جنگ جملذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



جَمَل‌، جنگ‌، نخستین‌ جنگ‌ داخلی‌ در حوزه‌ اسلامی‌، میان‌ علی‌ علیه‌السلام‌ و پیمان‌شکنان‌ ( ناکِثین‌ ) در سال‌ ۳۶ رخ داد.

فهرست مندرجات
۱ - پیمان‌شکنی طلحه و زبیر
۲ - هم‌پیمانی با عایشه
۳ - خون‌خواهی عثمان
۴ - اتحاد ناکثین
۵ - حرکت مخالفین به سوی بصره
۶ - موضع همسران پیامبر
۷ - وجه تسمیه
۸ - مخالفت برخی سران و بازگشت به مکه
۹ - مکانی به نام حوءب
۱۰ - ورود عایشه به بصره
۱۱ - دو دستگی میان یاران عثمان بن حنیف
۱۲ - صلح میان عایشه و عثمان بن حنیف
۱۳ - مفاد قرارداد
۱۴ - شکستن صلح‌نامه توسط عایشه
۱۵ - اقدامات برای آزادی عثمان بن حنیف
۱۶ - انتقام از قبایل برای خون‌خواهی
۱۷ - ورود امام به ربذه
۱۸ - درخواست جهاد از کوفیان
۱۹ - حرکت سپاه از کوفه
۲۰ - سپاهیان امام
۲۱ - شناخت حق
۲۲ - شروع جنگ
۲۳ - اقدامات امام
       ۲۳.۱ - تلاش برای ایجاد صلح
       ۲۳.۲ - بیان قوانین جنگ
       ۲۳.۳ - نصیحت کردن سران فتنه
       ۲۳.۴ - دعوت برای اتحاد
       ۲۳.۵ - صدور فرمان جنگ
۲۴ - دفاع از عایشه در طول جنگ
۲۵ - پی شدن شتر عایشه
۲۶ - نتیجه جنگ
۲۷ - عاقبت طلحه و زبیر
۲۸ - عاقبت عایشه
۲۹ - شمار کشته‌ها
۳۰ - برخورد امام بازخمی‌ها و اسیران
۳۱ - عفو بصریان
۳۲ - حکم امام به منع تصرف و غارت اموال
۳۳ - دیدگاه مذاهب اسلامی
۳۴ - عوامل جنگ
       ۳۴.۱ - دیدگاه سران فتنه
       ۳۴.۲ - دیدگاه علی ابن ابی طالب (علیه السلام) و اصحابش
              ۳۴.۲.۱ - قدرت طلبی طلحه و زبیر
              ۳۴.۲.۲ - شکستن عهد و پیمان و برپایی فتنه
              ۳۴.۲.۳ - کینه و کدورت دیرینه
              ۳۴.۲.۴ - سرپوش گذاشتنِ سران فتنه، بر عملکرد خویش
۳۵ - دیدگاه معتزله
۳۶ - مهم‌ترین آثار در مورد جنگ جمل
۳۷ - فهرست منابع‌
۳۸ - پانویس
۳۹ - منابع

پیمان‌شکنی طلحه و زبیر[ویرایش]

امام‌ علی‌ علیه‌السلام‌ در ذیحجه‌ ۳۵، در پی‌ اصرار و اتفاق‌نظر مردم‌ مدینه‌ از مهاجران‌ و انصار ، و به‌رغم‌ میل‌ باطنی‌ خود، زمام‌ خلافت‌ را به‌ دست‌ گرفت‌.
همه‌، جز عده‌ اندکی‌ که‌ گرایش‌ عثمانی‌ داشتند، با حضرت‌ بیعت‌ کردند.
عده‌ای‌ از مخالفان‌ به‌ شام‌ و مکه‌ گریختند.
طلحة ‌بن‌ عُبَیداللّه‌ و زُبَیر بن‌ عوّام‌ ، دو تن‌ از سرشناسان‌ صحابه‌، که‌ خود از نامزدهای‌ تصدی‌ حکومت‌ بودند، به‌ حضرت‌ علی‌ دست‌ بیعت‌ دادند.
گفته‌ شده‌ است‌ که‌ طلحه‌ نخستین‌ بیعت‌کننده‌ بود و چون‌ دستش‌ شَل‌ بود، کسی‌ آن‌ را به‌ فال‌ بد گرفت‌ و گفت‌ که‌ این‌ کار به‌ انجام‌ نخواهد رسید. [۱]
طلحه‌ و زبیر که‌ نخست‌ چشم‌ به‌ خلافت‌ دوخته‌ بودند [۲] [۳] [۴] وقتی‌ موفق‌ نشدند و خلافت‌ به‌ امام‌ علی‌ رسید، انتظار داشتند که‌ با حضرت‌ در خلافت‌ شریک‌ شوند یا دست‌کم‌ به‌ فرمانروایی‌ ولایات‌ برسند.
آن‌ دو از علی‌ علیه‌السلام‌ خواستند که‌ امارت‌ و حکومت‌ بصره‌ و کوفه‌ (یا عراق‌ و یمن‌ ) را به‌ آنان‌ دهد، ولی‌ امام‌ آنان‌ را شایسته‌ این‌ کار ندانست‌. [۵] [۶] [۷]
چهار ماه‌ پس‌ از به‌خلافت‌ رسیدن‌ علی‌ علیه‌السلام‌، طلحه‌ و زبیر که‌ دریافتند با خلافت‌ امام‌ علی‌، مردم‌ از ایشان‌ رویگردان‌ شده‌اند و دیگر جایی‌ در مدینه‌ ندارند، از امام‌ اجازه‌ خواستند که‌ برای‌ انجام‌ عمره‌ به‌ مکه‌ روند.
امام‌ گفت‌ شاید قصد شام‌ یا عراق‌ دارید و آنان‌ پاسخ‌ دادند که‌ فقط‌ قصد عمره‌ دارند و سوگند خوردند که‌ فساد و فتنه‌ ای‌ بر نخواهند انگیخت‌ و بیعت‌ خود را نخواهند شکست‌.
امام‌ اجازه‌ داد و آنان‌ با شتاب‌ به‌ مکه‌ رفتند.
با این‌ حال‌، امام‌ فرمود که‌ آنان‌ به‌ عمره‌ نمی‌روند، بلکه‌ قصد نیرنگ‌ دارند. [۸] [۹] [۱۰] [۱۱] [۱۲]

هم‌پیمانی با عایشه[ویرایش]

طلحه‌ و زبیر، برای‌ پیشبرد مقاصد خود، از عایشه‌ ، که‌ پیش‌ از قتل‌ عثمان‌ برای‌ عمره‌ به‌ مکه‌ رفته‌ بود، درخواست‌ کردند که‌ به‌ خونخواهی‌ عثمان‌ و انتقام‌ از کشندگان‌ وی‌، که‌ اکنون‌ از یاران‌ نزدیک‌ علی‌ و سرداران‌ او شده‌اند، با آنان‌ همراه‌ شود.
پس‌ از مدتی‌، سرانجام‌، عایشه‌ خواست‌ آنان‌ را پذیرفت‌. [۱۳] [۱۴] [۱۵] [۱۶] [۱۷]
اگرچه‌ طلحه‌ و زبیر، به‌ ادعای‌ خونخواهی‌ عثمان‌ از اطاعت‌ امام‌ سرباز زدند و از جمع‌ مسلمانان‌ بیرون‌ رفتند، اما به‌ گفته‌ علی‌ علیه‌السلام‌ [۱۸] ، آنان‌ خود قاتلان‌ عثمان‌ بودند. [۱۹]
آنان‌ ادعا می‌کردند که‌ توبه‌ کرده‌اند و برای‌ جبران‌ گناه‌ خویش‌، می‌خواهند انتقام‌ خون‌ عثمان‌ را، که‌ به‌ ستم‌ کشته‌ شده‌ است‌، بگیرند و کار خلافت‌ مسلمانان‌ را به‌ شورایی‌ مانند شورای‌ عمر، واگذارند و بین‌ آنان‌ صلح‌ ایجاد کنند.
آن‌ دو از عایشه‌ نیز خواستند که‌ این‌ مطالب‌ را به‌ مردم‌ اعلام‌ کند. [۲۰] [۲۱] [۲۲] [۲۳]
طلحه‌ و زبیر، برای‌ توجیه‌ پیمان‌شکنی‌ خویش‌، مدعی‌ شدند که‌ از ترس‌ و با اکراه‌ بیعت‌ کرده‌اند و لذا تعهدی‌ در فرمانبرداری‌ از امیرمؤمنان‌ ندارند. [۲۴] [۲۵] [۲۶] [۲۷] [۲۸]
امام‌ فرمود که‌ زبیر می‌پندارد با دستش‌ بیعت‌ کرده‌ است‌، نه‌ با دلش‌؛ پس‌ به‌ بیعت‌ اقرار و به‌ خروج‌ از آن‌ ادعا می‌کند و باید برای‌ ادعای‌ خود دلیلی‌ درست‌ بیاورد [۲۹]
طلحه‌، که‌ از بنی‌تَیم‌ و هم‌ طایفه‌ ابوبکر بود، [۳۰] همچون‌ زبیر، آرزوی‌ خلافت‌ داشت‌ و هر یک‌ دیگری‌ را به‌ حساب‌ نمی‌آورد. [۳۱]

خون‌خواهی عثمان[ویرایش]

عایشه‌ که‌ در زمان‌ قتل‌ عثمان‌ در مکه‌ بود، گمان‌ می‌کرد، یا چنین‌ خبر یافته‌ بود، که‌ پس‌ از قتل‌ عثمان‌، طلحه‌ به‌ خلافت‌ رسیده‌ است‌، روانه‌ مدینه‌ گردید؛ اما، هنگامی‌ که‌ در میان‌ راه‌ شنید که‌ مردم‌ با علی‌ علیه‌السلام‌ بیعت‌ کرده‌اند، به‌ مکه‌ بازگشت‌ و از اینکه‌ مردم‌ را بر ضدعثمان‌ شورانده‌ بود، اظهار پشیمانی‌ کرد و ندا داد که‌ عثمان‌ به‌ ستم‌ کشته‌ شده‌ است‌ و مردم‌ را به‌ خونخواهی‌ او و مخالفت‌ با امیرمؤمنان‌ و مبارزه‌ با آشوبگران‌ مدینه‌ دعوت‌ نمود و در پاسخ‌ این‌ اعتراض‌ که‌ تو مردم‌ را به‌ کشتن‌ عثمان‌ (در تعبیر عایشه‌: نَعْثَل‌) تشویق‌ می‌کردی‌، گفت‌ که‌ عثمان‌ توبه‌ کرد و سپس‌ او را کشتند. [۳۲] [۳۳] [۳۴] [۳۵] [۳۶]

اتحاد ناکثین[ویرایش]

زبیر پسر عمه‌ پیامبر اکرم‌ و امام‌ علی‌ و شوهر خواهر عایشه‌ بود و پسرش‌، عبداللّه‌، نقش‌ عمده‌ای‌ در همراه‌ ساختن‌ عایشه‌ با طلحه‌ و زبیر و برافروختن‌ آتش‌ جنگ‌ ایفا کرد. [۳۷] [۳۸]
عایشه‌ خود از علی‌ علیه‌السلام‌ کینه‌ داشت‌ [۳۹] [۴۰] [۴۱] [۴۲] [۴۳] [۴۴] و همین‌ امر نیز در پیوستن‌ او به‌ طلحه‌ و زبیر مؤثر افتاد.
بدین‌ ترتیب‌، طلحه‌ و زبیر و دیگر جدایی‌طلبان‌ ــ که‌ می‌دانستند کارشان‌ بدون‌ عایشه‌، امّالمؤمنین‌ و همسر رسول‌ خدا، که‌ مورد توجه‌ مردم‌ بود به‌ نتیجه‌ نمی‌رسدــ با کسب‌ موافقت‌ وی‌ به‌ موفقیتی‌ بزرگ‌ دست‌ یافتند. [۴۵] [۴۶]
عبداللّه بن‌ عامر حَضْرَمی‌ ، کارگزار عثمان‌ در مکه‌، نخستین‌ کسی‌ بود که‌ دعوت‌ عایشه‌ را اجابت‌ کرد و سپس‌ امویانی‌ که‌ پس‌ از قتل‌ عثمان‌ به‌ مکه‌ گریخته‌ بودند (همچون‌ سعید بن‌ عاص‌ ، مروان بن‌ حَکَم‌ ، عبدالرحمان بن‌ عَتّاب‌ ، مُغیرة ‌بن‌ شُعبه‌ و ولید بن‌ عُقبه‌ )، با وی‌ همراه‌ شدند.
مغیره‌ مردم‌ را به‌ خونخواهی‌ عثمان‌ دعوت‌ می‌کرد.
عبداللّه‌بن‌ عامربن‌ کُرَیز و یعلی بن‌ امیه‌ نیز با اموال‌ و شترها ی‌ بسیار (بنابر بعضی‌ اخبار، با ششصد شتر و ششصد هزار درهم‌ یا دینار ) از یمن‌ به‌ آنان‌ پیوستند و همه‌ در خانه‌ عایشه‌ گرد آمدند.
بدین‌گونه‌، همه‌ مخالفان‌ امام‌ و به‌ ویژه‌ کسانی‌ که‌ بیم‌ داشتند امام‌ حقوق‌ مسلمانان‌ را از آنان‌ باز گیرد، به‌ عایشه‌ روی‌ آوردند.

