جنگ (به فتح جیم)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



جنگ، واژه ای پارسی و کهن و پر کاربرد به معنای هر گونه درگیری(ذهنی و لفظی و بدنی) افراد با خود یا با دیگران، خصوصاً به معنای زد و خورد خشن میان گروه‌ها و اقوام و ملت‌ها و کشورها به انگیزه های مختلف؛ همین معنای تقریباً اصطلاحی است که در مقاله مفصّل حاضر مورد نظر است.

فهرست مندرجات

۱ - شیوه مقاله در مباحث
۲ - تقسیم بندی مقاله «جنگ»
۳ - ۱) کلیات مقوله «جنگ»
       ۳.۱ - الف)«جنگ» از دیدگاه فلسفی، حقوقی، تاریخی
              ۳.۱.۱ - «جنگ» در نظر ابن خلدون
              ۳.۱.۲ - مهمترین نظرات فلسفی در «جنگ»
              ۳.۱.۳ - تقابل دیدگاه کانت و هابز
              ۳.۱.۴ - راه پایان دادن به جنگ‌ها
              ۳.۱.۵ - جنگ از دیدگاه کلازویتس
              ۳.۱.۶ - دیدگاه حقوقدانان به «جنگ»
              ۳.۱.۷ - نظریه جنگ عادلانه یا مقدس
              ۳.۱.۸ - نقش تشکیل جامعه ملل در جنگ‌ها
              ۳.۱.۹ - اندیشه تدوین حقوق جنگ
              ۳.۱.۱۰ - ثمره حقوقی شدن مسئله «جنگ»
۴ - ب) «جنگ» از دیدگاه اسلامی
       ۴.۱ - «جنگ» نزد عرب دوره جاهلی
       ۴.۲ - «جنگ» ازصدراسلام‌ تا پایان‌ خلافت‌ عباسی‌
              ۴.۲.۱ - دیدگاه پیامبر اکرم به مقوله جنگ
              ۴.۲.۲ - رد اتهام جنگ‌طلبی به پیامبر
              ۴.۲.۳ - مهم ‌ترین دلایل گسترش اسلام
              ۴.۲.۴ - نحوه تعامل امیرالمومنین با مقوله جنگ
              ۴.۲.۵ - خصوصیات جنگ های بنی‌امیه وبنی‌عباس
              ۴.۲.۶ - قواعد الزامی و اخلاقی جنگ
       ۴.۳ - اقسام جنگ در اسلام
۵ - عناوین مرتبط
۶ - فهرست منابع
۷ - پانویس
۸ - منابع

شیوه مقاله در مباحث

[ویرایش]

این مقاله می‌کوشد علاوه بر توضیح کلی مفهوم جنگ از دیدگاه های مختلف، جنبه های مهم این موضوع را در مناطق و دوره های اصلی اسلامی بررسی کند؛ جنگ های مهم دارای مدخل مستقل‌اند و بعضی از مفاهیم مهم مربوط به موضوع نیز در مدخل های مرتبط طرح می‌شوند.

تقسیم بندی مقاله «جنگ»

[ویرایش]

مقاله حاضر متشکل از این بخش هاست :
۱) کلیات
الف) از دیدگاه فلسفی و حقوقی ـ تاریخی
ب) از دیدگاه اسلامی
۲) نزد عرب دوره جاهلی
۳) از صدر اسلام تا پایان خلافت عباسی
۴) ایران پس از اسلام
الف) از سده سوم هجری تا حمله مغول
ب) دوره مغول و پس از آن
۵) دوره ممالیک
۶) هند دوره اسلامی
۷) دوره عثمانی

۱) کلیات مقوله «جنگ»

[ویرایش]


← الف)«جنگ» از دیدگاه فلسفی، حقوقی، تاریخی


جنگ به عنوان اقعیتی آمیخته با شر، از جمله لوازم اجتناب ناپذیر زندگی اجتماعی به شمار رفته است.
رفتارهای خصمانه در طول تاریخ، به ویژه در میان گروه‌ها و دولت های رقیب و هم جوار، به اشکال گوناگون بروز کرده و از منظر اهداف و انگیزه ها، گاه فتنه جویانه و گاه عدالت طلبانه بوده اند.
[۱] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱: مقدمه، ص۲۷۱.
[۲] شارل لوئی دو سکوندا مونتسکیو، روح القوانین، ج۱، ص۲۶۹ـ۲۹۱، ترجمه و نگارش علی اکبر مهتدی، تهران ۱۳۶۲ ش.

امروزه هم برخی از کشورها برای تحصیل منافع خویش یا توسعه آن و از میان برداشتن رقیب، سیاست جنگ را بر می‌گزینند؛ ازاین رو، موضوع جنگ علاوه بر جنبه حقوقی و فقهی، از ابعاد گوناگون تاریخی، جامعه شناختی، اخلاقی، فلسفی، اقتصادی و جز این‌ها اهمیت دارد.
افلاطون
[۳] افلاطون، جمهوری، ج۱، ص۹۶، ترجمه محمدحسن لطفی، تهران ۱۳۵۳ ش.
علت اصلی جنگ را سرشت ذاتی انسان، مبنی بر ابراز محبت به آشنایان و ابراز خشم به بیگانگان، دانسته است.

←← «جنگ» در نظر ابن خلدون


به نظر ابن خلدون
[۴] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱: مقدمه، ص۲۷۰ـ۲۷۱.
نیز جنگ امری طبیعی و برآمده از سرشت انسان است و ازاین رو در طول تاریخ همواره انسان‌ها با جنگ دست به گریبان بوده اند؛ به نظر او، اساسی ‌ترین انگیزه و علت جنگ، ابراز خشم و انتقام گرفتن است.
همچنین گاهی انسان، که فطرتاً زندگی جمعی و طبیعتی حیوانی دارد، برای تحصیل وسایل مورد نیاز خود به جنگ روی می‌آورد.
برخی فیلسوفان جنگ را یکی از ضروریات زندگی انسان دانسته، اما برخی دیگر جنگ را رفتاری جنون آمیز شمرده‌اند که ارزش انسان را پست تر از چهار پایان می‌کند.
[۵] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱: مقدمه، ص۵۸.


←← مهمترین نظرات فلسفی در «جنگ»


در میان فیلسوفانی که به فلسفه جنگ و صلح پرداخته اند، آرای «امانوئل کانت» و «کارل فون کلازویتس» شایان توجه است.
[۶] فرهنگ تاریخ اندیشه ها، فیلیپ پ. وینر، ج۳، ص۴۴۲، نیویورک: پسران چارلز اسکریبنر سال ۱۹۷۳.
[۷] فرهنگ تاریخ اندیشه ها، فیلیپ پ. وینر، ج۴، ص۵۰۰ ـ۵۰۳، نیویورک: پسران چارلز اسکریبنر سال ۱۹۷۳.
کانت، با نگارش رساله «صلح پایدار»، در راه تحقق صلح در جامعه بین الملل کوشید. در تقابل با کانت، کلازویتس با کتاب مشهور «درباره جنگ» به «نظریه پرداز جنگ» شهرت یافت.
دیدگاه کانت در روابط بین الملل، همسو با رویکرداروپای قرن هجدهم و این عقیده کهن بود که زندگی انسان تناوبِ بی پایانِ جنگ و صلح است.
[۸] وب گالی، فیلسوفان جنگ و صلح: کانت، ج۱، ص۲۹، کلاؤزِویتس، مارکس، انگلس، تولستوی، ترجمه محسن حکیمی، تهران ۱۳۷۲ ش.


←← تقابل دیدگاه کانت و هابز


دیدگاه کانت در باره صلح بین الملل در مقابل دیدگاه «هابز» قرار داشت؛ پیامدمنطقی دیدگاه هابزی آن است که تحقق صلح تنها با ایجاد تعادل میان قدرت‌ها و تهدیدها ممکن است،
[۹] صلح پایدار: جستارهایی در باب آرمان جهان وطنی کانت، مقدمه بومن و لوتس ـ باخمان، ج۱، ص۴، کمبریج، ماساچوست: انتشارات MIT، ۱۹۹۷.
ولی به نظر کانت
[۱۰] امانوئل کانت، صلح پایدار و مقالات دیگر در سیاست، ص ۱۱۰، تاریخ و اخلاق، تد همفری، ایندیاناپولیس ۱۹۸۳.
جنگِ تنبیهی پذیرفتنی نیست.
جنگ ذاتاً موجب آشفتگی و ضد قانون و وسیله ای نا معقول برای تأمین حقوق انسان هاست، حتی هنگامی که اجتناب ناپذیر باشد.
[۱۱] وب گالی، فیلسوفان جنگ و صلح: کانت، ج۱، ص۳۱ـ۳۲، کلاؤزِویتس، مارکس، انگلس، تولستوی، ترجمه محسن حکیمی، تهران ۱۳۷۲ ش.


←← راه پایان دادن به جنگ‌ها


کانت
[۱۲] امانوئل کانت، صلح پایدار و مقالات دیگر در سیاست، ص ۱۱۵ـ ۱۱۷، تاریخ و اخلاق، تد همفری، ایندیاناپولیس ۱۹۸۳.
ایجاد اتحادیه مللی را که با یکدیگر پیمان عدم تجاوز دائمی امضا کرده باشند، راه دستیابی به نظم قانونی بین المللی و پایان دادن به هرگونه جنگ می‌دانست.
به نظر او
[۱۳] امانوئل کانت، صلح پایدار و مقالات دیگر در سیاست، ص ۱۰۸ـ ۱۰۹، تاریخ و اخلاق، تد همفری، ایندیاناپولیس ۱۹۸۳.
، نظم بین المللی تنها زمانی ممکن است که پاره ای از حکومت‌ها آزادانه از حق به راه انداختن جنگ چشم بپوشند و زیربنای صلح پایدار برپایی حکومت جمهوری در همه کشورهاست
[۱۴] امانوئل کانت، صلح پایدار و مقالات دیگر در سیاست، ص ۱۱۳، تاریخ و اخلاق، تد همفری، ایندیاناپولیس ۱۹۸۳.
.

