جنگ در جاهلیت

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



منابع‌ تاریخ‌ عرب‌، به‌ ویژه‌ ادبیات‌ ایام‌العرب‌، نشان‌ می‌دهند که‌ جنگ‌ نه‌ تنها بخش‌ عمده‌ای‌ از زندگی‌ عرب‌ جاهلی‌ بود، که‌ از ارکان‌ و مقومات‌ زندگی‌ در جزیره‌العرب‌ به‌ شمار می‌رفت‌.


جایگاه

[ویرایش]

مردم عرب در دوران جاهلیت به اقتضای زندگی قبیله‌ای و شرایط جغرافیایی محیط زیستشان، گونه‌ای عصیان گری داشتند و همواره از اطاعت از حکومت یا سیاستی خاص سر باز می‌زدند. آنان برای ریاست به رقابت و حتی با خویشاوندان خود به معارضه می‌پرداختند.
فراوانی واژگان مربوط به جنگ و وسایل جنگی در ادبیات عرب، خصوصاً اشعار و نوشته‌های بر جای مانده در پاره‌ای منابع بابلی و آشوری، نیز این موضوع را تأیید می‌کند.
[۱] ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱: مقدمه، ص۱۵۰ـ۱۵۱.
[۲] جوادعلی، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۳۹۹ـ۴۰۴، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
[۳] جوادعلی، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۴۱۷ـ ۴۱۸، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
[۴] جوادعلی، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۴۲۲ـ۴۲۳، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
[۵] حسین حاج حسن، حضاره العرب فی عصر الجاهلیه، ج۱، ص۱۰۶ـ ۱۱۸، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۴.


انگیزه

[ویرایش]

انتقام جویی از جمله فضائل کهن اعراب و موجب فخر آن‌ها و خون خواهی، قانون برتر صحرا به شمار می‌رفت.
[۶] توشیهیکو ایزوتسو، مفاهیم اخلاقی دینی در قرآن، ج۱، ص۶۸ـ۶۹، مونترال ۱۹۶۶.
، انگیزه‌های‌ اقتصادی‌ و اجتماعی‌ و سیاسی‌، مانند یافتن‌ چراگاه‌ و محل‌ زندگی‌، تنگی‌ معیشت‌ و امید به‌ یافتن‌ غذا و غنیمت‌، انتقام‌ و خونخواهی‌ نیروی کار ارزان با به بردگی کشیدن نیروهای دشمن، و مهم‌تر از همه‌ عصبیتهای‌ قومی‌ و قبیله‌ای‌، آتش‌ جنگ‌ را میان‌ اقوام‌ عرب‌، به‌ ویژه‌ بادیه‌نشینان‌، برمی‌افروخت‌، در میان‌ شهرنشینان‌، مانند ساکنان‌ مکه‌ و یثرب‌ و طائف‌، علاوه‌ بر این‌ انگیزه‌ها، دلایل‌ دیگری‌، مانند دفاع‌ از قافله‌های‌ تجاری‌ در برابر غارتگران‌ بادیه‌نشین‌، نیز در بسیاری‌ موارد اسباب‌ جنگ‌ را فراهم‌ می‌آورد.

اهمیت بحث

[ویرایش]

صرف‌نظر از اسباب‌ و انگیزه‌ها، آنچه‌ در تاریخ‌ جنگ‌ مردم‌ عرب‌ اهمیت‌ دارد، بررسی‌ روشهای‌ جنگ‌ (فن‌ جنگ‌) نزد آنان‌ پیش‌ از اسلام‌ و پیگیری‌ت حولات‌ آن‌ تا دوره‌ اسلام است‌، در واقع‌، باید دید که‌ آیا فن‌ جنگ‌ در صدر اسلام‌ و پس‌ از آن‌، استمرار سنّت‌ جنگ‌ در میان‌ عرب‌ قبل‌ از اسلام‌ بوده‌ یا مسیری‌ مستقل‌ را پیموده‌ و در صورت‌ تأثیرپذیری‌، میزان‌ این‌ تأثیرات‌ چقدر و چگونه‌ بوده‌ است‌.

فنون

[ویرایش]

فن‌ جنگ‌ در میان‌ اعراب‌ ساکن‌ در مرزها، در مقایسه‌ با اعراب‌ مرکز جزیره‌العرب‌، یکسان‌ نبود، اعراب‌ ساکن‌ در مرزها، به‌ویژه‌ در دو منطقه‌ غَسّان‌ و حیره‌، در مرزهای‌ دو دولت‌ مهم‌ روم‌ شرقی‌ و ایران‌ با تأثیرپذیری‌ از شیوه‌های‌ جنگاوری‌ بیزانسی‌ و ایرانی‌، روش‌هایی‌ کاملاً متفاوت‌ با مناطق‌ مرکزی‌ جزیره‌العرب‌ داشتند، برای‌ نمونه‌، نعمان‌بن‌ مُنذِر، فرمانروای‌ لَخْمِی‌ حیره‌، بر اساس‌ سازمان‌ رزم‌ ایرانیان‌، از نیروهای‌ عرب‌ و ایرانی‌ دو گردان‌ (کتیبه‌) به‌ نام‌های‌ «الشَهْباء» و «الدَّوْسَر» تشکیل‌ داده‌ بود
[۷] ابوالفرج‌ اصفهانی، مقاتل الطالبیین و اخبارهم‌، ج‌۱۶، ص‌۳۸۱.
[۸] ابوالفرج‌ اصفهانی، مقاتل الطالبیین و اخبارهم‌، ج‌۲۴، ص‌۶۴.
[۱۰] جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۱۰ـ ۴۱۱، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.

حکومت‌های‌ حیره‌، غسان‌ و یمن‌ تنها حکومت‌های‌ عربی‌ بودند که‌ ارتش‌ دائم‌ داشتند، اما در عربستان‌ مرکزی‌ و در میان‌ قبایل‌، تشکیلات‌ منظم‌ نظامی‌ وجود نداشت‌ و تنها در مواقع‌ ضروری‌، افراد به‌ جنگ‌ فراخوانده‌ می‌شدند.
[۱۱] جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۱۲، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
، اعراب‌ ساکن‌ در مرکز جزیره‌العرب‌، به‌ جز در جنگ‌های‌ بزرگی‌ چون‌ ذوقار که‌ بنا بر روایاتی‌، سازماندهی‌ لشکر اعراب‌ در آن‌ها بر اساس‌ نظام‌ خمیس‌ بود،
[۱۲] طبری‌، تاریخ‌ (لیدن‌)، ج۱، ص۱۰۳۴.
[۱۳] مسکویه‌، آداب‌العرب و الفرس، ج‌۱، ص‌۱۳۷ـ ۱۳۸.
سازماندهی‌ و آرایش‌ رزمی‌ ویژه‌ای‌ نداشتند و عمدتاً به‌ شیوه‌ حمله‌ و گریز (کرّ و فرّ) می‌جنگیدند.
[۱۴] ابن‌خلدون‌، تاریخ، ج۱: مقدمه، ص۳۳۶.
[۱۵] محمود شکری‌ آلوسی‌، بلوغ‌ الارب‌ فی‌ معرفه‌ احوال‌ العرب، ج‌۲، ص‌۵۶، چاپ‌ محمد بهجه‌ اثری‌، بیروت‌ (۱۳۱۴).