حرکت مخالفین به سوی بصره[ویرایش]

آنان‌، به‌ پیشنهاد عبداللّه بن‌ عامر، توافق‌ کردند که‌ به‌ سوی‌ بصره‌ حرکت‌ کنند (برخلاف‌ نظر عایشه‌ که‌ می‌گفت‌ به‌ سوی‌ مدینه‌ بروند)، زیرا توان‌ رویارویی‌ با مردم‌ مدینه‌ را نداشتند.
به‌ علاوه‌، مردم‌ بصره‌ طرفدار طلحه‌ و زبیر بودند و عبداللّه‌ نیز در آن‌جا یارانی‌ داشت‌.
طلحه‌ و زبیر امیدوار بودند که‌ عایشه‌ بصریان‌ را همچون‌ اهل‌ مکه‌ بر امام‌ علی‌ بشوراند.
آنان‌ لشکریانی‌ مجهز ساختند و منادی‌ اعلام‌ کرد که‌ امّ المؤمنین‌ و طلحه‌ و زبیر به‌ بصره‌ می‌روند و هرکس‌ خواهان‌ عزت‌ اسلام‌ و جنگ‌ با گناهکاران‌ و خونخواهی‌ عثمان‌ است‌، به‌ راه‌ بیفتد.
سرانجام‌، سپاهی‌ سه‌ هزار نفری‌ آماده‌ حرکت‌ شد که‌ نهصد تن‌ از آنان‌ از مردم‌ مدینه‌ و مکه‌ بودند. [۴۷] [۴۸] [۴۹] [۵۰] [۵۱] [۵۲]
معاویه‌ نیز که‌ حکومت‌ شام‌ را در اختیار داشت‌ و مدعی‌ خونخواهی‌ عثمان‌ بود، نامه‌ای‌ به‌ زبیر نوشت‌ و به‌ دروغ‌ از او خواست‌ که‌ به‌ شام‌ برود تا وی‌ و مردم‌ آنجا با او بیعت‌ کنند. [۵۳]

موضع همسران پیامبر[ویرایش]

از نظر بزرگان‌ صحابه‌، خروج‌ عایشه‌ مخالفتی‌ آشکار با آیه‌ ۳۳ سوره‌ احزاب‌ بود که‌ به‌ صراحت‌، از زنان‌ پیامبر می‌خواهد که‌ در خانه‌هایشان‌ قرار گیرند. [۵۴] [۵۵] [۵۶] [۵۷] [۵۸]
در میان‌ همسران‌ پیامبر اکرم‌ ، حَفْصه‌ درصدد بود از رأی‌ عایشه‌ پیروی‌ و با او همراهی‌ کند، اما برادرش‌، عبداللّه بن‌ عمر ، نگذاشت‌. [۵۹] [۶۰]
امّ سَلَمه‌ مردم‌ را به‌ تقوای‌ الاهی‌ و پیروی‌ از علی‌ علیه‌السلام‌ فراخواند [۶۱] و کوشید تا عایشه‌ را از همراهی‌ با پیمان‌شکنان‌ باز دارد.
وی‌ به‌ عایشه‌ یادآوری‌ کرد که‌ تو تندروترین‌ افراد بر ضد عثمان‌ بودی‌، و سخنان‌ پیامبر را درباره‌ ولایت‌ و خلافت‌ علی‌ علیه‌السلام‌ به‌ او یادآوری‌ نمود، اما عایشه‌ با این‌ پاسخ‌ که‌ به‌ قصد اصلاح‌ میان‌ مسلمانان‌ برخواسته‌ است‌ و می‌خواهد گناه‌ خود را در رفتارش‌ با عثمان‌ جبران‌ کند، توصیه‌ او را نپذیرفت‌. [۶۲] [۶۳] [۶۴]
در پی‌ آن‌، امّ سلمه‌ در نامه‌ای‌ به‌ علی‌ علیه‌السلام‌، اقدام‌ مخالفان‌ را گزارش‌ کرد و پسر خود، عمر، را نیز به‌ یاری‌ امام‌ فرستاد [۶۵] [۶۶] [۶۷] [۶۸] (که‌ نوشته‌اند امّ فضل‌ ، همسر عباس‌ عموی‌ پیغمبر ، به‌ امام‌ نامه‌ نوشت‌) [۶۹] (هم‌ از نامه‌ امّ سلمه‌ و هم‌ از نامه‌ امّ فضل‌ یاد کرده‌ است‌) [۷۰] (نامه‌ای‌ را به‌ قُثَم بن‌ عباس‌ نسبت‌ داده‌ است‌).

وجه تسمیه[ویرایش]

امام‌ برای‌ جنگ‌ با معاویه‌ و یارانش‌، آماده‌ لشکرکشی‌ به‌ شام‌ بود که‌ خبر مخالفت‌ مردم‌ مکه‌ به‌ مدینه‌ رسید و حضرت‌، ضمن‌ سخنانی‌، اعلام‌ کرد که‌ اگر به‌ همین‌ اندازه‌ (مخالفت‌ و اعتراض‌) بسنده‌ کنند با آنان‌ برخورد نخواهد کرد و چون‌ خبر رسید که‌ مخالفان‌ قصد دارند به‌ بصره‌ بروند، برای‌ مقابله‌ با آنان‌ آماده‌ شد و فرمود اگر چنین‌ کنند، نظام‌ مسلمانان‌ از هم‌ خواهد گسست‌، و افزود ماندن‌ آنان‌ در میان‌ ما، به‌ رغم‌ مخالفت‌ و ناسازگاری‌، موجب‌ رنج‌ و ناراحتی‌ نبود. [۷۱]
عایشه‌ بر شتری‌ به‌ نام‌ عسکر سوار شد که‌ یعلی بن‌ امیه‌ آن‌ را هشتاد دینار (و به‌ قولی‌ دویست‌ دینار) خریده‌ و در اختیار وی‌ گذارده‌ بود [۷۲] [۷۳] [۷۴] از این‌رو، این‌ جنگ‌، جمل‌ (شتر نر) نام‌ گرفت‌.

مخالفت برخی سران و بازگشت به مکه[ویرایش]

مغیره بن‌ شعبه‌ ثقفی‌ و سعید بن‌ عاص‌ ، که‌ یک‌ منزل‌ از مکه‌ دور شده‌ بودند، درباره‌ ادامه‌ مسیر باهم‌ مشورت‌ کردند.
مغیره‌ از سر فرصت‌طلبی‌ تصمیم‌ به‌ بازگشت‌ گرفت‌ و به‌ ثقفیان‌ گفت‌ که‌ بازگردند.
سعید نیز به‌ مروان بن‌ حکم‌ اموی‌ ــ که‌ از مدعیان‌ اصلی‌ خونخواهی‌ و داماد عثمان‌ بودــ گفت‌ کسانی‌ که‌ خون‌ به‌ گردنشان‌ دارید، بر پشت‌ شتران‌اند، آنان‌ را بکشید، به‌ خانه‌های‌ خود بازگردید و خود را به‌ کشتن‌ ندهید، و خود به‌ مکه‌ بازگشت‌. [۷۵]
از طرفی‌ عبداللّه‌ بن‌ عمر با این‌ استدلال‌ که‌ یکی‌ از مردم‌ مدینه‌ و تابع‌ تصمیم‌ آنان‌ است‌ در مکه‌ ماند.
از پسران‌ زبیر فقط‌ عبداللّه‌ با وی‌ رفت‌ و طلحه‌ نیز پسرش‌، محمد، را به‌ همراه‌ داشت‌. [۷۶] [۷۷]

مکانی به نام حوءب[ویرایش]

بین‌ راه‌ مکه‌ به‌ بصره‌، کنار آبی‌ به‌ نام‌ حَوْءَب‌ ، سگ‌ها پارس‌ کردند.
چون‌ عایشه‌ بانگ‌ آن‌ها را شنید و دانست‌ که‌ آنجا حوءب‌ است‌، به‌ یاد سخنی‌ از پیامبر افتاد و خواست‌ که‌ او را بازگردانند.
رسول‌ خدا به‌ زنان‌ خویش‌ گفته‌ بود که‌ مبادا یکی‌ از شما همو باشد که‌ سگ‌های‌ حوءب‌ بر وی‌ پارس‌ می‌کنند.
در این‌ میان‌، عبداللّه بن‌ زبیر (و به‌ روایتی‌، طلحه‌ و زبیر) با انکار حوءب‌ بودن‌ این‌ مکان‌، پنجاه‌ تن‌ از بنی‌عامر را نزد عایشه‌ آورد و آنان‌ به‌ صدق‌ گفته‌ عبداللّه‌ شهادت‌ دادند و سوگند خوردند. [۷۸] [۷۹] [۸۰] [۸۱] [۸۲]
شورشیان‌ به‌ بیرون‌ بصره‌ رسیدند.

ورود عایشه به بصره[ویرایش]

به‌خواست‌ عایشه‌، عبداللّه ‌بن‌ عامر با نامه‌ای‌ از او به‌ سران‌ بصره‌، مخفیانه‌ وارد شهر شد و عایشه‌ با همراهانش‌ تا حُفَیر یا حَفر ابی‌موسی‌ پیش‌ رفت‌. [۸۳] [۸۴]
چون‌ خبر به‌ مردم‌ بصره‌ رسید، عثمان بن‌ حُنَیف‌ (فرماندار علی‌ علیه‌السلام‌ در بصره‌عِمران بن‌ حُصَین‌ و ابوالاسود دُؤَلی‌ را نزد عایشه‌ فرستاد تا سبب‌ آمدن‌ وی‌ و مخالفت‌ او را بپرسند.
عایشه‌ گفت‌ که‌ اوباش‌ (غوغاء) به‌ حرم‌ پیامبر حمله‌ کردند و پیشوای‌ مسلمانان‌ را به‌ ستم‌ کشتند و اموال‌ محترم‌ را غارت‌ کردند و حرمت‌ شهر حرام‌ و ماه‌ حرام‌ را شکستند.
من‌ آمده‌ام‌ تا مسلمانان‌ را از کار آنان‌ آگاه‌ سازم‌ و آنچه‌ را که‌ برای‌ اصلاح‌ این‌ وضع‌ باید انجام‌ داد، بگویم‌.
آن‌ دو به‌ عایشه‌ یادآوری‌ کردند که‌، به‌ امر خدا و همچون‌ دیگر همسران‌ رسول‌، باید در خانه‌ات‌ بمانی‌.
طلحه‌ و زبیر نیز گفتند که‌ به‌ خونخواهی‌ عثمان‌ آمده‌اند و بیعت‌ آنان‌ از روی‌ اکراه‌ بوده‌ است‌. [۸۵] [۸۶]

دو دستگی میان یاران عثمان بن حنیف[ویرایش]

به‌ دستور امام‌ علی‌ ، عثمان بن‌ حنیف‌ موظف‌ شد تا شورشیان‌ را به‌ راه‌ حق‌ فراخواند و اگر نپذیرفتند، تا رسیدن‌ امام‌، در برابر آنان‌ مقاومت‌ کند. [۸۷]
عثمان‌بن‌ حنیف‌ به‌ مردم‌ گفت‌ که‌ مسلح‌ و آماده‌ شوید.
عایشه‌ با شورشیان‌ وارد مِرْبَد (از محله‌های‌ بزرگ‌ و مشهور بصره‌) [۸۸] شد و عده‌ای‌ از بصریان‌ به‌ وی‌ پیوستند.
طلحه‌ و زبیر مردم‌ را به‌ خونخواهی‌ عثمان‌ برانگیختند.
آنگاه‌ عایشه‌، که‌ بر شتر خویش‌ و در هودجی‌ نشسته‌ بود، با صدای‌ بلند درباره‌ کشته‌ شدن‌ عثمان‌ به‌ ستم‌، و در ضدیت‌ با علی‌ علیه‌السلام‌ و واگذاشتن‌ کار خلافت‌ به‌ شورا سخن‌ گفت‌.
میان‌ یاران‌ عثمان بن‌ حنیف‌ دو دستگی‌ افتاد و گروهی‌ به‌ عایشه‌ پیوستند.
جاریة ‌بن‌ قدامه‌ ، از یاران‌ امام‌ علی‌، به‌ نصیحت‌ عایشه‌ پرداخت‌ و به‌ وی‌ گفت‌ که‌ کشتن‌ عثمان‌ سبک‌تر از کار توست‌ که‌ از خانه‌ خویش‌ بیرون‌ آمده‌ای‌ و بر این‌ شتر ملعون‌، خود را آماج‌ سلاح‌ کرده‌ و ستر و حرمت‌ خود را هتک‌ کرده‌ای‌.

صلح میان عایشه و عثمان بن حنیف[ویرایش]

حُکَیم ‌بن‌ جَبَله‌ ، سردار سواران‌ عثمان بن‌ حنیف‌ ، با سواران‌ خود به‌ جنگ‌ با یاران‌ عایشه‌ پرداخت‌ و مردم‌ که‌ هر کدام‌ طرفدار یکی‌ از دو گروه‌ بودند، از پشت‌بام‌ به‌ سوی‌ گروه‌ دیگر سنگ‌ می‌انداختند.
روز بعد نیز، از طلوع‌ آفتاب‌ تا ظهر، میان‌ یاران‌ عثمان بن‌ حنیف‌ و یاران‌ عایشه‌، در جایی‌ به‌ نام‌ دارالرزق‌ (مدینة ‌الرزق‌/ قریة ‌الارزاق‌) در زابوقه‌ (مکانی‌ در نزدیکی‌ بصره‌)، جنگ‌ سختی‌ درگرفت‌ و بسیاری‌ از یاران‌ عثمان‌ [۸۹] کشته‌ شدند؛ اما، سرانجام‌، دو گروه‌ صلح‌ کردند. [۹۰] [۹۱] [۹۲] [۹۳]

مفاد قرارداد[ویرایش]

طرفین‌ قرارداد نوشتند که‌ از جنگ‌ دست‌ بکشند تا علی‌ علیه‌السلام‌ بیاید، در بازار و گذر متعرض‌ یکدیگر نشوند، دارالاماره‌ و بیت‌المال‌ و مسجد در اختیار عثمان بن‌ حنیف‌ باشد، و طلحه‌ و زبیر و یارانشان‌ هر جا که‌ می‌خواهند اقامت‌ کنند.
سپس‌ مردم‌ پراکنده‌ شدند و سلاح‌های‌ خود را بر زمین‌ نهادند. [۹۴] [۹۵] [۹۶] [۹۷] [۹۸]
طبری‌ ، [۹۹] در روایتی‌ از سیف‌ بن‌ عمر ، مُفاد قرارداد را در تأیید شورشیان‌ و به‌ گونه‌ای‌ دیگر آورده‌ است‌.
به‌ روایت‌ وی‌، دو گروه‌ اتفاق‌ کردند تا کَعب بن‌ سُور را به‌ نمایندگی‌ به‌ مدینه‌ بفرستند تا معلوم‌ کند که‌ طلحه‌ و زبیر در بیعت‌ با علی‌ مجبور بوده‌اند یا نه‌.
اما این‌ مطلب‌ بی‌اساس‌ می‌نماید، زیرا کعب بن‌ سور خود یکی‌ از سران‌ اصحاب‌ جمل‌ بود و عثمان بن‌ حنیف‌ طبعاً با چنان‌ قرار و چنین‌ نماینده‌ای‌ موافقت‌ نمی‌کرده‌ است‌.