←← جنگ از دیدگاه کلازویتس


بر پایه دیدگاه کلازویتس،
[۱۵] کارل فون کلازویتس، در باره جنگ، ج۱، ص۵، جی.جی. گراهام، ۱۹۹۷.
جنگ رقابتی همراه با خونریزی است که در آن طرف غالب حریف خود را به برآوردن خواست های خود وا می دارد.
پس، جنگ از ابزارهای واقعی سیاسی است که البته در شرایط خاصی تحمیل می‌شود.
[۱۶] کارل فون کلازویتس، در باره جنگ، ج۱، ص۲۲، جی.جی. گراهام، ۱۹۹۷.

کاربرد سیاست جنگ تنها هنگامی معقول است که دلیل|ادله و منافع عقلانی کافی وجود داشته باشد؛ ازاین رو، به نظر کلازویتس
[۱۷] کارل فون کلازویتس، در باره جنگ، ج۱، ص۱۴، جی.جی. گراهام، ۱۹۹۷.
دولت نباید زمام امور سیاسی جنگ را به نظامیان بسپارد.
جنگ فعالیتی پیچیده و بی قاعده است که برای دو طرف فرصت های مشترکی پدید می‌آورد؛ ازاین رو، هیچ کس نمی‌تواند پیروزی در جنگ را ضمانت کند و بهترین راهبرد در جنگ، داشتن قدرت و برتری نظامی است.
[۱۸] کارل فون کلازویتس، در باره جنگ، ج۱، ص۱۹، جی.جی. گراهام، ۱۹۹۷.
[۱۹] کارل فون کلازویتس، در باره جنگ، ج۱، ص۸۴، جی.جی. گراهام، ۱۹۹۷.
[۲۰] کارل فون کلازویتس، در باره جنگ، ج۱، ص۱۶۰ـ ۱۶۸، جی.جی. گراهام، ۱۹۹۷.

از جمله انتقاداتی که بر کلازویتس وارد شده
[۲۱] وب گالی، فیلسوفان جنگ و صلح: کانت، ج۱، ص۷۹، کلاؤزِویتس، مارکس، انگلس، تولستوی، ترجمه محسن حکیمی، تهران ۱۳۷۲ ش.
آن است که وی در مورد نوع مقبول] جنگ نظر قاطعی نداده است.

←← دیدگاه حقوقدانان به «جنگ»


حقوق دانان در مورد ماهیت جنگ آرای مختلفی ابراز کرده اند.
برخی آن را پدیده ای فراتر از حقوق و شماری دیگر بیگانه از حقوق دانسته اند، اما به نظر بیش‌تر آنان می‌توان جنگ را، به عنوان یک واقعیت، دارای مفهوم حقوقی دانست.
[۲۲] شارل روسو، حقوق مخاصمات مسلحانه، ج۱، ص۲۶، ج ۱، ترجمه علی هنجنی و شیرین نیرنوری، (تهران) ۱۳۶۹ ش.
[۲۳] محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۴۴، تهران ۱۳۷۳ ش.

در حقوق بین الملل، جنگ درگیری مسلحانه میان کشورهاست که با اعلان صریح آن از سوی حداقل یکی از طرفین درگیر و با هدف دستیابی به منافع و مصالح ملی صورت می‌گیرد.
براساس این تعریف، درگیری های داخلی در یک کشور، جنگ به مفهوم حقوقی آن به شمار نمی‌رود مگر آن‌که یک کشور ثالث این مخاصمه را به عنوان جنگ به رسمیت بشناسد.
امروزه در بسیاری از اسناد بین المللی، از جمله در اسناد کمیته بین المللی صلیب سرخ و منشور ملل متحد، به جای اصطلاح جنگ از تعبیر «برخورد مسلحانه» استفاده می‌شود تا درگیری های داخلی را هم دربر گیرد.
ترکیب اصطلاحی «جنگ سرد»، که بیانگر نوعی موازنه وحشت فرهنگی و اعتقادی میان بلوک شرق و غرب پس از جنگ جهانی دوم بود، فاقد مفهوم حقوقی جنگ است.
[۲۴] شارل روسو، حقوق مخاصمات مسلحانه، ج۱، ص۹ـ۱۵، ج ۱، ترجمه علی هنجنی و شیرین نیرنوری، (تهران) ۱۳۶۹ ش.
[۲۵] محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۴۵ـ۴۸، تهران ۱۳۷۳ ش.
[۲۶] محمود مسائلی و عالیه ارفعی، جنگ و صلح از دیدگاه حقوق و روابط بین الملل، ج۱، ص۳ـ۵، تهران ۱۳۷۳ ش.

جنگ با «اقدامات مقابله به مثل» نیز تفاوت دارد.
اقدمات مقابله به مثل، در واقع پیامد رفتار زور مدارانه یک کشور در برابر کشوری دیگر است که هدف از آن وارد ساختن خسارت به طرف مقابل برای ملزم کردن وی به رعایت مقررات حقوقی است.
«اقدامات تلافی جویانه» با اعلان جنگ از سوی یکی از دو طرف، می تواند به جنگ تبدیل گردد.
[۲۷] شارل روسو، حقوق مخاصمات مسلحانه، ج۱، ص۱۶ـ۲۵، ج ۱، ترجمه علی هنجنی و شیرین نیرنوری، (تهران) ۱۳۶۹ ش.
[۲۸] محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۴۸ـ۷۳، تهران ۱۳۷۳ ش.


←← نظریه جنگ عادلانه یا مقدس


در دوران باستان، که توسل به زور در همه جوامع عمومیت داشت، نظریه «جنگ عادلانه» یا «جنگ مقدّس» در روم مطرح شد و بعدها در قرون وسطا، که کلیسا در اروپا به قدرت رسید، مورد توجه عالمان مسیحی، از جمله توماس آکوئینی، قرار گرفت و بیش‌تر شکل مذهبی یافت.
از نمونه های این جنگ از دیدگاه مسیحیان، «جنگ های صلیبی» است که برای استرداد بیت المقدّس از مسلمانان آغاز شد و از قرن پنجم تا هفتم/ یازدهم تا سیزدهم در هشت مرحله ادامه یافت.
در اواخر قرن شانزدهم میلادی، نظریه جنگ عادلانه نظم جدیدی یافت و برای آن چهار شرط مقرر شد:
۱) عنوان عادلانه،
۲) انگیزه عادلانه،
۳) ضرورت داشتنِ جنگ ،
۴) راهبری عادلانه
[۲۹] محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۲۰ـ۲۳، تهران ۱۳۷۳ ش.
[۳۰] علی باقری، کلیات و مبانی استراتژی و جنگ، ج۱، ص۲۹، (تهران) ۱۳۷۰ ش.
[۳۱] علی باقری، کلیات و مبانی استراتژی و جنگ، ج۱، ص۳۱، (تهران) ۱۳۷۰ ش.
[۳۲] خوان ریکاردو کول، فضای مقدس و جنگ مقدس: سیاست، ص ۱۶۱، فرهنگ و تاریخ شیعه، لندن ۲۰۰۲.
.
در قرن دوازدهم و سیزدهم/ هجدهم و نوزدهم این اندیشه خطرناک شکل گرفت که همه نوع جنگ با هدف دفاع از منافع خاص، جنگی مشروع است.
ظاهراً این تلقی از جنگِ مشروع امروزه احیا شده است.
[۳۳] محمود مسائلی و عالیه ارفعی، جنگ و صلح از دیدگاه حقوق و روابط بین الملل، ج۱، ص۱۶، تهران ۱۳۷۳ ش.

در اسلام، جنگ عادلانه مفهومی ندارد.
برخی مستشرقان کوشیده‌اند که مفهوم جهاد اسلامی را با جنگ عادلانه یکسان جلوه دهند
[۳۴] ایگناس گولدتسیهر، العقیده و الشریعه فی الاسلام، ج۱، ص۱۰۶، نقله الی اللغه العربیه و علق علیه محمد یوسف موسی، عبدالعزیز عبدالحق، و علی حسن عبدالقادر، بیروت ۱۹۴۶.
ولی جهاد اسلامی از نظر اهداف و شرایط از آن متمایز است.
در آغاز عصر جدید در اروپا (قرن دهم/ شانزدهم)، جنگ حق هر کشور شناخته می‌شد و تصمیم گیری در باره آن در صلاحیت حاکم کشور یا پادشاه بود.
در قرن نوزدهم، قدرت های بزرگ اروپایی با تشکیل چند اجلاس و اتحادیه به حل و فصل سیاسی منازعات پرداختند که تا حدودی موفقیت آمیز بود.

←← نقش تشکیل جامعه ملل در جنگ‌ها


در اواخر این قرن و اوایل قرن بیستم، اجلاس های صلح لاهه نقش مؤثری در منع توسل به زور و پیشگیری از جنگ ایفا کردند.
از جمله توافقات این اجلاس ها، تأسیس دیوان دائمی داوری، با هدف پیشگیری از جنگ با اقدامات میانجی گرانه، در ۱۸۹۹/ ۱۳۱۷، محدود شدن توسل به زور برای دستیابی به مطالبات، و انعقاد قراردادی در ۱۹۰۷/ ۱۳۲۵ بود.
[۳۵] محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۴ـ ۵، تهران ۱۳۷۳ ش.

تشکیل جامعه ملل و پذیرش میثاق جامعه ملل هرچند در پیشگیری از بروز جنگ چندان موفق نبود، توانست نوعی ممنوعیت نسبی و حقوقی در برابر جنگ پدید آورد و ضمانت های اجرایی هم برای جلوگیری از توسل به زور در روابط بین الملل در نظر گرفته شد، مانند قطع روابط تجاری و اقتصادی با کشور متجاوز و بیرون راندن آن از جامعه ملل.
[۳۶] محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۵ ـ ۸، تهران ۱۳۷۳ ش.
[۳۷] محمود مسائلی و عالیه ارفعی، جنگ و صلح از دیدگاه حقوق و روابط بین الملل، ج۱، ص۲۵ـ ۲۸، تهران ۱۳۷۳ ش.

پیمان های دیگری نیز منعقد شد مانند «معاهده لوکارنو» در ۱۹۲۵/۱۳۰۴ ش و «پیمان کلوگ-بریان» یا «پیمان پاریس» در ۱۹۲۸/ ۱۳۰۷ ش.
[۳۸] محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۸ـ۱۳، تهران ۱۳۷۳ ش.
[۳۹] محمود مسائلی و عالیه ارفعی، جنگ و صلح از دیدگاه حقوق و روابط بین الملل، ج۱، ص۲۸ـ۳۰، تهران ۱۳۷۳ ش.

