۲۵۶.
۴۵. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۵، ص۶۱۱ـ ۶۱۲.
۴۶. ابن‌قتیبه، الامامة و السیاسة، ج۲، ص۱۵، المعروف بتاریخ‌الخلفاء، چاپ طه محمد زینی، قاهره، (۱۳۸۷/ ۱۹۶۷)، چاپ افست بیروت.
۴۷. ابن‌قتیبه، ج۱، ص۳۵۴، المعارف، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۰.    
۴۸. ، ابن‌قتیبه، ج۱، ص۳۹۶، المعارف، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۰.
۴۹. ابن‌عبدربّه، العقدالفرید، ج۵، ص۱۴، چاپ علی‌شیری، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۱/ ۱۹۸۸ـ۱۹۹۰.
۵۰. ابن خلکان، ج۲، ص۳۰۳۱.    
۵۱. عمروبن عمر جاحظ، البیان و التبیین، ج۱، ص۳۲۳، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بیروت (۱۳۶۷/ ۱۹۴۸ (.
۵۲. ابن‌نباته، سرح‌العیون فی شرح رسالة ابن‌زیدون، ج۱، ص۱۷۳، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۳/۱۹۶۴.
۵۳. مسعودی، مروج (بیروت)، ج۳، ص۳۰۷ـ۳۰۸.
۵۴. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۲۰۴، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۵۵. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۲۱۲، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۵۶. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۲۴۲، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۵۷. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۳۱، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۵۸. یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۲۶۶.
۵۹. ابن‌عبدربّه، العقدالفرید، ج۴، ص۳۸۶ـ۳۸۷، چاپ علی‌شیری، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۱/ ۱۹۸۸ـ۱۹۹۰.
۶۰. یعقوبی، تاریخ.
۶۱. احمدبن یوسف قرمانی، کتاب اخبار الدّول و آثار الاول فی‌التاریخ، ج۱، ص۱۳۴، چاپ سنگی بغداد ۱۲۸۲، چاپ فست بیروت.
۶۲. ابن‌سعد، الطبقات الکبرى (بیروت)، ج۵، ص۲۲۸.
۶۳. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۲۲۰، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۶۴. ابن‌اعثم کوفی، کتاب‌الفتوح، ج۶، ص۳۳۷ـ۳۳۸.، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۶۵. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۱۷۴ـ۱۷۵.
۶۶. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۲۲۰، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۶۷. ابن‌سعد، الطبقات الکبرى (بیروت)، ج۵، ص۱۰۹.
۶۸. ابن‌سعد، الطبقات الکبرى (بیروت)، ج۵، ص۲۲۸ـ۲۲۹.
۶۹. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۲۲۰ـ۲۲۴، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۷۰. احمدبن داوود دینوری، الاخبار الطِّوال، ج۱، ص۳۱۴ـ ۳۱۵، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره ۱۹۶۰، چاپ افست قم ۱۳۶۸ش.
۷۱. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۱۷۴ـ۱۷۵.
۷۲. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۱۸۷ـ۱۹۳.
۷۳. ابن‌اعثم کوفی، کتاب‌الفتوح، ج۶، ص۳۳۸ـ۳۴۲.، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۷۴. خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط، ج۱، ص۱۸۵ـ۱۸۶، چاپ مصطفی نجیب فوّاز و حکمت کشلی فوّاز، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
۷۵. مسعودی، مروج (بیروت)، ج۳، ص۳۱۸.
۷۶. مطهربن طاهر مقدسی، کتاب البدء و التاریخ، ج۶، ص۲۶، چاپ کلمان هوار، پاریس ۱۸۹۹ـ۱۹۱۹، چاپ افست تهران ۱۹۶۲.
۷۷. زکریابن محمد قزوینی، آثارالبلاد و اخبار العباد، ج۱، ص۹۹.، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۷۸. خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط، ج۱، ص۱۶۹، چاپ مصطفی نجیب فوّاز و حکمت کشلی فوّاز، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
۷۹. محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۲۱۰، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
۸۰. محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۲۱۴، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
۸۱. محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۲۸۹، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
۸۲. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۲۴۰، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۸۳. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۱۹۵.