شکستن صلح‌نامه توسط عایشه[ویرایش]

دو روز بعد، طلحه‌ و زبیر ، از بیم‌ آنکه‌ علی‌ علیه‌السلام‌ برسد و بر آنان‌ چیره‌ گردد، پیمان‌ را شکستند و در پی‌ آن‌، عثمان بن‌ حنیف‌ در حال‌ خواندن‌ نماز عشا در مسجد ، دستگیر کردند. [۱۰۰] [۱۰۱]
ابتدا عایشه‌ دستور داد وی‌ را بکشند، اما بعد منصرف‌ شده‌ و دستور داد او را حبس‌ کنند.
به‌ وی‌ چهل‌ تازیانه‌ زدند و به‌ دستور طلحه‌ یا مُجاشع بن‌ مسعود ، موی‌ سر و صورت‌ و ابروان‌ و پلک‌هایش‌ را کندند و او را حبس‌ کردند.
آنگاه‌ عبداللّه بن‌ زبیر و گروهی‌ به‌ سوی‌ دارالاماره‌ رفتند و چهل‌ (یا به‌ قولی‌ هفتاد) نگهبانِ گماشته‌ عثمان بن‌ حنیف‌ را کشتند و وارد قصر شدند و طلحه‌ و زبیر بیت‌المال‌ را تصرف‌ کردند.
مردم‌ نیز با شورشیان‌ بودند و هر که‌ با آنان‌ نبود، گمنام‌ و پنهان‌ بود [۱۰۲] [۱۰۳] [۱۰۴] [۱۰۵] [۱۰۶] [۱۰۷]
مردم‌ با طلحه‌ و زبیر، به‌ عنوان‌ امیر، و نه‌ خلیفه‌، بیعت‌ کردند.
چون‌ میان‌ طلحه‌ و زبیر بر سر خواندن‌ نماز اختلاف‌ افتاد، مقرر گردید که‌ هر روز یکی‌ از آن‌ دو (یا پسرانشان‌ محمد و عبداللّه‌) به‌ نوبت‌ امامت‌ نماز را برعهده‌ بگیرند.

اقدامات برای آزادی عثمان بن حنیف[ویرایش]

از آن‌ سو، حُکَیم بن‌ جبله‌ با سیصد تن‌ به‌ زابوقه‌ رفت‌.
او گفت‌ کسانی‌ را که‌ شورشیان‌ کشته‌اند، هیچ‌ دستی‌ در قتل‌ عثمان‌ نداشته‌اند.
حکیم‌ از طلحه‌ و زبیر خواست‌ که‌ عثمان بن‌ حنیف‌ را آزاد و دارالاماره‌ و بیت‌المال‌ را به‌ او تسلیم‌ کنند و تا آمدن‌ علی‌ علیه‌السلام‌ به‌ جای‌ خود بازگردند، اما آنان‌ نپذیرفتند. [۱۰۸] [۱۰۹] [۱۱۰]
حکیم‌ و سوارانش‌ و کسانی‌ از قبیله‌ او (عبدالقیس‌) و قبیله‌ ربیعه‌ به‌ یاری‌ عثمان بن‌ حنیف‌ برخاستند و پس‌ از نبردی‌ سخت‌، وی‌ و هفتاد تن‌ از قبایل‌ عبدالقیس‌ و ربیعه‌ کشته‌ شدند.

انتقام از قبایل برای خون‌خواهی[ویرایش]

طلحه‌ و زبیر اعلام‌ کردند که‌ در میان‌ قبایل‌ بصره‌ باید از تمام‌ کسانی‌ که‌ بر ضد خلیفه‌ عثمان‌ اقدام‌ کرده‌اند، انتقام‌ گرفت‌. [۱۱۱] [۱۱۲] [۱۱۳]
سپس‌ نامه‌هایی‌ به‌ مردم‌ شام‌ و کوفه‌ و مدینه‌ نوشتند و اعلام‌ کردند که‌ قاتلان‌ عثمان‌ را از پای‌ درآورده‌ و تکلیف‌ خویش‌ را انجام‌ داده‌اند و آنان‌ نیز باید چنین‌ کنند.
عایشه‌ هم‌ در نامه‌ای‌ خطاب‌ به‌ مردم‌ کوفه‌، در توجیه‌ اقدامات‌ شورشیان‌، نوشت‌: اگر کسانی‌ را به‌ انتقام‌ کشته‌ایم‌، معذور بوده‌ایم‌.
ما ۲۶ روز ماندیم‌ و مردم‌ بصره‌ را به‌ اجرای‌ حدود خدا و جلوگیری‌ از خونریزی‌ دعوت‌ کردیم‌ اما آنان‌ خیانت‌ کردند و خداوند قاتلان‌ عثمان‌ را یکجا گردآورد و آنان‌ را قصاص‌ کرد؛ پس‌، از قاتلان‌ عثمان‌ چشم‌ نپوشید. [۱۱۴]
عایشه‌ همچنین‌ در نامه‌هایی‌ به‌ مردم‌ مدینه‌ و یمامه‌ ، آنان‌ را به‌ حمایت‌ از شورشیان‌ دعوت‌ کرد. [۱۱۵]
شورشیان‌ قصد کشتن‌ عثمان بن‌ حنیف‌ را نیز داشتند، اما از بیم‌ انتقام‌ برادرش‌ ( سَهل بن‌ حُنَیف‌ ) و عشیره‌ وی‌، به‌ درخواست‌ عایشه‌ وی‌ را رها کردند و او پیش‌ علی‌ علیه‌السلام‌ رفت‌.

ورود امام به ربذه[ویرایش]

تاریخ‌ این‌ حوادث‌ را ۲۴ و ۲۵ ربیع‌الآخر (یا ماه‌ جمادی‌ (الاولی‌ ؟)) سال‌ ۳۶ نوشته‌اند. [۱۱۶] [۱۱۷] [۱۱۸]
هنگامی‌ که‌ امام‌ خبر یافت‌، عایشه‌ و طلحه‌ و زبیر به‌ سوی‌ بصره‌ رفته‌اند، مردم‌ مدینه‌ را به‌ یاری‌ فراخواند و مردم‌ نیز اجابت‌ کردند. [۱۱۹] [۱۲۰]
سپس‌، سهل بن‌ حنیف‌ انصاری‌ را جانشین‌ خود کرد و با شتاب‌، با همان‌ سپاه‌ هفتصد نفری‌ (از جمله‌ چهارصد تن‌ از مهاجران‌ و انصار ) که‌ آماده‌ حرکت‌ به‌ شام‌ بود، از شهر بیرون‌ رفت‌ (آخر ربیع‌الآخر ۳۶) تا شاید شورشیان‌ را بازگرداند؛ اما، چون‌ به‌ رَبَذَه‌، در سه‌ میلی‌ مدینه‌ [۱۲۱] رسید، معلوم‌ شد که‌ شورشیان‌ دور شده‌اند؛امام‌ چند روز در ربذه‌ ماند.
در آنجا، یارانی‌، از جمله‌ از قبیله‌ طَی ، به‌ وی‌ پیوستند و از مدینه‌ برای‌ او مرکب‌ و سلاح‌ رسید [۱۲۲] [۱۲۳] [۱۲۴] [۱۲۵] [۱۲۶] [۱۲۷] (که‌، بنابه‌ روایتی‌، انصارِ همراه‌ امام‌ را هشتصد تن‌ و به‌ قولی‌ همراهان‌ امام‌ را از مردم‌ مدینه‌ چهار هزار تن‌ نوشته‌ است‌).
آنگاه‌، نامه‌ای‌ به‌ مردم‌ کوفه‌ نوشت‌ و از آنان‌ یاری‌ خواست‌. [۱۲۸]

درخواست جهاد از کوفیان[ویرایش]

امام‌، هاشم بن‌ عُتْبه‌ معروف‌ به‌ مِرقال‌ را با نامه‌ای‌ نزد ابوموسی‌ اَشْعَری‌ ، عامل‌ کوفه‌، فرستاد و پیغام‌ داد که‌ مردم‌ را برای‌ پیوستن‌ به‌ امام‌ بسیج‌ کند.
ابوموسی‌ مردم‌ را از یاری‌ کردن‌ امام‌ بازداشت‌ و گفت‌ وضعی‌ که‌ پیش‌ آمده‌، فتنه‌ است‌ و حتی‌ هاشم‌ را تهدید به‌ حبس‌ کرد.
در پی‌ آن‌، امام‌، عبداللّه بن‌ عباس‌ و محمد بن‌ ابی‌بکر را به‌ کوفه‌ فرستاد (بنابه‌ روایتی‌، بار اول‌ محمد بن‌ ابی‌بکر و محمد بن‌ عون‌ و بار دوم‌ عبداللّه بن‌ عباس‌ و مالک‌ اشتر را اعزام‌ کرد) تا ابوموسی‌ را معزول‌ و به‌ جای‌ وی‌ قَرَظة ‌بن‌ کَعب‌ انصاری‌ را والی‌ کوفه‌ کنند.
امام‌ سپس‌ حسن بن‌ علی‌ علیه‌السلام‌ و عمّار بن‌ یاسر را، با نامه‌ای‌ خطاب‌ به‌ مردم‌ کوفه‌، بدان‌ شهر فرستاد تا آنان‌ را بسیج‌ کنند [۱۲۹] [۱۳۰] [۱۳۱] [۱۳۲] [۱۳۳] [۱۳۴] [۱۳۵]
آنگاه‌ از ربذه‌ به‌ ذی‌قار رفت‌. [۱۳۶]

حرکت سپاه از کوفه[ویرایش]

در آنجا، عثمان بن‌ حنیف‌ نزد امام‌ آمد.
امام‌ وقتی‌ او را با آن‌ وضع‌ دید از او دلجویی‌ کرد و فرمود: خدا به‌ تو پاداش‌ و نیکی‌ دهد. [۱۳۷] [۱۳۸] [۱۳۹]
در کوفه‌ ، حسن بن‌ علی‌ و دیگر یاران‌ امام‌، با سخنان‌ خود، مردم‌ کوفه‌ را به‌ یاری‌ امام‌ برانگیختند.
لشکری‌ حدود نُه‌ هزار تن‌ از کوفیان‌ با آنان‌ همراه‌ شد و در ذی‌قار به‌ امام‌ پیوست‌.
نزدیک‌ دو هزار (و به‌ قولی‌ سه‌ هزار) تن‌ از شیعیان‌ امام‌، از قبیله‌ عبدالقیس‌ و ربیعه‌ که‌ در بصره‌ می‌زیستند، نیز به‌ امام‌ پیوستند.
آنگاه‌ علی‌ علیه‌السلام‌ حرکت‌ کرد و با حدود دوازده‌ هزار سپاهی‌ به‌ بصره‌ رسید.