به موجب منشور ملل متحد نیز توسل به زور ممنوع و روش‌هایی برای حل اختلاف مقرر شد.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد توسل به زور را تنها در مورد دفاع مشروع، کسب استقلال و تعیین سرنوشت ملت‌ها جایز شمرده است، اما عواملی مانند ناهماهنگی قدرت های بزرگ در مخاصمات بین المللی، زیر پا گذاشته شدن منشور از سوی خود این قدرت‌ها و توجیه کردن جنگ با عنوان دفاع از خود در برابر تروریسم، موجب شده است که سازمان ملل از دستیابی به هدف اصلی خود، یعنی تحقق صلح و امنیت جهانی، بازبماند.
[۴۰] محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۱۳ـ ۱۸، تهران ۱۳۷۳ ش.
[۴۱] محمود مسائلی و عالیه ارفعی، جنگ و صلح از دیدگاه حقوق و روابط بین الملل، ج۱، ص۳۰ـ۳۳، تهران ۱۳۷۳ ش.
[۴۲] محمود مسائلی و عالیه ارفعی، جنگ و صلح از دیدگاه حقوق و روابط بین الملل، ج۱، ص۴۷ـ۶۴، تهران ۱۳۷۳ ش.

هر چند برخی از قواعد و اصول بشر دوستانه مربوط به جنگ، مانند تمایز قائل شدن میان نظامیان و غیر نظامیان و پرهیز از کشتن اسیران، کم و بیش در برخی جوامع باستانی رعایت می‌شد،
[۴۳] کریس آو یوکنیک و روژه نورمان، مشروعیت خشونت: تاریخچه انتقادی حقوق جنگ، ج۱، ص۳۱، ۱۳۷۵ ش.
اما در قرن نوزدهم حقوق جنگ، به عنوان بخشی از حقوق بین الملل، پذیرفته شد و با صدور «اعلامیه سن پترزبورگ» در ۱۸۶۸/ ۱۲۸۵ و «اعلامیه بروکسل» در ۱۸۷۴/۱۲۹۱ و پس از اجلاس های لاهه در ۱۸۹۹/ ۱۳۱۷ و ۱۹۰۷/ ۱۳۲۵، قواعد حقوق نوین جنگ پی ریزی گردید که شامل قواعد حاکم بر روابط کشورهای متخاصم با یکدیگر یا با کشورهای بی طرف است.
[۴۴] فرهنگ تاریخ اندیشه ها، فیلیپ پ. وینر، ج۳، ص۴۵۱ـ۴۵۶، نیویورک: پسران چارلز اسکریبنر سال ۱۹۷۳.
[۴۵] کریس آو یوکنیک و روژه نورمان، مشروعیت خشونت: تاریخچه انتقادی حقوق جنگ، ج۱، ص۳۲، ۱۳۷۵ ش.
[۴۶] کریس آو یوکنیک و روژه نورمان، مشروعیت خشونت: تاریخچه انتقادی حقوق جنگ، ج۱، ص۳۶ـ ۳۸، ۱۳۷۵ ش.


←← اندیشه تدوین حقوق جنگ


توسعه تسلیحات و افزایش تعداد قربانیان جنگ ها، اندیشه تدوین حقوق جنگ را تقویت کرد.
[۴۷] محمود مسائلی و عالیه ارفعی، جنگ و صلح از دیدگاه حقوق و روابط بین الملل، ج۱، ص۸۳، تهران ۱۳۷۳ ش.

از جمله مهم ‌ترین منابع حقوق جنگ، مقررات بشر دوستانه ژنو (مصوب ۱۹۲۵/ ۱۳۰۴ش و ۱۹۲۹/ ۱۳۰۸ش) و معاهداتی که از گروه های معینی از قربانیان جنگ حمایت می‌کند و مقررات لاهه در باره ابزارها و شیوه های جنگی است.
[۴۸] کریس آو یوکنیک و روژه نورمان، مشروعیت خشونت: تاریخچه انتقادی حقوق جنگ، ج۱، ص۲۴، ۱۳۷۵ ش.

تمایز میان منطقه جنگی و جبهه جنگ در حقوق جنگ حائز اهمیت است.
[۴۹] محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۹۵ـ ۱۰۳، تهران ۱۳۷۳ ش.

بخش مهمی از حقوق جنگ، ناظر به قوانینی است که شامل گروه های آسیب پذیر در جنگ، به ویژه غیر نظامیان، می شود، از جمله مقررات مربوط به مجروحان و کودکان و زنان و اسیران و روزنامه نگاران، ممنوعیت های مربوط به بمباران مکان های غیر نظامی و شکنجه و بازجویی غیر انسانی، قوانین مربوط به صلیب سرخ و تردد آمبولانس ها، تأسیسات بهداشتی و خدماتی، تأسیسات خطرناک یا عام المنفعه (مانند سدها، نیروگاه های هسته ای و خدمات آبرسانی عمومی)، اموال فرهنگی، قوانین حمایت از محیط زیست و مقررات مربوط به ممنوعیت استفاده از سلاح های غیرانسانی و خشونت بار، مانند گلوله های انفجاری، سلاح های شیمیایی، هسته ای، میکروبی و آتش زا.
[۵۰] شارل روسو، حقوق مخاصمات مسلحانه، ج۱، ص۷۹ـ۱۴۴، ج ۱، ترجمه علی هنجنی و شیرین نیرنوری، (تهران) ۱۳۶۹ ش.
[۵۱] محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۱۱۱ـ ۲۳۸، تهران ۱۳۷۳ ش.
[۵۲] محمود مسائلی و عالیه ارفعی، جنگ و صلح از دیدگاه حقوق و روابط بین الملل، ج۱، ص۱۱۵ـ۱۳۳، تهران ۱۳۷۳ ش.
[۵۳] محمود مسائلی و عالیه ارفعی، جنگ و صلح از دیدگاه حقوق و روابط بین الملل، ج۱، ص۱۴۷ـ۱۶۲، تهران ۱۳۷۳ ش.

در حقوق جنگ، مفهوم جدید «جنایت کار جنگی» تعریف شد و تعقیب مجرمان جنگی میسر گردید.
[۵۴] شارل روسو، حقوق مخاصمات مسلحانه، ج۱، ص۲۰۳ـ۲۱۱، ج ۱، ترجمه علی هنجنی و شیرین نیرنوری، (تهران) ۱۳۶۹ ش.
[۵۵] محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۲۴۰ـ۲۵۱، تهران ۱۳۷۳ ش.
[۵۶] محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۲۵۹ـ۲۶۳، تهران ۱۳۷۳ ش.


←← ثمره حقوقی شدن مسئله «جنگ»


با این همه، تجربه دو جنگ جهانی اول و دوم نشان می‌دهد که این قبیل مقررات چندان موفقیت آمیز نبوده و حتی به گونه ای ضرورت فعالیت نظامی را موجه نشان داده است.
با تحول و پیشرفت سلاح های جنگی، مهم ‌ترین اصول و حقوق جنگ، مانند تفکیک نظامیان از غیر نظامیان، نا دیده انگاشته شده و حمله به غیر نظامیان ضرورت نظامی خوانده شده است.
بر این اساس، مفهوم «جنگ مطلق» پدید آمده است که در آن بدون هیچ گونه محدودیتی، به دشمن جنگی صدمه وارد می‌شود تا به پیروی از اراده طرفِ پیروز تن دهد.
[۵۷] کریس آو یوکنیک و روژه نورمان، مشروعیت خشونت: تاریخچه انتقادی حقوق جنگ، ج۱، ص۳۸، ۱۳۷۵ ش.
[۵۸] کریس آو یوکنیک و روژه نورمان، مشروعیت خشونت: تاریخچه انتقادی حقوق جنگ، ج۱، ص۴۴ـ۴۶، ۱۳۷۵ ش.


ب) «جنگ» از دیدگاه اسلامی

[ویرایش]

برای درک عمیق دیدگاه اسلام در باره جنگ، بررسی مقوله جنگ پیش از اسلام در میان عرب جاهلی و نیز ادوار مختلف پس از آن ضروری است.

← «جنگ» نزد عرب دوره جاهلی


مردم عرب در دوران جاهلیت به اقتضای زندگی قبیله ای و شرایط جغرافیایی محیط زیستشان، گونه ای عصیان گری داشتند و همواره از اطاعت از حکومت یا سیاستی خاص سر باز می‌زدند. آنان برای ریاست به رقابت و حتی با خویشاوندان خود به معارضه می‌پرداختند.
فراوانی واژگان مربوط به جنگ و وسایل جنگی در ادبیات عرب، خصوصاً اشعار و نوشته های بر جای مانده در پاره ای منابع بابلی و آشوری، نیز این موضوع را تأیید می‌کند.
[۵۹] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱: مقدمه، ص۱۵۰ـ۱۵۱.
[۶۰] جوادعلی، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۳۹۹ـ۴۰۴، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
[۶۱] جوادعلی، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۴۱۷ـ ۴۱۸، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
[۶۲] جوادعلی، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۴۲۲ـ۴۲۳، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
[۶۳] حسین حاج حسن، حضاره العرب فی عصر الجاهلیه، ج۱، ص۱۰۶ـ ۱۱۸، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۴.

انتقام جویی از جمله فضائل کهن اعراب و موجب فخر آن‌ها و خون خواهی، قانون برتر صحرا به شمار می‌رفت.
[۶۴] توشیهیکو ایزوتسو، مفاهیم اخلاقی دینی در قرآن، ج۱، ص۶۸ـ۶۹، مونترال ۱۹۶۶.

دست یابی به امکانات مالی، مانند آذوقه و نیروی کار ارزان با به بردگی کشیدن نیروهای دشمن، دیگر انگیزه مهم جنگ در میان اقوام عرب بود.
[۶۵] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱: مقدمه، ص۲۷۱.
[۶۶] حسین حاج حسن، حضاره العرب فی عصر الجاهلیه، ج۱، ص۱۰۷، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۴.