۸۴. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۲۴۰، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۸۵. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۲۴۰، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۸۶. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۸۱، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۸۷. یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۲۷۲.
۸۸. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۱۹۵.
۸۹. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۲۴۱.، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۹۰. خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط، ج۱، ص۱۹۶، چاپ مصطفی نجیب فوّاز و حکمت کشلی فوّاز، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
۹۱. ابن‌قتیبه، الامامة و السیاسة، ج۲، ص۲۵، المعروف بتاریخ‌الخلفاء، چاپ طه محمد زینی، قاهره، (۱۳۸۷/ ۱۹۶۷)، چاپ افست بیروت.
۹۲. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۲۰۲.
۹۳. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۲۰۹.
۹۴. ، مسعودی، ج۳، ص۳۱۸، مروج (بیروت).
۹۵. ، مسعودی، ج۳، ص۳۳۰، مروج (بیروت).
۹۶. علی‌بن ابی‌طالب (ع)، امام اول، نهج‌البلاغه،خطبه ۱۱۶، چاپ صبحی صالح، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
۹۷. ابن‌عبدربّه، العقدالفرید، ج۶، ص۲۶۶، چاپ علی‌شیری، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۱/ ۱۹۸۸ـ۱۹۹۰.
۹۸. مسعودی، مروج (بیروت)، ج۳، ص۳۴۹ـ۳۵۰.
۹۹. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغة، ج۷، ص۲۷۷ـ۲۷۹، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۷، چاپ افست بیروت.
۱۰۰. مطهربن طاهر مقدسی، کتاب البدء و التاریخ، ج۶، ص۲۷ـ۲۸، چاپ کلمان هوار، پاریس ۱۸۹۹ـ۱۹۱۹، چاپ افست تهران ۱۹۶۲.
۱۰۱. ابن‌سلام جمحی، طبقات فحول‌الشعراء، ج۱، ص۱۷۵ـ ۱۷۶، چاپ محمود محمد شاکر، جده (۱۴۰۰/ ۱۹۸۰.
۱۰۲. عمروبن عمر جاحظ، البیان و التبیین، ج۲، ص۳۰۷ـ ۳۱۰، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بیروت (۱۳۶۷/ ۱۹۴۸)
۱۰۳. ابن‌قتیبه، ج۱، جزء۲، ص۲۶۵، عیون‌الاخبار، چاپ یوسف علی طویل و مفید محمد قمیحه، بیروت (۱۹۸۵ )
۱۰۴. ابن‌قتیبه، الامامة و السیاسة، ج۲، ص۲۵ـ ۲۶، المعروف بتاریخ‌الخلفاء، چاپ طه محمد زینی، قاهره، (۱۳۸۷/ ۱۹۶۷)، چاپ افست بیروت.
۱۰۵. احمدبن یحیی بلاذری، ج۶، ص۳۹۵ـ۳۹۷، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۰۶. احمدبن یحیی بلاذری، ج۶، ص۵۳۰، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۰۷. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۲۱۰ .
۱۰۸. احمدبن یحیی بلاذری، ج۶، ص۵۳۰، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۰۹. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۲۱۰ .
۱۱۰. خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط، ج۱، ص۱۷۰، چاپ مصطفی نجیب فوّاز و حکمت کشلی فوّاز، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
۱۱۱. ابن‌حبیب، کتاب‌المُحَبَّر، ج۱، ص۴۸۲، چاپ ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد، دکن ۱۳۶۱/۱۹۴۲، چاپ افست بیروت.
۱۱۲. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۳۹۷ـ۴۰۵، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۱۳. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۳۸۱ـ۳۸۸ .
۱۱۴. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۴۱۴ـ۴۱۵، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۱۵. ابن‌قتیبه، المعارف، ج۱، ص۴۱۱، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۰.
۱۱۶. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۵۳۳ـ۵۴۸، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۱۷. محمدبن یزید مبرّد، الکامل، ج۴، ص۳۶۶، ج ۲، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم و سید شحاته، قاهره، ج ۴، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، (قاهره).
