حجابذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اصطلاحی دینی ناظر به حکم پوشش زنان در برابر دیگران، به‌ویژه مردان غیرمحرم، که در کنار حکم پوشش مردان در فقه مطرح شده است.

فهرست مندرجات

۱ - معنا
۲ - ابعاد
۳ - پیشینه
۴ - اقسام
۵ - دیدگاه قرآن
۶ - حدود پوشش
۷ - حکم پوشش
۸ - در متون فقهی
       ۸.۱ - ستر صلاتی و ستر واجب در برابر نامحرم
       ۸.۲ - نکاح
۹ - شاخص‌ترین مصداق و برخی احکام
۱۰ - دیدگاه علما
۱۱ - زینت‌های ظاهری
۱۲ - ادله عدم وجوب پوشش زینت‌های صورت و دست‌ها
       ۱۲.۱ - آیات
       ۱۲.۲ - احادیث
       ۱۲.۳ - دلیل عقلی
۱۳ - آثار و فواید در ابعاد مختلف
       ۱۳.۱ - فردی
       ۱۳.۲ - خانوادگی
       ۱۳.۳ - اجتماعی
       ۱۳.۴ - اقتصادی
۱۴ - نیکو بودن پوشش حتی در موارد جواز
۱۵ - وجوب پوشاندن صورت ودست‌ها
       ۱۵.۱ - ادله
              ۱۵.۱.۱ - پاسخ
       ۱۵.۲ - احادیث
       ۱۵.۳ - سیره متشرعه
۱۶ - حکمت و هدف پوشش
۱۷ - ارتباط عفاف با حجاب
       ۱۷.۱ - شبهه و جواب
۱۸ - اشکال و پاسخ بر ناکارآمدی حجاب
۱۹ - ستر برای مردان
۲۰ - موارد استثنا شده
۲۱ - مراودات اجتماعی زنان
۲۲ - شکل حجاب
۲۳ - ماهیت حکم
۲۴ - اشکال و جواب بر عدم دخالت دولت در پیشگیری بی‌حجابی
۲۵ - عصر جدید و مسئله حجاب اسلامی
۲۶ - نگارش رساله‌هایی به نام حجابیه
       ۲۶.۱ - محتوا
۲۷ - مقالات و کتابهای نگاشته شده بر ضد حجاب
۲۸ - توجه به موضوع حجاب بعد از انقلاب
       ۲۸.۱ - الزامی شدن رعایت حجاب
       ۲۸.۲ - سرایت به دیگر کشورها
۲۹ - استفاده مخالفین از ادبیات فمینیستی در تضعیف حجاب
۳۰ - نماد دین‌داری
۳۱ - فعالیت‌ها در عرصه بین المللی
۳۲ - فهرست منابع
۳۳ - پانویس
۳۴ - منابع

معنا

[ویرایش]

حجاب در لغت به معنای مانع، چیزی که بین دو چیز جدایی افکنَد، پوشاندن و پوشش (سِتر) است. [۱] [۲] [۳]
به پرده حائل میان قفسه سینه و شکم ، «حجاب حاجز» می‌گویند. [۴]
امروزه واژه حجاب در زبان عامه مردم و متون فقهی به معنای پوشش شرعیِ زنان به‌کار می‌رود.
حجاب، بیش از آن‌که جنبه فردی داشته باشد، رفتاری اجتماعی است، یعنی انسان عاقل مکلف، در جمع و هنگام مواجهه با دیگران، از حیث پوشش، الزامات و محدودیت‌هایی را می‌پذیرد که میزان آن در فرهنگ‌ها و ادیان و جوامع، متفاوت است.
در باور دین‌داران، علی‌الاصول، الزامات و محدودیت‌ها و هنجارهای حضور در اجتماع را دین تعیین می‌کند.

ابعاد

[ویرایش]

استعمال این کلمه، بیش‌تر به معنی پرده است.-در قرآن این كلمه در هشت مورد به كار رفته كه بیش‌تر به معنای حاجز، مانع، حایل و پرده است.
این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‌دهد که پرده، وسیله‌ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‌شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‌گیرد. [۵]
در این نوشتار مراد ما از حجاب، پوشش اسلامی است، و مراد از پوشش اسلامی زن، به عنوان یکی از احکام وجوبی اسلام، این است که زن، هنگام معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه‌گری و خودنمایی نپردازد.
بنابراین، حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‌توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
گاهی مشاهده می‌کنیم که بسیاری از زنان محجبه در پوشش خود از رنگ‌های شاد و زیبا و تحریک برانگیز استفاده می‌کنند که به اندامشان زیبایی خاصی می‌بخشد و در عین پوشیده بودن بدن زن، زیبایی‌اش آشکار است، گویی که اصلاً لباس نپوشیده است؛ [۶]و این دور از روح حجاب است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‌تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می‌تواند از لغزش‌ها و گناه‌های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.

پیشینه

[ویرایش]

پوشیده بودن زنان در ادیان و اقوام پیش از اسلام نیز وجود داشته است. [۷]
مسیحیان و یهودیان به پوشیده بودن موی زنان اهمیت می‌دادند و آن را از نشانه‌های عفت زنان برمی‌شمردند.
متأله مسیحی، تِرتولیانوس (از آباء کلیسا ، متوفی ۲۲۵ میلادی)، در اثرش (درباره پوشش زنان)، زنان مسیحی را ملزم می‌کرد در لباس پوشیدن، آرایش مو، راه رفتن و استفاده از زیورآلات همانند زنان مشرک نباشند.
در دوره معاصر گروهی از یهودیان راست‌کیش (ارتدوکس) همچنان بر لزوم پوشیده بودن موی زنان پافشاری می‌کنند.

اقسام

[ویرایش]

علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‌کند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده‌اند:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ؛ [۸]ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‌ها را از نگاه ناروا بپوشند.
قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ؛ [۹]ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‌ها را از نگاه ناروا بپوشند.
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ؛ [۱۰]پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس ) است به طمع افتد.
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‌ای راه نروند که با نشان دادن زینت‌های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند:
وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ؛ [۱۱]و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.
از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‌شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‌رفتن است.

دیدگاه قرآن

[ویرایش]

واژه حجاب هفت بار در قرآن کریم (غالباً به معنای مانع و حائل) به‌کار رفته [۱۲] [۱۳] [۱۴] [۱۵] [۱۶] [۱۷] [۱۸] اما فقط آیه ۵۳ سوره احزاب ــکه مردان مسلمان را از رو در رو شدن با همسران پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله منع کرده ــ تاحدودی ناظر به معنای اصطلاحیِ مطرح در این مقاله است.
به نظر می‌رسد نزول این آیه نخستین مرحله تبیین لزوم پوشیده بودن زنان در مواجهه با مردانِ غیرمحرم بوده که مفهوم و حدود آن به‌تدریج در سیر نزول آیات بسط یافته است.
در این آیه به مردان دستور داده شد که با همسران پیامبر از پشت پرده (مِنْ وَراءِ حجابٍ) سخن گویند و همسران پیامبر در برابر دیدگان نامحرمان پیدا نباشند و این کار برای پاکی قلبی هر دو طرف بهتر دانسته شد.
حکم آیه ــ که به سبب ذکر واژه حجاب در آن، به «آیه حجاب» معروف است ــ به همسران پیامبر اختصاص داشت و دیگر زنان مسلمان را دربرنمی‌گرفت [۱۹] [۲۰] [۲۱] [۲۲] [۲۳] (که آرای عالمان و مفسران اهل سنّت را درباره تعمیم این حکم به زنان دیگر گردآورده است).
حدیث ابن امّ مکتوم ــ که مطابق آن پیامبر اکرم به همسران خود دستور دادند در برابر مرد نابینا خود را پشت حائلی پوشیده دارند [۲۴] [۲۵] [۲۶] ــ نیز همین معنا را افاده می‌کند. [۲۷] [۲۸]
پایبندی همسران پیامبر اکرم به اجرای این دستور و تلقی مسلمانان صدر اسلام از آن، [۲۹] [۳۰] [۳۱] [۳۲] [۳۳] [۳۴] [۳۵] [۳۶] [۳۷] [۳۸] [۳۹] [۴۰] مؤید این نکته است که در ابتدا حکمتِ تشریع حجاب، حفظ شأن و حرمت پیامبر و نوعی احترام ویژه به همسران ایشان بوده است.
تا سال پنجم هجری که این آیه در آن سال، در جریان ازدواج پیامبر اکرم با زینب بنت جَحْش نازل شد، [۴۱] [۴۲] [۴۳] [۴۴] [۴۵] حجاب به معنای مورد اشاره در آیه بر هیچ‌یک از زنان مسلمان واجب نشده بود، هرچند در آیات دیگری از همین سوره که قبل از آیه حجاب نازل شده‌اند، همسران پیامبر و دیگر زنان مسلمان از تبرّج به شیوه عصر جاهلیت نهی شده بودند، اما نه نفی تبرّج، وجوب و حدود حجاب را افاده می‌کرد و نه احتراز از تبرّج موجب بی‌نیازی از حجاب بود.
در هر صورت، آیه حجاب مستقیماً درباره احکام پوشش زنان نیست و حکم شرعی پوشش و حدود آن در آیه‌های دیگری از قرآن کریم آمده است.

حدود پوشش

[ویرایش]

با نزول آیه ۵۹ سوره احزاب ، به همسران و دختران پیامبر و زنان با ایمان دستور داده شد برای شناخته شدن و مورد آزار قرار نگرفتن، خود را با جِلباب بپوشانند (یدْنینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلابیبِهِنَّ).
لغت‌شناسان و مفسران، برای جلباب معانی مختلفی ذکر کرده‌اند، از جمله: لباس فراگیر از سر تا پا مانند چادر ، لباسی فراخ که زن روی لباس‌هایش می‌پوشد و تا قدمهایش را فرامی‌گیرد، ملحفه، مقنعه و سرپوشی که سر و روی زن را بپوشاند. [۴۶] [۴۷] [۴۸]
از بعضی روایات [۴۹] [۵۰] برمی‌آید که به گونه‌ای از لباس مردان نیز جلباب گفته می‌شده است.
حکم مذکور در آیه، این احتمال را که مراد از جلباب، لباس فراگیر (مانند چادر یا ملحفه) بوده است، تقویت می‌کند. [۵۱] [۵۲]
مفسران درباره عبارت «ذلک اَدْنی اَن یعْرَفْنَ» و این‌که زنان مؤمن با پوشیدن جلباب از چه کسانی بازشناخته می‌شوند، نظر یکسانی ندارند.
برخی با استناد به شأن نزول آیه مبنی بر مواجه شدن زنان مدینه با رفتارهای ناشایست و به دور از ادب افراد لاابالی و عذر آوردن آنان در پاسخ به اعتراض‌ها که به تصورشان با کنیزی روبه‌رو بوده‌اند، پوششِ جلباب را وسیله‌ای برای بازشناسی زنان آزاد از کنیزان و مصون ماندن آنان از تعرض افراد بی‌بند و بار دانسته‌اند [۵۳] [۵۴] [۵۵] [۵۶]
هرچند این امر به معنای راضی بودن شارع به تعرض به کنیزان نیست.
در مقابل، برخی مفسران پوشیدن جلباب را نشانه‌ای برای تمایز زنان عفیف و پاک‌دامن از دیگران دانسته‌اند. [۵۷] [۵۸] [۵۹]
درحالی که بسیاری از مفسران و فقهای اهل سنّت [۶۰] و شماری از امامیان برای حکم الزامیِ حجاب به آیه جلباب استناد کرده‌اند، [۶۱] [۶۲] به نظر شماری دیگر حکم مذکور در این آیه نه الزام‌آور است نه عام، بلکه پوشیدن جلباب نمایانگر پاک‌دامنی و «حُر» بودن زن و وسیله‌ای برای حفظ شخصیت او شمرده شده است [۶۳] [۶۴] و شاید از همین رو برخی زنان مدینه از آن استقبال کردند. [۶۵] [۶۶] [۶۷]

حکم پوشش

[ویرایش]

با نزول آیه ۳۱ سوره نور ، پس از سوره احزاب ، [۶۸] حجاب بر زنان واجب شد.
در این آیه به همه زنان با ایمان دستور داده شد دیدگانشان را فرو بندند، دامن‌هایشان را حفظ کنند، زینت‌های خود را جز آنچه، به‌طور طبیعی و عادی، نمایان است آشکار نسازند، روسری‌ها را بر گریبان‌های خویش فرو اندازند، زینتشان را فقط برای اشخاص معینی (مذکور در همان آیه) ظاهر کنند و پاهای خود را به گونه‌ای بر زمین نکوبند که زینت‌های پنهان آن‌ها نمایان شود.
این آیه مهم‌ترین مستند فقها برای اثبات وجوب پوشش و مشتمل‌بر حدود آن است.
مباحث حجاب در احادیث ، بیشتر در حکم تفسیر و تبیین این آیه و به‌ویژه عبارت «اِلّا ما ظَهَرَ» (زینت‌های آشکار) و حکم نگاه کردن به آنهاست [۶۹] [۷۰] [۷۱] [۷۲] البته گاه به آیات دیگر هم استناد شده است، از جمله آیه ۳۳ سوره احزاب درباره نهی از تبرّج ، آیه جلباب و آیات ۳۰ و ۳۱ سوره نور [۷۳] [۷۴] [۷۵]
احادیثی نیز به جنبه‌های دیگری از احکام حجاب پرداخته‌اند، از جمله پوشش زنان سالخورده، آغاز وجوب حجاب پس از بلوغ ، یا چگونگی حجاب در برابر اقسام خاصی از مردان یا کودکان نابالغ. [۷۶] [۷۷] [۷۸] [۷۹]

در متون فقهی

[ویرایش]

اصطلاح رایج در متون فقهی پیشین برای پوشش زنان، واژه «ستر» است و حجاب به معنای پوشش و پوشاندن، اصطلاح نسبتاً جدیدی است که از رواج آن در فرهنگ عامه و منابع جدید فقهی، بیش از یک قرن نمی‌گذرد؛ البته کاربرد واژه حجاب به این معنا (علاوه بر حجاب به مفهوم قرآنیِ آن) در متون حدیثی و فقهی پیشین بی‌سابقه نیست [۸۰] [۸۱] [۸۲] [۸۳] [۸۴] [۸۵] [۸۶]
همچنین واژه حجاب در برخی احادیث به معنای کناییِ تَرک ازدواج به‌کار رفته است. [۸۷] [۸۸]
به گفته ابوهلال عسکری ، [۸۹] حجاب به معنای پنهان شدن و پوشاندن به قصد اختفا و منع از ورود دیگران است و با ستر تفاوت دارد.
ازاین‌رو، برخی نویسندگان معاصر، نسبت به کاربرد واژه حجاب به جای ستر تأمل کرده‌اند؛ محمدمهدی شمس‌الدین [۹۰] این کاربرد را نوعی تسامح در تعبیر دانسته است، زیرا حجاب، به معنایی که در قرآن آمده، از احکام خاص همسران پیامبر بوده و بر دیگر زنان مسلمان تنها پوشاندن بدن به صورت مقرر در شرع ، واجب شده است.
مطهری ، [۹۱] منشأ احتمالی این جابه‌جایی را اشتباه شدن پوشش اسلامی با پوشش‌های سخت‌گیرانه دیگر ملل که در آن‌ها زنان در پشت پرده و خانه‌نشین بوده‌اند، دانسته است.
این احتمال نیز مطرح است که گرایش برخی مسلمانان به‌نوعی سخت‌گیری در پوشش بانوان، تحت تأثیر پاره‌ای رسوم اجتماعی، منشأ کاربرد مذکور بوده و به تدریج، ستر جای خود را به پرده‌نشینی داده است.
موضوع حجاب در منابع فقهی در باب مستقلی مطرح نشده است بلکه معمولا در دو مبحث نماز و نکاح مطرح می‌شود.