سپاهیان امام[ویرایش]

سپاهیان‌ امام‌ هفت‌ گروه‌، از قبایل‌ گوناگون‌ بودند که‌ بر هر یک‌ سالاری‌، فرماندهی‌ می‌کرد.
برخی‌ قبایل‌ نیز، مانند قَیس‌ و اَزد و حَنْظَله‌ و عِمران‌ و تَمیم‌ و ضَبّه‌ و رِباب‌، به‌ اصحاب‌ جمل‌ ملحق‌ شدند.
عده‌ای‌ نیز از هر دو طرف‌ کناره‌ گرفتند، از جمله‌ اَحْنَف بن‌ قیس‌ که‌ به‌ امام‌ گفت‌ اگر بخواهی‌ به‌ تو می‌پیوندم‌ و اگر نه‌، با قبیله‌ خود، بنی سعد ، کناره‌ می‌گیرم‌ و ده‌ هزار (یا چهار هزار) شمشیر را از تو باز می‌دارم‌.
امام‌ ترجیح‌ داد که‌ وی‌ کناره‌ گیرد. [۱۴۰] [۱۴۱] [۱۴۲] [۱۴۳] [۱۴۴] [۱۴۵] [۱۴۶] [۱۴۷] [۱۴۸]
در روایاتی‌ دیگر نوشته‌ شده‌ است‌ که‌ سپاهیان‌ امام‌ نوزده‌ یا بیست‌ هزار تن‌ و لشکریان‌ شورشی‌ سی‌ هزار تن‌ یا افزون‌تر بودند. [۱۴۹] [۱۵۰] [۱۵۱] [۱۵۲]

شناخت حق[ویرایش]

امام‌ در پاسخ‌ یکی‌ از یاران‌ خویش‌، که‌ پرسید چگونه‌ ممکن‌ است‌ طلحه‌ و زبیر و عایشه‌ همگی‌ بر باطل‌ باشند، فرمود که‌ حق‌ و باطل‌ را با قدر و منزلت‌ مردان‌ نمی‌توان‌ شناخت‌؛ باید حق‌ را شناخت‌ تا اهل‌ آن‌ شناخته‌ شوند و باطل‌ را شناخت‌ تا اهل‌ آن‌ معلوم‌ شوند. [۱۵۳]

شروع جنگ[ویرایش]

هنگامی‌ که‌ امام‌ وارد بصره‌ گردید، از سمت‌ طَفّ داخل‌ شد و در جایی‌ معروف‌ به‌ زاویه‌ چند روز اقامت‌ کرد.سپس‌ به‌ راه‌ ادامه‌ داد.
طلحه‌ و زبیر و عایشه‌ نیز از فُرضه‌ (بندر) به‌ راه‌ افتادند پس‌ از رسیدن‌ امام‌ به‌ بصره‌، دو گروه‌ با هم‌ روبه‌رو شدند. [۱۵۴] [۱۵۵] [۱۵۶]
عایشه‌ نیز از اقامتگاهش‌ به‌ مسجد حُدّان‌، در محله‌ قبیله‌ ازد، که‌ میدان‌ جنگ‌ در حوالی‌ آن‌ بود، نقل‌ مکان‌ کرد. [۱۵۷]
روایات‌ سیف بن‌ عمر حکایت‌ از آن‌ دارد که‌ درنتیجه‌ گفتگوهای‌ فرستاده‌ امام‌ علی‌ با عایشه‌ و طلحه‌ و زبیر، احتمال‌ مصالحه‌ قوّت‌ گرفت‌ و دو لشکر به‌ سازش‌ امیدوار شدند، اما محرکان‌ قتل‌ عثمان‌ ــ که‌ در سپاه‌ امام‌ علی‌ جای‌ داشتند و خود را در شُرف‌ نابودی‌ می‌دیدندــ شب‌ قبل‌ از جنگ‌، هم‌ رأی‌ شدند تا جنگ‌ افروزی‌ کنند و صبح‌ روز بعد، کوفیانِ سپاه‌ امام‌ به‌ گروه‌ مقابل‌ تاختند و بدین‌ ترتیب‌، جنگ‌ آغاز شد. [۱۵۸] [۱۵۹]
این‌ روایات‌، گذشته‌ از شخصیت‌ سیف ‌بن‌ عمر و افزون‌ بر تناقض‌هایی‌ که‌ دارند، می‌کوشند تأثیر افراد و گروه‌های‌ جنگ‌طلب‌ (متهمان‌ به‌ قتل‌ عثمان‌ و گروه‌ ساختگی‌ سبائیه‌ ) را بر تصمیم‌ امام‌ علی‌ نشان‌ دهند و شورشیان‌ و پیمان‌شکنان‌ را صلح‌طلب‌ تصویر کنند؛ حال‌ آنکه‌، بنابر روایات‌ دیگر، علی‌ علیه‌السلام‌ تمایلی‌ به‌ جنگ‌ نداشت‌ و تا سه‌ روز پس‌ از ورود به‌ بصره‌، با ارسال‌ پیغام‌هایی‌، می‌کوشید تا شورشیان‌ را باز دارد و آنان‌ را به‌ همراهی‌ با خویش‌ بخواند. [۱۶۰] [۱۶۱] [۱۶۲] [۱۶۳]
روز جنگ‌ نیز، از صبح‌ تا ظهر، اصحاب‌ جمل‌ را دعوت‌ می‌کرد تا بازگردند. [۱۶۴]

اقدامات امام[ویرایش]


← تلاش برای ایجاد صلح
امام‌ در نامه‌ای‌ به‌ طلحه‌ و زبیر، از مشروعیت‌ خلافت‌ خویش‌، بیعت‌ آزادانه‌ مردم‌، بی‌گناهی‌ خویش‌ در قتل‌ عثمان‌، حقانیت‌ نداشتن‌ طلحه‌ و زبیر در خونخواهی‌ عثمان‌، و اقدام‌ نادرست‌ طلحه‌ و زبیر در نقض‌ دستور قرآن‌ (بیرون‌ آوردن‌ همسر پیامبر از خانه‌ و قرارگاه‌ خود) سخن‌ گفت‌.
امام‌ در نامه‌ای‌ به‌ عایشه‌ نیز هشدار داد که‌ برخلاف‌ دستور قرآن‌ از خانه‌اش‌ بیرون‌ آمده‌ و، به‌ بهانه‌ اصلاح‌ بین‌ مردم‌ و خونخواهی‌ عثمان‌، لشکرکشی‌ کرده‌ و خود را گرفتار گناهی‌ بزرگ‌ ساخته‌ است‌.
طلحه‌ و زبیر، در نامه‌ای‌ به‌ امام‌، بر نافرمانی‌ خویش‌ اصرار ورزیدند و عایشه‌ نیز پاسخی‌ نداد.
به‌ دنبال‌ آن‌، عبداللّه‌ بن‌ زبیر مردم‌ را بر ضد امام‌ شوراند، که‌ حسن‌ بن‌ علی‌ علیه‌السلام‌ با سخنانی‌ بلیغ‌ و روشنگرانه‌ پاسخش‌ را داد. [۱۶۵] [۱۶۶]
آنگاه‌ امام‌، صَعْصَعه بن‌ صوحان‌ و سپس‌ عبداللّه بن‌ عباس‌ را برای‌ گفتگو با طلحه‌ و زبیر و عایشه‌ فرستاد، اما گفتگوها ثمری‌ نداشت‌ و از آن‌ میان‌ عایشه‌ سرسخت‌تر بود. [۱۶۷] [۱۶۸]
در پی‌ بی‌نتیجه‌ ماندن‌ مکاتبه‌ و گفتگو و اصرار شورشیان‌ بر بیعت‌شکنی‌ و مخالفت‌ و جنگ‌، امام‌ خطبه‌ای‌ خواند و اتمام‌ حجت‌ کرد و لشکریان‌ خود را آرایش‌ داد و فرماندهان‌ را بر گمارد.
اصحاب‌ جمل‌ نیز سپاه‌ خویش‌ را آراستند. [۱۶۹] [۱۷۰] [۱۷۱] [۱۷۲] [۱۷۳] [۱۷۴] [۱۷۵] [۱۷۶]
عایشه‌ هم‌ بر شتر ــکه‌ آن‌ را با زره‌ پوشانده‌ بودندــ نشست‌ و پیشاپیش‌ صفوف‌ قرار گرفت‌. [۱۷۷] [۱۷۸] [۱۷۹]

← بیان قوانین جنگ
امام‌ یاران‌ خود را از آغاز کردن‌ جنگ‌ پرهیز داد و گفت‌ که‌ مجروحی‌ را نکشند، کسی‌ را مثله‌ نکنند، بی‌اجازه‌ وارد خانه‌ای‌ نشوند، به‌ کسی‌ ناسزا نگویند، زنی‌ را هجو نکنند و جز آنچه‌ در اردوگاه‌ اصحاب‌ جمل‌ است‌، برندارند. [۱۸۰]

← نصیحت کردن سران فتنه
علی‌ علیه‌السلام‌ از نزدیک‌ با طلحه‌ و زبیر سخن‌ گفت‌ و به‌ زبیر، که‌ او را نصیحت‌پذیرتر می‌دانست‌، حدیثی‌ از پیغمبر را یادآوری‌ کرد و زبیر تأیید کرد و گفت‌ اگر این‌ را به‌ یاد داشتم‌، به‌ این‌ راه‌ نمی‌آمدم‌، به‌ خدا هرگز با تو نمی‌جنگم‌.
آنگاه‌ به‌ عایشه‌ گفت‌ که‌ می‌خواهد جنگ‌ را ترک‌ کند، اما عبداللّه بن‌ زبیر به‌ پدر گفت‌، که‌ این‌ دو لشکر را باهم‌ روبه‌رو کرده‌ای‌ و حال‌ که‌ به‌ روی‌ یکدیگر شمشیر کشیده‌اند، می‌خواهی‌ آنان‌ را رها کنی‌؟ تو پرچم‌های‌ پسر ابی‌طالب‌ را دیده‌ای‌ که‌ به‌ دست‌ جوانان‌ دلیر است‌ و بیمناک‌ شده‌ای‌.
زبیر نیز، به‌ اصرار عبداللّه‌، کفاره‌ قسم‌ خود را با آزاد کردن‌ بنده‌ای‌ داد و آماده‌ جنگ‌ شد. [۱۸۱] [۱۸۲] [۱۸۳] [۱۸۴] [۱۸۵] [۱۸۶] [۱۸۷]

← دعوت برای اتحاد
امام‌، پیش‌ از آغاز جنگ‌، مصحفی‌ به‌ یکی‌ از یارانش‌ داد تا شورشیان‌ را به‌ پیروی‌ از فرمان‌های‌ آن‌ فراخواند و آنان‌ را از تفرقه‌ باز دارد و به‌ وحدت‌ دعوت‌ کند، اما آنان‌ او را به‌ شهادت‌ رساندند و چند تن‌ از دیگر یاران‌ امام‌ را نیز با تیر کشتند.
پس‌، امام‌ فرمود اکنون‌ جنگ‌ رواست‌ و هنگام‌ نبرد است‌ [۱۸۸] [۱۸۹] [۱۹۰] [۱۹۱] [۱۹۲]
روز پنجشنبه‌ نیمه‌ جمادی‌الآخره‌ ۳۶ [۱۹۳] [۱۹۴] [۱۹۵] یا ۱۰ جمادی‌الآخره‌ ۳۶ [۱۹۶] [۱۹۷] [۱۹۸] [۱۹۹] [۲۰۰] و یا (۱۰) جمادی ‌الاولی ۳۶ [۲۰۱] [۲۰۲] [۲۰۳] جنگ‌ در خُرَیبَه‌، از نواحی‌ بصره‌ ، آغاز شد. [۲۰۴] [۲۰۵] [۲۰۶] [۲۰۷]

← صدور فرمان جنگ
علی‌ علیه‌السلام‌ به‌ محمد بن‌ حَنَفیه‌ (پرچمدار سپاه‌) و مالک‌ اشتر (فرمانده‌ جانب‌ راست‌ سپاه‌) فرمان‌ حمله‌ داد.
جنگ‌ از ظهر تا غروب‌ با شدت‌ ادامه‌ یافت‌.
قبیله‌ ضبّه‌ و ازد پیرامون‌ عایشه‌ را گرفته‌ بودند.

دفاع از عایشه در طول جنگ[ویرایش]

کعب بن‌ سور ، که‌ مهار شتر عایشه‌ را به‌ دست‌ داشت‌، به‌ قتل‌ رسید و پس‌ از آن‌، اصحاب‌ جمل‌ مهار شتر را یکی‌ پس‌ از دیگری‌ به‌ دست‌ گرفتند و سرسختانه‌ از عایشه‌ محافظت‌ کردند تا کشته‌ شدند.
گفته‌اند هفتاد تن‌، که‌ مهار شتر را در دست‌ گرفته‌ بودند، دستشان‌ قطع‌ شد و خودشان‌ هم‌ به‌ هلاکت‌ رسیدند. [۲۰۸] [۲۰۹] [۲۱۰] [۲۱۱]

پی شدن شتر عایشه[ویرایش]

طبری‌ [۲۱۲] حکایتی‌ عجیب‌ از تعصب‌ شورشیان‌ در تقدیس‌ شتر و هواخواهی‌ عایشه‌ آورده‌ است‌.
امام‌ چون‌ مقاومت‌ بصریان‌ را در اطراف‌ شتر دید، دستور داد آن‌ را پی‌ کنند.
عده‌ای‌ از یاران‌ زبده‌ امام‌ به‌ شتر حمله‌ کردند و آن‌ را کشتند. [۲۱۳] [۲۱۴] [۲۱۵] [۲۱۶] [۲۱۷]

نتیجه جنگ[ویرایش]

بدین‌گونه‌، اصحاب‌ جمل‌، پس‌ از چند ساعت‌ نبرد و دادن‌ کشته‌ بسیار، شب‌ هنگام‌ منهزم‌ شدند [۲۱۸] [۲۱۹] [۲۲۰] [۲۲۱] (که‌ نوشته‌ است‌ سپاه‌ امام‌ پس‌ از هفت‌ روز جنگ‌، بر اصحاب‌ جمل‌ غلبه‌ یافت‌).