۱۱۸. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۲۱۱ـ۲۱۲.
۱۱۹. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۳۰۸ـ۳۱۱.
۱۲۰. یعقوبی، تاریخ، ج۳، ص۲۷۵ـ۲۷۶.
۱۲۱. خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط، ج۱، ص۱۷۲ـ ۱۷۳، چاپ مصطفی نجیب فوّاز و حکمت کشلی فوّاز، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
۱۲۲. ابن‌قتیبه، المعارف، ج۱، ص۴۱۰۴۱۱، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۰.    
۱۲۳. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۵۷۹ـ۵۹۶، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۲۴. ابن‌اثیر، ج۴، ص۳۹۶ـ ۴۱۶، الکامل فی التاریخ.
۱۲۵. ابن‌اثیر، ج۴، ص ۴۱۹ـ۴۳۳، الکامل فی التاریخ.
۱۲۶. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۵۰۷ـ۵۱۵، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۲۷. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۲۸۴ـ۲۹۸.
۱۲۸. احسان صدقی عمد، الحجاج‌بن یوسف الثقفی، ج۱، ص۲۵۹، حیاته و آراؤه السیاسیة، بیروت ۱۹۷۲.
۱۲۹. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۳۲۲ـ۳۲۴.
۱۳۰. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۴۳۱، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۳۱. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۴۳۶، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۳۲. یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۲۷۸.
۱۳۳. ابن‌اعثم کوفی، کتاب‌الفتوح، ج۷، ص۷۸، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۳۴. ابن‌اعثم کوفی، کتاب‌الفتوح، ج۷، ص۱۰۲، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۳۵. مسعودی، مروج (بیروت)، ج۳، ص۳۳۸.
۱۳۶. خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط، ج۱، ص۱۷۸ـ۱۸۰، چاپ مصطفی نجیب فوّاز و حکمت کشلی فوّاز، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
۱۳۷. ابن‌قتیبه، الامامة و السیاسة، ج۲، ص۳۵ـ ۳۶، المعروف بتاریخ‌الخلفاء، چاپ طه محمد زینی، قاهره، (۱۳۸۷/ ۱۹۶۷)، چاپ افست بیروت.
۱۳۸. ابن‌قتیبه، المعارف، ج۱، ص۳۵۷، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۰.    
۱۳۹. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۴۵۲ـ ۴۶۰، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۴۰. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۴۸۰، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۴۱. یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۲۷۸.
۱۴۲. ابن‌اعثم کوفی، کتاب‌الفتوح، ج۷، ص۹۷ـ۱۰۲، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۴۳. خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط، ج۱، ص۱۷۶ـ۱۸۰، چاپ مصطفی نجیب فوّاز و حکمت کشلی فوّاز، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
۱۴۴. ابن‌قتیبه، الامامة و السیاسة، ج۲، ص۲۶ـ۳۸، المعروف بتاریخ‌الخلفاء، چاپ طه محمد زینی، قاهره، (۱۳۸۷/ ۱۹۶۷)، چاپ افست بیروت.
۱۴۵. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۴۲۵ـ۴۷۲، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۴۶. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۴۸۰، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۴۷. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۳۲۶ـ۳۲۹.
۱۴۸. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۳۳۴ـ۳۵۰.
۱۴۹. ابن‌اعثم کوفی، کتاب‌الفتوح، ج۷، ص۷۷ـ۱۰۴.، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۵۰. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۴۲۴ـ۴۴۵.
۱۵۱. ابن‌نباته، سرح‌العیون فی شرح رسالة ابن‌زیدون، ج۱، ص۱۸۸ـ۱۹۱، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۳/۱۹۶۴.
۱۵۲. ابن‌قتیبه، عیون‌الاخبار، ج۱، جزء۱، ص۳۳۲، چاپ یوسف علی طویل و مفید محمد قمیحه، بیروت (۱۹۸۵ .)
۱۵۳. یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۲۸۸ـ۲۸۹.