← ستر صلاتی و ستر واجب در برابر نامحرم


در مبحث نماز، به مناسبت بحث از پوشش و لباس نمازگزار می‌باشد.
تفاوت میان پوشش در حالت نماز (سَتْرِ صَلاتی) و پوشش در غیر حالت نماز، آن است که قِسم نخست در هر حال واجب است، چه نمازگزار در معرض نگاه بیننده‌ای باشد چه نباشد.
اما مقصود از قسم دوم، پوشیده بودن از نگاه دیگران است، هرچند مثلاً با استقرار در مکانی تاریک تحقق یابد. [۹۲] [۹۳] [۹۴]
به نظر مشهور در فقه امامی ، بین حد ستر صلاتی و ستر واجب در برابر نامحرم ، تلازمی وجود ندارد. [۹۵] [۹۶]

← نکاح


در مبحث نکاح، که به مناسبت بحث از حکم نگاه کردن طرفین عقد به یکدیگر هنگام خواستگاری، از احکام نگاه کردن به‌طور عام و احکام ستر سخن می‌رود.
ضمن آن‌که ستر و نگاه دو مسئله جداگانه‌اند و حکم آن‌ها در پاره‌ای صور با هم ملازمه دارد. [۹۷] [۹۸] [۹۹]

شاخص‌ترین مصداق و برخی احکام

[ویرایش]

شاخص‌ترین مصداق حجاب یا، به نظر برخی، تنها مصداق آن، پوشش زن مسلمانِ به سن تکلیف رسیده، در مقابل مرد غیرمحرم بالغ و نیز کودک ممیز نابالغ است.
بر پایه فقه ، حد لازم حجاب برای زن غیرآزاد (کنیز) بسیار کمتر از زنان دیگر است.
همچنین به استناد آیه ۶۰ سوره نور («القَواعِدُ مِنَ النِّساء»)، درباره حکم پوشش زنان سالخورده‌ای که زمینه ازدواج در آن‌ها منتفی است، سهل‌گیری شده است. [۱۰۰] [۱۰۱] [۱۰۲] [۱۰۳]
بر پایه احادیث مرتبط با تفسیر این آیه، [۱۰۴] [۱۰۵] فقها برداشتن جلباب، و حتی شماری از آنان برداشتن روسری و آشکار کردن مواضعی را که عادتاً بیرون است، برای این افراد جایز شمرده‌اند. [۱۰۶] [۱۰۷]
در هر صورت، تأکید اسلام بر رعایت ستر از سوی زن ، عمدتاً ناشی از اختلاف جنسیتی زن و مرد است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. [۱۰۸] [۱۰۹]

دیدگاه علما

[ویرایش]

وجوب حجاب بانوان در برابر مردان غیرمحرم، مورد توافق فقهای همه مذاهب اسلامی است [۱۱۰] [۱۱۱] [۱۱۲] اما حدود و اندازه آن مورد بحث و گفتگوی فقهاست.
خاستگاه این اقوال، عمدتاً اختلاف‌نظر آنان درباره مواضع استثنا شده از حکم وجوب پوشش است.
بسیاری از فقهای امامی و اهل‌سنّت پوشانیدن همه بدن، جز صورت و دست‌ها (اصطلاحاً کفّین)، را واجب می‌دانند. [۱۱۳] [۱۱۴] [۱۱۵] [۱۱۶] [۱۱۷] [۱۱۸] [۱۱۹] [۱۲۰]
مهم‌ترین مستند آنان جمله «لایبْدینَ زینَتَهُنَّ الّا ماظَهَرَ مِنها» در آیه ۳۱ سوره نور است.

زینت‌های ظاهری

[ویرایش]

در احادیث مصادیق گوناگونی برای زینت ظاهری، که در این آیه استثنا شده، ذکر شده است، از جمله لباس، حنا ی کف دست، سرمه ، انگشتر ، دستبند، صورت و دو دست. [۱۲۱] [۱۲۲] [۱۲۳] [۱۲۴]

ادله عدم وجوب پوشش زینت‌های صورت و دست‌ها

[ویرایش]

به نظر بسیاری از فقها و مفسران، لازمه جواز آشکار نمودن زینت‌هایی مانند سرمه و انگشتر، جواز نمایان بودن مواضع آن‌ها، یعنی چهره و دست‌ها، است. [۱۲۵] [۱۲۶] [۱۲۷] [۱۲۸]
روایاتی که بر استثنا شدن صورت و دست‌ها از پوشانیدن و نیز جواز نگاه کردن به آن‌ها (و گاهی قَدَمین) دلالت می‌کنند [۱۲۹] [۱۳۰] [۱۳۱] [۱۳۲] نیز مؤید این دیدگاه است. [۱۳۳] [۱۳۴] [۱۳۵] [۱۳۶] [۱۳۷]
دلایل دیگر این گروه از فقها عبارت‌اند از :

← آیات


عبارت دیگر همین آیه (وَلْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ علی جُیوبِهِنَّ) که مُفاد آن، وجوب پوشانیدن گریبان و روی سینه است.
خُمُر، جمعِ خِمار، به معنای مقنعه یا روسری زنان است. [۱۳۸] [۱۳۹]
طبق گزارش‌های مفسران و اشارات حدیثی، زنان پیش از نزول این آیه روسری را از پشت گوش‌ها رد می‌کردند و آن را به پشت خود می‌انداختند، به طوری که گوش‌ها و گردن و گریبان آن‌ها نمایان بود.
در این آیه به آن‌ها دستور داده شده است که روسری‌هایشان را به گونه‌ای بپوشند که گریبان و مقابل سینه آن‌ها را بپوشاند؛ یعنی، دو طرف آن را از راست و چپ به جلو آورند تا همه این قسمت‌ها پوشیده شود. [۱۴۰] [۱۴۱] [۱۴۲] [۱۴۳]
در واقع، زنان موی سر خود را می‌پوشانده‌اند اما اینک آیه در مقام بیان حد پوشش، از لزوم پوشاندن گردن و سینه سخن گفته ولی از پوشاندن چهره سخنی به میان نیاورده است. [۱۴۴] [۱۴۵] [۱۴۶]

← احادیث


در بسیاری از احادیثِ امامان یا پرسش‌هایی که از آنان شده، حکم نگاه کردن به موی برخی زنان مطرح شده، [۱۴۷] [۱۴۸] [۱۴۹] [۱۵۰] اما از حکم چهره که مورد ابتلا بوده و پرسش از آن تناسب بیشتری داشته است ــجز در مورد قصد ازدواج ، که خصوصیت دارد [۱۵۱] [۱۵۲] ــ پرسش نشده و سخنی به میان نیامده است.
این امر بیانگر آن است که استثنای چهره از لزوم ستر یا حرمت نظر به آن، قطعی تلقی می‌شده است. [۱۵۳] [۱۵۴]

← دلیل عقلی


پوشاندن صورت و دست‌ها که به حسب طبیعت بشر در همه حالات ظاهر هستند، موجب عسر و حرج و لطمه شدید به فعالیت عادی زندگی است. [۱۵۵] [۱۵۶] [۱۵۷]

آثار و فواید در ابعاد مختلف

[ویرایش]

حجاب و پوشش، در ابعاد مختلف، دارای آثار و فواید زیادی است که بعضی از مهم‌ترین فواید آن عبارت‌اند از:

← فردی


یکی از فواید و آثار مهم حجاب در بُعد فردی، ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه است که یکی از عوامل ایجاد آن عدم تهییج و تحریک جنسی است؛ در مقابل، فقدان حجاب و آزادی معاشرت‌های بی‌بندوبار میان زن و مرد، هیجان‌ها و التهاب‌های جنسی را فزونی می‌بخشد و تقاضای سکس را به صورت عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی درمی‌آورد. غریزه‌ی جنسی، غریزه‌ای نیرومند، عمیق و دریا صفت است که هرچه بیش‌تر اطاعت شود بیش‌تر سرکش می‌گردد؛ هم‌چون آتشی که هرچه هیزم آن زیادتر شود شعله‌ورتر می‌گردد. بهترین شاهد بر این مطلب این است که در جهان غرب که با رواج بی‌حیایی و برهنگی، اطاعت از غریزه‌ی جنسی بیش‌تر شده است، هجوم مردم به مسئله‌ی سکس نیز زیادتر شده و تیراژ مجلات و کتب سکسی بالاتر رفته است. این مطلب پاسخ روشن و قاطع به افرادی است که قایل‌اند همه‌ی گرفتاری‌هایی که در کشورهای اسلامی و شرقی بر سر غریزه‌ی جنسی وجود دارد، ناشی از محدودیت‌هاست؛ و اگر به کلی هرگونه محدودیتی برداشته شود و روابط جنسی آزاد شود، این حرص و ولعی که وجود دارد، از بین می‌رود.
البته از این افراد باید پرسید؛ آیا غرب که محدودیت روابط زن و مرد و دختر و پسر را برداشته است، حرص و ولع جنسی در بین آنان فروکش کرده است یا افزایش یافته است؟! [۱۵۸]
پاسخ هر انسان واقع‌بین و منصفی به این سؤال این است که نه تنها حرص و ولع جنسی در غرب افزایش یافته است، بلکه هر روز شکل‌های جدیدتری از تمتّعات و بهره‌برداری‌های جنسی در آنها رواج و رسمیت می‌یابد.
یکی از زنان غربی منصف، وضعیت جامعه‌ی غرب را در مواجهه با غریزه‌ی جنسی این‌گونه توصیف کرده است:
کسانی می‌گویند مسئله‌ی غریزه‌ی جنسی و مشکل زن و حجاب در جوامع غربی حل شده است؛ آری، اگر از زن روی‌گرداندن و به بچه و سگ و یا هم‌جنس روی آوردن حل مسئله است، البته مدتی است این راه حل صورت گرفته است!! [۱۵۹]

← خانوادگی


یکی از فواید مهم حجاب در بُعد خانوادگی، اختصاص یافتن التذاذهای جنسی، به محیط خانواده و در کادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذکور، باعث پیوند و اتصال قوی‌تر زن و شوهر، و در نتیجه استحکام بیش‌تر کانون خانواده می‌گردد؛ و برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده است. یکی از نویسندگان، تأثیر برهنگی را در اضمحلال و خشکیدن درخت تنومند خانواده، این گونه بیان کرده است:
در جامعه‌ای که برهنگی بر آن حاکم است، هر زن و مردی، همواره در حال مقایسه است؛ مقایسه‌ی آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ریشه‌ی خانوده را می‌سوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن می‌زند. زنی که بیست یا سی سال در کنار شوهر خود زندگی کرده و با مشکلات زندگی جنگیده و در غم و شادی او شریک بوده است، پیداست که اندک اندک بهار چهره‌اش شکفتگی خود را از دست می‌دهد و روی در خزان می‌گذارد. در چنین حالی که سخت محتاج عشق و مهربانی و وفاداری همسر خویش است، ناگهان زن جوان‌تری از راه می‌رسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسه‌ای می‌دهد؛ و این مقدمه‌ای می‌شود برای ویرانی اساس خانواده و بر باد رفتن امید زَنی که جوانی خود را نیز بر باد داده است؛ و همه‌ی خواهران جوان لابد می‌دانند که هیچ جوانی نیست که به میانسالی و پیری نرسد و لابد می‌دانند که اگر امروز آنان جوان و با طراوت‌اند در فردای بی‌طراوتی آنان، باز هم جوانانی هستند که بتوانند برای خانواده‌ی فردای آن‌ها، همان خطری را ایجاد کنند که خود آنان امروز برای خانواده‌ها ایجاد می‌کنند. [۱۶۰]

← اجتماعی


یکی از فواید مهم حجاب در بُعد اجتماعی، حفظ و استیفای نیروی کار در سطح جامعه است. در مقابل، بی‌حجابی و بدحجابی باعث کشاندن لذت‌های جنسی از محیط و کادر خانواده به اجتماع، و در نتیجه، تضعیف نیروی کار افراد جامعه می‌گردد. بدون تردید، مردی که در خیابان، بازار، اداره، کارخانه و... همواره با قیافه‌های محرّک و مهیّج زنان بدحجاب و آرایش کرده مواجه باشد، تمرکز نیروی کار او کاهش می‌یابد. برخلاف نظام‌ها و کشورهای غربی، که میدان کار و فعالیت‌های اجتماعی را با لذت‌جویی‌های جنسی درهم می‌آمیزند، [۱۶۱] [۱۶۲] [۱۶۳]اسلام می‌خواهد با رعایت حجاب و پوشش، محیط اجتماع از این‌گونه لذت‌ها پاک شده، و لذت‌های جنسی، فقط در کادر خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود. [۱۶۴]

← اقتصادی


استفاده از حجاب و پوشش، به ویژه در شکل چادر مشکی، به دلیل سادگی و ایجاد یکدستی در پوشش بانوان در بیرون منزل، می‌تواند از بُعد اقتصادی نیز تأثیر مثبت در کاهش تقاضاهای مدپرستی بانوان داشته باشد؛ البته به شرط این‌که خود چادر مشکی دست‌خوشِ این تقاضاها نگردد. متأسفانه بعضاً مظاهر مدپرستی در چادرهای مشکی نیز مشاهده می‌گردد، به گونه‌ای که برخی از بانوان به جای استفاده از چادرهای مشکی متین و باوقار، به چادرهای مشکی، توری، نازک و دارای طرح‌های جِلف و سبک که با هدف و فلسفه حجاب و پوشش تناسبی ندارند روی می‌آورند.
یکی از دانشجویان محجبه درباره‌ رواج فرهنگ مدگرایی در خاطرات قبل از انقلاب خود گفته است:
یادم می‌آید آن وقت‌ها که حجاب نداشتم، اگر دو روز پشت سر هم قرار بود که به خانه‌ی کسی بروم، لباسی را که امروز پوشیده بودم، حاضر نمی‌شدم فردا بپوشم! احساس می‌کردم مسخره است و سعی داشتم حتی اگر شده، لباس دیگران را به عاریه بگیرم و بپوشم، تا من هم با لباس جدیدی رفته باشم. این کارها واقعاً رفاه حال و راحتی را از خانم‌ها سلب کرده بود. [۱۶۵]
علاوه بر فواید یاد شده، به طور فهرست‌وار فواید و آثار دیگری نیز برای حجاب و پوشش می‌توان نام برد، که مهم‌ترین آنها عبارتند از:
ـ حفظ ارزش‌های انسانی؛ مانند عفت، حیا و متانت در جامعه و کاهش مفاسد اجتماعی.
ـ هدایت،کنترل و بهره‌مندی صحیح و مطلوب از امیال وغرایز انسانی.
ـ تأمین و تضمین سلامت و پاکی نسل افراد جامعه. [۱۶۶] [۱۶۷] [۱۶۸]

نیکو بودن پوشش حتی در موارد جواز

[ویرایش]

در منابع حدیثی و فقهی توضیح داده شده است که واجب نبودن پوشش صورت و دست‌ها به معنای جایز نبودن پوشاندن آن‌ها نیست و اساساً پوشیده‌تر بودن زنان کاری نیکو و رعایت حریم میان زن و مرد غیرمحرم، تا حد امکان، مطلوب است، [۱۶۹] [۱۷۰] [۱۷۱] ضمن آن‌که این توصیه‌های اخلاقی، که غایت آن‌ها مراقبت از سلامت زندگی اجتماعی و پیشگیری از زمینه‌های بروز بی‌بند و باری است، نباید با احکام فقهیِ الزامی خلط شوند. [۱۷۲]