با این‌ حال‌، ممکن‌ است‌ اعراب‌ جنوبی‌، به‌ واسطه‌ روابط‌ گسترده‌ با ایرانیان‌، با نظام‌ خمیس‌ آشنا بوده‌ باشند،
[۱۶] جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۰۱، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
ضمن‌ آنکه‌ در زبان‌ اعراب‌ جنوبی‌، واژه‌ خمیس‌ اصولاً بر جیش‌ اطلاق‌ می‌شده‌ است‌.
[۱۷] ابن‌درید، کتاب‌ جمهره‌اللغه‌، ج۱، ص۵۹۹، چاپ‌ رمزی‌ منیر بعلبکی‌، بیروت‌ ۱۹۸۷ـ ۱۹۸۸.
، همچنین‌ به‌ گفته‌ ثعالبی‌،
[۱۸] عبدالملک‌بن‌ محمد ثعالبی‌، فقه‌اللغه‌ و سرّالعربیه‌، ج۱، ص۲۳۷، چاپ‌ سلیمان‌ سلیم‌ بواب‌، دمشق‌ ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
برخی‌ از اعراب‌ به‌ لشکر چهار تا دوازده‌ هزار نفری‌، خمیس‌ می‌گفتند، در شیوه‌ کرّ و فرّ، جنگجویان‌ با تمام‌ قوا به‌ دشمن‌ حمله‌ می‌کردند و بعد از وارد کردن‌ ضربه‌ کارساز، برای‌ تجدیدقوا به‌ عقب‌ باز می‌گشتند و با نیروی‌ تازه‌، بار دیگر حمله‌ می‌کردند.
سرعت‌عمل‌ در این‌ شیوه‌ چنان‌ بود که‌ دشمن‌ نمی‌توانست‌ عکس‌العمل‌ سازماندهی‌شده‌ای‌ نشان‌دهد، این‌ روند حمله‌ و گریز، تا پیروزی‌ نهایی‌، بارها تکرار می‌شد.
[۱۹] عبدالجبار سامرائی‌، «نظم‌ التعبئه‌ عندالعرب‌»، ج۱، ص۷ـ ۸، المورد، ج۱۲، ش‌ ۴ (۱۴۰۴).
، معمولاً در این‌ شیوه‌، جنگجویان‌ زنان‌ و کودکان‌ و اموال‌ خود و گاه‌ بتها را در صف‌ نهایی‌، پشت‌ سر خودشان‌، قرار می‌دادند تا علاوه‌ بر ترغیب‌ بیشتر به‌ جنگ‌، فکر فرار از مصاف‌، حتی‌الامکان‌ منتفی‌ گردد، این‌ تدبیر را اتخاذ المَجبوره‌ یا ضرب‌المصاف‌ می‌خواندند.
[۲۰] ابن‌خلدون‌، تاریخ، ج۱: مقدمه، ص‌۳۳۶ـ ۳۳۷.
[۲۱] محمود شکری‌ آلوسی‌، بلوغ‌ الارب‌ فی‌ معرفه‌ احوال‌ العرب، ج۲، ص۵۸ـ۵۹، چاپ‌ محمد بهجه‌ اثری‌، بیروت‌ (۱۳۱۴).
[۲۲] محمود شکری‌ آلوسی‌، بلوغ‌ الارب‌ فی‌ معرفه‌ احوال‌ العرب، ج۲، ص۱۴۸، چاپ‌ محمد بهجه‌ اثری‌، بیروت‌ (۱۳۱۴).
[۲۳] عبدالجبار سامرائی‌، «نظم‌ التعبئه‌ عندالعرب‌»، ج۱، ص۸، المورد، ج۱۲، ش‌ ۴ (۱۴۰۴).


فرماندهی‌

[ویرایش]

فرماندهی‌ جنگ‌ را بزرگ‌ قوم‌ ( شیخ‌ ) یا خبره‌ترین‌ ایشان‌ به‌ فنون‌ جنگی‌ برعهده‌ می‌گرفت‌، فرمانده‌ را قائد، امیر یا قاسد یعنی‌ نیرومند و در میان‌ عرب‌ جنوبی‌ مَقْتَوی‌ می‌خواندند.
[۲۶] جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۰۵ـ۴۰۶، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
، در غیاب‌ شیخ‌، جانشین‌ وی‌ (ردیف‌) فرمانده‌ جنگ‌ بود.
[۲۷] ابن‌درید، کتاب‌ جمهره‌اللغه‌، ج۲، ص۶۳۴، چاپ‌ رمزی‌ منیر بعلبکی‌، بیروت‌ ۱۹۸۷ـ ۱۹۸۸.

معمولاً ردافَت‌ در میان‌ یک‌ قبیله‌ موروثی‌ بود.
[۲۹] ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ (علی‌بن‌ محمد)، ج۱، ص۶۴۹.
، گاه‌ نیز یکی‌ از بزرگان‌ قوم‌ به‌ قید قرعه‌ و با عنوان‌ حُلوان‌ النّفر به‌ فرماندهی‌ برگزیده‌ می‌شد.
[۳۰] ابن‌عبدربّه‌، العقد الفرید، ج۳، ص۲۶۸، ج۱، چاپ‌ مفید محمد قمیحه‌، بیروت‌ ۱۴۰۴/۱۹۸۳، ج۳، چاپ‌ عبدالمجید ترحینی‌، بیروت‌ ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷.
[۳۱] عباس‌ زریاب‌ خویی‌، سیره‌ رسول‌اللّه‌، ج۱، ص۴۴، تهران‌ ۱۳۷۰ ش‌.
، به‌ فرماندهی‌ که‌ هزار مرد و بیش‌ از آن‌ را اداره‌ می‌کرد، جرّار می‌گفتند.
[۳۲] جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۰۷، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.