۱۵۴. ابن‌قتیبه، الامامة و السیاسة، ج۲، ص۴۷، المعروف بتاریخ‌الخلفاء، چاپ طه محمد زینی، قاهره، (۱۳۸۷/ ۱۹۶۷)، چاپ افست بیروت.
۱۵۵. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۳۲۲، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۵۶. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۳۰۳، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۵۷. عمروبن عمر جاحظ، البیان و التبیین، ج۱، ص۲۹۲، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بیروت (۱۳۶۷/ ۱۹۴۸ .)
۱۵۸. ابن‌قتیبه، عیون‌الاخبار، ج۱، جزء۲، ص۵۹، چاپ یوسف علی طویل و مفید محمد قمیحه، بیروت (۱۹۸۵ )
۱۵۹. محمدبن یزید مبرّد، الکامل، ج۲، ص۱۱۱، ج ۲، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم و سید شحاته، قاهره، ج ۴، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، (قاهره).
۱۶۰. همام‌بن غالب فرزدق، دیوان، ج۱، ص۳۲۵.، قدم له و شرحه مجید طراد، بیروت ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۱۶۱. ابن‌قتیبه، المعارف، ج۱، ص۳۹۵، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۰.
۱۶۲. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۴۹۳.
۱۶۳. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۵۳.، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۶۴. عمروبن عمر جاحظ، البیان و التبیین، ج۱، ص۳۹۷، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بیروت (۱۳۶۷/ ۱۹۴۸ )
۱۶۵. ابن‌عبدربّه، العقدالفرید ، ج۵، ص۲۵، العقدالفرید، چاپ علی‌شیری، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۱/ ۱۹۸۸ـ۱۹۹۰.
۱۶۶. ، ابن‌عبدربّه،العقدالفرید، ج۵، ص۴۷ـ۴۸، چاپ علی‌شیری، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۱/ ۱۹۸۸ـ۱۹۹۰.
۱۶۷. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۲، ص۱۸۷، چاپ علی‌شیری، بیروت ۱۴۱۵۱۴۲۱/ ۱۹۹۵۲۰۰۱.    
۱۶۸. ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ج۵، جزء۹، ص۱۴۳، چاپ احمد ابوملحم و دیگران، بیروت، ج ۱، ۱۴۰۹/۱۹۸۹، ج ۵، ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۱۶۹. عمروبن عمر جاحظ، البیان و التبیین، ج۱، ص۳۸۶، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بیروت (۱۳۶۷/ ۱۹۴۸ .)
۱۷۰. ابن‌قتیبه، المعارف، ج۱، ص۳۹۶، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۰.
۱۷۱. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۶۴، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۷۲. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۴۰۷، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۷۳. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۵۴ـ۳۵۵، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۷۴. ابن‌نباته، سرح‌العیون فی شرح رسالة ابن‌زیدون، ج۱، ص۱۷۸، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۳/۱۹۶۴.
۱۷۵. عمروبن عمر جاحظ، البیان و التبیین، ج۱، ص۳۴۶، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بیروت (۱۳۶۷/ ۱۹۴۸ ) .
۱۷۶. عمروبن عمر جاحظ، البیان و التبیین، ج۲، ص۲۱۹، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بیروت (۱۳۶۷/ ۱۹۴۸ ) .
۱۷۷. ابن‌قتیبه، عیون‌الاخبار، ج۱، جزء۲، ص۲۶۵ـ۲۶۹، چاپ یوسف علی طویل و مفید محمد قمیحه، بیروت (۱۹۸۵ ) .
۱۷۸. ابن‌قتیبه، عیون‌الاخبار، ج۱، جزء۲، ص۲۷۳ـ۲۷۴، چاپ یوسف علی طویل و مفید محمد قمیحه، بیروت (۱۹۸۵ ).
۱۷۹. ابن‌عبدربّه، العقدالفرید، ج۴، ص۱۰۵ـ۱۱۴، چاپ علی‌شیری، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۱/ ۱۹۸۸ـ۱۹۹۰.