وجوب پوشاندن صورت ودست‌ها

[ویرایش]

برخی فقهای امامی و اهل سنّت پوشانیدن همه بدن، حتی چهره و دست‌ها، را برای زنان واجب دانسته‌اند. [۱۷۳] [۱۷۴] [۱۷۵]

← ادله


در مقام استدلال، از جمله به ادله عام وجوب ستر، یا حرمت نظر که با وجوب ستر ملازمه دارد، استناد شده است، با این توضیح که اطلاق آیه ۳۰ سوره نور که نگاه نکردن به زنان غیرمحرم را بر مردان لازم شمرده است، صورت و دست‌ها را نیز دربرمی‌گیرد. [۱۷۶] [۱۷۷] [۱۷۸]
همچنین به روایاتی که دلالت بر منع از نگاه کردن به زن غیرمحرم، به صورت مطلق، دارد و چند روایت دیگر که دلالت التزامی آن‌ها وجوب مستور بودن تمام بدن زن است، نیز استدلال شده است. [۱۷۹] [۱۸۰] [۱۸۱] [۱۸۲]

←← پاسخ


در پاسخ به این استدلال گفته‌اند که روایات ذکر شده، به‌ویژه باتوجه به سیاق آن‌ها و واژه عورت که در آن‌ها به‌کار رفته است، در مقام بیان حکمِ شرعیِ وجوبِ ستر نیست، بلکه توصیه‌هایی اخلاقی و ناظر بر ترجیح و مطلوبیت پوشیده بودن زنان است [۱۸۳] [۱۸۴]
دلایل دیگر مورد استناد برای شمول حجاب بانوان بر صورت و دست‌ها عبارت‌اند از:

← احادیث


احادیثی [۱۸۵] [۱۸۶] که مراد از «الّا ما ظهر» در آیه ۳۱ سوره نور را لباس دانسته‌اند. [۱۸۷] [۱۸۸] [۱۸۹]

← سیره متشرعه


سیره متشرعه ــکه با احراز شرایطی، به عنوان دلیل فقهی پذیرفته می‌شود [۱۹۰] ــ پوشیده بودن صورت زنان بوده است. [۱۹۱] [۱۹۲] [۱۹۳] [۱۹۴] [۱۹۵]
به نظر برخی فقها، بین استثنا دانستن صورت و دست‌ها از حکم وجوب ستر با جواز نگاه کردن به آن‌ها ملازمه‌ای وجود ندارد. [۱۹۶] [۱۹۷]
توجه به احکام گوناگون مربوط به پوشش و حجاب زنان در منابع فقهی نشان می‌دهد که این دستورِ الزامی دارای مراتب گوناگون است و از جمله به تبع محیطی که زن در آن قرار می‌گیرد، نوعی انعطاف دربردارد.
مثلا فقها به استناد آیه ۶۰ سوره نور، پوشش لازم برای زنان سالخورده را که زمینه ازدواج ندارند سهل‌تر از حجاب متعارف دانسته‌اند.
همچنین، به استناد آیه ۳۱ نور، پوشش زن در برابر مردانی که به نقص جنسی و عقلی دچارند (التّابِعینَ غَیرِ اُولی‌الاِرْبَةِ مِنَ الرِّجال) [۱۹۸] [۱۹۹] بسیار کمتر از حجاب ضروری در برابر مردان عادی است. [۲۰۰] [۲۰۱]
از سوی دیگر، برخی فقها به استناد عبارت «او نِسائِهِنَّ» در همین آیه (که مراد از آن را زنانِ مسلمانِ غیربرده می‌دانند)، آشکار ساختن زینت بانوان مسلمان را در برابر زنان غیرهمکیش جایز ندانسته‌اند تا از توصیف احتمالی ویژگی‌های زنان مسلمان برای مردان پیشگیری شود. [۲۰۲] [۲۰۳]
همچنین مقدار واجب پوشش زنان در برابر مردان محرم (غیر از همسر) و نیز زنان، بسیار کم است و به نظر مشهور فقهی، شامل سر و گردن و سینه نمی‌شود. [۲۰۴] [۲۰۵]
با تأمل در حکمت تشریعِ حکم حجاب ــکه به تصریح آیات قرآن و احادیث ، [۲۰۶] [۲۰۷] [۲۰۸] [۲۰۹] [۲۱۰] [۲۱۱] ایجاد امنیت روانی و حفظ سلامت اخلاقیِ جامعه و ارزش‌گذاری عفاف و حیاست ــ گوناگونیِ مراتب احکام حجاب به خوبی قابل تحلیل است.

حکمت و هدف پوشش

[ویرایش]

هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله‌ی تزکیه‌ی نفس و تقوا به دست می‌آید:
إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ؛ [۲۱۲]بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.
هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمی‌دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آن‌ها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطه‌ی جهالت و گمراهی بودند.
از قرآن کریم استفاده می‌شود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست‌یابی به تزکیه‌ی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی هم‌چون:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکی لَهُمْ؛ [۲۱۳]ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشم‌ها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندام‌شان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.
وَ إِذا سَأَلُْتمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ؛ [۲۱۴]و هرگاه از زنان رسول متاعی می‌طلبید از پس پرده بطلبید، که حجاب برای آن که دل‌های شما و آن‌ها پاک و پاکیزه بماند بهتر است.
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَهٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ [۲۱۵]و زنان سالخورده که از ولادت و عادت بازنشسته‌اند و امید ازدواج و نکاح ندارند، بر آنان باکی نیست که اگر اظهار تجملات و زینت خود نکنند، نزد نامحرمان جامه‌های خود را از تن برگیرند و اگر بازهم عفت و تقوای بیش‌تر گزینند، بر آنان بهتر است و خدا به سخنان خلق شنوا و آگاه است.
یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً؛ [۲۱۶]ای پیغمبر با زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادرهای خود فروپوشند که این کار برای این که آن‌ها به عفت و حریت شناخته شوند تا از تعرض و جسارت (هوس‌رانان) آزار نکشند بر آنان بسیار بهتر است و خدا در حق خلق، آمرزنده و مهربان است.
چون نگاه به نامحرم توسط مردان، باعث تحریک و تهییج جنسی آنان و در نتیجه منجر به فساد می‌شود، خداوند در کنار دستور حجاب و پوشش بدن به بانوان، به مردان نیز دستور به حجاب و پوشش چشم داده و نگاه به نامحرم را بر آنان حرام کرده است؛ چنان‌که از امام رضا(ع) نقل شده است:
حُرّم النظر الی شعور النساء المحجوبات بالازواج و غیرهنّ من النساء لما فیه من تهییج الرجال و ما یدعوا التهییج الی الفساد و الدخول فیما لا یحلّ و لا یجمل؛ [۲۱۷]نگاه به موهای زنان با حجاب ازدواج کرده و بانوان دیگر، از آن جهت حرام شده است که نگاه، مردان را برمی‌انگیزد و آنان را به فساد فرا می‌خواند در آنچه که ورود در آن نه حلال است و نه شایسته.
از مجموع آیات و حدیث فوق به خوبی استفاده می‌شود که هدف و فلسفه‌ی وجوب حجاب اسلامی، ایجاد تزکیه‌ی نفس، طهارت و عفت و پاکدامنی در بین افراد جامعه، و ایجاد صلاح و پیش‌گیری از فساد است.

ارتباط عفاف با حجاب

[ویرایش]

تأکید قرآن و احادیث و متون فقهی بر اکتساب و تقویت ملکه عفت و تقوا، ضرورت رعایت حیا و عفاف در مناسبات زن و مرد غیرمحرم، و حرمت برخی امور (چون قرارگرفتن زن و مرد غیرمحرم در یک محیط بدون امکان ورود شخص دیگر، نهی شدید از چشم‌چرانی مردان، وجوب ستر برای زن در برابر غیرمحرم و پرهیز او از هرگونه رفتار تحریک‌آمیز در محیط جامعه از قبیل تبرّج یا سخن گفتن مهیج) بیانگر ارتباط وثیق عفاف و حیا با حجاب است [۲۱۸] [۲۱۹] [۲۲۰] [۲۲۱] [۲۲۲] [۲۲۳] [۲۲۴] [۲۲۵] [۲۲۶] [۲۲۷]
بنابراین، دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک‌اند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛ [۲۲۸]بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‌گردد. قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه می‌دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباس‌های رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت می‌گوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباس‌هایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.
بعضی نیز رابطه‌ی عفاف و حجاب را از نوع رابطه‌ی ریشه و میوه دانسته‌اند؛ با این تعبیر که حجاب، میوه‌ی عفاف، و عفاف، ریشه‌ی حجاب است. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته‌ و ظاهری است. از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ها کار دارد»، خود را سرگرم می‌کنند؛ چنین انسان‌هایی باید در قاموس اندیشه‌ی خود این نکته‌ی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک می‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوه‌ی ناپاکِ بی‌حجابی نخواهد شد. [۲۲۹]
وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِی خَبُثَ لا یَخْرُجُ إِلاَّ نَکِداًً؛ [۲۳۰]زمین پاک نیکو گیاهش به اذن خدا نیکو برآید و زمین خشن ناپاک بیرون نیاورد، جز گیاه اندک و کم ثمر.

← شبهه و جواب


بین حجاب و عفاف رابطه‌ای نیست؛ عفاف لازم است، اما حجاب لازم نیست. گاه همین مطلب با تمسک به حجاب و پوشش زنان روستایی و زنان شالیزار شمال کشور توجیه می‌شود که آن‌ها حجاب کامل ندارند، ولی عفیف هستند. [۲۳۱]
آیا ادعای مذکور صحیح است؟
پاسخ: قبلاً ذکر شد که حجاب در کتاب‌های لغت به معنای پوشش، پرده و مانع آمده است. به نگهبان، حاجب می‌گویند؛ چون مانع ورود اغیار و بیگانگان در یک حریم و محیط خاص می‌گردد.
بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد؛ [۲۳۲] [۲۳۳] [۲۳۴]

اشکال و پاسخ بر ناکارآمدی حجاب

[ویرایش]

وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَهٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ. [۲۳۵]-این كه ثیاب در آیه‌ی شریفه را به چادر معنا كردیم، به علت روایات متعددی است كه آن را به جلباب تفسیر كرده است. و در مباحث آینده آشكار خواهد شد كه جلباب به معنای چادر است. [۲۳۶]علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانه‌ای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است.
با توجه به همین نکته، پاسخ این اشکال و شبهه‌ی افرادی که برای ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه قرار می‌دهند آشکار می‌گردد؛ زیرا مشکل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار می‌کند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزله‌ی سنگ بنای دیگر حجاب‌ها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهنده‌ی رفتارهای اوست.
البته، همان‌گونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همه‌ی مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست. نمی‌توان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر می‌شود عفیف دانست؛ زیرا گفتیم که پوشش ظاهری یکی از علامت‌ها و نشانه‌های عفاف است، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطه‌ی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد. [۲۳۷] [۲۳۸] [۲۳۹] [۲۴۰]

ستر برای مردان

[ویرایش]

بر این اساس، برای حفظ و استقرار حجاب به عنوان هنجاری ایمانی ـ اجتماعی در همه مناسبات اجتماعی، علاوه بر زنان، مردان نیز به موجب فقه اسلامی مکلف‌اند که در ارتباطات خود با افراد جامعه ــ خواه زنان غیرمحرم، خواه محارم و خواه همجنسان ــ مراتبی از ستر و عفاف را رعایت کنند.
هرچند ستر واجب برای مردان بسیار کمتر از زنان است، [۲۴۱] [۲۴۲] برخی فقهای شیعه و اهل سنّت [۲۴۳] [۲۴۴] پوشاندن مواضعی از بدن را که‌ به‌طور معمول پوشانده می‌شود، در برابر غیرمحرم بر مردان لازم شمرده‌اند.
همچنین به نظر برخی فقهای شیعه، هرگاه بدن مرد در معرض نگاه آمیخته با تلذد باشد، مانند مردانی که به ورزش یا عزاداری می‌پردازند، پوشاندن بدن بر او واجب است، زیرا از مصادیق «معاونت بر اثم» (همیاری در امر گناه ) شمرده می‌شود [۲۴۵] [۲۴۶]
به اقتضای حکمت مذکور برای حکم حجاب، پوشش زن فقط در برابر مردان لازم نیست، بلکه، به استناد آیه ۳۱ سوره نور، به نظر برخی فقها وی در برابر پسر نابالغ ممیز هم باید این تکلیف را مراعات کند. [۲۴۷] [۲۴۸]

موارد استثنا شده

[ویرایش]

از نکات مورد تأکید فقها تأسیسی بودن حکم حجاب در اسلام است [۲۴۹] و دیگر این‌که اصل حجاب از احکام ضروریِ اسلام است [۲۵۰] [۲۵۱] [۲۵۲] ازاین‌رو، فقها حتی در وضعی که زندگی زناشویی زن به سبب رعایت حجاب به‌مخاطره افتد، برداشتن حجاب را به انگیزه رفع مخاطره، جایز ندانسته‌اند [۲۵۳] [۲۵۴] [۲۵۵] [۲۵۶]
در عین حال، در موارد اضطرار (مانند بیماری ) رفع حجاب به مقدار ضرورت تجویز شده است [۲۵۷] [۲۵۸] [۲۵۹]

مراودات اجتماعی زنان

[ویرایش]

فتاوای فقها حاکی‌از آن است که فعالیت‌ها و مراودات اجتماعی زنان را به هیچ روی منافی با حجاب نمی‌دانند و از جمله بر جواز اشتغال و تحصیل بانوان، مشروط بر رعایت حجاب، فتوا می‌دهند [۲۶۰] [۲۶۱] [۲۶۲] [۲۶۳]
در فقه اسلامی شکل خاصی از پوشش برای زن تعیین نشده و فقط بر پوشیده بودن بدن، جز موارد استثنا، تصریح شده است، [۲۶۴] [۲۶۵] [۲۶۶] [۲۶۷] [۲۶۸] حتی برخی فقها پوشش حجم بدن را بنفسه لازم ندانسته‌اند. [۲۶۹] [۲۷۰]
البته آنان پوشیدن لباس‌های نازک و بدن‌نما و تحریک‌آمیز را نپذیرفته‌اند و درباره استفاده از لباس‌های رنگارنگ و تزیین شده ملاحظاتی دارند [۲۷۱] [۲۷۲] [۲۷۳]

شکل حجاب

[ویرایش]

شکل حجاب و چگونگی انطباق آن با معیارهای پوشش اسلامی با توجه به عواملی چون فرهنگ و آداب و باورها و عرف و شرایط اقلیمی و گاه محدودیت‌های اجتماعی هر سرزمین، تفاوت می‌کرده است.
مثلاً رایج‌ترین نوع پوشش اسلامی در ایران ، چادر بوده که در مقاطع گوناگون تاریخی و اوضاع جغرافیایی، متنوع بوده است، اما زنان مسلمانِ پایبند به حجاب در بسیاری از کشورهای اسلامی، دست‌کم در دهه‌های اخیر، به‌ندرت از چادر استفاده کرده‌اند.
در کشورهای عربی خاورمیانه، عَبایه و در مغرب، جلّاب رایج بوده و همچنان رایج است.
زنان مسلمان مقیم در کشورهای غیراسلامی ــ که گاه محدودیت‌هایی برای رعایت حجابشان اعمال می‌شودــ نیز کوشیده‌اند پوشش مناسب از نظر محیطی و مقبول از نظر شرعی را طراحی و درباره مطابقت آن با موازین فقهی، استفتا کنند. [۲۷۴]

ماهیت حکم

[ویرایش]

اگرچه حجاب، دستوری قرآنی و تکلیفی دینی است که مخاطبان آن اصالتاً مکلّفان هستند، اما ماهیت این حکم، اجتماعی است و ازاین‌رو رعایت یا عدم رعایت آن بروز و ظهور اجتماعی می‌یابد.
از سوی دیگر، اقتضای اطلاقات ادله احکام فردی و اجتماعی دین آن است که تمام مقررات دینی در جامعه اجرا شود و شارع به رعایت نشدن احکام دین راضی نیست.
از لوازم این موضوع آن است که حکومت‌ها در یک جامعه اسلامی در برابر جهت‌گیری اخلاقی مردم و اجرای احکام شریعت در زندگی اجتماعی مسئولیت دارند و باید به حفظ شئون اجتماع ملتزم باشند و به آموزه‌های دینی احترام گذارند. [۲۷۵] [۲۷۶] [۲۷۷]
دولت‌اسلامی همان‌گونه که نمی‌تواند اجازه شرب خمر علنی را، حتی به پیروان ادیان دیگر بدهد، نمی‌تواند با رعایت نشدن حجاب در جامعه نیز موافقت کند، زیرا حجاب، فراتر از ادای تکلیف توسط مؤمنان، هنجاری لازم‌الاجرا در جامعه دینی است.