برای جنگ از بردگان نیز استفاده می‌شد و حتی جنگاوران معمولاً از طبقات پایین جامعه استخدام می‌شدند و چون تنها انگیزه آنان درآمد بود، در موارد بسیاری از کارزار می‌گریختند.
[۶۷] جوادعلی، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۴۰۴ـ۴۰۵، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.

بر پایه این واقعیت ها، مفهوم پاره ای از مَثَل های متداول در میان عرب، مانند اینکه «استقبال از مرگ از پشت کردن به دشمن برتر است»، بهتر درک می‌شود.
[۶۸] جوادعلی، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۴۰۲، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.

جنگ نمادی از ساختار اجتماعی اعراب بود، مگر در مواردی که میان دو یا چند قبیله توافق نامه صلحی منعقد شده بود.
[۶۹] دائرة المعارف جهان اسلام، چاپ دوم، ذیل "Harb, war"


← «جنگ» ازصدراسلام‌ تا پایان‌ خلافت‌ عباسی‌


اسلام توسل به زور را نپذیرفت و تنها جنگ در راه خدا یا جهاد را مجاز اعلام کرد.

←← دیدگاه پیامبر اکرم به مقوله جنگ


پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بسیاری از مفاهیم و ارزش های اخلاقی رایج در عصر جاهلی را تغییر داد و کوشید از جنبه های مثبت فرهنگ عربی به سود اهداف و آرمان های اسلام بهره گیرد.
[۷۰] توشیهیکو ایزوتسو، مفاهیم اخلاقی دینی در قرآن، ج۱، ص۷۴ـ۱۰۴، مونترال ۱۹۶۶.

آن حضرت هدف از بعثت خویش را کامل کردن بنیادهای اخلاق نیک اعلام نمود
[۷۱] احمدبن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج۱۵، ص۲۵۲، بیروت ۱۴۲۴/۲۰۰۳.
[۷۲] حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۱۱، ص۱۸۷، قم ۱۴۰۷ـ ۱۴۰۸.
و کوشید با تشویق یاران خویش به کسب و کار و به دست آوردن روزی حلال، انگیزه درآمد یافتن از راه جنگ را از میان ببرد.
[۷۳] محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۳، ص۹،( چاپ محمد ذهنی افندی )، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۷۵] علی بن ابوبکر هیثمی، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج۱۰، ص۲۹۱، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.

در قرآن و حدیث، مسلمانان به مدارا، دوستی و صلح کردن با برادران ایمانی و نیز مخاصمه نکردن با غیر مسلمانان تشویق شده اند.
[۸۱] حرّعاملی، وسائل الشیعة، ج۱۵، ص۱۹۹.
[۸۲] حرّعاملی، وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۱۹۱.

پیامبر برای زدودن روح انتقام جویی و جنگ طلبی از خلق و خوی اعراب، به عنوان نخستین مسلمانان، بسیار کوشید، از جمله در سراسر دوران مکه به جنگ و درگیری رضایت نداد و به دستور الهی در برابر آزار و اذیت مشرکان، یاران خود را به خویشتن داری و خودداری از جنگ سفارش کرد.
پس از هجرت، که مشرکان آزار مسلمانان را از حد گذراندند، خدا به مسلمانان اجازه جهاد داد تا از حقوق مشروع خویش دفاع کنند و از انواع جنگ، تنها جنگ در راه خدا مشروع اعلام شد؛ یعنی، جنگ با انگیزه های خداپسندانه مانند دفاع از مظلومان، سرکوب کردن فتنه ظالمان و دفاع از سرزمین اسلامی نه برای رسیدن به اهدافی چون کشورگشایی، انتقام، ستم و برتری جویی.
[۹۰] ۵۹، وهبه مصطفی زحیلی، ج۱، ص۵۵، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.

در اسلام اصل بر مصالحه و سازش است و توسل به زور و جنگ حالتی اضطراری به شمار می‌رود.
[۹۱] محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۴، ص۹،( چاپ محمد ذهنی افندی )، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۹۲] محمدبن احمد خطیب شربینی، مغنی المحتاج الی معرفه معانی الفاظ المنهاج، ج۴، ص۲۱۰، مع تعلیقات جوبلی بن ابراهیم شافعی، بیروت: دارالفکر.
[۹۳] وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۹۰، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.

طبق آیه ۶۱ سوره انفال، که به جنگ بدر اشاره دارد،
[۹۵] طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۷۱.
[۹۶] طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۴۲۲.
مسلمانان در صورت تمایل دشمن به پذیرش صلح مکلف شده اند.
همچنین خداوند به مسلمانان دستور داده است که با فراهم آوردن نیرو و اسلحه، که موجب ترس دشمنان می‌شود، از جنگ پیش گیری کنند و از سوی دیگر پیامبر اکرم
[۹۸] «درآمدی بر صلح نامه های مسلمانان با ایرانیان در آغاز فتح ایران»، تاریخ اسلام، سال ۱، ش ۲ (تابستان ۱۳۷۹).
را رحمت برای جهانیان خوانده و از او خواسته که مردم و اهل کتاب را به بهترین شیوه، یعنی با بحث و گفتگو و حکمت و موعظه نیکو، به راه خدا (سبیلِ ربِّک) دعوت نماید.

←← رد اتهام جنگ‌طلبی به پیامبر


برخی مستشرقان، با تفکیک وقایع دوران مکه از مدینه، بر آن‌اند که جنگْ گریزی پیامبر در دوران مکه ناشی از ضعف بنیه نظامی او بوده است و بدون توجه به ماهیت رسالت آن حضرت، خواسته‌اند از وی چهره ای جنگ طلب بسازند و چنین بنمایند که اسلام به زورِ شمشیر گسترش یافته است.
[۱۰۲] کارل بروکلمان، تاریخ الشعوب الاسلامیه، ج۱، ص۸۰، نقله الی العربیه نبیه امین فارس و منیر بعلبکی، بیروت ۱۹۴۸ـ۱۹۴۹.
[۱۰۳] شارل لوئی دو سکوندا مونتسکیو، روح القوانین، ج۱، ص۶۷۱، ترجمه و نگارش علی اکبر مهتدی، تهران ۱۳۶۲ ش.
[۱۰۴] مجید خدوری، جنگ و صلح در قانون اسلام، ج۱، ص۵۳، نیویورک ۱۹۷۹.

همچنین شماری از آنان، با توجه به حملات مسلمانان مهاجر به کاروان های تجاری مشرکان مکه که به انگیزه جبران بخشی از اموال مصادره شده خود در ابتدای هجرت صورت می‌گرفت، نسبت های ناروایی به آن حضرت داده اند
[۱۰۵] کارل بروکلمان، تاریخ الشعوب الاسلامیه، ج۱، ص۵۶، نقله الی العربیه نبیه امین فارس و منیر بعلبکی، بیروت ۱۹۴۸ـ۱۹۴۹.
[۱۰۶] دائرةالمعارف جهان اسلام، ذیل ماده "Ghazw" Harb, war.

شواهد نشان می‌دهد که آن حضرت، در پی گسترش قلمرو جغرافیایی اسلام با جنگ، آن گونه که در زمان خلفای نخستین عصر فتوحات روی داد، نبود و بر پا داشتن چنین جنگ‌هایی از جمله اهداف اصلی آن حضرت نبود،
[۱۰۷] محمد رشیدرضا، تفسیر القرآن الحکیم المشتهر باسم تفسیر المنار، ج۲، ص۲۱۵، (تقریرات درس) شیخ محمد عبده، ج ۲، مصر۱۳۶۷.
[۱۰۸] وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۱۰۳ـ ۱۰۵، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.
زیرا پیامبر سیزده سال در مکه با مسالمت مردم را به اسلام دعوت کرد و همین شیوه را در مدینه نیز ادامه داد و اگر سرکشی‌ها و منازعات مشرکان و طاغیان نبود، این روند ادامه می‌یافت.
[۱۰۹] وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۱۳۴، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.

آنچه، به دلالت وحی، برای آن حضرت اهمیت داشت، تحول در نظام اخلاقی و اعتقادی مردم بود و همیشه نگران بود که آنان به خلق و خوی جاهلی بازگردند.
[۱۱۰] عبدالرزاق بن همام صنعانی، المصنَّف، ج۷، ص۴۶۴، چاپ حبیب الرحمان اعظمی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.

در آیاتی که در آن‌ها جنگ در شرایط ویژه ای برای مؤمنان روا شمرده شده، مراد جنگ دفاعی است و تصمیم پیامبر به جنگ، در شرایط اضطراری صورت گرفته است.
شأن نزول این آیات نیز به همین نکته دلالت دارد.
[۱۱۶] طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۹۰ـ ۹۲.
[۱۱۷] طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۷۳.
[۱۱۸] طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۲۰ـ۳۲۱.
[۱۱۹] طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۴۹۰ـ ۴۹۱.
[۱۲۰] محمدبن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۷، ص۳۸۰ـ۳۸۲، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
[۱۲۱] محمدبن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۲، ص۶۸ـ۶۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
[۱۲۲] طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۶۰.

این قبیل آیات به مشرکانی مربوط می‌شود که پیمان خود را با پیامبر اکرم شکستند.
در تمام جنگ های زمان پیامبر همواره آغازگر جنگ و فتنه مشرکان و کفار بودند.
[۱۲۳] محمد رشیدرضا، تفسیر القرآن الحکیم المشتهر باسم تفسیر المنار، ج۲، ص۲۱۵، (تقریرات درس) شیخ محمد عبده، ج ۲، مصر۱۳۶۷.
[۱۲۴] وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۱۰۳ـ۱۰۵، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.

استناد به برخی آیات و احادیث،
[۱۳۰] محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۸، ص۵۰،( چاپ محمد ذهنی افندی )، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۱۳۱] حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۱۸، ص۲۰۶، قم ۱۴۰۷ـ ۱۴۰۸.
که ظاهراً بر تجویز جنگ ابتدایی با مشرکان و آغازگر جنگ بودن دلالت دارند، بدون توجه به مفاد ادله دیگر ــ از جمله آیاتی که جنگ را مشروط به حمله نظامی دشمن، ظلم و تعدی به مسلمانان یا فرونشاندن فتنه کرده‌اند ــ نادرست است.
[۱۳۶] محمد رشیدرضا، تفسیر القرآن الحکیم المشتهر باسم تفسیر المنار، ج۲، ص۲۱۵، (تقریرات درس) شیخ محمد عبده، ج ۲، مصر۱۳۶۷.
[۱۳۷] وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۱۳۱، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.
[۱۳۸] وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۱۳۵ـ۱۳۶، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.