از مشهورترین‌ کسانی‌ که‌ لقب‌ جرّار داشتند، مطلب‌بن‌ عبدمناف‌ بن‌ قُصَی و ابوسفیان‌ (صخربن‌ حرب‌) بودند.
[۳۳] ابن‌حبیب‌، کتاب‌ المحبّر، ص۲۴۶ـ۲۵۳، چاپ‌ ایلزه‌ لیشتن‌ اشتتر، حیدرآباد، دکن‌ ۱۳۶۱/۱۹۴۲، چاپ‌ افست‌ بیروت‌.
[۳۴] جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۰۷، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
، به‌ فرمانده‌ گردان‌ کَبْش‌ الکتیبه‌ می‌گفتند.
[۳۵] ابن‌درید، کتاب‌ جمهره‌اللغه‌، ج۱، ص۳۴۵، چاپ‌ رمزی‌ منیر بعلبکی‌، بیروت‌ ۱۹۸۷ـ ۱۹۸۸.
[۳۶] جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص‌۴۱۸، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.


اعلان جنگ

[ویرایش]

شبیخون‌ یا حمله‌ ناگهانی‌ نیز، با اینکه‌ در میان‌ بسیاری‌ از مردم‌ عرب‌ خلاف‌ جوانمردی‌ تلقی‌ می‌شد، در میان‌ برخی‌ قبایل‌ رایج‌ بود.
[۳۷] جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۰۸، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
، اگر کسی‌ پیش‌ از حمله‌ ناگهانی‌ دشمن‌ متوجه‌ قصد آنان‌ می‌شد، موظف‌ بود قوم‌ خود را آگاه‌ کند، به‌ این‌ فرد صریخ‌ یا قاصد می‌گفتند.
[۳۸] طبری‌، تاریخ‌ (لیدن‌)، ج۱، ص۱۵۹۹.
[۳۹] جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۰۹، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
، گاه‌ قاصد با کندن‌ لباس‌های‌ خود، قومش‌ را آگاه‌ می‌کرد که‌ در این‌ صورت‌ النذیرالعُریان‌ خوانده‌ می‌شد.
[۴۰] ابوالفرج‌ اصفهانی، مقاتل الطالبیین و اخبارهم‌، ج۱۶، ص۳۸۱.
[۴۱] احمدبن‌ محمد میدانی‌، مجمع‌ الامثال، ج۱، ص‌۵۰، مشهد ۱۳۶۶ ش‌.
[۴۲] ابن‌اثیر، النهایه‌ فی‌ غریب‌ الحدیث‌ و الاثر، ذیل‌ «عرا»، چاپ‌ صلاح‌بن‌ محمدبن‌ عویضه‌، بیروت‌ ۱۴۱۸/ ۱۹۹۷.

اگر شرایط‌ به‌ گونه‌ای‌ بود که‌ فرد نمی‌توانست‌ شخصاً قبیله‌اش‌ را آگاه‌ کند، با فرستادن‌ پیام‌ شفاهی کنایه‌آمیز یا کاری‌ رمزگونه‌، مثل‌ فرستادن‌ کیسه‌ای‌ خاک‌، رمل‌ یا خار شکسته‌، قومش‌ را از خطر جنگ‌ قریب‌الوقوع‌ آگاه‌ می‌کرد.
[۴۳] ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ (علی‌بن‌ محمد)، ج۱، ص۶۲۸ـ۶۲۹.
[۴۴] جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۳۶ـ۴۳۷، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
، ایجاد دود ( تدخین‌ ) هم‌ از روش‌های‌ رایج‌ خبر دادن‌ بود.
[۴۵] احمدبن‌ محمد میدانی‌، مجمع‌ الامثال، ج۱، ص۴۷۵، مشهد ۱۳۶۶ ش‌.
، چند شب‌ پیش‌ از جنگ‌، به‌ منظور فراهم‌ آوردن‌ سپاه‌ لازم‌، بر بالای‌ کوه‌ یا مکانی‌ مرتفع‌، «آتش‌ جنگ‌» می‌افروختند.
[۴۶] عمروبن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان، ج۴، ص۴۷۴، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمدهارون‌، مصر) ۱۳۸۵ـ ۱۳۸۹/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۹، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ ۱۳۸۸/۱۹۶۹.
، ترساندن‌ (انذار) دشمن‌ در میان‌ بسیاری‌ از قبایل‌ رایج‌ و نشانه‌ شهامت‌ و نیرومندی‌ و نیز کوچک‌ شمردن‌ دشمن‌ بود.
در برخی‌ موارد پس‌ از اعلان‌ جنگ‌، به‌ طور موقت‌ رفتاری‌ زاهدانه‌ در پیش‌ می‌گرفتند و از همنشینی‌ با زنان‌، استحمام‌، استعمال‌ بوی‌خوش‌، نوشیدن‌ شراب‌ و جز آن‌ها خودداری‌ می‌کردند؛ هرچند خلاف‌ این‌ قاعده‌ هم‌ رایج‌ بود، مانند پوشیدن‌ لباس‌های‌ فاخر و برپا کردن‌ جشن‌ و نوشیدن‌ شراب‌ در ظرف‌های‌ مخصوص‌ به‌ نام‌ «قِحاف‌» (ظرفی‌ شبیه‌ جمجمه‌ انسان‌).
[۴۷] احمدبن‌ محمد میدانی‌، مجمع‌ الامثال، ج۱، ص۲۰۲، مشهد ۱۳۶۶ ش‌.
[۴۸] احمدبن‌ محمد میدانی‌، مجمع‌ الامثال، ج۲، ص۳۸۶، مشهد ۱۳۶۶ ش‌.
[۴۹] محمد توفیق‌ أبوعلی‌، صوره‌العادات‌ و التقالید و القیم‌ الجاهلیه‌ فی‌ کتب‌ الامثال‌ العربیه‌ من‌ القرن‌ ۶ـ۹ ه/ ۱۲ـ۱۵م‌، ج۱، ص۱۵۵ـ۱۵۶، بیروت‌ ۱۹۹۹.
[۵۰] محمد توفیق‌ أبوعلی‌، صوره‌العادات‌ و التقالید و القیم‌ الجاهلیه‌ فی‌ کتب‌ الامثال‌ العربیه‌ من‌ القرن‌ ۶ـ۹ ه/ ۱۲ـ۱۵م‌، ج۱، ص۱۶۹ـ۱۷۰، بیروت‌ ۱۹۹۹.


تحلیف

[ویرایش]

قبل‌ از شروع‌ جنگ‌، تحلیف‌ (پیمان‌ بستن‌ بر خون‌، عطر، نمک‌، شیر و...) و ادای سوگندِ استقامت‌، از سنّت‌های‌ رایج‌ در میان‌ اعراب‌ بود.
[۵۱] احمدبن‌ محمد میدانی‌، مجمع‌ الامثال، ج۲، ص۲۲۶، مشهد ۱۳۶۶ ش‌.