اشکال و جواب بر عدم دخالت دولت در پیشگیری بی‌حجابی

[ویرایش]

برخی مخالفان دخالت حکومت در این زمینه بر آن‌اند که پیشگیری از بی‌حجابی سابقه فقهی و تاریخی ندارد و سیره معصومان ، به‌ویژه پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله و امام علی علیه‌السلام که حکومت تشکیل داده بودند، الزام حکومتیِ حجاب نبوده است و آنان به تذکار و ارشاد بسنده می‌کرده و هیچ‌گاه برای بی‌حجابی حکم کیفری صادر نکرده‌اند. [۲۷۸] [۲۷۹] [۲۸۰] [۲۸۱]
در پاسخ این ادعا گفته‌اند که اصولاً تا قبل از دوره جدید، حجاب زنان امری متداول و شایع در دنیای متمدن بوده است.
حکومت‌های مسلمان در گذشته با این مسئله به شکل کلان روبه‌رو نبودند و تنها در سده اخیر، و به تبع تغییر وضع در دنیای غرب، حرکت‌های گوناگونی برای رفع حجاب در کشورهای اسلامی سازمان‌دهی شد.

عصر جدید و مسئله حجاب اسلامی

[ویرایش]

پرسش از مسئله حجاب، از منظرهای مختلف، در چند دهه اخیر پرسشی جدی و پرطنین بوده است؛ مثلاً جریان‌های مختلف اجتماعی، از جمله جنبش‌های دفاع از حقوق زنان ، با تشکیک در چند و چون حکم حجاب و طرح دیدگاه‌هایی در مخالفت با آن، نقش مهمی در مقابله با حجاب در جوامع اسلامی داشته‌اند.
بنابر گزارش‌های مستند، در اواخر سده گذشته، هم در ایران و هم در قلمرو عثمانی، تغییر و تحولات بسیاری در وضع حجاب ایجاد شد که بی‌سابقه بود. [۲۸۲] [۲۸۳] [۲۸۴] [۲۸۵]
مطرح شدن موضوع کشفِ حجاب در ایران ــکه زمزمه آن هم‌زمان بانفوذ و رواج افکار تجددگرایانه از سال‌های نخست پیروزی مشروطه آغاز شد و حدود ۲۵ سال بعد، در ۱۳۱۴ش، به دستور رضاشاه پهلوی اجبار و اجرا گردیدــ سبب نگارش آثار مستقل متعددی در واکنش به این اقدام و اثبات قطعی بودن حکم حجاب در اسلام شد. [۲۸۶] [۲۸۷] [۲۸۸]

نگارش رساله‌هایی به نام حجابیه

[ویرایش]

نگارش رساله‌هایی به‌نام حجابیه، ظاهرآ از ۱۳۲۹ با رسالة فی وجوب الحجاب و حرمةالشراب، اثر محمدصادق ارومی فخرالاسلام (عالم مسیحیِ نومسلمان و نویسنده اَنیسُ الاَعْلام)، آغاز گردید، ولی بیش‌تر رساله‌های حجابیه در سال‌های ۱۳۰۶ و ۱۳۰۷ش نوشته شدند.
پس از سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ و لغو قانون کشف حجاب اجباری در ۱۳۲۲ش، نیز کتاب‌ها و مقاله‌های زیادی در این باره انتشار یافت. [۲۸۹]
تعدادی از این رساله‌ها به کوشش رسول جعفریان با عنوان رسائل حجابیه در ۱۳۸۰ش به چاپ رسیده است.

← محتوا


ساختار موضوعی و محتوای رساله‌های حجابیه عموماً چنین است: تاریخ حجاب در ادیان دیگر و سابقه‌دار بودن آن نزد اقوام و ادیان گوناگون؛ بررسی آیات و احادیث راجع به حجاب و آرای فقها درباره حد آن؛ فلسفه حجاب؛ اهمیت تعلیم و تربیت بانوان و تعارض نداشتن حجاب با آن؛ بیان اهداف طرفداران کشف حجاب، گزارش انتقادهای آنان و پاسخ به آن‌ها؛ و بررسی آثار منفی رفع حجاب، مانند رواج بی‌عفتی، کاهش ازدواج و افزایش طلاق.

مقالات و کتابهای نگاشته شده بر ضد حجاب

[ویرایش]

رویکرد مباحث در مقالات و کتاب‌های نگاشته شده بر ضد حجاب نیز بدین‌گونه است: تحریف مسائل مطروحه در ذیل آیات مربوط به حکم پوشش، منافات داشتن حجاب با شیوه زندگی جدید، ضرورت آزادی زن، ناسازگاریِ حجاب با مشارکت زن در فرایند تعلیم و تربیت و فعالیت‌های اجتماعی، فاقد اصالت دینی بودن حجاب به‌سبب وارد شدن آن از دیگر فرهنگها به فرهنگ مسلمانان، انکار ارتباط حجاب با عفت و تأکید بر تأثیر منفی حجاب در برانگیختن احساسات غیراخلاقی جنسی.
نکته در خور دقت در آثار مخالفان حجاب این است که چون سنّت جاری حجاب در مناطق گوناگون دنیای اسلام، پوشاندن تمام بدن (از جمله صورت و دست‌ها) بود، برخی قائلان به کشف حجاب، با استناد به دلایل قرآنی و حدیثی، به اثبات واجب نبودن پوشش صورت و دست‌ها پرداختند و سپس با خلط بحث، مدعی شدند که حکم حجاب در قرآن ذکر نشده و مبنای شرعی ندارد.
مقصود آنان از حجاب، نقابی بود که زنان به صورت می‌زدند [۲۹۰] [۲۹۱] [۲۹۲] [۲۹۳] [۲۹۴]
در حقیقت، سخن گفتن برضد حجاب، به سبب نهادینه بودن آن نزد مسلمانان و آمیخته شدن با غیرت دینی و اخلاقی، یکباره میسر نبود؛ از این رو آنان ابتدا مسئله کاهش حدود حجاب را پیش کشیدند و با تأکید بر جواز شرعی نپوشاندن صورت و دست‌ها یا نگاه به آن‌ها، که فتوای مشهور فقها نیز هست، نخستین گام برای مطرح کردن نفی کلی حجاب را برداشتند [۲۹۵] [۲۹۶] که از آن به «حیله کَشْفیین» (حیله قائلان به کشف حجاب) تعبیر شده است. [۲۹۷]
در هر صورت، پس از سقوط رضاشاه در ایران ، با مقاومت علما و متدینان، امکان حضور زنان در جامعه با رعایت حجاب شرعی، فراهم گشت.

توجه به موضوع حجاب بعد از انقلاب

[ویرایش]

گفتنی است که در سال‌های آخر دهه ۱۳۴۰ش، کتابِ مسئله حجاب مرتضی مطهری از آثار مهم و تأثیر گذار در دفاع از حکم حجاب بود و به سبب ویژگی‌های انحصاریِ آن با اقبال بسیار روبه‌رو شد.
پس از پیروزی انقلاب (۱۳۵۷ش) نیز، باتوجه به برجسته‌تر شدن جایگاه و اهمیت حجاب در جامعه‌ای که بر پایه آموزه‌های دینی انقلاب کرده بود، مقالات و آثار بسیاری در این باره به چاپ رسید. [۲۹۸] [۲۹۹] [۳۰۰] [۳۰۱] [۳۰۲] [۳۰۳] [۳۰۴] [۳۰۵] [۳۰۶] [۳۰۷] [۳۰۸] [۳۰۹]
بر پایه گزارش‌ها، در سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی ، استفاده از پوشش اسلامی در ایران رشد محسوسی یافت. [۳۱۰] [۳۱۱]
در آغاز روند انقلاب اسلامی ایران و در راه‌پیمایی‌ها، حجاب نمادی اساسی برای مخالفان حکومت بود و نوعی ابراز نارضایتی و مخالفت با الگوهای تحمیل شده بر زنان در دوران پهلوی به شمار می‌رفت. [۳۱۲]
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی بارها درباره حجاب و اهمیت آن سخن گفت که برخی از آن‌ها پاسخ به پرسش درباره شیوه اجرای حکم حجاب در ایران بود. [۳۱۳] [۳۱۴] [۳۱۵]

← الزامی شدن رعایت حجاب


در اسفند ۱۳۵۸، نیز بحث الزامی شدن رعایت حجاب از سوی بانوان در جمهوری اسلامی ایران مطرح شد و بر پایه این دیدگاه فقهی که مخالفت عملی با حکم حجاب می‌تواند مشمول کیفر تعزیر باشد، [۳۱۶] در تبصره مادّه ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی برای آن ضمانت اجرایی کیفری مقرر شد. [۳۱۷]

← سرایت به دیگر کشورها


علاوه بر ایران، در یکی دو دهه اخیر، رعایت حجاب شرعی، در میان زنان کشورهای مسلمان و مسلمانان ساکن کشورهای غیراسلامی نیز مورد استقبال قرار گرفته است و به عنوان پدیده اجتماعی مهمی که نقش برجسته‌ای در هویت‌نمایی مسلمانان دارد، گاه جنبه سیاسی نیز یافته و حتی در بعضی کشورهای اروپایی عکس‌العمل‌هایی را برانگیخته است.
از سوی دیگر، حجاب زنان در دو سه قرن اخیر، نزد اروپاییان، و به تبع آن در جهان اسلام ، طنینی گسترده داشته است.
این موضوع ابتدا در آثار سفرنامه‌نویسان غیرمسلمان و بعدها در آثار مکتوبِ راجع به حقوق زنان مسلمان و سپس در رسانه‌های جمعی کشورهای غیراسلامی بسیار مورد توجه واقع شده و گاه بارزترین نماد جهان اسلام معرفی گردیده است.
در عین حال، بیشتر غیرمسلمانان، به‌ویژه هواداران جنبش‌های دفاع از حقوق زنان، حجاب را پوششی دست و پاگیر، محدودکننده و نشانه بارز ظلم به زنان و سیطره مردان بر آنان معرف کرده‌اند.
این نحوه مواجهه، ناشی از تحولی کلی است که در غرب جدید پس از دوره نوزایی (رنسانس) و انقلاب صنعتی، روی داده است.
پذیرش این اصل که انسان، خود اخلاقیات خود را می‌سازد و هنجارها را نه قانون الهی، که عرف تعیین می‌کند، مهم‌ترین عامل نفی پایبندی به الزامات اجتماعی دینی بوده [۳۱۸] [۳۱۹] و یکی از مظاهر آن، کنار گذاشتن تدریجی حجاب و پوشش شرعی، به مثابه نماد حضور دین در اجتماع، است. [۳۲۰]

استفاده مخالفین از ادبیات فمینیستی در تضعیف حجاب

[ویرایش]

حضور فعالِ همراه با مداخلات غربیان در کشورهای اسلامی در قرن سیزدهم/ نوزدهم و نفوذ فرهنگ مدرن و در پی آن گسترش مباحث مرتبط با زندگی اجتماعی و حقوقی زنان در جهان اسلام، به تبع آنچه در جهان غربیِ جدید روی داد، موجب شد که در اواخر این قرن بحث از زن، جنسیت و نسبتِ آموزه‌های اسلامی با حقوق زنان، از جمله نوع پوشش آنان، مورد توجه قرار گیرد.
بارزترین نمود این مسئله در زمان سیطره انگلستان بر مصر روی داد که استفاده آنان از ادبیات فمینیستی و شناساندن حجاب به عنوان نماد مظلومیت و فرودستی زنان مصری سبب شد پوشش زن مسلمان، موضوع محوریِ گفتمان ناسیونالیستی ـ فمینیستی در این کشور شود.
ظاهراً اصطلاح حجاب در بین مسلمانان نیز از همین دوران رایج شده است.
مخالفان حجاب در جوامع مسلمان این ادعا را نیز پیش کشیده‌اند که این نوع پوشش زنان در جوامع اسلامی نه از احکام اسلام بلکه از تمدنهای دیگر، مانند روم‌شرقی و ایران، به میان مسلمانان آمده است. [۳۲۱] [۳۲۲] [۳۲۳]
دیگر آن‌که از دیدگاه جنبش‌های فمینیستی، حجاب بیش از آن‌که پوشاننده بدن زن باشد، مطرح‌کننده او به مثابه جنس مؤنث است.
به نظر آنان اسلام جنسیت زن را بالقوه برای امنیت اخلاقی جامعه خطرساز دانسته و برای پیشگیری از وقوع فتنه در اجتماع که قلمرو مردان است، زنان را ملزم به رعایت حجاب نموده است.
بر پایه نظر آنان، حجاب نماد جداسازی جنسیتی و تفاوت نهادن میان جنسیتهاست و تشریع آن مظهر تداوم ذهنیت دوران جاهلیت نسبت به زن و عقب‌نشینی اسلام از اصول برابری اجتماعی به شمار می‌رود. [۳۲۴]

نماد دین‌داری

[ویرایش]

در واکنش به انتقادهای استعمارگران و شرق‌شناسان و فمینیست‌ها و مخالفان حجاب از قوانین اسلامیِ مرتبط با زنان و از جمله مقوله حجاب، شماری از نویسندگان و متفکران جهان عرب، به‌ویژه در مصر و لبنان، علاوه بر تحلی‌های ریشه‌یابانه این اظهارات، درصدد برآمدند با ارائه تفسیری جدید از آموزه‌های اسلام، آن‌ها را به گونه‌ای تأویل کنند که با مباحث جدیدِ مرتبط با حقوق زنان سازگاری یابد.
از این رویکرد در ایران، برخلاف کشورهای عربی، استقبال جدی نشد، بلکه رواج ملی‌گراییِ معطوف به پیشینه قبل از اسلام، پس از تأسیس حکومت پهلوی که با کنار گذاشتن هویت اسلامی و جهت‌گیری کلیِ احیای آنچه سابقه تاریخی ایران پیش از اسلام نامیده می‌شد، کشور را به سمتی پیش برد که در آن نفی حجاب به منزله دفاع از منزلت زنان و حجاب با جهل، عقب‌ماندگی و نامتمدن بودن مساوی دانسته می‌شد. [۳۲۵] [۳۲۶] [۳۲۷] [۳۲۸] [۳۲۹] [۳۳۰]

فعالیت‌ها در عرصه بین المللی

[ویرایش]

اما به رغم همه مخالفت‌ها، برای بسیاری از زنان مسلمان، حجاب نماد مقاومت زنان در برابر فرهنگ تحمیل شده به جهان اسلام به شمار می‌رود و اکنون در بین زنان مسلمان، به‌خصوص مسلمانان ساکن در کشورهای غربی، حجاب نماد دین‌داری، اسلام‌گرایی، سازگاری آموزه‌های اسلامی با دنیای مدرن و نفی فرهنگ غرب است.
اینک باتوجه به اقامت حدود ۴۵۰ میلیون مسلمان در ۱۵۰ کشور غیرعضو سازمان کنفرانس اسلامی، موضوعِ ممنوعیت حجاب اسلامی از دیدگاه حقوق بین‌الملل، باتوجه به اصول حاکم بر حقوق اقلیت‌ها، مورد بحث و گفتگوست. [۳۳۱]
همچنین رویکرد کلی جهان اسلام در فرایند جهانی‌شدن، یافتن ساز و کاری مناسب برای حفظ هویت فرهنگی مسلمانان است و در این میان بحث از حجاب و پوشش زنان جایگاه ویژه‌ای دارد.