←← مهم ‌ترین دلایل گسترش اسلام


به علاوه، همچنان که شماری از محققان اسلام شناسی گفته اند، یکی از مهم ‌ترین دلایل گسترش اسلام، نظام اخلاقی و اعتقادی و حقوقی این دین و ابتنای آن بر صداقت و پاکی فردی و برابری و عدالت اجتماعی بود که در آن روزگار برای اقوام سرزمین های فتح شده، مانند ایرانیان که دارای نظام طبقاتی بودند، جاذبه بسیار داشت.
علاوه بر این، بسیاری از لشکر کشی های صدر اسلام به جنگ منتهی نشد و با مصالحه پایان پذیرفت.
[۱۳۹] گوستاو لوبون، تمدن اسلام و عرب، ج۱، ص۱۵۳ـ۱۵۶، ترجمه هاشم حسینی، تهران ۱۳۶۴ ش.
[۱۴۰] آن کاترین لمبتون، مالک و دهقانی در ایران: مطالعه از تصرف اراضی و مدیریت درآمد حاصل از زمین، ج۱، ص۱۷، لندن ۱۹۵۳.
[۱۴۱] آندره میکل، الاسلام و حضارته، ج۱، ص۹۰ـ۹۳، ترجمه زینب عبدالعزیز، صیدا) ۱۹۸۱).
[۱۴۲] عبدالحسین زرین کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ج۱، ص۱۵۸ـ۱۵۹، تهران ۱۳۸۰ ش.
[۱۴۳] نعمت الله صفری فروشانی، «درآمدی بر صلح نامه های مسلمانان با ایرانیان در آغاز فتح ایران»، ج۱، ص۵۰ به بعد، تاریخ اسلام، سال ۱، ش ۲ (تابستان ۱۳۷۹).

این محققان اسلام را دین صلح و دوستی شناخته‌اند و از جمله روش مسالمت آمیز مسلمانان فاتح اسپانیا را در برابر آیین مسیحیت ، یکی از مهم ‌ترین عوامل تسهیل استیلای آنان بر آن سرزمین و گسترش اسلام دانسته اند
[۱۴۴] توماس واکر آرنولد، موعظه از اسلام: تاریخ انتشار دین اسلام، ج۱، ص۴۷ـ ۴۸، لندن ۱۹۸۶.
[۱۴۵] توماس واکر آرنولد، موعظه از اسلام: تاریخ انتشار دین اسلام، ج۱، ص۵۱ـ۵۲، لندن ۱۹۸۶.
[۱۴۶] بوازار، ص ۲۱۸ـ۲۱۹.
[۱۴۷] ظافر قاسمی، الجهاد و الحقوق الدولیه العامه فی الاسلام، ج۱، ص۲۱۵ـ ۲۱۸، بیروت ۱۹۸۲.

اگر مردم در سرزمین های اسلامی به زور و تهدید شمشیر اسلام آورده بودند، پس از ضعف دولت اسلامی در قرن هفتم و از میان رفتن خلافت عباسی و تسلط مغولان بر ممالک اسلامی باید بسیاری از آنان، با تغییر حکومت، دین اسلام را رها می‌کردند، در حالی که نه تنها بر دین خود باقی ماندند، بلکه حاکمان جدید نیز به اسلام متمایل شدند.
[۱۴۸] وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۷۷، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.


←← نحوه تعامل امیرالمومنین با مقوله جنگ


در زمان حکومت حضرت علی علیه‌السلام، جنگ های داخلی مسلمانان ناشی از بازگشت شماری از مسلمانان به برخی ارزش های ناپسند دوران جاهلی بود که در زمان خلفای پیشین، به ویژه عثمان، زمینه آن فراهم شده بود.
انگیزه اصلی جنگ افروزان از معارضه با آن حضرت، فزون خواهی های بی جا و عصیان در برابر سیره عدالت خواهانه ایشان بود، همچنان که حضرت علی خود تعبیر قرآنی «اهل بغی» را در مورد آنان به کار برده است.
با این همه، آن حضرت از ابتدا با معارضان خود وارد جنگ نشد، بلکه نخست کوشید به روش گفتگو با آنها، به ویژه با خوارج، از جنگ پیش گیری کند، ولی چون از این روش نتیجه نگرفت، مجبور شد به این جنگ‌ها تن دهد.
[۱۴۹] علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، ج۱، ص۶۶ـ ۶۸، نهج البلاغه، شرح محمد عبده، چاپ عبدالعزیز سیدالاهل، بیروت ۱۳۸۲/ ۱۹۶۳.
[۱۵۰] علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، ج۲، ص۲۳۰ـ۲۳۱، نهج البلاغه، شرح محمد عبده، چاپ عبدالعزیز سیدالاهل، بیروت ۱۳۸۲/ ۱۹۶۳.
[۱۵۱] طبری، تاریخ الطبری (لیدن)، ج۱، ص۳۲۷۴ـ ۳۳۶۰.


←← خصوصیات جنگ های بنی‌امیه وبنی‌عباس


جنگ های دوران بنی امیه و بنی عباس آمیخته با انگیزه های غیر دینی، مانند کشور گشایی و تحصیل غنایم بود.
در این دوران، کاربرد روش های جاهلی در مورد استخدام افراد در جنگ و احیای سنّت جاهلی جنگ به سبک «غارات» و سوء استفاده از مفهوم جهاد در راه خدا، آموزه های اصیل اسلامی را تحت الشعاع قرار داد.
[۱۵۲] محمد رشیدرضا، تفسیر القرآن الحکیم المشتهر باسم تفسیر المنار، ج۲، ص۲۱۶، (تقریرات درس) شیخ محمد عبده، ج ۲، مصر۱۳۶۷.
[۱۵۳] ویلفرد مادلونگ، جانشینی محمد (ص) : مطالعه ای از اوایل خلافت، ج۱، ص۲۸۷، کمبریج ۱۹۹۷.


←← قواعد الزامی و اخلاقی جنگ


مقررات و قواعد الزامی و اخلاقی جنگ، به ویژه تأکید بر رعایت حقوق انسانی در آن، در قرآن و حدیث و به تبع آن در منابع فقهی مطرح شده که از مهم ‌ترین آنهاست:
۱) آغازگر حمله نبودن در صحنه نبرد،
۲) پرهیز از بی احترامی به اجساد دشمنان و منع مثله کردن آنها،
۳) پرهیز از کشتن سالخوردگان و زنان و کودکان و دیوانگان،
۴) حفظ حرمت اسیران،
۵) خودداری از مسموم کردن آب و طبیعت مورد استفاده دشمن و محروم نساختن وی از آب،
۶) اجتناب از قطع درختان،
۷) نکشتن حیوانات،
۸) آلوده نکردن آب یا غذای دشمن ،
۹) پرهیز از خیانت کردن به دشمن.
رعایت این نکات در سیره عملی رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و حضرت علی علیه‌السلام بارها گزارش شده است.
[۱۵۴] علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، ج۳، ص۴۵۳، نهج البلاغه، شرح محمد عبده، چاپ عبدالعزیز سیدالاهل، بیروت ۱۳۸۲/ ۱۹۶۳.
[۱۵۵] ابن فراء، الاحکام السلطانیه، ج۱، ص۴۳، چاپ محمد حامد فقی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۱۵۶] حرّعاملی، وسائل الشیعة، ج۱۵، ص۵۸.
[۱۵۷] محمدحسن بن باقر نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۲۱، ص۷۹ـ۸۲، ج ۲۱، چاپ عباس قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.
[۱۵۸] وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۱۶ـ۱۷، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.

همچنین نقل شده است که تعیین فردی در منازعات لشکریان مسلمان که بر رفتار سربازان نظارت و در صورت لزوم، آنان را توبیخ می‌کند، امری متداول بوده است.
[۱۵۹] حسین حاج حسن، حضاره العرب فی صدر الاسلام، ج۱، ص۲۱۰ـ۲۱۱، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.

شیوه برخورد با اسیران و مجروحان جنگی و چگونگی تقسیم غنایم نیز به تفصیل در منابع اسلامی مطرح شده است.
[۱۶۱] محمدحسن بن باقر نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۲۱، ص۱۲۰ـ۱۳۲، ج ۲۱، چاپ عباس قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.
[۱۶۲] محمدحسن بن باقر نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۲۱، ص۱۴۷ـ ۲۲۷، ج ۲۱، چاپ عباس قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.
[۱۶۳] وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۴۰۴ـ ۴۷۱، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.
[۱۶۴] وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۵۴۹ ـ ۶۳۵، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.


← اقسام جنگ در اسلام


بنابر برخی منابع فقهی، جنگ با غیر مسلمانان بر دو قسم است: جنگ با کفار و جنگ با اهل کتاب.
تفاوت این دو قسم آن است که انعقاد قرارداد ذمه با کافران، برخلاف اهل کتاب، ممکن نیست.
[۱۶۵] حسن بن یوسف علامه حلّی، تذکره الفقهاء، ج۹، ص۴۶ـ ۴۸، قم ۱۴۱۴.
[۱۶۶] وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۱۰۰ـ ۱۰۱، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.

جنگ های داخلی مسلمانان نیز به جنگ با مرتدان، محاربان و بغات تقسیم شده است.
[۱۶۷] علی بن محمد ماوردی، الاحکام السلطانیه و الولایات الدینیه، ج۱، ص۹۵، بغداد ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۱۶۸] وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۵۹ـ۶۰، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.

وقوع جنگ با هریک از این گروه‌ها تابع شرایط و احکام خاصی است.
[۱۶۹] علی بن محمد ماوردی، الاحکام السلطانیه و الولایات الدینیه، ج۱، ص۹۵ـ۱۰۹، بغداد ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۱۷۰] ابن فراء، الاحکام السلطانیه، ج۱، ص۵۱ـ، چاپ محمد حامد فقی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.

