جنگ در جاهلیت (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



در عصر جاهلیت نزاعها و جنگهای قبیله‌ای بین آنها برقرار بود، که نمونه آن قبیله اوس و خزرج بود و بیشتر انگیزه‌های آنان در جنگها دستیابی به غنایم بود.


جنگ در زمان جاهلیت

[ویرایش]


← ممنوعیت جنگ


در عصر جاهلیت جنگ در ماههای حرام، ممنوع بود.
یسـلونک عن الشهر الحرام قتال فیه قل قتال فیه کبیر وصد عن سبیل الله وکفر به والمسجد الحرام... «از تو، درباره جنگ کردن در ماه حرام، سؤال می‌ کنند بگو: «جنگ در آن، (گناهی) بزرگ است ولی جلوگیری از راه خدا (و گرایش مردم به آیین حق) و کفر ورزیدن نسبت به او و هتک احترام مسجد الحرام، و اخراج ساکنان آن، نزد خداوند مهمتر از آن است و ایجاد فتنه، (و محیط نامساعد، که مردم را به کفر، تشویق و از ایمان بازمی دارد) حتی از قتل بالاتر است. و مشرکان، پیوسته با شما می‌ جنگند، تا اگر بتوانند شما را از آیینتان برگردانند ولی کسی که از آیینش برگردد، و در حال کفر بمیرد، تمام اعمال نیک (گذشته) او، در دنیا و آخرت، بر باد می‌ رود و آنان اهل دوزخند و همیشه در آن خواهند بود.» (علت نامگذاری ماه حرام این بوده که جنگ در آن ماه حرام بوده است.)

←← شان نزول


گفته ‌اند: این آیه در مورد "سریه عبدالله بن جحش" نازل شده است.
جریان چنین بود که: پیش از جنگ "بدر" پیامبر اسلام "عبدالله بن جحش" را طلبید و نامه ‌ای به او داد و هشت نفر از مهاجرین را همراه وی نمود، به او فرمان داد پس از آنکه دو روز راه پیمود، نامه را بگشاید، و طبق آن عمل کند، او پس از دو روز طی طریق نامه را گشود و چنین یافت: "پس از آنکه نامه را باز کردی تا "نخله" (زمینی که بین مکه و طایف است) پیش برو و در آنجا وضع قریش را زیر نظر بگیر و جریان را به ما گزارش بده".
"عبدالله" جریان را برای همراهانش نقل نمود و اضافه کرد: پیامبر مرا از مجبور ساختن شما در این راه منع کرده است، بنا بر این هر کس آماده شهادت است با من بیاید، و دیگران باز گردند همه با او حرکت کردند، هنگامی که به "نخله" رسیدند به قافله ‌ای از قریش برخورد کردند که "عمرو بن حضرمی" در آن بود، چون روز آخر رجب (یکی از ماههای حرام) بود در مورد حمله به آنها به مشورت پرداختند.
بعضی گفتند: اگر امروز هم از آنها دست برداریم وارد محیط حرم خواهند شد و دیگر نمی‌ توان متعرض آنها شد، سرانجام شجاعانه به آنها حمله کردند "عمرو بن حضرمی" را کشتند و قافله را با دو نفر نزد پیامبر ص آوردند، پیغمبر به آنان فرمود: من به شما دستور نداده بودم که در ماههای حرام نبرد کنید، و دخالتی در غنائم و اسیران نکرد، مجاهدان ناراحت شدند و مسلمانان به سرزنش آنها پرداختند، مشرکان نیز زبان به طعن گشودند که محمد ص جنگ و خونریزی و اسارت را در ماههای حرام، حلال شمرده در این هنگام آیه اول نازل شد پس از آنکه این آیه نازل شد "عبدالله بن جحش" و همراهانش اظهار کردند که در این راه برای درک ثواب جهاد کوشش کرده ‌اند و از پیامبر پرسیدند که آیا اجر مجاهدان را دارند یا نه؟ آیه دوم (ان الذین آمنوا و الذین هاجروا...) نازل گردید.

←← امضا سنت میان عرب


"به آنها بگو جنگ در آن (گناه) بزرگی است" (قل قتال فیه کبیر). و به این ترتیب سنتی را که از زمانهای قدیم و اعصار انبیای پیشین در میان عرب در مورد تحریم پیکار در ماههای حرام (رجب، ذی القعده، ذی الحجه و محرم) وجود داشته با قاطعیت امضا می‌ کند.

← اوس و خزرج


اوس و خزرج، در عصر جاهلیت گرفتار تفرقه و جنگ بودند.
واعتصموا بحبل الله جمیعـا ولا تفرقوا واذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداء فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخونـا وکنتم علی شفا حفرة من النار فانقذکم منها کذلک یبین الله لکم ءایـته لعلکم تهتدون. «و همگی به ریسمان خدا (قرآن و اسلام، و هر گونه وسیله وحدت)، چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد، و به برکت نعمت او، برادر شدید! و شما بر لب حفره ‌ای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‌ سازد شاید پذیرای هدایت شوید.» (گفته شده است که مخاطب ضمیر در «قلوبکم» اوس و خزرج‌اند.)
وان یریدوا ان یخدعوک فان حسبک الله هو الذی ایدک بنصره وبالمؤمنین• والف بین قلوبهم لو انفقت ما فی الارض جمیعـا ما الفت بین قلوبهم ولـکن الله الف بینهم انه عزیز حکیم. «و اگر بخواهند تو را فریب دهند، خدا برای تو کافی است او همان کسی است که تو را، با یاری خود و مؤمنان، تقویت کرد... •
و دلهای آنها را با هم، الفت داد! اگر تمام آنچه را روی زمین است صرف می‌ کردی که میان دلهای آنان الفت دهی، نمی‌ توانستی! ولی خداوند در میان آنها الفت ایجاد کرد! او توانا و حکیم است!» (مقصود از «المؤمنین» با توجه به حدیث امام باقر علیه‌السّلام مؤمنان اوس و خزرج‌اند.)