اغاز جنگ

[ویرایش]

شروع‌ جنگ‌ با دمیدن‌ در شیپوری‌ فلزی‌ یا شاخ‌ یا کوبیدن‌ بر طبل‌ها و یا فریاد زدن‌ اعلام‌ می‌شد، سپس‌ همه‌ جنگجویان‌ با سلاح‌هایشان‌ حاضر می‌شدند، گاه‌ زنان‌ هم‌، برای‌ اموری‌ چون‌ پختن‌ غذا و تشجیع‌ جنگجویان‌، در صحنه‌ نبرد حاضر می‌شدند، به‌ غیر از غنایمِ به‌ دست‌ آمده‌ از جنگ‌، مزدی‌ به‌ جنگجویان‌ داده‌ نمی‌شد.
[۵۲] جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۳۴، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.


شعار

[ویرایش]

هر قبیله‌ شعار مخصوصی‌ داشت‌ که‌ با فریاد کردنِ آن‌، جنگجویان‌ را ترغیب‌ می‌کرد.
[۵۳] جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص‌۴۴۰، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.


پرچم‌

[ویرایش]

پرچم‌های‌ جنگ‌ را معمولاً شجاع‌ترین‌ و نام‌آورترین‌ جنگجویان‌ حمل‌ می‌کردند، برافراشته‌ ماندن‌ پرچم‌ در جنگ‌ بسیار مهم‌ بود، هر قبیله‌ پرچمی‌ داشت‌ که‌ نسل‌ به‌ نسل‌ به‌ ارث‌ می‌رسید و محافظت‌ از آن‌ ( منصب‌ لِواء ) منصب‌ مهمی‌ بود که‌ به‌ بزرگان‌ قوم‌ یا خانواده‌ای‌ خاص‌ واگذار می‌شد، مثلاً، پرچم‌ ویژه‌ قریش‌ عقاب‌ نام‌ داشت‌ و منصب‌ محافظت‌ از آن‌ نیز به‌ همین‌ نام‌ خوانده‌ می‌شد.
[۵۴] ابن‌عبدربّه‌، العقد الفرید، ج۳، ص۲۶۸، چاپ‌ مفید محمد قمیحه‌، بیروت‌ ۱۴۰۴/۱۹۸۳، ج۳، چاپ‌ عبدالمجید ترحینی‌، بیروت‌ ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷.
، قُبّه‌ و أعنّه‌ منصب‌ دیگری‌ بود که‌ ظاهراً تهیه‌ تجهیزات‌ جنگی‌، به‌ ویژه‌ خیمه‌ و لوازم‌ اسب‌ و سواری‌، را برعهده‌ داشت‌.
[۵۵] عباس‌ زریاب‌ خویی‌، سیره‌ رسول‌اللّه‌، ج۱، ص۴۴، تهران‌ ۱۳۷۰ ش‌.
، جاسوسان‌ چند روز قبل‌ از جنگ‌ معمولاً در هیئت‌ تاجر یا مسافر به‌ میان‌ دشمن‌ می‌رفتند و اطلاعات‌ لازم‌ را گرد می‌آوردند.
[۵۶] جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۳۶، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
، در جنگ‌های‌ بادیه‌، دلیل‌ راه‌ (راهنمایی‌ که‌ راه‌های‌ آسان‌ و بی‌خطر را می‌شناخت‌) اهمیت‌ ویژه‌ای‌ داشت‌.
[۵۷] ابن‌قتیبه‌، کتاب‌ عیون‌الاخبار، ج۱، جزء ۲، ص۱۴۲، بیروت‌: دارالکتاب‌ العربی‌.
، زمان‌ شروع‌ جنگ‌، به‌ویژه‌ در غارت‌ و شبیخون‌، قبل‌ از طلوع‌ خورشید بود.
[۵۸] جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۴۰، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.

اگر جنگ‌ با اعلان‌ قبلی‌ بود، زمان‌ و مکان‌ جنگ‌ نیز از قبل‌ تعیین‌ می‌شد، در جنگ‌هایی‌ از نوع‌ اخیر، معمولاً سرآمد سواران‌، که‌ به‌ قهرمانی‌ و شجاعت‌ معروف‌بود، هماوردی‌ از گروه‌ متخاصم‌ را به‌ نبرد دعوت‌ می‌کرد، پس‌ از رجزخوانی‌ و شمردن‌ مفاخر خاندان‌ و قبیله‌ و...، مبارزه‌ میان‌ دو قهرمان‌ آغاز می‌گردید و با کشته‌ شدن‌ یکی‌ از ایشان‌، جنگ‌ گروهی‌ درمی‌گرفت‌،

سلاح

[ویرایش]

سلاح‌ جنگ‌ در مرحله‌ اول‌ که‌ دو گروه‌ متخاصم‌ در فاصله‌ای‌ دور از یکدیگر بودند، تیروکمان‌، در هنگام‌ برخورد دو گروه‌ نیزه‌ و در مرحله‌ جنگ‌ تن‌ به‌ تن‌، شمشیر بود.
[۵۹] جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۲۲ـ ۴۳۳، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
، کاربرد نیزه‌ و شمشیر نزد اعراب‌ بیش‌ از تیروکمان‌ بود، کثرت‌ واژگان‌ مربوط‌ به‌ انواع‌ شمشیر و نیزه‌
[۶۰] مرضی‌بن‌ علی‌ طرسوسی‌، موسوعه‌الاسلحه‌ القدیمه، ج۱، ص۴۷ـ۵۲، الموسوم‌ تبصره‌ ارباب‌ الالباب‌، چاپ‌ کارین‌ صادر، بیروت‌ ۱۹۹۸.
[۶۱] مرضی‌بن‌ علی‌ طرسوسی‌، موسوعه‌الاسلحه‌ القدیمه، ج۱، ص۱۳۷ـ۱۳۹، الموسوم‌ تبصره‌ ارباب‌ الالباب‌، چاپ‌ کارین‌ صادر، بیروت‌ ۱۹۹۸.
و در مقابل‌، واژگان‌ محدودِ مترادف‌ کمان‌، مؤید این‌ مطلب‌ است‌.

استفاده از عمامه

[ویرایش]

اعراب‌ برای‌ پوشش‌ سر در هنگام‌ جنگ‌ از عمامه‌ استفاده‌ می‌کردند، رنگ‌ عمامه‌ها متنوع‌ بود و یک‌ جنگجو در جنگ‌های‌ مختلف‌ از عمامه‌هایی‌ با رنگ‌های‌ گوناگون‌ استفاده‌ می‌کرد، از کلاه‌خود به‌ندرت‌ استفاده‌ می‌شد و بیشتر، اعراب‌ عراق‌ و شام‌ و یمن‌ آن‌ را به‌ کار می‌بردند.
[۶۲] جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۳۳، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.