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) قرآن و کتاب مقدّس.
(۲) آقابزرگ طهرانی،الذریعه.
(۳) ابن بابویه، علل‌الشرایع، نجف ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، چاپ افست قم (بی‌تا).
(۴) ابن حزم، المُحلّی، چاپ احمد محمد شاکر، بیروت: دارالآفاق الجدیدة، (بی‌تا).
(۵) ابن حنبل، مسندالامام احمد بن حنبل، بیروت: دارصادر، (بی‌تا).
(۶) ابن سعد، الطبقات الکبرى (لیدن).
(۷) ابن‌ قدامه، المغنی، بیروت: دارالکتاب العربی، (بی‌تا).
(۸) ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت ۱۴۱۲.
(۹) ابن منظور، لسان العرب.
(۱۰) احمد دردیر ابوالبرکات، الشرح الکبیر، بیروت: داراحیاء الکتب العربیة، (بی‌تا).
(۱۱) احمد بن محمد اشعری قمی، کتاب النوادر، قم ۱۴۰۸.
(۱۲) امام خمینی، صحیفه نور، تهران، ج ۲، ۱۳۶۱ش، ج ۹، ۱۳۷۴ش، ج ۱۹، ۱۳۶۸ش.
(۱۳) مرتضی بن محمدامین انصاری، کتاب النّکاح، قم ۱۴۱۵.
(۱۴) انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، تهران: سروش، کتاب ۱، ۱۳۷۶ش، کتاب ۲، ۱۳۷۷ش.
(۱۵) یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، قم ۱۳۶۳ـ۱۳۶۷ش.
(۱۶) محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، (چاپ محمد ذهنی‌افندی)، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت (بی‌تا).
(۱۷) احمد بن محمد برقی، المحاسن، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۱۳.
(۱۸) احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، بیروت: دارالفکر، (بی‌تا).
(۱۹) محمد اعلی بن علی تهانوی، موسوعة کشّاف الفنون و العلوم، چاپ رفیق‌العجم و علی دحروج، بیروت ۱۹۹۶.
(۲۰) عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
(۲۱) احمد بن علی جصاص، کتاب احکام القرآن، (استانبول) ۱۳۳۵ـ ۱۳۳۸، چاپ افست بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
(۲۲) رسول جعفریان، «بدعت کشف حجاب در ایران»، در رسائل حجابیه: شصت سال تلاش علمی در برابر بدعت کشف حجاب، چاپ رسول جعفریان، دفتر۱، قم: دلیل ما، ۱۳۸۰ش الف.
(۲۳) رسول جعفریان، «کتابشناسی حجاب»، در همان، دفتر۲، قم: دلیل ما، ۱۳۸۰ش ب.
(۲۴) عبداللّه جوادی‌آملی، کتاب الصلاة، تقریرات درس آیةاللّه محقق داماد، قم ۱۴۰۵.
(۲۵) اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح: تاج‌اللغة و صحاح‌العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بیروت ۱۴۰۷.
(۲۶) محمدحسین حافظیان، زنان و انقلاب: داستان ناگفته، تهران ۱۳۸۰ش.
(۲۷) محمد بن عبداللّه حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلی، بیروت ۱۴۰۶.
(۲۸) حرّ عاملی،وسائل‌الشیعه.
(۲۹) محسن حکیم، مستمسک العروة الوثقی، چاپ افست قم ۱۴۰۴.
(۳۰) علی خامنه‌ای، اجوبة الاستفتاءات، ج ۱، کویت ۱۴۱۵/۱۹۹۵، ج ۲، بیروت ۱۴۲۰/۱۹۹۹.
(۳۱) احمد خان ملک ساسانی، یادبودهای سفارت استانبول، تهران ۱۳۴۵ش.
(۳۲) ابوالقاسم خوئی، المسائل الشرعیة: استفتاءات، ج :۲ المعاملات، قم ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
(۳۳) ابوالقاسم خوئی و جواد تبریزی، صراة النجاة: استفتاءات لآیةاللّه العظمی الخوئی مع تعلیقة و ملحق لآیةاللّه العظمی التبریزی، قم ۱۴۱۶ـ۱۴۱۸.
(۳۴) محمدتقی خوئی، المبانی فی شرح العروة الوثقی: النکاح، تقریرات درس آیةاللّه خوئی، در موسوعة الامام خوئی، ج ۳۲، قم: مؤسسة احیاء آثار الامام الخوئی، ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
(۳۵) ویلیام جیمز دورانت، تاریخ تمدن، ج ۵: رنسانس، ترجمه صفدر تقی‌زاده و ابوطالب صارمی، تهران ۱۳۶۷ش.
(۳۶) محمد بن محمد زبیدی، تاج‌العروس من جواهرالقاموس، ج ۲، چاپ علی هلالی، کویت ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ افست بیروت (بی‌تا).
(۳۷) وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، دمشق ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
(۳۸) محمد بن بهادر زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
(۳۹) نظیرة زین‌الدین، السُفُور و الحجاب، بیروت ۱۳۴۶/۱۹۲۸.
(۴۰) الیز ساناساریان، جنبش قوق نان در ایران: طغیان، افول و سرکوب از ۱۲۸۰ تا انقلاب ۵۷، ترجمه نوشین احمدی خراسانی، تهران ۱۳۸۴ش.
(۴۱) عبدالاعلی سبزواری، مهذّب الاحکام فی بیان الحلال و الحرام، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۶.
(۴۲) محمد سروش، دین و دولت در اندیشه اسلامی، قم ۱۳۷۸ش.
(۴۳) علی سیستانی، استفتاءات المرجع الدینی الأعلی السید السیستانی مدظله، قم ۲۰۰۰.
(۴۴) علی‌اکبر سیفی‌مازندرانی، دلیل تحریرالوسیلة، (تهران) : مؤسسة تنظیم و نشر آثار الامام الخمینی، (بی‌تا).
(۴۵) سیوطی.
(۴۶) محمد بن احمد شمس‌الائمه سرخسی، کتاب المبسوط، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
(۴۷) محمدمهدی شمس‌الدین، مسائل حرجة فی فقه المرأة، کتاب :۱ الستر و النظر، بیروت ۲۰۰۱.
(۴۸) محمد شوکانی، فتح القدیر، بیروت: داراحیاء التراث العربی، (بی‌تا).
(۴۹) زین‌الدین بن علی شهیدثانی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹.
(۵۰) فاطمه صادقی، جنسیت، ناسیونالیسم و تجدد در ایران (دوره پهلوی اول)، تهران ۱۳۸۴ش.
(۵۱) ابوالحسن طالقانی طهرانی، «محاکمه در موضوع حجاب»، در رسائل حجابیه، همان منبع، دفتر۱.
(۵۲) علی ‌بن محمدعلی طباطبائی، ریاض‌المسائل فی بیان الاحکام بالدلائل، قم ۱۴۱۲ـ۱۴۲۰.
(۵۳) محمدحسین طباطبائی، المیزان.
(۵۴) محمدکاظم بن عبدالعظیم طباطبائی‌یزدی، العروةالوثقی، قم ۱۴۱۷ـ۱۴۲۰.
(۵۵) طبرسی، تفسیر مجمع البیان.
(۵۶) طبری، جامع.
(۵۷) محمد بن حسن طوسی، المبسوط فی فقه الامامیة، ج ۴، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران ۱۳۸۸.
(۵۸) حسن بن عبداللّه عسکری، معجم‌الفروق اللغویة، الحاوی لکتاب ابی‌هلال العسکری و جزءآ من کتاب السید نورالدین الجزائری، قم ۱۴۱۲.
(۵۹) حسن بن یوسف علامه حلّی، تذکرةالفقهاء، چاپ سنگی (بی‌جا، بی‌تا).
(۶۰) حسن بن یوسف علامه حلّی، تذکرةالفقهاء،چاپ افست تهران ۱۳۸۸.
(۶۱) محمدهادی فاضل، «بررسی لزوم و حدود حجاب در فقه اهل تسنن»، کتاب زنان، ش ۳۷ (پاییز ۱۳۸۶).
(۶۲) محمد بن حسن فخرالمحققین، ایضاح الفوائد فی شرح اشکالات القواعد، چاپ حسین موسوی کرمانی، علی پناه اشتهاردی، و عبدالرحیم بروجردی، قم ۱۳۸۷ـ۱۳۸۹، چاپ افست ۱۳۶۳ش.
(۶۳) محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، أو، مفاتیح‌الغیب، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
(۶۴) محسن فقیه شیرازی، «نقد مقاله حبل‌المتین»، در رسائل حجابیه، همان منبع، دفتر۱.
(۶۵) محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، کتاب الوافی، چاپ ضیاءالدین علامه اصفهانی، اصفهان ۱۳۶۵ـ۱۳۷۴ش.
(۶۶) قاسم امین، تحریرالمرأة، قاهره ۱۳۱۶/۱۸۹۹.
(۶۷) یوسف قرضاوی، النقاب للمرأة: بین القول ببدعیته و القول بوجوبه، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۱.
(۶۸) محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
(۶۹) علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۱.
(۷۰) محمدعلی کاظمی خراسانی، کتاب الصلاة، تقریرات درس آیةاللّه نائینی، قم ۱۴۱۱.
(۷۱) احمد کسروی، خواهران و دختران ما، تهران ۱۳۲۴ش.
(۷۲) علی‌اکبر کلانتری، فقه و پوشش بانوان، قم ۱۳۸۳ش.
(۷۳) کلینی، اصول کافی.
(۷۴) دان کیوپیت، دریای ایمان، ترجمه حسن کامشاد، تهران ۱۳۸۰ش.
(۷۵) محمدرضا گلپایگانی، مجمع‌المسائل، قم، ج ۲، ۱۳۶۴ش، ج ۳، (بی‌تا).
(۷۶) محمدباقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۷۷) محمدباقر بن محمد تقی مجلسی، ج ۳۰، چاپ عبدالزهراء علوی، بیروت: دارالرضا، (بی‌تا).
(۷۸) محمدتقی بن مقصودعلی مجلسی، روضةالمتقین فی شرح مَن لایحضُرُه الفقیه، چاپ حسین موسوی کرمانی و علی پناه اشتهاردی، قم ۱۴۰۶ـ۱۴۱۳.
(۷۹) فاطمه مرنیسی، زنان پرده‌نشین و نخبگان جوشن پوش: برداشتی نوین از حقوق زن در اسلام، ترجمه ملیحه مغازه‌ای، تهران ۱۳۸۰ش.
(۸۰) مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت (بی‌تا).
(۸۱) مرتضی مطهری، مسئله حجاب، تهران ۱۳۷۰ش.
(۸۲) محمدرضا مظفر، اصول الفقه، قم ۱۳۷۰ش.
(۸۳) احمد بن محمد مقدس اردبیلی، زبدة البیان فی احکام القرآن، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران (بی‌تا).
(۸۴) محمد بن احمد اسماعیل مقدم، ادلة الحجاب، اسکندریه ۱۴۲۵/۲۰۰۵.
(۸۵) ناصر مکارم شیرازی، استفتائات جدید، گردآوری ابوالقاسم علیان‌نژادی، قم ۱۳۸۵ش.
(۸۶) حسینعلی منتظری، رساله توضیح المسائل، تهران ۱۳۷۷ش.
(۸۷) الموسوعة الفقهیة، ج ۴۱، کویت: وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة، ۱۴۲۳/۲۰۰۲.
(۸۸) محمد مؤمن قمی، کتاب الصلاة، تقریرات درس آیةاللّه محقق داماد، قم ۱۴۰۵.
(۸۹) مصطفی میرمحمدی، «عدم ممنوعیت حجاب اسلامی از منظر حقوق بین‌الملل اقلیت‌ها»، کتاب زنان، ش ۳۷ (پاییز ۱۳۸۶).
(۹۰) مجتبی مینوی، «پوشیدن روی یا نپوشیدن روی: در دفاع از کشف حجاب»، در رسائل حجابیه، همان منبع، دفتر۲.
(۹۱) محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع‌الاسلام، ج ۲۹، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.
(۹۲) احمد بن محمدمهدی نراقی، مستند الشیعة فی احکام الشریعة، ج ۱۶، قم ۱۴۱۹.
(۹۳) حسین‌بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم ۱۴۰۷ـ۱۴۰۸.
(۹۴) حسین هاشمی، «نقدی بر ماده ۶۳۸ قما در جرم‌انگاری بدحجابی»، کتاب زنان، ش ۳۷ (پاییز ۱۳۸۶).
(۹۵) علی بن ابوبکر هیثمی، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح: تاج‌اللغة و صحاح‌العربیة، ذیل واژه، چاپ احمد عبدالغفور عطار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بیروت ۱۴۰۷.
۲. ابن منظور، لسان العرب،ذیل واژه.    
۳. محمد بن محمد زبیدی، تاج‌العروس من جواهرالقاموس، ذیل واژه، ج ۲، چاپ علی هلالی، کویت ۱۳۸۶/۱۹۶۶، چاپ افست بیروت (بی‌تا).
۴. محمد اعلی بن علی تهانوی، موسوعة کشّاف الفنون و العلوم، ذیل واژه، چاپ رفیق‌العجم و علی دحروج، بیروت ۱۹۹۶.
۵. شهید مرتضی مطهری،مساله حجاب ص۷۸.    
۶. علامه سیدمحمدحسین فضل الله، مجله‌ی پیام زن، «جوانان، ورزش و حجاب» شماره‌ی ۷۴، ص ۱۹.
۷. مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ج۱، ص۳۱ـ ۳۳، تهران ۱۳۷۰ش.
۸. سوره نور/۲۴، آیه۳۰.    
۹. سوره نور/۲۴، آیه۳۱.    
۱۰. سوره احزاب/۳۳، آیه۳۲.    
۱۱. سوره نور/۲۴، آیه۳۱.    
۱۲. اعراف/سوره۷، آیه۴۶.    
۱۳. اسراء/سوره۱۷، آیه۴۵.    
۱۴. مریم/سوره۱۹، آیه۱۷.    
۱۵. احزاب/سوره۳۳، آیه۵۳.    
۱۶. ص/سوره۳۸، آیه۳۲.    
۱۷. فصّلت/سوره۴۱، آیه۵.    
۱۸. شوری/سوره۴۲، آیه۵۱.    
۱۹. طبرسی، تفسیر مجمع البیان،ذیل آیه.
۲۰. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت ۱۴۱۲.