۱۸۰. مسعودی، مروج (بیروت)، ج۳، ص۳۳۸ـ۳۴۱.
۱۸۱. ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۴، ص۳۴۳.
۱۸۲. ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۴، ص۳۴۳.
۱۸۳. ابن‌عبدربّه، العقدالفرید، ج۵، ص۴۲ـ۴۳، چاپ علی‌شیری، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۱/ ۱۹۸۸ـ۱۹۹۰.
۱۸۴. ابن‌سعد، الطبقات الکبرى (بیروت)، ج۴، ص۱۸۴.
۱۸۵. محمدبن عبدوس جهشیاری، کتاب‌الوزراء و الکتّاب، ج۱، ص۲۶، چاپ عبداللّه اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
۱۸۶. ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۴، ص۳۴۳.
۱۸۷. اسماعیل‌بن قاسم قالی، کتاب‌الأمالی، ج۲، ص۱۱۱، بیروت، دارالکتاب العربی .
۱۸۸. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۲، ص۱۶۷، چاپ علی‌شیری، بیروت ۱۴۱۵۱۴۲۱/ ۱۹۹۵۲۰۰۱.    
۱۸۹. ابن‌اعثم کوفی، کتاب‌الفتوح، ج۷، ص۱۰۸ـ ۱۰۹، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۹۰. مسعودی، مروج (بیروت)، ج۳، ص۳۴۱.
۱۹۱. خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط، ج۱، ص۱۸۱، چاپ مصطفی نجیب فوّاز و حکمت کشلی فوّاز، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
۱۹۲. ابن‌اعثم کوفی، ج۷، ص۹۷، کتاب‌الفتوح، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۹۳. ابن‌اعثم کوفی، ج۷، ص۱۰۲، کتاب‌الفتوح، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۹۴. ، ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ. ج۴، ص۴۶۹،
۱۹۵. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ. ج۴، ص۴۸۳-۴۸۱
۱۹۶. ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ج۵، جزء۹، ص۵۲ـ ۵۴، چاپ احمد ابوملحم و دیگران، بیروت، ج ۱، ۱۴۰۹/۱۹۸۹، ج ۵.
۱۹۷. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۳۸۱ـ۳۸۲.
۱۹۸. ابن‌عبدربّه، العقدالفرید، ج۵، ص۳۸.، چاپ علی‌شیری، بیروت ۱۴۰۸ـ۱۴۱۱/ ۱۹۸۸ـ۱۹۹۰.
۱۹۹. ابن‌سعد، الطبقات الکبرى (بیروت)، ج۵، ص۱۱۳.
۲۰۰. ابن‌سعد، الطبقات الکبری (بیروت)، ج۴، ص۱۵۹.    
۲۰۱. مصعب‌بن عبداللّه، کتاب نسب قریش، ج۱، ص۳۵۱، چاپ لوی پرووانسال، قاهره ۱۹۵۳.
۲۰۲. عمروبن عمر جاحظ، البیان و التبیین، ج۲، ص۸۲۹، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بیروت (۱۳۶۷/ ۱۹۴۸ )
۲۰۳. عمروبن عمر جاحظ، البیان و التبیین، ج۱، ص۳۸۷، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بیروت (۱۳۶۷/ ۱۹۴۸ )
۲۰۴. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۲، ص۱۶۱، چاپ علی‌شیری، بیروت ۱۴۱۵۱۴۲۱/ ۱۹۹۵۲۰۰۱.    
۲۰۵. احمدبن یحیی بلاذری، ج۶، ص۴۸۱، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۰۶. احمدبن یحیی بلاذری، ج۶، ص۵۰۷، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۰۷. احمدبن یحیی بلاذری، ج۶، ص۶۱۳، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۰۸. عمروبن عمر جاحظ، البیان و التبیین، ج۳، ص۱۵ـ ۱۶، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بیروت (۱۳۶۷/ ۱۹۴۸ )
۲۰۹. مسعودی، مروج (بیروت)، ج۳، ص۳۵۲.