زره

[ویرایش]

زره‌ (مِجَنّ، تُرس‌، دَرَقَه‌) برای‌ حفاظت‌ بدن‌ از ضربات‌ شمشیر بود و معمولاً از پوست‌ و چرم‌ تهیه‌ می‌شد.
[۶۳] ابن‌درید، کتاب‌ جمهره‌اللغه‌، ج۱، ص۹۳، چاپ‌ رمزی‌ منیر بعلبکی‌، بیروت‌ ۱۹۸۷ـ ۱۹۸۸.
[۶۴] محمود شکری‌ آلوسی‌، بلوغ‌ الارب‌ فی‌ معرفه‌ احوال‌ العرب، ج۲، ص۶۷، چاپ‌ محمد بهجه‌ اثری‌، بیروت‌ ۱۳۱۴.
، مِغْفَر، پوشش‌ فلزی‌ سر بود که‌ به‌ اندازه‌ سر بافته‌ و در زیر قَلَنْسَوه‌ ( عرقچین‌ ) پوشیده‌ می‌شد.
[۶۶] جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۳۳، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.


غنایم

[ویرایش]

سه‌ چهارم‌ غنایم‌ جنگی‌ به‌ تساوی‌ میان‌ جنگجویان‌ تقسیم‌ می‌شد، ربع‌ غنایم‌ (مرباع‌، یک‌ چهارم‌) و نیز نَشیطه‌ (آنچه‌ در مسیر و قبل‌ از رسیدن‌ به‌ محل‌ جنگ‌ نصیب‌ لشکر می‌شد)، صَفیه‌ (آنچه‌ مورد توجه‌ و پسند فرمانده‌ واقع‌ می‌شد) و فضول‌ (مازاد غنایم‌ پس‌ از تقسیم‌) سهم‌ فرمانده‌ بود.
[۶۷] حبیب‌بن‌ اوس‌ ابوتمّام‌، دیوان‌ الحماسه، ج۱، ص۲۹۰، به‌ روایت‌ موهوب‌بن‌ احمد جوالیقی‌، چاپ‌ عبدالمنعم‌ احمدصالح‌، بغداد ۱۹۸۰.
[۶۸] عمروبن‌ بحر جاحظ‌، البیان‌ و التبیین، ج۲، ص۱۸، بیروت‌ ۱۹۶۸.
، اسیران‌ هم‌ جزو غنایم‌ به‌ شمار می‌آمدند و میان‌ جنگجویان‌ تقسیم‌ می‌شدند، اعراب‌، اسرا را یا به‌ بردگی‌ می‌گرفتند یا در مقابل‌ فدیه‌ و گاه‌ از سر جوانمردی‌ بی‌دریافت‌ سربَ‌ها، آنان‌ را آزاد می‌کردند.
[۷۰] ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ (علی‌بن‌ محمد)، ج۱، ص۵۶۷.
[۷۱] حسان‌بن‌ ثابت‌، دیوان‌، ج۱، ص۴۲۵، شرح‌ یوسف‌ عید، بیروت‌ ۱۴۱۲/۱۹۹۲.


استفاده از بردگان

[ویرایش]

برای جنگ از بردگان نیز استفاده می‌شد و حتی جنگاوران معمولاً از طبقات پایین جامعه استخدام می‌شدند و چون تنها انگیزه آنان درآمد بود، در موارد بسیاری از کارزار می‌گریختند.
[۷۲] جوادعلی، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۴۰۴ـ۴۰۵، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.

بر پایه این واقعیت‌ها، مفهوم پاره‌ای از مَثَل‌های متداول در میان عرب، مانند اینکه «استقبال از مرگ از پشت کردن به دشمن برتر است»، بهتر درک می‌شود.
[۷۳] جوادعلی، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۴۰۲، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.



ممنوعیت جنگ

[ویرایش]