عاقبت طلحه و زبیر[ویرایش]

هنگامی‌ که‌ سپاه‌ جمل‌ می‌گریخت‌، مروان بن‌ حَکَم‌ تیری‌ به‌ پای‌ طلحه‌ زد و او را زخمی‌ کرد.
طلحه‌ را به‌ خانه‌ای‌ در بصره‌ منتقل‌ کردند و او در آنجا، به‌ علت‌ خونریزی‌، درگذشت‌.
گفته‌اند که‌ مروان‌ به‌ اَبان‌، پسر عثمان‌، گفت‌ که‌ یکی‌ از کشندگان‌ پدرت‌ را از میان‌ برداشتم‌ [۲۲۲] [۲۲۳] [۲۲۴] [۲۲۵] [۲۲۶]
در پاره‌ای‌ روایات‌، از طلحه‌ به‌ عنوان‌ نخستین‌ مقتول‌ جنگ‌ جمل‌ یاد شده‌ است‌. [۲۲۷] [۲۲۸]
بنابر برخی‌ منابع‌، زبیر نیز، پشیمان‌ از کار خویش‌، قبل‌ از جنگ‌ از میان‌ اصحاب‌ جمل‌ بیرون‌ رفت‌ [۲۲۹] [۲۳۰]
از روایتی‌ دیگر برمی‌آید که‌ پس‌ از شکست‌ سپاه‌ جمل‌، زبیر از معرکه‌ گریخت‌ و آهنگ‌ مدینه‌ کرد. [۲۳۱]
به‌ هر روی‌، هنگامی‌ که‌ زبیر میدان‌ را ترک‌ کرد، عَمرو/ عُمَیر بن‌ جُرموز ، با چند تن‌ از یارانش‌، به‌ تعقیب‌ او پرداخت‌ و در جایی‌ به‌نام‌ وادی‌السِّباع‌ او را غافلگیرانه‌ کشت‌ [۲۳۲] [۲۳۳] [۲۳۴] [۲۳۵] [۲۳۶] [۲۳۷] [۲۳۸]
امام‌ از این‌ واقعه‌ و کشته‌ شدن‌ زبیر اظهار ناخشنودی‌ کرد و چون‌ شمشیر وی‌ را دید، با یادآوری‌ دلیری‌های‌ زبیر در جنگ‌های‌ صدر اسلام‌ ، فرمود این‌ شمشیر بارها اندوه‌ را از چهره‌ رسول‌ خدا زدود. [۲۳۹] [۲۴۰]

عاقبت عایشه[ویرایش]

پس‌ از جنگ‌، عایشه‌ را از هودج‌ بیرون‌ آوردند و برای‌ او خیمه‌ای‌ برپا کردند.
علی‌ علیه‌السلام‌ او را به‌ سبب‌ جنگ‌افروزی‌ سرزنش‌ کرد.
سپس‌ به‌ برادر وی‌، محمد بن‌ ابی‌بکر ، فرمود تا او را به‌ بصره‌ بَرَد.
عایشه‌ چند روز آن‌جا ماند تا بعداً روانه‌ مدینه‌ شود، اما چون‌ مهلت‌ پایان‌ یافت‌ و او در رفتن‌ تعلل‌ ورزید، امام‌، عبداللّه بن‌ عباس‌ را پیش‌ وی‌ فرستاد و به‌ او هشدار داد.
آنگاه‌ وی‌ را با عده‌ای‌ از زنان‌ بصره‌، که‌ به‌ دستور امام‌ جامه‌ مردان‌ پوشیدند، با جمعی‌ از لشکریان‌ خویش‌، همراه‌ محمد (یا عبدالرحمان‌) بن‌ ابی‌بکر، با احترام‌ و مشایعت‌، به‌ مدینه‌ روانه‌ کرد و دوازده‌ هزار ( درهم‌ یا دینار ؟) مال‌ به‌ او داد [۲۴۱] [۲۴۲] [۲۴۳] [۲۴۴] [۲۴۵] [۲۴۶] [۲۴۷] [۲۴۸] [۲۴۹]
بعدها عایشه‌ هرگاه‌ روز جمل‌ را به‌ یاد می‌آورد، آرزو می‌کرد که‌ ای‌ کاش‌ قبل‌ از آن‌ مرده‌ بود و در آن‌ حادثه‌ حضور نمی‌یافت‌.
وی‌ هنگامی‌ که‌ آیه‌ «و قَرْنَ فی‌ بُیوتِکُنَّ» [۲۵۰] را می‌خواند، چندان‌ می‌گریست‌ که‌ روبندش‌ خیس‌ می‌شد. [۲۵۱] [۲۵۲] [۲۵۳]

شمار کشته‌ها[ویرایش]

شمار کشته‌های‌ جنگ‌ جمل‌ را به‌ اختلاف‌ نوشته‌اند.
به‌ روایت‌ ابوخَیثَمَه‌ از وَهْب بن‌ جَریر ، در جنگ‌ جمل‌ از سپاه‌ بصره‌ ۵۰۰، ۲ تن‌ کشته‌ شدند. [۲۵۴] [۲۵۵] [۲۵۶] [۲۵۷]
در روایات‌ دیگر، شمار کشته‌های‌ اصحاب‌ جمل‌ از ۰۰۰، ۶ تا ۰۰۰، ۲۵ تن‌ [۲۵۸] [۲۵۹] [۲۶۰] [۲۶۱] [۲۶۲] [۲۶۳] ذکر شده‌ و یعقوبی‌ [۲۶۴] آن‌ را بیش‌ از ۰۰۰، ۳۰ تن‌ نوشته‌ است‌، که‌ مبالغه‌آمیز می‌نماید.
عده‌ شهدای‌ سپاه‌ امام‌ را از ۴۰۰ تا ۰۰۰، ۵ تن‌ نوشته‌اند. [۲۶۵] [۲۶۶] [۲۶۷]

برخورد امام بازخمی‌ها و اسیران[ویرایش]

پس‌ از شکست‌ اصحاب‌ جمل‌، امام‌ فرمود زخمیان‌ و اسیران‌ را نکشند، فراریان‌ را تعقیب‌ نکنند و نکشند و هرکس‌ را که‌ در به‌ روی‌ خود ببندد و سلاح‌ بر زمین‌ نهد، در امان‌ دارند.
امام‌ کسانی‌ از سپاه‌ جمل‌ (از جمله‌ مروان بن‌ حکم‌، موسی بن‌ طلحه‌، پسران‌ عثمان‌ و ولید بن‌ عقبه‌) را که‌ به‌ اسارت‌ درآمده‌ بودند، نکشت‌.
بلکه‌ به‌ آنان‌ امان‌ داد و آزادشان‌ کرد.

عفو بصریان[ویرایش]

وقتی‌ مردم‌ بصره‌ با امام‌ بیعت‌ کردند، مروان‌ گفت‌ که‌ بیعت‌ نمی‌کند مگر آنکه‌ امام‌ وی‌ را مجبور کند و امام‌ فرمود، اگر هم‌ بیعت‌ کنی‌، غدر خواهی‌ کرد.
مروان‌ سپس‌ به‌ معاویه‌ پیوست‌.
عبداللّه بن‌ زبیر و عُتْبه بن‌ ابی‌سفیان‌ نیز نزد عایشه‌ رفتند و امام‌ متعرض‌ آن‌ها نشد.
امام‌ پس‌ از پیروزی‌ بر اصحاب‌ جمل‌، در جامع‌ بصره‌ خطبه‌ای‌ خواند و در آن‌ بصریان‌ را سرزنش‌ کرد و آنان‌ را نخستین‌ مردمی‌ دانست‌ که‌ پیمان‌ شکستند و در امت‌ دو دستگی‌ پدید آوردند.
با این‌ حال‌، همچون‌ رفتار رسول‌ خدا با مردم‌ مکه‌، بصریان‌ را عفو کرد و از فتنه‌ برحذرشان‌ داشت‌.
آنگاه‌ نشست‌ و مردم‌ با وی‌ بیعت‌ کردند. [۲۶۸] [۲۶۹] [۲۷۰] [۲۷۱] [۲۷۲] [۲۷۳]

حکم امام به منع تصرف و غارت اموال[ویرایش]

امام‌ سپاه‌ خود را از تصرف‌ و غارت‌ اموال‌ شخصی‌ بصریان‌ و اصحاب‌ جمل‌ بازداشت‌ و فرمود اموال‌ کشتگان‌ اصحاب‌ جمل‌ میراث‌ خویشان‌ مستحق‌ آنهاست‌ و فقط‌ اجازه‌ داد آنچه‌ را که‌ در اردوگاه‌ برای‌ جنگیدن‌ به‌کار می‌بردند، به‌ غنیمت‌ گیرند.
امام‌، پس‌ از آن‌، سلاح‌ و اسب‌ و استر فراریان‌ از میدان‌ را میان‌ یاران‌ خویش‌ قسمت‌ کرد. [۲۷۴] [۲۷۵] [۲۷۶] [۲۷۷]
وقتی‌ یکی‌ از یاران‌ امام‌ پرسید که‌ چگونه‌ رواست‌ با آنان‌ بجنگیم‌ و خونشان‌ را بریزیم‌، اما اسیر کردن‌ زنانشان‌ و به‌ غنیمت‌ گرفتن‌ اموالشان‌ نارواست‌، امام‌ فرمود: از مسلمان‌ اسیر و مال‌ به‌ غنیمت‌ نباید گرفت‌، مگر آنچه‌ با آن‌ می‌جنگیده‌اند.
همچنین‌ فرمود: کدام‌ یک‌ از شما مادرتان‌، عایشه‌، را به‌ منزله‌ سهم‌ خود برمی‌دارد؟ و آنان‌ استغفار کردند. [۲۷۸] [۲۷۹]
امام‌ خبر جنگ‌ جمل‌ و پیروزی‌ بر شورشیان‌ را برای‌ اهل‌ کوفه‌ و مدینه‌ نوشت‌، [۲۸۰] [۲۸۱] بیت‌المال‌ را میان‌ یاران‌ و همراهانش‌ قسمت‌ کرد [۲۸۲] [۲۸۳] و چند روز در بصره‌ اقامت‌ گزید. [۲۸۴]
آنگاه‌ عبداللّه بن‌ عباس‌ را به‌ امارت‌ بصره‌ منصوب‌ کرد و در رجب‌ (و به‌ قولی‌ رمضان‌ ) سال‌ ۳۶ به‌ کوفه‌ رفت‌. [۲۸۵] [۲۸۶]

دیدگاه مذاهب اسلامی[ویرایش]

رفتار و سیره‌ امام‌ علی‌ در جنگ‌ جمل‌ مرجع‌ فقهای‌ مذاهب‌ اسلامی‌ درباره‌ «قِتال‌ اَهلِ بَغْی‌» و احکام‌ سرکشان‌ داخلی‌ گردید. [۲۸۷] [۲۸۸] [۲۸۹] [۲۹۰] [۲۹۱] [۲۹۲] [۲۹۳]
مذاهب‌ کلامی‌ اسلامی‌ نیز درباره‌ وضع‌ ایمانی‌ اصحاب‌ جمل‌ بحث‌ کرده‌اند. [۲۹۴]
همچنین‌ مورخان‌ سده‌های‌ نخستین‌، تک‌نگاری‌های‌ بسیاری‌ درباره‌ جنگ‌ جمل‌ داشته‌اند که‌ گرچه‌ مبنای‌ آثار بعدی‌ بوده‌ است‌، اغلب‌ آن‌ها اکنون‌ در دست‌ نیست‌. [۲۹۵] [۲۹۶] [۲۹۷] [۲۹۸] [۲۹۹] [۳۰۰] [۳۰۱] [۳۰۲] [۳۰۳] [۳۰۴] [۳۰۵] [۳۰۶] [۳۰۷] [۳۰۸]

عوامل جنگ[ویرایش]

برای بررسی علل وقوع جنگ جمل یا همان فتنه ناکثین و پژوهش در این راستا، لازم است که به ادله‌ طرفین درگیر در جنگ نظری افکنده شود و سپس آن‌ها را با واقعیات تاریخی سنجیده و قول صحیح را برگزید.

← دیدگاه سران فتنه
طلحه در خطبه ‌ای که بین مردم بصره ایراد نمود چنین وانمود کرد که قیام او برای خلافت و مُلک نبوده است، بلکه او قصد دارد از مردم بصره کمک بگیرد تا همگی برای اصلاح امت پیامبر (ص) کوشش کنند و اطاعت خدا را رواج دهند. [۳۰۹]
همان طور که بیان شد، به طور عموم در اکثر خطبه‌هایی که از عایشه و طلحه نقل شده است، قتل عثمان و خونخواهی او مهم ترین علت پیمان شکنی ذکر گردیده است، امّا به موارد دیگری نیز می‌توان اشاره نمود. از جمله این که طلحه، حکومت علی ابن ابی طالب (ع) را مطابق با رویه‌ خلفای سابق نمی‌دانست و به این که علی (ع) با او در کارها مشورت نمی‌نمود، معترض بود. [۳۱۰]

← دیدگاه علی ابن ابی طالب (علیه السلام) و اصحابش
قبل از بیان علل آغاز جنگ جمل از دیدگاه علی (ع) به یک نکتۀ مهم – یعنی عاملان اصلی جنگ – باید توجه کنیم. امیرالمؤمنین (ع) در خطبه ۱۷۲ نهج البلاغه می‌فرمایند: “… طلحه و زبیر همسر رسول خدا (ص) را به همراه خود می‌کشیدند چونان کنیزی را که به بازار برده فروشان می‌برند”. [۳۱۱] از این سخن مولا به خوبی متوجه می‌شویم عامل انسانی مهم جنگ جمل، کسی جز طلحه و زبیر نبوده، و عایشه در این بین بیشتر مورد سوء استفاده تبلیغاتی قرار گرفته است.

←← قدرت طلبی طلحه و زبیر
آن حضرت در خطبۀ ۱۴۸ نهج البلاغه چنین توضیح می‌دهند: “هر کدام از طلحه و زبیر امیدوار است که حکومت را به دست آورد و دیده به آن دوخته و رفیق خود را به حساب نمی‌ آورد. [۳۱۲]

←← شکستن عهد و پیمان و برپایی فتنه
ایشان در خطبه ‌ای ضمن فرمان آماده باش به مردم می‌فرمایند: “همانا طلحه و زبیر بیعت و عهد را نقض کرده و عایشه را از خانه ‌اش بیرون کشیده‌اند تا فتنه به پا کنند و خونریزی راه بیاندازند”. [۳۱۳]

←← کینه و کدورت دیرینه
این نکته قابل انکار نیست که کینه هایی نسبت به علی(ع) وجود داشته است؛ از این رو امیرالمؤمنین (ع) سابقه‌ این امر را در مواردی بر می‌شمارد، از جمله این که: الف: چون پیامبر مرا بر پدر عایشه برتری داده بود. ب: چون پیامبر (ص) مرا به اخوت با خویش مختص نموده بود. ج: چون خداوند دستور داد که همه‌ ابواب منتهی به مسجد بسته شود حتی باب (درب خانۀ) پدر عایشه، اما باب من بسته نشد. د: چون در روز خیبر رسول اکرم (ص) پرچم را بعد از این که به دیگران داد آن را به من دادند و من نیز پیروز شدم موجب غمگین شدن آنان گردید و…. [۳۱۴]
علاوه بر این، طلحه و زبیر امیدوار بودند که علی (ع) در امور با آن‌ها مشورت نماید چرا که این دو خود را با علی (ع) در رتبه و مقام مساوی می‌دانستند، آن‌ها امیدوار بودند که با مرگ عثمان، بخشی از حکومت را به دست گیرند، ولی هیچ کدام از این امور تحقق نیافت و این سبب شد که خصومت قبلی این دو با امیرالمؤمنین (ع) آشکار گردد.