۲۱. محمد شوکانی، فتح القدیر، بیروت: داراحیاء التراث العربی، (بی‌تا).
۲۲. سوره احزاب، محمدحسین طباطبائی، المیزان، آیه ۵۳.
۲۳. محمد بن احمد اسماعیل مقدم، ادلة الحجاب، ج۱، ص۲۵۱ـ۲۶۹، اسکندریه ۱۴۲۵/۲۰۰۵.
۲۴. کلینی، اصول کافی، ج۵، ص۵۳۴.
۲۵. احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج۷، ص۹۱ـ۹۲، بیروت: دارالفکر، (بی‌تا).
۲۶. حرّ عاملی،وسائل‌الشیعه، ج۲۰، ص۲۳۲۲۳۳.    
۲۷. محمدتقی خوئی، المبانی فی شرح العروة الوثقی: النکاح، ج۳۲، ص۳۹، تقریرات درس آیةاللّه خوئی، در موسوعة الامام خوئی، ج ۳۲، قم: مؤسسة احیاء آثار الامام الخوئی، ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
۲۸. عبداللّه جوادی‌آملی، کتاب الصلاة، ج۱، ص۵۲ـ ۵۳، تقریرات درس آیةاللّه محقق داماد، قم ۱۴۰۵.
۲۹. ابن سعد، الطبقات الکبری (لیدن)، ج۸، ص۱۴۳۱۴۴.    
۳۰. ابن سعد، الطبقات الکبری (لیدن)، ج۸، ص۱۴۶ ۱۴۷.    
۳۱. محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۳، ص۱۵۴ـ۱۵۵، (چاپ محمد ذهنی‌افندی)، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت (بی‌تا).
۳۲. محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۵، ص۷۷ـ۷۸، (چاپ محمد ذهنی‌افندی)، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت (بی‌تا).
۳۳. محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری،ج۶،ص ۴۲(چاپ محمد ذهنی‌افندی)، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت (بی‌تا).
۳۴. محمد بن اسماعیل بخاری، ج۶، ص۲۳۹، صحیح البخاری، (چاپ محمد ذهنی‌افندی)، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت (بی‌تا).
۳۵. مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج۳، ص۱۱۸ـ۱۱۹، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت (بی‌تا).
۳۶. مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج۴، ص۱۴۷، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت (بی‌تا).
۳۷. مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج۴، ص۱۶۳ـ۱۶۴، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت (بی‌تا).
۳۸. مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج۴، ص۱۷۱، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت (بی‌تا).
۳۹. مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج۷، ص۱۱، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت (بی‌تا).
۴۰. محمد بن عبداللّه حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۵۴، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلی، بیروت ۱۴۰۶.
۴۱. ابن حنبل، مسندالامام احمد بن حنبل، ج۳، ص۲۲۶، بیروت: دارصادر، (بی‌تا).
۴۲. محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۶، ص۲۴ـ۲۶، (چاپ محمد ذهنی‌افندی)، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت (بی‌تا).
۴۳. ابن بابویه، علل‌الشرایع، ج۱، ص۶۵، نجف ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، چاپ افست قم (بی‌تا).
۴۴. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ذیل آیه، بیروت ۱۴۱۲.
۴۵. سیوطی، ذیل آیه.
۴۶. ابن منظور، لسان العرب،ذیل واژه.    
۴۷. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ذیل آیه، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۴۸. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ذیل آیه، بیروت ۱۴۱۲.
۴۹. احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۱، ص۲۷۲ـ۲۷۳، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۱۳.
۵۰. کلینی، اصول کافی، ج۸، ص۳۸۴ـ ۳۸۵.
۵۱. علی‌اکبر سیفی‌مازندرانی، دلیل تحریرالوسیلة، ج۶، ص۲۹ـ ۳۰، (تهران) : مؤسسة تنظیم و نشر آثار الامام الخمینی، (بی‌تا).
۵۲. محمدتقی بن مقصودعلی مجلسی، روضةالمتقین فی شرح مَن لایحضُرُه الفقیه، ج۸، ص۳۵۳، چاپ حسین موسوی کرمانی و علی پناه اشتهاردی، قم ۱۴۰۶ـ۱۴۱۳.
۵۳. علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی،ذیل آیه، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۱.
۵۴. طبرسی، تفسیر مجمع البیان،ذیل آیه.
۵۵. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ذیل آیه، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۵۶. سیوطی، ذیل آیه.
۵۷. طبرسی، تفسیر مجمع البیان،ذیل آیه.
۵۸. محمد بن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، ذیل آیه، أو، مفاتیح‌الغیب، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
۵۹. محمدحسین طباطبائی، المیزان،ذیل آیه.
۶۰. محمد بن احمد اسماعیل مقدم، ادلة الحجاب، ج۱، ص۱۹۱ـ۲۳۷، اسکندریه ۱۴۲۵/۲۰۰۵.
۶۱. عبدالاعلی سبزواری، مهذّب الاحکام فی بیان الحلال و الحرام، ج۵، ص۲۳۰ـ۲۳۱، قم ۱۴۱۳ـ۱۴۱۶.
۶۲. علی‌اکبر سیفی‌مازندرانی، دلیل تحریرالوسیلة، ج۶، ص۳۰، (تهران) : مؤسسة تنظیم و نشر آثار الامام الخمینی، (بی‌تا).
۶۳. عبداللّه جوادی‌آملی، کتاب الصلاة، ج۱، ص۵۱ـ۵۲، تقریرات درس آیةاللّه محقق داماد، قم ۱۴۰۵.
۶۴. محمد مؤمن قمی، کتاب الصلاة، ج۱، ص۳۵۳، تقریرات درس آیةاللّه محقق داماد، قم ۱۴۰۵.
۶۵. احمد بن علی جصاص، کتاب احکام القرآن، ج۳، ص۳۷۲، (استانبول) ۱۳۳۵ـ ۱۳۳۸، چاپ افست بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۶۶. سیوطی، ذیل آیه.
۶۷. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ذیل نور: ۳۱، بیروت ۱۴۱۲.
۶۸. محمد بن بهادر زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، ج۱، ص۱۹۴، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۶۹. احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج۲، ص۲۲۵ـ۲۲۶، بیروت: دارالفکر، (بی‌تا).
۷۰. احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج۷، ص۸۵ـ ۸۶، بیروت: دارالفکر، (بی‌تا).
۷۱. سیوطی، ذیل آیه.
۷۲. حرّ عاملی،وسائل‌الشیعه، ج۲۰، ص۲۰۰۲۰۲.    
۷۳. شبیری زنجانی، درس خارج فقه، مورخ ۴/۱۱/۱۳۷۷ش.
۷۴. محمدهادی فاضل، «بررسی لزوم و حدود حجاب در فقه اهل تسنن»، ج۱، ص۳۳، کتاب زنان، ش ۳۷ (پاییز ۱۳۸۶).
۷۵. محمدهادی فاضل، «بررسی لزوم و حدود حجاب در فقه اهل تسنن»، ج۱، ص۳۷ـ۳۸، کتاب زنان، ش ۳۷ (پاییز ۱۳۸۶).
۷۶. احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج۲، ص۲۲۶، بیروت: دارالفکر، (بی‌تا).
۷۷. احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج۷، ص۹۶، بیروت: دارالفکر، (بی‌تا).
۷۸. حرّ عاملی،وسائل‌الشیعه، ج۲۰، ص۲۰۲۲۰۵.    
۷۹. حرّ عاملی،وسائل‌الشیعه، ج۲۰، ص۲۲۸۲۲۹.    
۸۰. ابن حنبل، مسندالامام احمد بن حنبل، ج۳، ص۳۷۹، بیروت: دارصادر، (بی‌تا).
۸۱. ابن حنبل، مسندالامام احمد بن حنبل، ج۶، ص۲۱۹ـ۲۲۰، بیروت: دارصادر، (بی‌تا).
۸۲. محمدباقربن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار،ج۳۰، ص۱۹۷-۱۹۸، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳    
۸۳. ابن‌ قدامه، المغنی، ج۷، ص۴۵۶ـ۴۵۷، بیروت: دارالکتاب العربی، (بی‌تا).
۸۴. ابن‌ قدامه، المغنی، ج۷، ص۴۶۴ـ۴۶۵، بیروت: دارالکتاب العربی، (بی‌تا).
۸۵. حسن بن یوسف علامه حلّی، تذکرةالفقهاء، ج۲، ص۵۷۳، چاپ سنگی (بی‌جا، بی‌تا).
۸۶. محم بن حسن فخرالمحققین، ایضاح الفوائد فی شرح اشکالات القواعد، ج۳، ص۷، چاپ حسین موسوی کرمانی، علی پناه اشتهاردی، و عبدالرحیم بروجردی، قم ۱۳۸۷ـ۱۳۸۹، چاپ افست ۱۳۶۳ش.
۸۷. احمد بن محمد اشعری قمی، کتاب النوادر، ج۱، ص۱۰۳، قم ۱۴۰۸.    
۸۸. محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، کتاب الوافی، ج۲۱، ص۱۶۴ـ۱۶۵، چاپ ضیاءالدین علامه اصفهانی، اصفهان ۱۳۶۵ـ۱۳۷۴ش.
۸۹. حسن بن عبداللّه عسکری، معجم‌الفروق اللغویة، ج۱، ص۱۷۶، الحاوی لکتاب ابی‌هلال العسکری و جزءآ من کتاب السید نورالدین الجزائری، قم ۱۴۱۲.
۹۰. محمدمهدی شمس‌الدین، مسائل حرجة فی فقه المرأة، ج۱، ص۶۴، کتاب :۱ الستر و النظر، بیروت ۲۰۰۱.
۹۱. مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ج۱، ص۸۱، تهران ۱۳۷۰ش.
۹۲. محمدکاظم بن عبدالعظیم طباطبائی‌یزدی، العروةالوثقی، ج۲، ص۳۱۶۳۱۹، قم ۱۴۱۷۱۴۲۰.    
۹۳. عبداللّه جوادی‌آملی، کتاب الصلاة، ج۱، ص۱۶۵ـ۱۶۶، تقریرات درس آیةاللّه محقق داماد، قم ۱۴۰۵.
۹۴. عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۱، ص۱۸۸ـ۱۹۲، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۹۵. محمدعلی کاظمی خراسانی، کتاب الصلاة، ج۱، ص۳۸۳، تقریرات درس آیةاللّه نائینی، قم ۱۴۱۱.
۹۶. عبداللّه جوادی‌آملی، کتاب الصلاة، ج۱، ص۱۰۶، تقریرات درس آیةاللّه محقق داماد، قم ۱۴۰۵.
۹۷. عبداللّه جوادی‌آملی، کتاب الصلاة، ج۱، ص۲۳، تقریرات درس آیةاللّه محقق داماد، قم ۱۴۰۵.
۹۸. عبداللّه جوادی‌آملی، کتاب الصلاة، ج۱، ص۴۵، تقریرات درس آیةاللّه محقق داماد، قم ۱۴۰۵.
۹۹. محمد مؤمن قمی، ج۱، ص۳۳۴، پانویس ۲،کتاب الصلاة، تقریرات درس آیةاللّه محقق داماد، قم ۱۴۰۵.
۱۰۰. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ذیل نور: ۶۰، بیروت ۱۴۱۲.
۱۰۱. محمدمهدی شمس‌الدین، مسائل حرجة فی فقه المرأة، ج۱، ص۶۶، کتاب :۱ الستر و النظر، بیروت ۲۰۰۱.
۱۰۲. عبداللّه جوادی‌آملی، کتاب الصلاة، ج۱، ص۱۳۰ـ۱۳۶، تقریرات درس آیةاللّه محقق داماد، قم ۱۴۰۵.
۱۰۳. علی‌اکبر کلانتری، فقه و پوشش بانوان، ج۱، ص۸۱ـ۸۷، قم ۱۳۸۳ش.
۱۰۴. کلینی، اصول کافی، ج۵، ص۵۲۲.
۱۰۵. احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج۷، ص۹۳ـ۹۴، بیروت: دارالفکر، (بی‌تا).
۱۰۶. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ذیل آیه، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۱۰۷. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع‌الاسلام، ج۲۹، ص۸۵۸۶، ج ۲۹، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.    
۱۰۸. مرتضی مطهری، ج۱، ص۸۸، مسئله حجاب، تهران ۱۳۷۰ش.
۱۰۹. مرتضی مطهری، ج۱، ص۱۴۴-۱۴۵، مسئله حجاب، تهران ۱۳۷۰ش.
۱۱۰. محمدکاظم بن عبدالعظیم طباطبائی‌یزدی، العروةالوثقی، ج۵، ص۴۹۴۴۹۵، قم ۱۴۱۷۱۴۲۰.    
۱۱۱. عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۱، ص۱۹۱ـ۱۹۲، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۱۱۲. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۷، ص۳۳۶، دمشق ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۱۱۳. محمد بن حسن طوسی، المبسوط فی فقه الامامیة، ج۴، ص۱۶۰، ج ۴، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران ۱۳۸۸.    
۱۱۴. یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۲۳، ص۵۵۵۶، قم ۱۳۶۳۱۳۶۷ش.    
۱۱۵. احمد بن محمدمهدی نراقی، مستند الشیعة فی احکام الشریعة، ج۱۶، ص۴۶، ج ۱۶، قم ۱۴۱۹.
۱۱۶. ابن حزم، المُحلّی، ج۱۰، ص۳۲، چاپ احمد محمد شاکر، بیروت: دارالآفاق الجدیدة، (بی‌تا).