۲۱۰. محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ج۲، ص۲۲۴، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
۲۱۱. محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ج۲، ص۲۸۱ـ۲۸۲، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
۲۱۲. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۱۹۵.
۲۱۳. احمدبن یحیی بلاذری، کتاب فتوح البلدان، ج۱، ص۲۹۰، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۶۶، چاپ افست فرانکفورت ۱۴۱۳/ ۱۹۹۲.
۲۱۴. احمدبن یحیی بلاذری، کتاب فتوح البلدان، ج۱، ص۲۹۰، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۶۶، چاپ افست فرانکفورت ۱۴۱۳/ ۱۹۹۲.
۲۱۵. یاقوت حموی، ذیل «نیل».
۲۱۶. اصطخری، ج۱، ص۱۲۴.
۲۱۷. احمدبن یحیی بلاذری، کتاب فتوح البلدان، ج۱، ص۳۸۳، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۶۶، چاپ افست فرانکفورت ۱۴۱۳/ ۱۹۹۲.
۲۱۸. یاقوت حموی،ذیل «عسکر مکرم»، «قم»، .
۲۱۹. زکریابن محمد قزوینی، آثارالبلاد و اخبار العباد، ج۱، ص۲۲۲، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۲۲۰. یاقوت حموی،ذیل «عسکر مکرم»، «قم»،
۲۲۱. زکریابن محمد قزوینی، آثارالبلاد و اخبار العباد، ج۱، ص۴۴۲.، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۲۲۲. احمدبن یحیی بلاذری، ج۱۲، ص۳۳۲، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۲۳. احمدبن یحیی بلاذری، ج۱۲، ص۳۵۲ـ۳۵۳، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۲۴. یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۲۷۹.
۲۲۵. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۶، ص۳۸۳ـ ۳۸۴.
۲۲۶. ابن خلکان، ج۲، ص۵۰.    
۲۲۷. اسلم‌بن سهل بحشل، تاریخ واسط، ج۱، ص۴۳ـ ۴۴، چاپ کورکیس عوّاد، بغداد ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
۲۲۸. که سال تأسیس را ۷۵ تا ۷۸ گفته‌اند، ابن‌تغری بردی، ج۱، ص۱۹۸، النجوم‌الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، قاهره (۱۳۸۳ـ ۱۳۹۲/ ۱۹۶۳ـ۱۹۷۲.
۲۲۹. ابن‌قتیبه، المعارف، ج۱، ص۳۵۷، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۰.    
۲۳۰. احمدبن یحیی بلاذری، کتاب فتوح البلدان، ج۱، ص۴۶۸، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۶۶، چاپ افست فرانکفورت ۱۴۱۳/ ۱۹۹۲.
۲۳۱. احسان صدقی عمد، الحجاج‌بن یوسف الثقفی، ج۱، ص۴۵۹ـ۴۶۰.، حیاته و آراؤه السیاسیة، بیروت ۱۹۷۲.
۲۳۲. احمدبن یحیی بلاذری، کتاب فتوح البلدان، ج۱، ص۳۰۰ـ۳۰۱، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۶۶، چاپ افست فرانکفورت ۱۴۱۳/ ۱۹۹۲.
۲۳۳. محمدبن یزید مبرّد، الکامل، ج۲، ص۱۹۶، ج ۲، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم و سید شحاته، قاهره، ج ۴، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، (قاهره).
۲۳۴. محمدبن عبدوس جهشیاری، کتاب‌الوزراء و الکتّاب، ج۱، ص۲۳، چاپ عبداللّه اسماعیل صاوی، قاهره ۱۳۵۷/۱۹۳۸.
۲۳۵. ابن‌ندیم، الفهرست، ج۱، ص۳۰۳.، (تهران).
۲۳۶. ابن خلکان، ج۲، ص۳۲.    
۲۳۷. صفدی، ج۱۱، ص۳۱۱.
۲۳۸. ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ج۵، جزء۹، ص۱۲۴، چاپ احمد ابوملحم و دیگران، بیروت، ج ۱، ۱۴۰۹/۱۹۸۹، ج ۵، ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۲۳۹. ابن ابی‌داوود، کتاب‌المصاحف، ج۱، ص۱۳۲ـ۱۳۳، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸;شیری، بیروت ۱۴۱۵ـ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ـ۲۰۰۱.