←← سرپوش گذاشتنِ سران فتنه، بر عملکرد خویش
وقتی به امیرالمؤمنین (ع) خبر رسید که طلحه و زبیر برای خونخواهی عثمان قیام نموده ‌اند ایشان فرمودند: کسی جز خود ایشان عثمان را نکشت. [۳۱۵]
و نیز مضمون همین سخن را حضرت (ع) در خطبۀ ۱۳۷ نهج البلاغه آورده‌اند که: آن‌ها انتقام خونی را می‌خواهند که خود ریختهاند. [۳۱۶]
با این اوصاف حضرت می‌فرمایند: طلحه خود جنگ را به راه انداخته تا به خاطر قتل عثمان مورد سئوال واقع نشود. [۳۱۷] با تأمل در فقرات فوق متوجه می‌شویم:
اولاً: در اکثر طعن‌ ها و سرزنش‌هایی که از امیرالمؤمنین (ع) نسبت به اصحاب جمل وارد شده، ایشان روی سخن‌شان با طلحه و زبیر است. گو این که حضرت (ع) مسبب اصلی جنگ را این دو می‌داند و به عبارت دیگر، عایشه نقش فرعی در این غایله داشته و از سوی آن‌ها مورد سوء استفاده تبلیغاتی قرار گرفته است.
ثانیاً: ملاحظه می‌شود که هیچ یک از دلیل‌هایی که اصحاب جمل برای کارشان ذکر نموده ‌اند موجّه نمی‌باشد. به ویژه وقتی که بدانیم قتل و خونخواهی عثمان بهانه‌ای بیش نبود؛ چرا که عایشه با عثمان نیز چندان رابطۀ حسنه‌ای نداشته است. نقل شده است که عایشه پیراهن رسول خدا (ص) را نزد عثمان می‌برد و به او می‌گوید: هنوز رطوبت کفن رسول خدا (ص) خشک نشده که تو چنین، احکام او را تحریف می‌کنی. [۳۱۸]
پس ملاحظه می‌کنید اصحاب جمل تحت عنوانی به ظاهر زیبا و حق مآبانه بر علیه اولی الامر خویش قیام نمودند و پیمان و بیعت خویش را شکستند، در حالی که این عنوان بهانه‌ای بیش نبود.

دیدگاه معتزله[ویرایش]

برخی از علمای معتزله معتقدند که عایشه و یارانش قصد امر به معروف و نهی از منکر داشته‌اند. [۳۱۹]

مهم‌ترین آثار در مورد جنگ جمل[ویرایش]

کتاب‌ الجَمَل‌ و النُصرة لِسید العِترة فی‌ حرب‌ البَصرة تألیف‌ شیخ‌ مفید (متوفی‌ ۴۱۳)، فقیه‌ و محدّث‌ و متکلم‌ شیعه‌ امامی‌، مهم‌ترین‌ نوشته‌ برجای‌ مانده‌ در این‌ موضوع‌ است‌.

فهرست منابع‌[ویرایش]

(۱) قرآن‌.
(۲) ابن ‌ابی‌الحدید، شرح‌ نهج‌البلاغه‌، چاپ‌ محمدابوالفضل‌ ابراهیم‌، قاهره‌ ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۷، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ (بی‌تا (.
(۳) ابن اثیر، اسدالغابة‌ فی‌ معرفة‌ الصحابة، چاپ‌ محمد ابراهیم‌ بنا و محمد احمد عاشور، قاهره‌ ۱۹۷۰ـ۱۹۷۳.
(۴) ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
(۵) ابن قتیبه‌، الامامة و السیاسة، المعروف‌ بتاریخ‌ الخلفاء، قاهره‌ ۱۳۸۸/۱۹۶۹، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۳ش‌.
(۶) ابن کلبی‌، جمهرة‌النسب‌، ج‌۱، چاپ‌ ناجی‌ حسن‌، بیروت‌ ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
(۷) ابن ندیم‌.
(۸) محمد بن‌ عبداللّه‌ اسکافی‌، المعیار و الموازنة‌ فی‌ فضائل‌ امیرالمؤمنین‌ علی ‌بن‌ ابی‌طالب‌ (صلوات‌اللّه‌ علیه‌)، چاپ‌ محمدباقر محمودی‌، بیروت‌ ۱۴۰۲/۱۹۸۱.
(۹) احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
(۱۰) خلیفة ‌بن‌ خیاط‌، تاریخ‌ خلیفة ‌بن‌ خیاط‌، چاپ‌ مصطفی‌ نجیب‌ فوّاز و حکمت‌ کشلی‌ فوّاز، بیروت‌ ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
(۱۱) احمد بن‌ داوود دینوری‌، الاخبار الطوال‌، چاپ‌ عبدالمنعم‌ عامر، مصر) ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹ (، چاپ‌ افست‌ بغداد) بی‌تا (.
(۱۲) محمد بن‌ ادریس‌ شافعی‌، الاُمّ، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۱۳) محمد بن‌ احمد شمس‌الائمه‌ سرخسی‌، کتاب‌ المبسوط‌، بیروت‌ ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
(۱۴) زین‌الدین بن‌ علی‌ شهید ثانی‌، الروضة‌البهیة‌ فی‌ شرح‌ اللمعة‌ الدمشقیة‌، چاپ‌ محمد کلانتر، نجف‌ ۱۳۹۸، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۴۱۰.
(۱۵) طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌).
(۱۶) محمد بن‌ حسن‌ طوسی‌، المبسوط‌ فی‌ فقه‌الامامیة، ج‌۷، چاپ‌ محمدباقر بهبودی‌، تهران‌) بی‌تا).
(۱۷) حسن‌ بن‌ یوسف‌ علامه‌ حلّی‌، مختلف‌ الشیعة‌ فی‌ احکام‌الشریعة، قم‌ ۱۴۱۲ـ ۱۴۲۰.
(۱۸) علی‌ بن‌ حسین‌ علم‌الهدی‌، مسائل‌ الناصریات‌، تهران‌ ۱۴۱۷/ ۱۹۹۷.
(۱۹) علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌ (ع‌)، امام‌ اول‌، نهج‌البلاغه‌، ترجمه‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌ ۱۳۷۰ش‌.
(۲۰) مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌).
(۲۱) محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
(۲۲) احمد بن‌ علی‌ نجاشی‌، فهرست‌ اسماء مصنّفی‌ الشیعة‌ المشتهر ب رجال‌ النجاشی‌، چاپ‌ موسی‌ شبیری‌ زنجانی‌، قم‌ ۱۴۰۷.
(۲۳) یاقوت‌ حموی‌،معجم البلدان.
(۲۴) یعقوبی‌، تاریخ‌.
(۲۵)ابن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغة، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، ۱۴۰۴ ه ق.
(۲۶)شیخ مفید، الجمل.

پانویس[ویرایش]
 