← انگیزه جنگ


انگیزه مردم جاهلیت، در جنگها و نزاعهای خود دستیابی به غنایم بود.
یـایها الذین ءامنوا اذا ضربتم فی سبیل الله فتبینوا ولا تقولوا لمن القی الیکم السلـم لست مؤمنـا تبتغون عرض الحیوة الدنیا فعند الله مغانم کثیرة کذلک کنتم من قبل فمن الله علیکم فتبینواان الله کان بما تعملون خبیرا. «ای کسانی که ایمان آورده ‌اید! هنگامی که در راه خدا گام می‌ زنید (و به سفری برای جهاد می‌ روید)، تحقیق کنید! و بخاطر اینکه سرمایه ناپایدار دنیا (و غنایمی) به دست آورید، به کسی که اظهار صلح و اسلام می‌ کند نگویید: «مسلمان نیستی» زیرا غنیمتهای فراوانی (برای شما) نزد خداست. شما قبلا چنین بودید و خداوند بر شما منت نهاد (و هدایت شدید). پس، (بشکرانه این نعمت بزرگ،) تحقیق کنید! خداوند به آنچه انجام می‌ دهید آگاه است.»

←← شان نزول


در روایات و تفاسیر اسلامی شان نزول‌هایی درباره آیه فوق آمده است که کم و بیش با هم شباهت دارند از جمله اینکه: پیامبر ص بعد از بازگشت از جنگ خیبر، اسامة بن زید را با جمعی از مسلمانان به سوی یهودیانی که در یکی از روستاهای "فدک" زندگی می‌کردند فرستاد، تا آنها را به سوی اسلام و یا قبول شرائط ذمه دعوت کنند.
یکی از یهودیان به نام "مرداس" که از آمدن سپاه اسلام با خبر شده بود اموال و فرزندان خود را در پناه کوهی قرار داد و به استقبال مسلمانان شتافت، در حالی که به یگانگی خدا و نبوت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله گواهی می‌ داد.
اسامة بن زید به گمان اینکه مرد یهودی از ترس جان و برای حفظ مال اظهار اسلام می‌ کند و در باطن مسلمان نیست به او حمله کرد و او را کشت و گوسفندان او را به غنیمت گرفت هنگامی که خبر به پیامبر ص رسید پیامبر ص سخت از این جریان ناراحت شد و فرمود: تو مسلمانی را کشتی، "اسامة" ناراحت شد و عرض کرد این مرد از ترس جان و برای حفظ مالش اظهار اسلام کرد پیامبر ص فرمود: تو که از درون او آگاه نبودی، چه میدانی؟ شاید به راستی مسلمان شده است، در این موقع آیه فوق نازل شد و به مسلمانان هشدار داد که به خاطر غنائم جنگی و مانند آن هیچگاه انکار سخن کسانی را که اظهار اسلام می‌ کنند ننمایند بلکه هر کس اظهار اسلام کرد باید سخن او را پذیرفت.

←← هدف مادی


جمله: "تبتغون عرض الحیاة الدنیا" از باب اقتضای حال در کلام آمده، می‌ خواهد بفهماند حال و وضع شما که این کار را کردید و شخصی را با اینکه اظهار اسلام و ایمان کرد بدون اعتنا به سرنوشت او و بدون تحقیق از اسلام و کفرش به قتل رساندید، حال کسی است که در پی غنیمت است و جز به دست آوردن مال از هر راهی که باشد هدفی ندارد، هر چند که کشتن افراد با ایمان باشد. و معلوم است که چنین کسی کوچکترین مساله را بهانه قرار می‌ دهد و بدون هیچ عذر موجهی افراد را می‌ کشد، تا اموال کشته خود را به غنیمت بر دارد و این همان حال است که مؤمنین قبل از ایمان آوردن داشتند، آری در دوره جاهلیت مردم هیچ هدفی به جز دنیا و مادیات نداشتند و امروز که خدای منان بر آنان منت نهاده و نعمت ایمان را انعامشان کرده، واجب است که دیگر چنین کاری را نکنند و وقتی می‌ خواهند عملی را انجام دهند، تحقیق کنند و باز هم تابع و منقاد خلق و خوی دوران جاهلیت و آثاری که از آن دوره باقی مانده نشوند.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. بقره/سوره۲، آیه۲۱۷.    
۲. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۲، ص۷۴.    
۳. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۱۱۰.    
۴. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۱۱۱.    
۵. آل عمران/سوره۳، آیه۱۰۳.    
۶. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۲، ص۳۵۷.    
۷. انفال/سوره۸، آیه۶۲.    
۸. انفال/سوره۸، آیه۶۳.    
۹. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۴، ص۴۸۹.    
۱۰. نساء/سوره۴، آیه۹۴.    
۱۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۴، ص۷۲.    
۱۲. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۵، ص۶۴.    


منبع

[ویرایش]

مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۹، ص۴۵۰، برگرفته از مقاله «جنگ در جاهلیت».    


رده‌های این صفحه : جنگ | عصر جاهلیت | موضوعات قرآنی




جعبه ابزار