جنگ‌ در حَرَم‌ (مکه‌) و نیز در ماه‌های‌ حرام‌، ممنوع‌ بود، جنگ‌هایی‌ که‌ در آن‌ها قواعد حرمت‌ زمان‌ و مکان‌ زیرپا گذاشته‌ می‌شد، به‌ حروب‌ الفجار شهرت‌ می‌یافتند.
[۷۴] ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ (علی‌بن‌ محمد)، ج۱، ص۵۸۸ـ ۵۹۵.
[۷۵] ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ (علی‌بن‌ محمد)، ج۱، ص۶۷۶.
[۷۶] ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ (علی‌بن‌ محمد)، ج۱، ص۶۷۸ـ۶۸۰.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) قرآن‌.
(۲) محمود شکری‌ آلوسی‌، بلوغ‌ الارب‌ فی‌ معرفه‌ احوال‌ العرب، چاپ‌ محمد بهجه‌ اثری‌، بیروت‌۱۳۱۴.
(۳) ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ (علی‌بن‌ محمد)، تاریخ.
(۴) ابن‌اثیر، النهایه‌ فی‌ غریب‌ الحدیث‌ و الاثر، چاپ‌ صلاح‌بن‌ محمدبن‌ عویضه‌، بیروت‌ ۱۴۱۸/ ۱۹۹۷.
(۵) ابن‌حبیب‌، کتاب‌ المحبّر، چاپ‌ ایلزه‌ لیشتن‌ اشتتر، حیدرآباد، دکن‌ ۱۳۶۱/۱۹۴۲، چاپ‌ افست‌ بیروت‌.
(۶) ابن‌حنبل‌، مسندالامام‌ احمدبن‌ حنبل‌، بیروت‌: دارصادر.
(۷) ابن‌خلدون‌، تاریخ.
(۸) ابن‌درید، کتاب‌ جمهره‌اللغه‌، چاپ‌ رمزی‌ منیر بعلبکی‌، بیروت‌ ۱۹۸۷ـ ۱۹۸۸.
(۹) ابن‌سعد، الطبقات (بیروت‌).
(۱۰) ابن‌عبدربّه‌، العقد الفرید، ج۱، چاپ‌ مفید محمد قمیحه‌، بیروت‌ ۱۴۰۴/۱۹۸۳، ج۳، چاپ‌ عبدالمجید ترحینی‌، بیروت‌ ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷.
(۱۱) ابن‌قتیبه‌، کتاب‌ عیون‌الاخبار، بیروت‌: دارالکتاب‌ العربی‌.
(۱۲) ابن‌کلبی‌، کتاب‌ نسب‌ الخیل‌ فی‌ الجاهلیه‌ و الاسلام‌ و أخبارها، روایه‌ أبی‌ منصور جوالیقی‌، در کتابان‌ فی‌الخیل‌، چاپ‌ نوری‌ حمّودی‌ قیسی‌ و حاتم‌ صالح‌ ضامن‌، بیروت‌: عالم‌ الکتب‌، ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
(۱۳) ابن‌مقفع‌، رساله‌ ابن‌المقفع‌ فی‌ الصحابه‌، در رسائل‌ البلغاء، اختیار و تصنیف‌ محمد کردعلی‌، قاهره‌: مطبعه‌ لجنه‌ التألیف‌ و الترجمه‌ و النشر، ۱۳۷۴/۱۹۵۴.
(۱۴) ابن‌منظور، لسان العرب.
(۱۵) ابن‌منکلی‌، الادلّه‌ الرّسمیه‌ فی‌ التّعابی‌ الحربیه‌، چاپ‌ محمود شیت‌ خطّاب‌، بغداد ۱۴۰۹/۱۹۸۸.
(۱۶) ابن‌منکلی‌، الحیل‌ فی‌ الحروب‌ و فتح‌ المدائن‌ و حفظ‌ الدّروب، چاپ‌ نبیل‌ محمد عبدالعزیز احمد، قاهره‌ ۲۰۰۰.
(۱۷) ابن‌هشام‌، السیره‌ النبویه‌، چاپ‌ مصطفی‌ سقا، ابراهیم‌ ابیاری‌، و عبدالحفیظ‌ شلبی‌، بیروت‌: داراحیاء التراث‌ العربی‌.
(۱۸) ابوالفرج‌ اصفهانی، مقاتل الطالبیین و اخبارهم‌.
(۱۹) حبیب‌بن‌ اوس‌ ابوتمّام‌، دیوان‌ الحماسه، به‌ روایت‌ موهوب‌بن‌ احمد جوالیقی‌، چاپ‌ عبدالمنعم‌ احمدصالح‌، بغداد ۱۹۸۰.
(۲۰) محمد توفیق‌ أبوعلی‌، صوره‌العادات‌ و التقالید و القیم‌ الجاهلیه‌ فی‌ کتب‌ الامثال‌ العربیه‌ من‌ القرن‌ ۶ـ۹ ه/ ۱۲ـ۱۵م‌، بیروت‌ ۱۹۹۹.
(۲۱) یعقوب‌بن‌ ابراهیم‌ ابویوسف‌ قاضی‌، کتاب‌ الخراج‌، چاپ‌ قصی‌ محب‌الدین‌ خطیب‌، قاهره‌ ۱۳۹۷.
(۲۲) بلاذری‌، الانساب (بیروت‌).
(۲۳) عبدالملک‌بن‌ محمد ثعالبی‌، فقه‌اللغه‌ و سرّالعربیه‌، چاپ‌ سلیمان‌ سلیم‌ بواب‌، دمشق‌ ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
(۲۴) عمروبن‌ بحر جاحظ‌، البیان‌ و التبیین، بیروت‌ ۱۹۶۸.
(۲۵) عمروبن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمدهارون‌، مصر ۱۳۸۵ـ ۱۳۸۹/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۹ ، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ ۱۳۸۸/۱۹۶۹.
(۲۶) جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
(۲۷) حسان‌بن‌ ثابت‌، دیوان‌، شرح‌ یوسف‌ عید، بیروت‌ ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
(۲۸) خلیفه‌بن‌ خیاط‌، تاریخ خلیفه‌بن‌ خیاط‌، چاپ‌ مصطفی‌ نجیب‌ فوّاز و حکمت‌ کشلی‌ فوّاز، بیروت‌ ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
(۲۹) احمدبن‌ داوود دینوری‌، الاخبار الطوال‌، چاپ‌ عبدالمنعم‌ عامر، قاهره‌ ۱۹۶۰، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۸ ش‌.
(۳۰) محمد رشیدی‌، تفریج‌ الکروب‌ فی‌ تدبیر الحروب‌، چاپ‌ عارف‌ احمد عبدالغنی‌، دمشق‌ ۱۹۹۵.
(۳۱) عباس‌ زریاب‌ خویی‌، سیره‌ رسول‌اللّه‌، تهران‌ ۱۳۷۰ ش‌.
(۳۲) محمدبن‌ مسلم‌ زهری‌، المغازی‌ النبویه‌، چاپ‌ سهیل‌ زکار، دمشق‌ ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
(۳۳) جرجی‌ زیدان‌، تاریخ‌ التمدّن‌ الاسلامی‌، ج۱، مصر ۱۹۱۴.
(۳۴) عبدالجبار سامرائی‌، «نظم‌ التعبئه‌ عندالعرب‌»، المورد، ج۱۲، ش‌ ۴ (۱۴۰۴).
(۳۵) یاسین‌ سوید، الفن‌ العسکری‌ الاسلامی‌: اصوله‌ و مصادره‌، بیروت‌ ۱۴۰۹/۱۹۸۸.
(۳۶) طبری‌، تاریخ‌ (لیدن‌).
(۳۷) مرضی‌بن‌ علی‌ طرسوسی‌، موسوعه‌الاسلحه‌ القدیمه، الموسوم‌ تبصره‌ ارباب‌ الالباب‌، چاپ‌ کارین‌ صادر، بیروت‌ ۱۹۹۸.
(۳۸) حسن‌بن‌ عبداللّه‌ عباسی‌، آثار الاول‌ فی‌ ترتیب‌ الدول‌، چاپ‌ عبدالرحمان‌ عمیره‌، بیروت‌ ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
(۳۹) عبدالحمیدبن‌ یحیی‌ کاتب‌، رساله‌ عبدالحمید الکاتب‌ فی‌ نصیحه‌ ولی‌ العهد، در رسائل‌ البلغاء، اختیار و تصنیف‌ محمد کردعلی‌، قاهره‌: لجنه‌ التألیف‌ و الترجمه‌ والنشر، ۱۳۷۴/۱۹۵۴.