۱. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۲۷ـ۴۳۵.
۲. علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌ (ع‌)، امام‌ اول‌، نهج‌البلاغه‌،خطبه۱۴۸، ترجمه‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌ ۱۳۷۰ش‌.
۳. طبری‌، ج‌۴، ص‌۴۵۳، تاریخ‌ (بیروت‌).
۴. طبری، ج‌۴، ص‌۴۵۵،تاریخ‌ (بیروت‌).
۵. ابن قتیبه‌، الامامة و السیاسة، ج‌۱، ص‌۵۱ـ۵۲، المعروف‌ بتاریخ‌ الخلفاء، قاهره‌ ۱۳۸۸/۱۹۶۹، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۳ش‌.
۶. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۲۹.
۷. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۴۳۸.
۸. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۵۸، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۹. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۲۹.
۱۰. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۴۴۴.
۱۱. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص‌۱۶۶، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.    
۱۲. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص۲۲۶، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۱۳. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۵۹، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۴. احمد بن‌ داوود دینوری‌، الاخبار الطوال‌، ج۱، ص‌۱۴۴، چاپ‌ عبدالمنعم‌ عامر، مصر) ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹ (، چاپ‌ افست‌ بغداد) بی‌تا (.
۱۵. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۴۸ـ۴۴۹.
۱۶. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۴۵۱.
۱۷. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص‌۴۵۲، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۸. علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌ (ع‌)، امام‌ اول‌، نهج‌البلاغه‌،خطبه۱۷۴، ترجمه‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌ ۱۳۷۰ش‌.
۱۹. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۴۰.
۲۰. ابن قتیبه‌، الامامة و السیاسة، ج‌۱، ص‌۶۵، المعروف‌ بتاریخ‌ الخلفاء، قاهره‌ ۱۳۸۸/۱۹۶۹، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۳ش‌.
۲۱. ابن قتیبه‌، الامامة و السیاسة، ج‌۱، ص۶۸، المعروف‌ بتاریخ‌ الخلفاء، قاهره‌ ۱۳۸۸/۱۹۶۹، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۳ش‌.
۲۲. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۵۹، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۳. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص۱۶۳ـ۱۶۴، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۴. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۵۸، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۵. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۲۹ـ۴۳۱.
۲۶. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۴۳۵.
۲۷. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۴۵۴.
۲۸. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۴۶۲.
۲۹. علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌ (ع‌)، امام‌ اول‌، نهج‌البلاغه‌، خطبه۸،ترجمه‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌ ۱۳۷۰ش‌.
۳۰. ابن کلبی‌، جمهرة‌النسب‌، ج‌۱، ص‌۷۹ـ۸۰، ج‌۱، چاپ‌ ناجی‌ حسن‌، بیروت‌ ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۳۱. علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌ (ع‌)، امام‌ اول‌، نهج‌البلاغه‌،خطبه۱۴۸، ترجمه‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌ ۱۳۷۰ش‌.
۳۲. ابن قتیبه‌، الامامة و السیاسة، ج‌۱، ص‌۵۲، المعروف‌ بتاریخ‌ الخلفاء، قاهره‌ ۱۳۸۸/۱۹۶۹، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۳ش‌.
۳۳. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۵۶، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۳۴. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۴۸ـ۴۵۰.
۳۵. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۴۵۸ـ ۴۵۹.
۳۶. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص‌۲۲۷ـ ۲۲۸، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۳۷. ابن اثیر، اسدالغابة‌ فی‌ معرفة‌ الصحابة، ج‌۲، ص‌۲۴۹ـ۲۵۰، چاپ‌ محمد ابراهیم‌ بنا و محمد احمد عاشور، قاهره‌ ۱۹۷۰ـ۱۹۷۳.
۳۸. ابن اثیر، اسدالغابة‌ فی‌ معرفة‌ الصحابة، ج‌۳، ص‌۲۴۲ـ۲۴۳، چاپ‌ محمد ابراهیم‌ بنا و محمد احمد عاشور، قاهره‌ ۱۹۷۰ـ۱۹۷۳.
۳۹. علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌ (ع‌)، امام‌ اول‌، نهج‌البلاغه‌،خطبه۱۵۶، ترجمه‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌ ۱۳۷۰ش‌
۴۰. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۵۴۴.
۴۱. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۵، ص‌۱۵۰.
۴۲. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص‌۱۵۷ـ۱۶۰، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۴۳. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص۴۰۹ـ۴۱۲، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۴۴. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص۴۲۵ـ۴۳۴، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۴۵. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۵۰ـ۴۵۱.
۴۶. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص‌۲۲۶ـ۲۲۷، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۴۷. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۵۷ـ۱۵۹، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۴۸. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۴۹ـ۴۵۲.
۴۹. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۴۵۴.
۵۰. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص‌۴۵۳، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۵۱. مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌)، ج‌۳، ص‌۱۰۲.
۵۲. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص‌۲۲۸، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۵۳. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۸۳، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۵۴. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۷۷.
۵۵. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص‌۴۵۶ـ۴۵۷، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۵۶. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص۴۶۰، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۵۷. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص۴۶۷، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۵۸. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص۴۸۳ـ۴۸۴، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۵۹. طبری‌، ج‌۴، ص‌۴۵۱، تاریخ‌ (بیروت‌).
۶۰. طبری‌، ج‌۴، ص‌۴۵۴، تاریخ‌ (بیروت‌).
۶۱. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۵۹، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۶۲. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۵۹، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۶۳. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص‌۴۵۴ـ۴۵۵، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۶۴. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص‌۲۳۶ـ۲۳۸، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۶۵. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص‌۴۵۵ـ۴۵۶، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۶۶. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۵۱ـ۴۵۲.
۶۷. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۵۸، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۶۸. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۵۱.
۶۹. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص‌۴۵۵ـ۴۵۷، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۷۰. ابن قتیبه‌، الامامة و السیاسة، ج‌۱، ص‌۶۲، المعروف‌ بتاریخ‌ الخلفاء، قاهره‌ ۱۳۸۸/۱۹۶۹، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۳ش‌.
۷۱. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۴۵ـ۴۴۶.
۷۲. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۵۲.
۷۳. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۵۶ـ۴۵۷.
۷۴. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۵۰۷.
۷۵. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۵۳.
۷۶. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۵۴.
۷۷. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۴۶۰.
۷۸. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۵۹ـ۱۶۰، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۷۹. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۵۷.
۸۰. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۴۶۹.
۸۱. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص‌۴۵۷ـ۴۵۸، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۸۲. مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌)، ج‌۳، ص‌۱۰۲ـ۱۰۳.
۸۳. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۶۰، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۸۴. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۶۱.
۸۵. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۶۰، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۸۶. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۶۱ـ ۴۶۲.
۸۷. محمد بن‌ عبداللّه‌ اسکافی‌، المعیار و الموازنة‌ فی‌ فضائل‌ امیرالمؤمنین‌ علی ‌بن‌ ابی‌طالب‌ (صلوات‌اللّه‌ علیه‌)، ج۱، ص‌۶۰، چاپ‌ محمدباقر محمودی‌، بیروت‌ ۱۴۰۲/۱۹۸۱.    
۸۸. یاقوت‌ حموی‌،معجم البلدان، ذیل‌ «مِرْبَد».    
۸۹. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۹۰. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۶۰ـ۱۶۱، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۹۱. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۶۳ـ۴۶۷.
۹۲. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۴۶۹.
۹۳. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص‌۲۷۸ـ۲۸۰، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۹۴. خلیفة ‌بن‌ خیاط‌، تاریخ‌ خلیفة ‌بن‌ خیاط‌، ج۱، ص‌۱۰۹، چاپ‌ مصطفی‌ نجیب‌ فوّاز و حکمت‌ کشلی‌ فوّاز، بیروت‌ ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
۹۵. ابن قتیبه‌، الامامة و السیاسة، ج‌۱، ص‌۶۹، المعروف‌ بتاریخ‌ الخلفاء، قاهره‌ ۱۳۸۸/۱۹۶۹، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۳ش‌.
۹۶. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۶۱، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۹۷. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص‌۴۵۸، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۹۸. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص‌۲۸۰، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۹۹. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۶۷ـ۴۶۸.
۱۰۰. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۶۲، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۰۱. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۶۸ـ۴۶۹.
۱۰۲. علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌ (ع‌)، امام‌ اول‌، نهج‌البلاغه‌،خطبه۱۷۲، ترجمه‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌ ۱۳۷۰ش‌
۱۰۳. علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌ (ع‌)، امام‌ اول‌، نهج‌البلاغه‌،خطبه۲۱۸، ترجمه‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌ ۱۳۷۰ش‌
۱۰۴. ابن قتیبه‌، الامامة و السیاسة، ج‌۱، ص‌۶۹ـ۷۰، المعروف‌ بتاریخ‌ الخلفاء، قاهره‌ ۱۳۸۸/۱۹۶۹، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۳ش‌.
۱۰۵. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۶۲، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۰۶. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۴۶۸ـ۴۷۰.
۱۰۷. مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌)، ج‌۳، ص‌۱۰۳.
۱۰۸. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۶۲، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۰۹. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۷۵.
۱۱۰. مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌)، ج‌۳، ص‌۱۰۳.
۱۱۱. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۶۲ـ۱۶۵، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۱۲. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۷۰ـ۴۷۲.
۱۱۳. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۴۷۴ـ۴۷۵.
۱۱۴. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۷۲ـ۴۷۴.
۱۱۵. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص‌۲۹۹ـ۳۰۲، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۱۱۶. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۶۳ـ۱۶۴، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۱۷. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۶۸.
۱۱۸. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۴۷۴ـ۴۷۵.
۱۱۹. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۶۵، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۲۰. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص‌۴۵۷، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۲۱. یاقوت‌ حموی‌،معجم البلدان، ذیل‌ «الرَّبَذَة‌».
۱۲۲. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۵۸، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۲۳. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص۱۶۵، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۲۴. طبری‌، ج‌۴، ص‌۴۵۵، تاریخ‌ (بیروت‌).
۱۲۵. طبری‌، ج‌۴، ص‌۴۷۷-۴۷۹، تاریخ‌ (بیروت‌).
۱۲۶. مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌)، ج‌۳، ص‌۱۰۳ـ ۱۰۵.
۱۲۷. خلیفة ‌بن‌ خیاط‌، تاریخ‌ خلیفة ‌بن‌ خیاط‌، ج۱، ص‌۱۱۰، چاپ‌ مصطفی‌ نجیب‌ فوّاز و حکمت‌ کشلی‌ فوّاز، بیروت‌ ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
۱۲۸. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۷۷.
۱۲۹. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۶۶، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۳۰. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۶۴، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۳۱. احمد بن‌ داوود دینوری‌، الاخبار الطوال‌، ج۱، ص‌۱۴۴ـ۱۴۵، چاپ‌ عبدالمنعم‌ عامر، مصر) ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹ (، چاپ‌ افست‌ بغداد) بی‌تا (.
۱۳۲. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۷۷ـ ۴۷۸.
۱۳۳. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۴۸۱ـ۴۸۷.
۱۳۴. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۴۹۹ـ۵۰۰.
۱۳۵. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص‌۲۴۲ـ۲۴۴، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۱۳۶. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۵۲ـ۴۵۳.
۱۳۷. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۸۱.
۱۳۸. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۸۰.
۱۳۹. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص‌۲۸۵، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۱۴۰. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۶۴، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۴۱. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص۱۶۶ـ۱۶۹، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۴۲. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص۱۸۶، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۴۳. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۹۶ـ۴۹۸.
۱۴۴. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۵۰۰ـ۵۰۵.
۱۴۵. احمد بن‌ داوود دینوری‌، الاخبار الطوال‌، ج۱، ص‌۱۴۵ـ ۱۴۶، چاپ‌ عبدالمنعم‌ عامر، مصر) ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹ (، چاپ‌ افست‌ بغداد) بی‌تا (.
۱۴۶. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص‌۴۵۸ـ۴۶۱، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۴۷. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص۴۶۳، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۴۸. مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌)، ج‌۳، ص‌۱۱۷.
۱۴۹. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۵۰۵ـ۵۰۶.
۱۵۰. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص‌۴۶۱، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۵۱. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص۴۶۳، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۵۲. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص۴۸۷، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۵۳. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۶۸، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۵۴. خلیفة ‌بن‌ خیاط‌، تاریخ‌ خلیفة ‌بن‌ خیاط‌، ج۱، ص‌۱۱۱، چاپ‌ مصطفی‌ نجیب‌ فوّاز و حکمت‌ کشلی‌ فوّاز، بیروت‌ ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
۱۵۵. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۵۰۰ـ ۵۰۱.
۱۵۶. مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌)، ج‌۳، ص‌۱۰۴ـ۱۰۶.
۱۵۷. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۵۰۳.
۱۵۸. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۸۸ـ۴۸۹.
۱۵۹. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۵۰۶ـ۵۰۷.
۱۶۰. احمد بن‌ داوود دینوری‌، الاخبار الطوال‌، ج۱، ص‌۱۴۷، چاپ‌ عبدالمنعم‌ عامر، مصر) ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹ (، چاپ‌ افست‌ بغداد) بی‌تا (.
۱۶۱. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۵۰۱.
۱۶۲. مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌)، ج‌۳، ص‌۱۰۶.
۱۶۳. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص‌۳۳۴، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۱۶۴. احمد بن‌ داوود دینوری‌، الاخبار الطوال‌، ج۱، ص‌۱۴۷، چاپ‌ عبدالمنعم‌ عامر، مصر) ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹ (، چاپ‌ افست‌ بغداد) بی‌تا (.