۲۴۰. محمدبن ولید طرطوشی، کتاب‌الحوادث و البدع، ج۱، ص۲۱۶، چاپ عبدالمجید ترکی، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۲۴۱. بن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۲، ص۱۱۶، چاپ علی‌شیری، بیروت ۱۴۱۵ـ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ـ۲۰۰۱.;
۲۴۲. بن یوسف الثقفی، ج۱، ص۴۵۹ـ۴۶۰.، حیاته و آراؤه السیاسیة، بیروت ۱۹۷۲.
۲۴۳. محمدبن احمد قرطبی، الجامع لاحکام‌القرآن، ج۱، ص۶۳، بیروت، داراgt;لفکر.
۲۴۴. ابن ابی‌داوود، کتاب‌المصاحف، ج۱، ص۱۳۰، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵;
۲۴۵. ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ج۱، جزء۲، ص۲۸۲، چاپ احمد ابوملحم و دیگران، بیروت، ج ۱، ۱۴۰۹/۱۹۸۹، ج ۵، ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۲۴۶. زکریابن محمد قزوینی، آثارالبلاد و اخبار العباد، ج۱، ص۱۱۳، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۲۴۷. محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۲۵۳، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
۲۴۸. احمدبن یحیی بلاذری، کتاب فتوح البلدان، ج۱، ص۴۷، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۶۶، چاپ افست فرانکفورت ۱۴۱۳/ ۱۹۹۲.
۲۴۹. ابن رسته، احمد ابن عمر، الاعلاق النفیسة،ج۱، ص۱۹۸.
۲۵۰. عمروبن عمر جاحظ، البیان و التبیین، ج۲، ص۳۰۳، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بیروت (۱۳۶۷/ ۱۹۴۸ )
۲۵۱. همام‌بن غالب فرزدق، دیوان، ج۱، ص۹۶، قدم له و شرحه مجید طراد، بیروت ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۲۵۲. همام‌بن غالب فرزدق، دیوان، قدم له و شرحه مجید طراد،ج ۱، ۱۳۲، بیروت ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۲۵۳. همام‌بن غالب فرزدق، دیوان، قدم له و شرحه مجید طراد،ج ۱، ۲۸۰، بیروت ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۲۵۴. همام‌بن غالب فرزدق، دیوان، ج۲، ص۱۸۸، قدم له و شرحه مجید طراد، بیروت ۱۴۱۹/۱۹۹۹.
۲۵۵. ابن‌سلام جمحی، طبقات فحول‌الشعراء، ج۱، ص۴۱۸، چاپ محمود محمد شاکر، جده (۱۴۰۰/ ۱۹۸۰.
۲۵۶. عمروبن عمر جاحظ، البیان و التبیین، ج۱، ص۱۳۲، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بیروت (۱۳۶۷/ ۱۹۴۸ ).
۲۵۷. ابن‌قتیبه، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۴۶۷ـ۴۶۸، چاپ احمد محمد شاکر، (قاهره) ۱۳۸۶ـ ۱۳۸۷/۱۹۶۶ـ۱۹۶۷.
۲۵۸. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۵۲، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۵۹. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۷۵، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۶۰. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۷۸، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۶۱. ابن‌قتیبه، عیون‌الاخبار، ج۱، جزء۱، ص۳۴۱، چاپ یوسف علی طویل و مفید محمد قمیحه، بیروت (۱۹۸۵ )
۲۶۲. ابن‌قتیبه، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۳۵۴، چاپ احمد محمد شاکر، (قاهره) ۱۳۸۶ـ ۱۳۸۷/۱۹۶۶ـ۱۹۶۷.
۲۶۳. احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۵۶ـ۳۵۷، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۶۴. ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۸، ص۱۱۶.


منبع[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «حجاج بن یوسف ثقفی»، شماره۵۸۲۱.    






جعبه‌ابزار