(۴۰) غازی‌ اسماعیل‌ مطیع‌ مهر، مبادی‌ء الحرب‌ فی‌ صدرالاسلام‌، عمان‌ ۱۹۹۴.
(۴۱) جهادیه‌ قره‌غولی‌، العقلیه‌ العربیه‌ فی‌ التنظیمات‌ الاداریه‌ و العسکریه‌ فی‌ العراق‌ و الشام‌ خلال‌ العصر العباسی‌ الاول‌: ۱۳۲ ه ـ ۲۳۲ ه، بغداد ۱۹۸۶.
(۴۲) علی‌بن‌ محمد ماوردی‌، الاحکام‌ السلطانیه‌ و الولایات‌ الدینیه، قاهره‌ ۱۳۹۳/۱۹۷۳.
(۴۳) مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌).
(۴۴) مسکویه‌، آداب‌العرب و الفرس.
(۴۵) احمدبن‌ محمد میدانی‌، مجمع‌ الامثال، مشهد ۱۳۶۶ ش‌.
(۴۶) نصربن‌ مزاحم‌، وقعه‌ صفّین‌، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمد هارون‌، قاهره‌ ۱۳۸۲، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۴۰۴.
(۴۷) احمدبن‌ عبدالوهاب‌ نویری‌، نهایه‌ الارب‌ فی‌ فنون‌ الادب‌، قاهره‌ ۱۹۲۳ ـ۱۹۹۰.
(۴۸) محمدبن‌ عمر واقدی‌، فتوح‌ الشام‌، بیروت‌: دارالجیل‌.
(۴۹) محمدبن‌ عمر واقدی‌، کتاب‌ المغازی‌ للواقدی، چاپ‌ مارسدن‌ جونز، لندن‌ ۱۹۶۶.
(۵۰) ابوسعید هرثمی‌ شعرانی‌، مختصر فی‌ سیاسه‌ الحروب‌، چاپ‌ عارف‌ احمد عبدالغنی‌، دمشق‌ ۱۹۹۵.
(۵۱) یعقوبی‌، تاریخ.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۱: مقدمه، ص۱۵۰ـ۱۵۱.
۲. جوادعلی، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۳۹۹ـ۴۰۴، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۳. جوادعلی، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۴۱۷ـ ۴۱۸، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۴. جوادعلی، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۴۲۲ـ۴۲۳، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۵. حسین حاج حسن، حضاره العرب فی عصر الجاهلیه، ج۱، ص۱۰۶ـ ۱۱۸، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۴.
۶. توشیهیکو ایزوتسو، مفاهیم اخلاقی دینی در قرآن، ج۱، ص۶۸ـ۶۹، مونترال ۱۹۶۶.
۷. ابوالفرج‌ اصفهانی، مقاتل الطالبیین و اخبارهم‌، ج‌۱۶، ص‌۳۸۱.
۸. ابوالفرج‌ اصفهانی، مقاتل الطالبیین و اخبارهم‌، ج‌۲۴، ص‌۶۴.
۹. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ (علی‌بن‌ محمد)، ج۱، ص‌۴۰۰.    
۱۰. جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۱۰ـ ۴۱۱، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۱۱. جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۱۲، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۱۲. طبری‌، تاریخ‌ (لیدن‌)، ج۱، ص۱۰۳۴.
۱۳. مسکویه‌، آداب‌العرب و الفرس، ج‌۱، ص‌۱۳۷ـ ۱۳۸.
۱۴. ابن‌خلدون‌، تاریخ، ج۱: مقدمه، ص۳۳۶.
۱۵. محمود شکری‌ آلوسی‌، بلوغ‌ الارب‌ فی‌ معرفه‌ احوال‌ العرب، ج‌۲، ص‌۵۶، چاپ‌ محمد بهجه‌ اثری‌، بیروت‌ (۱۳۱۴).
۱۶. جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۰۱، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۱۷. ابن‌درید، کتاب‌ جمهره‌اللغه‌، ج۱، ص۵۹۹، چاپ‌ رمزی‌ منیر بعلبکی‌، بیروت‌ ۱۹۸۷ـ ۱۹۸۸.
۱۸. عبدالملک‌بن‌ محمد ثعالبی‌، فقه‌اللغه‌ و سرّالعربیه‌، ج۱، ص۲۳۷، چاپ‌ سلیمان‌ سلیم‌ بواب‌، دمشق‌ ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۱۹. عبدالجبار سامرائی‌، «نظم‌ التعبئه‌ عندالعرب‌»، ج۱، ص۷ـ ۸، المورد، ج۱۲، ش‌ ۴ (۱۴۰۴).
۲۰. ابن‌خلدون‌، تاریخ، ج۱: مقدمه، ص‌۳۳۶ـ ۳۳۷.
۲۱. محمود شکری‌ آلوسی‌، بلوغ‌ الارب‌ فی‌ معرفه‌ احوال‌ العرب، ج۲، ص۵۸ـ۵۹، چاپ‌ محمد بهجه‌ اثری‌، بیروت‌ (۱۳۱۴).
۲۲. محمود شکری‌ آلوسی‌، بلوغ‌ الارب‌ فی‌ معرفه‌ احوال‌ العرب، ج۲، ص۱۴۸، چاپ‌ محمد بهجه‌ اثری‌، بیروت‌ (۱۳۱۴).
۲۳. عبدالجبار سامرائی‌، «نظم‌ التعبئه‌ عندالعرب‌»، ج۱، ص۸، المورد، ج۱۲، ش‌ ۴ (۱۴۰۴).
۲۴. ابن‌منظور، لسان العرب، ج۳، ص۳۳۶.    
۲۵. ابن‌منظور، لسان العرب، ج۱۵، ص۱۶۹.    
۲۶. جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۰۵ـ۴۰۶، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۲۷. ابن‌درید، کتاب‌ جمهره‌اللغه‌، ج۲، ص۶۳۴، چاپ‌ رمزی‌ منیر بعلبکی‌، بیروت‌ ۱۹۸۷ـ ۱۹۸۸.
۲۸. ابن‌منظور، لسان العرب.    
۲۹. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ (علی‌بن‌ محمد)، ج۱، ص۶۴۹.
۳۰. ابن‌عبدربّه‌، العقد الفرید، ج۳، ص۲۶۸، ج۱، چاپ‌ مفید محمد قمیحه‌، بیروت‌ ۱۴۰۴/۱۹۸۳، ج۳، چاپ‌ عبدالمجید ترحینی‌، بیروت‌ ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷.
۳۱. عباس‌ زریاب‌ خویی‌، سیره‌ رسول‌اللّه‌، ج۱، ص۴۴، تهران‌ ۱۳۷۰ ش‌.
۳۲. جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۰۷، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۳۳. ابن‌حبیب‌، کتاب‌ المحبّر، ص۲۴۶ـ۲۵۳، چاپ‌ ایلزه‌ لیشتن‌ اشتتر، حیدرآباد، دکن‌ ۱۳۶۱/۱۹۴۲، چاپ‌ افست‌ بیروت‌.
۳۴. جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۰۷، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۳۵. ابن‌درید، کتاب‌ جمهره‌اللغه‌، ج۱، ص۳۴۵، چاپ‌ رمزی‌ منیر بعلبکی‌، بیروت‌ ۱۹۸۷ـ ۱۹۸۸.