۱۶۵. ابن قتیبه‌، الامامة و السیاسة، ج‌۱، ص‌۷۰ـ۷۱، المعروف‌ بتاریخ‌ الخلفاء، قاهره‌ ۱۳۸۸/۱۹۶۹، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۳ش‌.
۱۶۶. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص‌۴۶۵ـ۴۶۷، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۶۷. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص‌۳۱۳ـ۳۱۷، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۱۶۸. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص‌۴۶۷، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۶۹. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۶۹، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۷۰. ابن قتیبه‌، الامامة و السیاسة، ج‌۱، ص‌۷۶، المعروف‌ بتاریخ‌ الخلفاء، قاهره‌ ۱۳۸۸/۱۹۶۹، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۳ش‌.
۱۷۱. احمد بن‌ داوود دینوری‌، الاخبار الطوال‌، ج۱، ص‌۱۴۶ـ ۱۴۷، چاپ‌ عبدالمنعم‌ عامر، مصر) ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹ (، چاپ‌ افست‌ بغداد) بی‌تا (.
۱۷۲. ابن اعثم‌ کوفی‌، ج‌۲، ص‌۴۶۸، کتاب‌ الفتوح‌، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۷۳. ابن اعثم‌ کوفی‌، ج‌۲، ص‌۴۶۱، کتاب‌ الفتوح‌، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۷۴. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة،ص‌۳۱۹ـ ۳۲۵، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۱۷۵. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة،ص‌۳۳۴ـ ۳۳۵، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۱۷۶. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة،ص۳۳۱، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۱۷۷. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۷۰، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۷۸. احمد بن‌ داوود دینوری‌، الاخبار الطوال‌، ج۱، ص‌۱۴۹، چاپ‌ عبدالمنعم‌ عامر، مصر) ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹ (، چاپ‌ افست‌ بغداد) بی‌تا (.
۱۷۹. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۵۰۷.
۱۸۰. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۷۰، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۸۱. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۶۹، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۸۲. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص۱۸۱ـ۱۸۲، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۸۳. احمد بن‌ داوود دینوری‌، الاخبار الطوال‌، ج۱، ص‌۱۴۷ـ ۱۴۸، چاپ‌ عبدالمنعم‌ عامر، مصر) ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹ (، چاپ‌ افست‌ بغداد) بی‌تا (.
۱۸۴. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۵۰۱ـ ۵۰۲.
۱۸۵. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۵۰۸ـ۵۰۹.
۱۸۶. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص‌۴۶۹ـ ۴۷۱، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۸۷. مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌)، ج‌۳، ص‌۱۰۷ـ۱۰۸.
۱۸۸. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۷۰ـ۱۷۱، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۸۹. یعقوبی‌، تاریخ‌،ج‌۲، ص‌۱۸۲.
۱۹۰. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۵۰۹.
۱۹۱. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۵۱۱.
۱۹۲. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص‌۴۷۳، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۱۹۳. خلیفة ‌بن‌ خیاط‌، تاریخ‌ خلیفة ‌بن‌ خیاط‌، ج۱، ص‌۱۱۱، چاپ‌ مصطفی‌ نجیب‌ فوّاز و حکمت‌ کشلی‌ فوّاز، بیروت‌ ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
۱۹۴. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۵۰۱.
۱۹۵. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۵۴۲.
۱۹۶. خلیفة ‌بن‌ خیاط‌، ج۱، ص‌۱۰۸، تاریخ‌ خلیفة ‌بن‌ خیاط‌، چاپ‌ مصطفی‌ نجیب‌ فوّاز و حکمت‌ کشلی‌ فوّاز، بیروت‌ ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
۱۹۷. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۶۹، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۱۹۸. احمد بن‌ داوود دینوری‌، الاخبار الطوال‌، ج۱، ص‌۱۴۷، چاپ‌ عبدالمنعم‌ عامر، مصر) ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹ (، چاپ‌ افست‌ بغداد) بی‌تا (.
۱۹۹. طبری‌، ج‌۴، ص‌۵۳۴، تاریخ‌ (بیروت‌).
۲۰۰. مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌)، ج‌۳، ص‌۱۱۳.
۲۰۱. یعقوبی‌،تاریخ، ج‌۲، ص‌۱۸۲.
۲۰۲. مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌)، ج‌۳، ص‌۹۵.
۲۰۳. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص‌۳۳۶، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۲۰۴. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۷۴، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۰۵. یعقوبی‌،تاریخ، ج‌۲، ص‌۱۸۲
۲۰۶. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۵۴۲.
۲۰۷. یاقوت‌ حموی‌،معجم البلدان، ذیل‌ «الخُرَیبَة‌».
۲۰۸. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۷۱، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۰۹. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۵۰۹.
۲۱۰. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۵۱۲ـ۵۱۳.
۲۱۱. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۵۲۵.
۲۱۲. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۵۲۳.
۲۱۳. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۷۷، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۱۴. احمد بن‌ داوود دینوری‌، الاخبار الطوال‌، ج۱، ص‌۱۵۰ـ۱۵۱، چاپ‌ عبدالمنعم‌ عامر، مصر) ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹ (، چاپ‌ افست‌ بغداد) بی‌تا (.
۲۱۵. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص‌۳۶۸ـ۳۶۹، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۲۱۶. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص۳۷۶ـ۳۷۷، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۲۱۷. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص۳۷۹، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۲۱۸. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۷۱، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۱۹. یعقوبی‌،تاریخ، ج‌۲، ص‌۱۸۳
۲۲۰. مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌)، ج‌۳، ص‌۹۶.
۲۲۱. ابن قتیبه‌، الامامة و السیاسة، ج‌۱، ص‌۷۷، المعروف‌ بتاریخ‌ الخلفاء، قاهره‌ ۱۳۸۸/۱۹۶۹، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۳ش‌.
۲۲۲. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۷۶، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۲۳. یعقوبی‌،تاریخ، ج‌۲، ص‌۱۸۱.
۲۲۴. احمد بن‌ داوود دینوری‌، الاخبار الطوال‌، ج۱، ص‌۱۴۸، چاپ‌ عبدالمنعم‌ عامر، مصر) ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹ (، چاپ‌ افست‌ بغداد) بی‌تا (.
۲۲۵. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۵۰۸ـ۵۰۹.
۲۲۶. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۵۲۷ـ۵۲۸.
۲۲۷. خلیفة ‌بن‌ خیاط‌، تاریخ‌ خلیفة ‌بن‌ خیاط‌، ج۱، ص‌۱۱۱، چاپ‌ مصطفی‌ نجیب‌ فوّاز و حکمت‌ کشلی‌ فوّاز، بیروت‌ ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
۲۲۸. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۹۸.
۲۲۹. یعقوبی‌،تاریخ، ج‌۲، ص‌۱۸۳.
۲۳۰. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص‌۴۷۰ـ۴۷۱، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۲۳۱. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۸۱، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۳۲. ابن قتیبه‌، الامامة و السیاسة، ج‌۱، ص‌۷۳ـ۷۴، المعروف‌ بتاریخ‌ الخلفاء، قاهره‌ ۱۳۸۸/۱۹۶۹، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۳ش‌.
۲۳۳. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۸۰ـ۱۸۴، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۳۴. یعقوبی‌،تاریخ، ج‌۲، ص‌۱۸۱.
۲۳۵. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۴۹۸ـ۴۹۹.
۲۳۶. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۵۱۱.
۲۳۷. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۵۳۴ـ ۵۳۵.
۲۳۸. مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌)، ج‌۳، ص‌۱۰۸.
۲۳۹. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۸۰ـ۱۸۱، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۴۰. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص‌۴۷۱ـ۴۷۲، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۲۴۱. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۷۸ـ۱۷۹، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۴۲. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۵۰۹ـ۵۱۰.
۲۴۳. احمد بن‌ داوود دینوری‌، الاخبار الطوال‌، ج۱، ص‌۱۵۲، چاپ‌ عبدالمنعم‌ عامر، مصر) ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹ (، چاپ‌ افست‌ بغداد) بی‌تا (.
۲۴۴. یعقوبی‌،تاریخ، ج‌۲، ص‌۱۸۱.
۲۴۵. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۵۳۳ـ۵۳۴.
۲۴۶. ابن قتیبه‌، الامامة و السیاسة، ج‌۱، ص‌۷۸، المعروف‌ بتاریخ‌ الخلفاء، قاهره‌ ۱۳۸۸/۱۹۶۹، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۳ش‌.
۲۴۷. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص‌۴۸۳ـ۴۸۵، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۲۴۸. مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌)، ج‌۳، ص‌۱۱۳ـ۱۱۴.
۲۴۹. مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌)، ج‌۳، ص۱۱۶.
۲۵۰. احزاب‌/سوره۳۳، آیه۳۳.    
۲۵۱. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۷۸، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۵۲. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص۱۸۸ـ۱۸۹، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۵۳. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص‌۴۸۷، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۲۵۴. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۸۷، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۵۵. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۷۷، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۵۶. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص۱۸۸، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۵۷. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۵۴۵.
۲۵۸. خلیفة ‌بن‌ خیاط‌، تاریخ‌ خلیفة ‌بن‌ خیاط‌، ج۱، ص‌۱۱۲، چاپ‌ مصطفی‌ نجیب‌ فوّاز و حکمت‌ کشلی‌ فوّاز، بیروت‌ ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
۲۵۹. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۵۳۹.
۲۶۰. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص۵۴۵.
۲۶۱. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص‌۴۸۷ـ۴۸۸، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۲۶۲. مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌)، ج‌۳، ص‌۹۵ـ۹۶.
۲۶۳. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص‌۴۱۹، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۲۶۴. یعقوبی‌،تاریخ، ج‌۲، ص‌۱۸۱
۲۶۵. خلیفة ‌بن‌ خیاط‌، تاریخ‌ خلیفة ‌بن‌ خیاط‌، ج۱، ص‌۱۱۲، چاپ‌ مصطفی‌ نجیب‌ فوّاز و حکمت‌ کشلی‌ فوّاز، بیروت‌ ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
۲۶۶. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص‌۴۸۷، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۲۶۷. مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌)، ج‌۳، ص‌۹۶.
۲۶۸. علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌ (ع‌)، امام‌ اول‌، نهج‌البلاغه‌،خطبه۱۳، ترجمه‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌ ۱۳۷۰ش‌
۲۶۹. ابن قتیبه‌، الامامة و السیاسة، ج‌۱، ص‌۷۷، المعروف‌ بتاریخ‌ الخلفاء، قاهره‌ ۱۳۸۸/۱۹۶۹، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۳ش‌.
۲۷۰. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، ج‌۲، ص‌۱۸۶ـ۱۸۷، انساب‌ الاشراف‌، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۷۱. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، ج‌۲، ص۱۹۲، انساب‌ الاشراف‌، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۷۲. احمد بن‌ داوود دینوری‌، الاخبار الطوال‌، ج۱، ص‌۱۵۱ـ۱۵۲، چاپ‌ عبدالمنعم‌ عامر، مصر) ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹ (، چاپ‌ افست‌ بغداد) بی‌تا (.
۲۷۳. مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌)، ج‌۳، ص‌۱۱۳ـ۱۱۴.
۲۷۴. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، ج‌۲، ص‌۱۷۰، انساب‌ الاشراف‌، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۷۵. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، ج‌۲، ص‌۱۸۶، انساب‌ الاشراف‌، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۷۶. احمد بن‌ داوود دینوری‌، الاخبار الطوال‌، ج۱، ص‌۱۵۱ـ۱۵۲، چاپ‌ عبدالمنعم‌ عامر، مصر) ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹ (، چاپ‌ افست‌ بغداد) بی‌تا (.
۲۷۷. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص‌۴۰۵، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۲۷۸. ابن قتیبه‌، الامامة و السیاسة، ج‌۱، ص‌۷۸، المعروف‌ بتاریخ‌ الخلفاء، قاهره‌ ۱۳۸۸/۱۹۶۹، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۳ش‌.
۲۷۹. احمد بن‌ داوود دینوری‌، الاخبار الطوال‌، ج۱، ص‌۱۵۱، چاپ‌ عبدالمنعم‌ عامر، مصر) ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹ (، چاپ‌ افست‌ بغداد) بی‌تا (.
۲۸۰. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)، ج‌۴، ص‌۵۴۲.
۲۸۱. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص‌۳۹۵ـ ۳۹۹، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۲۸۲. مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌)، ج‌۳، ص‌۱۱۶ـ۱۱۷.
۲۸۳. محمد بن‌ محمد مفید، الجمل‌ و النصرة‌ لسیدالعترة‌ فی‌ حرب‌ البصرة، ج۱، ص‌۴۰۰ـ۴۰۱، چاپ‌ علی‌ میرشریفی‌، قم‌ ۱۳۷۴ش‌.
۲۸۴. ابن اعثم‌ کوفی‌، کتاب‌ الفتوح‌، ج‌۲، ص‌۴۸۸، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
۲۸۵. احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف‌، ج‌۲، ص‌۱۹۱ـ ۱۹۲، چاپ‌ محمود فردوس‌ العظم‌، دمشق‌ ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰.
۲۸۶. احمد بن‌ داوود دینوری‌، الاخبار الطوال‌، ج۱، ص‌۱۵۲، چاپ‌ عبدالمنعم‌ عامر، مصر) ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹ (، چاپ‌ افست‌ بغداد) بی‌تا (.
۲۸۷. محمد بن‌ ادریس‌ شافعی‌، ج‌۴، ص‌۲۲۹، الاُمّ، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۸۸. محمد بن‌ ادریس‌ شافعی‌، ج‌۴، ص‌۲۳۶، الاُمّ، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۲۸۹. علی‌ بن‌ حسین‌ علم‌الهدی‌، مسائل‌ الناصریات‌، ج۱، ص‌۴۴۳۴۴۴، تهران‌ ۱۴۱۷/ ۱۹۹۷.    
۲۹۰. محمد بن‌ حسن‌ طوسی‌، المبسوط‌ فی‌ فقه‌الامامیة، ج‌۷، ص‌۲۶۴۲۶۶، ج‌۷، چاپ‌ محمدباقر بهبودی‌، تهران‌) بی‌تا).    
۲۹۱. محمد بن‌ احمد شمس‌الائمه‌ سرخسی‌، کتاب‌ المبسوط‌، ج‌۱۰، ص‌۱۲۶ـ ۱۲۷، بیروت‌ ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
۲۹۲. حسن‌ بن‌ یوسف‌ علامه‌ حلّی‌، مختلف‌ الشیعة‌ فی‌ احکام‌الشریعة، ج‌۴، ص‌۴۵۰۴۵۳، قم‌ ۱۴۱۲ ۱۴۲۰.    
۲۹۳. زین‌الدین بن‌ علی‌ شهید ثانی‌، الروضة‌البهیة‌ فی‌ شرح‌ اللمعة‌ الدمشقیة‌، ج‌۲، ص‌۴۰۷ ۴۰۹، چاپ‌ محمد کلانتر، نجف‌ ۱۳۹۸، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۴۱۰.    
۲۹۴. ابن ‌ابی‌الحدید، شرح‌ نهج‌البلاغه‌، ج‌۱۴، ص‌۲۴، چاپ‌ محمدابوالفضل‌ ابراهیم‌، قاهره‌ ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۷، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ (بی‌تا (.
۲۹۵. ابن ندیم‌، ج۱، ص‌۵۹.
۲۹۶. ابن ندیم‌، ج۱، ص۱۰۵ـ۱۰۶.
۲۹۷. ابن ندیم‌، ج۱، ص۱۱۱.
۲۹۸. ابن ندیم‌، ج۱، ص۱۱۵.
۲۹۹. ابن ندیم‌، ج۱، ص۱۲۱ـ ۱۲۲.
۳۰۰. ابن ندیم‌، ج۱، ص۲۸۵.
۳۰۱. احمد بن‌ علی‌ نجاشی‌، فهرست‌ اسماء مصنّفی‌ الشیعة‌ المشتهر ب رجال‌ النجاشی‌، ج۱، ص‌۱۷، چاپ‌ موسی‌ شبیری‌ زنجانی‌، قم‌ ۱۴۰۷.
۳۰۲. احمد بن‌ علی‌ نجاشی‌، فهرست‌ اسماء مصنّفی‌ الشیعة‌ المشتهر ب رجال‌ النجاشی‌، ج۱، ص۱۲۹، چاپ‌ موسی‌ شبیری‌ زنجانی‌، قم‌ ۱۴۰۷.
۳۰۳. احمد بن‌ علی‌ نجاشی‌، فهرست‌ اسماء مصنّفی‌ الشیعة‌ المشتهر ب رجال‌ النجاشی‌، ج۱، ص۲۴۰، چاپ‌ موسی‌ شبیری‌ زنجانی‌، قم‌ ۱۴۰۷.
۳۰۴. احمد بن‌ علی‌ نجاشی‌، فهرست‌ اسماء مصنّفی‌ الشیعة‌ المشتهر ب رجال‌ النجاشی‌، ج۱، ص۳۲۰، چاپ‌ موسی‌ شبیری‌ زنجانی‌، قم‌ ۱۴۰۷.
۳۰۵. احمد بن‌ علی‌ نجاشی‌، فهرست‌ اسماء مصنّفی‌ الشیعة‌ المشتهر ب رجال‌ النجاشی‌، ج۱، ص۳۴۷، چاپ‌ موسی‌ شبیری‌ زنجانی‌، قم‌ ۱۴۰۷.
۳۰۶. احمد بن‌ علی‌ نجاشی‌، فهرست‌ اسماء مصنّفی‌ الشیعة‌ المشتهر ب رجال‌ النجاشی‌، ج۱، ص۴۱۸، چاپ‌ موسی‌ شبیری‌ زنجانی‌، قم‌ ۱۴۰۷.
۳۰۷. احمد بن‌ علی‌ نجاشی‌، فهرست‌ اسماء مصنّفی‌ الشیعة‌ المشتهر ب رجال‌ النجاشی‌، ج۱، ص۴۳۵، چاپ‌ موسی‌ شبیری‌ زنجانی‌، قم‌ ۱۴۰۷.
۳۰۸. احمد بن‌ علی‌ نجاشی‌، فهرست‌ اسماء مصنّفی‌ الشیعة‌ المشتهر ب رجال‌ النجاشی‌، ج۱، ص۴۲۸، چاپ‌ موسی‌ شبیری‌ زنجانی‌، قم‌ ۱۴۰۷.
۳۰۹. شیخ مفید، الجمل، ص ۳۰۴٫
۳۱۰. شیخ مفید، الجمل، ص ۳۰۶؛ به نقل انساب الاشراف، ص ۲۲۶٫
۳۱۱. نهج البلاغة، ص ۲۴۷، انتشارات دار الهجرة، قم، بی تا.
۳۱۲. نهج البلاغة، ص ۲۰۶، انتشارات دار الهجرة، قم، بی تا.
۳۱۳. شیخ مفید، الجمل، ص ۲۴۰
۳۱۴. شیخ مفید، الجمل، ص ۴۱۰-۴۰۹
۳۱۵. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۳۲، ص ۱۲۱، مؤسسة الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ ه ق، به نقل از تاریخ طبری و بلاذری.    
۳۱۶. علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌ (ع‌)، امام‌ اول‌، نهج‌البلاغه‌،ص۱۹۴، ترجمه‌ جعفر شهیدی‌، تهران‌ ۱۳۷۰ش‌.
۳۱۷. علی‌ بن‌ ابی‌طالب‌ (ع‌)، امام‌ اول‌، نهج‌البلاغه‌، ترجمه‌ جعفر شهیدی‌،ص۲۵۰،خطبه۱۷۴، تهران‌ ۱۳۷۰ش‌.
۳۱۸. ابن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغة، ج ۶، ص ۲۱۵، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، ۱۴۰۴ ه ق.    
۳۱۹. شیخ مفید، الجمل، ص ۶۴، کنگره شیخ مفید، قم، ۱۴۱۳ ه ق.    


منابع[ویرایش]
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «جنگ جمل»، شماره۴۸۸۲.    
سایت اسلام پدیا    






جعبه‌ابزار