به تصریح آیه ۹ سوره حجرات، هنگام وقوع جنگ میان دو گروه مسلمان، وظیفه دیگر مسلمانان آن است که میان متخاصمان، بر پایه عدالت، صلح برقرار نمایند و اگر یک طرف از جنگیدن دست برندارد، باید تا زمانی که دست از ظلم و سرکشی برنداشته، با او بجنگند و چون پایان دادن به جنگ را پذیرفت، صلح را برقرار کنند.

عناوین مرتبط

[ویرایش]

غزوه خندق
جنگ جسر
جنگ جلولاء
جنگ جمل
جنگ داحس
جنگ در اسلام
جنگ در جاهلیت
جنگ دوره ممالیک
جنگ احزاب
جنگ دوره عثمانی
جنگ جسر
جنگ هند دوره اسلامی

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) علاوه بر قرآن.
(۲) ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون.
(۳) ابن فراء، الاحکام السلطانیه، چاپ محمد حامد فقی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۴) افلاطون، جمهوری، ترجمه محمدحسن لطفی، تهران ۱۳۵۳ ش.
(۵) علی باقری، کلیات و مبانی استراتژی و جنگ، (تهران) ۱۳۷۰ ش.
(۶) محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری،( چاپ محمد ذهنی افندی )، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۷) کارل بروکلمان، تاریخ الشعوب الاسلامیه، نقله الی العربیه نبیه امین فارس و منیر بعلبکی، بیروت ۱۹۴۸ـ۱۹۴۹.
(۸) احمدبن حسین بیهقی، السنن الکبری، بیروت ۱۴۲۴/۲۰۰۳.
(۹) جوادعلی، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
(۱۰) حسین حاج حسن، حضاره العرب فی صدر الاسلام، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
(۱۱) حسین حاج حسن، حضاره العرب فی عصر الجاهلیه، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۴.
(۱۲) حرّعاملی، وسائل الشیعة.
(۱۳) محمدبن احمد خطیب شربینی، مغنی المحتاج الی معرفه معانی الفاظ المنهاج، مع تعلیقات جوبلی بن ابراهیم شافعی، بیروت: دارالفکر.
(۱۴) محمد رشیدرضا، تفسیر القرآن الحکیم المشتهر باسم تفسیر المنار، (تقریرات درس) شیخ محمد عبده، ج ۲، مصر۱۳۶۷.
(۱۵) شارل روسو، حقوق مخاصمات مسلحانه، ج ۱، ترجمه علی هنجنی و شیرین نیرنوری، (تهران) ۱۳۶۹ ش.
(۱۶) وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.
(۱۷) عبدالحسین زرین کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، تهران ۱۳۸۰ ش.
(۱۸) نعمت الله صفری فروشانی، «درآمدی بر صلح نامه های مسلمانان با ایرانیان در آغاز فتح ایران»، تاریخ اسلام، سال ۱، ش ۲ (تابستان ۱۳۷۹).
(۱۹) عبدالرزاق بن همام صنعانی، المصنَّف، چاپ حبیب الرحمان اعظمی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۲۰) محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، تهران ۱۳۷۳ ش.
(۲۱) طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن.
(۲۲) طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن.
(۲۳) طبری، تاریخ الطبری (لیدن).
(۲۴) طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن.
(۲۵) حسن بن یوسف علامه حلّی، تذکره الفقهاء، قم ۱۴۱۴.
(۲۶) علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، نهج البلاغه، شرح محمد عبده، چاپ عبدالعزیز سیدالاهل، بیروت ۱۳۸۲/ ۱۹۶۳.
(۲۷) ظافر قاسمی، الجهاد و الحقوق الدولیه العامه فی الاسلام، بیروت ۱۹۸۲.
(۲۸) محمدبن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
(۲۹) کلینی، الکافی.
(۳۰) وب گالی، فیلسوفان جنگ و صلح: کانت، کلاؤزِویتس، مارکس، انگلس، تولستوی، ترجمه محسن حکیمی، تهران ۱۳۷۲ ش.
(۳۱) ایگناس گولدتسیهر، العقیده و الشریعه فی الاسلام، نقله الی اللغه العربیه و علق علیه محمد یوسف موسی، عبدالعزیز عبدالحق، و علی حسن عبدالقادر، بیروت ۱۹۴۶.
(۳۲) گوستاو لوبون، تمدن اسلام و عرب، ترجمه هاشم حسینی، تهران ۱۳۶۴ ش.
(۳۳) علی بن محمد ماوردی، الاحکام السلطانیه و الولایات الدینیه، بغداد ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
(۳۴) محمود مسائلی و عالیه ارفعی، جنگ و صلح از دیدگاه حقوق و روابط بین الملل، تهران ۱۳۷۳ ش.
(۳۵) شارل لوئی دو سکوندا مونتسکیو، روح القوانین، ترجمه و نگارش علی اکبر مهتدی، تهران ۱۳۶۲ ش.
(۳۶) آندره میکل، الاسلام و حضارته، ترجمه زینب عبدالعزیز، صیدا (۱۹۸۱).
(۳۷) محمدحسن بن باقر نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج ۲۱، چاپ عباس قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.
(۳۸) حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم ۱۴۰۷ـ ۱۴۰۸.
(۳۹) علی بن ابوبکر هیثمی، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
(۴۰) کریس آو یوکنیک و روژه نورمان، مشروعیت خشونت: تاریخچه انتقادی حقوق جنگ، در مجموعه مقالات حقوق جنگ، گردآوری و ترجمه حسین شریفی طرازکوهی، تهران: دانشگاه امام حسین (ع)، ۱۳۷۵ ش.
(۴۱) توماس واکر آرنولد، موعظه از اسلام: تاریخ انتشار دین اسلام، لندن ۱۹۸۶.
(۴۲) مارسل ابوازار، اومانیسم از اسلام، پاریس ۱۹۷۹.
(۴۳) کارل فون کلازویتس، در باره جنگ، جی.جی. گراهام، ۱۹۹۷.
(۴۴) خوان ریکاردو کول، فضای مقدس و جنگ مقدس: سیاست، فرهنگ و تاریخ شیعه، لندن ۲۰۰۲.
(۴۵) فرهنگ تاریخ اندیشه ها، فیلیپ پ. وینر، نیویورک: پسران چارلز اسکریبنر سال ۱۹۷۳.
(۴۶) دائرةالمعارف جهان اسلام، "Ghazw" توسط ت م جانستون، "Harb, war I: Legal aspect" توسط مجید خدوری.
(۴۷) توشیهیکو ایزوتسو، مفاهیم اخلاقی دینی در قرآن، مونترال ۱۹۶۶.
(۴۸) امانوئل کانت، صلح پایدار و مقالات دیگر در سیاست، تاریخ و اخلاق، تد همفری، ایندیاناپولیس ۱۹۸۳.
(۴۹) مجید خدوری، جنگ و صلح در قانون اسلام، نیویورک ۱۹۷۹.
(۵۰) آن کاترین لمبتون، مالک و دهقانی در ایران: مطالعه از تصرف اراضی و مدیریت درآمد حاصل از زمین، لندن ۱۹۵۳.
(۵۱) ویلفرد مادلونگ، جانشینی محمد (ص) : مطالعه ای از اوایل خلافت، کمبریج ۱۹۹۷.
(۵۲) صلح پایدار: جستارهایی در باب آرمان جهان وطنی کانت، مقدمه بومن و لوتس ـ باخمان، کمبریج، ماساچوست: انتشارات MIT، ۱۹۹۷؛