۱۱۷. محمد بن احمد شمس‌الائمه سرخسی، کتاب المبسوط، ج۱۰، ص۱۵۲ـ ۱۵۴، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۱۱۸. ابن‌ قدامه، المغنی، ج۷، ص۴۶۰، بیروت: دارالکتاب العربی، (بی‌تا).
۱۱۹. احمد دردیر ابوالبرکات، الشرح الکبیر، ج۱، ص۲۱۴، بیروت: داراحیاء الکتب العربیة، (بی‌تا).
۱۲۰. عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۱، ص۱۹۲، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۱۲۱. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ذیل نور: ۳۱، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۱۲۲. سیوطی، ذیل نور: ۳۱.
۱۲۳. حرّ عاملی، ج۲۰، ص۲۰۰ـ۲۰۲.
۱۲۴. حسین‌بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۱۴، ص۲۷۵۲۷۶، قم ۱۴۰۷۱۴۰۸.    
۱۲۵. احمد بن علی جصاص، کتاب احکام القرآن، ج۳، ص۳۱۵ـ۳۱۶، (استانبول) ۱۳۳۵ـ ۱۳۳۸، چاپ افست بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۱۲۶. طبرسی، تفسیر مجمع البیان،ذیل آیه.
۱۲۷. محمدحسین طباطبائی، المیزان،ذیل آیه.
۱۲۸. احمد بن محمد مقدس اردبیلی، زبدة البیان فی احکام القرآن، ج۱، ص۵۴۵، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران (بی‌تا).
۱۲۹. سیوطی، ذیل نور: ۳۱.
۱۳۰. حرّ عاملی،وسائل‌الشیعه، ج۲، ص۵۲۲ ۵۲۳.    
۱۳۱. حرّ عاملی،وسائل‌الشیعه، ج۲۰، ص۲۰۱۲۰۲.    
۱۳۲. حرّ عاملی،وسائل‌الشیعه،ج۲۰، ص۲۱۵۲۱۶.    
۱۳۳. محمد بن احمد شمس‌الائمه سرخسی، کتاب المبسوط، ج۱۰، ص۱۵۲ـ ۱۵۴، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۱۳۴. ابن‌ قدامه، المغنی، ج۷، ص۴۶۰، بیروت: دارالکتاب العربی، (بی‌تا).
۱۳۵. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع‌الاسلام، ج۲۹، ص۷۵۷۷، ج ۲۹، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.    
۱۳۶. ابن‌ قدامه، المغنی، ج۷، ص۴۵۴، بیروت: دارالکتاب العربی، (بی‌تا).
۱۳۷. علی ‌بن محمدعلی طباطبائی، ریاض‌المسائل فی بیان الاحکام بالدلائل، ج۱۰، ص۶۸۶۹، قم ۱۴۱۲۱۴۲۰.    
۱۳۸. طبرسی، تفسیر مجمع البیان،ذیل آیه.
۱۳۹. ابن منظور، لسان العرب،ذیل «خمر».
۱۴۰. طبری، جامع،ذیل آیه.
۱۴۱. طبرسی، تفسیر مجمع البیان،ذیل آیه.
۱۴۲. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ذیل آیه، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۱۴۳. محمدحسین طباطبائی، المیزان،ذیل آیه.
۱۴۴. ابن حزم، المُحلّی، ج۳، ص۲۱۶، چاپ احمد محمد شاکر، بیروت: دارالآفاق الجدیدة، (بی‌تا).
۱۴۵. محسن حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ج۵، ص۲۴۳، چاپ افست قم ۱۴۰۴.    
۱۴۶. محسن حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ج۱۴، ص۲۸، چاپ افست قم ۱۴۰۴.    
۱۴۷. حرّ عاملی،وسائل‌الشیعه، ج۲۰، ص۱۹۹.    
۱۴۸. حرّ عاملی،وسائل‌الشیعه، ج۲۰، ص۲۰۵۲۰۶.    
۱۴۹. حرّ عاملی،وسائل‌الشیعه، ج۲۰، ص۲۲۳۲۲۵.    
۱۵۰. حرّ عاملی، وسائل‌الشیعه،ج۲۰، ص۲۲۹.    
۱۵۱. مرتضی بن محمدامین انصاری، کتاب النّکاح، ج۱، ص۳۸ـ ۴۳، قم ۱۴۱۵.
۱۵۲. محمدتقی خوئی، المبانی فی شرح العروة الوثقی: النکاح، ج۳۲، ص۲۱ـ ۲۲، تقریرات درس آیةاللّه خوئی، در موسوعة الامام خوئی، ج ۳۲، قم: مؤسسة احیاء آثار الامام الخوئی، ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
۱۵۳. علی ‌بن محمدعلی طباطبائی، ریاض‌المسائل فی بیان الاحکام بالدلائل، ج۱۰، ص۶۹ ۷۰، قم ۱۴۱۲۱۴۲۰.    
۱۵۴. احمد بن محمدمهدی نراقی، مستند الشیعة فی احکام الشریعة، ج۱۶، ص۴۹، ج ۱۶، قم ۱۴۱۹.
۱۵۵. ابن‌ قدامه، المغنی، ج۱، ص۶۳۷، بیروت: دارالکتاب العربی، (بی‌تا).
۱۵۶. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع‌الاسلام، ج۲۹، ص۷۷، ج ۲۹، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.    
۱۵۷. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع‌الاسلام، ج۲۹، ص۷۸۸۰، ج ۲۹، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.    
۱۵۸. جلال رفیع، یادداشت‌ها و ره‌آوردهای سفر نیویورك، در بهشت شدّاد آمریكای متمدن، آمریكای متوحش.
۱۵۹. احمد صبوری اردوباری، آیین بهزیستی اسلام، ج ۳، ص ۳۰۲.
۱۶۰. غلامعلی حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص ۶۹ـ۷۰.
۱۶۱. احمد صبوری اردوباری، بهایِ یك نگاه.
۱۶۲. محمدتقی فلسفی، كودك از نظر وراثت و تربیت، ج ۲.
۱۶۳. روح‌الله حسینیان، حریم عفاف.
۱۶۴. شهید مرتضی مطهری،مسئله‌ی حجاب، ص۸۴-۹۴.    
۱۶۵. احمد اردوباری، آیین بهزیستی اسلام، ج ۳، ص ۲۲۲.
۱۶۶. مجموعه مقالات پوشش و عفاف.
۱۶۷. دومین نمایشگاه تشخص و منزلت زن در نظام اسلامی.
۱۶۸. اسدالله محمدی‌نیا، آنچه باید یك زن بداند، بخش‌های ۳، ۴ و ۵.
۱۶۹. کلینی، اصول کافی، ج۵، ص۵۳۵.
۱۷۰. علی بن ابوبکر هیثمی، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج۴، ص۲۵۵، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۱۷۱. حرّ عاملی،وسائل‌الشیعه، ج۲۰، ص۶۵۶۷.    
۱۷۲. مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ج۱، ص۲۳۵ـ۲۳۹، تهران ۱۳۷۰ش.
۱۷۳. یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، ج۷، ص۷، قم ۱۳۶۳۱۳۶۷ش.    
۱۷۴. محسن حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ج۱۴، ص۲۸، چاپ افست قم ۱۴۰۴.    
۱۷۵. الموسوعة الفقهیة، ج ۴۱، ج۴۱، ص۱۳۴، کویت: وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة، ۱۴۲۳/۲۰۰۲.
۱۷۶. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع‌الاسلام، ج۲۹، ص۷۷، ج ۲۹، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.
۱۷۷. محمدتقی خوئی، المبانی فی شرح العروة الوثقی: النکاح، ج۳۲، ص۴۱ـ۴۲، تقریرات درس آیةاللّه خوئی، در موسوعة الامام خوئی، ج ۳۲، قم: مؤسسة احیاء آثار الامام الخوئی، ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
۱۷۸. محمد مؤمن قمی، ج۱، ص۳۳۴،پانویس ۲، کتاب الصلاة، تقریرات درس آیةاللّه محقق داماد، قم ۱۴۰۵.
۱۷۹. کلینی، اصول کافی، ج۵، ص۵۳۵.
۱۸۰. حرّ عاملی،وسائل‌الشیعه، ج۲۰، ص۱۹۰۱۹۵.    
۱۸۱. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع‌الاسلام، ج۲۹، ص۷۷، ج ۲۹، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.    
۱۸۲. محمدتقی خوئی، المبانی فی شرح العروة الوثقی: النکاح، ج۳۲، ص۴۹، تقریرات درس آیةاللّه خوئی، در موسوعة الامام خوئی، ج ۳۲، قم: مؤسسة احیاء آثار الامام الخوئی، ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
۱۸۳. محمدمهدی شمس‌الدین، مسائل حرجة فی فقه المرأة، ج۱، ص۱۸۶ـ۱۹۰، کتاب :۱ الستر و النظر، بیروت ۲۰۰۱.
۱۸۴. شبیری زنجانی، درس خارج فقه، مورخ ۱۶/۹/۱۳۷۷ش، ۱/۱۲/۱۳۷۷ش).
۱۸۵. سیوطی، ذیل نور: ۳۱.
۱۸۶. حسین‌بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۱۴، ص۲۷۵۲۷۶، قم ۱۴۰۷۱۴۰۸.    
۱۸۷. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع‌الاسلام، ج۲۹، ص۷۸، ج ۲۹، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.    
۱۸۸. محمد بن احمد اسماعیل مقدم، ادلة الحجاب، ج۱، ص۲۸۳ـ۳۲۷، اسکندریه ۱۴۲۵/۲۰۰۵.
۱۸۹. عبداللّه جوادی‌آملی، کتاب الصلاة، ج۱، ص۴۱، تقریرات درس آیةاللّه محقق داماد، قم ۱۴۰۵.
۱۹۰. محمدرضا مظفر، اصول الفقه، ج۲، ص۱۵۵۱۵۷، قم ۱۳۷۰ش.    
۱۹۱. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع‌الاسلام، ج۲۹، ص۷۷، ج ۲۹، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.    
۱۹۲. زین‌الدین بن علی شهیدثانی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، ج۷، ص۴۷۴۸، قم ۱۴۱۳۱۴۱۹.    
۱۹۳. علی ‌بن محمدعلی طباطبائی، ریاض‌المسائل فی بیان الاحکام بالدلائل، ج۱۰، ص۷۱، قم ۱۴۱۲۱۴۲۰.    
۱۹۴. محسن حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ج۱۴، ص۲۸۲۹، چاپ افست قم ۱۴۰۴.    
۱۹۵. یوسف قرضاوی، النقاب للمرأة: بین القول ببدعیته و القول بوجوبه، ج۱، ص۴۱ـ۵۵، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۱.
۱۹۶. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع‌الاسلام، ج۲۹، ص۷۵۸۱، ج ۲۹، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.    
۱۹۷. محمدتقی خوئی، المبانی فی شرح العروة الوثقی: النکاح، ج۳۲، ص۴۰ـ۵۱، تقریرات درس آیةاللّه خوئی، در موسوعة الامام خوئی، ج ۳۲، قم: مؤسسة احیاء آثار الامام الخوئی، ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
۱۹۸. ابن‌ قدامه، المغنی، ج۷، ص۴۶۲ـ۴۶۳، بیروت: دارالکتاب العربی، (بی‌تا).
۱۹۹. محمدباقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار،ج۱۰۱، ص۳۳-۳۵، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳    
۲۰۰. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ذیل آیه، بیروت ۱۴۱۲.
۲۰۱. محمدتقی خوئی، المبانی فی شرح العروة الوثقی: النکاح، ج۳۲، ص۷۵ـ۷۸، تقریرات درس آیةاللّه خوئی، در موسوعة الامام خوئی، ج ۳۲، قم: مؤسسة احیاء آثار الامام الخوئی، ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
۲۰۲. ابن‌ قدامه، المغنی، ج۷، ص۴۶۴، بیروت: دارالکتاب العربی، (بی‌تا).
۲۰۳. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع‌الاسلام، ج۲۹، ص۷۱ـ۷۲، ج ۲۹، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.
۲۰۴. عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۱، ص۱۹۲، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۲۰۵. محمدتقی خوئی، المبانی فی شرح العروة الوثقی: النکاح، ج۳۲، ص۵۱ـ۵۵، تقریرات درس آیةاللّه خوئی، در موسوعة الامام خوئی، ج ۳۲، قم: مؤسسة احیاء آثار الامام الخوئی، ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
۲۰۶. احزاب/سوره۳۳، آیه۳۳.    
۲۰۷. احزاب/سوره۳۳، آیه۵۳.    
۲۰۸. احزاب/سوره۳۳، آیه۵۹.    
۲۰۹. نور/سوره۲۴، آیه۶۰.    
۲۱۰. حرّ عاملی، وسائل‌الشیعه،ج۲۰، ص۱۹۳۱۹۴.    
۲۱۱. حرّ عاملی،وسائل‌الشیعه، ج۲۰، ص۲۳۵۲۳۶.    
۲۱۲. سوره حجرات/۴۹، آیه۱۳.    
۲۱۳. سوره نور/۲۴، آیه۳۰.    
۲۱۴. سوره احزاب/۳۳، آیه۵۳.    
۲۱۵. سوره نور/۲۴، آیه۶۰.    
۲۱۶. سوره احزاب/۳۳، آیه۵۹.    
۲۱۷. بحار الأنوار ج۱۰۱، ص۳۴.    
۲۱۸. احزاب/سوره۳۳، آیه۳۲.    
۲۱۹. احزاب/سوره۳۳، آیه۳۳.    
۲۲۰. نور/سوره۲۴، آیه۳۰۳۱.    
۲۲۱. حرّ عاملی، وسائل‌الشیعه،ج۲۰، ص۱۸۵۱۸۶.    
۲۲۲. حرّ عاملی،وسائل‌الشیعه، ج۲۰، ص۱۹۰۱۹۵.    
۲۲۳. حرّ عاملی،وسائل‌الشیعه، ج۲۰، ص۲۰۷۲۰۹.    
۲۲۴. حرّ عاملی،وسائل‌الشیعه، ج۲۰، ص۲۱۱ ۲۱۲.    
۲۲۵. محمدباقر بن محمد تقی مجلسی، بحارالانوار،ج۶۸، ص۲۶۸-۲۷۲، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳    
۲۲۶. محمدکاظم بن عبدالعظیم طباطبائی‌یزدی، العروةالوثقی، ج۵، ص۴۹۰، قم ۱۴۱۷۱۴۲۰.    
۲۲۷. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۷، ص۳۳۶ـ۳۳۷، دمشق ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۲۲۸. نگاهی دوباره به تربیت اسلامی ص۶۶-۷۳.