۳۶. جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص‌۴۱۸، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۳۷. جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۰۸، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۳۸. طبری‌، تاریخ‌ (لیدن‌)، ج۱، ص۱۵۹۹.
۳۹. جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۰۹، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۴۰. ابوالفرج‌ اصفهانی، مقاتل الطالبیین و اخبارهم‌، ج۱۶، ص۳۸۱.
۴۱. احمدبن‌ محمد میدانی‌، مجمع‌ الامثال، ج۱، ص‌۵۰، مشهد ۱۳۶۶ ش‌.
۴۲. ابن‌اثیر، النهایه‌ فی‌ غریب‌ الحدیث‌ و الاثر، ذیل‌ «عرا»، چاپ‌ صلاح‌بن‌ محمدبن‌ عویضه‌، بیروت‌ ۱۴۱۸/ ۱۹۹۷.
۴۳. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ (علی‌بن‌ محمد)، ج۱، ص۶۲۸ـ۶۲۹.
۴۴. جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۳۶ـ۴۳۷، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۴۵. احمدبن‌ محمد میدانی‌، مجمع‌ الامثال، ج۱، ص۴۷۵، مشهد ۱۳۶۶ ش‌.
۴۶. عمروبن‌ بحر جاحظ‌، کتاب‌ الحیوان، ج۴، ص۴۷۴، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمدهارون‌، مصر) ۱۳۸۵ـ ۱۳۸۹/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۹، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ ۱۳۸۸/۱۹۶۹.
۴۷. احمدبن‌ محمد میدانی‌، مجمع‌ الامثال، ج۱، ص۲۰۲، مشهد ۱۳۶۶ ش‌.
۴۸. احمدبن‌ محمد میدانی‌، مجمع‌ الامثال، ج۲، ص۳۸۶، مشهد ۱۳۶۶ ش‌.
۴۹. محمد توفیق‌ أبوعلی‌، صوره‌العادات‌ و التقالید و القیم‌ الجاهلیه‌ فی‌ کتب‌ الامثال‌ العربیه‌ من‌ القرن‌ ۶ـ۹ ه/ ۱۲ـ۱۵م‌، ج۱، ص۱۵۵ـ۱۵۶، بیروت‌ ۱۹۹۹.
۵۰. محمد توفیق‌ أبوعلی‌، صوره‌العادات‌ و التقالید و القیم‌ الجاهلیه‌ فی‌ کتب‌ الامثال‌ العربیه‌ من‌ القرن‌ ۶ـ۹ ه/ ۱۲ـ۱۵م‌، ج۱، ص۱۶۹ـ۱۷۰، بیروت‌ ۱۹۹۹.
۵۱. احمدبن‌ محمد میدانی‌، مجمع‌ الامثال، ج۲، ص۲۲۶، مشهد ۱۳۶۶ ش‌.
۵۲. جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۳۴، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۵۳. جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص‌۴۴۰، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۵۴. ابن‌عبدربّه‌، العقد الفرید، ج۳، ص۲۶۸، چاپ‌ مفید محمد قمیحه‌، بیروت‌ ۱۴۰۴/۱۹۸۳، ج۳، چاپ‌ عبدالمجید ترحینی‌، بیروت‌ ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷.
۵۵. عباس‌ زریاب‌ خویی‌، سیره‌ رسول‌اللّه‌، ج۱، ص۴۴، تهران‌ ۱۳۷۰ ش‌.
۵۶. جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۳۶، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۵۷. ابن‌قتیبه‌، کتاب‌ عیون‌الاخبار، ج۱، جزء ۲، ص۱۴۲، بیروت‌: دارالکتاب‌ العربی‌.
۵۸. جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۴۰، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۵۹. جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۲۲ـ ۴۳۳، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۶۰. مرضی‌بن‌ علی‌ طرسوسی‌، موسوعه‌الاسلحه‌ القدیمه، ج۱، ص۴۷ـ۵۲، الموسوم‌ تبصره‌ ارباب‌ الالباب‌، چاپ‌ کارین‌ صادر، بیروت‌ ۱۹۹۸.
۶۱. مرضی‌بن‌ علی‌ طرسوسی‌، موسوعه‌الاسلحه‌ القدیمه، ج۱، ص۱۳۷ـ۱۳۹، الموسوم‌ تبصره‌ ارباب‌ الالباب‌، چاپ‌ کارین‌ صادر، بیروت‌ ۱۹۹۸.
۶۲. جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۳۳، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۶۳. ابن‌درید، کتاب‌ جمهره‌اللغه‌، ج۱، ص۹۳، چاپ‌ رمزی‌ منیر بعلبکی‌، بیروت‌ ۱۹۸۷ـ ۱۹۸۸.
۶۴. محمود شکری‌ آلوسی‌، بلوغ‌ الارب‌ فی‌ معرفه‌ احوال‌ العرب، ج۲، ص۶۷، چاپ‌ محمد بهجه‌ اثری‌، بیروت‌ ۱۳۱۴.
۶۵. ابن‌منظور، لسان العرب، ج۵، ص۲۶.    
۶۶. جوادعلی‌، المُفَصَّل‌ فی‌ تاریخ‌ العرب‌ قبل‌ الاسلام‌، ج۵، ص۴۳۳، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۶۷. حبیب‌بن‌ اوس‌ ابوتمّام‌، دیوان‌ الحماسه، ج۱، ص۲۹۰، به‌ روایت‌ موهوب‌بن‌ احمد جوالیقی‌، چاپ‌ عبدالمنعم‌ احمدصالح‌، بغداد ۱۹۸۰.
۶۸. عمروبن‌ بحر جاحظ‌، البیان‌ و التبیین، ج۲، ص۱۸، بیروت‌ ۱۹۶۸.
۶۹. ابن‌منظور، ذیل‌ «ربع‌»، لسان العرب، ج۸، ص۱۰۰.    
۷۰. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ (علی‌بن‌ محمد)، ج۱، ص۵۶۷.
۷۱. حسان‌بن‌ ثابت‌، دیوان‌، ج۱، ص۴۲۵، شرح‌ یوسف‌ عید، بیروت‌ ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۷۲. جوادعلی، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۴۰۴ـ۴۰۵، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۷۳. جوادعلی، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۵، ص۴۰۲، بغداد ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
۷۴. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ (علی‌بن‌ محمد)، ج۱، ص۵۸۸ـ ۵۹۵.
۷۵. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ (علی‌بن‌ محمد)، ج۱، ص۶۷۶.
۷۶. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ (علی‌بن‌ محمد)، ج۱، ص۶۷۸ـ۶۸۰.


منبع

[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «جنگ نزد عرب‌ دوره‌ جاهلی »، شماره۵۰۹۱.    






جعبه ابزار