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱: مقدمه، ص۲۷۱.
۲. شارل لوئی دو سکوندا مونتسکیو، روح القوانین، ج۱، ص۲۶۹ـ۲۹۱، ترجمه و نگارش علی اکبر مهتدی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۳. افلاطون، جمهوری، ج۱، ص۹۶، ترجمه محمدحسن لطفی، تهران ۱۳۵۳ ش.
۴. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱: مقدمه، ص۲۷۰ـ۲۷۱.
۵. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱: مقدمه، ص۵۸.
۶. فرهنگ تاریخ اندیشه ها، فیلیپ پ. وینر، ج۳، ص۴۴۲، نیویورک: پسران چارلز اسکریبنر سال ۱۹۷۳.
۷. فرهنگ تاریخ اندیشه ها، فیلیپ پ. وینر، ج۴، ص۵۰۰ ـ۵۰۳، نیویورک: پسران چارلز اسکریبنر سال ۱۹۷۳.
۸. وب گالی، فیلسوفان جنگ و صلح: کانت، ج۱، ص۲۹، کلاؤزِویتس، مارکس، انگلس، تولستوی، ترجمه محسن حکیمی، تهران ۱۳۷۲ ش.
۹. صلح پایدار: جستارهایی در باب آرمان جهان وطنی کانت، مقدمه بومن و لوتس ـ باخمان، ج۱، ص۴، کمبریج، ماساچوست: انتشارات MIT، ۱۹۹۷.
۱۰. امانوئل کانت، صلح پایدار و مقالات دیگر در سیاست، ص ۱۱۰، تاریخ و اخلاق، تد همفری، ایندیاناپولیس ۱۹۸۳.
۱۱. وب گالی، فیلسوفان جنگ و صلح: کانت، ج۱، ص۳۱ـ۳۲، کلاؤزِویتس، مارکس، انگلس، تولستوی، ترجمه محسن حکیمی، تهران ۱۳۷۲ ش.
۱۲. امانوئل کانت، صلح پایدار و مقالات دیگر در سیاست، ص ۱۱۵ـ ۱۱۷، تاریخ و اخلاق، تد همفری، ایندیاناپولیس ۱۹۸۳.
۱۳. امانوئل کانت، صلح پایدار و مقالات دیگر در سیاست، ص ۱۰۸ـ ۱۰۹، تاریخ و اخلاق، تد همفری، ایندیاناپولیس ۱۹۸۳.
۱۴. امانوئل کانت، صلح پایدار و مقالات دیگر در سیاست، ص ۱۱۳، تاریخ و اخلاق، تد همفری، ایندیاناپولیس ۱۹۸۳.
۱۵. کارل فون کلازویتس، در باره جنگ، ج۱، ص۵، جی.جی. گراهام، ۱۹۹۷.
۱۶. کارل فون کلازویتس، در باره جنگ، ج۱، ص۲۲، جی.جی. گراهام، ۱۹۹۷.
۱۷. کارل فون کلازویتس، در باره جنگ، ج۱، ص۱۴، جی.جی. گراهام، ۱۹۹۷.
۱۸. کارل فون کلازویتس، در باره جنگ، ج۱، ص۱۹، جی.جی. گراهام، ۱۹۹۷.
۱۹. کارل فون کلازویتس، در باره جنگ، ج۱، ص۸۴، جی.جی. گراهام، ۱۹۹۷.
۲۰. کارل فون کلازویتس، در باره جنگ، ج۱، ص۱۶۰ـ ۱۶۸، جی.جی. گراهام، ۱۹۹۷.
۲۱. وب گالی، فیلسوفان جنگ و صلح: کانت، ج۱، ص۷۹، کلاؤزِویتس، مارکس، انگلس، تولستوی، ترجمه محسن حکیمی، تهران ۱۳۷۲ ش.
۲۲. شارل روسو، حقوق مخاصمات مسلحانه، ج۱، ص۲۶، ج ۱، ترجمه علی هنجنی و شیرین نیرنوری، (تهران) ۱۳۶۹ ش.
۲۳. محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۴۴، تهران ۱۳۷۳ ش.
۲۴. شارل روسو، حقوق مخاصمات مسلحانه، ج۱، ص۹ـ۱۵، ج ۱، ترجمه علی هنجنی و شیرین نیرنوری، (تهران) ۱۳۶۹ ش.
۲۵. محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۴۵ـ۴۸، تهران ۱۳۷۳ ش.
۲۶. محمود مسائلی و عالیه ارفعی، جنگ و صلح از دیدگاه حقوق و روابط بین الملل، ج۱، ص۳ـ۵، تهران ۱۳۷۳ ش.
۲۷. شارل روسو، حقوق مخاصمات مسلحانه، ج۱، ص۱۶ـ۲۵، ج ۱، ترجمه علی هنجنی و شیرین نیرنوری، (تهران) ۱۳۶۹ ش.
۲۸. محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۴۸ـ۷۳، تهران ۱۳۷۳ ش.
۲۹. محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۲۰ـ۲۳، تهران ۱۳۷۳ ش.
۳۰. علی باقری، کلیات و مبانی استراتژی و جنگ، ج۱، ص۲۹، (تهران) ۱۳۷۰ ش.
۳۱. علی باقری، کلیات و مبانی استراتژی و جنگ، ج۱، ص۳۱، (تهران) ۱۳۷۰ ش.
۳۲. خوان ریکاردو کول، فضای مقدس و جنگ مقدس: سیاست، ص ۱۶۱، فرهنگ و تاریخ شیعه، لندن ۲۰۰۲.
۳۳. محمود مسائلی و عالیه ارفعی، جنگ و صلح از دیدگاه حقوق و روابط بین الملل، ج۱، ص۱۶، تهران ۱۳۷۳ ش.
۳۴. ایگناس گولدتسیهر، العقیده و الشریعه فی الاسلام، ج۱، ص۱۰۶، نقله الی اللغه العربیه و علق علیه محمد یوسف موسی، عبدالعزیز عبدالحق، و علی حسن عبدالقادر، بیروت ۱۹۴۶.
۳۵. محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۴ـ ۵، تهران ۱۳۷۳ ش.
۳۶. محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۵ ـ ۸، تهران ۱۳۷۳ ش.
۳۷. محمود مسائلی و عالیه ارفعی، جنگ و صلح از دیدگاه حقوق و روابط بین الملل، ج۱، ص۲۵ـ ۲۸، تهران ۱۳۷۳ ش.
۳۸. محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۸ـ۱۳، تهران ۱۳۷۳ ش.
۳۹. محمود مسائلی و عالیه ارفعی، جنگ و صلح از دیدگاه حقوق و روابط بین الملل، ج۱، ص۲۸ـ۳۰، تهران ۱۳۷۳ ش.
۴۰. محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۱۳ـ ۱۸، تهران ۱۳۷۳ ش.
۴۱. محمود مسائلی و عالیه ارفعی، جنگ و صلح از دیدگاه حقوق و روابط بین الملل، ج۱، ص۳۰ـ۳۳، تهران ۱۳۷۳ ش.
۴۲. محمود مسائلی و عالیه ارفعی، جنگ و صلح از دیدگاه حقوق و روابط بین الملل، ج۱، ص۴۷ـ۶۴، تهران ۱۳۷۳ ش.
۴۳. کریس آو یوکنیک و روژه نورمان، مشروعیت خشونت: تاریخچه انتقادی حقوق جنگ، ج۱، ص۳۱، ۱۳۷۵ ش.
۴۴. فرهنگ تاریخ اندیشه ها، فیلیپ پ. وینر، ج۳، ص۴۵۱ـ۴۵۶، نیویورک: پسران چارلز اسکریبنر سال ۱۹۷۳.
۴۵. کریس آو یوکنیک و روژه نورمان، مشروعیت خشونت: تاریخچه انتقادی حقوق جنگ، ج۱، ص۳۲، ۱۳۷۵ ش.
۴۶. کریس آو یوکنیک و روژه نورمان، مشروعیت خشونت: تاریخچه انتقادی حقوق جنگ، ج۱، ص۳۶ـ ۳۸، ۱۳۷۵ ش.
۴۷. محمود مسائلی و عالیه ارفعی، جنگ و صلح از دیدگاه حقوق و روابط بین الملل، ج۱، ص۸۳، تهران ۱۳۷۳ ش.
۴۸. کریس آو یوکنیک و روژه نورمان، مشروعیت خشونت: تاریخچه انتقادی حقوق جنگ، ج۱، ص۲۴، ۱۳۷۵ ش.
۴۹. محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۹۵ـ ۱۰۳، تهران ۱۳۷۳ ش.
۵۰. شارل روسو، حقوق مخاصمات مسلحانه، ج۱، ص۷۹ـ۱۴۴، ج ۱، ترجمه علی هنجنی و شیرین نیرنوری، (تهران) ۱۳۶۹ ش.
۵۱. محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۱۱۱ـ ۲۳۸، تهران ۱۳۷۳ ش.
۵۲. محمود مسائلی و عالیه ارفعی، جنگ و صلح از دیدگاه حقوق و روابط بین الملل، ج۱، ص۱۱۵ـ۱۳۳، تهران ۱۳۷۳ ش.
۵۳. محمود مسائلی و عالیه ارفعی، جنگ و صلح از دیدگاه حقوق و روابط بین الملل، ج۱، ص۱۴۷ـ۱۶۲، تهران ۱۳۷۳ ش.
۵۴. شارل روسو، حقوق مخاصمات مسلحانه، ج۱، ص۲۰۳ـ۲۱۱، ج ۱، ترجمه علی هنجنی و شیرین نیرنوری، (تهران) ۱۳۶۹ ش.
۵۵. محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۲۴۰ـ۲۵۱، تهران ۱۳۷۳ ش.
۵۶. محمدرضا ضیائی بیگدلی، حقوق جنگ، ج۱، ص۲۵۹ـ۲۶۳، تهران ۱۳۷۳ ش.
۵۷. کریس آو یوکنیک و روژه نورمان، مشروعیت خشونت: تاریخچه انتقادی حقوق جنگ، ج۱، ص۳۸، ۱۳۷۵ ش.
۵۸. کریس آو یوکنیک و روژه نورمان، مشروعیت خشونت: تاریخچه انتقادی حقوق جنگ، ج۱، ص۴۴ـ۴۶، ۱۳۷۵ ش.
۵۹. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱: مقدمه، ص۱۵۰ـ۱۵۱.
۶۰. جوادعلی، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۳۹۹ـ۴۰۴، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۶۱. جوادعلی، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۴۱۷ـ ۴۱۸، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۶۲. جوادعلی، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۴۲۲ـ۴۲۳، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۶۳. حسین حاج حسن، حضاره العرب فی عصر الجاهلیه، ج۱، ص۱۰۶ـ ۱۱۸، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۴.
۶۴. توشیهیکو ایزوتسو، مفاهیم اخلاقی دینی در قرآن، ج۱، ص۶۸ـ۶۹، مونترال ۱۹۶۶.
۶۵. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱: مقدمه، ص۲۷۱.
۶۶. حسین حاج حسن، حضاره العرب فی عصر الجاهلیه، ج۱، ص۱۰۷، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۴.
۶۷. جوادعلی، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۴۰۴ـ۴۰۵، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۶۸. جوادعلی، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۴۰۲، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۶۹. دائرة المعارف جهان اسلام، چاپ دوم، ذیل "Harb, war"
۷۰. توشیهیکو ایزوتسو، مفاهیم اخلاقی دینی در قرآن، ج۱، ص۷۴ـ۱۰۴، مونترال ۱۹۶۶.
۷۱. احمدبن حسین بیهقی، السنن الکبری، ج۱۵، ص۲۵۲، بیروت ۱۴۲۴/۲۰۰۳.
۷۲. حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۱۱، ص۱۸۷، قم ۱۴۰۷ـ ۱۴۰۸.
۷۳. محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۳، ص۹،( چاپ محمد ذهنی افندی )، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۷۴. کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۷۷۹.    
۷۵. علی بن ابوبکر هیثمی، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج۱۰، ص۲۹۱، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۷۶. سوره اعراف:آیه ۱۹۹.    
۷۷. سوره ممتحنه:آیه ۸.    
۷۸. سوره کافرون:آیه ۶.    
۷۹. سوره مزمل:آیه ۱۰.    
۸۰. کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۰۷.    
۸۱. حرّعاملی، وسائل الشیعة، ج۱۵، ص۱۹۹.
۸۲. حرّعاملی، وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۱۹۱.