۲۲۹. ناهید طیبی، «حجاب و عفاف مروری دوباره»، مجله‌ی پیام زن، شماره‌ی ۹۵، ص ۷۵.
۲۳۰. سوره اعراف/۷، آیه۵۸.    
۲۳۱. كیهان لندن، ۱۱/۳/۱۳۷۴.
۲۳۲. لسان العرب، واژه‌ی عفّت.    
۲۳۳. معجم مفردات الفاظ القرآن، واژه‌ی عفّت.
۲۳۴. المصباح المنیر، واژه‌ی عفّت.
۲۳۵. سوره نور/۲۴، آیه۶۰.    
۲۳۶. حر عاملی،وسائل الشیعة ج۱۴، ص۱۴۶.    
۲۳۷. مهریزی، حجاب.
۲۳۸. سیدعلی سادات فخر «حجاب ارزش یا روش»، كتاب نقد، ش ۱۷(فمینیزم)
۲۳۹. ناهید طیبی، «حجاب و عفاف، مروری دوباره» مجله‌ی پیام زن، ش ۹۵ و ۹۶.
۲۴۰. مؤسسه فرهنگی دارالحدیث، مجله‌ی حدیث زندگی، ویژه‌ی عفاف. شماره‌ی ۶، مرداد و شهریور ۱۳۸۱.
۲۴۱. محمدکاظم بن عبدالعظیم طباطبائی‌یزدی، العروةالوثقی، ج۵، ص۴۹۵، قم ۱۴۱۷۱۴۲۰.    
۲۴۲. عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۱، ص۱۹۲، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۲۴۳. عبدالرحمان جزیری، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة، ج۱، ص۱۹۲، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۲۴۴. ناصر مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ج۲، ص۳۴۸، گردآوری ابوالقاسم علیان‌نژادی، قم ۱۳۸۵ش.
۲۴۵. شبیری زنجانی؛ درس خارج فقه، مورخ ۱۵/۹/۱۳۷۷ش.
۲۴۶. محمدتقی خوئی، المبانی فی شرح العروة الوثقی: النکاح، ج۳۲، ص۱۰۴ـ۱۰۵، تقریرات درس آیةاللّه خوئی، در موسوعة الامام خوئی، ج ۳۲، قم: مؤسسة احیاء آثار الامام الخوئی، ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
۲۴۷. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع‌الاسلام، ج۲۹، ص۸۲، ج ۲۹، چاپ محمود قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.    
۲۴۸. وهبه مصطفی زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلّته، ج۷، ص۱۹، دمشق ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
۲۴۹. شبیری زنجانی، درس خارج فقه مورخ ۱۰/۹/۱۳۷۷ش
۲۵۰. حسینعلی منتظری، رساله توضیح المسائل، ج۱، ص۴۵۷، تهران ۱۳۷۷ش.
۲۵۱. ناصر مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ج۲، ص۳۴۹، گردآوری ابوالقاسم علیان‌نژادی، قم ۱۳۸۵ش.
۲۵۲. علی سیستانی، استفتاءات المرجع الدینی الأعلی السید السیستانی مدظله، ج۱، ص۴۱۴، قم ۲۰۰۰.
۲۵۳. ابوالقاسم خوئى، المسائل الشرعیة: استفتاءات، ج :۲ المعاملات، ج۲، ص۱۹۷،قم ۱۴۲۱/۲۰۰۰؛
۲۵۴. ابوالقاسم خوئى، المسائل الشرعیة: استفتاءات، ج :۲ المعاملات، ج۲، ص۱۹۹،قم ۱۴۲۱/۲۰۰۰؛
۲۵۵. ابوالقاسم خوئی و جواد تبریزی، صراة النجاة: استفتاءات لآیةاللّه العظمی الخوئی مع تعلیقة و ملحق لآیةاللّه العظمی التبریزی، ج۱، ص۵۰۵، قم ۱۴۱۶ـ۱۴۱۸.
۲۵۶. محمدرضا گلپایگانی، مجمع‌المسائل، ج۲، ص۱۸۷ـ۱۸۸، قم، ج ۲، ۱۳۶۴ش، ج ۳، (بی‌تا).
۲۵۷. ابوالقاسم خوئى، المسائل الشرعیة: استفتاءات، ج :۲ المعاملات، ج۲، ص۱۹۷،قم ۱۴۲۱/۲۰۰۰؛
۲۵۸. ناصر مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ج۳، ص۲۵۶، گردآوری ابوالقاسم علیان‌نژادی، قم ۱۳۸۵ش.
۲۵۹. علی خامنه‌ای، اجوبة الاستفتاءات، ج۲، ص۷۹، ج ۱، کویت ۱۴۱۵/۱۹۹۵، ج ۲، بیروت ۱۴۲۰/۱۹۹۹.    
۲۶۰. ابوالقاسم خوئى، المسائل الشرعیة: استفتاءات، ج :۲ المعاملات،ج۲، ص۲۰۴، قم ۱۴۲۱/۲۰۰۰
۲۶۱. ابوالقاسم خوئى، المسائل الشرعیة: استفتاءات، ج :۲ المعاملات،ج۲، ص۲۰۶-۲۰۸، قم ۱۴۲۱/۲۰۰۰؛
۲۶۲. حسینعلی منتظری، رساله توضیح المسائل، ج۱، ص۴۵۷، تهران ۱۳۷۷ش.
۲۶۳. علی خامنه‌ای، اجوبة الاستفتاءات، ج۲، ص۸۵، ج ۱، کویت ۱۴۱۵/۱۹۹۵، ج ۲، بیروت ۱۴۲۰/۱۹۹۹.    
۲۶۴. ابوالقاسم خوئی و جواد تبریزی، صراة النجاة: استفتاءات لآیةاللّه العظمی الخوئی مع تعلیقة و ملحق لآیةاللّه العظمی التبریزی، ج۵، فتاوی تبریزی، ص۴۲۹، قم ۱۴۱۶ـ۱۴۱۸.
۲۶۵. علی سیستانی، استفتاءات المرجع الدینی الأعلی السید السیستانی مدظله، ج۱، ص۴۸۶، قم ۲۰۰۰.
۲۶۶. علی سیستانی، استفتاءات المرجع الدینی الأعلی السید السیستانی مدظله، ج۱، ص۵۴۲، قم ۲۰۰۰.
۲۶۷. ناصر مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ج۲، ص۳۴۹ـ۳۵۰، گردآوری ابوالقاسم علیان‌نژادی، قم ۱۳۸۵ش.
۲۶۸. ناصر مکارم شیرازی، استفتائات جدید، ج۳، ص۲۴۹، گردآوری ابوالقاسم علیان‌نژادی، قم ۱۳۸۵ش.
۲۶۹. ابوالقاسم خوئى، المسائل الشرعیة: استفتاءات، ج :۲ المعاملات،ج۲، ص۱۹۶، قم ۱۴۲۱/۲۰۰۰
۲۷۰. شبیری زنجانی، درس خارج فقه، مورخ ۴/۱۱/۱۳۷۷ش
۲۷۱. ابوالقاسم خوئى، المسائل الشرعیة: استفتاءات، ج ۲ المعاملات، ج۲، ص۲۱۱،قم ۱۴۲۱/۲۰۰۰؛
۲۷۲. ابوالقاسم خوئی و جواد تبریزی، صراة النجاة: استفتاءات لآیةاللّه العظمی الخوئی مع تعلیقة و ملحق لآیةاللّه العظمی التبریزی، ج۲، ص۳۷۲، قم ۱۴۱۶ـ۱۴۱۸.
۲۷۳. حسینعلی منتظری، رساله توضیح المسائل، ج۱، ص۴۵۷، تهران ۱۳۷۷ش.
۲۷۴. علی سیستانی، استفتاءات المرجع الدینی الأعلی السید السیستانی مدظله، ج۱، ص۵۴۲، قم ۲۰۰۰.
۲۷۵. محمد سروش، دین و دولت در اندیشه اسلامی، ج۱، ص۱۷۴ـ۱۷۵، قم ۱۳۷۸ش.
۲۷۶. محمد سروش، دین و دولت در اندیشه اسلامی، ج۱، ص۴۹۹ـ۵۰۳، قم ۱۳۷۸ش.
۲۷۷. محمد سروش، دین و دولت در اندیشه اسلامی، ج۱، ص۵۰۶ ـ۵۰۷، قم ۱۳۷۸ش.
۲۷۸. محسن فقیه شیرازی، «نقد مقاله حبل‌المتین»، ج۱، ص۲۷۱، در رسائل حجابیه، همان منبع، دفتر۱.
۲۷۹. ابن حنبل، مسندالامام احمد بن حنبل، ج۱، ص۲۵۱، بیروت: دارصادر، (بی‌تا).
۲۸۰. کلینی، اصول کافی، ج۵، ص۵۳۷.
۲۸۱. احمد بن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج۲، ص۲۲۶، بیروت: دارالفکر، (بی‌تا).
۲۸۲. احمد خان ملک ساسانی، یادبودهای سفارت استانبول، ج۱، ص۲۲۶ـ ۲۲۸، تهران ۱۳۴۵ش.
۲۸۳. الیز ساناساریان، جنبش قوق نان در ایران: طغیان، ج۱، ص۹۸ـ۱۰۰، افول و سرکوب از ۱۲۸۰ تا انقلاب ۵۷، ترجمه نوشین احمدی خراسانی، تهران ۱۳۸۴ش.
۲۸۴. فاطمه صادقی، جنسیت، ج۱، ص۳۰ـ۳۲، ناسیونالیسم و تجدد در ایران (دوره پهلوی اول)، تهران ۱۳۸۴ش.
۲۸۵. فاطمه صادقی، جنسیت، ج۱، ص۴۶ـ۴۸، ناسیونالیسم و تجدد در ایران (دوره پهلوی اول)، تهران ۱۳۸۴ش.
۲۸۶. آقابزرگ طهرانی، ج۶، ص۲۵۴،پانویس.
۲۸۷. رسول جعفریان، «بدعت کشف حجاب در ایران»، ج۱، ص۲۹ـ۳۱، در رسائل حجابیه: شصت سال تلاش علمی در برابر بدعت کشف حجاب، چاپ رسول جعفریان، دفتر۱، قم: دلیل ما، ۱۳۸۰ش الف.
۲۸۸. رسول جعفریان، «بدعت کشف حجاب در ایران»، ج۱، ص۳۵، در رسائل حجابیه: شصت سال تلاش علمی در برابر بدعت کشف حجاب، چاپ رسول جعفریان، دفتر۱، قم: دلیل ما، ۱۳۸۰ش الف.
۲۸۹. رسول جعفریان، «بدعت کشف حجاب در ایران»، ج۱، ص۳۵ـ۳۶، در رسائل حجابیه: شصت سال تلاش علمی در برابر بدعت کشف حجاب، چاپ رسول جعفریان، دفتر۱، قم: دلیل ما، ۱۳۸۰ش الف.
۲۹۰. قاسم امین، تحریرالمرأة، ج۱، ص۵۶ـ۶۸، قاهره ۱۳۱۶/۱۸۹۹.
۲۹۱. نظیرة زین‌الدین، السُفُور و الحجاب،ص۲۳۷-۲۴۴، بیروت ۱۳۴۶/۱۹۲۸
۲۹۲. نظیرة زین‌الدین، السُفُور و الحجاب،ص۲۶۳-۲۶۴، بیروت ۱۳۴۶/۱۹۲۸
۲۹۳. نظیرة زین‌الدین، السُفُور و الحجاب، ص۲۶۶-۲۷۰،بیروت ۱۳۴۶/۱۹۲۸
۲۹۴. مجتبی مینوی، «پوشیدن روی یا نپوشیدن روی: در دفاع از کشف حجاب»، ج۱، ص۱۲۶۳ـ ۱۲۶۷، در رسائل حجابیه، همان منبع، دفتر۲.
۲۹۵. رسول جعفریان، «بدعت کشف حجاب در ایران»، ج۱، ص۳۳ـ۳۴، در رسائل حجابیه: شصت سال تلاش علمی در برابر بدعت کشف حجاب، چاپ رسول جعفریان، دفتر۱، قم: دلیل ما، ۱۳۸۰ش الف.
۲۹۶. رسول جعفریان، «بدعت کشف حجاب در ایران»، ج۱، ص۴۳، در رسائل حجابیه: شصت سال تلاش علمی در برابر بدعت کشف حجاب، چاپ رسول جعفریان، دفتر۱، قم: دلیل ما، ۱۳۸۰ش الف.
۲۹۷. ابوالحسن طالقانی طهرانی، «محاکمه در موضوع حجاب»، ج۱، ص۴۱۶ـ۴۱۸، در رسائل حجابیه، همان منبع، دفتر۱.
۲۹۸. رسول جعفریان، «كتابشناسى حجاب»، در همان، دفتر۲،ص۱۳۳۷-۱۳۴۸، قم: دلیل ما، ۱۳۸۰ش ب.
۲۹۹. آقابزرگ طهرانی،الذریعه، ج۶، ص۲۵۴.
۳۰۰. آقابزرگ طهرانی،الذریعه، ج۷، ص۵۷.
۳۰۱. آقابزرگ طهرانی،الذریعه، ج۱۱، ص۹.
۳۰۲. آقابزرگ طهرانی،الذریعه، ج۱۱، ص۶۳.
۳۰۳. آقابزرگ طهرانی،الذریعه، ج۱۲، ص۹۰.
۳۰۴. آقابزرگ طهرانی،الذریعه، ج۱۲، ص۱۵۴.
۳۰۵. آقابزرگ طهرانی،الذریعه، ج۱۲، ص۱۶۴ـ۱۶۵.
۳۰۶. آقابزرگ طهرانی،الذریعه، ج۱۲، ص۱۹۲.
۳۰۷. آقابزرگ طهرانی،الذریعه، ج۱۵، ص۱۸۳.
۳۰۸. آقابزرگ طهرانی، الذریعه،ج۱۵، ص۲۷۲.
۳۰۹. آقابزرگ طهرانی، الذریعه،ج۱۷، ص۲۳۵.
۳۱۰. انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، تهران: سروش،کتاب ۲، ص ۱۲۶، ج۱، ص۲۶۸، کتاب ۱، ۱۳۷۶ش، کتاب ۲، ۱۳۷۷ش.
۳۱۱. انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک،کتاب ۲، ص۱۲۹، ج۱، ص۲۶۸، تهران: سروش، کتاب ۱، ۱۳۷۶ش، کتاب ۲، ۱۳۷۷ش.
۳۱۲. محمدحسین حافظیان، زنان و انقلاب: داستان ناگفته، ج۱، ص۱۶۹ـ۱۷۸، تهران ۱۳۸۰ش.
۳۱۳. امام خمینی، صحیفه نور، ج۲، ص۲۵۹، تهران، ج ۲، ۱۳۶۱ش، ج ۹، ۱۳۷۴ش، ج ۱۹، ۱۳۶۸ش.    
۳۱۴. امام خمینی، صحیفه نور، ج۹، ص۹۵۹۶، تهران، ج ۲، ۱۳۶۱ش، ج ۹، ۱۳۷۴ش، ج ۱۹، ۱۳۶۸ش.    
۳۱۵. امام خمینی، صحیفه نور، ج۱۹، ص۱۲۱، تهران، ج ۲، ۱۳۶۱ش، ج ۹، ۱۳۷۴ش، ج ۱۹، ۱۳۶۸ش.    
۳۱۶. محمدرضا گلپایگانی، مجمع‌المسائل، ج۳، ص۲۱۰ـ۲۱۱، قم، ج ۲، ۱۳۶۴ش، ج ۳، (بی‌تا).
۳۱۷. حسین هاشمی، «نقدی بر ماده ۶۳۸ قما در جرم‌انگاری بدحجابی»، ج۱، ص۱۵۲ـ۱۵۵، کتاب زنان، ش ۳۷ (پاییز ۱۳۸۶).
۳۱۸. دان کیوپیت، دریای ایمان، ج۱، ص۴۱ـ۴۲، ترجمه حسن کامشاد، تهران ۱۳۸۰ش.
۳۱۹. دان کیوپیت، دریای ایمان، ج۱، ص۱۵۹، ترجمه حسن کامشاد، تهران ۱۳۸۰ش.
۳۲۰. ویلیام جیمز دورانت، تاریخ تمدن، ج۵، ص۶۱۴ـ ۶۱۸، ج ۵: رنسانس، ترجمه صفدر تقی‌زاده و ابوطالب صارمی، تهران ۱۳۶۷ش.
۳۲۱. قاسم امین، تحریرالمرأة، ج۱، ص۵۶، قاهره ۱۳۱۶/۱۸۹۹.
۳۲۲. احمد کسروی، خواهران و دختران ما، ج۱، ص۶ـ ۱۰، تهران ۱۳۲۴ش.
۳۲۳. مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ج۱، ص۲۰۵ـ ۲۰۶، تهران ۱۳۷۰ش.
۳۲۴. فاطمه مرنیسی، زنان پرده‌نشین و نخبگان جوشن پوش: برداشتی نوین از حقوق زن در اسلام، ج۱، ص۲۷۲ـ ۲۷۳، ترجمه ملیحه مغازه‌ای، تهران ۱۳۸۰ش.
۳۲۵. قاسم امین، تحریرالمرأة، قاهره ۱۳۱۶/۱۸۹۹.
۳۲۶. نظیرة زین‌الدین، السُفُور و الحجاب، بیروت ۱۳۴۶/۱۹۲۸.
۳۲۷. فاطمه صادقی، جنسیت، ج۱، ص۱۲ـ۱۵، ناسیونالیسم و تجدد در ایران (دوره پهلوی اول)، تهران ۱۳۸۴ش.
۳۲۸. فاطمه صادقی، جنسیت، ج۱، ص۲۲، ناسیونالیسم و تجدد در ایران (دوره پهلوی اول)، تهران ۱۳۸۴ش.
۳۲۹. فاطمه صادقی، جنسیت، ج۱، ص۵۲ـ۵۳، ناسیونالیسم و تجدد در ایران (دوره پهلوی اول)، تهران ۱۳۸۴ش.
۳۳۰. فاطمه صادقی، جنسیت، ج۱، ص۶۱، ناسیونالیسم و تجدد در ایران (دوره پهلوی اول)، تهران ۱۳۸۴ش.
۳۳۱. مصطفی میرمحمدی، «عدم ممنوعیت حجاب اسلامی از منظر حقوق بین‌الملل اقلیت‌ها»، ج۱، ص۵۰، کتاب زنان، ش ۳۷ (پاییز ۱۳۸۶).


منابع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «حجاب»، شماره۵۸۱۶.    
اندیشه قم    


رده‌های این صفحه : احکام پوشش | حجاب | فرهنگ و اجتماع | فقه




جعبه‌ابزار