۸۳. سوره حجر:آیه ۸۵.    
۸۴. سوره حجر:آیه ۹۳-۹۴.    
۸۵. سوره حج:آیه ۳۹.    
۸۶. سوره حج:آیه ۴۰.    
۸۷. سوره بقره:آیه ۱۹۰.    
۸۸. سوره نساء:آیه ۷۴.    
۸۹. سوره نساء:آیه ۷۶.    
۹۰. ۵۹، وهبه مصطفی زحیلی، ج۱، ص۵۵، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.
۹۱. محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۴، ص۹،( چاپ محمد ذهنی افندی )، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۹۲. محمدبن احمد خطیب شربینی، مغنی المحتاج الی معرفه معانی الفاظ المنهاج، ج۴، ص۲۱۰، مع تعلیقات جوبلی بن ابراهیم شافعی، بیروت: دارالفکر.
۹۳. وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۹۰، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.
۹۴. سوره انفال:آیه ۶۱.    
۹۵. طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۷۱.
۹۶. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۴۲۲.
۹۷. سوره انفال:آیه ۶۰.    
۹۸. «درآمدی بر صلح نامه های مسلمانان با ایرانیان در آغاز فتح ایران»، تاریخ اسلام، سال ۱، ش ۲ (تابستان ۱۳۷۹).
۹۹. سوره انبیاء:آیه ۱۰۷.    
۱۰۰. سوره عنکبوت:آیه ۴۶.    
۱۰۱. سوره نحل:آیه ۱۲۵.    
۱۰۲. کارل بروکلمان، تاریخ الشعوب الاسلامیه، ج۱، ص۸۰، نقله الی العربیه نبیه امین فارس و منیر بعلبکی، بیروت ۱۹۴۸ـ۱۹۴۹.
۱۰۳. شارل لوئی دو سکوندا مونتسکیو، روح القوانین، ج۱، ص۶۷۱، ترجمه و نگارش علی اکبر مهتدی، تهران ۱۳۶۲ ش.
۱۰۴. مجید خدوری، جنگ و صلح در قانون اسلام، ج۱، ص۵۳، نیویورک ۱۹۷۹.
۱۰۵. کارل بروکلمان، تاریخ الشعوب الاسلامیه، ج۱، ص۵۶، نقله الی العربیه نبیه امین فارس و منیر بعلبکی، بیروت ۱۹۴۸ـ۱۹۴۹.
۱۰۶. دائرةالمعارف جهان اسلام، ذیل ماده "Ghazw" Harb, war.
۱۰۷. محمد رشیدرضا، تفسیر القرآن الحکیم المشتهر باسم تفسیر المنار، ج۲، ص۲۱۵، (تقریرات درس) شیخ محمد عبده، ج ۲، مصر۱۳۶۷.
۱۰۸. وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۱۰۳ـ ۱۰۵، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.
۱۰۹. وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۱۳۴، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.
۱۱۰. عبدالرزاق بن همام صنعانی، المصنَّف، ج۷، ص۴۶۴، چاپ حبیب الرحمان اعظمی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۱۱. کلینی، الکافی، ج۲، ص۲۷۷.    
۱۱۲. سوره حج:آیه ۳۹-۴۱.    
۱۱۳. سوره انفال:آیه ۱۵-۱۶.    
۱۱۴. سوره انفال:آیه ۶۵-۶۶.    
۱۱۵. سوره توبه:آیه ۵.    
۱۱۶. طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۹۰ـ ۹۲.
۱۱۷. طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۷۳.
۱۱۸. طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۷، ص۳۲۰ـ۳۲۱.
۱۱۹. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۴۹۰ـ ۴۹۱.
۱۲۰. محمدبن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۷، ص۳۸۰ـ۳۸۲، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۱۲۱. محمدبن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۲، ص۶۸ـ۶۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۱۲۲. طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۶۰.
۱۲۳. محمد رشیدرضا، تفسیر القرآن الحکیم المشتهر باسم تفسیر المنار، ج۲، ص۲۱۵، (تقریرات درس) شیخ محمد عبده، ج ۲، مصر۱۳۶۷.
۱۲۴. وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۱۰۳ـ۱۰۵، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.
۱۲۵. سوره بقره:آیه ۲۱۶.    
۱۲۶. سوره انفال:آیه ۳۹.    
۱۲۷. سوره توبه:آیه ۲۹.    
۱۲۸. سوره توبه:آیه ۳۶.    
۱۲۹. سوره توبه:آیه ۱۲۳.    
۱۳۰. محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، ج۸، ص۵۰،( چاپ محمد ذهنی افندی )، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۱۳۱. حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۱۸، ص۲۰۶، قم ۱۴۰۷ـ ۱۴۰۸.
۱۳۲. سوره بقره:آیه ۱۹۰-۱۹۱.    
۱۳۳. سوره حج:آیه ۳۹.    
۱۳۴. سوره بقره:آیه ۱۹۴.    
۱۳۵. سوره بقره:آیه ۱۹۳.    
۱۳۶. محمد رشیدرضا، تفسیر القرآن الحکیم المشتهر باسم تفسیر المنار، ج۲، ص۲۱۵، (تقریرات درس) شیخ محمد عبده، ج ۲، مصر۱۳۶۷.
۱۳۷. وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۱۳۱، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.
۱۳۸. وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۱۳۵ـ۱۳۶، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.
۱۳۹. گوستاو لوبون، تمدن اسلام و عرب، ج۱، ص۱۵۳ـ۱۵۶، ترجمه هاشم حسینی، تهران ۱۳۶۴ ش.
۱۴۰. آن کاترین لمبتون، مالک و دهقانی در ایران: مطالعه از تصرف اراضی و مدیریت درآمد حاصل از زمین، ج۱، ص۱۷، لندن ۱۹۵۳.
۱۴۱. آندره میکل، الاسلام و حضارته، ج۱، ص۹۰ـ۹۳، ترجمه زینب عبدالعزیز، صیدا) ۱۹۸۱).
۱۴۲. عبدالحسین زرین کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ج۱، ص۱۵۸ـ۱۵۹، تهران ۱۳۸۰ ش.
۱۴۳. نعمت الله صفری فروشانی، «درآمدی بر صلح نامه های مسلمانان با ایرانیان در آغاز فتح ایران»، ج۱، ص۵۰ به بعد، تاریخ اسلام، سال ۱، ش ۲ (تابستان ۱۳۷۹).
۱۴۴. توماس واکر آرنولد، موعظه از اسلام: تاریخ انتشار دین اسلام، ج۱، ص۴۷ـ ۴۸، لندن ۱۹۸۶.
۱۴۵. توماس واکر آرنولد، موعظه از اسلام: تاریخ انتشار دین اسلام، ج۱، ص۵۱ـ۵۲، لندن ۱۹۸۶.
۱۴۶. بوازار، ص ۲۱۸ـ۲۱۹.
۱۴۷. ظافر قاسمی، الجهاد و الحقوق الدولیه العامه فی الاسلام، ج۱، ص۲۱۵ـ ۲۱۸، بیروت ۱۹۸۲.
۱۴۸. وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۷۷، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.
۱۴۹. علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، ج۱، ص۶۶ـ ۶۸، نهج البلاغه، شرح محمد عبده، چاپ عبدالعزیز سیدالاهل، بیروت ۱۳۸۲/ ۱۹۶۳.
۱۵۰. علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، ج۲، ص۲۳۰ـ۲۳۱، نهج البلاغه، شرح محمد عبده، چاپ عبدالعزیز سیدالاهل، بیروت ۱۳۸۲/ ۱۹۶۳.
۱۵۱. طبری، تاریخ الطبری (لیدن)، ج۱، ص۳۲۷۴ـ ۳۳۶۰.
۱۵۲. محمد رشیدرضا، تفسیر القرآن الحکیم المشتهر باسم تفسیر المنار، ج۲، ص۲۱۶، (تقریرات درس) شیخ محمد عبده، ج ۲، مصر۱۳۶۷.
۱۵۳. ویلفرد مادلونگ، جانشینی محمد (ص) : مطالعه ای از اوایل خلافت، ج۱، ص۲۸۷، کمبریج ۱۹۹۷.
۱۵۴. علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، ج۳، ص۴۵۳، نهج البلاغه، شرح محمد عبده، چاپ عبدالعزیز سیدالاهل، بیروت ۱۳۸۲/ ۱۹۶۳.
۱۵۵. ابن فراء، الاحکام السلطانیه، ج۱، ص۴۳، چاپ محمد حامد فقی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۵۶. حرّعاملی، وسائل الشیعة، ج۱۵، ص۵۸.
۱۵۷. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۲۱، ص۷۹ـ۸۲، ج ۲۱، چاپ عباس قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.
۱۵۸. وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۱۶ـ۱۷، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.
۱۵۹. حسین حاج حسن، حضاره العرب فی صدر الاسلام، ج۱، ص۲۱۰ـ۲۱۱، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۱۶۰. سوره انفال:آیه ۴۱.    
۱۶۱. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۲۱، ص۱۲۰ـ۱۳۲، ج ۲۱، چاپ عباس قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.
۱۶۲. محمدحسن بن باقر نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۲۱، ص۱۴۷ـ ۲۲۷، ج ۲۱، چاپ عباس قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.
۱۶۳. وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۴۰۴ـ ۴۷۱، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.
۱۶۴. وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۵۴۹ ـ ۶۳۵، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.
۱۶۵. حسن بن یوسف علامه حلّی، تذکره الفقهاء، ج۹، ص۴۶ـ ۴۸، قم ۱۴۱۴.
۱۶۶. وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۱۰۰ـ ۱۰۱، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.
۱۶۷. علی بن محمد ماوردی، الاحکام السلطانیه و الولایات الدینیه، ج۱، ص۹۵، بغداد ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۱۶۸. وهبه مصطفی زحیلی، آثار الحرب فی الفقه الاسلامی، ج۱، ص۵۹ـ۶۰، دمشق ۱۴۱۹/۱۹۹۸.
۱۶۹. علی بن محمد ماوردی، الاحکام السلطانیه و الولایات الدینیه، ج۱، ص۹۵ـ۱۰۹، بغداد ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۱۷۰. ابن فراء، الاحکام السلطانیه، ج۱، ص۵۱ـ، چاپ محمد حامد فقی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۷۱. سوره حجرات:آیه ۹.    


منابع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «جنگ»، شماره۵۰۹۰.    
]

رده‌های این صفحه : آیین و قواعد رزم | واژه شناسی




جعبه‌ابزار